صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خواستگاری و رویا پردازی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 5 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58322

    خواستگاری و رویا پردازی




    با نام و یاد دوست


    سلام

    یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

    لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:




    من پسر24 ساله ام.و مدتی است که موارد مختلف را برای ازدواج، ارزیابی ذهنی می کنم تا ببینم کدوم مناسبه.

    یکی از همکلاسیهام مورد خوبی به نظر میاد...اما متاسفانه به دلیل ارتباط زیاد مجازی که با هم داشتیم(برای درس و اینا) و همچنین فکر کردن زیاد من بهش باعث شده کمی بهش وابستگی ذهنی پیدا کنم و دائماً چهره اش جلوی چشمم باشه!!!
    همون عشقی که جوانان امروزی، زندگیشونو به خاطرش به گند کشیدن!
    اصلا از این احساس خوشم نمیاد و دوست ندارم ازدواج این چنینی داشته باشم. یعنی دوست ندارم قبل ازدواج، چنین احساسی در من ایجاد شه.
    این احساس باعث میشه نتونم تصمیم صحیح و عقلانی بگیرم.
    مثلا این دختره چندماه از من بزرگتره...مسلماً اگر گزینه ای باشه که سنش از من کمتر باشه ارجح هست. اما انقد ذهن من درگیر ایشونه که هی تلقین میشه بهم "همین خوبه دیگه!!! نمی خواد دنبال کس دیگه بگردی!!!"
    اگر بخوام با این رویاها دنبال کس دیگه ای برم، مسلماً هی از نظر ذهنی دوست دارم به تفاهم نرسیم تا برم به این همکلاسیمون پیشنهاد بدم!!!! اصلاً هم معلوم نیست که قبول کنه.
    لطف کنید راهنمایی کنید استاد!
    از طرفی میگن نباید درمورد جنس مخالف رویاپردازی کنید! چون باعث میشه اگه جواب طرف منفی باشه ضربه روانی بهمون وارد شه...و بعد هم اینکه کلی عاطفه ی مفتی خرجش کردیم...
    خب چه جوری آخه مگه میشه؟! از طرفی باید بهش فکر کنی برای ارزیابی کردنش و از طرفی، رویاپردازی هم پیش نیاد! واقعا سخته....


    اول لطفا بگید که در هنگام ارزیابی موارد مختلف برای ازدواج، چه جوری مانع رویاپردازی ها بشیم؟! چون من هرموردی را بررسی می کنم ناخوداگاه همچین رویاهایی در ذهنم پدیدار میشه
    دوم اینکه چیکارکنم که وابستگی نسبت به این همکلاسیم از ذهنم بپره تا بتونم عقلانی تصمیم بگیرم...شاید هم آخرسر با همین ازدواج کردم! اما نمی خوام ازدواج احساسی و عاشقانه و هیجانی باشه.........با توجه به اینکه همکلاسیمون هست و زیاد می بینمش و ناچار ارتباط زیادی هم با هم داریم.

    ممنون از راهنماییتون



    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید





  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 5 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58322



    با نام و یاد دوست





    خواستگاری و رویا پردازی








    کارشناس بحث: استاد راهنما


  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    771
    حضور
    25 روز 15 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    37
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3699



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    اول لطفا بگید که در هنگام ارزیابی موارد مختلف برای ازدواج، چه جوری مانع رویاپردازی ها بشیم؟! چون من هرموردی را بررسی می کنم ناخوداگاه همچین رویاهایی در ذهنم پدیدار میشه
    با عرض سلام و ادب و احترام
    در مورد رویاپردازی عرض میکنم که بخشی از رویا پردازی ذرست میباشد و برای سنجش و ارزیابی زندگی در آینده میباشد اشکالی هم ندارد به شرطی که زیاده از حد نباشد و مانع تصمیم عقلانی انسان نشود اگر دیدی که زیادی رویا پردازی می کنید و بخاطر لذت سراغ رویا پردازی می روید نه بخاطر ارزیابی
    بدانید که این رویا پردازی اشتباه می باشد.بهترین راه حل برای کنترل رویا پردازی های نادرست مهارتهای کنترل افکار می باشد هر موقع این رویاها و افکار به ذهن شما وارد شد با مهارتهای کنترل افکار به مقابله با آنها برخیزید
    مهارتهای کنترل افکار عبارتند از:

    1. بستن کشی به دست و هنگامی که آن افکار به ذهن ما خودبخود آمدند کش را بکشید درد حاصل از کشیدن کش شما را از آن فکر دور می کند(لازم به ذکر است که شما هرگز نباید سبب ورود افکار به ذهن شوید )
    2. برای خود در طول روز یا هفته ساعتی را قرار دهید و به خود وعده دهید که در آن ساعت به این افکار مزاحم فکر می کنید و به تدریج این زمان را کم کنید.
    3. وقتی در آن ساعت مشغول فکر می شوید کاملا روی آن فکر کنید و همه جوانب و ابعاد قضیه را بررسی نمایید
    4. هنگام فکر در آن ساعت یک بار بلند فریاد بزنید ایست این کلمه و بار روانی حاصل از آن در کنترل افکار و نیامدن آنها به ذهن موثر است.






    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    دوم اینکه چیکارکنم که وابستگی نسبت به این همکلاسیم از ذهنم بپره تا بتونم عقلانی تصمیم بگیرم...شاید هم آخرسر با همین ازدواج کردم! اما نمی خوام ازدواج احساسی و عاشقانه و هیجانی باشه.........با توجه به اینکه همکلاسیمون هست و زیاد می بینمش و ناچار ارتباط زیادی هم با هم داریم.
    وابستگی که ایجاد شده تنها با قطع ارتباط از بین می رود و البته با کنترل افکار.
    پیشنهاد بنده این است که ضمن پیاده کردن مهارتهای کنترل افکار برای دوری از افکار مزاحم و ایجاد زمینه برای تصمیم عقلانی سریعتر تکلیف خود را برای ازدواج با این خانم مشخص نمایید اینکه که دائم در حالت بلاتکلیفی به سر برید درست نمی باشد و خود زمینه آشفتگی روحی شما را فراهم می نماید لذا برای خود مدتی را تعیین نمایید و آن خانم را از جهت ازدواج بررسی نمایید ملاکهای اصلی و فر عی خود را با ایشان تطبیق دهید و در صورتی که نمره بالای 70 درصد آورد با ایشان ازدواج نمایید.
    در پناه قرآن و عترت موفق باشید
    یا علی

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۳/۱۱/۱۶ در ساعت ۰۶:۱۵

  7. صلوات ها 13


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,118
    حضور
    37 روز 21 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3880



    والا ما هم دانشگاه رفتیم به خدا...با هیچ دختری هم رابطه نداشتیم.جزوه را از همجنس میگرفتیم.درس را با همجنس میگرفتیم.شما خودتون یه چیزیتون میشه.این حرفا بهونس.همسره ایندتم مثل این خانم با یه پسر دیگه همین رابطه را داشته.اونم همین وابستگی را با همکلاسی خواهد داشت.پس همینو بگیر.
    غم، مگر جز خاطر من، منزل و ماْوا نداری؟

    خوش بیا...خوش بیا...آسوده بنشین، بر دلم
    گر جا نداری…!

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    37
    حضور
    3 روز 9 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    162



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen1990 نمایش پست ها
    والا ما هم دانشگاه رفتیم به خدا...با هیچ دختری هم رابطه نداشتیم.جزوه را از همجنس میگرفتیم.درس را با همجنس میگرفتیم.شما خودتون یه چیزیتون میشه.این حرفا بهونس.همسره ایندتم مثل این خانم با یه پسر دیگه همین رابطه را داشته.اونم همین وابستگی را با همکلاسی خواهد داشت.پس همینو بگیر.
    ؟؟؟!!!
    با خوندن این پست احساس کردم سر چاله میدون وایسادم!
    این شتاب و قضاوت نابجا اصلا جالب نیست حاج آقای محسن خان!
    إذا عَلِمَ اللهُ حُسنَ نیةٍ مِن أحَدٍ إکتَنَفَهُ بِالعِصمَةِ

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    121
    حضور
    2 روز 14 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    340



    تو دانشگاه از ترم دو با یه خانومی قرار مدار ازدواج رو هم گذاشتم در حد مرگ هم به هم وابسته شده بودیم بعد 5 سال گند زد به همه چیز باعث و بانی 5 سال طول کشیدن هم خودش بود ... و من عجله داشتم سریع ازدواج کنیم که به گناه نیفتیم
    آخرش که همه چیز رو خودش تموم کرد دیدم همش تو توهم و رویا بودم الانم که دوباره میخواد آویزون شه عمرا دیگه زیر بار برم
    یه چیزی به این فکر کن که این دختر وابستگیته یا دلبستگیته اگه وابسته شدی فقط بهش اصلا بهش فکر نکن اصلاااا هر فکر منفی ای دربارش بکن حتی اگه اونجوری نباشه که از ذهنت بندازیش بیرون
    ویرایش توسط arash68 : ۱۳۹۳/۱۱/۱۵ در ساعت ۱۱:۲۵

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    125
    حضور
    3 روز 12 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    479



    آقای محسن شما با چه اطمینانی از ایشون ایراد میگیرین در حالیکه ممکنه خودتون هم یه روزی گرفتار همچین مساله ای بشین

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,118
    حضور
    37 روز 21 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3880



    نقل قول نوشته اصلی توسط rainy-girl نمایش پست ها
    ؟؟؟!!!
    با خوندن این پست احساس کردم سر چاله میدون وایسادم!
    این شتاب و قضاوت نابجا اصلا جالب نیست حاج آقای محسن خان!
    کجای صحبتم اشتباس خانم بارانی.این که میشه دانشگاه را تموم کرد بدونه اینجور رابطه ها.
    نقل قول نوشته اصلی توسط sara72 نمایش پست ها
    آقای محسن شما با چه اطمینانی از ایشون ایراد میگیرین در حالیکه ممکنه خودتون هم یه روزی گرفتار همچین مساله ای بشین
    منکه که دانشگاه را تقریبا تموم کردن بلکه در زمان مرگ دچار این خطا بشوم.ما را چه کار است با جنس مخالف.داریم زندگیمونو میکنیم.:)بعضی پسرا بی جنبه ان تا یه دختر بهشون سلام میکنه فکر میکنن دوسشون داره.بعضی دخترا هم همینطور.البته جای گله نیست انسان احساس داره.دست خودش نیست.درسته قسمت دوم جملمو تند رفتم.من از حضار معذرت میخام.
    غم، مگر جز خاطر من، منزل و ماْوا نداری؟

    خوش بیا...خوش بیا...آسوده بنشین، بر دلم
    گر جا نداری…!

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    37
    حضور
    3 روز 9 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    162



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen1990 نمایش پست ها
    کجای صحبتم اشتباس خانم بارانی.این که میشه دانشگاه را تموم کرد بدونه اینجور رابطه ها.
    چجور رابطه هایی؟
    اصن ایشون مگه چقد اطلاعات دادن که شما قضاوت کردین و حکم دادین؟
    بنده حرفم به اینه که هیچ وقت عجله نکنیم، مخصوصا تو قضاوت آدم ها..
    إذا عَلِمَ اللهُ حُسنَ نیةٍ مِن أحَدٍ إکتَنَفَهُ بِالعِصمَةِ

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 5 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58322



    با نام و یاد وست

    سلام

    کاربر سوال کننده از من خواستند از طرف ایشان این مطالب را ارسال نمایم:


    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen1990 نمایش پست ها
    والا ما هم دانشگاه رفتیم به خدا...با هیچ دختری هم رابطه نداشتیم.جزوه را از همجنس میگرفتیم.درس را با همجنس میگرفتیم.شما خودتون یه چیزیتون میشه.این حرفا بهونس.همسره ایندتم مثل این خانم با یه پسر دیگه همین رابطه را داشته.اونم همین وابستگی را با همکلاسی خواهد داشت.پس همینو بگیر.
    سلام....
    محسن جان! من هیچگونه ارتباط عاطفی و دوستانه با اون خانم نداشتم و ندارم....
    هیچ هم فکر نمی کنم که منو دوست داره و به قول شما بی جنبه هم نیستم....
    وابستگی فقط و فقط در ذهن خودمه...اون هم به خاطر شباهت هایی است که به هم داریم....من برای ارزیابی بهش فکر کردم...اما کمی افکارم بیشتر و عمیق تر شده و اشتباه کار همین بوده...
    علت ارتباطم باهاش اینه که من نماینده ی کلاسم و برای اطلاعرسانی این کارها رو کردم و ارتباطمون در حد ضرورت بوده... و درهمین ارتباطهای ضروری بوده که سعی کردم برخی از ویژگی های رفتاری اون خانومو بسنجم تا ببینم با معیارهام می خونه یانه....و گرنه در حالت عادی بهش سلام هم نمیدم من!
    حضوری هم چندان صحبتی نداشتم باهاش تاحالا....همین اطلاعرسانی ها هم مجازی بوده
    همین....
    تهمتی هم که زدید اشکال نداره....خدا ببخشه...متشکرم از شما
    وقتی یکی به اشتباه خودش پی می بره و سوال می کنه بهتره به جای توهین و تحقیر و تمسخر و تهمت و .... کمکش کنیم...همین که خودش به اشتباهش پی برده کافیه....دیگه نیازی نیست بیش از پیش، متوجه اشتباهش کنیم...سرزنش کردنو همه بلدن! راهنمایی و کمک کردن هنره!
    دیگه هم من تو این تاپیک پیامی نمی فرستم...
    هرکی دوست داره هرجور قضاوت کنه و تهمت بزنه و فحش بده و محکوم کنه.....
    خدا آخر عاقبت همه مونو ختم به خیر کنه


  21. صلوات ها 10


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 74

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود