صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مرز و تفاوت بین دفاع از حقوق زنان و فمینیست کجاست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    مباحثه
    نوشته
    1,136
    حضور
    20 روز 1 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2465

    اشاره مرز و تفاوت بین دفاع از حقوق زنان و فمینیست کجاست؟




    سلام

    بسیار در این سایت دیده ام که دفاع از حقوق زنان را برابر با فمینیست می پندارند
    ایا این درست است ؟ اگر نیست این مرز چیست ؟

    متشکرم
    ویرایش توسط رایحهٔ بهشت : ۱۳۹۴/۰۴/۱۱ در ساعت ۲۲:۵۸
    ازادی در پرواز است نه در انتخاب قفس

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58289



    با نام و یاد دوست





    مرز و تفاوت بین دفاع از حقوق زنان و فمینیست کجاست؟








    کارشناس بحث: استاد عمار


  5. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6203



    با سلام
    این سوال بارها مورد بحث قرار گرفته است.
    دفاع افراطی از حقوق زنان درست نیست اما آنچه که طبق اسلام و دین و معیار آن داده شده هیچ ایرادی ندارد. قبلا هم در سایت گفته شده که :
    فمینیست ها معتقدند که زنان باید در تمامی فرصت ها و امکانات، بطور مساوی با مردان در تمامی جنبه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و ... دست پیدا کنند. و به تفاوت های اساسی موجود بین زن و مرد از جهات مختلف، نوع مسئولیت، توانائی جسمی و روحی و ... توجه نمی کنند.
    اما اسلام با توجه به اقسام تفاوت های وجودی زن و مرد اعم از مسئولیت ها، توانمندی های و ... به یکسری تفاوت ها و تمایزاتی در برخورداری از فرصت ها و امکانات قائل است و اینطور نیست که به تساوی و برابری مطلق زن و مرد حکم کند.
    لذا با این بیان مرزبندی هم مشخص است.
    موفق باشید

    مرز و تفاوت بین دفاع از حقوق زنان و فمینیست کجاست؟

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  6. صلوات ها 3


  7. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    15
    حضور
    2 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    41



    نقل قول نوشته اصلی توسط **گلشن** نمایش پست ها
    بسیار در این سایت دیده ام که دفاع از حقوق زنان را برابر با فمینیست می پندارند
    ایا این درست است ؟ اگر نیست این مرز چیست ؟
    سلام و درود
    بى گمان ستم به زنان، يكى از سياه ترين منظره هاى تمدن بشرى است، چه آن زمان كه در قديم، انسان بودن زن فراموش شده بود و چه امروز كه زن بودن او به نام «آزادى» و «تساوى حقوق» او با مرد و در واقع، موقعيت طبيعى و فطرى و استعدادهاى ويژه زن و رسالت او به فراموشى سپرده شده است. از اين رو، هرگونه تلاش در بهبود اين روند، موجه و معقول مى نمايد. اما اين اصلاحات بايد بر مبناى صحيح و استوار صورت گيرد و اين همان نهضت سفيد اسلامى زن است، نه نهضت سياه و تيره اروپايى غرب (فمينيسم). بايد براى احياى مقام انسانى زن و حقوق وى به پاخاست، اما مبناى اين نهضت آموزه هاى عالى اسلامى باشد و نه آموزه هاى انحرافى بر اساس هوا و هوس و دست دراز كردن به طرف دنياى غرب.(1)
    نحوه حمايت و دفاع از حقوق زن در نگرش اسلامى و جنبش فمينيستى غربى در انگيزه ها، مبانى نظرى و آموزه ها تفاوت جدى دارد و به همين دليل، نهضتى كه در اروپا براى احقاق حقوق پايمال شده زن صورت گرفت، و يك سلسله بدبختى ها را از زن گرفت، خود منشأ بسيارى از ستم ها، بيچارگى ها و بدبختى هاى ديگر زنان شد.
    در نتيجه عليرغم حمايت جدى و غيرقابل انكار اسلام از شخصيت و جايگاه حقوقى و اجتماعى زنان، تعارض ديدگاه هاى اسلام و فمينيسم روشن است و به همين دليل اصطلاح «فمينيسم اسلامى» از اساس نادرست است.
    اما توضيح تفاوت ها و تعارض ها:
    الف. به لحاظ انگيزه ها: زن در اروپا تا قبل از قرن بيستم از نظر قانون و در مقام عمل فاقد حقوق انسانى بود، ناقص الخلقه بودن زن پيش از مشرق زمين، در ميان مردم غرب مطرح بوده است. از زبان مذهب و كليسا گفته اند: «زن بايد از اينكه زن است، شرمسار باشد». «زن موجودى است با گيسوان بلند و عقل كوتاه». «زن آخرين موجود وحشى اى است كه مرد او را اهلى كرده است» و يا «زن برزخ ميان حيوان و انسان است». در قرون وسطا، زن را انسان كامل و تمام عيار نشناخته، و در نتيجه زن مجبور بوده تحت سرپرستى مرد زندگى كند، چه اينكه شايسته زندگى مستقل و آزاد نبود.(2)
    با آنكه در اروپا از قرن هفدهم به بعد زمزمه هايى به نام «حقوق بشر» آغاز شد، و اعلاميه هاى گوناگونى از جمله اعلاميه 1688 انگلستان، 1776 آمريكا و 1789 فرانسه صادر شد، اما چون زن را فاقد هويت انسانى و يا حداقل جنس پست تر مى دانستند، مقصود از بشر تنها مردان بود. تنها براى اولين بار در قرن بيستم، مسئله «حقوق زن» در برابر مرد مطرح شد و دول اروپايى و آمريكايى تسليم اين امر شدند.(3) اما اسلام بزرگ ترين خدمت ها را به جنس زن انجام داد؛ نه تنها در سلب اختيار دارى مطلق پدران نسبت به دختران، بلكه اعطاى حريت، شخصيت و استقلال فكر به او خدمت كرد.(4)
    از نظر اسلام هرگز در اين مسئله ترديدى وجود ندارد كه زن و مرد هم در اصل شرافت و هويت انسانى و هم در برخوردارى از حقوق انسانى برابرند. نه اسلام دين مردان است و نه زن در نگرش اسلامى انسان ناقص است. ريشه تفاوت هاى حقوقى زن و مرد در اسلام توجه به ساختار وجودى هر يك از زن و مرد و هدف آفرينش است، نه نتيجه نگاه تحقيرآميز جاهليت عرب و غرب به زن.(5)
    در نگرش اسلامى زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظير سرشت مردان آفريده ايم.(6) قرآن در طرح داستان آدم و حوا، براى مبارزه با انديشه رايج آن عصر كه جنس زن را عامل گناه و وسوسه معرفى مى كرد، مى گويد: شيطان هر دو آنها را وسوسه كرد و فريفت.(7) طى مقامات معنوى و رسيدن به اجر اخروى و قرب الهى به جنسيت مربوط نيست، به ايمان و عمل صالح مربوط است، خواه از طرف زن باشد و يا از طرف مرد.(8) اسلام با افكار خرافىِ پليد شمردن زنان، مبارزه كرد و دوست داشتن زن را جزء اخلاق انبيا معرفى نمود. علت غايى آفرينش، انسان است، و مسئله جنسيت مطرح نيست، بلكه هر يك از زن و مرد براى يكديگر آفريده شده اند.(9) در انديشه اسلامى وجود زن براى مرد، خير و مايه آرامش دل است،(10) نه آنكه مايه بدبختى و گرفتارى او باشد. همان طور كه نسل بشر، از مرد و زن است و نبايد سهم زن را در توليد فرزند ناچيز پنداشت.(11)
    شتاب زدگى جنبش هاى فمينيستى، منجر به برخورد احساساتى شد؛ چون دير به اين فكر افتاده اند، احساسات مهلت نداد كه حقايق علمى و فلسفى راهنما قرار گيرد. اين مضحك است كه در بررسى حقوق انسانى زن، به جاى بررسى علمى و فلسفى، به آراء پسران و دختران جوان و انتخابات و افكار عمومى مراجعه كنيم.
    ب. به لحاظ مبانى نادرست فلسفى: چون اين نهضت دنباله ساير نهضت هاى اجتماعى غرب بود كه از قرن هفدهم تا قرن حاضر شكل گرفت، محور اصلى آن دو چيز بود: «آزادى» و «تساوى». پيشگامان اين نهضت با اين استدلال كه زن با مرد در انسانيت شريك است و يك انسان تمام عيار است، پس بايد در تمام حقوق و تكاليف نيز مانند مرد و برابر با او باشد، مدعى شدند كه بدون تأمين آزادى زن و تساوى حقوق او با مرد سخن از حقوق بشر بى معناست و همه مشكلات خانوادگى نيز ناشى از همين دو امر است.
    در اين نهضت توجه نشد كه تساوى و آزادى، براى احقاق حقوق زن، دو شرط لازم اند، اما كافى نيستند. زن از آن جهت كه انسان است، مثل هر انسان ديگر آزاد آفريده شده و بايد از حقوق انسانى برابر بهره مند باشد، اما زن انسانى است با صفاتى غير از صفات مرد. زن و مرد در انسانيت برابرند، ولى دوگونه انسان اند با دو گونه خصلت ها و روان شناسى ها. اين اختلاف و دوگونگى در متن آفرينش بشر و هدفمند بوده است و بى توجهى به آن عوارض نامطلوبى به بار مى آورد.
    ج. به لحاظ آموزه ها: در جنبش فمينيستى عمداً يا سهواً «برابرى» با «تشابه» و «همانندى» يكى شمرده شد و در نتيجه، بدون توجه به تفاوت هاى زن و مرد در ساختار وجودى، براى مساوى كردن حقوق زن و مرد، سعى كردند حقوق زن را مشابه و همشكل حقوق مرد قرار دهند، و بدين سان، «انسان» بودن زن، موجب فراموشى «زن» بودن وى گرديد. بدبختى هاى قديم غالباً معلول اين جهت بود كه انسان بودن زن به فراموشى سپرده شده بود و بدبختى هاى جديد از آن است كه زن بودن زن و جايگاه طبيعى و فطرى او، استعدادهاى ويژه و نيازهاى غريزى و رسالت وى به فراموشى سپرده شد.(12)
    به گفته استاد شهيد آيه اللَّه مطهرى: «قرآن كريم، احياء كننده حقوق زن است. مخالفان تا اين اندازه اعتراف دارند كه قرآن در عصر نزولش گام هاى بلندى به سود زن و حقوق انسانى او برداشت. ولى هرگز قرآن بدين منظور، زن بودن زن و مرد بودن مرد را به فراموشى نسپرده است، بلكه با برقرارى ارتباط بين تكوين و تشريع، زن و مرد را همان گونه كه در طبيعت هست تربيت كرده است. اسلام به زن شخصيت، استقلال فكر و عمل داد و حقوق طبيعى او را به رسميت شناخت.
    اما نهضت اسلامى زن، با جريانات فمينيستى غرب دو تفاوت اساسى دارد: نخست آنكه در ناحيه روان شناسى زن و مرد و توجه به اختلافات روحى و روانى آنان اعجاز كرده است؛ دوم آنكه ضمن آشنا كردن زنان به حقوق انسانى شان و حمايت از آن، هرگز آنان را به تمرد و عصيان و طغيان و بدبينى نسبت به جنس مرد وادار نكرد. احترام پدران را نزد دختران و احترام شوهران را نزد زنان از ميان نبرد، اساس خانواده ها را متزلزل نكرد، زنان را به شوهردارى و مادرى و تربيت فرزندان بدبين نكرد و زنان را وسيله اى براى استفاده سياسى يا اقتصادى و شهوت رانى مردان قرار نداد».(13)
    ايشان مى فرمايند: «من هرگز ادعا نمى كنم حقوقى كه عملاً در اجتماع به ظاهر اسلامى ما نصيب زن مى شود مساوى با حقوق مردان است. بارها گفته ام كه لازم است به وضع زن امروز رسيدگى كامل شود و حقوق فراوانى كه اسلام به زن اعطا كرده و در طول تاريخ متروك شده به او باز پس داده شود، اما نه با تقليد كوركورانه از روش نادرست مردم و فرهنگ غرب كه هزاران بدبختى براى آنان به وجود آورده است».(14)

    پي نوشت ها
    1) مرتضى مطهرى؛ مجموعه آثار. ج 19، ص 27-37، 45-46، 89-90.
    2) همان؛ ص 137 و 174 و 173 و 31.
    3) همان؛ ص 137 و 144 تا 142.
    4) همان؛ ص 89.
    5) همان؛ ص 138 و 136.
    6) نساء، آيه 1؛ نحل، آيه 72؛ روم، آيه 21؛ اعراف، آيه 189؛ زمر آيه 6؛ شورى، آيه 211.
    7) اعراف، آيات 20 تا 22. «فوسوس لهما شيطان... و قاسمها إنّى لكما من النّاصحين... فدلّيهما بغرور...».
    8) نحل، آيه 97؛ غافر، آيه 40، نساء، آيه 12.
    9) بقره، آيه 187.
    10) سوره روم، آيه 21.
    11) مرتضى مطهرى؛ مجموعه آثار. ج 19، ص 131.
    12) همان؛ ص 34 26 و ص 130 128 و ص 136.
    13) همان؛ ص 37، 89 تا 94.
    14) همان؛ ص 137 و 90.



    مقام معظم رهبری:
    ما در مسئله زن از غرب طلبکاریم؛ما مدعی غربیم.آنها هستند که دارند به زن ظلم می کنند،زن را تحقیقر می کنند،جایگاه زن را پایین می آورند.به اسم آزادی،به اسم اشتغال،به اسم مسئولیت دادن،آنها را مورد فشارهای روحی،روانی،عاطفی و اهانت شخصیتی و شأنی قرار می دهند؛آنها باید جواب بدهند.



  8. صلوات ها 2


  9. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    مباحثه
    نوشته
    1,136
    حضور
    20 روز 1 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2465



    نقل قول نوشته اصلی توسط عمار نمایش پست ها
    با سلام
    این سوال بارها مورد بحث قرار گرفته است.
    دفاع افراطی از حقوق زنان درست نیست اما آنچه که طبق اسلام و دین و معیار آن داده شده هیچ ایرادی ندارد. قبلا هم در سایت گفته شده که :
    فمینیست ها معتقدند که زنان باید در تمامی فرصت ها و امکانات، بطور مساوی با مردان در تمامی جنبه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و ... دست پیدا کنند. و به تفاوت های اساسی موجود بین زن و مرد از جهات مختلف، نوع مسئولیت، توانائی جسمی و روحی و ... توجه نمی کنند.
    اما اسلام با توجه به اقسام تفاوت های وجودی زن و مرد اعم از مسئولیت ها، توانمندی های و ... به یکسری تفاوت ها و تمایزاتی در برخورداری از فرصت ها و امکانات قائل است و اینطور نیست که به تساوی و برابری مطلق زن و مرد حکم کند.
    لذا با این بیان مرزبندی هم مشخص است.
    موفق باشید
    سلام و ممنون

    به نظر حقیر فکر می کنم اسلام به تفاوتهای فردی زنان توجهی نکرده است و برای همه زنان یک نسخه پیچیده
    در حالی که تفاوتهای فردی بین همه انسانها از جمله زنها بسیار است
    به طور مثال اسلام همه زنها را از منصب قضاوت بدلیل احساساتی بودن منع کرده
    ولی ایا می شود همه زنها را احساساتی نامید ؟
    ایا زن غیر احساساتی و منطقی پیدا نمی شود ؟
    اگر بگویید خیر پیدا نمی شود !!!!!
    پس این همه قاضی زن در جهان و کشورهای پیشرفته چگونه است که بر مسند قضاوت نشسته اند
    و قضاوت می کنند ؟

    به نظر من تفاوتهای انسانی بین زنان در اسلام در نظر گرفته نشده
    البته یک احتمال قوی وجود دارد که این مسائل برداشت اشتباه از اسلام باشد
    و در اسلام حقیقی واقعا این مسائل وجود نداشته باشد


    ازادی در پرواز است نه در انتخاب قفس

  10. صلوات ها 4


  11. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    729
    حضور
    36 روز 19 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    29
    صلوات
    3410



    دوستان سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط **گلشن** نمایش پست ها
    سلام و ممنون

    به نظر حقیر فکر می کنم اسلام به تفاوتهای فردی زنان توجهی نکرده است و برای همه زنان یک نسخه پیچیده
    در حالی که تفاوتهای فردی بین همه انسانها از جمله زنها بسیار است
    به طور مثال اسلام همه زنها را از منصب قضاوت بدلیل احساساتی بودن منع کرده
    ولی ایا می شود همه زنها را احساساتی نامید ؟
    ایا زن غیر احساساتی و منطقی پیدا نمی شود ؟
    اگر بگویید خیر پیدا نمی شود !!!!!
    پس این همه قاضی زن در جهان و کشورهای پیشرفته چگونه است که بر مسند قضاوت نشسته اند
    و قضاوت می کنند ؟

    به نظر من تفاوتهای انسانی بین زنان در اسلام در نظر گرفته نشده
    البته یک احتمال قوی وجود دارد که این مسائل برداشت اشتباه از اسلام باشد
    و در اسلام حقیقی واقعا این مسائل وجود نداشته باشد

    آیا این اسلام که می فرمایید شخص خاصی است یا دین و برنامه خدا است؟
    خدا کیست؟

    آیا خدا اشتباه می کند؟

    نوشته های خود را مستند نمایید.
    منشأ این احتمال کجاست؟ دلیل بر قوت این احتمال چیست؟ اسلام حقیقی چیست؟

    علی علی
    برای دنیایت طوری تلاش کن که انگار تا ابد زنده هستی و برای آخرتت به گونه ای که انگار فردا می میری
    اگر خواهان صلحی آماده جنگ باش
    بیایید زین پس بگوییم : امام خامنه ای

    تکلیف شناسی پیش از تکلیف گرایی


  12. صلوات ها 3


  13. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط **گلشن** نمایش پست ها
    سلام

    بسیار در این سایت دیده ام که دفاع از حقوق زنان را برابر با فمینیست می پندارند
    ایا این درست است ؟ اگر نیست این مرز چیست ؟

    متشکرم
    سلام علیکم،
    مرز همان شرع مقدس است، اضافه بر آن فمینیستی خواهد بود
    نقل قول نوشته اصلی توسط **گلشن** نمایش پست ها
    به نظر حقیر فکر می کنم اسلام به تفاوتهای فردی زنان توجهی نکرده است و برای همه زنان یک نسخه پیچیده
    در حالی که تفاوتهای فردی بین همه انسانها از جمله زنها بسیار است
    به طور مثال اسلام همه زنها را از منصب قضاوت بدلیل احساساتی بودن منع کرده
    ولی ایا می شود همه زنها را احساساتی نامید ؟
    ایا زن غیر احساساتی و منطقی پیدا نمی شود ؟
    اگر بگویید خیر پیدا نمی شود !!!!!
    پس این همه قاضی زن در جهان و کشورهای پیشرفته چگونه است که بر مسند قضاوت نشسته اند
    و قضاوت می کنند ؟

    به نظر من تفاوتهای انسانی بین زنان در اسلام در نظر گرفته نشده
    البته یک احتمال قوی وجود دارد که این مسائل برداشت اشتباه از اسلام باشد
    و در اسلام حقیقی واقعا این مسائل وجود نداشته باشد
    قوانین برای حالت عمومی است و نه برای استثنائات
    وقتی اعتبار دین با ادله‌ی فطری و عقلی پذیرفته شد و انتساب آن به خداوند حکیم و عالم و بی‌نیاز و رئوف مشخص گردید دیگر حکم عقل است که می‌توان به احکام این دین وقتی اعتبار تک‌تک آنها با روش‌های عقلایی تأیید شد اعتماد کرد، در این حالت اگر پذیرش مسأله‌ای برایمان سنگین باشد باز حکم عقل است که باید در جهت دیگر قضیه تفکر کرد و نه اینکه بگوییم الا و بالله ما این حکم را قبول نخواهیم کرد یا الا و بالله حتماً مردها یا سوء استفاده‌گرهایی آن را به دین الحاق کرده‌اند، این بیان‌ها تعقل را که نمی‌توانند ضعیف کنند بلکه نشان می‌دهند که بیان‌کنندگان این اشکالات بحثشان به جای عقلی احساسی است ... بحث‌های همین سایت از همین جهت به خوبی نشان می‌دهد که اکثریت خانم‌ها بحث‌هایشان احساسی است و آنها که در بحثشان غلبه‌ی عقل بر احساسات مشهود است در اقلیت هستند ... این مایه‌ی ننگ برای خانم‌ها نیست، در شرافت انسانی ایشان هم خللی وارد نمی‌شود، اینکه این حرفها توهین تلقی شود باز یک تفکر فیمینیستی است که تلاش دارد تمام خصوصیات مثبت مرد که برای مرد مثبت است را برای زن هم الحاق نماید. یک مثال برایتان می‌زنم که از یک جامعه‌شناس است اگر درست خاطرم باشد، کودکی با والدینش کنار یک تالاب به گردش رفته بودند که تمساحی کودک را از کنار تالاب می‌گیرد و با خود به درون آب می‌کشد، پدر که مظهر عقل است اول حیرت می‌کند و سپس با دو دست بر سرش می‌کوبد و با چشمان پر اشک فریاد می‌کشد ولی اگر چوب یا چیزی نزدیک دستش نباشد که با آن به تمساح حمله کند سر جایش میخ‌کوب می‌شود، یعنی جایی که راه عقلایی برای نجات فرزندش نیابد با تمام سختی که این مصیبت دارد نظاره‌گر حادثه می‌شود، اما مادر چه می‌کند؟ مادر به دنبال راه عقلایی نمی‌گردد، مادر بدون اینکه فکر زیادی کند فقط به تمساح حمله می‌کند تا فرزندش را نجات دهد، این کاری است که هیچ عاقلی انجام نمی‌دهد ولی تمام عقلا برایش احترام قائل هستند، این مقام محبت و ایثار است که مزیت مادر بر پدر است. در تفکر فیمینیستی حق و باطل خلط شده و تفاوت‌ها مایه‌ی ایجاد دشمنی‌ها می‌شود به جای ایجاد الفت‌ها و تلاش برای رشد، دو جنس زن و مرد یکسان نشان داده می‌شوند و دیگر زن و مرد مکمل هم نیستند و حتی دیگر دلیلی ندارد که زن و مرد با هم ازدواج کنند، از یک طرف اصلاً ازدواج مهم نیست که حتماً صورت پذیرد و از طرف دیگر ازدواج منحصر بین دو جنس متفاوت نیست و زن با زن و مرد با مرد هم می‌تواند ازدواج نماید. این طرز تفکر خطرهای نزدیک و دور بسیار دارد که بیشتر خانم‌ها و برخی از آقایان به آنها توجهی ندارند و صرفاً فریب ظاهر فریبنده‌ی حرفهایش ایشان را می‌خورند ... این یک انحراف از نقطه‌ی طراحی زن است ... کوچک نشان دادن زن آنطور که هست و بزرگ نشان دادن زن در جایی که برای آن خلق نشده است ...

    این ادعا که خداوند به تفاوت‌ها توجه نداشته است ادعای بزرگ و البته اشتباهی است ... خداوند خودش خالق این تفاوت‌هاست ... خداوند خالق تفاوت‌ها مسیرهای متفاوتی را هم برای هر شخصی تعیین کرده است با نقاط شروع متفاوت، یکی در یک زمان خاص در یک جامعه‌ی خاص در یک خانواده‌ی خاص به دنیا می‌آید و در بستر حوادث خاص خودش بزرگ می‌شود و یکی در شرایطی کاملاً متفاوت به دنیا آمده و بزرگ می‌شود، اینکه مسیر زندگی هیچ کس شبیه دیگری نیست و اینها هم توسط خداوند تعیین شده‌اند اوج رعایت تفاوت میان افراد متفاوت است ... اینکه قانون برای اکثریت است از طرفی یک بحث عقلی است و از طرف دیگر یک عامل پیشگیری از فساد است، فرض کنید یک خانمی که در او غلبه‌ی عقل به احساس مشهود است برایش استثناء قائل شده و اجازه داده شود که در کسوت قضاء بنشیند و جان و مال و ناموس دیگری در گروی تشخیص او قرار داده شود، هیچ مشکلی هم پیش نخواهد آمد و شاید تشخیص‌های ایشان خیلی هم بهتر از قضاوت خیلی از مردها باشد، هیچ استبعادی هم ندارد، اما حالا یک نفر دیگر می‌آید و می‌گوید من هم غلبه‌ی عقل بر احساس دارم ولی ایشان در واقع آنچه که ندارند خودشناسی کافی است، به ادعا که نیست، اگر قرار باشد هر کسی که خود را بیشتر عاقل بشناسد تا احساسی باز هرج و مرج می‌شود و حق و حقوق بسیاری این وسط زایل خواهد شد. مثلاً فرض کنید مطابق قران در قصاص حیات است (وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ)، یا اینکه در حد زدن بر دختر و پسر زناکار دستور داده شده‌ایم که بخاطر به رحم آمدن دلمان بر ایشان از تنبیه ایشان صرفنظر ننماییم (الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ ۖ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَ‌أْفَةٌ فِي دِينِ اللَّـهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ‌ ۖ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ)، ثبات قدم در این امور کاری نیست که به راحتی از خانم‌ها انتظار برود چه آنکه ایشان خلق شده‌اند برای رحم کردن و تحمل کردن سختی دیگران به جای ایشان، اینها ویژگی‌هایی است که برای انسان‌سازی لازم است در خانم‌ها باشد، خانم‌ها عموماً هرچقدر هم که در امور معاش خود عاقل باشند ولی در این مواضع که برسند عواطف و احساسات بر عقل ایشان غالب خواهد شد و اگر نشود نمی‌دانم ولی شاید به جای عاقل لازم باشد به ایشان گفته شود که قلبشان سخت شده است، یعنی یک نقص برای زن، چیزی که برای مرد به معنای عقل است و نه قساوت قلب اگر از روی تقوا باشد. با این وجود این بحث قانون است، در غیر قانون اجتماعی مثلاً اگر مردی همسرش را به تعقل زیاد بشناسد می‌تواند در کارها با او مشورت کند و اموری را هم که در وسع او می‌داند به دست یا تدبیر او بسپارد و شاید این مرد بداند که همسرش از در این امور عقلی از او تواناتر هم هست، شرایطی که حقیر درش هستم و در نتیجه این حرفم شعار نیست.
    درست است که در قضاوت شهادت یک مرد معادل شهادت دو زن شمرده شده است، ولی اگر شاهدی که زن هست مثلاً حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها باشند دیگر شهادت او بر شهادت تمام مردهای جامعه اولویت خواهد داشت، یعنی اگر تمام مردهای جامعه شهادت بدهند که حضرت علی علیه‌السلام به عنوان خلیفه انتخاب نشدند ولی حضرت زهراء سلام‌الله‌علیها شهادت به عکس آن بدهند قضاوت اسلامی درست این است که شهادت ایشان را بپذیرد.
    احکام اسلام همه مبنای عقلی قوی و محکم دارند بهتر است بیشتر نسبت به آنها محتاطانه برخورد کنیم اگر پذیرش آنها برایمان ساده نیست
    یا علی علیه‌السلام

    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  14. صلوات ها 2


  15. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    مباحثه
    نوشته
    1,136
    حضور
    20 روز 1 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2465



    نقل قول نوشته اصلی توسط مکلف نمایش پست ها
    آیا این اسلام که می فرمایید شخص خاصی است یا دین و برنامه خدا است؟
    خدا کیست؟

    آیا خدا اشتباه می کند؟

    نوشته های خود را مستند نمایید.
    منشأ این احتمال کجاست؟ دلیل بر قوت این احتمال چیست؟ اسلام حقیقی چیست؟

    علی علی
    سلام

    مشخص و پر واضح است که خدا اشتباه نمی کند و این را همه قبول داریم
    منتهی اشتباه از منابع دیگری مثل انسان رخ می دهد
    اگر خدا الان ظاهر شود و بگوید زن نباید قاضی شود بنده و همه زنان بدون هیچ چرا و اما و اگری ان را می پذیریم
    پس اشکال کجاست ؟
    به نظر حقیر اشکال در منابعی غیر مستند به غیر از قران است
    حتی اگر بپذیریم که در حفظ قران هم اشکالی و انحرافی زخ نداده زیرا خداوند بر حفظ ان وعده داده
    نمی توان پذیرفت اشکالی و انحرافی در احدادیثی که اغلب منشا این تضادهای فکری با عقل سلیم هست
    پیش نیامده باشد
    هم اکنون شما می بینید که چه تفاسیر متفاوتی حتی از قران موجود است چه برسد احادیثی که منشا
    این قوانین غیر عقلی هستند
    نگویید که علم حدیث شناسی و این چیزها داریم که بنده از همه اینها خبر دارم
    منتهی حرف من چیز دیگریست
    من می گویم هم اکنون هزاران قاضی زن با اقتدار کامل دارند قضاوت می کنند
    حتی دادستان کل امریکا یک زن است
    ایا همه این مثالها نشان نمی دهد که ممکن است در این احادیث اشکالی وجود داشته باشد ؟
    ایا موردی از قضاوت اشتباه زنان در دنیا گزارش شده ؟
    ان هم در دنیایی پیشرفته که موی را از ماست می کشند و دقتشان در همه امور بسیار بیشتر از جهان ماست
    من حتی اگر موردی اشتباه از قضاوت زنان شنیده بودم باز هم تا حدودی شک می کردم

    این درست مثل این است که همه ما ببینیم ماست سفید است ولی شما بگویید در اسلام امده ماست سیاه است !!!!
    خوب من کدام یک را باور کنم ؟
    ازادی در پرواز است نه در انتخاب قفس

  16. صلوات ها 4


  17. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    مباحثه
    نوشته
    1,136
    حضور
    20 روز 1 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2465



    نقل قول نوشته اصلی توسط باء نمایش پست ها
    اما حالا یک نفر دیگر می‌آید و می‌گوید من هم غلبه‌ی عقل بر احساس دارم ولی ایشان در واقع آنچه که ندارند خودشناسی کافی است، به ادعا که نیست، اگر قرار باشد هر کسی که خود را بیشتر عاقل بشناسد تا احساسی باز هرج و مرج می‌شود و حق و حقوق بسیاری این وسط زایل خواهد شد
    سلام

    لطفا جوابی که به اقای مکلف دادم را بخوانید که جواب شما هم همان است
    فقط برای این قسمت از سخنان شما جوابی دیگر دارم
    شما می گویید یک خانمی بیاید و ادعا کند که غلبه عقل من بر احساسم بیشتر است
    این چیزها حساب کتاب دارد با ادعا نیست
    کجای دنیا با ادعای فردی او را قبول کرده اند بلکه باید مراحل و ازمایشهای
    ادعای خود را پشت سر گذاشته باشد
    ایا دادستان کل امریکا با ادعا به این مقام رسیده ؟؟!!!
    حتما توانایی انجام اینکار را قبلا در پستهای دیگر عملا ثابت کرده
    ازادی در پرواز است نه در انتخاب قفس

  18. صلوات ها 4


  19. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    15
    حضور
    2 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    41



    نقل قول نوشته اصلی توسط **گلشن** نمایش پست ها
    اسلام همه زنها را از منصب قضاوت بدلیل احساساتی بودن منع کرده
    سلام و درود
    در این مورد اختلاف نظر وجود دارد و از نظر برخی از محققان اسلامی زن هم می تواند قاضی شود و شرط رجولیت در قضاوت وارد نشده
    یعنی درباره قضا وداورى زن مى توان گفت: برخى از فقيهان نام آور اماميه نه تصريح به شرطيت ذكورت نموده اند، تا زن فاقد شرط قضا باشد و نه تصريح به مانعيت انوثت كرده اند، تا زن واجد مانع داورى باشد. مانند شيخ مفيدره در مقنعه كه به اشتراط عقل، كمال، علم به كتاب الهى كه سنت معصومين عليهماالسلام را به همراه دارد اكتفا نموده است، ونظير شيخ طوسى(ره) در نهايه كه افزون بر مقنعه مفيد چيزى جز حرص بر تقوا را نيافزوده و نامى از اشتراط مرد بودن يا امتناع زن بودن نبرده است، و مانند ابن ادريس در سرائر كه گذشته از شرايط مذكور، تورع از محارم الهى را يادآور شد، وسخن از مرد و زن بودن قاضى را به ميان نياورده است. ونظير غنية النزوع حمزه بن على بن زهره كه تصريح به اشتراط ذكورت بنوده و تصريح بر مانعيت انوثت براى قضا ننموده است، البته عنوان وى اختصاص قضا به مرد را نشان مى دهد زيرا چنين فرموده است: «اذا كان الرجل عاقلا...». البته گروهى از فقهاى بزرگ شيعه تصريح به اشتراط ذكورت نموده اند مانند قاضى ابن البراج در المهذب، و محقق ره در شرايع الاسلام و نيز در المختصر النافع و علامه ره در قواعد الاحكام و در ارشاد الاذهان و شهيد اول ره در اللمعة الدمشقه. چنانكه نظام الدين ابى الحسن سلمان بن الحسن بن سليمان صهرشتى در كتاب اصباح الشيعه بمصباح الشريعه تصريح به اعتبار ذكورت كرده است، و عده اى از بزرگان متاخر هم مانند صاحب جواهر و شيخ انصارى و ملا ضياءالدين عراقى رضوان الله تعالى عليهم اجمعين تصريح به اشتراط ذكورت كرده اند. عده اى كه به طور مشروح و مستدل در اين باره بحث نموده اند، برهان قطعى براى اشتراط مرد بودن ارائه نكرده اند (1) آنان گاهى به اجماع تمسك مى كنند كه بر فرض تماميت اتفاق واقعى همه فقيهان دين، احتمال استناد آنان به يك يا چند وجه ديگر كه در مساله مطرح است مظنون مى باشد، و چنين اجماعى فاقد شرط حجيت واعتبار است، و گاهى به حديث نبوى ضعيف استدلال مى كنند كه خصوص ولايت به معناى حكومت زن را مانع فلاح جامعه مى داند واگر زن واجد شرايط قضا از طرف ولى مسلمين منصوب گردد، مشمول چنان حديث ضعيف نخواهد بود و گاهى از خبر ضعيف ديگر كمك گرفته مى شود كه زن سمت قضا را نپذيرد و متولى آن نشود كه احتمال استناد اصحاب فقاهت به خصوص خبر مزبور تا جابر ضعف آن گردد، نيازمند به دليل ديگر مى باشد، و زمانى نيز به آنچه ابن بابويه قمى (صدوق ره) در پايان من لايحضره الفقيه به عنوان وصاياى رسول اكرم(ص) نسبت به حضرت على... نقل نموده اعتماد مى شود، اصل حديث (بخش مخصوص به قضاء زن) در وسائل (2) چنين آمده است: محمد بن على بن الحسين باسناده عن حماد بن عمرو، و انس بن محمد عن ابيه عن جعفر بن محمد عن ابائه في وصية النبى(ص)... قال: يا علي ليس على المراة جمعة، الى ان قال: ولا تولى القضاء. مرحوم مجلسى اول، مولانا محمد تقى (1070 - 1003) در روضة المتقين (3) در عين احتمال قوت سند، ضعف برخى از رجال آن را محتمل مى داند ولى چنين مى گويد:مصنف (صدوق ره) حكم به صحت آن كرده است و اين حكم به صحت يا براى آن است كه تواتر حديث وصيت نزد او ثابت شده، يا مضمون آن متواتر مى باشد براى آن كه اكثر مسائل آن در اخبار متواتر يا مستفيض يا صحيح از صادقين رسيده است. نكته اساسى كه مربوط به متن حديث مزبور مى باشد اين است كه برخى از احكام مندرج در آن غير لزومى است يعنى يا مستحب است يا مكروه، و هرگز حرام يا واجب كه حكم لزومى اند نمى باشد. و ظهور سياق واحد شايد مانع استنباط حكم لزومى از چنين حديث مركب و ملفق و مختلط باشد، مطلب مهمى كه نبايد مورد غفلت قرار گيرد اين است كه در حديث مزبور تكليف شاق و صعب قضا از زن برداشته شده نه آن كه او را از حق قضا محروم نموده باشد، توضيح آن كه برخى از كارهاى دشوار مانند وجوب حضور در نماز جمعه هرچند از فاصله دو فرسخ باشد، تكليف و وظيفه مرد است و چنين تكليف عسيرى بر زن نيست و همچنين پذيرفتن مسؤوليت سخت قضا بر مرد واجب است (گاهى عينى وگاه كفائى) ليكن بر زن واجب نيست، و آنچه از حديث وصيت استظهار مى شود سلب تكليف است نه نفى حق، زيرا در حديث مزبور چنين آمده است كه: «ليس على المراة جمعة... ولا تولى القضاء» تا از آن سلب حق استفاده شود، لذا زن حق شركت در نماز جمعه را دارد و اگر نماز جمعه را به امامت امام جمعه مرد خواند لازم نيست نماز ظهر را اعاده كند همانند مرد كه با خواندن نماز جمعه به خواندن نماز عصر مى پردازد، وهمانطورى كه به نظر ما اعاده نماز ظهر و جمع آن با نماز جمعه براى مرد لازم نيست و احتياط وجوبى هم ندارد، نماز جمعه براى زن هم كافى است و حتى احتياط وجوبى هم در جمع بين نماز جمعه و نماز چهار ركعت معهود ظهر نخواهد بود، البته ميدان استحباب اعاده وجمع وسيع است. غرض آن كه پيام وصيت رسول اكرم(ص) به اميرالمؤمنين... سلب تكليف براى سهولت كارهاى زن است نه سلب حق، و بين اين دو مطلب فرق عميقى است. از اينجا روشن مى شود، دفاع صاحب مفتاح الكرامه در شرح قواعد علامه، (4) به نصاب تمام نخواهد رسيد، زيرا، نه شهرت قطعى به وصف جابر بودن روايت ضعيف جابر از امام باقر... ثابت شده است، نه نقصان عقل و دين او، دليل معتبرى دارد كه گوهر ذات زن را هر چند از علوم و معارف حوزه و دانشگاه برخوردار بوده و از فضائل قسط و عدل بهره مند باشد، از صلاحيت قضا و داورى محروم نمايد. محقق قمى ره (1231 - 1151) در جامع الشتات (5) بعد از نقل اشتراط ذكورت و دعوى اجماع بر آن چنين مى گويد: گاهى در اشتراط ذكورت، و... اشكال مى شود، زيرا علتى كه براى آن ذكر مى شود از اين كه: «زن ها غالبا توان قضا را ندارند، چون داورى بين متخاصمان نيازمند به بروز در جامعه و حضور در بين مردم بوده تا تشخيص متخاصمان و تشخيص شاهدان آنها ممكن باشد».
    مطرد وشايع نبوده و در همه موارد چنين علتى موجود نيست، پس نمى توان به نحو مطلق حكم به عدم جواز قضاء زن نمود مگر آن كه اجماع مطلق منعقد شده باشد، آنگاه اضافه مى كند: شايد اجماع مزبور ناظر به اختيار ولايت ومنصب عمومى باشد و اما در حكومت هاى خاص ومقطعى، چنين اجماعى از ناقل آن معلوم نيست گرچه برخى از عبارت ها آن را تحمل مى نمايد. از آنچه گذشت معلوم مى شود نقد صاحب مفتاح الكرامه و مانند وى نسبت به كلام محقق اردبيلى قده متوفاى سال 993، نا تمام مى باشد عبارت مقدس اردبيلى چنين است: «واما اشتراط الذكورة فذلك ظاهر فيما لم يجز للمراة فيه امر واما في غير ذلك فلا نعلم له دليلا واضحا، نعم ذلك هو المشهور، فلو كان اجماعا فلا بحث، والا فالمنع بالكلية محل بحث، اذ لامحذور في حكمها بشهادة النساء، مع سماع شهادتهن بين المراتين مثلا بشي ء مع اتصافها بشرائط الحكم.» (6) خلاصه آن كه در برخى از امور حضور زن نارواست و امر او در آن نافذ نيست نظير جايى كه مستلزم تماس نامحرمانه با نامحرم و مانند آن باشد، اين گونه از موارد كه سهم مختص مرد است داورى زن در آن صحيح نيست و اما در مواردى كه مخصوص زنان ست يا مشترك بين زن و مرد بوده يا مخصوص مردان مى باشد، ليكن مستلزم هيچ محذورى از قبيل تماس با نامحرم نمى باشد، دليل روشنى بر اشتراط ذكورت يافت نمى شود، البته مشهور بين فقهاءقده همان اشتراط مزبور مى باشد، پس اگر اجماع مسلم در بين باشد، بحثى در آن نيست و گرنه منع زن از قضا به نحو كلى، مورد بحث و نقد است، زيرا هيچ محذورى در قضاء زن نسبت به زنان با شهادت زن وجود ندارد، البته مطلب مزبور در جايى است كه زن واجد همه شرايط قضا از جهت علم و عدل و مانند آن باشد. بنابراين اگر زن به مقام شامخ اجتهاد رسيده وداراى ملكه عدالت بود و شرايط ديگرى كه در قضا و اوصاف قاضى معتبر است واجد بود و خواست تصدى قضاى زنان را با نصب از طرف فقيه جامع الشرايط كه ولايت امر مسلمين و رهبرى جامعه اسلامى را به عهده دارد، متعهد شود از نظر بزرگانى چون مقدس اردبيلى مانعى ندارد، بلى اگر كسى اجماع قطعى بر منع را (كه احتمال استناد به برخى از روايات ضعيف يا وجوه اعتبارى قابل خدشه در آن راه نيابد) احراز كند، در اين حال تصدى مزبور ممنوع مى باشد چه اين كه اگر از تصدى زن محذور اجتماعى يا مفسده اخلاقى لازم مى آيد، تصدى آن جايز نخواهد بود.



    مقام معظم رهبری:
    ما در مسئله زن از غرب طلبکاریم؛ما مدعی غربیم.آنها هستند که دارند به زن ظلم می کنند،زن را تحقیقر می کنند،جایگاه زن را پایین می آورند.به اسم آزادی،به اسم اشتغال،به اسم مسئولیت دادن،آنها را مورد فشارهای روحی،روانی،عاطفی و اهانت شخصیتی و شأنی قرار می دهند؛آنها باید جواب بدهند.



  20. صلوات ها 5


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 37

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود