صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: به وجود آمدن از عدم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    مهدویت , فلسفه , اخلاق
    نوشته
    23
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9

    اشاره به وجود آمدن از عدم




    با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما
    بنده مطالعات کمی در مورد فلسفه داشته ام . و سوال اصلی من این است که چرا میگوییم از عدم بدون علت امکان به وجود آمدن نیست؟
    کتاب اصول فلسفه ی شهید مطهری را ( آن قسمت های مربوط به علیت) مطالعه کرده ام ولی جواب سوالم را پیدا نکردم
    ایشان در کتاب خود تقسیم بندی خوبی از علیت داشت که به نظر درست و مطابق واقع است. تاآنجا که به یاد دارم::
    اگر علیت را قبول داشته باشیم هرچه موجود است یا همواره موجود بوده یا به وجود آمده و آن به وجود آورنده همان علت برای آن است. ویا علیت را قبول نکنیم و در اصطلاح (( صدفه )) را قبول کنیم.
    ولی برای رد صدفه تا آنجا که من دیدم دلیل نیاوردند . و من قبول دارم خیلی از وقایع علت دارند ولی نمیفهمم چرا میتوانیم بگوییم همواره همه چیز ( غیر از خدا) علت دارد؟ و نسبت به این حرف اطمینان داریم
    اگر بخواهم سوالم را دقیقتر بپرسم : منظور من این نیست که عدم علت و به وجود آورنده ی آن موجود باشد ( یعنی عدم به او وجود داده. یعنی چیزی که خودش نداشته) یا منظور من این نیست که خداوند خلق از عدم کرده بلکه سوال من این است که چرا اگر ببینیم چیزی از عدم و بدون هیچ دلیل چه از جانب خودش و چه از جانب دیگری , به وجود بیاید خلاف عقل است((صدفه))؟
    ممنون از لطف شما
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۴/۰۱/۲۷ در ساعت ۱۹:۲۱

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58289



    با نام و یاد دوست





    به وجود آمدن از عدم








    کارشناس بحث: استاد صادق


  5. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,022
    حضور
    192 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28749



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتظر مهدی (ع) نمایش پست ها
    با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما
    بنده مطالعات کمی در مورد فلسفه داشته ام . و سوال اصلی من این است که چرا میگوییم از عدم بدون علت امکان به وجود آمدن نیست؟
    کتاب اصول فلسفه ی شهید مطهری را ( آن قسمت های مربوط به علیت) مطالعه کرده ام ولی جواب سوالم را پیدا نکردم
    ایشان در کتاب خود تقسیم بندی خوبی از علیت داشت که به نظر درست و مطابق واقع است. تاآنجا که به یاد دارم::
    اگر علیت را قبول داشته باشیم هرچه موجود است یا همواره موجود بوده یا به وجود آمده و آن به وجود آورنده همان علت برای آن است. ویا علیت را قبول نکنیم و در اصطلاح (( صدفه )) را قبول کنیم.
    ولی برای رد صدفه تا آنجا که من دیدم دلیل نیاوردند . و من قبول دارم خیلی از وقایع علت دارند ولی نمیفهمم چرا میتوانیم بگوییم همواره همه چیز ( غیر از خدا) علت دارد؟ و نسبت به این حرف اطمینان داریم
    اگر بخواهم سوالم را دقیقتر بپرسم : منظور من این نیست که عدم علت و به وجود آورنده ی آن موجود باشد ( یعنی عدم به او وجود داده. یعنی چیزی که خودش نداشته) یا منظور من این نیست که خداوند خلق از عدم کرده بلکه سوال من این است که چرا اگر ببینیم چیزی از عدم و بدون هیچ دلیل چه از جانب خودش و چه از جانب دیگری , به وجود بیاید خلاف عقل است((صدفه))؟
    ممنون از لطف شما
    باسلام وتشکر .
    درابتدا باید اشاره شود :
    صُدفه يعني نظم تصادفي آفرينش كه البته محال است زيرا:
    1. نظم دقيق و حساب شده اي بر عالم هستي حاكم است.
    2. هر جا نظام دقيق و حساب شده اي است؛ ممكن نيست زائيده ي رويدادهاي تصادفي باشد، بلكه بايد لزوماً از علم و قدرت عظيمي سرچشمه گيرد.
    مي توان گفت هر سازمان يا موجودي كه روي برنامه ي ويژه اي كار مي كند و بازده ي خاصي دارد، منظم است و به اين ترتيب (حساب)، (برنامه) و (هدف) سه عنصر اصلي آن مي باشد و حكايت از رابطه ي نظم با علم دارد. چطور ممكن است ساعت كه با حساب دقيق و برنامه ريزي خاص و هدف مشخص ساخته شده، صرفاً از روي صُدفه (تصادف) ايجاد شده باشد. وجدان هر كس حكم مي كند كه ساعت، ناظم و سازنده اي دارد و دست تصادف قادر نيست آن را ايجاد كند؟!
    لذا براي رد كردن نظريه تصادف علاوه بر وجدان از دليل منطقي نيز مي توان كمك گرفت. آن چنان كه مثلاً براي به وجود آمدن يك ساختمان منظم، حداقل بايد در هفت مرحله انتخابگري صورت گيرد. (نخست) از نظر جنس مصالح. (دوم) از نظر مقدار و كميت آن. (سوم) از نظر كيفيت اين مصالح. (چهارم) از نظر اشكال و اندازه هاي مختلف. (پنجم) از نظر ايجاد و هماهنگي در ميان اجزاء. (ششم) از نظر تناسب در ميان اجزاء و (هفتم) از نظر قرار گرفتن هر يك از اجزاء در جاي مناسب خود. و اين انتخابگري هفتگانه هر يك بايد بر طبق علم و آگاهي و محاسبات بسيار دقيق انجام گيرد. اينجاست كه هر گاه با يك چنين عمارتي روبرو مي شويم، يقين پيدا مي كنيم كه سازنده ي آن علم و دانش و آگاهي فراوان داشته است و نظم ساختمان تصادفي نبوده است
    بر اين اساس اگر كسي مدعي شود، مثلاً (بوعلي سينا) نويسنده ي كتاب (قانون) در طب مطلقاً سواد نداشته و يا (سعدي) ابداً ذوق شعري نداشته و يا (انيشتين) چيزي از رياضيات نمي دانسته و آثاري كه از آنها باقي مانده صرفاً بر اثر تصادف و حركات ناآگاهانه دست آنها روي صفحات كاغذ بوده است، هيچ فرد عاقلي نمي پذيرد. حال آفرينش جهان هستي با اين همه عظمت و شگفتي و نظم حيرت انگيز چگونه ممكن است، صرفاً از روي صُدفه (تصادف) به وجود آمده باشد؟!. (1)


    پي نوشت:
    1. رك: مطهرى، مرتضي، مجموعه‏آثار، چ صدراء، تهران 1370 ه ش ، ج‏6، ص842 و ج ‏5، ص 561.

  6. صلوات ها 4


  7. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    نقاشی و نویسندگی
    نوشته
    696
    حضور
    62 روز 3 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1608



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    باسلام وتشکر .
    درابتدا باید اشاره شود :
    صُدفه يعني نظم تصادفي آفرينش كه البته محال است زيرا:
    1. نظم دقيق و حساب شده اي بر عالم هستي حاكم است.
    2. هر جا نظام دقيق و حساب شده اي است؛ ممكن نيست زائيده ي رويدادهاي تصادفي باشد، بلكه بايد لزوماً از علم و قدرت عظيمي سرچشمه گيرد.
    مي توان گفت هر سازمان يا موجودي كه روي برنامه ي ويژه اي كار مي كند و بازده ي خاصي دارد، منظم است و به اين ترتيب (حساب)، (برنامه) و (هدف) سه عنصر اصلي آن مي باشد و حكايت از رابطه ي نظم با علم دارد. چطور ممكن است ساعت كه با حساب دقيق و برنامه ريزي خاص و هدف مشخص ساخته شده، صرفاً از روي صُدفه (تصادف) ايجاد شده باشد. وجدان هر كس حكم مي كند كه ساعت، ناظم و سازنده اي دارد و دست تصادف قادر نيست آن را ايجاد كند؟!
    لذا براي رد كردن نظريه تصادف علاوه بر وجدان از دليل منطقي نيز مي توان كمك گرفت. آن چنان كه مثلاً براي به وجود آمدن يك ساختمان منظم، حداقل بايد در هفت مرحله انتخابگري صورت گيرد. (نخست) از نظر جنس مصالح. (دوم) از نظر مقدار و كميت آن. (سوم) از نظر كيفيت اين مصالح. (چهارم) از نظر اشكال و اندازه هاي مختلف. (پنجم) از نظر ايجاد و هماهنگي در ميان اجزاء. (ششم) از نظر تناسب در ميان اجزاء و (هفتم) از نظر قرار گرفتن هر يك از اجزاء در جاي مناسب خود. و اين انتخابگري هفتگانه هر يك بايد بر طبق علم و آگاهي و محاسبات بسيار دقيق انجام گيرد. اينجاست كه هر گاه با يك چنين عمارتي روبرو مي شويم، يقين پيدا مي كنيم كه سازنده ي آن علم و دانش و آگاهي فراوان داشته است و نظم ساختمان تصادفي نبوده است
    بر اين اساس اگر كسي مدعي شود، مثلاً (بوعلي سينا) نويسنده ي كتاب (قانون) در طب مطلقاً سواد نداشته و يا (سعدي) ابداً ذوق شعري نداشته و يا (انيشتين) چيزي از رياضيات نمي دانسته و آثاري كه از آنها باقي مانده صرفاً بر اثر تصادف و حركات ناآگاهانه دست آنها روي صفحات كاغذ بوده است، هيچ فرد عاقلي نمي پذيرد. حال آفرينش جهان هستي با اين همه عظمت و شگفتي و نظم حيرت انگيز چگونه ممكن است، صرفاً از روي صُدفه (تصادف) به وجود آمده باشد؟!. (1)
    به نام خداوند بخشایشگر و مهربان

    سلام به شما

    خیلی معذرت میخوام وسط بحث نظر میدم ولی یه سوال درباره ی همین مسئله ی تصادفی بودن. اینکه آیا اختیار انسان، در روند با نظم جهان یک بی نظمی ایجاد نمیکند؟ منظور این هست که اختیار به گونه ایست که محاسبات دقیق و نتیجه گیری دقیق رو بهم زده و احتمال رو وارد این مجموعه دقیق میکنه. (که البته هر بی نظمی ای در جهان خودش به طور کلی از یک نظم پی روی میکنه)

    خب وجود این "احتمال" که نشات گرفته از اختیار هست، باعث نمیشه که دقیق بودن مسائل بر روی احتمالات جلو بره ؟

    فرضا سعدی که مثال زدین طبق همون اختیار میتونست احتمال دیگری رو جلو بره و هیچ وقت سعدی ای که ما میشناسیم، نشه. منتهی اون راه رو انتخاب کرد و نتیجه اش یک سعدی شاعر هست.

    خب این مسئله نشون دهنده ی این نیست که احتمالات دخیل هستن و نظم بر روی همین احتمالات بنا شده ؟
    ویرایش توسط Kamran : ۱۳۹۳/۱۰/۲۴ در ساعت ۰۹:۱۸


  8. صلوات ها 2


  9. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    مهدویت , فلسفه , اخلاق
    نوشته
    23
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9



    با سلام
    فکر کنم منظور شما برهان نظم باشد. راستش قبول دارم اگر با انصاف قضاوت کنیم از روی نظم میشود به ناظم رسید ولی بیشتر دنبال دلیل منطقی و فلسفی هستم. چون ممکن است گفته شود : این طور که ما میبینیم دنیا منظم است به دلیل کنش ها و اتفاقاتی است که در طول زمان بسیار زیاد اتفاق افتاده و عوامل بی نظمی و عواملی که باعث برهم زدن تعادل در طبیعت شده اند به مرور کم و کمتر شده اند تا به زمان ما رسیده است.و یا در مورد برهان نظم سفسطه هایی دیگر میتوان کرد.
    به همین دلیل دنبال دلیل منطقی و قلسفی هستم. اگر ممکن است با زبان ساده بگویید.
    ممنون از زحمتی که میکشید

  10. صلوات ها 2


  11. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,552
    حضور
    38 روز 3 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4365



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتظر مهدی (ع) نمایش پست ها
    ه وجود بیاید خلاف عقل است((صدفه))؟
    با سلام
    جواب سوال اینطور به نظر می رسد :
    این موجود پیش از وجود معدوم بود بعد به وجود آمد خوب این بوجود آمدن یا باید از ناحیه خودش باشد یا دیگری اگر از ناحیه خودش باشد که پیش از این خودی نبود تا بتواند علت برای آمدن به وجود باشد پس وجود او منحصر میشود به ایجاد دیگری که همان علت است لذاست که صدفه مردود است
    البته آنچنان که به نظر می رسد منظور از صدفه در علوم تجربی "اتفاق هدایت نشده توسط موجود هوشمند خارجی" است یعنی همین موجود را یک حقیقت دارای هوش و آگاهی ایجاد نکرده باشد وگرنه انتساب آن به وجودی غیر هوشمند و غیرآگاه از نظر آنان بلا اشکال است که البته ما این را هم رد می کنیم یعنی علت را دانا و آگاه و بااراده می دانیم
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  12. صلوات


  13. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    مهدویت , فلسفه , اخلاق
    نوشته
    23
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9



    با سلام
    ممنون از جواب شما.
    راستش منظور من به وجود آمدن بدون علت است. بگذارید بیشتر توضیح بدهم:
    اگر بدانیم چیزی ((وجود)) دارد ,بر اساس تقسیم بندی عقلی میتوانیم بگوییم یا این چیز همواره وجود داشته یا موقعی بوده که وجود نداشته و بعد به وجود آمده است. حالت اول که جای بحث ندارد.حال اینکه این چیز دارای ((وجود)) شده یا علتی داشته یا نداشته. اگر علت داشته یا از جانب خودش بوده یا دیگری به او وجود داده. از جانب خودش همانطور که فرمودید نمیتوانسته وجود پیدا کند چون وجود نداشته . اگر هم دیگری به او وجود داده پس همان, علت اوست.
    فقط میماند آن حالت که بدون علت وجود پیدا کرده باشد , که منظور سوال بنده هم همین حالت است.
    اگر بگوییم وجود همواره علت میخواهد که , نمیتوان این حرف را زد چون در حال بررسی خود قانون علیت هستیم و دور پیش می آید. پس دلیل دیگری لازم است.
    ممنون

  14. صلوات


  15. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    مهدویت , فلسفه , اخلاق
    نوشته
    23
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9



    لطفا کمکم کنید . این سوال خیلی ذهنم را درگیر کرده است.
    خدا خیرتان دهد

  16. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    968
    حضور
    16 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1947



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتظر مهدی (ع) نمایش پست ها
    اگر بگوییم وجود همواره علت میخواهد که , نمیتوان این حرف را زد
    خب جوابو خودتون دادید دیگه.... وجود همواره داره...چرا نمی توان این حرف را زد بر چه مبنایی میگی نمیشه این حرفو زد...درصورتی که هیچ عملی در دنیا نیست که علت نداشته باشه....شما یک مثال بزن که علت نداشته باشه.....تا ابد هم زنده باشی نمیشه یه مثال بیاریم....

  17. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    مهدویت , فلسفه , اخلاق
    نوشته
    23
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9



    با سلام. اینکه عرض کردم نمیشود گفت : ((همواره وجود علت میخواهد , پس آن حالت آخر که موضوع سوال من است ( وجود بدون علت) نمیتواند اتفاق بیفتد. ))منظورم این بود که چون در حال بررسی خود قانون علیت هستیم نمیتوانیم از آن برای جواب دادن به سوال استفاده کنیم. وگرنه حق با شما بود و اگر همواره وجود علت بخواهد پس وجود بدون علت معنی ندارد. و اینکه فرمودید یک چیز بدون علت مثال بزنم , بعضی از مسائل در علم جدید این ادعا را کرده اند ولی اصلا منظور من قبول ادعا های آن ها نیست چون در طول تاریخ علم, همیشه دانشمندان فرصت طلب بوده که سعی میکردند از علم آن زمان برای توجیح بیخدایی استفاده کنند و بعد از مدتی ثابت شده که علم را آنها اشتباه فهمیده بودند. به همین دلیل من منظورم مثال آوردن نیست چون بحث تجربی میشود. من به دنبال دلیل منطقی هستم که همواره صدق کند. ممنون از توجه شما

صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 19

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود