صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    574
    حضور
    24 روز 2 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    23
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3343

    گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...




    با سلام:

    لطفا مطالبی رو که در پستهای بعدی قرا دادم ببینید


    من به شخصه این کارروخیلی پسندیدم
    به نظرم این چنین فرهنگ سازی هالازمه ی جامعه ی مهدویست......
    که انجام آن هم به عهده ی بچه های مذهبیست.....
    جوانان مذهبی چقدرحاضرندبه خاطررضایت امام زمان مجلسی بدون گناه،کم هزینه وکم خرج برگزارکنند؟ (البته درعمل نه درامل!)







    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۳/۱۱/۱۳ در ساعت ۱۰:۰۴ دلیل: قرار دادن مطالب کاربر در چند پست
    توصیه ی من به شمادختران وپسران مجرد :با سخت گیری های بی مورد ازدواج رو برای خودتون سخت نکنید,بعضی معیارهای طاغوتی روکنار بگذارید,از بی پولی نترسید,خدا ضامن روزی شماست
    زندگی مشترک وبرکاتش فراتر از تصور شماست,پس خودتون رو از این نعمت الهی محروم نکنید.


  2. صلوات ها 12


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    574
    حضور
    24 روز 2 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    23
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3343

    گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...




    به گزارش «خبرگزاری دانشجو» از اصفهان،
    عصر پنجشنبه و شب میلاد امام حسن عسکری(ع) جهت تهیه گزارش از یک اتفاق ویژه و دوست داشتنی راهی شدم. مقصد مسجد علی بن ابی طالب(ع) خیابان گلستان شهر اصفهان بود. تقریبا نماز مغرب تمام شده بود که به مسجد رسیدم اولین شخصی که دیدم جوانی حدودا بیست ساله بود با ظاهری کاملا آراسته که به آن طرف خیابان رفت و نگاهی به انتهای خیابان انداخت.




    گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...

    فهمیدم خودش است آقای محمد مجیری، دانشجوی ترم آخر رشته فلسفه و کلام اسلامی و مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه خوارزمی؛ جوانی که اثبات کرد خیلی چیزها تابو است و باید شکست. او خیلی از آداب رسوم را کنار گذاشته بود و امشب شب عقدش بود در 21 سالگی و آن هم در مسجد محل.


    گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...

    جلو رفتم و خودم را معرفی کردم و گفتم آمده ام از زیبایی کارشان گزارشی تهیه کنم. عذرخواهی کرد و گفت الان نمی تواند مصاحبه کند چون کمی سرش شلوغ است. من هم خاطر جمعش کردم که قرار نیست الان مصاحبه ای در کار باشد و کل مراسم هستم تا گزارش را بگیرم و دست آخر مصاحبه هم خواهم گرفت.



    به داخل مکان برگزاری مراسم رفتم سالن مجموعه فرهنگی مسجد که زیر شبستان ها قرار داشت و بچه های محل با هم یک هفته ای را وقت صرف کرده بودند، تا تزینش کنند.




    گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...


    گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...


    گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...


    و هنوز هم مشغول کمک بودند با چهره هایی خندان و سرشار از شیطنت که منتظر شروع مراسم بودند تا مجلس را چند نفری گرم کنند:



    گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...


    مهمانان کم کم رسیدند و مراسم شروع شد ابتدا با قرائت قرآن!


    گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...


    بعد از قرائت قرآن سخنران مراسم، حجت الاسلام مهدی گرجی از اساتید حوزه و دانشگاه و کارشناس مسائل اخلاق و خانواده با همراهی آقا داماد به محل مراسم وارد شدند.




    گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...


    به سراغشان رفتم و قبل از اینکه برای سخنرانی خود به روی سن برود، خیلی سریع و به رسم خبرنگاران پیگیر چند سوالی از وی پرسیدم.



    سلام حاج آقا از «خبرگزاری دانشجو» هستم.

    بسیار عالی، سلام علیکم بفرمایید.


    مفهوم واقعی سبک زندگی اسلامی ایرانی به نظر شما چیست؟

    -همین کاری که این دو جوان کردند ساده گرفتن مسائل، خانواده ها باید سیره پیامبر(ص) و امیرالمومنین (ع) را بشناسند و اصول ثابت را که همین چیزهاست. ساده زیستی، بی ریایی، توجه به خداست را در زندگی شان وارد کنند ان شا الله.


    شما مشکلات اصلی بر سر راه جوانان را چه می دانید؟


    چهار تا مشکل بزرگ داریم مشکل اول توقعات بالا، مشکل دوم مشکل اقتصادی، مشکل سوم تشریفات زائد و اضافی و مشکل چهارم این وضع بی بند وباری.


    اقدامات عملی برای رفع این مشکلات چیست؟


    هر خانواده و هر نهادی وظیفه خودش را عمل بکند مثل امثال این جوان یک ازدواج الگویی به نمایش بگذارند تا ان شا الله موفق شوند.





    گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...


    بعد از مصاحبه حجت الاسلام گرجی بر روی جایگاه رفت و چند دقیقه ای سخنرانی کرد. سخنرانی متفاوت از سخنرانی ها معمولی که از روحانیون می‌شنویم یک سخنرانی کوتاه و لطیفه های شیرین و البته نکاتی هشدار دهنده در مورد وضع جوانان.







    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۳/۱۱/۱۳ در ساعت ۰۹:۵۸ دلیل: قرار دادن مطالب کاربر در چند پست
    توصیه ی من به شمادختران وپسران مجرد :با سخت گیری های بی مورد ازدواج رو برای خودتون سخت نکنید,بعضی معیارهای طاغوتی روکنار بگذارید,از بی پولی نترسید,خدا ضامن روزی شماست
    زندگی مشترک وبرکاتش فراتر از تصور شماست,پس خودتون رو از این نعمت الهی محروم نکنید.


  5. صلوات ها 17


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    574
    حضور
    24 روز 2 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    23
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3343

    گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...




    سخنرانی که تمام شد نوبت مولودی خوانی رسید که مداح نیز از خود بچه های محل بود:


    گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...



    ..اما ابتکارات این دو جوان به همین جا ختم نشده بود و آن ها برای ادامه راهی که آغاز کرده اند هم فکر کرده بودند. به پیشنهاد عروس و داماد دو دفتر یکی ورودی در خانم ها و یکی هم ورودی در آقایان گذاشته شده بود و اعلام شد هر کس پسری یا دختری دارد یا می شناسد در این دفترها مشخصاتشان را بنویسند تا از این طریق امکان ارتباط و ادامه مسیر این نوع ازدواج آسان میسر شود.

    گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...



    که البته برخی این دفتر را با دفترچه خاطرات اشتباه گرفته بودند!






    گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...




    در این فاصله به سراغ آقای حاجیان پدر عروس خانم رفتم و گفتگوی کوتاهی با هم داشتیم.
    بفرمایید این نوع برگزاری مراسم پیشنهاد چه کسی بود و چی شد شما قبول کردید؟
    این نوع برگزاری پیشنهاد آقا محمد بود؛ البته دخترم هم چنین چیزی را در ذهن داشت؛ وی پیشنهادش گلستان شهدا بود.
    کسی منتقد این نوع برگزاری نبود؟
    خیلی کم البته شاید الان که مراسم برگزار شود بعضی انتقاد کنند؛ اما به نظرم مزیت های زیادی دارد که معایبش را می پوشاند.
    شما دلیل مشکلات و موانع بر سر راه ازدواج و از طرفی طلاق های زیاد را چه می دانید؟
    بیشتر این مشکلات به خاطر سخت گیری های بی مورد و چشم و هم‌چشمی هایی است که در جامعه وجود دارد و در حقیقت به خاطر این است که ما از اسلام دور شده ایم.
    صحبت شما با جوانان و خانواده هایشان؟
    اگر من مثلا 1000 سکه مهریه تعیین می کردم؛ اما این دو جوان با هم سازگاری نداشتند چه انفاقی می افتاد؟ این 1000 سکه هیچ مشکلی را دوا نمی‌کرد. پس مهریه زیاد پیوند را مستحکم نمی کند. من توصیه ام به دانشجویان و جوانان خانواده هایشان پرهیز از این نوع سخت گیری های بی مورد است.

    مهریه عروس خانم هم 14 سکه بود که وی خودشان به پنج سکه کاهش داد و دلیلش هم این بود که چون مهریه عندالمطالبه است. سوال کردند اگر من الان از شما درخواست کنم توانایی پرداخت داری؟ که آقای داماد گفته بودند خیر و ایشان هم گفتند پس چرا می‌خواهید پای چیزی را امضا کنید که توانایی آن را ندارید؟ به همین خاطر مهریه را خودشان کاهش دادند.
    این دو جوان اینگونه می گفتند که دوست داریم وصلتی داشته باشیم که امام زمان به مجلس ما بیایند.
    بعد از مولودی خوانی پدر عروس و داماد و خود داماد بر روی سن رفتند و از حضار به خاطر حضورشان تشکر کردند و بعد از آن نوبت اجرای نمایشی شد که باز هم بچه های محل همه کاره آن بودند نمایشی که در عین ساده بودن زیبا بود.

    و حسن ختام برنامه شعر خوانی دو نوجوان از محله با شعر به طه به یاسین بود.
    و مراسم به پایان رسید و این زوج به قشر عظیمی از مردم ما ثابت کردند برای شروع مهیا بودن همه چیز لازم نیست. میتوان ساده و بیگناه شروع کرد. نیازی به هزینه های کمرشکن هم نیست و میتوان از داشته ها نهایت استفاده را برد.


    منبع
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۳/۱۱/۱۳ در ساعت ۱۰:۰۴ دلیل: قرار دادن مطالب کاربر در چند پست
    توصیه ی من به شمادختران وپسران مجرد :با سخت گیری های بی مورد ازدواج رو برای خودتون سخت نکنید,بعضی معیارهای طاغوتی روکنار بگذارید,از بی پولی نترسید,خدا ضامن روزی شماست
    زندگی مشترک وبرکاتش فراتر از تصور شماست,پس خودتون رو از این نعمت الهی محروم نکنید.


  7. صلوات ها 18


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    574
    حضور
    24 روز 2 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    23
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3343

    گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...






    مجلس عروسی ازنگاهی دیگر:

    ورودامام زمان ممنوع!!!



    یک هفته بود کارتهای عروسی روی میز بودند.هنوزتصمیم نگرفته بود چه کسانی را دعوت کند.

    لیست مهمانها و کارهای عروسی ذهنش را پر کرده بود.

    برای عروس مهم بود که چه کسانی حتما در عروسی اش باشند.از اینکه دایی سعیدش سفر بود و به

    عروسی نمی رسید دلخوربود…کاش می آمد…

    خیلی از کارت ها مخصوص بودند.مثلا فلان دوست و فلان رئیس…خودش کارتها را می برد با همسرش!

    سفارش هم میکرد که حتما بیایند.اگر نیایید دلخور میشوم.

    دلش می خواست عروسی اش بهترین باشد.همه باشند و خوش بگذرانند.تدارک هم دیده بود.

    ” ارگ و دیگر ابزارها”حتما باید باشند،خوش نمی گذرد بدون آنها.

    شیشه های مشروب را سفارش داده ام خدا کند تا فردا آماده شوند.

    بهترین تالار شهر را آذین بسته ام.خوبی این تالار این است که کاری ندارند مجلس مختلط باشد یا جدا.

    چند تا ازدوستانم که خوب میرقصند حتما باید باشند تا مجلس گرم شود.

    آخر شوخی نبود که. شب عروسی بود.

    همان شبی که هزار شب نمیشود.

    همان شبی که همه به هم محرمند.

    همان شبی که وقتی عروس بله میگوید به تمامی مردان داخل تالار که نه به تمام مردان شهر محرم

    میشود این را از فیلم هایی که در فضای سبز داخل شهر میگیرند فهمیدم.


    همان شبی که فراموش میشود عالم محضر خداست.آهان یادم آمد.این تالار محضر خدا نیست تا

    می توانید معصیت کنید.


    همان شبی که داماد را هم آرایش میکند.

    همه و همه آمدند حتی دایی سعید و….

    اما…کاش امام زمانمان”عج” بود.حق پدری دارد بر ما…

    مگر میشوداو نباشد؟

    عروس برایش کارت دعوت نفرستاده بود،اما آقا آمده بود.به تالار که رسید سر در تالار نوشته بودند:

    ورود امام زمان (عج) اکیدا ممنوع!

    دورترها ایستاد و گفت: دخترم عروسیت مبارک ولی ای کاش کاری میکردی تا من هم می توانستم

    بیام….مگر میشود شب عروسی دختر پدر نیاید.من آمدم اما..

    گوشه ای نشست و دست به دعا برداشت و برای خوشبختی دخترک دعا کرد….

    خاک بر سرمان شود آقا تو که جان جهانی…چه ظالمانه یادمان میرود که هستی.ما که روزی مان را از

    سفره تو می بریم و می خوریم،با شیطان می پریم و می گردیم.میدانم گناه هم که میکنیم،باز دلت

    نمی آید نیمه شب در نماز دعایمان نکنی!


    ما حواسمان پرت است که فراموش میکنیم شما را. اما شما خوب یادمان میکنی.سیدابن طاووس مگر

    نمی گفت که در سرداب مقدس دعا میکردی: ربّنا شیعتنا منّا…

    بدا به حال ما!ما بهترین مصداق نامردمانیم….بدا به حال ما….

    آن شب هایمان را که بی حضور تو حتی بی حضور دل راضی ات می گذرانیم،بدا به حال ما…

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۳/۱۱/۱۳ در ساعت ۱۰:۱۹ دلیل: قرار دادن مطالب کاربر در چند پست
    توصیه ی من به شمادختران وپسران مجرد :با سخت گیری های بی مورد ازدواج رو برای خودتون سخت نکنید,بعضی معیارهای طاغوتی روکنار بگذارید,از بی پولی نترسید,خدا ضامن روزی شماست
    زندگی مشترک وبرکاتش فراتر از تصور شماست,پس خودتون رو از این نعمت الهی محروم نکنید.


  9. صلوات ها 17


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    574
    حضور
    24 روز 2 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    23
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3343



    نمونه ای دیگرازعقدبی دغدغه کنارمزارشهدا:

    گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...
    توصیه ی من به شمادختران وپسران مجرد :با سخت گیری های بی مورد ازدواج رو برای خودتون سخت نکنید,بعضی معیارهای طاغوتی روکنار بگذارید,از بی پولی نترسید,خدا ضامن روزی شماست
    زندگی مشترک وبرکاتش فراتر از تصور شماست,پس خودتون رو از این نعمت الهی محروم نکنید.


  11. صلوات ها 15


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    574
    حضور
    24 روز 2 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    23
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3343



    گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...
    توصیه ی من به شمادختران وپسران مجرد :با سخت گیری های بی مورد ازدواج رو برای خودتون سخت نکنید,بعضی معیارهای طاغوتی روکنار بگذارید,از بی پولی نترسید,خدا ضامن روزی شماست
    زندگی مشترک وبرکاتش فراتر از تصور شماست,پس خودتون رو از این نعمت الهی محروم نکنید.


  13. صلوات ها 15


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    104
    حضور
    2 روز 12 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    351



    آخ آخ آخ
    دست گذاشتین روی دل من

    منم یه همچین فکرایی توی ذهنم هس

  15. صلوات ها 9


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    خدا و اهل بیت _ همسرم _ مطالعه دینی و مذهبی_هنر
    نوشته
    1,245
    حضور
    20 روز 23 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    40
    آپلود
    0
    گالری
    196
    صلوات
    5497



    سلام

    خیلی عالی بود


    باید فرهنگ سازی بشه..........روح و روان آدم باید شاد باشه که با مراسم های پر زرق و برق فقط برای لحظه ای حس خوب داره ولی

    با اینطور مراسم های معنوی و ساده و امام زمان پسند شادی تا اون دنیا هم برای فرد باقی خواهد ماند.

    به امید یک همچنین مراسم هایی


    ... يا اَباعَبْدِاللهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ ...


    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ


    گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...



  17. صلوات ها 9


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    خدا و اهل بیت _ همسرم _ مطالعه دینی و مذهبی_هنر
    نوشته
    1,245
    حضور
    20 روز 23 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    40
    آپلود
    0
    گالری
    196
    صلوات
    5497



    عروســــــــی یعنی این !!!!!


    محمد جهان آرا
    برای همسرش سنگ تمام گذاشت، جایی که برای عقد انتخاب کرده بودند، خیلی گران درنیامده بود.

    همسرش را کنار مزار برادر شهیدش عقد کرد.گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...

    مصطفی چمران، دختر پولدار و مرفه لبنانی را شیفته خود کرده بود؛ باید هدیه ارزشمندی سر عقد به او می داد، رسم لبنانی ها بود.

    باید هدیه ای می داد که شایسته او باشد. هدیه مصطفی یک شمع بود...گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...

    اسماعیل دقایقی مراسم عروسی اش را با کت و شلوار قرضی برادرش گذراند. آن روزها همه، شب عروسی برنج و خورش می دادند،

    اما اسماعیل دم پختک را بیشتر دوست داشت!گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...

    حمید باکری
    که هیچ راه نفوذی برای دنیا باز نگذاشت. حتی از هیچ کس کادو هم نگرفتند، نمی خواستند چیزی تحمیلی وارد زندگی شان شود.گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...

    محمد بهرامی که از خانواده مرفهی بود، برایش مراسم ازدواج را حسابی مفصل گرفتند. نه که غذاها را رنگارنگ تر کنند، نه!

    فقط همه جا را پر از کبوتر کردند.

    محمد هشتصد نفر از بچه های رزمنده و بسیجی را دعوت کرده بود!گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...

    مصطفی ردانی پور اما مدعوین ویژه تری داشت. نگران بود که آیا مراسم را در شأن خود می دانند که دعوت را اجابت کنند یا نه.

    همان شلوار نظامی و پیراهن شیری همیشگی اش را پوشیده بود، فقط خط اتوی آنها تازگی داشت! مجلس پرشوری بود.

    بیشتر مهمانها رفقایش بودند، بچه های جبهه یا همدرسان دوران طلبگی. حسابی هم مجلس را دست گرفته بودند.



    برای شادی روح آقا داماد صلوات!
    صدای خنده و صلواتشان گوش آسمان را نوازش می داد.
    برای سلامتی شهدای آینده صلوات!
    مصطفی سرخ شده بود از خجالت.
    صحیح و سالم بری روی مین و سالم برنگردی، صلوات بفرست!
    و صدای بلند صلوات اطرافیان....
    مصطفی دعوت نامه آقا و مادرشان را در چاه عریضه انداخته بود...
    سحرگاه بعد از مراسم، در خواب به خواهرش گفته بودند: «به مراسم ازدواج فرزندم مصطفی آمده ایم... اگر به مراسم او نیاییم به مراسم که برویم؟»


    معلوم بود که مجلس را باب طبع حضرت گرفته اند...

    ... يا اَباعَبْدِاللهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ ...


    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ


    گزارشی ازیک جشن،با واقعیت «ازدواج آسان» آشنا شوید...



  19. صلوات ها 9


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    494
    حضور
    7 روز 21 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2842



    سلام
    از استارتر محترم تشکر میکنم
    چقدر حس خوبی پیدا کردم... کاش به جای این فرهنگ های غلطِ امروزی، عروسی های اینچنینی مرسوم بشه...
    واقعا زیباست.

    مهربانم! عالم از توست...
    غریبانه چرا میگردی؟
    اللهم عجل لولیک الفرج


  21. صلوات ها 11


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 28

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود