صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: درخواست ازدواج با نگاه!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    6
    حضور
    2 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    31

    پرسش درخواست ازدواج با نگاه!





    سلام دختری 21 ساله هستم.سال سوم دانشگاه هستم.از سال اول که با یکی از سال اخریامون هم کلاس بودم.
    مثل همه ترم اولی ها کنجکاو بودم که با همه چیز اشنا بشم.یک بار توی اتوبوس همین اقارو دیدم تو این فکر بودم که این از بچه های کلاسه یا نه..که همون لحظه برگشت و دید که دارم نگاهش میکنم هیچ دلیل و حس خاصی نداشتم فقط یه لحظه داشتم فکر میکردم..خلاصه من رومو برگردوندم اما ایشون هنوز داشت نگاهم میکرد..قبل از اون اصلا یادم نمیاد رفتارشون چطور بود..اما اونروز حسابی ترسیده بودم خلاصه تو مسیر چند باری عقب برگشت و چندین بار نگاهم کرد ..انگاری که بخواد مطمئن شه همون دانشگاهم..همون روز صبح کلاس داشتیم .اونروز گذشت و به همین منوال تا 2سال!..خوشحال بودم که از این دانشکده میره اما ارشد رو هم همینجا قبول شد و من با همون مشکلات.
    اوایل امسال دیگه واقعا کلافه شده بودم از نگاه هایی که منظورشون رو نمیفهمیدم و فقط نگاه ...تا اینکه یه بهونه ای جورشد در ارتباط با مسائل دانشگاه که مسئولش ایشون بود فرصتو مناسب دیدم تا بتونم این روند رو بشکنم و تمومش کنم.وقتی شروع به حرف زدن کردم انگاری که همه وجودش رو ریخته بود توی چشماش..اولش مشخص بود خودشو باخته اما من برخلاف ایشون درونم کاملا اروم بودم و بی تفاوت.
    یکبار رفته بودم پیش یکی از مسئولین دانشکده که ایشون هم اونجا بودن..متوجه شدم که مدارک من دقیقا زیر دستشون بود.
    مورد های این چنینی زیاد پیش اومده اما نمیتونم به طور قطع علاقه رو از رفتارشون برداشت کنم
    از شما میخوام کمکم کنید که کار درست رو انجام بدم و راهنماییم کنید که کار درست چی هست..نمیخوام فکرم بیش از این درگیر این فرد بشه بعلاوه گاهی چیزهایی ازشون دیدم مثل سیگار کشیدن، قلیون، با یه دخترخانم دیگه همراه بودن...که فکر نمیکنم اگه درخواست ازدواح هم از من داشته باشن بتونم قبول کنم.
    این روند چند سال دیگه هم ممکنه طول بکشه،دیگه تحمل ندارم.
    به نظر شما من زیاده روی میکنم؟چه کار باید بکنم ؟ راهنماییم کنید.متشکرم.

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۳/۱۱/۱۴ در ساعت ۰۹:۴۲ دلیل: تغییر سایز فونت ؛ لطفا کمی درشت تر بنویسید!

  2. صلوات ها 13


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58299



    با نام و یاد دوست






    درخواست ازدواج با نگاه!







    کارشناس بحث: استاد راهنما


  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    763
    حضور
    25 روز 5 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    37
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3683



    با عرض سلام و ادب خدمت شما خواهر گرامی
    ازدواج مهمترين و سرنوشت‏ سازترين مسئله گستره زندگى هر انسان است. طبيعى است كه اگر اين امر مهم با در نظر گرفتن همه‏ ى جوانب آن و بر اساس تحقيق، آگاهى و شناخت لازم و با رعايت كردن نكات مهمى كه در انتخاب همسر بايد مدّ نظر قرار گيرد، انجام شود باعث خوشبختى و سعادت انسان در زندگى مى‏گردد و اگر با اين مسئله مهم سطحى و از روى احساسات، كه عمرى بسيار كوتاه دارد و در عرض چند هفته يا چند ماه شعله‏ هاى كاذب آن فرو مى‏ نشيند انجام گيرد پى‏آمدهاى ناگوارى ببار خواهد آورد.
    حال ابتدا با توجه به معیارهای خود جهت انتخاب همسر آینده آن فرد را بررسی نمایید در صورتی که ملاکهای اولیه را دارد از طریق واسطه مناسب نظر ایشان را جویا شوید. ودر صورتی که نظر ایشان منفی بود باز هم از طریق راهکارهای زیر افکار خود را کنترل نمایید.و فکر ایشان را از ذهن خود دور نمایید.
    اگر ملاکهای اولیه را ندارند فکر خود را مشغول نکنید و با توجه به مهارتهای کنترل افکار از فکر ایشان خارج شوید

    1. تنظیم و برنامه ریزی برای اوقات شبانه روزی :به گونه ایکه وقت خالی نباشد که در آن زمان فکر آن شخص به سراغ شما بیای
    2. از آنجا كه معمولاً افكار مزاحم در تنهايى به ذهن افراد وارد مى‏شود تا حد امكان از قرار گرفتن در مكان‏هاى خلوت به مدت زياد بپرهيزيد
    3. در طى 24 ساعت اوقات شبانه روز، زمانى را براى فكر كردن درباره همان مسائل و موضوعات مزاحم و اذيت كننده قرار دهيد و هرگاه آن افكار در غير آن ساعت مقرر، به ذهنتان وارد شد، به خودتان وعده دهيد كه زمان فكر كردن در اين باره فلان زمان معين و مقرر شده است و از طرف ديگر در آن زمان ثابت و معين، بنشينيد و در آن باره فكر كنيد و بگذاريد آن افكار، آن قدر به ذهنتان بيايد كه شما را اذيت كند.
    4. هميشه روى صفحه‏ اى از كاغذ، موضوعات مختلف علمى و غير علمى را يادداشت كنيد تا در صورت هجوم افكار مزاحم، از آنها استفاده كنيد (به عنوان جايگزين) با اختيار خود در آن باره بينديشيد و آن فكر مزاحم، كنار بگذاريد. به هر حال هميشه موضوع جايگزين براى فكر كردن داشته باشيد.
    5. اگر در عمل نتوانستيد، موضوعات جايگزين را به جاى افكار مزاحم خود قرار دهيد، كش نازكى را دور مچ دست خود ببنديد و هرگاه بدون اختيار افكار مزاحم به سراغتان آمد، آن كش را بكشيد و رها كنيد تا با احساس درد، از آن فضاى روانى بيرون آييد ناخودآگاه موضوع ذهنى‏تان عوض خواهد شد.
    6. ویژگیهای منفی ایشان را نزد خود برجسته نمایید تا میل شما به ایشان کاهش یابد
    7. از مکانها یا زمانهایی که موجب دیدن ایشان یا یاداوری خاطرات ایشان می شود اجتناب نمایید.
    8. ازدواج با فرد مناسب می تواند ذهن شما را از ایشان خالی نماید
    9. اگر در عمل نتوانستيد، موضوعات جايگزين را به جاى افكار مزاحم خود قرار دهيد، كش نازكى را دور مچ دست خود ببنديد و هرگاه بدون اختيار افكار مزاحم به سراغتان آمد، آن كش را بكشيد و رها كنيد تا با احساس درد، از آن فضاى روانى بيرون آييد ناخودآگاه موضوع ذهنى‏تان عوض خواهد شد.
    10. اگر در عمل نتوانستيد، موضوعات جايگزين را به جاى افكار مزاحم خود قرار دهيد، كش نازكى را دور مچ دست خود ببنديد و هرگاه بدون اختيار افكار مزاحم به سراغتان آمد، آن كش را بكشيد و رها
      كنيد تا با احساس درد، از آن فضاى روانى بيرون آييد ناخودآگاه موضوع ذهنى‏تان عوض خواهد شد.
      در پناه قرآن و عترت موفق باشید
      یاعلی





  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    خیلی زیاده نمیشه گفت..
    نوشته
    84
    حضور
    2 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    266



    سلام..خانوم به نظر بنده شما بهتره رک و راست برید تذکر بدید البته جوری که زیاد هم ناراحت نشن یا اگر هم میخوان چیزیی بگن که بقول شما خواستگاری بزارید بگن هم شما راحت شید هم اون پسر بیچاره شما هم راحت بگید نه که دیگه زیاد از حد نگاه نکنه...بهتره تذکر بدید این سکوت شما هم شاید یکی از دلایل ادامه دار شدن این موضوع شده...

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    6
    حضور
    2 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    31



    من برم چی بگم اخه؟یکبار هم سرصحبت رو من باز کردم..بعدم دانشکده ما جای کوچیکیه همه همدیگرو میشناسن نمیخوام الکی پشتم حرف دربیاد...بعدم دانشگاهه اگه خیابون بود اگه مغازه دار بود یا هرجای دیگه میشد ادم بهش بگه اینطوری نگاه نکن اما فکر نمیکنم اینجا موقعیتش باشه..
    شما که میگید فراموش کنم..دقیقا چه چیزی رو ؟من که خاطره ای با ایشون ندارم یا ماجرایی...همه چیز فقط در حد فکره..از طرفی من تقریبا هر روز ایشون رو تو دانشگاه میبینم چطوری باید یادم بره؟میدونید مشکل اینجاست که دقیقا مثل یه معمای حل نشدنیه.. اگه برام مشخص بود که چه کاری درسته یا اصلا منظور ایشون چیه خب قضیه حل شده بود..
    از طرفی فکر میکنم اگه چیزی بود حتما 2 ساله یک کلمه حرف میزد..از طرفی هم میگم شاید هدفش شناخت بیشتر یا این چیزهاست..میخوام بدونم شما جای اون اقا بودین چه فکری میکردین؟خیلی دوس دارم بدونم تو ذهنش چی میگذره.
    با یکی از دوستام در میون گذاشتم گفت که نگاه متفاوت و با نفوذی داره اما اصلا مشخص نیست..
    بعلاوه فکر نمیکنم 24 یا 25 سالگی ادم بخواد همچین رفتار بچگانه ای داشته باشه...
    حالا اگر که فضا مناسب بود ،راجع به درس دانشگاه کارشناسانتون صلاح میدونن که ارتباط در حد خودش بیشتر بشه..یا تشخیص میدن که همچنان این روند ادامه داشته باشه؟چون فکر میکنم حرف زدنی بیشتر خودشو لو میده.
    دو تا دوست صمیمی هم داره که مشابه خودش گاهی حواسشون بهم هست گاهی هم نه..
    میبینید درست مشابه توهمه ..وضعیت بد انتظار و بلا تکلیفی.
    ویرایش توسط man.na.anam : ۱۳۹۳/۱۱/۲۴ در ساعت ۱۱:۲۲

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    ❤خدا و ائمه تنها کسایین که دارم❤
    نوشته
    734
    حضور
    36 روز 9 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2995



    نقل قول نوشته اصلی توسط man.na.anam نمایش پست ها
    وضعیت بد انتظار و بلا تکلیفی.
    خواهر من بلاتکلیفی چی؟

    شما اصلا نباید به همچین شخصی فکر کنید

    البته من نمی دونم شما چقدر مذهبی هستید و چقدر چیزایی که میگم براتون مهمه

    ولی پسری که به یک خانم زل می زنه و نگاهشم بر نمی داره بنظر شخص موجهی نمیاد

    من تا اونجایی که می دونم کسی که یکیو دوست داره اگه حیایی تو وجود باشه اصلا نمی تونه درست به شخص مورد علاقش نگاه کنه، نمی تونه زل بزنه تو چشاش

    شخصی که سیگار میکشه، با دختر دیگه ای دیده شده و .... و حتی خودتون می گید هم احتمالا برای ازدواج قبولش نمی کنید، چه ارزشی داره که فکر شما رو باید مشغول کنه؟

    دوست من این مدل پسرا زیادن، لطفا گول این نگاها رو نخور که خیلیا بااین نگاها زندگیشون نابود شده

    شما اصلا تا الان توجه کردید نگاه ایشون فقط به شما اینجوریه یا مدلشون اینکه به همه نگاه می کنن؟

    شاید اینکه شما مواردی رو دیدین که دنبال مشخصات شما بودن بخاطر دنبال کردن نگاه های ایشون از جانب شما بوده

    اگه ایشون واقعا شما رو برای ازدواج می خواستن هر لحظه نگران از دست دادنتون بودن و خیلی زودتر اقدام می کردن

    بنظر من که نباید خودتون رو اسیر این تفکرات کنید

    چون متاسفانه ما دخترا خیلی زود احساسات رومون غلبه می کنه و حتی ممکنه مثلا اگه ایشون از شما خواستگاری کنن با اینکه می دونید خیلی مناسب نیستند نتونید جواب منفی بهشون بدید

    دنبال این نباشید که دلیل نگاهاشون چیه

    به فرض که گفتن من قصد ازدواج دارم اون موقع چیکار می کنید؟
    یا اصلا بگن من مدلم اینجوریه یا شما رو ضایع کنن و این شمایین که در هر دو صورت آسیب می بینید

    پس همه سعیتون رو بکنید که به ایشون مثل بقیه هم دانشگاهیاتون نگاه کنید کم کم می بینید که خیلیم براتون این شخص عادیه
    بگــــــذآر تمـــآم دنیا بد وبیرآهه بگویند!

    به خــــــودت...

    به چـــــــــــآدرت...

    به سیـآه بودنش...

    می ارزد به یک لبخند رضآیت مـــــــــــــدی فاطمـــــه(س)

  13. صلوات ها 11


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    272
    حضور
    6 روز 17 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1009



    نقل قول نوشته اصلی توسط man.na.anam نمایش پست ها
    از شما میخوام کمکم کنید که کار درست رو انجام بدم و راهنماییم کنید که کار درست چی هست..نمیخوام فکرم بیش از این درگیر این فرد بشه
    سلام.
    با این توضیحاتی که دادید دقیقا نمیشه متوجه شد قضیه از چه قراره
    اما خوب با توجه به اینکه در این چند سال حتی سعی هم نکرده با شما ارتباط کلامی داشته باشه (منظورم اینه که خودش شروع کننده ارتباط کلامی باشه) گزینه ازدواج و اینهایی که مطرح کردید منتفیه
    ممکن هم هست که چون شما هم در ذهنتان درگیر این مسئله هستید که چرا به شما نگاه می کنه و ... ناخودآگاه خود شما هم با رفتار های غیر عادی مثل اینکه اگر او را در دانشگاه ببینید بخواهید او را زیر نظر بگیرید که به شما نگاه می کند یا خیر باعث شده باشید نسبت به شما حساس شده باشد بنا بر این سعی کنید مدتی اصلا به این شخص نگاه هم نکنید و اینکه به شما نگاه می کند یا نمی کند هم اصلا بررسی نکنید و بیخیال این مسائل باشید ان شاء الله موضوع به حالت عادی برخواهد گشت.


  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    24
    حضور
    2 روز 1 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    45



    چه جالب. اصلا فکر نمی کردم کس دیگه ای هم شرایط مشابه منو داشته باشه.

    منم یه هم دانشگاهی دارم (البته درسش تموم شده) که الان چند ساله دنبالمه. شرایط من و شما فرقش اینه که خانواده ی اون پسر هم در جریانن و بارها منو به خانوادش نشون داده. تازه هنوز که هنوزه همه جا دنبالم میاد

    اون اوایل یه ذره، فقط یه ذره ها، ازش خوشم میومد. بعده ها از چشمم افتاد. پسره اصلا انگار کار و زندگی نداره. شما فکر کن من هر ساعت از شبانه روز که بیرون برم، آقا پیداش میشه. دیگه واقعا از دستش کلافه شدم. متاسفانه این موضوع رو نمیتونم با خانوادم در میون بذارم. خیلی دوست داشتم که بابام بره سراغش تا همه چی رو تموم کنه. ولی متاسفانه شرایط خانوادگی من طوریه که اصلا نمیتونم همچین مسائلی رو تو خونه مطرح کنم. چون بجای اینکه مشکل اصلی رو حل کنن، من میرم زیر ذره بین و هزار تا تهمت بهم میزنن. دیگه فکر کنین شرایط چطوریه که این پسرو تحمل میکنم، ولی به خانوادم چیزی نمیگم.
    تو فامیل و اطرافیان هم آدم قابل اعتمادی سراغ ندارم که این کارو برام انجام بده.

    بچه ها اینکه دوستمون گفتن میخوان تکلیفشون مشخص بشه، به این معنی نیست که اون پسرو دوسش داره یا فکر و ذکرش مشغول اونه. چون دیدم اکثرا در جواب ها نوشته بودین بهش فکر نکن و ....
    میدونین آدم کلافه میشه. نه بخاطر علاقه به اون شخص! اشتباه نکنید.
    بخاطر اینکه وقتی اون پسر هر روز جلو چشمته با خودت میگی باز این پیداش شد. پس کی راحت میشم از دستش؟
    این بلاتکلیفیه که آدمو دیوونه میکنه. خودت میدونی طرف ازت خوشش میاد (با کلی شواهد و قراین)، ولی تلاشی هم برای بدست آوردنت نمیکنه. از اون طرفم
    هر روز جلو چشمته. به دلایلی هم اون پسر از چشمت افتاده. به هیچکسم نمیتونی بگی. اصلا الان طوری شده که وقتی می بینمش این احساس رو پیدا
    میکنم --->


    من دیگه واقعا تحملم تموم شده. نمیدونم باید چیکار کنم.
    ویرایش توسط *mahsa* : ۱۳۹۳/۱۱/۲۴ در ساعت ۱۶:۱۵

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    زندگی
    نوشته
    957
    حضور
    18 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3286



    وست خوب من بعضی از پسر ها همینطورین انگار شاخک هاشون کلا حساس و فعاله تا یک موجی دریافت میکنه شروع میکنه و فرستدن پیام ها به صورت اتوماتیک..
    این عادت بعضی از آقایونه که اگه زن هم داشته باشن تا یکی حتی بی غرض بهشون نگاه کنه ادامه میدن و همیشه فکر میکنن اون طرف نسبت بهش علاقه داره. زیاد فکر نکن.
    من خودم مورد داشتم که با همین نگاهی که شما فرمودین تو دانشگاه چند بار هم بهم پیشنهاد داد و حتی همینجوری الکی آخرشم شکست عشقی خورد


  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    2,802
    حضور
    132 روز 8 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10765



    یه سوال: اصلا کی گفته این آقا به خانم سوال کننده علاقه داره؟
    شاید همش تصورات خودتونه

  21. صلوات


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 20

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود