صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: استدلال قرآن در آیه 133 سوره طه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    שאלה
    نوشته
    514
    حضور
    6 روز 6 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    589

    اشاره استدلال قرآن در آیه 133 سوره طه




    سلام. قرآن در آیه 133 سوره طه می فرماید: «و گفتند چرا از جانب پروردگارش معجزه‏اى براى ما نمى‏آورد آيا دليل روشن آنچه در صحيفه‏ هاى پيشين است براى آنان نيامده است»

    سؤال:

    1.آیا معجزات حضرت موسی و حضرت عیسی که در صحیفه های پیشین آمده است، برای اثبات نبوت حضرت محمد کفایت می کند؟

    2.مگر صحیفه های پیشین تحریف نشده اند؟ چگونه می شود به دلایل تحریف شده در صحیفه های پیشین استناد کرد.
    ویرایش توسط یا عالی : ۱۳۹۴/۰۳/۱۶ در ساعت ۱۱:۳۹
    אני אוהב את מוחמד

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58293



    با نام و یاد دوست





    استدلال قرآن در آیه 133 سوره طه








    کارشناس بحث: استاد میقات


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 18 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    «وَ قَالُواْ لَوْ لَا يَأْتِينَا بآيَةٍ مِّن رَّبِّهِ أَ وَ لَمْ تَأْتهِم بَيِّنَةُ مَا فىِ الصُّحُفِ الْأُولى»
    گفتند: چرا (پيامبر) معجزه و نشانه ‏اى از سوى پروردگارش براى ما نمى ‏آورد؟! (بگو:) آيا خبرهاى روشنى كه در كتابهاى (آسمانى) نخستين بوده، براى آنها نيامد؟! (طه، 133)


    با سلام و درود

    مراد از «بَيِّنَةُ»، قرآن کریم است که شاهد و یا بیان کننده است آن چه را در کتب قبلی آمده است. لذا این خود قرآن است که بیّنه و معجزه ای آشکار است.

    از اینرو موضوع، همین قرآن است نه کتب قبلی.

    توضیح:
    مشرکان در جایگاه توهین و انکار قرآن کریم هستند. معجزه ای به این بزرگی را نادیده گرفته و معجزه نمی دانستند. آن ها می گفتند پيامبر بايد معجزه ‏اى عملى از جنس معجزاتى كه پيامبران گذشته داشتند، داشته باشد.

    آن ها انتظار داشتند هر معجزه ای که تقاضا می کنند، پیامبر برایشان بیاورد.

    خداوند در پاسخ می فرماید: آيا بیّنه و نشانه روشنى كه در كتاب ‏هاى پيشين بود براى آنان نيامد؟

    بیّنه را در این جا دو گونه معنا کرده اند: یکی به معنای شاهد و دیگری به معنای بیان.

    معنای شاهد:
    مگر شاهدی (قرآن) که شهادت بدهد بر آن چه در کتب پیشین بوده (معارف الهیه)، برای آن ها نیامد؟
    یعنی این قرآن، شاهدی است که شهادت می دهد برای آنان از آن معارف دینی الهی که در کتب پیشین آمده بوده است.

    معنای بیان:
    مگر بیانی (قرآن) [از اخبار امت های گذشته] که در کتب پیشین بوده، برای آن ها نیامد؟
    یعنی این قرآن، حقیقتی را بیان می کند و آن این که امت های گذشته از پیامبرانشان معجزاتی را تقاضا کردند و با این حال پس از آمدن آن معجزات، باز ایمان نیاوردند. و ایمان نیاوردن پس از دیدن معجزاتی که خودشان تقاضا کرده بودند، مایه هلاکت و نابودی آن ها شد.
    یعنی مگر نمی دانید اگر معجزه ای تقاضا کنید و پس از آن ایمان نیاورید، هلاکت و نابودی شما قطعی می شود؟ با این که این را می دانید، و با این که قرآن به عنوان معجزه برای شما آمده است، باز هم تقاضای معجزه ای دیگر می کنید!

    نکته:
    هر گاه کسانی از پيامبرى معجزه ‏اى درخواست كنند (معجزات اقتراحی) و پیامبر آن معجزه را انجام دهد و آن ها ايمان نياورد، دچار عذاب الهى شده و هلاک مى‏ گردند، مانند قوم صالح و تقاضای خروج ناقه (شتر) از دل کوه.
    اين حقيقت، هم در كتاب ‏هاى آسمانى پيشين و هم در قرآن آمده است. اکنون نیز کافران معجزاتی شبیه عصای موسی و خروج ناقه و ... تقاضا می کنند. پیام آیه این است: آیا اینان نمی ترسند که به سرنوشت آن ها گرفتار شوند؟!

    بنابر این؛ ارجاع دادن به کتب پیشین نیست، بلکه خود قرآن مطرح است. این قرآن است که موضوعیت دارد و شاهدی است برای آن ها، بر آن چه در کتب پیشین بوده است.

    خلاصه:
    موضوع، قرآن است نه کتب پیشین.
    و قرآن خبر از کتب پیشین می دهد، نه این که ما را به کتب تحریف شده موجود، ارجاع بدهد.

    __________________
    (ر.ک: مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏7، ص 60؛ ترجمه الميزان، ج ‏14، ص 335؛ أطيب البيان في تفسير القرآن، ج ‏9، ص 130؛ كوثر، ج ‏6، ص 623)

    استدلال قرآن در آیه 133 سوره طه

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    שאלה
    نوشته
    514
    حضور
    6 روز 6 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    589



    سلام. مسلّم است که وقتی از استدلالات قرآن علیه مشرکین بحث می کنیم، باید نگاه ما برون دینی باشد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها

    معنای شاهد:
    مگر شاهدی (قرآن) که شهادت بدهد بر آن چه در کتب پیشین بوده (معارف الهیه)، برای آن ها نیامد؟
    یعنی این قرآن، شاهدی است که شهادت می دهد برای آنان از آن معارف دینی الهی که در کتب پیشین آمده بوده است.


    یعنی می فرمایید شهادت قرآن به آن معارف الهی که در کتب پیشین بوده، یک معجزه است؟ خب اینجا، طبق معمول با نگاه برون دینی، دو مشکل اساسی وجود دارد:

    1.روی چه حسابی شهادت به معارف الهی کتب پیشین، یک معجزه است؟ چرا بشر نمی تواند در کتابی بشری به معارف الهی کتابی دیگر، شهادت بدهد؟ کاری مشابه این عمل را آیا، در البیان و الاقدس نمی بینیم؟

    2.از دیدِ مشرکان، معارف الهی کتب پیشین نیز باطل بودند، چنانکه در روایات هم آمده است، پس برای آنها استدلال به اینکه قرآن شهادت به اموری داده است که آنها باطل می دانندش، چه سودی می توانست داشته باشد؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها

    معنای بیان:
    مگر بیانی (قرآن) [از اخبار امت های گذشته] که در کتب پیشین بوده، برای آن ها نیامد؟
    یعنی این قرآن، حقیقتی را بیان می کند و آن این که امت های گذشته از پیامبرانشان معجزاتی را تقاضا کردند و با این حال پس از آمدن آن معجزات، باز ایمان نیاوردند. و ایمان نیاوردن پس از دیدن معجزاتی که خودشان تقاضا کرده بودند، مایه هلاکت و نابودی آن ها شد.
    یعنی مگر نمی دانید اگر معجزه ای تقاضا کنید و پس از آن ایمان نیاورید، هلاکت و نابودی شما قطعی می شود؟ با این که این را می دانید، و با این که قرآن به عنوان معجزه برای شما آمده است، باز هم تقاضای معجزه ای دیگر می کنید!


    خب پاسخ سؤال شما، از سوی مشرکین، بدون شک منفی است: خیر نمی دانیم! و اگر اسیر جاهلیت نبودند و قدری منطقی بحث می کردند، حتماً می گفتند: اثبات به عهدۀ مدعی است، ابتدا شما ثابت کنید که به سوی امتهایی در پیشین پیامبرانی رفتند و بعد از عدم قبول معجزه، عذاب شدند، و بعد چنین ادعایی بکنید.




    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها

    نکته:
    هر گاه کسانی از پيامبرى معجزه ‏اى درخواست كنند (معجزات اقتراحی) و پیامبر آن معجزه را انجام دهد و آن ها ايمان نياورد، دچار عذاب الهى شده و هلاک مى‏ گردند، مانند قوم صالح و تقاضای خروج ناقه (شتر) از دل کوه.
    اين حقيقت، هم در كتاب ‏هاى آسمانى پيشين و هم در قرآن آمده است. اکنون نیز کافران معجزاتی شبیه عصای موسی و خروج ناقه و ... تقاضا می کنند. پیام آیه این است: آیا اینان نمی ترسند که به سرنوشت آن ها گرفتار شوند؟!

    بنابر این؛ ارجاع دادن به کتب پیشین نیست، بلکه خود قرآن مطرح است. این قرآن است که موضوعیت دارد و شاهدی است برای آن ها، بر آن چه در کتب پیشین بوده است.



    باید دقت بفرمایید که مشرکین ایمانی به وقوع معجزۀ عصای موسی و خروج ناقه ندارند، بلکه برعکس اینها را اموری محال می دانند. آنها در واقع حرف حسابشان این است که اگر راست می گویی که چنین معجزاتی هست، خودت اینها را بیاور.

    حال اینکه پیشینیان خواستند و آوردیم و چون قبول نکردند، عذاب شدند، برای آنها پشتوانه منطقی ندارد، زیرا این امر بر آنها اثبات شده نیست.



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها

    خلاصه:
    موضوع، قرآن است نه کتب پیشین.
    و قرآن خبر از کتب پیشین می دهد، نه این که ما را به کتب تحریف شده موجود، ارجاع بدهد.

    __________________
    (ر.ک: مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏7، ص 60؛ ترجمه الميزان، ج ‏14، ص 335؛ أطيب البيان في تفسير القرآن، ج ‏9، ص 130؛ كوثر، ج ‏6، ص 623)


    مسئله اینجاست که وقتی کتب پیشین تحریف شده اند، ما از کجا بدانیم که مطلبی که قرآن به آنها نسبت می دهد و در آنها می یابیم، به راستی جزئی از این کتب بوده یا اینکه جزء تحریفیات است؟






    אני אוהב את מוחמד

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 18 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    نقل قول نوشته اصلی توسط חסר משמעות نمایش پست ها
    سلام. مسلّم است که وقتی از استدلالات قرآن علیه مشرکین بحث می کنیم، باید نگاه ما برون دینی باشد.

    یعنی می فرمایید شهادت قرآن به آن معارف الهی که در کتب پیشین بوده، یک معجزه است؟ خب اینجا، طبق معمول با نگاه برون دینی، دو مشکل اساسی وجود دارد:

    1.روی چه حسابی شهادت به معارف الهی کتب پیشین، یک معجزه است؟ چرا بشر نمی تواند در کتابی بشری به معارف الهی کتابی دیگر، شهادت بدهد؟ کاری مشابه این عمل را آیا، در البیان و الاقدس نمی بینیم؟

    2.از دیدِ مشرکان، معارف الهی کتب پیشین نیز باطل بودند، چنانکه در روایات هم آمده است، پس برای آنها استدلال به اینکه قرآن شهادت به اموری داده است که آنها باطل می دانندش، چه سودی می توانست داشته باشد؟

    خب پاسخ سؤال شما، از سوی مشرکین، بدون شک منفی است: خیر نمی دانیم! و اگر اسیر جاهلیت نبودند و قدری منطقی بحث می کردند، حتماً می گفتند: اثبات به عهدۀ مدعی است، ابتدا شما ثابت کنید که به سوی امتهایی در پیشین پیامبرانی رفتند و بعد از عدم قبول معجزه، عذاب شدند، و بعد چنین ادعایی بکنید.

    باید دقت بفرمایید که مشرکین ایمانی به وقوع معجزۀ عصای موسی و خروج ناقه ندارند، بلکه برعکس اینها را اموری محال می دانند. آنها در واقع حرف حسابشان این است که اگر راست می گویی که چنین معجزاتی هست، خودت اینها را بیاور.

    حال اینکه پیشینیان خواستند و آوردیم و چون قبول نکردند، عذاب شدند، برای آنها پشتوانه منطقی ندارد، زیرا این امر بر آنها اثبات شده نیست.

    مسئله اینجاست که وقتی کتب پیشین تحریف شده اند، ما از کجا بدانیم که مطلبی که قرآن به آنها نسبت می دهد و در آنها می یابیم، به راستی جزئی از این کتب بوده یا اینکه جزء تحریفیات است؟



    با سلام و درود

    قرآن کریم به تورات و انجیل، ارجاع می داده و قول جدّی وجود دارد که تورات اصلی تا زمان پیامبر صلی الله علیه وآله وجود داشته لذا مراجعه به آن هم ممکن بوده است.

    اگر مراد از این منکران (کافران) اهل کتاب باشند که قرآن، آن ها را به کتاب خودشان ارجاع می دهد و موجود بوده است.

    اگر مشرکان منظورند، مشرکان هم این گونه نبوده که بطور کلی معتقد به هیچ پیامبری نباشند، بلکه فی الجمله به پیامبران معتقد بودند و همین که با خبر بوده و در جزیرة العرب انتظار آمدن پیامبری را می کشیدند، نشان می دهد که فی الجمله قبول داشته اند.

    در ضمن، پس از تحقیق در باره خود قرآن، و اطمینان و یا حتی اعتماد فی الجمله به آن، مواردی را که قرآن نسبت و یا ارجاع می دهد ـ در همان حدی که قرآن ارجاع داده ـ را می توان صحیحی دانست.

    استدلال قرآن در آیه 133 سوره طه

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    علاقه
    خداوند و علم
    نوشته
    114
    حضور
    4 روز 9 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    133



    بسم الله الرحمن الرحیم.
    سلام.
    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    قرآن کریم به تورات و انجیل، ارجاع می داده و قول جدّی وجود دارد که تورات اصلی تا زمان پیامبر صلی الله علیه وآله وجود داشته لذا مراجعه به آن هم ممکن بوده است.
    جناب شعیب یعنی شما مدعی هستید که دستخوش تغییر گشتن تورات و انجیل مساله ی ساختگی به وسیله ی خود مذاهب هست و شهادت قران نیست؟ چگونه بدون استناد به ایات میگید که کتب منقبل دستخوش تغییر گشته اند؟
    یعنی خداوند می فرماید که کتب تغییر گشته رو برپا کنند و اگر نکنند هیچی نیستند؟

    وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ ۚ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ ۖ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ (5 | المائدة - 66)
    و اگر آنان، تورات و انجیل و آنچه را از سوی پروردگارشان بر آنها نازل شده [= قرآن‌] برپا دارند، از آسمان و زمین، روزی خواهند خورد؛ جمعی از آنها، معتدل و میانه‌رو هستند، ولی بیشترشان اعمال بدی انجام می‌دهند.

    قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَىٰ شَيْءٍ حَتَّىٰ تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ ۗ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا ۖ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (5 | المائدة - 68)
    ای اهل کتاب! شما هیچ آیین صحیحی ندارید، مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا دارید. ولی آنچه بر تو از سوی پروردگارت نازل شده، (نه تنها مایه بیداری آنها نمی‌گردد، بلکه) بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‌افزاید. بنابر این، از این قوم کافر، (و مخالفت آنها،) غمگین مباش!

    فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكَ ۚ لَقَدْ جَاءَكَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ (10 | یونس - 94)
    و اگر در آنچه بر تو نازل کرده‌ایم تردیدی داری، از کسانی که پیش از تو کتاب آسمانی را می‌خواندند بپرس، به یقین، «حق» از طرف پروردگارت به تو رسیده است؛ بنابر این، هرگز از تردیدکنندگان مباش! [مسلماً او تردیدی نداشت! این درسی برای مردم بود!]

    آیا این ارجاع به کتب منقبل نیست؟

    آیا این انکار کتب الهی نیست:

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ ۚ وَمَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا (4 | النساء - 136)
    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! به خدا و پیامبرش، و کتابی که بر او نازل کرده، و کتب (آسمانی) که پیش از این فرستاده است، ایمان (واقعی) بیاورید کسی که خدا و فرشتگان او و کتابها و پیامبرانش و روز واپسین را انکار کند، در گمراهی دور و درازی افتاده است.


    آیا شرط مسلمان بودن فرق نگذاشتن بین کتبی که بر همه پیامبران نازل شده نیست؟

    قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَىٰ وَعِيسَىٰ وَالنَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (3 | آل عمران - 84)
    بگو: «به خدا ایمان آوردیم؛ و (همچنین) به آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل گردیده؛ و آنچه به موسی و عیسی و (دیگر) پیامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است؛ ما در میان هیچ یک از آنان فرقی نمی‌گذاریم؛ و برای اومسلمان هستیم.»

    وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ (3 | آل عمران - 85)
    و هر کس جز اسلام آیینی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زیانکاران است.

    و بسیار بسیار آیات دیگر....

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 18 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    نقل قول نوشته اصلی توسط عقل و فطرت نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم.
    سلام.

    جناب شعیب یعنی شما مدعی هستید که دستخوش تغییر گشتن تورات و انجیل مساله ی ساختگی به وسیله ی خود مذاهب هست و شهادت قران نیست؟ چگونه بدون استناد به ایات میگید که کتب منقبل دستخوش تغییر گشته اند؟
    یعنی خداوند می فرماید که کتب تغییر گشته رو برپا کنند و اگر نکنند هیچی نیستند؟

    وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ ۚ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ ۖ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ (5 | المائدة - 66)
    و اگر آنان، تورات و انجیل و آنچه را از سوی پروردگارشان بر آنها نازل شده [= قرآن‌] برپا دارند، از آسمان و زمین، روزی خواهند خورد؛ جمعی از آنها، معتدل و میانه‌رو هستند، ولی بیشترشان اعمال بدی انجام می‌دهند.

    قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَىٰ شَيْءٍ حَتَّىٰ تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ ۗ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا ۖ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (5 | المائدة - 68)
    ای اهل کتاب! شما هیچ آیین صحیحی ندارید، مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا دارید. ولی آنچه بر تو از سوی پروردگارت نازل شده، (نه تنها مایه بیداری آنها نمی‌گردد، بلکه) بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‌افزاید. بنابر این، از این قوم کافر، (و مخالفت آنها،) غمگین مباش!

    فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكَ ۚ لَقَدْ جَاءَكَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ (10 | یونس - 94)
    و اگر در آنچه بر تو نازل کرده‌ایم تردیدی داری، از کسانی که پیش از تو کتاب آسمانی را می‌خواندند بپرس، به یقین، «حق» از طرف پروردگارت به تو رسیده است؛ بنابر این، هرگز از تردیدکنندگان مباش! [مسلماً او تردیدی نداشت! این درسی برای مردم بود!]

    آیا این ارجاع به کتب منقبل نیست؟

    آیا این انکار کتب الهی نیست:

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ ۚ وَمَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا (4 | النساء - 136)
    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! به خدا و پیامبرش، و کتابی که بر او نازل کرده، و کتب (آسمانی) که پیش از این فرستاده است، ایمان (واقعی) بیاورید کسی که خدا و فرشتگان او و کتابها و پیامبرانش و روز واپسین را انکار کند، در گمراهی دور و درازی افتاده است.


    آیا شرط مسلمان بودن فرق نگذاشتن بین کتبی که بر همه پیامبران نازل شده نیست؟

    قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَىٰ وَعِيسَىٰ وَالنَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (3 | آل عمران - 84)
    بگو: «به خدا ایمان آوردیم؛ و (همچنین) به آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل گردیده؛ و آنچه به موسی و عیسی و (دیگر) پیامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است؛ ما در میان هیچ یک از آنان فرقی نمی‌گذاریم؛ و برای اومسلمان هستیم.»

    وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ (3 | آل عمران - 85)
    و هر کس جز اسلام آیینی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زیانکاران است.

    و بسیار بسیار آیات دیگر....


    با سلام و درود

    ببخشید. بنده متوجه فرمایش شما و ارتباطش با موضوع تاپیک نشدم. خطابش هم با بنده نیست.

    لطفا بیشتر توضیح فرمایید.

    استدلال قرآن در آیه 133 سوره طه

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  15. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    علاقه
    خداوند و علم
    نوشته
    114
    حضور
    4 روز 9 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    133



    بسم الله الرحمن الرحیم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    با سلام و درود

    ببخشید. بنده متوجه فرمایش شما و ارتباطش با موضوع تاپیک نشدم. خطابش هم با بنده نیست.

    لطفا بیشتر توضیح فرمایید.
    سلام.
    بحث این بنده ی خدا در مورد ارجاع قران به کتب منقبل بوده و شما هم فرمودید که ارجاع به خود قران است و این نظر شما بر خلاف ایات دیگر قران است.تمامی نمونه ایاتی که در بالا اوردم نمونه های بسیاری از ارجاع صریح قران به کتب منقبل است.ایات در این مورد بسیار زیاد...

  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 18 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    نقل قول نوشته اصلی توسط عقل و فطرت نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم.


    سلام.
    بحث این بنده ی خدا در مورد ارجاع قران به کتب منقبل بوده و شما هم فرمودید که ارجاع به خود قران است و این نظر شما بر خلاف ایات دیگر قران است.تمامی نمونه ایاتی که در بالا اوردم نمونه های بسیاری از ارجاع صریح قران به کتب منقبل است.ایات در این مورد بسیار زیاد...

    با سلام و درود

    تاپیک را مطالعه فرمایید. بنده ارجاع به کتب پیشین را نفی نکردم. سخن در آیه ای مشخص است. در خصوص این آیه (طه، 133)، مراد از «بینه» خود قرآن است. در واقع در پاسخ به کافران که از روی اهانت و بی احترامی به قرآن، آن را نادیده گرفته و معجزه ای دیگر طلب می کردند، خداوند می فرماید مگر شاهدی آشکار (قرآن) برایتان نیامده است.

    لذا منظور بنده این است که این «بینه» اشاره به خود قرآن است نه کتب پیشین. این کلام معنایش نفی ارجاع به کتب پیشین نیست. خصوصا در پست قبلی عرض کردم که قول جدی وجود داشته که تورات اصلی تا زمان صدر اسلام باقی بوده و لذا اهل کتاب، امکان مراجعه به کتاب تحریف نشده را داشته اند.

    استدلال قرآن در آیه 133 سوره طه

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  18. صلوات


  19. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 18 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    نقل قول نوشته اصلی توسط عقل و فطرت نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم.
    ولی جناب میقات آیه داره در مورد آنچیزی صحبت میکنه که در صحف اولی هست.چطور همچین نتیجه ای گرفتید؟

    وَقَالُوا لَوْلَا يَأْتِينَا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ ۚ أَوَلَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَىٰ (20 | طه - 133)
    گفتند: «چرا (پیامبر) معجزه و نشانه‌ای از سوی پروردگارش برای ما نمی‌آورد؟! (بگو:) آیا خبرهای روشنی که در کتابهای (آسمانی) نخستین بوده، برای آنها نیامد؟!

    سخن از «بینه» (شاهد و بیانی آشکار) است و این بیّنه قرآن است. لذا قرآن در این جا موضوعیت دارد.

    آیه نمی گوید مگر در کتب پیشین نیامده است بلکه می فرماید مگر بینه ای (قرآن) بر آن چه در کتب پیشین بوده نیامده است. این دو عبارت متفاوت است.

    استدلال قرآن در آیه 133 سوره طه

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  20. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 29

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود