صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دلم می خواست شوهرم دکتری داشته باشد

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58287

    دلم می خواست شوهرم دکتری داشته باشد




    با نام و یاد دوست


    سلام

    یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

    لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:



    سلام.. وی یه پست دیگه یه مقدار در مورد مشکلات زندگی ام گفتم.
    اینجا فقط میخوام به حیطه ادمه تحصیل اشاره کنم. من 28 ساله و استاد دانشگاه دولتی هستم و همسرم کارمند بانک. بنده فوق لیسانس فنی مهندسی از بهترین دانشگاه ایران در این رشته. و همسرم دانشجوی همین رشته در دانشگاه آزاد.
    در دوران خواستگاری شرط کرده بودم که من حتما بایست دکتری بخوانم. و او هم ابراز علاقه کرده بود که او هم تمایل دارد. و من روی این موضوع خیلی حساب کرده بودم.
    در حالی که الان می بینم شدنی نیست. ولی اینکه من دکتری بخوانم و همسرم کارمند بماند عذابم میدهد....
    در واقع مشکل سوم برمیگرده به تمایل شدید من به دکتری خوندن
    رشته ام خدا را شکر خوبه و خیلی هم بهش علاقه دارم و توش خوب بودم. و فقط تهران این رشته رو داره. در مورد تهران خواندن، یک مقداری چون اساتید نمی توانند درست حسابی کمک کنند و اذیت میشوم در تردید بودم. خصوصا اینکه چون رشته خودم 2 نفر در ایران میخواهند، برای قبولی بایست گرایش عوض کنم. گرایش ی دیگر تقریبا اشباع شده است و در آن صورت احتمال استخدامم هم خیلی پایین می آید... اما با توجه به اینکه اگر برای دکتری خارج اقدام کنم، و با توجه به رزومه خوبم فاند خوبی ان شاء الله بتوانم بگیرم و با دکتری که برگردم حتی بعد از چندین سال ، به هیچ وجه بیکار نیستم ان شاء الله. یعنی جز رشته های جدید و ضروری است. لذا تصمیم گرفتم برای اپلای کردن هدفگذاری کنم.
    از ظرف دیگر یکی از دلایل من برای اپلای این بود که میدیدم همسرم از کار فعلی اش راضی نیست. گفتم اپلای کنیم میتونیم هر دوتا دکتری بخونیم. حالا همسرم توی یه دانشگاه پایین تر، من بالاتر. برگردیم همسرم بشه هیئت علمی آزاد منم دولتی.
    راستش دلم میخواد یه ذره خودش رو بکشه بالا. دلم میخواد از نظر مرتبه شغلی هم مشابه هم باشیم. این فکرها رو قبل از بله گفتن نکرده بودم متاسفانه.
    همسرم الان روی سمینار و تز ارشدشه. مشکل اینه که رشته هامونم یکی هست و سر در میارم که سر در نمیاره. خیلی میخوره توی حالم.
    مثلا می بینم یک هفته دو تا پاراگراف میتونه ترجمه کنه. نمی تونه مقاله درست حسابی بخونه و .. یعنی ضعیفه خیلی. در صورتی که پای حرف پیش بیاد خودش از خودش هی تعریف میکنه... اعتماد به نفسش زیاده از حده.
    توی جریان خواستگاری هم آنچنان از خودش تعریف کرد و ... که من فکر کردم حسابی حرفه ایه ولی الان می بینم نیست. فقط اعتماد به سقف داشته!
    زندگی من شاید بشه درس عبرت برای اونهایی که چشم روی اختلاف دانشگاه ها هم نبندن! یعنی یه دانش آموخته معدل پایین دانشگاه آزاد با یه دانش آموخته رتبه اول دانشگاه تهران ازدواج نکنه.
    یه حرفی که به همسرم میزنم دیر جوابم رو میده. دقم میده تا جواب بده. کلا حس می کنم دیر میگیره.
    یه کاری که بهش می سپارم. حالا هر کاری که باشه، خیلی کند انجام میده.
    خیلی باهام فرق داره از این لحاظ.خدای نکرده نمی خوام بگم من الم و بلم. اتفاقا من خودم هم از بس با این کامپیوتر و موبایل و .. همدم بودم بهره هوشی ام و حافظه ام خیلی پایین اومده. در حدی که آزارم میده و دنبال درمانش هستم.
    ولی دیگه همسرم خیلی بیشتر. خودش یه اصطلاحی داره: جومونگ شدن. کلا no response to paging میشه. همیشه هم همین طوریه. نه اینکه بگم مشکلی پیش اومده باشه در حال فکر باشه. نه.
    یعنی تا یه حرفی میزنم زود جواب نمیده. هی میگم چی شد و .. توی دلم هم حرص میخورم که بابا چیز خاصی نپرسیدم که هنگ کردی و ...
    اینه که فکر می کنم چرا توجه نکردم به اینکه بهره هوشی هم مهمه که مثل هم باشه. نه که حالا من باهوشم ها. به خدا نه. فقط میگم دو طرف مثل هم باشن هیچ کدوم اذیت نمیشن.
    من حرص میخورم یه مقاله دستش گرفته 4-5 ماهه تمومش نکرده و ...
    هی تذکر میدم برو بشین روی مقاله و .. بعد میرم می بینم یه کاری رو که اون ساده تره و مال دوستشه و فقط من باب رفاقت داره انجام میده. رفیق باز هم هست حسابی. یعنی حلال مشکلات همه است!
    تا حالا هم همش من توی مقاله هاش کمکش می کردم. این پایان نامه اش داره اعصاب منو خورد میکنه. از یه طرف دیر انجام میده هی این قسط ها به دانشگاه آزاد باید تمدید بشن!! و از یه طرف دیگه من حرص بخورم.
    امیدی ندارم که بتونه به خوبی دفاع کنه و برای ادامه تحصیل هم اقدام بکنه.
    چکار کنم؟
    چطور این میل شدید خودم به ادامه تحصیل رو سرکوب کنم؟
    سرخورده تر میشوم اگر من ادامه تحصیل بدهم و او نه. اگر من اپلای کنم و او نتواند...




    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید




  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58287



    با نام و یاد دوست





    دلم می خواست شوهرم دکتری داشته باشد








    کارشناس بحث: استاد امین


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    روانشناسی؛ قرآن ؛فلسفه؛ کلام
    نوشته
    890
    حضور
    31 روز 11 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    4644



    سلام

    تناسب در زمینه مدرک تحصیلی به خودی خود بد نیست؛ منتها نمی تواند ملاک و معیار ازدواج قرار بگیرد و بگوییم ازدواج یک فردی که در دانشگاه تهران است با کسی که در فلان دانشگاه در فلان شهرستان است آینده خوبی ندارد! چه بسا افرادی که تحصیلات عالیه داشتند و با کسی ازدواج کردند که اصلا اهل درس و تحصیل نیست و خوشبخت هم هستند.

    لذا چیزی که در زمان اختلاف مدرک مشکل ساز می شود، خود مدرک نیست؛ بلکه نگاه فردی است که مدرک بالاتری دارد. برای همین ملاک ازدواج هم هیچ گاه تناسب در سطح مدرک عنوان نمی شود؛ بلکه گفته می شود آنچه باید مورد توجه قرار بگیرد، میزان درک و فهم فرد مقابل است. چه بسا یک کارگر ساده از یک دکتر فلان رشته درک و فهم بالاتری داشته باشد که ما به کَرّات چنین نمونه هایی را دیده ایم. البته درک و فهم هم به دیر و زود جواب دادن سوالات و توانایی در نوشتن مقاله و تست هوش و ... هم نیست. افرادی که دیر به سوالات و صحبت های جواب می دهند، معمولا ذهن درگیری دارند و برای همین وقتی شما با آنها صحبت می کنید، یا حرف های شما را اصلا نمی شنوند و یا اینکه آنها را ضبط و بعد از تمام شدن فکرشان پاسخ می دهند! این رفتار برای افرادی مثل شما که تا به حال چنین چیزی ندیده اند کمی سخت است و باعث می شود ناراحت شوید؛ اما مدتی که از زندگی مشترک شما بگذرد، هم شما به این مسئله عادت می کنید و دیگر دیر جواب دادن طرف مقابل را به حساب بی اهمیتی نمی گذارید، و هم اینکه طرف مقابل وقتی می بیند شما از این کارش ناراحت می شوید، کم کم سعی می کند حواسش را بیشتر جمع کرده و صحبت های شما را به دقت بیشتر گوش دهد. لذا شما در مقابل این رفتار، در ظاهر ناراحتی خود را بروز بده؛ مثلا وقتی دیدی جواب شما را نمی دهد بگو عیب نداره دیگه حرف نمی زنم؛ اما در باطن ناراحت نشو و اجازه نده ذهنت شروع به برداشت های منفی کند؛ چون این کار ایشان عمدی نیست و باید کمی مدارا کنید تا اصلاح شود. مشاوره در این موارد هم کارایی زیادی دارد؛ چون حرف هایی که شما نمی توانی به راحتی به طرف بفهمانی، مشاور به خوبی به او منتقل می کند.

    بنابراین پیشنهاد من این است که شما در زمینه تحصیلی به ایشان گیر ندهید و اجازه دهید خودش برای آینده اش تصمیم بگیرد. اگر علاقه ای به ادامه تحصیل نداشته باشد و صرفا به خاطر اصرار شما ادامه دهد، مطمئن باشید آینده خوبی ندارد؛ چون کاری که از دل نباشد سرانجامی نخواهد داشت. چنانچه تحصیل شما هم نباید وابسته به تحصیل همسرتان باشد. شما برای ادامه تحصیل خود تلاش کنید و تا زمانی که تحصیل، تداخلی با زندگی مشترک شما ندارد ادامه دهید. به نظر من که بالا بودن شما از لحاظ تحصیلی هیچ عیبی نداشته و اگر خود شما نخواهید نسبت به همسرتان فخر فروشی کنید، هیچ کسی هم به شما خورده نخواهد گرفت که چرا همسرت تحصیلات کمتری دارد؛ چون همه می دانند غالب مردها درس را برای شغل می خوانند و وقتی شغل خود را پیدا کنند و درآمد خوبی هم داشته باشند، دیگر لزومی برای ادامه تحصیل نمی بییند. حتی در حال حاضر خیلی از افرادی که فوق لیسانس خود را گرفته اند با اینکه به راحتی می توانند وارد مقطع دکتری شوند ولی این کار را نمی کنند؛ چون روحیه خود را در کار عملی می بینند و علاقه به تدریس و کار علمی ندارند و این اصلا بد نیست.

    پیروز و سربلند


  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    39
    حضور
    5 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    85



    برای اینکه کسانی که میخوان من رو قضاوت کنن، دیدشون کامل بشه عنوان کنم که این موضوعات مربوط به من هستند:

    http://www.askdin.com/thread46542.html#post636174
    http://www.askdin.com/thread46502-7.html#post636202
    http://www.askdin.com/thread46541.html#post636211

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    39
    حضور
    5 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    85



    نقل قول نوشته اصلی توسط امین نمایش پست ها
    سلام

    تناسب در زمینه مدرک تحصیلی به خودی خود بد نیست؛ منتها نمی تواند ملاک و معیار ازدواج قرار بگیرد و بگوییم ازدواج یک فردی که در دانشگاه تهران است با کسی که در فلان دانشگاه در فلان شهرستان است آینده خوبی ندارد! چه بسا افرادی که تحصیلات عالیه داشتند و با کسی ازدواج کردند که اصلا اهل درس و تحصیل نیست و خوشبخت هم هستند.

    لذا چیزی که در زمان اختلاف مدرک مشکل ساز می شود، خود مدرک نیست؛ بلکه نگاه فردی است که مدرک بالاتری دارد. برای همین ملاک ازدواج هم هیچ گاه تناسب در سطح مدرک عنوان نمی شود؛ بلکه گفته می شود آنچه باید مورد توجه قرار بگیرد، میزان درک و فهم فرد مقابل است. چه بسا یک کارگر ساده از یک دکتر فلان رشته درک و فهم بالاتری داشته باشد که ما به کَرّات چنین نمونه هایی را دیده ایم. البته درک و فهم هم به دیر و زود جواب دادن سوالات و توانایی در نوشتن مقاله و تست هوش و ... هم نیست. افرادی که دیر به سوالات و صحبت های جواب می دهند، معمولا ذهن درگیری دارند و برای همین وقتی شما با آنها صحبت می کنید، یا حرف های شما را اصلا نمی شنوند و یا اینکه آنها را ضبط و بعد از تمام شدن فکرشان پاسخ می دهند! این رفتار برای افرادی مثل شما که تا به حال چنین چیزی ندیده اند کمی سخت است و باعث می شود ناراحت شوید؛ اما مدتی که از زندگی مشترک شما بگذرد، هم شما به این مسئله عادت می کنید و دیگر دیر جواب دادن طرف مقابل را به حساب بی اهمیتی نمی گذارید، و هم اینکه طرف مقابل وقتی می بیند شما از این کارش ناراحت می شوید، کم کم سعی می کند حواسش را بیشتر جمع کرده و صحبت های شما را به دقت بیشتر گوش دهد. لذا شما در مقابل این رفتار، در ظاهر ناراحتی خود را بروز بده؛ مثلا وقتی دیدی جواب شما را نمی دهد بگو عیب نداره دیگه حرف نمی زنم؛ اما در باطن ناراحت نشو و اجازه نده ذهنت شروع به برداشت های منفی کند؛ چون این کار ایشان عمدی نیست و باید کمی مدارا کنید تا اصلاح شود. مشاوره در این موارد هم کارایی زیادی دارد؛ چون حرف هایی که شما نمی توانی به راحتی به طرف بفهمانی، مشاور به خوبی به او منتقل می کند.

    بنابراین پیشنهاد من این است که شما در زمینه تحصیلی به ایشان گیر ندهید و اجازه دهید خودش برای آینده اش تصمیم بگیرد. اگر علاقه ای به ادامه تحصیل نداشته باشد و صرفا به خاطر اصرار شما ادامه دهد، مطمئن باشید آینده خوبی ندارد؛ چون کاری که از دل نباشد سرانجامی نخواهد داشت. چنانچه تحصیل شما هم نباید وابسته به تحصیل همسرتان باشد. شما برای ادامه تحصیل خود تلاش کنید و تا زمانی که تحصیل، تداخلی با زندگی مشترک شما ندارد ادامه دهید. به نظر من که بالا بودن شما از لحاظ تحصیلی هیچ عیبی نداشته و اگر خود شما نخواهید نسبت به همسرتان فخر فروشی کنید، هیچ کسی هم به شما خورده نخواهد گرفت که چرا همسرت تحصیلات کمتری دارد؛ چون همه می دانند غالب مردها درس را برای شغل می خوانند و وقتی شغل خود را پیدا کنند و درآمد خوبی هم داشته باشند، دیگر لزومی برای ادامه تحصیل نمی بییند. حتی در حال حاضر خیلی از افرادی که فوق لیسانس خود را گرفته اند با اینکه به راحتی می توانند وارد مقطع دکتری شوند ولی این کار را نمی کنند؛ چون روحیه خود را در کار عملی می بینند و علاقه به تدریس و کار علمی ندارند و این اصلا بد نیست.

    پیروز و سربلند
    جناب امین.
    ممنون از وقت زیادی که برایم گذاشتید.
    شاید من نتوانسته ام منظورم رو درست مطرح کنم. شما دو تا از پست ها را مطالعه کرده اید. ممنون میشوم سومی را هم مطالعه کنید تا مطمئن شوم توانسته ام ابعاد ماجرا را درست روشن کنم.

    http://www.askdin.com/thread46542.html#post636174
    http://www.askdin.com/thread46502-7.html#post636202
    http://www.askdin.com/thread46541.html#post636211

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    123
    حضور
    4 روز 12 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    23
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    410



    بسم الله الرحمن الرحیم
    محبوب جان. من قبلا هم توی یکی از پست ها برات راهکار نوشته بودم.
    عزیزم چرا اینقدر خودتو اذیت می کنی آخه؟؟؟؟؟ خوب برو پیش روانشناس خوب همه اینا رو بهش بگو. به خدا خیلی ازین کاری که داری میکنی بهتره. سه تا تاپیک مختلف ایجاد کردی تا به هر نحو ممکن یه جواب سر راست بگیری و خودتو راحت کنی؟؟؟ از یه آدم دانشگاهی اینکار بعیده. شما که سخت ترین مسایل درسی رو از راه درستش به جواب میرسونی چرا الان داری خطا میری؟

    البته من فکر میکنم افسردگی شما در سوالات و نظراتی که میدی کاملا مشهوده. با این وضع نه تنها با این مرد بلکه با هیچ مردی احساس خوشبختی نخواهی کرد. بهت قول میدم.


  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    39
    حضور
    5 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    85



    نقل قول نوشته اصلی توسط فیزیکدان نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم
    محبوب جان. من قبلا هم توی یکی از پست ها برات راهکار نوشته بودم.
    عزیزم چرا اینقدر خودتو اذیت می کنی آخه؟؟؟؟؟ خوب برو پیش روانشناس خوب همه اینا رو بهش بگو. به خدا خیلی ازین کاری که داری میکنی بهتره. سه تا تاپیک مختلف ایجاد کردی تا به هر نحو ممکن یه جواب سر راست بگیری و خودتو راحت کنی؟؟؟ از یه آدم دانشگاهی اینکار بعیده. شما که سخت ترین مسایل درسی رو از راه درستش به جواب میرسونی چرا الان داری خطا میری؟

    البته من فکر میکنم افسردگی شما در سوالات و نظراتی که میدی کاملا مشهوده. با این وضع نه تنها با این مرد بلکه با هیچ مردی احساس خوشبختی نخواهی کرد. بهت قول میدم.
    سلام فیزیکدان عزیزم. راستش الان خیلی بهتر از وقتی هستم که اولین پستها را گذاشتم. آن موقع خیلی به هم ریخته بودم. الان حس میکنم تسلط بیشتری روی شرایط دارم.
    همین چند روز پیش سعی کردم مبلغی از حقوقم را پس انداز کنم برای آینده زندگی مان و اینطور کم کم نقش مادی خودم را در زندگی کم رنگ تر کنم. و دیشب یک طرح پس انداز رو به شوهرم گفتم و گفتم من میخوام ماهیانه این مبلغ از حقوقم رو پس انداز کنم. با این شرایط ما خنده داره. ولی من هدف اصلی ام این بود که بیشتر به خودش بیاد.
    نیاز به یک مشاوره دارم ولی در این شهری که ما هستیم نمی توانم. گاو پیشانی سفید هستم. شهر کوچک و من هم استاد دانشگاه دولتی. و خیلی ها حداقل یکی از اعضای خانواده شان دانشجوی من بوده اند. پیش هیچ مشاوری نمی توانم سفره دلم را باز کنم چون در شهرهای کوچک شدیدا دوست دارند قصه زندگی دیگران را برای هم تعریف کنند. خصوصا اگر طرف هم قدری شناخته شده باشد. دلم نمیخواهد حدیثم سفره محفل ها بشه.
    شهر دیگری که میتونم برم 2 ساعت با اینجا فاصله داره. یعنی سفر برون شهری اش 2 ساعته. حداقل یک ساعت هم سفر درون شهری بایست حساب کنم. یعنی رفت و برگشتم 6 ساعت حداقل طول میکشه.
    راستش هم وقتش رو ندارم. هم جلسات مشاوره که یکی دو جلسه نیست. منم با این سیستم تدریسم فقط 5 شنبه ها رو میتونم چنین سفری رو بکنم. شاید آخرش مجبور بشم این کار رو بکنم. ولی فعلا نمی خوام شوهرم متوجه بشه که مشکلی هست. میخوام ببینم خودم با همفکری شما دوستان خوب میتونم به جایی برسم یا نه؟


  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,143
    حضور
    59 روز 5 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2747



    نقل قول نوشته اصلی توسط mahboob93 نمایش پست ها
    سلام فیزیکدان عزیزم. راستش الان خیلی بهتر از وقتی هستم که اولین پستها را گذاشتم. آن موقع خیلی به هم ریخته بودم. الان حس میکنم تسلط بیشتری روی شرایط دارم.
    همین چند روز پیش سعی کردم مبلغی از حقوقم را پس انداز کنم برای آینده زندگی مان و اینطور کم کم نقش مادی خودم را در زندگی کم رنگ تر کنم. و دیشب یک طرح پس انداز رو به شوهرم گفتم و گفتم من میخوام ماهیانه این مبلغ از حقوقم رو پس انداز کنم. با این شرایط ما خنده داره. ولی من هدف اصلی ام این بود که بیشتر به خودش بیاد.
    نیاز به یک مشاوره دارم ولی در این شهری که ما هستیم نمی توانم. گاو پیشانی سفید هستم. شهر کوچک و من هم استاد دانشگاه دولتی. و خیلی ها حداقل یکی از اعضای خانواده شان دانشجوی من بوده اند. پیش هیچ مشاوری نمی توانم سفره دلم را باز کنم چون در شهرهای کوچک شدیدا دوست دارند قصه زندگی دیگران را برای هم تعریف کنند. خصوصا اگر طرف هم قدری شناخته شده باشد. دلم نمیخواهد حدیثم سفره محفل ها بشه.
    شهر دیگری که میتونم برم 2 ساعت با اینجا فاصله داره. یعنی سفر برون شهری اش 2 ساعته. حداقل یک ساعت هم سفر درون شهری بایست حساب کنم. یعنی رفت و برگشتم 6 ساعت حداقل طول میکشه.
    راستش هم وقتش رو ندارم. هم جلسات مشاوره که یکی دو جلسه نیست. منم با این سیستم تدریسم فقط 5 شنبه ها رو میتونم چنین سفری رو بکنم. شاید آخرش مجبور بشم این کار رو بکنم. ولی فعلا نمی خوام شوهرم متوجه بشه که مشکلی هست. میخوام ببینم خودم با همفکری شما دوستان خوب میتونم به جایی برسم یا نه؟
    سلام

    دكتري كه نشد ملاك ! داشتنش خوبه اما ملاكي براي زندگي بهتر نيست

    شوهرتون اخلاق داره؟ گذشت و وفا داره؟

    اگه ميخوايي ازش طلاق بگيري بگير ، اما نه بخاطر نداشتن دكتري

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    39
    حضور
    5 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    85



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    سلام

    دكتري كه نشد ملاك ! داشتنش خوبه اما ملاكي براي زندگي بهتر نيست

    شوهرتون اخلاق داره؟ گذشت و وفا داره؟

    اگه ميخوايي ازش طلاق بگيري بگير ، اما نه بخاطر نداشتن دكتري
    لطفا سه پست مرتبط رو بخونین.
    اینطوری اشتباه و سوء تفاهم پیش میاد.

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    39
    حضور
    5 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    85



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    سلام

    دكتري كه نشد ملاك ! داشتنش خوبه اما ملاكي براي زندگي بهتر نيست

    شوهرتون اخلاق داره؟ گذشت و وفا داره؟

    اگه ميخوايي ازش طلاق بگيري بگير ، اما نه بخاطر نداشتن دكتري
    اول این رو :
    اگر درآمد زن بیشتر از مرد باشد ...

    دوم این رو :
    ازدواج با فردی پایین تر از سطح خودم؛ پشیمانی افسرده ام کرده؛ چه کنم؟

    سوم هم این رو :
    دلم می خواست شوهرم دکتری داشته باشد

  21. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 64

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود