جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوال در مورد یک راوی (مسلم الجصاص)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    318
    حضور
    6 روز 14 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    637

    اشاره سوال در مورد یک راوی (مسلم الجصاص)




    با سلام


    میخواستم بپرسم آیا در کتب رجالی شیعه و سنی وصفی در مورد شخصیت مسلم الجصاص ( یا مسلم الحصاص ) وجود دارد یا خیر ؟


    تشکر ...
    ویرایش توسط یا عالی : ۱۳۹۴/۰۳/۰۳ در ساعت ۱۴:۳۴

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58305



    با نام و یاد دوست





    سوال در مورد یک راوی (مسلم الجصاص)








    کارشناس بحث: استاد مجید


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    علاقه
    تحقیقات در زمینه ی معارف اسلامی
    نوشته
    2,166
    حضور
    29 روز 7 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9019



    نقل قول نوشته اصلی توسط IVI.@.H.D.I نمایش پست ها
    با سلام


    میخواستم بپرسم آیا در کتب رجالی شیعه و سنی وصفی در مورد شخصیت مسلم الجصاص ( یا مسلم الحصاص ) وجود دارد یا خیر ؟


    تشکر ...
    با صلوات بر محمد و آل محمد
    وعرض سلام وادب
    پرسشگر گرامی تا آن جا که منابع در دسترس بود، بنده جستجو کردم از جمله کتب:« لهوف، الارشاد، نفس المهموم، قصه کربلا» ولی این داستان در این کتب نقل نشده است وفقط علامه مجلسی در« بحارالانوار جلد45، ص114»این خبر را نقل فرموده:« أَقُولُ رَأَيْتُ فِي بَعْضِ الْكُتُبِ الْمُعْتَبَرَةِ رُوِيَ مُرْسَلًا عَنْ مُسْلِمٍ الْجَصَّاصِ قَالَ: دَعَانِي ابْنُ زِيَادٍ لِإِصْلَاحِ دَارِ الْإِمَارَةِ بِالْكُوفَةِ فَبَيْنَمَا أَنَا أُجَصِّصُ الْأَبْوَابَ وَ إِذَا أَنَا بِالزَّعَقَاتِ قَدِ ارْتَفَعَتْ مِنْ جَنَبَاتِ الْكُوفَةِ فَأَقْبَلْتُ عَلَى خَادِمٍ كَانَ مَعَنَا فَقُلْتُ مَا لِي أَرَى الْكُوفَةَ تَضِجُّ قَالَ السَّاعَةَ أَتَوْا بِرَأْسِ خَارِجِيٍّ خَرَجَ عَلَى يَزِيدَ فَقُلْتُ مَنْ هَذَا الْخَارِجِيُّ فَقَالَ- الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع قَالَ فَتَرَكْتُ الْخَادِمَ حَتَّى خَرَجَ وَ لَطَمْتُ وَجْهِي حَتَّى خَشِيتُ عَلَى عَيْنِي أَنْ يَذْهَبَ وَ غَسَلْتُ يَدَيَّ مِنَ الْجِصِّ وَ خَرَجْتُ مِنْ ظَهْرِ الْقَصْرِ وَ أَتَيْتُ إِلَى الْكِنَاسِ فَبَيْنَمَا أَنَا وَاقِفٌ وَ النَّاسُ يَتَوَقَّعُونَ وَصُولَ السَّبَايَا وَ الرُّءُوسِ إِذْ قَدْ أَقْبَلَتْ نَحْوَ أَرْبَعِينَ شُقَّةً تُحْمَلُ عَلَى أَرْبَعِينَ جَمَلًا فِيهَا الْحُرَمُ وَ النِّسَاءُ وَ أَوْلَادُ فَاطِمَةَ ع وَ إِذَا بِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع عَلَى بَعِيرٍ بِغَيْرِ وِطَاءٍ وَ أَوْدَاجُهُ تَشْخُبُ دَماً وَ هُوَ مَعَ ذَلِكَ يَبْكِي وَ يَقُولُ-
    يَا أُمَّةَ السَّوْءِ لَا سُقْيَا لِرَبْعِكُمْ‏

    يَا أُمَّةً لَمْ تُرَاعِ جَدَّنَا فِينَا
    ترجمه:
    علامه مجلسی(ره) می گوید: در بعضى از كتب معتبره ديدم از مسلم گچكار نقل شده كه گفت: ابن زياد مرا خواست تا دار الاماره كوفه را تعمير نمايم. در آن حينى كه من درها را گچكارى ميكردم ناگاه شنيدم فريادهائى از اطراف كوفه بلند شد. من متوجه خادم خود شدم و گفتم: چه شده كه كوفه دچار ضجه گرديده است!؟
    گفت: الساعه سر يكى از خارجى‏ها را كه بر يزيد خروج كرده است آورده‏اند.
    گفتم: آن خارجى كيست!؟ گفت: حسين بن على عليهما السلام است. من صبر كردم تا خادم خارج شد و آن چنان طپانچه بصورت خود زدم كه ترسيدم چشمم نابود شود، سپس گچ ها را از دست خود شستم و از پشت قصر فرود آمدم و وارد كناسه كوفه شدم.
    در آن حينى كه من ايستاده بودم و مردم در انتظار ورود اسيران و سر شهيدان بودند ناگاه ديدم تعداد چهل هودج بر پشت چهل شتر نصب شده كه زنان و دختران فاطمه زهراء در ميان آنها جاى دارند. ناگاه حضرت على بن الحسين عليه السلام را ديدم كه سوار بر شتر عريان و خون از رگهاى گردنش روان بود و آن بزرگوار در حالى كه گريان بود اشعارى را مي فرمود كه مطلع آنها اين بود:
    يا امة السوء لا سقيا لربعكم‏

    يا امة لم تراع جدنا فينا

    يعنى اى امت بد رفتار خدا شما را از باران رحمت خود سيراب نكند اى امتى كه احترام جد ما را در باره ما مراعات نكرديد.

    بنابر این (مسلم گچ کار) يکي از راويان و شاهداني است که در کوفه حضور داشته و به نقل بعضي اخبار از اسراي اهل بيت عليهم‏ السلام پرداخته است. ولی نامی از وی در کتب رجالی نیست که بخواهیم در مورد او به بررسی سندی بپردازیم .

    سوال در مورد یک راوی (مسلم الجصاص)

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8431



    سلام
    تسيّرونا على الأقتاب عاريةً.. كأننا لم نشيّد فيكمُ دينا؟
    متن اين خبر جصاص كه امام سجاد ع ميگوید بر شتراني بي محمل سوارمان کردند چگونه حضرت زینب سر به محمل زدند ؟! نشان از ضعف وخدشه دارد .
    اصل اين مطلب بحار برگرفته از کتابي بنام نورالعين في مشهدالحسين است که نويسندة آن مشخص نيست و تنها برخي آن را به ابراهيم بن محمد نيشابوري اسفرايني نسبت داده اند .

    حتی مرحوم محدث قمی ره پس از نقل جریان مسلم گچکار، از بحارالانوار به نقد منبع و محتوای آن می پردازد و می نویسد :
    مولف گوید: که ذکر محامل و هودج در غیر خبر مسلم جصاص، نیست و این خبر را گرچه علامه مجلسی نقل فرموده لکن ماخذ نقل آن منتخب طریحی و کتاب نور العین است که حال هر دو کتاب بر اهل فن حدیث مخفی نیست و نسبت شکستن سر به جناب زینب، سلام الله علیها، و اشعار معروفه نیز، بعید است از آن مخدره که عقیله هاشمیین و عالمه غیر معلمه و رضیعه ثدی نبوت و صاحب مقام رضا و تسلیم است. و آنچه از مقاتل معتبره معلوم می شود حمل ایشان بر شتران بوده که جهاز ایشان پلاس و روپوش نداشته ؛بلکه در ورود ایشان به کوفه موافق روایت حذلم بن ستیر که شیخان نقل کرده اند(20) به حالتی بوده که محصور میان لشکریان بوده اند چون خوف فتنه و شورش مردم کوفه بوده چه در کوفه شیعه بسیار بوده..."(21)
    20. منتهی الآمال،ج493/1،روایت جذیم؛بحار الانوار،ج164/45.
    21. بحار الانوار، ج 114 / 45.

    http://www.ensani.ir/fa/content/64515/default.aspx






  9. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 10

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود