صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفاوت مشاوره های ایرانی و خارجی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    196
    حضور
    6 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    846

    اشاره تفاوت مشاوره های ایرانی و خارجی




    سلام
    چند وقت پیش تو یه برنامه ورزشی به فوت برخی از فوتبالیست ها و چهره های هنری اشاره کردند که بر اثر سرطان فوت شده بودند جالب اینجاست مجری برنامه آماری هم از فوتبالیست های خارجی پخش کرد که در کمال تعجب تونسته بودند بر این بیماری غلبه کنند و به زندگی عادی و فوتبالیشان برگردند پیر و جوان هم نداشت
    چرا واقعا یه جوان ایرانی در اوج جوانی و سرزندگی و عشقی که به زندگی داره به راحتی با یه بیماری از پا درمیاد و نمیتونه بر اون غلبه کنه ولی یه فرد خارجی به راحتی حتی بر بیماری مهلک سرطان هم پیروز میشه حالا سرطان رو بعنوان مثال ذکر کردم فرض کنید این بیماری که برای ما کابوس وحشت ایجاد میکنه در دیگر کشورها هم به همین میزان رعب انگیز است ولی واقعا چرا ما به ندرت میتونیم از پس چنین بیماری هایی بربیایم ولی خارجی ها به راحتی با این بیماری کنار میان و اون رو شکست میدن، فقط بیماری نیست خارجی ها الان در زندان هاشون از مددکار و مشاور استفاده میکنند برای مشکلات دانش آموزانشون از مشاوره کمک میگیرند و موفق هم میشوند حتما شما هم داستان های واقعی که با مشاوره تونستند خیلی از مشکلات رو حل کنند خوندید
    این برای من واقعا سئواله، خارجی ها برای خیلی از کارهاشون به مشاوره مراجعه میکنن علاوه بر دکتر یه مشاور درمانی هم در کنار بیمار قرار میگیره و بهش روحیه میده ولی کدوم یک از ما تا حالا برای مشکلی به مشاوره مراجعه کردیم که بخواهیم برای بیماری نزد مشاور بریم ؟ اصلا اومدیم و رفتیم چقدر این مشاوره ها میتونن موثر باشن؟ تا اونجایی که یادمه یکی از این چهر ه های هنری که تازه فوت کرده وقتی پیش پزشک میره پزشکش بهش میگه پنجاه پنجاه است ممکنه بمیری !!!!!!!!!!!
    تو خیلی از سریال ها و فیلم های تلویزیونی هم نشون میده مشاورها نه تنها مشکلی رو حل نمیکنن بلکه بر مشکلات هم می افزایند هر فیلم هم به واقعیت های جامعه ی خود اشاره میکنه پس نمیتونه اشتباه باشه
    چطور مشاورهای اون سر دنیا با مشاوره هایی که میدن زندگی رو به بیمارهاشون برمیگردونن ولی پزشک و مشاورهای ما این توان رو ندارن؟ علت چیست ؟ خود مشاور؟ روش مشاوره؟ فنون و علومی که به کار میبرن ؟
    چند درصد از مشاوره ها تو ایران موفقیت آمیز بوده، اصلا تونستند مشکلی رو حل کنند ؟
    آیا وقتش نشده ببینم علت موفقیت مشاورهای خارجی چیست ؟
    ویرایش توسط عارف : ۱۳۹۳/۱۱/۲۹ در ساعت ۱۷:۵۱

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58289



    با نام و یاد دوست





    تفاوت مشاوره های ایرانی و خارجی








    کارشناس بحث: استاد حامی


  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    سلام بر شما
    اصل اين كه در كشورهاي پيشرفته مشاوره و پزشكي با اين جا فرق اساسي دارد را قبول دارم.
    به عنوان نمونه، دكتر حميديه كه خود روان پزشك است مي گفتند در انگلستان وقتي يك بيمار كه مشكل رواني دارد در برخي بيمارستان ها وارد مي شود. غربالگري مي شود يعني از همان ابتدا آزمايش هاي مختلف خون و قلب و...مي دهد.
    بعد متخصصاني جواب را مي بينند
    آزمون هاي رواني از او گرفته مي شود
    مصاحبه تشخيصي انجام مي دهد
    بعد گروه روان شناسان و روان پزشكان و پزشكان درباره طرح درمان او نظر مي دهند
    البته هزينه درمان هم سنگين است ولي بهتر از اين است كه در بسياري از بيمارستان هاي ايران ابتدا دارو مي دهند بعد دارو را تغيير مي دهند بعد اگر حل نشد مي گويند بهتر است يك آزمايش هم انجام دهي.
    يا
    در بيمارستان هاي ما
    روي ديوارها تابلوهايي نصب كرده اند كه اگر فردي با كارد بيمارستان فلان طور برخورد كرد چقدر جريمه و يا زندان دارد . در اين تابلو يك خيابان يك طرفه را مي بنيد انگاري هميشه مردم مقصر و يا وحشي هستند.

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    به طور كلي مشكلات ياد شده علل مختلفي دارد برخي از آنها عبارتند از:
    سودانديشي: بسياري از متخصصان حاضر نيستند در امري كه تخصص ندارند ارجاع دهند. به عنوان نمونه برخي از استادان مطرح، در يك ترم پايان نامه هاي متعددي در شهرهاي مختلف قبول مي كند با اين كه واقعا وقت ندارد راهنمايي كند
    تك بعدي: بسياري از متخصصان غافل اند از اين كه انسان داراي ابعاد مختلف روحي، جسمي و ذهني است و اين ابعاد با هم تعامل دارند مثلا نمي دانند بسياري از جسمي ريشه در مشكلات ذهني دارد فقط رگباري دارو مي نويسند.
    فرهنگ پايين: مردم هنوز متوجه نيستند كه ذهن يك بعد از انسان است و اين هم مانند جسم بيمارهاي مختلفي دارد و همه انسان ها ممكن است از اين نوع بيماري بگيرند و متخصصان اين امر روان پزشكان و مشاوران هستند بسياري از مردم باور غلط دارند كه ديوانه ها نزد مشاور مي روند در حالي كه در بسيار از شهرهاي آمريكا خانواده هاي با فرهنگ پزشك خانواده، حقوق دان خانواده و مشاور خانواده دارند. در ايران بيمارستان هاي رواني مانند زندان هاي ابو غريب و گوانتانامو است و بدون تفكيك بيماراني مختلف را نزد هم بستري مي كنند و خانواده هاي انها نيز با ديدن اين وضعيت حالشان بد مي شود و بيماران هم كه كمي حالشان خوب مي شود وقتي دور و بر خود را مي بينند دوباره بر مي گردند به فاز بيماري.
    ولي در برخي از كشورها بيمارستان هاي رواني بخش هاي متفاوت دارند، فضاي سبز بسيار بزرگ دارند و زمينه كار و فعاليت را براي انها فراهم مي كنند.
    هنوز خود مسئولان و وزيران بهداشتي ما درك درستي از بيماري ها روان شناختي ندارند ( سالي كه نكوست از بهارش پيداست)
    مشكلات اقتصادي: بيمه ها زير بار هزينه هاي درمان نمي روند بنابراين مردم كه مشكلات اقتصادي دارند از روان شناس كمك نمي گيرند.
    ضعف نظام مشاوره: روان شناسي رشته هاي متفاوتي دارد نظام مشاور به طور جدي بررسي نمي كند كه چرا برخي در كارهاي غيرتخصصي وارد شده اند و با آنها برخورد نمي كنند از اين بالاتر امروزه در كشور ما شومن ها با سمينارهاي به ظاهر علمي (با مباحث روان شناسي غير علمي و بازاري) حسابي تبليغ مي كنند و دعانويس ها و فال گيرها به جاي روان شناسان نشسته اند. در برخي از استان ها استانداري به افراد غير روان شناس مجوز مركز مشاوره مي دهد.
    پا در كفش ديگران و تعويض نقش ها: برخي از كارشناسان مذهبي و تربيتي وارد حوزه روان درماني مي شوند و برخي از روان شناسان جلسات مذهبي و پاسخگويي به شبهات ديني بر گذار مي كنند.
    حمايت نكردن از نخبه ها: در كشور ما يك چهره ماندگار براي زندگي پژوهشي خود مشكل جدي دارد نمي تواند كلينك مجهزي را تأسيس كند و زير نظر خود اداره كند آن قوت فوتباليستي كه نسبت به او بي سواد حساب مي شود در آمدهاي هنگفتي دارند.
    ذوق و وجدان: برخي از پزشكان بعد از كارهاي پزشكي و ديدن بيماري ها و مرگ و ميرها يادشان مي رود با ماشين سر و كار ندارند و خودشان هم تعميركار نيستند. يا ممكن است از دروس را خوب خوانده باشد ولي انسان را مانند حيوان كالبد شكافي و تشريح كند و اعضاي و كاركردهايش را بشناسند ذوق اين را ندارد كه براي گفت و گو با بيمار بايد مسائل روان شناختي را لحاظ كند گاهي برخي طوري با بيمار مشكلات جدي و خطرناك را مطرح مي كنند كه انسان نسبت به ضريب هوشي او و وجدانش شك مي كند. در حالي كه در زمان جنگ يك فرد عادي خيلي فكر مي كرد كه چگونه و با چه مقدمه چيني خبر مجروح شدن يا شهادت فردي را به خانواده اش مطرح كند.
    فاصله گرفتن از دستورات اسلامي: اگر به دستورات دين عمل كنيم بسياري از مشكلات رفع مي شود. بيمار نزد متخص مي رود و بيماريش را مخفي نمي كند. خيرات بيمارستان رواني و جسماني مي سازند، مشكلات را به متخصص ارجاع مي دهند، باورهاي ديني بسياري از مشكلات ذهني و رواني را پيشگيري و درمان مي كرد، كمك به برادران ديني عبادت بود، پول زير ميزي حرام بود،

    البته خارج را نبايد يك طور ديد همه جا از امكانات خوب برخوردار نيستند.
    ايران هاي نخبه در سراسر دنيا وجود دارند كه بايد مردم و دانشگاهيان و خيران و دولت و حوزه هاي علميه با هم اتحاد داشته باشند وتلاش كنند و زمينه سازي بازگشت ايشان به كشور را انجام دهد.
    البته درباره سرطاني ها و....بايد براساس آمار رسمي سخن بگوييم سخن يك مجري و يا رسانه ملاك نيست.

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۳/۱۱/۰۲ در ساعت ۰۷:۳۳
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    سودانديشي: بسياري از متخصصان حاضر نيستند در امري كه تخصص ندارند ارجاع دهند. به عنوان نمونه برخي از استادان مطرح، در يك ترم پايان نامه هاي متعددي در شهرهاي مختلف قبول مي كند با اين كه واقعا وقت ندارد راهنمايي كند
    قسمتي از طنز : مي كرد نه وي (ماسماليزيشن و پايان نامه نويسي)
    ......اين تازه قسمتي از تلاش اين اساتيد است تدريس، پروژه‌ها و زن [يا زن‌ها]‌ و بچه‌ها و... . خدايا يعني مي‌شود من هم نان حلال براي خانواده‌ام با كد جبين و عرق يد ببخشيد با كديمين و عرق جبين به‌دست آورم. مي‌ترسم با حسرت بميرم كه:

    نه شکوفه‌ای، نه برگی، نه ثمر، نه سایه دارم
    همه حیرتم که دهقان به چه کار کشت ما را!
    مي‌ترسم كه اين اساتيد پركار نيز مانند دانشمندان انرژي هسته‌اي ترور شوند. اي كاش دولت تدبيري كند و برايشان محافظ قرار مي‌داد. يخچال و كامپيوتر اين روزها محافظ دارند توقع زيادي نيست براي چنين اساتيدي هم محافظ بگذاريم. ما فقط وقتي اين انديشمندان را از دست مي‌دهيم حسرت مي‌خوريم در حالي كه عقلاي عالم اعتراف دارند كه پيشگيري مقدم بر درمان است و علاج واقعه را بايد قبل از وقوع كرد. من هم قصدا دارم هرروز برايشان صدقه بدهم و گاهي اسفند دود كنم و وأنْ يَكاد فراز.

    منبع: شوخ طبعي هاي طلبگي، محمدحسين قديري، ص143

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۳/۱۱/۰۲ در ساعت ۰۹:۳۶
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    خيرات بيمارستان رواني و جسماني مي سازند،
    وقف و مسائل روان‌شناختي
    پرسش1: از‌آنجا‌که با ازدواج نيمي از دين حفظ مي‌شود و خانواده مقدس‌ترين نهاد اجتماعي، و جدايي منفورترين حلال است:
    الف) آيا والدين مي‌توانند از پول زکات فطره و مانند آن، به‌منظور حفظ نهاد خانواده براي فرزندان خود، کتاب و لوح فشرده تهيه کنند و هزينة جلسات آموزشي را بپردازند؟
    ب) مي‌توان كتاب و لوح‌ فشردة مربوط به خانواده را وقف سيّار كرد؟ يعني مثلاً بگوييم که خانواده‌اي از اين مجموعه استفاده كند و سپس به خانواده‌اي ديگر تحويل دهد و آنها نيز پس از استفاده به خانوادة ديگر دهند، و اين روند به همين ‌گونه ادامه يابد. همه مراجع: الف) «زکات فطره» بنا بر احتياط بايد صرف فقرا شود؛ اما از «زکات مال» مي‌توانند کتب و سي‌دي مناسب با دستورات شرع براي تحکيم خانواده تهيه کنند. ب) وقف کتاب و سي‌دي براي اين جهت مانعي ندارد.
    ***
    پرسش2:بيماران رواني شديد، در امور شغلي و اجتماعي و تحصيلي خود مشکل دارند. آيا والدين يا اقوام و مردم مي‌توانند براي کمک به هزينه‌هاي سنگين نگه‌داري و درمان و زندگي اين بيماران مال يا زميني را وقف کنند، يا اينکه وقف، موارد خاصي را شامل مي‌شود؟ همه مراجع: مانعي ندارد که براي درمان بيماران خاصي زمين يا مالي را وقف کنند.
    ***
    پرسش3:آيا از درآمد موقوفاتي که براي مطلق امور خير وقف شده است، مي‌توان به‌منظور ياري رساندن به بيماران رواني کمک گرفت؟‌ همه مراجع: بلي، کمک به معالجة اين‌گونه بيماران از مصاديق کار خير است.
    **
    پرسش4: با توجه به شدت نياز به متخصص و مراكز مخصوص درمان بيماران رواني، آيا مشاوران اجازه دارند که خيران را ترغيب به در نظر گرفتن موقوفاتي براي مسائل مربوط به درمان بيماران رواني كنند؟ همه مراجع: کمک به معالجة اين بيماران از مصاديق کار خير است و ترغيب خيّران به اين امر مستحب است.
    منبع:مشاوره زير گنبد فيروزه‌اي(احکام روان شناختي در حوزه مشاوره و روان درماني)، سيد محمد تقي علوي و محمدحسين قديري، مركز مشاوره مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني.

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    با اين حال بايد تلاش كرد براي سلامتي جسم و روان خودمان كم نگذاريم
    همين طور كه در تقليد از مرجع تقليد اعلم تقليد مي كنيم در مشكلات جسمي و رواني هم نزد متخصص ترين برويم
    به هرحال در هر رشته اي متخصصان زحمتكش و خوب هم داريم

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    علاقه
    نجوم،کوه نوردی،عکاسی،مطالعه
    نوشته
    150
    حضور
    9 روز 12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    494



    سلام .در ایرات کدام کار درست انجام می شود که ... . اصلا تعهد کاری معنی ندارد ،در خارج از کشور پزشک ابتدا علائم کلینیکی بیمار(شرح حال ،تاریخچه بیماری، معاینه دقیق !) را چک کی کند در صورت شبه کارهای پاراکلینیکی (آزمایشات ،سونو ، سی تی و ... ) انجام می شود . هفته پیش یک پزشک به شخصی بدون اینکه بیمار را دیده باشد آزمایش و سونو نوشته بود در صورتی که خارج از کشور برای کاهش هزینه بیمار و کشور بدون علایم بالینی به پاراکلینیک ارجاع نمی دهند . پزشکان خارج از کشور دو آزمایش مربوط به یک بافت را نمی نویسند هم به دلیل ایجاد اشکال در نتیجه آزمایش هم چون با یک آزمایش مشخص می شود نمیخواهند مواد (سرمایه ملی !!!) از بین بروند اما ایران چطور است ؟؟؟
    اصلا تعهد کاری وجود ندارد خصوصا مراکز دولتی ، جناب حامی چرا باید در یک کشور اسلامی شرایط این چنین باشد ؟!این مشکل فقط شامل حال اساتید دانشگاه نمی باشد همه ی 70ملیون جمعیت ایران اینگونه اند.


  17. صلوات ها 8


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه نمایش پست ها
    سلام .در ایرات کدام کار درست انجام می شود که ... . اصلا تعهد کاری معنی ندارد ،در خارج از کشور پزشک ابتدا علائم کلینیکی بیمار(شرح حال ،تاریخچه بیماری، معاینه دقیق !) را چک کی کند در صورت شبه کارهای پاراکلینیکی (آزمایشات ،سونو ، سی تی و ... ) انجام می شود . هفته پیش یک پزشک به شخصی بدون اینکه بیمار را دیده باشد آزمایش و سونو نوشته بود در صورتی که خارج از کشور برای کاهش هزینه بیمار و کشور بدون علایم بالینی به پاراکلینیک ارجاع نمی دهند . پزشکان خارج از کشور دو آزمایش مربوط به یک بافت را نمی نویسند هم به دلیل ایجاد اشکال در نتیجه آزمایش هم چون با یک آزمایش مشخص می شود نمیخواهند مواد (سرمایه ملی !!!) از بین بروند اما ایران چطور است ؟؟؟
    اصلا تعهد کاری وجود ندارد خصوصا مراکز دولتی ، جناب حامی چرا باید در یک کشور اسلامی شرایط این چنین باشد ؟!این مشکل فقط شامل حال اساتید دانشگاه نمی باشد همه ی 70ملیون جمعیت ایران اینگونه اند.
    داستانكي نقل مي كنند كه روي سنگ قبر كشيشي :

    آن هنگام که جوان بودم و فارغ از همه چيز ، در سر آرزوي تغيير دنيا را مي پروراندم . بزرگتر و خردمندتر که شدم ، دريافتم جهان تغيير ناپذير است. پس افق انديشه هايم را محدودتر کردم و بر آن شدم تا تنها کشورم را تغيير دهم ، اما اين هم عملي نبود. پس از سالها زندگي و تجربه آخرين تلاش نوميدانه خود را صرف تغيير خانواده ام کردم اما افسوس آنها نيز که نزديکترين کسان من بودند تغيير نکردند. اکنون که در بستر مرگ آرميده ام ، ناگاه حقيقتي را يافتم . اگر تنها خودم را تغيير داده بودم، نمونه اي مي شدم براي اعضاي خانواده ام تا آنها نيز خود را تغيير دهند. با انگيزه و تشويق آنها چه بسا کشورم اندکي اصلاح مي شد و شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير بدهم .

    چند روز قبل داشتم به اين فكر مي كردم كه مامسلمانان در قبال اين توهيني كه به پيامبر شده چه بايد بكنيم
    بعد هم اشكال را بردم به مسئوولان
    و در آخر هم به اين رسيدم كه راستي اگر كسي من را ببيند رفتارم حكايت از يك مسلمان مي كند يا ديگران را از اسلام زده مي كند؟
    آقاي تيجاني بعد از شيعه شدنشان كتاب هاي زيادي نوشته اند از جمله آنگاه هدايت شدم
    مي گويد وقتي مقابل آيت الله خويي نشسته بودم گويي احساس مي كردم نزد پيامبر صلي الله عليه و آله هستم
    يكي از علما حكايتي تعريف مي كرد:
    دانشجويي ايراني رفته بود مستأجر يك مسيحي ظاهرا در آمريكا شده بود. چند روز كه گذشت او رفتارهايي كه نمود اسلامي داشته باشد نديده بود او را به اتاق خودش مي برد و قرآن را به او نشان مي دهد كه ما مسلمان نيستيم ولي در عمل به اين كتاب مقدس عمل مي كنيم.
    بله
    بايد از خودمان شروع كنيم
    كه ايراني از من و شما و برادران و خواهران و اقوام و دوستان مان تشكيل مي شود يكي از همين ها وزير مي شود ديگري پزشك مي شود و....
    البته فرمايشات شما قبول داريم اينها به يك طرف ولي حكومت و مسئولان نيز بايد به وظايف خود عمل كنند

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    بايد از خودمان شروع كنيم
    كه ايراني از من و شما و برادران و خواهران و اقوام و دوستان مان تشكيل مي شود يكي از همين ها وزير مي شود ديگري پزشك مي شود و....
    يادم مياد روزي يكي از دوستان طلبه كه همكلاسي ام بود تصادف كرده بود و قسمتي از بيني اش در اثر تصادف كنده شده بود. دوستان او كه همراهش بود مي گفت از بيني او خون زيادي مي رفت. او را به بيمارستاني در قسمت اورژانس برديم. كسي نبود. گفتند پزشك رفته افطاري بخورد زمان زيادي گذشت هر چه به پزشك اصرار كردم كه كمكش كند گفت بعد از خوردن افطاري ميام.
    خب مي توانست يكي دو لقمه بخورد و بياييد جلوي خونريزي را بگيريد ولي خيلي طولاني شد....
    من هم رفتم در را باز كردم ديدم ريلكس نشسته به اصطلاح افطاري مي خورد. به او گفتم اين مسلماني به كمرت بخورد اين بنده خدا كه هلاك شد

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 43

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود