صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عقل رشنال Rational (حسابگر) مشکل امروز جوانان ، جهانیان و ضد انقلاب

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41220

    اشاره عقل رشنال Rational (حسابگر) مشکل امروز جوانان ، جهانیان و ضد انقلاب






    عقل حسابگر، نماینده اصلی جناب جهل است


    و هنگامی که از این عقل بخواهی بعنوان عصا استفاده کنی


    سر از بیراهه در خواهی اورد



    چه در شغل،چه در انتخاب همسر و چه در باره انقلاب یا جهان بخواهی نظر دهی



  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مداحی آقا امام زمان و امام حسین ، موزیک غمگین
    نوشته
    678
    حضور
    25 روز 3 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    2258



    منظورتان منطقی بودنه دیگه ؟
    بیشتر توضیح میدید ؟
    چشم ها را شستم جور دیگر دیدم

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    222
    حضور
    8 روز 23 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    704



    نقل قول نوشته اصلی توسط شهید علی اصغر پازوکی نمایش پست ها


    عقل حسابگر، نماینده اصلی جناب جهل است


    و هنگامی که از این عقل بخواهی بعنوان عصا استفاده کنی


    سر از ترکستان در خواهی اورد



    چه در شغل،چه در انتخاب همسر و چه در باره انقلاب یا جهان بخواهی نظر دهی

    یعنی چی ؟؟
    از هر کرانه تیر دعا کرده‌ام روان
    باشد کز آن میانه یکی کارگر شود

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41220



    نقل قول نوشته اصلی توسط کنجکاو بی گناه نمایش پست ها
    منظورتان منطقی بودنه دیگه ؟
    بیشتر توضیح میدید ؟
    این عقلی که در مدارس تجربی و دانشگاه ها تدریس مشود بیشتر این عقل است
    همانطور که گفته شد
    نماینده اصلی جناب حهل است
    در صورتی که
    در گذشته و حال همیشه ما از جهل در برابر عقل صحبت میکنیم
    این عقل دومی نوری از انوار خداست
    که ذات اقدس الهی عقل کل است

    اما این عقلی که امروز عصای
    جوانان شده است
    اگر بجایش استفاده نشود خطر افرین است

    عقل رشنال Rational
    عقل حسابگری است


    نه عقل دل و عشق...




  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    222
    حضور
    8 روز 23 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    704



    نقل قول نوشته اصلی توسط شهید علی اصغر پازوکی نمایش پست ها

    این عقلی که در مدارس تجربی و دانشگاه ها تدریس مشود بیشتر این عقل است
    همانطور که گفته شد
    نماینده اصلی جناب حهل است
    در صورتی که
    در گذشته و حال همیشه ما از جهل در برابر عقل صحبت میکنیم
    این عقل دومی نوری از انوار خداست
    که ذات اقدس الهی عقل کل است

    اما این عقلی که امروز عصای
    جوانان شده است
    اگر بجایش استفاده نشود خطر افرین است

    عقل رشنال Rational
    عقل حسابگری است


    نه عقل دل و عشق...


    من دیگه حرفی ندارم
    از هر کرانه تیر دعا کرده‌ام روان
    باشد کز آن میانه یکی کارگر شود

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41220



    نقل قول نوشته اصلی توسط salam1990 نمایش پست ها


    عقل حسابگر، نماینده اصلی جناب جهل است
    آیت ا... دکتر مهدی هادوی تهرانی در ابتدای سخنان خود گفتند: اصطلاح عقل در فرهنگ جدید غربی معادل (rationality)یا (rational) است در فرهنگ فلسفی آنان که در دوران بعد از «دوران تاریکی» در غرب به تعبیر خودشان در دوره رنسانس و دوره «روشنگری» این اصطلاح شکل گرفت. به اصطلاح در واقع این عقل، که گاهی از آن تعبیر می کنیم به عقل حسابگر غیر از اصطلاح عقلی است که در فلسفه های کهن، در فلسفه های کلاسیک مطرح بوده و غیر از اصطلاح عقلی است که در فرهنگ اسلامی مطرح است. این شباهت اصطلاحات ما را به اشتباه نیندازد. یکی از مواردی که بسیاری از افرادی که وارد بحث های جدید می شوند اشتباه می کنند و من زیاد از این اشتباهات دیدم این است که تفاوت مصطلحات را در فرهنگ های مختلف نمی دانند و فکر می کنند این تلقی که مثلاً در فرهنگ فلسفی کلاسیک از عقل وجود دارد همان تلقی است که مثلاً از عقل در فرهنگ فلسفی جدید غرب و یا در فرهنگ اسلامی وجود دارد.اصلاً این طور نیست بسیاری مواردی ممکن است مصطلحاتی مشابه هم باشد ولی در واقع تفاوت های جوهری با هم داشته باشد.
    ایشان سپس به تعابیر عقل در فلسفه کلاسیک پرداختند و افزودند: عقل در اصطلاح فلسفی کلاسیک و فلسفه قدیم به تعبیری( schoolastic) فلسفه مدرسی همان است که احیاناً کسانی که منطق خوانده باشند در منطق کلاسیک با آن آشنا هستند که یکی از قوای نفس محسوب می شود که قدرت ادراک مفاهیم کلی را دارد البته این عقل، عقل بشری است.
       

    در اصطلاح فلسفی ما یک عقل دیگری هم داریم که آن عقل یکی از مراتب عالم وجود است که برترین مرتبه عالم وجود هم هست بعد از مرتبه ربوبی که در فلسفه از آن به واجب الوجود تعبیر می شود. وقتی از واجب الوجود به سمت ممکن الوجود حرکت می کنیم در فلسفه کلاسیک اولین عالمی که به آن می رسیم عالم عقل نامیده می شود که در واقع عالمی است که در اصطلاح فلسفه کلاسیک موجوداتش هم ذاتاً و هم فعلاً یعنی به لحاظ فعل و عمل مجرد هستند.
    عضو شورای علمی دانشگاه صنعتی شریف در مورد اینکهدر فلسفه کلاسیک به عقل بشری که مدرک کلیات هست عقل گفته می شود گفت: علت این است که در فلسفه کلاسیک معتقدند ما از طریق آن عالم عقل کلیات را ادراک می کنیم یعنی در واقع آن صورت هایی که در عالم عقل است به شخص انسان در عقل انسانی نقش می بندد (البته به یک معنایی) و ما مفاهیم کلی را درک می کنیم اما اینکه چگونه این اتفاق رخ می دهد بحثی است که در فلسفه ما به روش های مختلفی تبیین شده است.
    آیت ا... هادوی با اشاره به اینکه اصطلاح عقل در فرهنگ اسلامی در مقابل مفهوم جهل به کار رفته است افزود: شما اگر به کتاب اصول مرحوم کلینی رضوان ا... علیه مراجعه کنید می بینید آنجا یک فصلی با عنوان کتاب « العقل و الجهل» و روایاتی در آن وارد شده اند از جمله روایت معروف جنود عقل و جنود جهل که حضرت امام رضوان ا... تعالی علیه شرح مفصلی بر این روایت دارند که به صورت یک کتاب مستقل هم منتشر شده است تحت عنوان «جنود عقل و جنود جهل». آن عقلی که در آنجا هست در فرهنگ اسلامی تعبیری دارد در برخی روایات :« العقل ما عُبِد به الرحمان» عقل آن است که انسان با آن بندگی خدا می کند و بهشت را به دست می آورد. بنابراین آن نوع عقلانیتی که منجر به خدا نمی شود آن نوع عقلانیتی که منجر به صدق در عمل نمی شود آن در واقع از نظر فرهنگ اسلامی جهل است، اصلاً عقل نیست هرچند آن می تواند در فرهنگ فلسفه کلاسیک ما از باب ادراک کلیات به عنوان عقل تلقی شود که این امر عقلی است به این معنی که یک مفهوم کلی است. البته فیلسوفان ما که تحت تأثیر مفاهیم دینی بودند سعی کرده اند بین آن چیزی که در فضای فلسفی یونان باستان وجود داشت با آن چیزی که در فضای مفاهیم دینی ما وجود داشت یک تلفیق و ترکیب و هماهنگی را ایجاد کنند که شکل کامل این تلفیق و ترکیب را شما در فلسفه صدرایی در حکمت متعالیه می بینید. صدرالمتألهین قهرمان صحنه تلفیق بین مفاهیم نقلی ، مفاهیم عقلی و یافته های عرفانی است که این کار را سعی کرده در آثار خودش و به ویژه در بزرگترین اثرش کتاب اسفار انجام دهد.
    فیلسوفان ما روایت« اول ما خلق ا... العقل» با آنچه که در فلسفه کلاسیک آمده که اولین مرتبه عالم وجود بعد از واجب الوجود عقل است ترکیب کرده اند و آن روایت را به همین ترکیب کردند که «اول ما خلق ا... العقل» همین مرتبه اول است که در فلسفه از آن یاد می شود.
    این اصطلاحاتی است که ما در فرهنگ فلسفی کلاسیک قبل از اسلام، در فرهنگ فلسفه یونان و بعد در فلسفه بعد از اسلام از فلسفه فرهنگ اسلامی داریم. البته واقعیت قضیه این است که فلسفه یونانی بعد از اینکه به دست فیلسوفان مسلمان افتاد و بویژه توسط فارابی و بعد از او شیخ الرئیس و بعد صدرالمتألهین امثال اینهاست، متحول شد و از بیان قرائت‏ها و یکی قرائت ابن رشد است که کاملاً متفاوت است با قرائت شیخ الرئیس و فارابی. برخلاف شیخ الرئیس و فارابی که مفاهیم توحیدی را از فرهنگ فلسفه غرب یونان باستان به دست می آورند ابن رشد متفاوت بر این نقل کرده فلسفه یونانی را و به همین دلیل هم فرهنگ فلسفی ابن رشد چندان در بین فیلسوفان مسلمان رایج نبوده و به آن اعتنا نشده و به خلافش در فرهنگ غرب بیشتر به روایت ابن رشد توجه دارند.
    مؤلف کتاب«گنجینه خرد» در ادامه افزود: درفرهنگ فلسفه غرب جدید مفهوم عقل به تعبیری تنزل پیدا کرد و تبدیل شد به یک مفهوم و تعبیری خاکی. از آن مفهوم افلاکی به زمین آمده. همچنان که در دوره رنسانس بسیاری از مفاهیم متعالی در واقع تبدیل شد به مفاهیم دانی، زمینی و خاکی که یکی از آن مفاهیم مفهوم عقل است. عقلی که در فلسفه جدید غرب شکل گرفت که ما گاهی از آن تعبیر می کنیم به عقل حسابگرتوجهی که به عقل به مفهوم متعالیه قبل از این دوران دانست تبدیل شد به یک مفهوم پایین یک مفهوم زمینی و خاکی و به تعبیری ناسوتی و این مفهوم ناسوتی معیار شد در فلسفه و کل رشته های منشعب در فلسفه در غرب که در رشته های مختلف علوم اسلامی شکل گرفت و در برخی شاخه های علوم انسانی مثل جامعه شناسی به خصوص بعضی از رشته ها و زمینه های جامعه شناسی، مثل جامعه شناسی «وبر» شما به شدت حاکمیت عقل حسابگر را می بینید. اشکالاتی که در واقع همین عقل حسابگر مصلحت اندیشی که حالا بعضی از غربی ها به تعبیری آن را جای خدا می نشاندند و خواستند نقش خدا را بر آن قرار بدهند.
       
    سخنران نشست علمی«فقه و عقلانیت و چالشهای معاصر » در پاسخ به این سوال که آیا فقه اسلامی قوانین حقوق بشر امروز را قبول دارد یا خیر و اگر پاسخ مثبت است مسایلی چون «برده داری»،« ارتداد» و « نابرابری حقوق زن و مرد» را چگونه توجیه عقلانی می کند؟ گفت: این اشکالات از چنین عقلی نشأت می گیرد و الا عقل مفهوم اسلامی که «ماعُبد به الرحمان» است، آن که ناسازگاری با مفاهیم دینی پیدا نمی کند و آن عقل مفهوم فلسفی هم بعد از اسلامی شدنش توسط فیلسوفان مسلمان بزرگ و به خصوص بعد از حکمت متعالیه همان وضعیت را دارد یعنی ناسازگاری با مفاهیم دینی ندارد بلکه در راستای مفاهیم دینی و پا به پای آنها و تأیید کننده آنهاست.از منظر آن عقل کلاسیک یا عقل اسلامی خداوند تبارک و تعالی خالق همه عالم است. و آن عقل بنا بر آنچه که در فلسفه کلاسیک بیان می شود توسط خود عقل وجود خداوند تبارک و تعالی اثبات می شود و ضرورتش تبیین می شود آن خداوند که عقل آن را اصل وجودش را و صفاتش را در الهیات اثبات می کند آن عقل می گوید خدایی با این صفات همچنانی که انسان را خلق کرد، احکام بر انسان را هم بیان کرد و آنچه را که او بیان کرده از آن جایی که همه عالم تکوین در اختیار اوست در عالم تشریع هم در واقع تطابق وجود دارد. بنابراین آن عقل یک تطابق کامل بین عالم تکوین و عالم تشریع می بیند و ناسازگاری در این زمینه نمی بیند اما وقتی که می آییم به عقل حسابگری که حالا همین عقل به تعبیری عقل عوامی و عرفی ماست که من عقلم اینجوری می گوید عقلی که«اکثرهم لایعقلون» دارد این عقل در واقع که از نظر بسیاری از مفاهیم اسلامی جهل است البته در مفاهیم اسلامی جهل مقابل علم نیست. کتاب العقل و الجهل داریم کافی بعد از آن کتاب العلم دارد. کتاب العلم و الجهل ندارد.
    جهل به مفهومی که در اسلام مطرح است در مقابل عقل است این عقل حسابگر اتفاقاً نماینده اصلی جناب جهل است و اگر با آن همراه شدی با جهل همراه شده ای. که در همان روایت معروف امام صادق(ع) جنود جهل را در برابر جنود عقل می شمارد. اما این عقل می آید چیزهایی را که بر حسب ظواهر می بیند تبیین می کند این عقل بعضی چیزها می بیند و برداشت می کند که به نظر مثلاً ناسازگار است.
    این استاد برجسته حوزه با اشاره به این سئوال که آیا علوم به عقیده ارتباط دارد؟ گفت: برای پاسخ به این سئوال باید ابتدا تلقی خودمان را از علوم (انسانی) تعریف کنیم. ما سه رویکرد را در نظر گرفته ایم یکی اینکه علوم اموری هستند کاملا بی ارتباط با عقیده و حقایقی هستند که توسط بشر کشف می شوند و هیچ اتباطی با عقیده او ندارند. میخواهد مسلمان باشد مسیحی باشد بودایی و یا ملحد باشد این علم هست هیچ فرقی هم نمی کند. در مقابل این دیدگاه دو دیدگاه دیگر وجود دارد. یک دیدگاه این است که علوم مرتبط هستند با جهان بینی و دیدگاه دیگر کاملاً با گروه اول در تقابل هست که علوم ارتباط کامل با جهان بینی دارد.
    در پایان این نشست بنیان گذار "نظریه اندیشه مدون در اسلام" به تشریح این نظریه پرداخت و دین را به دو شاخه دین نفس‏ الامری و دین مرسل تقسیم کرد و افزود: اسلام آخرین دین مرسل است که برای هدایت آدمیان آمده است و در بر دارنده‏ ی دین نفس‏الامری است و از این رو ما در هر حوزه از حیات انسان خواه فردی و خواه اجتماعی، توقع داریم شاهد موضع‏ گیری دین باشیم. و عناصر دینی به صورت کلی یا جهان شمول اند و یا موقعیتی. چرا که اسلام چون دین کامل است اقتضا می کند تمامی آنچه از دین نفس الامری را داشته باشد و دین در زمان و مکان خاصی نازل شده و با مخاطبان خاصی مواجه بود در بیان عناصر دینی به موقعیت توجه کرده است ولذا معارف دینی ما شامل عناصر جهان شمول و موقعیتی هستند تا علما و فقیهان در تأثیر زمان و مکان را مدنظر داشته باشند. ایشان «نظریه اندیشه مدون در اسلام» را تئوریی برای پاسخ گویی به چگونگی این امر دانستند



  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    موسیقی
    نوشته
    161
    حضور
    2 روز 15 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    327



    نقل قول نوشته اصلی توسط شهید علی اصغر پازوکی نمایش پست ها


    عقل حسابگر، نماینده اصلی جناب جهل است


    و هنگامی که از این عقل بخواهی بعنوان عصا استفاده کنی



    سر از ترکستان در خواهی اورد



    چه در شغل،چه در انتخاب همسر و چه در باره انقلاب یا جهان بخواهی نظر دهی

    این حرف ها من رو یاد اندیشه های وهابی انداخت بیشتر تا اسلامی
    که عقل و فلسفه رو رد میکنن
    امیدوارم من بد فهمیده باشم

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41220



    نقل قول نوشته اصلی توسط piano نمایش پست ها
    این حرف ها من رو یاد اندیشه های وهابی انداخت بیشتر تا اسلامی
    که عقل و فلسفه رو رد میکنن
    امیدوارم من بد فهمیده باشم
    خوب اشتباه شما همینجاست
    بر عکس عقل رشنال عقل اصلی را رد میکند
    مطلب اقای هادوی را خوب بخوان
    عقل رشنال(حسابگر)
    دین، عاطفه، احساسات،عرفان، عقل را رد میکند
    عقل حسابگر عقل نیست به اشتیاه ترجمه به عقل شده
    عقل حسابگر عقل صدام بود
    عقل حسابگر عقل هیتلر بود
    عقل حسابگر عقل مهریه سنگین برای پول نه زندگی است
    عقل حسابگر عقل داعش است
    عقل حسابگر عقل منافع شخصی است
    عقل حسابگر عقل فردگرایی اتست
    عقل حسابگر (تگراری) همان عقل داعش است
    این بحث را اوردم تا دوستان کمک کنند یک تعریف علمی از رشنال پیدا شود و فرق ان با عقلی که به مبارزه جهل(داعش) میرود باز شناخته شود

    خصوصا از شما را که نیز مخالف داعش هستید در خواست میشود برای رسیدن به شعادت در تعریف عقل کمک نمایید/ متشکرم

    تا این عقل درست تعریف نگردد زندگی ها درمخاطره اند


  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41220



    از تظر یک رشنال اصلا عشق معنی ندارد

    عقل رشنال Rational (حسابگر) مشکل امروز جوانان ، جهانیان و ضد انقلاب





    ایا دنیا بدون عشق معنادارد؟
    ایا دننای بدون عشق همان دنیای داعش نیست


  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,956
    حضور
    95 روز 13 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    126
    آپلود
    6
    گالری
    8
    صلوات
    5456



    سلام علیکم و رحمه الله

    اساسا عقل نو آور است و برای نو آوری نیازمند محاسبه . ولی عقل منحصر به محاسبه دنیا , دنیا را از انسان میگیرد چراکه او تنها چیزی را از دنیا سهم میبرد که از آن دریافته و از مابقی بی نصیب می ماند . و اگر تمام عقول هم جمع شوند و توانائی های خود و دانسته های خود را بطور کامل به هم منتقل کنند باز ناشناخته ها در دنیا بقدری هست که آنها را در محدوده ذهنی شان محصور کرده باشد.

    اما بعد

    منطق ابزار و عیار عقل است لذا عقل خواه ناخواه حسابگر است ولی اینکه رویکرد محاسباتش به چه چیزی ختم میشود هم مهم است .

    عقلی که از هدایت وحیانی برخوردار است در تشخیص درست از غلط و حقیتقت و نابودی از آن منبع مدد میگیرد . لذا یک فیلسوف اسلامی با توجه به غایتی که در آموزه های وحیانی تعریف گردیده به شبهات و پاسخ ها میپردازد و میزان صحیح و یا اشتباه بودن هر آموزه ای را می سنجد و ...

    در هر حال این فیلسوف در کشف حقایق جهان از ابزار عقل محاسبه گر استفاده میکند .

    در شکل دیگر یک فلسفه ای که مقید به وحی نیست و مستقلا میخواهد به شناخت جهان هستی و نقش خودش در این جهان برسد نیز از عقل محاسبه گر استفاده میکند.

    تفاوت این دو محاسبه در این است که در فلسفه دوم ممکن است یک امر فطری را عقلانی بداند و یا خلاف آن را و یا اینکه با خلط این دو مفهوم قضاوت نماید.

    یاحق
    قال الله سبحانه و تعالي : اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى ( مائده / 8 )

    قال النبي : بالعدل قامت السموات و الارض (تفسير صافي ذيل آيه 7 سوره الرحمن)
    و قال :
    اياكم و الظلم فان الظلم عند الله هو الظلمات يوم القيامة ( سفينة البحار ماده "ظلم" )

    مسئوليت قرآني مردم در قبل عدل

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود