صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا ختم نبوت عقلانی بود؟!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    نقد
    نوشته
    509
    حضور
    11 روز 17 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1035

    اشاره آیا ختم نبوت عقلانی بود؟!




    سلام

    طبق آیه 40 سوره احزاب ، حضرت محمد خاتم پیامبران و انیباء است :

    ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليماً ( احزاب - 40 )

    ترجمه : محمّد پدر هيچ يك از مردان شما نيست، ولى فرستاده خدا و خاتم پيامبران است. و خدا همواره بر هر چيزى داناست.


    طبق روایات اسلامی ، تا آخرین ماه های عمر پیامبر وحی بر ایشان نازل میشده .

    علاوه بر این شواهد تاریخی حاکی از اونه که در آن روزگار در " فهم آیات قرآن " مشکلات زیادی وجود داشته و رفته رفته این مشکلات زیاد و زیاد تر میشدند . تا اونجاکه برداشت نادرست از قرآن امروزه و در عصر خود ما باعث به وجود اومدن بدترین جنایات و وحشی ترین اونها شده ( گروه های تروریستی افراطی )

    با وجود اینها که تنها یکی از مشکلات موجوده ، چرا باید نبوت ختم میشد ؟!


    نمیدونم جواب شما چی هست ، اما تا اینجا که من خوندم بیشتر جوابها حول " کامل شدن عقل و تفکر مردم و رسیدن به بلوغ فکری " هستش . ( البته منظور از مردم همون اعراب هستن )



    آیا نفهمیدن معنای ساده آیاتی که به زبون خود اعراب بوده ، مصداق " کمال عقله " ؟!

    اصلا بر چه اساسی گفته میشه " عقل مردم کامل شده " بود ؟! ( همون اعراب جاهلی ) چه شواهدی هست که این ادعا رو اثبات کنه ؟!



    برداشت شیعه از اسلام اینه که به ائمه نیاز هست تا در غیاب پیامبر مسئله گوئی کنند ( همون مرجعیت دینی ) .



    همین استدلال و نیاز به امام برای بیان و تفسیر آیات قرآن و احکام دیگه ، یکی از بهترین دلایل نیاز به پیامبران بیشتر برای مسلمانان هست .


    جواب شما چیه ؟! چه منطقی پشت ختم نبوت بود در حالیکه خود قرآن هنوز به طور کامل تفسیر و نفهیم نشده ، چه برسه به بقیه احکام و قوانین !

    با تشکر .

    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۴/۰۱/۱۰ در ساعت ۲۱:۰۲

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 5 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58322



    با نام و یاد دوست





    آیا ختم نبوت عقلانی بود؟!








    کارشناس بحث: استاد صادق


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,041
    حضور
    192 روز 15 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28777



    نقل قول نوشته اصلی توسط Dahim Darni نمایش پست ها
    سلام

    طبق آیه 40 سوره احزاب ، حضرت محمد خاتم پیامبران و انیباء است :

    ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليماً ( احزاب - 40 )

    ترجمه : محمّد پدر هيچ يك از مردان شما نيست، ولى فرستاده خدا و خاتم پيامبران است. و خدا همواره بر هر چيزى داناست.


    طبق روایات اسلامی ، تا آخرین ماه های عمر پیامبر وحی بر ایشان نازل میشده .

    علاوه بر این شواهد تاریخی حاکی از اونه که در آن روزگار در " فهم آیات قرآن " مشکلات زیادی وجود داشته و رفته رفته این مشکلات زیاد و زیاد تر میشدند . تا اونجاکه برداشت نادرست از قرآن امروزه و در عصر خود ما باعث به وجود اومدن بدترین جنایات و وحشی ترین اونها شده ( گروه های تروریستی افراطی )

    با وجود اینها که تنها یکی از مشکلات موجوده ، چرا باید نبوت ختم میشد ؟!


    نمیدونم جواب شما چی هست ، اما تا اینجا که من خوندم بیشتر جوابها حول " کامل شدن عقل و تفکر مردم و رسیدن به بلوغ فکری " هستش . ( البته منظور از مردم همون اعراب هستن )



    آیا نفهمیدن معنای ساده آیاتی که به زبون خود اعراب بوده ، مصداق " کمال عقله " ؟!

    اصلا بر چه اساسی گفته میشه " عقل مردم کامل شده " بود ؟! ( همون اعراب جاهلی ) چه شواهدی هست که این ادعا رو اثبات کنه ؟!



    برداشت شیعه از اسلام اینه که به ائمه نیاز هست تا در غیاب پیامبر مسئله گوئی کنند ( همون مرجعیت دینی ) .



    همین استدلال و نیاز به امام برای بیان و تفسیر آیات قرآن و احکام دیگه ، یکی از بهترین دلایل نیاز به پیامبران بیشتر برای مسلمانان هست .


    جواب شما چیه ؟! چه منطقی پشت ختم نبوت بود در حالیکه خود قرآن هنوز به طور کامل تفسیر و نفهیم نشده ، چه برسه به بقیه احکام و قوانین !

    با تشکر .
    باسلام وتشکر .
    خاتمیت را از چند راه می‌توان توجیه عقلانی کرد:
    الف: از راه علل فاعلی، یعنی پیامبر تحت تربیت و ربوبیت حق تعالى به آخرین درجات کمال بار یافته است، چنان که از آیات به دست می‌آید، بنابراین کسی که بالاتر و برتر از او باشد ،به دنیا نیامده و نمی‌آید. او شایسته خاتمیت یعنی این کمال نهایی است.
    ب: از راه علل قابلی؛ بهترین میوة جهان طبیعت به نام پیامبر خاتم عرضه شده است . ابر و باد و مه و خورشید و فلک افتخار دارند که بهترین خلق اولین و آخرین را در دامن خود پرورده و جهان را از چنین نعمتی بهره‌مند ساخته‌اند.
    ج: از راه علل غایی :با آمدن پیامبر اسلام نیاز بشر تأمین شده ، زیرا ارادة حق از طریق وحی و قرآن و سنت و عقل کشف شده است و نیاز به شریعت جدید و اعزام رسولان و انزال کتاب‌های آسمانی نیست.(1)
    امام خمینی در تحلیل خاتمیت بیان زیبایی دارد و گفته است:
    اگر بعد از خاتم الانبیا، شریعت و نبوتی فرض شود، از سه صورت بیرون نیست:
    1ـ اگر در حد کم‌تر و پایین‌تر از شریعت ختمی باشد، نه تنها موجب هدایت نمی‌شود، بلکه پیامد آن نقص و گمراهی بشر است، زیرا بعد از شریعت ختمی فراخواندن بشر به سوی شریعت ناقص و پایین‌تر، دعوت از کمال به نقص و از کامل به ناقص است. این کار خلاف حکمت الهی و مخالف سرشت تکامل و کمال‌خواهی انسان است . آمدن چنین شریعتی بر خلاف مصلحت عالم و آدم است.
    2ـ اگر شریعت و نبوت مفروض در سطح شریعت ختمی و مساوی آن باشد، این موجب تکرار در تجلی و برخلاف حکمت الهی است، چه این که بر اساس قاعده «صرف الشیء لا یتکرر = شیء خالص، تکرارپذیر نیست» فرض چنین پدیده ناممکن است.
    اگر شریعت جدید کاملاً مساوی و عین شریعت ختمی باشد، پس همان است و شریعت جدید محسوب نمی‌شود. اگر تفاوتی به لحاظ نقص و یا کمال دارد، پس مساوی و هم سطح نبوده است و این خلاف فرض به حساب می‌آید.
    3ـ اگر شریعت مفروض، کامل‌تر از شریعت ختمی باشد، این غیر ممکن است زیرا نبوت ختمی، ظهور نبوت روح اعظم بلکه جلوة نبوت اسم اعظم است . همه نبوت‌ها تجلی نبوت آن حضرت است که در بستر زمان‌ها و زمین‌های خاصی ظهور کرده و با گذشت زمان، مدت اعتبار آنها سپری گردیده تا بالاخره نبوت به صورت کامل خود در جهان تجلی کرده است.
    بنابراین فرض نبوت برتر و کشف و بسط شریعت کامل‌تر از نبوت و شریعت ختمی قابل تصور نیست، گذشته از این، زیاده بر کمال، نقص محسوب می‌شود. از این رو گفته شده: اقتضا و هدف نهفته در فطرت آدمیان، رسیدن به مقام قرب الهی است . این خواست فطری بدون هدایت و راهنمایی انبیا تأمین نمی‌شود. به همین دلیل، نبوت جزئی نظام هستی به حساب می‌آید، البته مراد کامل‌ترین و آخرین مرحله نبوت است و نه مراحل آغازین آن، زیرا نبوت طبق سنت الهی تدریجاً کامل می‌شود ،همچنان که یک عمارت تدریجاً ساخته می‌شود، اصل نبوت با آدم ابوالبشر آغاز شده و پیوسته رشد کرد تا با نبوت حضرت محمد به صورت کامل خود ظاهر گردید که مقصود و هدف اصلی نبوت بود .سایر نبوت‌ها همه مقدمه و راه رسیدن به این مرحله بوده است. به همین جهت حضرت محمد ختم انبیا شد و نبوت پایان پذیرفت، چون زیاده بر کمال نقص است و درست مثل انگشت اضاله (انگشت ششم) در دست موجب نقص است و نه کمال. به همین دلیل آن حضرت خاتم انبیا است چون نبوت با وجود او به کمال نهایی خود رسیده است.(2)
    برخی نیز راه دیگری برای اثبات عقلی این مسئله بیان کرده و گفته اند که پس از آمدن پیامبر اسلام دلیلی برای آمدن پیامبر جدید نیست.
    چون حکمت آمدن پیامبران در گذشته ، بعد از آمدن پیامبر اسلام منتفی شده است.
    تجدید نبوت ها به چند دلیل بود:
    1 - از حکمت‌های بعثت پیامبر جدید، حفظ و صیانت محتوای دعوت پیامبر قبلی، از تحریف و نابودی است اما خداوند، خود نگاهبانی قرآن را از تحریف ضمانت کرده است ( نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون؛ ما قرآن را نازل کرده ایم و نگهبان آن خواهیم بود و...)(3)
    2 - ادیان گذشته کامل نبودند و مردم به پیامبر جدید نیاز داشته اند تا همخوان با شرایط آنان، شریعت کامل تری را عرضه کند اما قرآن کریم این عامل را نیز در اسلام منتفی می‌داند، چون دین کامل است و تمام آن چه را که آیندگان بدان نیازمندند، آورده است.
    3 - یکی از موجبات ظهور پیامبر جدید، لزوم تبیین و تفصیل شریعت و استمرار ارتباط بین حجت خدا و مردم است . این مسئله در اسلام، از سوی پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) تأمین می‌گردد.(4) البته خاتمیت به معنای عدم نیاز به دین و آیین جدید است که برخی متأسفانه خاتمیت را به ختم شریعت و دین معنا کرده اند. هدایت و رهبری مسئله دیگری است که انسان هیچ وقت از آن بی نیاز نخواهد بود، از این رو از نظر شیعه، امامت ادامه نبوت است و پیشوایان دین، وظیفه هدایت و راهنمایی مردم را برعهده دارند.
    امامان هر چند مقام نبوت ندارند و به آنان وحی نمی‌شود، اما با عالم غیب مرتبط اند و حقایق الهی به آن‌ها الهام می‌گردد. سلسله امامت تا روز قیامت تداوم خواهد یافت تا آن جا که اگر تنها دو نفر روی زمین زنده بمانند، یکی از آنان حجت خداوند خواهد بود.
    خداوند پیامبران را برای هدایت مردم به راه راست و برای سعادت و خوش بختی مردم و خیر و صلاح آنان مبعوث کرده است. پیامبران آمده‏اند تا راه سعادت را به انسان‏ها نشان دهند. بشر در تعلیمات انبیا مانند یک دانش‏آموز بوده که او را از کلاس اوّل تا آخرین کلاس بالا برده‏اند.
    خداوند برنامه سعادت را توسط پیامبران به بشر ابلاغ کرده است و از آن جایی که جامعه انسانی از اوّل شایستگی دریافت برنامه کامل و جامع را نداشت، پیامبران یکی پس از دیگری آمدند تا کم کم برنامه جامع را ارائه نمایند، تا رسیدن به زمان بعثت حضرت محمد(ص). در این زمان بشر به اندازه‏ای از رشد رسید که بتواند برنامه سعادت را به طور جامع و به صورت کامل دریافت کند و آن را حفظ نمایند چون به این مرحله رسید، دین به صورت کامل به گونه‏ای که بتواند تا قیامت نیازهای بشر را تأمین کند، عرضه شد و همه گفتنی‏ها گفته شد و دیگر برنامه و مطلبی باقی نماند تا نیاز به آمدن پیامبری باشد. در این موقعیت پیامبر اسلام(ص) به عنوان خاتم پیامبران و پایان دهنده نبوت مبعوث گردیده و قرآن به صراحت اعلام فرمود که او آخرین پیامبر است و تا قیامت پیامبری نخواهد آمد.
    قرآن می‏فرماید: "محمد(ص) پدر هیچ یک از مردان شما نبود، ولی رسول خدا و خاتم و آخرین پیامبران است و خداوند به هر چیز آگاه است".(5) پس نیاز به پیامبر برای این است که نقشه تکامل بشر به وسیله او ارسال شود. وقتی بشر نقشه کامل را دریافت نمود، دیگر نیازی به بعثت پیامبر ندارد.
    به دیگر سخن: انبیای پیشین برای این که انسان بتواند در راه پرنشیب و فرازی که به سوی تکامل دارد پیش برود، هر کدام قسمتی از نقشه این مسیر را در اختیار او گذاردند تا این شایستگی را پیدا کرد که نقشه کلی و جامع تمام راه به وسیله آخرین پیامبر حضرت محمد(ص) از سوی خداوند بزرگ در اختیار او قرار گیرد. بدیهی است با دریافت نقشه کلی و جامع نیازی به نقشه دیگر نخواهد بود.
    رسول خدا(ص) فرمود: "من آن خشت آخرینم و من خاتم پیامبرانم".(6)
    چون انسان‏ها آخرین نقشه را دریافت نموده‏اند، با کمال عقلی که به آن دست یافته‏اند، به وسیله آن می‏توانند زندگی و خوشبختی را ترسیم کنند. به این دلیل نقشه کامل به انسان داده شده که چون به مرحله‏ای از بلوغ فکری دست یافت که می‏تواند سعادت و رستگاری را بفهمد و در زندگی خود اجرا کند، نیز وجود امامان معصوم(ع) بعد از پیامبر، انسان‏ها را از دریافت‏های اشتباه و فهم غلط آیات الهی یا این نقشه زندگی و از تفسیرهای متفاوت که می‏تواند انسان‏ها را به بیراهه بکشاند، تضمین می‏کند، بنابراین با وجود نقشه کامل زندگی و مفسران معصوم که ما را از خطا و اشتباه باز می‏دارند، نیازی به پیغمبر جدید نخواهد بود.


    پی‌نوشت‌ها:
    1. وحی و نبوت در قرآن، ص 409، نشر مرکز اسراء، قم 1385ش.
    2. پیامبر اعظم در نگاه عرفانی امام خمینی، ص 280، نشر مؤسسه آثار امام خمینی، 1386ش.
    3. حجر (15) آیه 9.
    4.محمد تقی مصباح یزدی، راهنماشناسی، ص 188 - 184، با تلخیص.
    5. احزاب (33) آیه 40.
    6. ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج 8، ص 412.

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    شهدا
    نوشته
    60
    حضور
    2 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    285





    برای پاسخ به این سوال ابتدا باید بدونیم چرانیاز به پیامبر بود


    این دلایل شامل:1.لزوم استمرار در دعوت2. رشد سطح فکری جوامع3. تحریف تعالیم وکتاب های پیامبران قبلی


    حال به پاسخ می پر دازیم:


    بعد از امدن اسلام پس از مدتی مردم به جاییرسیدند که می تونستند بر نامه ی کامل یعنی قران را دریافت کنند


    وبا عنایتخدا وتلاش پیامبر ومردم قران حفظ شود و قران تحریف نشد وبه این ترتیب دلیل3 برطرف شد همچنین قران هم به همه ی نیاز های مردم در هر دوره ای پاسخ می دهد پس دلیل 2 برطرف شد


    همچنین وجود امامان بعد پیامبران نیاز استمرار در دعوت(دلیل 1) را برطرف می کرد


    پس ختم نبوت کاملا عقلانی بود


    یامهدی(عج)

    هیچ داری از دل مهدی خبر؟گریه های هر شبش را تا سحر؟
    او که ارباب تمام عالم است ،من بمیرم سر به زانوی غم است*
    شیعیان مهدی غریب و بی کس است ،جان مولا معصیت دیگر بس است*
    شیعیان بس نیست غفلت هایمان ؟غربت و تنهایی مولایمان؟
    ما عبد و عبید دنیا گشته ایم،غافل از مهدی زهرا گشته ایم

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    نقد
    نوشته
    509
    حضور
    11 روز 17 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1035



    سلام

    ممنونم از پاسختون .

    راجع به بعضی مطالب شما من نقد هایی دارم که در ادامه اونها رو ارائه میدم :

    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق
    الف: از راه علل فاعلی، یعنی پیامبر تحت تربیت و ربوبیت حق تعالى به آخرین درجات کمال بار یافته است، چنان که از آیات به دست می‌آید، بنابراین کسی که بالاتر و برتر از او باشد ،به دنیا نیامده و نمی‌آید. او شایسته خاتمیت یعنی این کمال نهایی است.

    ب: از راه علل قابلی؛ بهترین میوة جهان طبیعت به نام پیامبر خاتم عرضه شده است . ابر و باد و مه و خورشید و فلک افتخار دارند که بهترین خلق اولین و آخرین را در دامن خود پرورده و جهان را از چنین نعمتی بهره‌مند ساخته‌اند.
    ببینید من از " علت ختم نبوت " پرسیدم ، از " علت خاتمیت حضرت محمد " نپرسیدم . جواب شما مربوط به خاتمیت حضرت محمده ، نه علت خاتمیت .

    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق
    با آمدن پیامبر اسلام نیاز بشر تأمین شده زیرا ارادة حق از طریق وحی و قرآن و سنت و عقل کشف شده است و نیاز به شریعت جدید و اعزام رسولان و انزال کتاب‌های آسمانی نیست.
    بحث شما اونطور که من فهمیدم مربوط به اینه که نیازی به شریعت جدید برای ام القری و حولش نیست .

    اما اگر به صحبت های من توجه کرده باشید ، من از شریعت جدید حرف نزدم . به عبارت دیگه بنابر دلایلی که برخی از اونها توی پست اولم اومد ، خود همین شریعت نیاز به تفهیم داره ،

    پس با این دید به این مسئله نگاه کنید که اصولا فعلا ، من حرفی از شریعت جدید نزدم !


    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق
    1 - از حکمت‌های بعثت پیامبر جدید، حفظ و صیانت محتوای دعوت پیامبر قبلی، از تحریف و نابودی است اما خداوند، خود نگاهبانی قرآن را از تحریف ضمانت کرده است ( نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون؛ ما قرآن را نازل کرده ایم و نگهبان آن خواهیم بود و...)(
    حفظ و صیانت از " محتوی " دعوت پیامبر قبلی شامل " بیان ، توضیح و تصحیح اشتباهات " مفاهیم شریعته .

    اما در آیه ای که شما آوردید نهایت چیزی که بتوان گفت این است که " حفاظت از ظاهر آیه ها " وعده داده شده ، اما از تبیین مفاهیم آیات و احکام دینی هیچ حرفی زده نشده .

    پس نمیشه این رو دلیلی برای تدوام نیافتن نبوت پذیرفت .

    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق
    دین کامل است و تمام آن چه را که آیندگان بدان نیازمندند، آورده است.
    بر فرض بپذیریم که کلیت دین کامل و جامع است ، اما به نظر شما 23 سال فرصت کافی برای بیان و توضیح این کلیات هست ؟!

    فاصله بین پیامبران تشریعی به قرن ها سال میرسه تازه بعد از اینهمه مدت آخرش دین تحریف شده !!!، اونوقت چطوریه که ظرف 23 سال دین کامل برای اکثریت جامعه تفهیم شد ؟!

    اونم برای چه جامعه ای ؟! اعراب جاهلی ! اعرابی که خود قرآن وجود نشانه هایی از جاهلیت ( حتی پس از گذشت ده سال از مسلمان شدنشون ) در اونها رو بیان کرده .

    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق
    امامان هر چند مقام نبوت ندارند و به آنان وحی نمی‌شود، اما با عالم غیب مرتبط اند و حقایق الهی به آن‌ها الهام می‌گردد.
    این یه جور بازی با الفاظه . چه فرقی هست که ارتباط با عالم غیب و دریافت حقایق الهی از طریق وحی باشه یا از طریق الهام؟!

    به هر حال خود شما هم تلویحا اشاره کردید که هنوز برای تبیین مفاهیم و احکام به ارتباط با عالم غیب و دستورات الهی نیاز هست .

    منتها اسامی عوض شدند !! هرچند با تغییر الفاظ حقیقت تغییری نمیکند .

    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق
    خداوند برنامه سعادت را توسط پیامبران به بشر ابلاغ کرده است و از آن جایی که جامعه انسانی از اوّل شایستگی دریافت برنامه کامل و جامع را نداشت، پیامبران یکی پس از دیگری آمدند تا کم کم برنامه جامع را ارائه نمایند، تا رسیدن به زمان بعثت حضرت محمد(ص). در این زمان بشر به اندازه‏ای از رشد رسید که بتواند برنامه سعادت را به طور جامع و به صورت کامل دریافت کند و آن را حفظ نمایند چون به این مرحله رسید، دین به صورت کامل به گونه‏ای که بتواند تا قیامت نیازهای بشر را تأمین کند، عرضه شد و همه گفتنی‏ها گفته شد و دیگر برنامه و مطلبی باقی نماند تا نیاز به آمدن پیامبری باشد.
    دقیقا بحث من هم همینجاست . اون اعراب تا چه حد تونستن برنامه سعادتشون رو به طور کامل دریافت کنن ؟! و اون رو حفظ کنند ؟!

    و حال اونکه اونها ساده ترین کار ممکن رو هم نتونستن انجام بدن ! اونها حتی در الفاظ و ظاهر خود قرآن هم با هم اختلاف داشتند !! برای اطلاعات بیشتر به کتاب المصاحف اثر ابوبکر بن ابی داود مراجعه کنید .

    اونوقت چنین افرادی آماده دریافت جامع ترین برنامه ها بودن؟!!!

    فرمودید همه گفتنی ها گفته شده بود ، اگر همه گفتنی ها گفته شده بود چطور بود که به عقیده شیعه اکثریت مطلق همین افرادی که آماده دریافت برنامه جامع بودن ، گمراه شدند !!!

    چطور میشه بین گمراهی در عرض سه روز بعد از فوت پیامبر و آمادگی داشتن برای دریافت دین کامل جمع بست ؟!!

    اتفاقا همین اتفاقاتی که به نقل شیعه در صدر اسلام افتاده ، چه در زمان پیامبر و چه سه روز بعد از فوت ایشون ، بهترین دلیل برای اثبات اینه که اون جامعه هیچ گونه آمادگی برای پذیرش دین جامع رو نداشته !




    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق
    وقتی بشر نقشه کامل را دریافت نمود، دیگر نیازی به بعثت پیامبر ندارد.
    یعنی وظیفه انبیا اینه که نقشه راه رو به انسان بدن ؟!

    اگر اینطور بوده ، پس اینهمه درگیری و زد و خورد واسه چی بوده ؟!

    یه کم مذهبی تر :

    چه نیازی به حضور پیامبران تبلیغی بود ؟! نقشه راه رو که پیامبران تشریعی داده بودن !

    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق
    با کمال عقلی که به آن دست یافته‏اند،
    نقل قول نوشته اصلی توسط Dahim Darni
    آیا نفهمیدن معنای ساده آیاتی که به زبون خود اعراب بوده ، مصداق " کمال عقله " ؟!
    اگر موافق هستید ، راجع به همین " کمال یا نقصان عقلی " جامعه در زمان پیامبر بحث کنیم . چون به نظرم روشن شدن این مورد به پیشرفت بحث کمک زیادی میکنه .

    با تشکر.



  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط Dahim Darni نمایش پست ها
    سلام

    طبق آیه 40 سوره احزاب ، حضرت محمد خاتم پیامبران و انیباء است :

    ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليماً ( احزاب - 40 )

    ترجمه : محمّد پدر هيچ يك از مردان شما نيست، ولى فرستاده خدا و خاتم پيامبران است. و خدا همواره بر هر چيزى داناست.


    طبق روایات اسلامی ، تا آخرین ماه های عمر پیامبر وحی بر ایشان نازل میشده .

    علاوه بر این شواهد تاریخی حاکی از اونه که در آن روزگار در " فهم آیات قرآن " مشکلات زیادی وجود داشته و رفته رفته این مشکلات زیاد و زیاد تر میشدند . تا اونجاکه برداشت نادرست از قرآن امروزه و در عصر خود ما باعث به وجود اومدن بدترین جنایات و وحشی ترین اونها شده ( گروه های تروریستی افراطی )

    با وجود اینها که تنها یکی از مشکلات موجوده ، چرا باید نبوت ختم میشد ؟!


    نمیدونم جواب شما چی هست ، اما تا اینجا که من خوندم بیشتر جوابها حول " کامل شدن عقل و تفکر مردم و رسیدن به بلوغ فکری " هستش . ( البته منظور از مردم همون اعراب هستن )



    آیا نفهمیدن معنای ساده آیاتی که به زبون خود اعراب بوده ، مصداق " کمال عقله " ؟!

    اصلا بر چه اساسی گفته میشه " عقل مردم کامل شده " بود ؟! ( همون اعراب جاهلی ) چه شواهدی هست که این ادعا رو اثبات کنه ؟!



    برداشت شیعه از اسلام اینه که به ائمه نیاز هست تا در غیاب پیامبر مسئله گوئی کنند ( همون مرجعیت دینی ) .



    همین استدلال و نیاز به امام برای بیان و تفسیر آیات قرآن و احکام دیگه ، یکی از بهترین دلایل نیاز به پیامبران بیشتر برای مسلمانان هست .


    جواب شما چیه ؟! چه منطقی پشت ختم نبوت بود در حالیکه خود قرآن هنوز به طور کامل تفسیر و نفهیم نشده ، چه برسه به بقیه احکام و قوانین !

    با تشکر .
    سلام علیکم،
    آنچه ختم شد نبوت تشریعی است و نه حجت‌های الهی و این به معنای تمام شدن خبرهای لازم برای هدایت بشر است که باید جدای از حجت‌های عقلی از خداوند به انسان می‌رسید، فهم کامل آن اخبار و تفسیر درست آن و انطباق دادن آن با شرایط جدید طبیعی است که کار هر کسی نباشد چون همه‌ی انسان‌ها از نظر سطح درک و شعور مانند هم نیستند و اگر هم برخی هوش و استعداد و قدرت تحلیل و درک بیشتری در فهم اخبار الهی داشته باشند هنوز باید مراقب بود که آنهایی که بهشان اعتماد می‌شود واقعاً هم قابل اعتماد باشند و افرادی نباشند که قصد سوء استفاده از دین خدا به نفع خودشان داشته باشند، به همین دلیل همیشه باید حجت‌های خداوند در میان مردمان باشند و این حجت‌ها باید از طرف همان خدایی که اخبار را فرستاده است به عنوان امین بر وحی خدا معرفی شده باشند، چه با واسطه و چه بی‌واسطه
    طبق عقائد ما حضرت مسیح علیه‌السلام در آخرالزمان باز خواهند گشت و همینطور حداقل تمام انبیائی که به شهادت رسیده‌اند و مرگ را تجربه نکرده‌اند، آنها وقتی باز می‌گردند نبی هستند یا نیستند؟ هستند ولی وحی از نوعی که قبلاً به ایشان می‌شد دیگر نمی‌شود دلیلش هم کاسته شدن مقام ایشان نیست بلکه تمام شدن اخبار آسمانی است، الآن هر جایی که انسان به استیصال برسد راه برون‌‌رفت از آن شرایط را می‌شود از اخبار رسیده استخراج کرد ولی قبل از ختم نبوت در بسیاری از موارد پیامبران اقدامی نمی‌کردند تا وحی خدا برسد. خود رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله هم اگر مثلاً ۱۰ سال بیشتر عمر می‌کردند بر خود ایشان هم دیگر وحیی به آن معنا نمی‌آمد چه آنکه اخبار تمام شده بود ...
    بنابراین پاسخ سؤال شما این است که شما دو مطلب را با هم خلط کرده‌اید، یکی تمام شدن اخبار است و دیگری وجود حجت الهی در میان مردم که نیاز به آن همیشه خواهد بود و کسی هم منکر این مطلب نیست و مطابق اعتقادات ما هم زمین تقریباً هرگز از حجت الهی خالی نخواهد شد ...
    یا علی علیه‌السلام

    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط Dahim Darni نمایش پست ها
    چه نیازی به حضور پیامبران تبلیغی بود ؟! نقشه راه رو که پیامبران تشریعی داده بودن !
    سلام علیکم
    پیامبران تبلیغی و اوصیاء انبیاء کارشان هدایت مردم بر اساس شریعت موجود در زمان خودشان بوده است،‌برخی از این حجت‌های الهی در این کار گاهی متوقف بر وحی الهی می‌شدند و راهکار به ایشان وحی می‌شد، ایشان شدند انبیاء غیرتشریعی و آنها که در زمانشان نیازی به وحی نبود و با همان وحی‌های پیشین می‌شد هدایت را انجام داد و برای ایشان وظایف مشخص بوده است شدند اوصیاء ... اگرچه این بیان شاید زیاد دقیق نباشد ولی در رابطه با سؤال شما چه بسا معنا را بتواند برساند
    با آمدن قرآن دیگر پاسخ هر وضعیتی قابل برداشت از همین قرآن هست ... در روایات شیعه مثلاً داریم که حضرت علی علیه‌السلام به کمک حروف مقطعه فتنه‌های موجود را می‌شناختند و علومی مانند علوم جفر و اینها کار وحی را می‌توانند انجام دهند و این راهکارها تا قبل از نزول قرآن به این صورت ممکن نبود
    یا علی علیه‌السلام

    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,041
    حضور
    192 روز 15 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28777



    [QUOTE=Dahim Darni;630288]سلام

    ممنونم از پاسختون .

    راجع به بعضی مطالب شما من نقد هایی دارم که در ادامه اونها رو ارائه میدم :

    باسلام وسپاس .
    از نقد های ناز تان استقبال می شود .



    ببینید من از " علت ختم نبوت " پرسیدم ، از " علت خاتمیت حضرت محمد " نپرسیدم . جواب شما مربوط به خاتمیت حضرت محمده ، نه علت خاتمیت .

    این مسله به لحاظ وجود عینی یک مصداق بیش ندارد لذا در اصل باز دهی معرفتی تفاوت رخ نمی دهد .

    بحث شما اونطور که من فهمیدم مربوط به اینه که نیازی به شریعت جدید برای ام القری و حولش نیست .
    نه خیر مراد حقیر تنها ام القرا نیست بلکه همه عالم جود است چه رسد به عالم دنیا .
    اما اگر به صحبت های من توجه کرده باشید ، من از شریعت جدید حرف نزدم . به عبارت دیگه بنابر دلایلی که برخی از اونها توی پست اولم اومد ، خود همین شریعت نیاز به تفهیم داره ،
    قطعا چنین است که شریعت ختمی نیاز به سر پرست معصوم و وائمه ع مفسیر وتبیین کننده حقایق آن است .
    پس با این دید به این مسئله نگاه کنید که اصولا فعلا ، من حرفی از شریعت جدید نزدم !
    چشم با همین دید در خدمت هستم .



    حفظ و صیانت از " محتوی " دعوت پیامبر قبلی شامل " بیان ، توضیح و تصحیح اشتباهات " مفاهیم شریعته .
    البته تعبیر اشتباه ،در کلام تان اشتباه است چون اشتیاه در شریعت معنا ندارد چون کلام وحی منزه از اشتباه است .
    اما در آیه ای که شما آوردید نهایت چیزی که بتوان گفت این است که " حفاظت از ظاهر آیه ها " وعده داده شده ، اما از تبیین مفاهیم آیات و احکام دینی هیچ حرفی زده نشده .
    آیه ناظر به حفظ از تحریف قران است که مثل کتاب های انبیا پیشین دچار آن نشود تا نیاز به نزول کتاب دیگر باشد . .
    پس نمیشه این رو دلیلی برای تدوام نیافتن نبوت پذیرفت .
    یکی از دلایل خاتمیت تحریف شدن کتاب های پیشین ومصونیت قران از تحریف است کتاب شهید مطهری را در این باره مطالعه نماید .


    بر فرض بپذیریم که کلیت دین کامل و جامع است ، اما به نظر شما 23 سال فرصت کافی برای بیان و توضیح این کلیات هست ؟!
    یکی از حکمته های ضرورت وجود امام معصوم بعد از پیامبر همین است
    فاصله بین پیامبران تشریعی به قرن ها سال میرسه تازه بعد از اینهمه مدت آخرش دین تحریف شده !!!، اونوقت چطوریه که ظرف 23 سال دین کامل برای اکثریت جامعه تفهیم شد ؟!
    رسول خدا بسیاری از معارف را تبیین نمود بعد از او ائمه ع هر کدام در زمان خود به تبیین معارف قران وسنت پرداخته اند .
    اونم برای چه جامعه ای ؟! اعراب جاهلی ! اعرابی که خود قرآن وجود نشانه هایی از جاهلیت ( حتی پس از گذشت ده سال از مسلمان شدنشون ) در اونها رو بیان کرده .



    این یه جور بازی با الفاظه . چه فرقی هست که ارتباط با عالم غیب و دریافت حقایق الهی از طریق وحی باشه یا از طریق الهام؟!
    اگر الهام بر معصوم باشد از یک نظر یعنی در حجت بودن فراقی نیست هر حجت شرعی است لذا حرف امام معصوم مثل حرف رسول الله حجت است .
    به هر حال خود شما هم تلویحا اشاره کردید که هنوز برای تبیین مفاهیم و احکام به ارتباط با عالم غیب و دستورات الهی نیاز هست .
    بلی لذا وجود امام معصوم لازم است .
    منتها اسامی عوض شدند !! هرچند با تغییر الفاظ حقیقت تغییری نمیکند .



    دقیقا بحث من هم همینجاست . اون اعراب تا چه حد تونستن برنامه سعادتشون رو به طور کامل دریافت کنن ؟! و اون رو حفظ کنند ؟!

    و حال اونکه اونها ساده ترین کار ممکن رو هم نتونستن انجام بدن ! اونها حتی در الفاظ و ظاهر خود قرآن هم با هم اختلاف داشتند !! برای اطلاعات بیشتر به کتاب المصاحف اثر ابوبکر بن ابی داود مراجعه کنید .

    اونوقت چنین افرادی آماده دریافت جامع ترین برنامه ها بودن؟!!!
    به اعتقاد شیعه ائمه معصوم بعد از پیامبر عهد ه دار تبیین معارف وحی بودا ند ونه آنهای که شما اشاره نموده اید .
    فرمودید همه گفتنی ها گفته شده بود ، اگر همه گفتنی ها گفته شده بود چطور بود که به عقیده شیعه اکثریت مطلق همین افرادی که آماده دریافت برنامه جامع بودن ، گمراه شدند !!!
    آنچه لازم بود از سوی خدا وپیامبر بیان شده بود ولی در عمل عده ی دچار مشکل شدند
    چطور میشه بین گمراهی در عرض سه روز بعد از فوت پیامبر و آمادگی داشتن برای دریافت دین کامل جمع بست ؟!!
    سر پرست دین ائمه معصوم بوده اند ونه آفراد که گمراه شدند .
    اتفاقا همین اتفاقاتی که به نقل شیعه در صدر اسلام افتاده ، چه در زمان پیامبر و چه سه روز بعد از فوت ایشون ، بهترین دلیل برای اثبات اینه که اون جامعه هیچ گونه آمادگی برای پذیرش دین جامع رو نداشته !
    دین تنها برای آنها نبوده بلکه اسلام دین همه جهان بشر است ودین بر حضرت ختمی مرتبت ناز ل شد که کامل واکمل بشر بود وهست .





    یعنی وظیفه انبیا اینه که نقشه راه رو به انسان بدن ؟!
    وظیفه انبیا بیان حقایق وحی برای بشر است .
    اگر اینطور بوده ، پس اینهمه درگیری و زد و خورد واسه چی بوده ؟!
    هوای نفس عده ای را به این کار وادار نمود که علی رغم وجود امام معصوم در بین شان دچار آنهمه بر داشتهای غلط از دین بشوند .
    یه کم مذهبی تر :

    چه نیازی به حضور پیامبران تبلیغی بود ؟! نقشه راه رو که پیامبران تشریعی داده بودن !
    انبیا تبلغی نقش شان شبیهه نقش ائمه ع بوده است که حافظ ومبیین شریعت انبیا تشریعی بوده اند





    اگر موافق هستید ، راجع به همین " کمال یا نقصان عقلی " جامعه در زمان پیامبر بحث کنیم . چون به نظرم روشن شدن این مورد به پیشرفت بحث کمک زیادی میکنه .
    هر چه دوست دارید مطرح نماید تا پاسخ لازم در طبق اخلاص گذاشته وتقدیم تان گردد .
    با تشکر.
    سپاس از سوالات گل رنگ تان
    سپاس از بیانات وآهنگ تان
    الهی که گل خندد افکار تان
    شود گلشن گل ز کردار تان



  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    نقد
    نوشته
    509
    حضور
    11 روز 17 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1035



    سلام

    ممنونم که اینقدر با حوصله و متین جواب مطالب من رو بیان کردین .


    نتیجه کلی که من از حرف های شما میگیرم اینه که نبوت تشریعی ختم شده ( که البته از اول هم من روی این مسئله بحثی نداشتم ) ، اما همچنان به انسان هایی با وظیفه ای مشابه وظیفه انبیای تبلیغی نیاز هست .

    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق
    قطعا چنین است که شریعت ختمی نیاز به سر پرست معصوم و وائمه ع مفسیر وتبیین کننده حقایق آن است .
    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق
    رسول خدا بسیاری از معارف را تبیین نمود بعد از او ائمه ع هر کدام در زمان خود به تبیین معارف قران وسنت پرداخته اند
    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق
    انبیا تبلغی نقش شان شبیهه نقش ائمه ع بوده است که حافظ ومبیین شریعت انبیا تشریعی بوده اند

    حالا سوالی که اینجا مطرح میشه اینه که :

    مفهوم آیه 40 سوره احزاب ختم نبوت تشریعیه یا تبلیغی یا هردو؟!

    بازم تشکر .


  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,041
    حضور
    192 روز 15 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28777



    نقل قول نوشته اصلی توسط Dahim Darni نمایش پست ها
    سلام

    ممنونم که اینقدر با حوصله و متین جواب مطالب من رو بیان کردین .

    باسلام وسپاس .
    افتخار می کنم که با پرسشگر ی بزرگواری مثل جناب مستطاب عالی طرف بحث هستم .

    نتیجه کلی که من از حرف های شما میگیرم اینه که نبوت تشریعی ختم شده ( که البته از اول هم من روی این مسئله بحثی نداشتم ) ، اما همچنان به انسان هایی با وظیفه ای مشابه وظیفه انبیای تبلیغی نیاز هست .
    حالا سوالی که اینجا مطرح میشه اینه که :
    مفهوم آیه 40 سوره احزاب ختم نبوت تشریعیه یا تبلیغی یا هردو؟!
    بازم تشکر .
    در ابتدا باید اشاره شود آیه یاد شده اختصاص دارد به نبوت وحی تشریعی .
    چه این که نبوت تبلیغی هم در عصر محمدی وجود ندارد به جای آن امامت مطرح شده است .
    در تبیین کلی مسله باید گفت :
    وحی در لغت به معنی فهماندن مطلب به صورت سریع و پنهانی است. با کلام یا بی کلام و با رمز و اشاره. در اصطلاح شرعی و دینی وحی عبارت است از علومی که انسانی کامل از طریق غیر عادی ( غیر از راه حس و عقل ) و با ارتباط با غیب دریافت می کند. به وسیله فرشته باشد یا در بیداری باشد یا در خواب فرقی نمی کند. (1)
    وحی بر چند نوع است. دو نوع از اقسام وحی عبارت است از:
    1- وحی نبوت و تشریع
    2- وحی به صورت خبر غیبی
    وحی تشریعی وحی ای است که متضمن آموزه های دینی، چه به صورت احکام و یا غیر آن می باشد، ولی وحی اخبار غیبی دریافت هر گونه خبری را از غیب می گویند که از دید دیگران مخفی است.
    وحی تشریعی که مختص به پیامبران است، با رحلت رسول اکرم (ص) قطع شده است. هیچ بشری حتی امام معصوم نمی تواند دریافت کننده چنین وحی باشد، ولی وحی نوع دوم مختص به پیامبران نیست. بقیه انسان ها اگر استعداد آن را در خود ایجاد کنند ،می توانند برخوردار از آن باشند. این نوع وحی در آیات قرآن بر غیر انبیا نیز صورت گرفته است، مانند مادر حضرت موسی و حضرت مریم.(2)
    امامان معصوم شیعه و یا برخی دیگر از انسان های والا مثل حضرت زهرا سلام الله علیها می توانند از آن برخوردار باشند، به این گونه از وحی، تحدیث و به کسی که براو وحی می شود محدَّث می گویند. در حدیثی آمده است:
    « ان اوصیاء محمد علیه و علیهم السلام محدثون » (3) اوصیای محمد محدث اند، یعنی صدای فرشته را می شنیدند، ولی خود او نمی دیده اند.
    نیز در حدیث دیگر آمده است: «فاطمة کانت محدثة و لم تکن نبیة » (4) فاطمه زهرا محدثه بوده است که صدای فرشته را می شنید، ولی نبی نبود.
    پس وحی به معنای تشریعی بعد از پیامبر حتی یک بار هم نازل نشده، ولی وحی به معنای تحدیث برای حضرت فاطمه (ع) نیز نازل گردیده است.(5) و بر اساس روایات، جبرئیل به حضور حضرت زهرا(ع) می‌رسید، مثلاً امام صادق(ع) فرمود:
    «إنّ فاطمه مَکَثَت بعد رسول الله(ص) خمسة و سبعین یوماً و کان دخلها حزن شدید على أبیها، ‌و کان جبرئیل یأیتها فیحسن عزائها على أبیها ویطیّب نفسها ویخبرها بما یکون بعدها ذریّتها وکان علیّ(ع) یکتب ذلک؛(6) فاطمه زهرا (ع) بعد از پیامبر هفتاد و پنج روز زنده بود. مرگ پدرش او را دچار اندوه شدید کرده بود، جبرئیل نزد او می‌آمد و او را در مرگ پدرش نیکو تعزیت می‌گفت. فاطمه را با بیان مقام و منزلت پیامبر شاد می‌ساخت. از حوادث پدید آمده بر فرزندانش او را خبر می‌داد. علی(ع) آن ها را می‌نوشت».
    امام خمینی(ره) با الهام از روایات در این باب گفته:
    فاطمه (س) در مرگ پدرش حزن شدید داشت، جبرئیل می‌آمد ایشان را تسلیت می‌داد و از مسایل آینده به او می‌گفت. در مدت 75 روز که فاطمه زنده بود، رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است، آمدن جبرئیل برای کسی ساده نیست. این یک تناسب لازم است بین روح آن کسی که جبرئیل می‌آید پیش او و بین جبرئیل که روح اعظم است تا تناسب بین روح این کسی که جبرئیل می‌آید پیش او و بین جبرئیل که روح اعظم است نباشد امکان ندارد این معنا و این تناسب بین جبرئیل که روح اعظم است و انبیا(ع) بوده و در حضرت زهرا(س) نیز بوده است. (7)
    اما این که در زیارت جامعه کبیره خطاب به اهل بیت(ع) آمده
    مراد از این وحی، وحی تشریعی نیست، بلکه وحی تسدیدی(پشتیبانی)است. چنان که در نهج البلاغه آمده که امیر مؤمنان فرمود: رسول خدا به من فرمود:
    «إنّک تسمع ما أسمع و ترى ما أرى إلاّ أنّک لست بنبیّ؛(8)
    می‌شنوی آنچه می‌شنوم. می‌بینی آنچه می‌بینم، لکن پیامبر نیستی».
    این ها مسائلی است که از جزئیات آن خبری نداریم.از روایات به دست می‌آید که امام معصوم، فرشتگان را می‌بینید، ولی به عنوان نبی و دریافت کننده وحی نیست. چون نزول جبرئیل برای آوردن وحي به عنوان شریعت و کتاب‌های آسمانی از مختصات انبيا است.(9)

    پی نوشت ها:
    1. راغب اصفهانی، مفردات راغب، نشر دار الاحیا التراث العربی، بیروت، 1411 ق، ص 515.
    2. آل عمران(3)، آیه 42؛ مریم(19)، آیات 17 - 21؛ طه(20)، آیه 38 و ...
    3. محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، نشر دار الکتب ا لاسلامیه، تهران، 1388 ق، ج 1، ص 177.
    4. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار نشر دار الاحیا التراث العربی، بیروت، 1403 ق، ج 26، ص 791.
    5. محمد امین صادقی، جلوه های قرانی در نگاه امام خمینی نشر موسسه آثار امام خمینی 1388 ش، ص 28.
    6. کلینی، الکافی، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران 1380 ق، ج 2، ص 355.
    7. ر،ک: امام خمینی، صحیفه امام، نشر موسسه آثار امام خمینی، 1383 ش، ج 2، ص 4 ـ 6.
    8. نهج البلاغه، خطبه 1، نشر موسسه امیر المومنین، قم، 1380 ش.
    9. تفسير نمونه‏، مكارم شيرازى ، دار الكتب الإسلامية، تهران‏، 1374 ش‏، ج 13، ص 36.

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 22

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود