جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نسخ و رفع قرآن از مصاحف و از سینه ها

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8431

    نسخ و رفع قرآن از مصاحف و از سینه ها




    سلام

    مفهوم اين دو خبر درست است یا خیر ؟

    أخرج ابْن أبي حَاتِم وَالْحَاكِم فِي الكنى وَابْن عدي وَابْن عَسَاكِر عَن ابْن عَبَّاس قَالَ كَانَ مِمَّا ينزل على النَّبِي صلى الله عَلَيْهِ وَسلم الْوَحْي بِاللَّيْلِ وَيَنْسَاهُ بِالنَّهَارِ فَأنْزل الله {مَا ننسخ من آيَة أَو ننسها نأت بِخَير مِنْهَا أَو مثلهَا}

    وَأخرج الطَّبَرَانِيّ عَن ابْن عمر قَالَ: قَرَأَ رجلَانِ من الْأَنْصَار سُورَة أقرأها رَسُول الله صلى الله عَلَيْهِ وَسلم وَكَانَا يقرآن بهَا فقاما يقرآن ذَات لَيْلَة يصليان فَلم يقدرا مِنْهَا على حرف فأصبحا غاديين على رَسُول الله صلى الله عَلَيْهِ وَسلم فَقَالَ: إِنَّهَا مِمَّا نسخ أَو نسي فالهوا عَنهُ فَكَانَ الزُّهْرِيّ يقْرؤهَا {مَا ننسخ من آيَة أَو ننسها} بِضَم النُّون خَفِيفَة

    وفي حديث آخر:"ليرفعن القرآن من صدور الرجال ومصاحفهن". یعنی چطور میشود وچگونه آیاتی از قران ناگهان از سینه واز مصحف همه حافظان وکاتبان وحی پاک میشود !!!!!!



  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58301



    با نام و یاد دوست





    نسخ و رفع قرآن از مصاحف و از سینه ها








    کارشناس بحث: استاد صدرا

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۰۷/۱۳ در ساعت ۱۵:۳۸ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط خیر البریه نمایش پست ها
    سلام

    مفهوم اين دو خبر درست است یا خیر ؟

    أخرج ابْن أبي حَاتِم وَالْحَاكِم فِي الكنى وَابْن عدي وَابْن عَسَاكِر عَن ابْن عَبَّاس قَالَ كَانَ مِمَّا ينزل على النَّبِي صلى الله عَلَيْهِ وَسلم الْوَحْي بِاللَّيْلِ وَيَنْسَاهُ بِالنَّهَارِ فَأنْزل الله {مَا ننسخ من آيَة أَو ننسها نأت بِخَير مِنْهَا أَو مثلهَا}

    وَأخرج الطَّبَرَانِيّ عَن ابْن عمر قَالَ: قَرَأَ رجلَانِ من الْأَنْصَار سُورَة أقرأها رَسُول الله صلى الله عَلَيْهِ وَسلم وَكَانَا يقرآن بهَا فقاما يقرآن ذَات لَيْلَة يصليان فَلم يقدرا مِنْهَا على حرف فأصبحا غاديين على رَسُول الله صلى الله عَلَيْهِ وَسلم فَقَالَ: إِنَّهَا مِمَّا نسخ أَو نسي فالهوا عَنهُ فَكَانَ الزُّهْرِيّ يقْرؤهَا {مَا ننسخ من آيَة أَو ننسها} بِضَم النُّون خَفِيفَة

    با سلام و عرض ادب

    محتوای چنین خبری باطل می باشد؛ زیرا بنا بر پذیرش اینکه آیه ی :«ما ننسخ من آیة...» در مورد نسخ آیات قرآن باشد،‌ سوال آن است که چه مصلحتی در نزول آیه ای است که تنها یک شب دارای مصلحت بوده و فردای آنروز از حافظه ی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) محو گردیده است.

    مرحوم علامه ی طباطبایی در این رابطه می نویسند:
    راجع به بحث قبلى بحث ديگرى پيش مى‏آيد، و آن گفتگو در باره روايات انساء (از ياد بردن) است، كه قبلا هم بطور اجمال به آن اشاره شد. اين روايات از طرق عامه در باره نسخ و انساء قرآن وارد شده كه روايات تحريف به معناى نقصان و تغيير قرآن را هم حمل بر آن نموده ‏اند. يكى از آنها روايتى است كه سیوطی در درالمنثور از ابن ابى حاتم و حاكم- در كتاب الكنى- و ابن عدى و ابن عساكر از ابن عباس نقل كرده ‏اند كه گفت:

    از آنجايى بعضى از آنچه در شب بر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) وحى مى‏شد در روز فراموش مى‏كرد، آيه ی« ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها»
    نازل گرديد.[1]

    همچنین سیوطی از ابى داوود- در كتاب الناسخ- و بيهقى- در كتاب الدلائل- از ابى امامه روايت كرده كه گفت جماعتى از انصار از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به آن جناب خبر دادند كه مردى نصف شب برخاست تا سوره ‏اى را كه حفظ كرده بود شروع به خواندن كند، ليكن غير از بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ آن، چيزى بيادش نيامد. اين پيشامد براى جمعى از اصحاب آن جناب نيز رخ داد، صبح نزد آن جناب شده سوره ی مزبور را از آن حضرت سؤال كردند. ايشان نيز ساعتى به فكر فرو رفت و چيزى بيادش نيامد كه بگويد آن گاه فرمود: ديشب آن سوره نسخ شد، نسخى كه در هر جا بود از بين رفت، اگر در سينه بود فراموش شد و اگر در كاغذها بود گم شد.
    [2]

    ایشان می نویسند:
    اين قضيه به چند طريق و با عبارات مختلف و قريب المعنى روايت شده است. باز در همان كتاب از عبد الرزاق، سعيد بن منصور و ابى داوود- در كتاب الناسخ- و پسرش- در كتاب المصاحف- و نسايى، ابن جرير، ابن ابى حاتم، و حاكم- وى حديث را صحيح دانسته- از سعد بن ابى وقاص روايت كرده كه وقتى آيه ی:« ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها» را«ما ننسخ من آية او ننساها» قرائت كرد، شخصى اعتراض كرد كه سعيد بن مسيب آن را« أَوْ نُنْسِها»مى‏ خواند، تو چرا چنين خواندى؟

    سعد گفت: قرآن كه بر مسيب و دودمان او نازل نشده، مگر نشنيده‏ اى كه خداى تعالى مى‏ فرمايد:« سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى» بزودى برايت مى‏ خوانيم تا فراموش نكنى. و نيز مى‏ فرمايد:« وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ» بياد آر پروردگارت را هر گاه كه فراموش كردى.
    [3]


    علامه طباطبایی در توضیح کلام سعد می نویسد:
    مقصود سعد از استشهاد به اين دو آيه اين بوده كه خداوند نسيان را از پيغمبر شما برداشته، و ديگر در حق او«ننسها» معنا ندارد، بدين جهت من«ننساها» خواندم، كه از ماده ی« نسى» به معناى ترك و تاخير است.

    و خلاصه معناى «ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ» اين است كه آيه را از كار بيندازيم، نه اينكه تلاوتش را نسخ كنيم، و اين چنين نسخ در آيات قرآنى هست، مانند آيه صدقه دادن براى نجوى كردن با رسول خدا كه عملش نسخ شده ولى تلاوتش هم چنان باقى است. و معناى" او ننساها" اين است كه آيه را به كلى ترك كنيم، يعنى از ميان آنان بر اندازيم، هم عمل به آن و هم تلاوت آن را متروك سازيم؛ هم چنان كه از ابن عباس و مجاهد و قتاده و غير ايشان نقل شده كه اينطور تفسير كرده‏ اند.

    و نيز در همان كتابست كه ابن الانبارى از ابى ظبيان روايت كرده كه گفت:
    ابن عباس از ما پرسيد كدام يك از دو قرائت را قرائت اول مى‏ دانيد؟ گفتم قرائت عبد اللَّه را، و قرائت خودمان را آخرى مى‏ دانيم. گفت هر ساله جبرئيل در رمضان مى‏ آمد و قرآن را به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عرضه مى‏ كرد، در سال آخر دو مرتبه آمد، و عبد اللَّه مسعود آنچه نسخ و يا تبديل شده بود ديد.[4]

    حکم بطلان مرحوم علامه ی طباطبایی به مجموع روایات نقل شده:

    و خلاصه: چيزى كه از آنها استفاده مى‏ شود اين است كه نسخ گاهى در حكم است، مانند آيات نسخ شده‏ اى كه حكمش از بين رفته، و خودش در قرآن باقى مانده است، و گاهى در تلاوت است، حال چه حكمش نسخ شده باشد، و چه نسخ نشده باشد. و ما سابقا در تفسير سوره بقره در ذيل آيه 106 كه مى ‏فرمود:«ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ» گفتيم و به زودى در تفسير سوره نحل آيه 101 كه مى‏ فرمايد:« وَ إِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ» خواهد آمد كه اين دو آيه اجنبى از مساله انساء به معنى نسخ تلاوت است. و نيز در فصول سابق گذشت كه اين روايات مخالف صريح قرآن است. پس وجه صحيح اين است كه روايات انساء را هم عطف بر روايات تحريف نموده هر دو را با هم طرح نماييم و دور اندازيم.[5]

    موفق باشید.


    [1] . البقره(2)،106.

    [2] .الدر المنثور،‌السیوطی، ج1، ص104و105.

    [3] . همان.

    [4] .همان، ص106.

    [5] . المیزان، ج12، ص132.
    نسخ و رفع قرآن از مصاحف و از سینه ها
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط خیر البریه نمایش پست ها

    وفي حديث آخر:"ليرفعن القرآن من صدور الرجال ومصاحفهن". یعنی چطور میشود وچگونه آیاتی از قران ناگهان از سینه واز مصحف همه حافظان وکاتبان وحی پاک میشود !!!!!!


    پاسخ این سوال در این تاپیک آمده :

    http://www.askdin.com/thread49113.html


    موفق باشید.
    نسخ و رفع قرآن از مصاحف و از سینه ها
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  9. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 6

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود