صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عدم وجود خدا با توجه به برهان شر

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    موسیقی
    نوشته
    161
    حضور
    2 روز 15 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    327

    اشاره عدم وجود خدا با توجه به برهان شر




    سلام دوستان من اینجا عضو شدم که هر سوالی برام پیش اومد بعد از خوندن هر کتاب و مقاله ای از کارشناس های اینجا بپرسم
    این مسیله ی شر رو نتونستم برای خودم حل کنم و دست به دامن شما شدم
    خیلی ممنون

    تقریر اپیکورس



    1. حالت اول: شر در جهان وجود دارد، چون خدا از وجود شر بی خبر است؛ در این صورت خدا عالم مطلق نیست.
    2. حالت دوم: شر در جهان وجود دارد، زیرا گرچه خدا از وجود شر باخبر است، اما نمی‌تواند آن را نابود کند؛ در این صورت خدا قادر مطلق نیست.
    3. حالت سوم: شر در جهان وجود دارد، در حالی که خدا از وجود شر باخبر و نسبت به دفع آن تواناست؛ در این صورت خدا خیرخواه مطلق نیست.

    تقریر هیوم

    بیانی استنتاجی از برهان شر براساس کتابی نوشته دیوید هیوم:


    1. خدا وجود دارد. (فرض اولیه)
    2. خدا قادر و عالم مطلق است. (تعریف خدا)
    3. خدا کریم و مهربان مطلق است. (تعریف خدا)
    4. موجودی که مطلقاً کریم و مهربان باشد با هر بدی و شر مطلقاً مخالف است. (تعریف مهربان مطلق)
    5. موجودی که مطلقاً کریم و مهربان باشد در صورت اطلاع از وجود شر و توانایی نابود کردن، آن شر را بلافاصله نابود می‌کند. (نتیجه‌گیری از گزاره ۴)
    6. خدا با هر بدی و شر مخالف است. (نتیجه‌گیری از گزاره ۳ و ۴)
    7. خدا آنی می‌تواند شر را به طور کامل نابود کند. (نتیجه‌گیری از گزاره ۲)
      1. نتیجه شر و بدی هرچه که باشد خدا می‌تواند بدون متوسل شدن به شر به آن دست یابد. (نتیجه‌گیری از گزاره ۲)
      2. خدا دلیلی برای نابود نکردن شر ندارد. (نتیجه‌گیری از گزاره ۷٫۱)
      3. خدا دلیلی برای بلافاصله عمل نکردن ندارد. (نتیجه‌گیری از گزاره ۵)

    8. خدا شر را به طور کامل و آنی نابود می‌کند. (نتیجه‌گیری از گزاره ۶، ۷٫۲ و ۷٫۳)
    9. شر وجود داشته‌است، وجود دارد و وجود خواهد داشت. (فرض اولیه)
    10. گزاره‌های ۸ و ۹ متناقض هستند. بنابراین یکی از فروض اولیه نادرست هستند. به این معنی که یا خدا وجود ندارد. یا شر وجود ندارد.

    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۳/۱۲/۲۴ در ساعت ۱۹:۳۷

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58293



    با نام و یاد دوست





    عدم وجود خدا با توجه به برهان شر








    کارشناس بحث: استاد طاها


  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    مسئله شر از گذشته های دور معرکه دیدگاه های مختلف بوده است؛ خداباوران در صدد توجیه آن برآمده اند و بیخدایان وجود شر در جهان پیرامون را شاهدی بر نادرستی اعتقاد به خدا پنداشته اند. پرداختن تفصیلی به ادله موافقین و مخالفین از حوصله این فضا خارج است. اما تلاش ما این است که بحث خود را بر روی دو دلیلی که شما دوست گرامی ارائه کرده اید متمرکز کنیم. ولی قبل از آن تذکر چند نکته خالی از فایده نیست:

    1. اصل اثبات وجود خدا (فارق از مسئله شر در جهان) بطور کلی به دو شیوه انجام پذیر است:

    الف) روشی که بر براهین محکم عقلی استوار است و وجود خدا را با قطع نظر از پدیدهای خاص جهان اثبات میکند.

    ب) روشی که با لحاظ پدیده های جهان هستی به اثبات وجود خدا بر مبنای مشاهدات خود از آن پدیده ها اقدام میکند. مثلا در برهان نظم با تمسک به مشاهده زیباییهای جهان آفرینش و هدفمند بودن آنها، بر وجود ناظمی هوشمند و حکیم استدلال میشود. معمولا کسانی که مسئله شر را به عنوان چالشی علیه وجود خدا مطرح میکنند روش اثبات وجود خدا را هم همین روش دوم دانسته اند.

    2- برای کسی که وجود خدا را به روش اول اثبات میکند مشاهده شر مساله حادی نخواهد بود زیرا او ابتدا اصل وجود خدا را با تکیه بر برهانهای محکم و خدشه ناپذیر اثبات میکند و وقتی در جهان با مواردی از شر مواجه میشود که توان توجیه آنرا ندارد طبق همان قاعده اثبات شده عمل میکند. به عبارت دیگر از نظر عقلایی وقتی اصلی را بصورت مبرهن پذیرفتیم اگر با موردی برخورد کردیم که حل آن برای ما مجهول بود آن مورد را بر اصل مقدم نمیکنیم بلکه جانب اصل را مقدم میکنیم. مثلا وقتی بدانم که پدر من انسانی کاملا آگاه و خردمند و عادل است اگر رفتاری ناسازگار از او دیدم که برای من قابل توجیه نبود این رفتار را دلیل بر بی خردی و ... او قلمداد نمیکنم بلکه نهایتا این ابهامی در ذهن من ایجاد میکند و تلاش مرا برای حل آن ابهام مضاعف میگرداند. (یعنی مسئله بوجود آمده ، باید عامل تلاش من برای حل باشد نه عامل رد اصلی که اثبات شده)

    3- از دو مقدمه گذشته به دست می آید اگر هم کسی نتواند پاسخ قاطعی به مسئله شر بدهد این نتوانستن دلیل بر نبودن خدا نیست بلکه نهایتا ابهامی در ذهن ما در فهم برخی از افعال خداوند ایجاد میکند. بنابراین کسانی که مسئله شر را دستمایه انکار خدا قرار داده اند از منطق و روش عقلایی پیروی نکرده اند.

    با حفظ نکات مزبور به بررسی دو دلیل یاد شده میپردازیم.

    هر دو تقریر بر این مطلب پای میفشرند که امکان ندارد خدای عالم و قادر و مهربان و خیرخواه مطلق (آنگونه که در ادیان توحیدی و بطور خاص در اسلام معرفی میشود) شر بیافریند. یکی از پاسخ ها این است که: وجود شر در جهان منافاتی با علم و قدرت و خیرخواهی و مهربانی مطلق خدا ندارد. اما چگونه؟

    برای توضیح لازم است بحث را دو مرحله ای کنیم:

    1- وجود شر با مهربانی و خیرخواهی مطلق خدا در تنافی نیست

    2- وجود شر با علم و قدرت مطلق خدا در تنافی نیست

    محور اول:

    وجود شر منافاتی با خیرخواهی و مهربانی مطلق خدا ندارد زیرا همان اسلامی که خدا را با اوصاف یاد شده معرفی میکند مدل نظام آفرینش را نیز بگونه خاصی تعریف میکند:

    عرصه زندگی انسان محدود به جهان مادی نیست

    بلکه زندگی مادی بخش کوچک و لازمی برای دستیابی به خیر اعلی در بخش مهمتری از زندگی است

    و برای ترقی انسان به آن خیر اعلی چاره ای جز آفریدن این بخش کوچک نیست

    و این بخش کوچک هم ناچار برای اینکه نقش خود برای دستیابی انسان به خیر اعلی را فراهم کند باید قوانین خاصی داشته باشد

    و قوانین خاص این بخش کوچک همراه با اندکی شر است

    و این شر نیز بخودی خود نقش مهمی برای دستیابی انسان به خیر اعلی را بر عهده دارد.

    با این تصویر از آفرینش جهان مادی، آیا میتوان وجهی که با خیرخواهی و مهربانی خدا در تنافی باشد را یافت؟ به نظر میرسد پاسخ منفی است.

    اما محور دوم:

    مهمترین رکن پاسخ به مسئله شر در این محور قرار دارد. درست است که خلقت جهان مادی بر اساس حسن و خیرخواهی است اما آیا علم و قدرت او محدودیتی داشت که جهان ماده را بگونه ای دیگر خلق کند که برای رسیدن انسان به خیر اعلی شری پیش روی انسان نباشد؟

    پاسخ میگوییم: خیر؛ نمیشد؛ اما این نشدن بخاطر محدودیت در علم و قدرت خدا نیست بلکه منشا این نشدن، رتبه وجودی عالم مادی است.

    عالم مادی وقتی عالم مادی است که قوانین وجود مادی را داشته باشد و قوانین عالم ماده نیز زمینه ساز وقوع شر است. بنابراین اگر خدا بخواهد عالم ماده را خلق کند چاره ای جز این نیست که عالمی با قوانین عالم ماده را خلق کند نه عالمی با قوانین عالم فرشتگان (مجردات).

    در این سه مثال دقت کنید:

    مثال اول ـ اعداد را در نظر بگیرید. عدد دو رتبه اش این است که بین یک و سه باشد. و امکان ندارد عدد دو، دو باشد اما رتبه آن را به پنج (یعنی میان چهار و شش) تغییر یابد.

    مثال دوم ـ اجتماع نقیضینی را در نظر بگیرید مثلا الان هم روز باشد و هم روز نباشد. همه میدانیم که اجتماع نقیضین، محال است. حال آیا میتوان گفت علم و قدرت مطلق آنست که بتواند کاری کند که الان هم روز باشد و هم روز نباشد یعنی اجتماع نقیضین را ممکن سازد؟

    مثال سوم – وقتی یک ظرف یک لیتری و یک ظرف چهار لیتری را در دریا فرو برده و بیرون آوریم ظرف یک لیتری ابدا چهار لیتر را در خود جای نداده است در حالی که درباره ظرف چهار لیتری این کار اتفاق افتاده. آیا مشکل از دریاست یا ظرف یک لیتری؟

    داستان خلقت جهان ماده نیز چنین است. یعنی از طرفی رتبه وجودی خاصی دارد (مثل عدد 2) که در این رتبه محال است عالم ماده ، عالم ماده باشد و فاقد قوانین مادی باشد (مثل محال بودن اجتماع نقیضین) و این عدم امکان، بخاطر محدودیت رتبه وجودی خاص عالم ماده است (مثل ظرف یک لیتری) و اشکالی به علم و قدرت دریا گونه خدا نیست.

    به عبارت دیگر، علم و قدرت حتی مطلق و نامحدود آن اصولا به چیزی تعلق میگیرد که شدنی باشد و همانطور که اشاره کردیم عالم مادیِ با قوانین عالم مجردات، ناشدنی است. (ر.ک: عدل الهی/شهید مطهری و خدا و مسئله شر/محمد حسن قدردان قراملکی)

    در پناه حق


  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    علاقه
    بعدا یکمشو میگم...
    نوشته
    128
    حضور
    7 روز 1 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    308



    بسم الله الرحمن الرحیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط piano نمایش پست ها
    سلام دوستان من اینجا عضو شدم که هر سوالی برام پیش اومد بعد از خوندن هر کتاب و مقاله ای از کارشناس های اینجا بپرسم
    این مسیله ی شر رو نتونستم برای خودم حل کنم و دست به دامن شما شدم
    خیلی ممنون

    تقریر اپیکورس


    1. حالت اول: شر در جهان وجود دارد، چون خدا از وجود شر بی خبر است؛ در این صورت خدا عالم مطلق نیست.
    2. حالت دوم: شر در جهان وجود دارد، زیرا گرچه خدا از وجود شر باخبر است، اما نمی‌تواند آن را نابود کند؛ در این صورت خدا قادر مطلق نیست.
    3. حالت سوم: شر در جهان وجود دارد، در حالی که خدا از وجود شر باخبر و نسبت به دفع آن تواناست؛ در این صورت خدا خیرخواه مطلق نیست.

    تقریر هیوم

    بیانی استنتاجی از برهان شر براساس کتابی نوشته دیوید هیوم:


    1. خدا وجود دارد. (فرض اولیه)
    2. خدا قادر و عالم مطلق است. (تعریف خدا)
    3. خدا کریم و مهربان مطلق است. (تعریف خدا)
    4. موجودی که مطلقاً کریم و مهربان باشد با هر بدی و شر مطلقاً مخالف است. (تعریف مهربان مطلق)
    5. موجودی که مطلقاً کریم و مهربان باشد در صورت اطلاع از وجود شر و توانایی نابود کردن، آن شر را بلافاصله نابود می‌کند. (نتیجه‌گیری از گزاره ۴)
    6. خدا با هر بدی و شر مخالف است. (نتیجه‌گیری از گزاره ۳ و ۴)
    7. خدا آنی می‌تواند شر را به طور کامل نابود کند. (نتیجه‌گیری از گزاره ۲)
      1. نتیجه شر و بدی هرچه که باشد خدا می‌تواند بدون متوسل شدن به شر به آن دست یابد. (نتیجه‌گیری از گزاره ۲)
      2. خدا دلیلی برای نابود نکردن شر ندارد. (نتیجه‌گیری از گزاره ۷٫۱)
      3. خدا دلیلی برای بلافاصله عمل نکردن ندارد. (نتیجه‌گیری از گزاره ۵)

    8. خدا شر را به طور کامل و آنی نابود می‌کند. (نتیجه‌گیری از گزاره ۶، ۷٫۲ و ۷٫۳)
    9. شر وجود داشته‌است، وجود دارد و وجود خواهد داشت. (فرض اولیه)
    10. گزاره‌های ۸ و ۹ متناقض هستند. بنابراین یکی از فروض اولیه نادرست هستند. به این معنی که یا خدا وجود ندارد. یا شر وجود ندارد.


    با سلام



    در جواب این برهان دیوید هیوم(از فلاسفه اسکاتلندی)



    مقدمه

    درباره خداوند باید تمامی صفات را در نظر گرفت وگرنه دچار مشکل میشویم.


    مقدمه دوم

    صفت حکمت خداوند در این قیاس در نظر گرفته نشده در حالی که در قرآن کریم بارها علیم بودن خداوند در کنار حکیم بودن قرار گرفته مثل آیا ذیل:


    ۳۲ بقره،۲۰۹ بقره،۱۱ نساء،۱۷ نساء،۲۶ نساء،۹۲ نساء،۱۲۸ انعام،۱۵ توبه،۲۸ توبه،۶ یوسف،۸۳ یوسف،۲۵ حجر،۵۲ حج،۱۸ نور،۵۸ نور،۶ نمل،۲ احزاب،۴ فتح،۸ حجرات،۱۰ ممتحنه،۲ تحریم،۳۰ انسان




    حکمت خداوند بحث مهمی است که رابطه نزدیک با عدالت و دیگر صفات خداوند دارد...
    اینکه در برهان شر ذکر نشده خود دلیلی بر کامل نبودن آن است...




    علم بی حکمت جهل است و این دو رابطه تنگاتنگی باهم دارند...

    ضمن آنکه اگر به علم مطلق غیر حکمت بود در جایی مثل ارث زن و مرد جای شبهه میبود...
    درحالی که در همان آیه در انتها تذکر داده میشود خداوند علیم و حکیم است...

    و اگر حکمت خداوند در اینجا نبود عدالت هم جای بحث داشت که با وجود حکمت،عدالت نیز برقرار است...


    مقدمه سوم

    «نتیجه شر و بدی هرچه که باشد خدا می‌تواند بدون متوسل شدن به شر به آن دست یابد. (نتیجه‌گیری از گزاره ۲)»


    «خدا دلیلی برای نابود نکردن شر ندارد. (نتیجه‌گیری از گزاره ۷٫۱)»

    رد میشوند...






    مطلب

    وجود شر در دنیا هم لازمه فتنه است و عامل آن خود مادیات هستند نه خداوند بلکه خداوند ظالم نیست و اینکه چرا در دنیا خداوند آن را تا کنون از ظلم خالی نکرده به دلیل حکمت خداوند تعالی است...

    ضمنا شرور در جهان از دو صورت خارج نیست:
    معمول جهان ماده(مثل برخورد رعد به موجودی)
    بازتاب اعمال اشیاء(مثل ظلم انسان ها به یکدیگر)

    که هردو با وجود خدا تناقضی ندارند...


    و اینکه هیچ چیز در جهان بی دلیل واقع نمیشود...
    ضمن اینکه شر نیز «نسبی» است...
    برای مثال زلزله برای زلزله زدگان ظاهرا شر است ولی برای زمین شر نیست...یا فوران آتش فشان برای اهالی آن ظاهرا شر است ولی برای آن زمین و منطقه چنین نیست...
    و همچنین ظلم یک حیوان به حیوان دیگر از دیدگاه قربانی و یا ناظر شر است ولی از دید خود آن فاعل این شر نیست بلکه خیر است...

    و شر مطلق وجود ندارد...



    والسلام

    ویرایش توسط فرهاد : ۱۳۹۳/۱۱/۰۷ در ساعت ۰۹:۱۳
    قال رسول الله(صلوات الله علیه و آله):ليس بمؤمن مستكمل الإيمان من لم يعد البلاء نعمة و الرّخاء مصيبة.هر كه بلا را نعمت و فراوانى را مصيبت نداند ايمان وى كامل نيست.[نهج الفصاحه،حدیث 2391]

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    موسیقی
    نوشته
    161
    حضور
    2 روز 15 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    327



    خیلی ممنون جوابمو گرفتم
    میگم اصلا ما چرا فرشته نشدیم از هفت دولت ازاد بودیم
    بعد من یه سوالی برام پیش اومده دیگه در حد یه تاپیک جدید نیس همینجا میپرسم
    ممکنه یه ادم کلا نابود بشه؟ جسمی که به کنار روحی منظورمه یعنی دیگه بینهایت نباشه؟

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    نقل قول نوشته اصلی توسط piano نمایش پست ها
    اصلا ما چرا فرشته نشدیم از هفت دولت ازاد بودیم
    نقل قول نوشته اصلی توسط piano نمایش پست ها
    ممکنه یه ادم کلا نابود بشه؟ جسمی که به کنار روحی منظورمه یعنی دیگه بینهایت نباشه؟
    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    با توجه به آنچه از قرآن استفاده میشود:

    1- اینگونه نیست که فرشتگان در اعمال خود آزاد باشند و بتوانند آزادانه آنچه میل ایشان است انجام دهند؛ چیزی که هست در انجام مسئولیتهای خویش کوتاهی نمیکنند:

    وَ قَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ، لَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ، يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ وَ لَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَ هُم مِّنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ؛

    آنها (مشرکان) گفتند خداوند رحمان فرزندي براي خود برگزيده، خداوند منزه است ، اينها (فرشتگان) بندگان شايسته او هستند، كه هرگز در سخن بر او پيشي نمي‏گيرند، و به فرمان او عمل مي‏كنند، او همه اعمال امروز و آينده آنها را مي‏داند، و هم گذشته آنها را، و آنها جز براي كسي كه خدا از او خشنود است شفاعت نمي‏كنند و از ترس او بيمناكند. (انبیا/26-28)

    2- هیچ انسانی ، چه خوب و چه بد، نابود نمیشود. از جمله آیاتی که دلالت بر این مطلب دارند:

    انا لله وانا اليه راجعون؛ ما از آن خدا هستيم و به سوي او باز مي‏گرديم. (بقره/156)

    ذلك جزاء اعداء الله النار لهم فيها دار الخلد جزاء بما كانوا بآياتنا يجحدون؛ كيفر دشمنان خدا، آتش است كه در آن سراي جاويدشان است.(فصلت/28)

    يا قوم انما هذه الحياه الدنيا متاع وان الآخره هي دار القرار؛ اي قوم من! اين زندگي دنيا متاع زودگذري است، و آخرت سراي هميشگي است.(غافر/39)

    وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ؛ اين زندگي دنيا جز لهو و لعب چيزي نيست، و زندگي واقعي سراي آخرت است، اگر آنها مي‏دانستند.(عنکبوت/64)

    و الآخره خير و ابقي؛ در حالي كه آخرت بهتر و پايدارتر است. (اعلی/17)

    و كذلك نجزي من اسرف و لم يومن بآيات ربه و لعذاب الآخره اشد و ابقي؛ و اينگونه جزا ميدهيم كسي را كه اسراف كند و ايمان به آيات پروردگارش نياورد و عذاب آخرت شديدتر و پايدارتر است (طه/127)

    ومن يطع الله ورسوله يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها؛ و هر كس خداوند و پيامبرش را اطاعت كند، (و قوانين او را محترم بشمرد) خداوند وي را در باغهايي از بهشت وارد مي‏كند كه همواره، آب از زير درختانش جاري است، جاودانه در آن مي‏ماند.(نساء/13)

    فَادْخُلُواْ أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا؛ اكنون از درهاي جهنم وارد شويد در حالي كه جاودانه در آن خواهيد بود، (نحل/29)

    در پناه حق

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    717
    حضور
    16 روز 4 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11
    صلوات
    1389



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    اجتماع نقیضینی را در نظر بگیرید مثلا الان هم روز باشد و هم روز نباشد. همه میدانیم که اجتماع نقیضین، محال است. حال آیا میتوان گفت علم و قدرت مطلق آنست که بتواند کاری کند که الان هم روز باشد و هم روز نباشد یعنی اجتماع نقیضین را ممکن سازد؟
    سلام
    از بسیاری از مفاهیم تعریف دقیقی ارائه نشده است لذا اجتماع نقیضین برای آنها محال نیست.مثلا برای شب و روز می توانم غروب یا صبح کاذب را بگویم و چون که تا به حال تعریف دقیق و مورد اجماعی از شب و روز تا به حال ارائه نشده است ممکن است ما بر سر این مثال با هم بحث کنیم که همین بحث کردن ما عدم بدیهی بودن آن را می رساند. در مورد خیر و شر هم این موضوع صادق است و هر چقدر تعاریف غیر دقیقتر باشند راه برای مغالطه از هر دو طرف باز تر است چه کسانی که منکر خدا اند و چه کسانی به خدا اعتقاد دارند .
    در ریاضیات که پایه علوم شمرده می شود مدتها منطق صفر و یک برقرار بود اما منطق فازی که در قرن بیستم وارد ریاضیات شد نه تنها ریاضیات بلکه تمام علوم و تکنولوژی را متحول کرد و اکنون بسیاری از اختراعات بشر بر پایه آن قرار دارد. با مثالی تقریبا ساده فرق این دو منطق در ریاضیات را روشن می کنم:در منطق صفر و یکی مثلا عدد دو یا پنج هست یا پنج نیست اما در منطق فازی می توان گفت که مثلا عدد دو بیست درصد پنج هست و هشتاد در صد پنج نیست و در مقابلش عدد سه در صد بیشتری پنج هست و یا مثلا عدد چهار و شش هردو به یک میزان پنج هستند.البته منطق فازی گستردگی و پیچیدگی زیادی دارد این مثال فقط برای درک کلی بود.


  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491



    نقل قول نوشته اصلی توسط عصران نمایش پست ها
    سلام
    از بسیاری از مفاهیم تعریف دقیقی ارائه نشده است لذا اجتماع نقیضین برای آنها محال نیست.مثلا برای شب و روز می توانم غروب یا صبح کاذب را بگویم و چون که تا به حال تعریف دقیق و مورد اجماعی از شب و روز تا به حال ارائه نشده است ممکن است ما بر سر این مثال با هم بحث کنیم که همین بحث کردن ما عدم بدیهی بودن آن را می رساند.
    سلام
    در مثل مناقشه نیست. ممکن است این مثال برای شما صحیح به نظر نیاید ولی در اصل قضیه خللی وارد نمیکند. اجتماع نقیضین محال است. چرا؟ چون دو چیزی که ضد هم هستند نمیتوانند با هم جمع شوند. مثل هستی و نیستی. نیستی نمیتواند وجود داشته باشد. یا انسان و غیر انسان.یک انسان نمیتواند هم انسان باشد هم انسان نباشد.
    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  17. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    717
    حضور
    16 روز 4 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11
    صلوات
    1389



    نقل قول نوشته اصلی توسط .امین. نمایش پست ها
    سلام
    در مثل مناقشه نیست. ممکن است این مثال برای شما صحیح به نظر نیاید ولی در اصل قضیه خللی وارد نمیکند. اجتماع نقیضین محال است. چرا؟ چون دو چیزی که ضد هم هستند نمیتوانند با هم جمع شوند. مثل هستی و نیستی. نیستی نمیتواند وجود داشته باشد. یا انسان و غیر انسان.یک انسان نمیتواند هم انسان باشد هم انسان نباشد.
    سلام
    مثال شما در مورد انسان صحیح است زیرا برای مفهوم انسان مصادیق عینی و ملموس هست ولی در مورد مفاهیم خیر و شر مصادیق مشخص و مرز مشخصی تعیین نشده است برای همین اجتماع نقیضین آنها محال نیست.

    شما را به توجه دقیقتر به نکته مهمی که خودتان اشاره کردید جلب می کنم:

    نقل قول نوشته اصلی توسط .امین. نمایش پست ها
    دو چیزی که ضد هم هستند نمیتوانند با هم جمع شوند.
    بله دو چیز یا به عبارتی دیگر دو مصداق نمی توانند با هم جمع شوند ولی دو مفهوم می توانند با هم اشتراک داشته باشند یا با هم جمع شوند اما اگر تعریف آن دو مفهوم کامل و مصداقی باشد قطعا اجتماع نقیضینشان محال است.مفهوم انسان را هم که مثال زدید اصلا نیاز به تعریف ندارد زیرا بدیهی است و مستقیما توسط نفس و از طریق علم حضوری درک می شود.اما به نظر شما آیا قاطر می تواند هم اسب بااشد و هم الاغ؟ یا مثلا بوفالو می تواند هم گاو باشد و هم نباشد؟(مثال بهتر به ذهنم نرسید) پاسخ من این است که مفهوم قاطر یا بو فالو می تواند ولی مصداق عینی آنها هرگز.


  18. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491



    نقل قول نوشته اصلی توسط عصران نمایش پست ها
    سلام
    مثال شما در مورد انسان صحیح است زیرا برای مفهوم انسان مصادیق عینی و ملموس هست ولی در مورد مفاهیم خیر و شر مصادیق مشخص و مرز مشخصی تعیین نشده است برای همین اجتماع نقیضین آنها محال نیست.
    مثال بنده درمورد اصل مساله اجتماع نقیضین محال است ؛بود که بهتره این بحث را خود جناب کارشناس برایتان باز کنند. اما به نظر این بحث برمیگردد به خصوصیات دنیایی که در آن زندگی میکنیم. محدودیت از اجزای لاینفک این دنیاست. اگر شرور در این دنیا وجود نداشتند با محدودیتی که این دنیا دارد ما با یک سری موجود نامحدود سروکار داشتیم در اینجا اجتماع نقیضین پیش میاید. مثلا خانه ای را در نظر بگیرید که گنجایش 10 نفر را دارد نه یک نفر بیشتر و نه یک نفر کمتر. اگر فرض بگیریم که این 10 نفر محدودیتی برای زنده بودن نداشتند همچنان زاد ولد میکردند تا تعدادشان بیشتر از 10 نفر میشد، خانه محدود، افراد خانه نامحدود این اجتماع نقیضین است که در مورد دنیا اگر در نظر گرفته شود و موجودات زنده را هیچ شری تهدید نکند این موجودات آنقدر تولید مثل میکردند تا همین زیادی زادوولد باعث میشد که شرور مختلف به آنها روی بیاورد.

    پس در هرصورت وجود شرور در دنیای محدود یک اصل است و عقل نمیتواند به هیچ ترتیبی وجود آن را نقض کند.
    ویرایش توسط Serat : ۱۳۹۳/۱۱/۱۷ در ساعت ۱۵:۵۲
    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۴/۳۰, ۱۳:۲۲ : 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود