صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوالاتی در مورد اصل وحدت وجود و فلسفه و عرفان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    318
    حضور
    6 روز 14 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    637

    سوالاتی در مورد اصل وحدت وجود و فلسفه و عرفان




    سلام

    میخواستم بپرسم اصل وحدت وجود ، متعلق به فلسفه است یا عرفان ؟

    یا هر دو ؟!


    و اینکه شنیدم عرفان میوه ی درخت فلسفه است . آیا این گفته صحیح است ؟


    با تشکر ...

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58312



    با نام و یاد دوست





    سوالاتی در مورد اصل وحدت وجود و فلسفه و عرفان








    کارشناس بحث: استاد سمیع


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط IVI.@.H.D.I نمایش پست ها
    سلام

    میخواستم بپرسم اصل وحدت وجود ، متعلق به فلسفه است یا عرفان ؟

    یا هر دو ؟!


    و اینکه شنیدم عرفان میوه ی درخت فلسفه است . آیا این گفته صحیح است ؟


    با تشکر ...
    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید
    وحدت وجود به معنای صحیح آن متعلق به عرفان است که در تاپیک http://www.askdin.com/thread29046-7.html مفصل به آن پرداخته ایم. البته بدون حواشی آن، و صرفا پاسخ کارشناس را مطالعه بفرمایید.

    عرفان میوه فلسفه است به این معناست که فلسفه مقدمه ورود به عرفان نظری است. انسان برای ورود به عرفان نظری، باید به مباحث فلسفه اشراف کامل داشته باشد، تا بتواند مسائل عرفان را درک کند.همان طوریکه منطق مقدمه ورود به فلسفه است.
    موفق باشید

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۱۰/۲۹ در ساعت ۱۷:۳۳

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    729
    حضور
    36 روز 19 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    29
    صلوات
    3410



    دوستان سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست ها


    عرفان میوه فلسفه است به این معناست که فلسفه مقدمه ورود به عرفان نظری است. انسان برای ورود به عرفان نظری، باید به مباحث فلسفه اشراف کامل داشته باشد، تا بتواند مسائل عرفان را درک کند.همان طوریکه منطق مقدمه ورود به فلسفه است.
    موفق باشید
    سلام علیکم و رحمة الله
    آیا این برداشت از نوشته حضرتتان صحیح است که بدون فلسفه نمی توان عرفان نظری را درک کرد و بدون عرفان نظری، قدم گذاشتن در وادی عرفان عملی ممکن نیست؟

    علی علی
    برای دنیایت طوری تلاش کن که انگار تا ابد زنده هستی و برای آخرتت به گونه ای که انگار فردا می میری
    اگر خواهان صلحی آماده جنگ باش
    بیایید زین پس بگوییم : امام خامنه ای

    تکلیف شناسی پیش از تکلیف گرایی


  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط مکلف نمایش پست ها
    دوستان سلام


    سلام علیکم و رحمة الله
    آیا این برداشت از نوشته حضرتتان صحیح است که بدون فلسفه نمی توان عرفان نظری را درک کرد و بدون عرفان نظری، قدم گذاشتن در وادی عرفان عملی ممکن نیست؟

    علی علی

    باسمه تعالی
    نه اینکه ممکن نباسد بلکه یاد گیری این مقدمات، کار انسان را در رسیدن به هدف سهل الوصول و آسان تر خواهند کرد.


    اگر شخصی آشنا با مباحث عرفان نظری باشد این اگاهی می تواند در مسیر سیر وسلوک او موثر باشد مثلا
    الف:چون در عرفان نظری حقایق هستی به ویژه عوالم غیر مادی از کلی ترین وبالاترین منظر ممکن ود رقالب یک نظام تحلیل شده است آگاهی سالک از این علم می تواند یاریگر وی در فهم بهتر رخدادها وتجربه های عرفانی وآگاهی وی بر اسرار وخصوصیات هر مرحله وجودی باشد در واقع عرفان نظری معرفتی برای سالک ایجاد می کند که با کمک آن دقیقا می تواند مفهوم شهود های خویش را در یابد وبداند که این شهود از کدامین مرحله خبر می دهد
    به همین دلیل توصیه می شود سالک در پیمودن دوره ریاضت خویش از کلیات این علم آگاهی یابد تا با چشمانی باز ونافذ در مسیر پیچیده سلوک گام بردارد

    ب:چون محتوای عرفان نظری برخاسته از کشف نهایی عرفانی ، آن هم در بالاترین مرتبه وجودی است که برای مخلوق قابل دسترسی می باشد این کشف می تواند میزانی باشد برای سالکانی که در میا نه راه هستند وهنوز به غایت نرسیده اند اینان می توانند با مراجعه به آنچه عارفان کامل در بحث های عرفان نظری ومحتوای شهود فنایی آورده اند شهود خویش را محک زنند وموقعیت خویش را به طور دقیق از نظر مرتبه وجودی تشخیص دهند
    عرفان نظری از این دیدگاه برای سالک حکم نقشه کلی مسیری رادارد که باید در قالب منازل سلوکی ومراتب وجودی بپیماید آگاهی از این نقشه سالک را در موقعیتی قرار می دهد که در هر مرحله می تواند به شناخت کلی وعمیق تری از منزلی که در آن قرار دارد دست یابد


  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    318
    حضور
    6 روز 14 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    637



    آیا عرفان از فلسفه بوجود آمده است ؟

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط IVI.@.H.D.I نمایش پست ها
    آیا عرفان از فلسفه بوجود آمده است ؟
    باسمه تعالی
    عرفان نظری و فلسفه دو علم مستقل هستند

    عرفان نظری با فلسفه در چهار امر اختلاف دارد
    1- این دو علم در موضوع از همدیگر متمایزند موضوع عرفان نظری «موجود به ما انه موجود» است بدون اینکه به هیچ قیدی حتی قید اطلاق مقید گردد
    موضوع فلسفه الهی نیز موجود است ولی بشرط اطلاق وعدم تقید به قید طبیعی ،ریاضی ،منطقی واخلاقی

    2- روش عرفان نظری نیز از روش فلسفه الهی متمایز است فلسفه در روش فکری خود به مبادی واصول عقلی تکیه دارد ولی عرفان بر اصول ومبادی کشفی وشهودی مبتنی است اختلاف روش های این دو علم نیز ناشی از اختلاف در ابزارهای معرفتی آنها است ابزار معرفتی عارف قلب ودل است که با تزکیه و تهذیب نفس ونورانیت باطنی به حقیقت بار می یابد اما ابزار شناخت فیلسوف عقل وذهن است که با تکیه بر منطق واستدلال وبرهان به حقایق علمی و شناخت حصولی می رسد
    عقل اندر حق شناسی کامل است
    لیک کاملتر زوی جان ودل است
    گرکمال عشق می باید ترا
    جز دل این پرده نگشاید ترا[1]

    3-عرفان نظری از نظر محتوا نیز با فلسفه الهی تفاوت دارد اساسی ترین رکن عرفان نظری وحدت شخصی وجود است بدین معنا که هستی منحصر در حق تعالی است وماسوای حق تعالی نمودها ومظاهر اویند اما در فلسفه هم خدا وهم غیر خدا اصالت دارند جز اینکه خدا علت و واجب الوجود وغیر خداوند معلول وممکن الوجود است از نظر فیلسوف خدا وجهان هر دو به معنای واقعی کلمه وجود دارند وموجودند ولی حق تعالی وجود واجبی و قائم به ذات وغیر حق تعالی وجود امکانی وقائم به غیر است

    4-از نظر غایت وهدف نیز میان عرفان نظری وفلسفه اختلاف است هدف وغایت در فلسفه الهی شناخت نظام هستی است آنچنان که هست که البته رکن مهم آن معرفت حق تعالی است به بیان دیگر فیلسوف کمال انسانیت را در ان می داند که جهان را فهم کند و تصویری واقعی وبه نسبت جامع وکامل از آن در ذهن خود ترسیم کند به گونه ای که عالمی عقلی مشابه عالم عینی گردد ولی هدف وغایت عرفان معرفت خاص حق تعالی است در عرفان معرفت حق تعالی معرفت همه چیز است وهمه چیز در پرتو معرفت حق واز وجهه توحیدی باید شناخته شود به عبارت دیگر عارف به تمام عوالم با دید حقانی می نگرد وهمه آنها را حال ها ،جلوه ها ،واعراض ذاتی حق تعالی می داند[2]
    پی نوشت:
    1- عطار
    2-ر.ک. مبانی وفلسفه عرفان نظری، علی امینی نژاد


  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    فرق فلسفه وعرفان
    معرفتی که فیلسوف در پی آن است معرفتی حصولی وذهنی است یعنی وی از طریق علم حصولی و محصولات ذهنی خواهان شناخت نظام هستی است لکن مطلوب عارف معرفت حضوری وشهودی است
    به تعبیر دیگر یقین سه مرتبه کلی دارد علم الیقین ،عین الیقین ،حق الیقین ما در فلسفه و خردورزی عقلانی در نهایت به دنبال حصول علم الیقین هستیم اما در عرفان حداقل معرفتی که عارف در پی ان است عین الیقین است یعنی می خواهد حقایق را بالعیان ببیند وبالاتر از آن در پی حق الیقین و مقام فنای در حقیقت است
    و اما فرق دوم :
    هستی شناسی فلسفی با هستی شناسی عرفانی بسیار متفاوت است
    در هستی شناسی فلسفی همه مراتب وهمه موجودات حقیقتا موجودند لکن نسبت به نقطه اوج وجود که خدای سبحان است محتاج وفقیربلکه نفس احتیاج وفقرند
    اما در عرفان نظری عرفا به یک وجود شخص لایتناهی (وحدت شخصیه)معتقدند که همانا خداوند متعالی است وهمه مخلوقات مظاهر وشئون او بوده وجودهای حقیقی شمرده نمی شوند
    اما فرق سوم:
    فرق سوم در روش است در فلسفه تنها روش پذیرفتنی روش عقلی و طریقه برهان است یعنی فیلسوف با دغدغه عقلانی با مسائل روبه رو شده در پی حل آن است اما مبنای اساسی و روش کلیدی در عرفان روش شهودی و دریافت های حضوری است

    ر. ک. حکمت عرفانی علی امینی نژاد


  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    318
    حضور
    6 روز 14 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    637



    آنچه که بنده از مطالب حضرت عالی فهمیدم این بود که :

    عرفان میوه ی درخت فلسفه است .

    برای قدم گذاشتن در وادی عرفان ، حتما باید فلسفه تمام و کمال خوانده شود ...

    صحیح است ؟


    میخواستم یک خواهش از شما بکنم ، که لطف کنید نظر برخی بزرگان فلسفه و عرفان ، چون ابن عربی و مولوی و قونوی و ملاصدارا و آیت الله قاضی و علامه طباطبایی و امام خمینی و مطهری و ... را در مورد این دو مطلب (فوق) بگذارید .

    با تشکر

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط IVI.@.H.D.I نمایش پست ها
    آنچه که بنده از مطالب حضرت عالی فهمیدم این بود که :

    عرفان میوه ی درخت فلسفه است .

    برای قدم گذاشتن در وادی عرفان ، حتما باید فلسفه تمام و کمال خوانده شود ...

    صحیح است ؟


    میخواستم یک خواهش از شما بکنم ، که لطف کنید نظر برخی بزرگان فلسفه و عرفان ، چون ابن عربی و مولوی و قونوی و ملاصدارا و آیت الله قاضی و علامه طباطبایی و امام خمینی و مطهری و ... را در مورد این دو مطلب (فوق) بگذارید .

    با تشکر
    باسمه تعالی

    بله برای درک مباحث عمیق عرفان نظری، باید فلسفه خواند و با مبانی فللاسفه مشاء -اشراق -حکمت متعالیه آشنا بود.
    و شاهدی بالاتراز سیره عملی بزرگانی مانند علامه طباطبایی، حضرت امام ،... نیست که قبل از ورود به عرفان، فلسفه می خواندند. فرزند بزرگوار عارف کامل مرحوم آیة الله بهجت در مورد پدر بزرگوارشان می فرمود:
    «آیت‌الله بهجت عرفان را هدف اصلی و فلسفه را نیز مقدمه آن می‌‌دانست»[1].
    پی‌نوشت:
    [1].http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920229000322


  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 8

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود