صفحه 1 از 16 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دشنام دادن پیامبران به بت های دیگران ، آیا این اهانت محسوب نمی شود؟!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    نقد
    نوشته
    509
    حضور
    11 روز 17 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1035

    دشنام دادن پیامبران به بت های دیگران ، آیا این اهانت محسوب نمی شود؟!




    سلام

    بر اساس مطالب موجود در تواریخ اسلامی از جمله تاریخ طبری می توان دریافت " بسیاری از پیامبران به بت های دیگران ناسزا می گفته اند " .
    به عنوان مثال در تاریخ در مورد ابراهیم نبی می خوانیم : " گفتند: «جوانى را شنيديم... نامش ابراهيم بود يعنى جوانى كه ناسزا و عيب بتان مى گفت و استهزا مى كرد كه جز وى هيچكس چنين سخنان نگفته بود و پنداريم كه اين كار اوست. ( ترجمه طبری ج 1 ص 178 )

    در مورد پیامبر اسلام نیز که در جلد سوم همین کتاب ترجمه طبری صفحه 869 ، نقل می کند جماعتی از قریش در هنگام مرگ ابوطالب به نزد او رفتند و به وی گفتند که به برادرزاده ات بگو به خدایان و پدران ما ناسزا نگوید ، ما نیز او و خدایش را رها خواهیم کرد . ووو .

    اکنون سوال اینجاست : ناسزاگفتن پیامبرانی همچون ابراهیم و محمد به بت های دیگران آیا مصداق اهانت نیست؟!!

    این ناسزا گوئی چه سودی برای آنها داشته ؟ و حال آنکه مشخصا در تاریخ تاکید شده که جرقه دشمنی میان پیامبر اسلام و قریشیان مخالفش ، بخاطر همین ناسزا گوئی به بت های آنها بوده است. و آیا بهتر نبود آنچه برای خود می پسند ، در عمل نیز برای دیگران بپسندند؟!!

    با تشکر.

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58328



    با نام و یاد دوست





    دشنام دادن پیامبران به بت های دیگران ، آیا این اهانت محسوب نمی شود؟!








    کارشناسان بحث: استاد مقداد و استاد مسلم

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۳/۱۰/۲۴ در ساعت ۱۰:۳۲ دلیل: درج نام کارشناس پاسخگوی دوم

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    با عرض سلام و ادب

    در این نقل ها سب و ناسزایی از زبان پیامبران الهی بیان نشده است،بلکه بت پرستان مبارزات پیامبران الهی با بت پرستی را اینگونه بازگو کرده اند که آنها به بت ها ناسزا می گویند.که ممکن است اینگونه سخن گفتن برای تحریک احساسات و برانگیختن بت پرستان بر علیه پیامبر خدا بوده باشد.مناسب است به اختصار به شیوه مبارزه پیامبران الهی با بت و بت پرستی اشاره کنیم.

    شیوه مبارزه پیامبران الهی با بت ها:

    طبق آنچه از قرآن مجید استفاده مى شود، انبیاء و پیامبران با روش هاى مختلفى به مبارزه با شرک و بت پرستى مى پرداختند که به چند نمونه آن اشاره مى شود:

    1 ـ شناساندن خالق اصلى جهان هستى به مردم، مخصوصاً بت پرستان.

    قرآن مجید در آیه 61 سوره عنکبوت با طرح یک پرسش و پاسخ به این مطلب اشاره دارد:

    وَلَئِنْ سَئَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمواتِ وَالاَرضَ وَسَخَّرَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَیَقُولُنَّ اللّهُ فَأنّى تُؤْفَکُونَ

    و هرگاه از آنان بپرسى: چه کسى آسمان ها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را مسخّر کرده است؟ مى گویند: اللّه! پس با این حال، چگونه آنان را (از عبادت خدا) منحرف مى سازند!

    یعنى اى کسانى که بت مى پرستید! خالق، ولى نعمت، بخشنده، رازق و خلاصه همه چیز و ملجأ همه کس، خداوند بزرگ است; اگر او «خالق» و «رازق» و «محیى» و «ممیت» است، پس چرا غیر او را مى پرستید؟! انسان باید در مقابل نعمت دهنده خود سر تسلیم فرود آورد.

    خلاصه این که، پیامبران با بیدارى فطرت بت پرستان و زدودن گرد و غبارهاى آن، چشمه فطرت شان را جوشان مى کردند تا به سوى خالق اصلى بازگردند.

    2 ـ تحقیر و بیان ناتوانى بت ها و معبودان دروغین در برابر قدرت خداوند باعث کاستن ارزش و قداست بت ها در نظر بت پرستان مى گشت. طرح سؤالاتى از این قبیل که: آیا بت هاى شما شعور درک مسائلى را که در اطرافشان مى گذرد، دارند؟ آیا توانایى بر پاسخ به سؤالهاى شما دارند؟ آیا قادر به حلّ مشکلات شما هستند؟

    روشن است که جواب همه این پرسش ها منفى است; بنابراین بتِ کرِ کورِ فاقدِ شعور و درک و بى اراده، چگونه حلاّل مشکلات شما است؟

    همان گونه که حضرت ابراهیم(علیه السلام) در داستان معروف شکستن بت ها در پاسخ این سؤال که چه کسى بت ها را شکسته است؟ فرمودند:

    بَلْ فَعَلَهُ کَبیرُهُمْ هذا فَسْئلُوهُمْ اِنْ کانُوا یَنْطِقُونَ(1)

    بلکه این کار را بزرگشان (بت بزرگ) کرده است، از آنها بپرسید، اگر سخن مى گویند.

    قرآن مجید در ادامه، پاسخ بت پرستان را چنین بیان مى کند:

    فَرَجَعُوا اِلى اَنْفُسِهِمْ فَقالُوا اِنَّکُمْ أنْتُمُ الظّالِمُونَ ثُمَّ نَکَسُوا عَلى رُئُوسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ ماهؤُلاءِ یَنْطِقُونَ(2)

    آنها (بت پرستان) به وجدان خویش باز گشتند; و (به خود) گفتند: حقّاً که شما ستمگرید! سپس بر سرهایشان واژگون شدند; وحکم وجدان را بکلّى فراموش کردند و (خطاب به ابرا هیم) گفتند: تو مى دانى که اینها سخن نمى گویند!

    وقتى که حضرت ابراهیم(علیه السلام) از بت پرستان اقرار گرفت که بت ها حتّى قدرت سخن گفتن ندارند، چه رسد به این که از خود دفاع کنند، شروع به مذمّت و تحقیر بت ها و بت پرستان کرد. قرآن مجید در ادامه داستان، سخنان حضرت ابراهیم(علیه السلام)را چنین نقل مى کند:

    قالَ اَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ مالا یَنْفَعُکُمْ شَیْئاً وَلا یَضُرُّکُمْ اُفٍّ لَکُمْ وَلِما تَعْبُدوُنَ مِنْ دُونِ اللّهِ اَفَلا تَعْقِلُونَ(3)
    ابراهیم(علیه السلام)) گفت: آیا جز خدا چیزى را مى پرستید که نه کمترین سودى براى شما دارد و نه زیانى به شما مى رساند؟! (نه امیدى به سودشان دارید و نه ترسى از زیانشان!) اُف بر شما (بت پرستان) و بر آنچه (بت ها) جز خدا مى پرستید! آیا نمى اندیشید (و عقل ندارید)؟!

    حضرت ابراهیم(علیه السلام) در این داستان با تحقیر و کوچک شمردن بت ها و بیان ضعف آنها و این که آنها منشأ هیچ خیر و شرّى نیستند، مشرکان را متوجّه کار زشت شان کرد. بنابراین یکى از راه هاى مبارزه بابت پرستى، تحقیر و بیان ناتوانى بتهاست.

    3 ـ بیدار کردن وجدان خفته بت پرست ها و استفاده از وجدان بیدار شده آنان، روش دیگرى براى مبارزه با بت پرستى است; به عنوان مثال، در آیه 65 سوره عنکبوت آمده است که هنگامى که بت پرستان سوار بر کشتى در وسط دریا گرفتار موج هاى سهمگین و خروشان مى شدند و خطر مرگ را احساس مى کردند، ناخودآگاه و از سر اخلاص، خداوند را به کمک مى خواندند; یعنى شما در مشکلات مهم به چه کسى پناه مى برید؟ هنگامى که همه امیدها قطع گردد امید شما به چه کسى است؟ زمانى که تمام روزنه ها بسته شود، چه روزنه اى به سوى قلب و دل شما باز است؟ چنین خداوندى شایسته پرستش و عبادت است!

    پی نوشتها:
    1 . سوره انبیاء، آیه 63.
    2 . سوره انبیاء، آیات 64 و 65.
    3 . سوره انبیاء، آیات 66 و 67.

    دشنام دادن پیامبران به بت های دیگران ، آیا این اهانت محسوب نمی شود؟!
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  7. صلوات ها 18


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,048
    حضور
    57 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4563



    نقل قول نوشته اصلی توسط Dahim Darni نمایش پست ها
    سلام

    بر اساس مطالب موجود در تواریخ اسلامی از جمله تاریخ طبری می توان دریافت " بسیاری از پیامبران به بت های دیگران ناسزا می گفته اند " .
    به عنوان مثال در تاریخ در مورد ابراهیم نبی می خوانیم : " گفتند: «جوانى را شنيديم... نامش ابراهيم بود يعنى جوانى كه ناسزا و عيب بتان مى گفت و استهزا مى كرد كه جز وى هيچكس چنين سخنان نگفته بود و پنداريم كه اين كار اوست. ( ترجمه طبری ج 1 ص 178 )

    در مورد پیامبر اسلام نیز که در جلد سوم همین کتاب ترجمه طبری صفحه 869 ، نقل می کند جماعتی از قریش در هنگام مرگ ابوطالب به نزد او رفتند و به وی گفتند که به برادرزاده ات بگو به خدایان و پدران ما ناسزا نگوید ، ما نیز او و خدایش را رها خواهیم کرد . ووو .

    اکنون سوال اینجاست : ناسزاگفتن پیامبرانی همچون ابراهیم و محمد به بت های دیگران آیا مصداق اهانت نیست؟!!

    این ناسزا گوئی چه سودی برای آنها داشته ؟ و حال آنکه مشخصا در تاریخ تاکید شده که جرقه دشمنی میان پیامبر اسلام و قریشیان مخالفش ، بخاطر همین ناسزا گوئی به بت های آنها بوده است. و آیا بهتر نبود آنچه برای خود می پسند ، در عمل نیز برای دیگران بپسندند؟!!

    با سلام و احترام و تشکر از سوال شما

    برای پاسخ به این سوال به دو نکته باید توجه داشت:

    نکته اول:

    همان طور که از نقل‌های تاریخی مذکور هویداست، و کارشناس محترم تاریخ نیز فرمودند، جملات انبیاء در خصوص بت ها، از زبان مشرکین و بت پرست‌ها ناسزا تلقی شده است، و این قرینه ای است بر این که برداشت مشرکین چنینی چیزی بوده است، نه آنکه در واقع انبیاء به بت‌ها اهانت کرده باشند.
    ببینید ما باید بین ناسزا، اهانت، فحش و برخورد های اینچنینی با نقد منصفانه، و ابراز حقیقت و امثال آن تفاوت قائل شویم، در ورای قسم اول فقط ابراز احساسات و انزجار هست، اما قسم دوم، در ورای خویش یک استدلال به همراه دارد.
    قرآن کریم علی رغم این که از فحش و اهانت به بت های مشرکین نهی می‌کند:

    «وَ لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّه‏» (1)؛ به معبودانی كه غير خدا مى‏خوانند دشنام ندهيد.
    خودش در مورد ناتوانی و ضعف آنها بسیار سخن می‌گوید:

    «أَ فَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنفَعُكُمْ شَيْا وَ لَا يَضرُّكُم * أُفٍ‏ّ لَّكمُ‏ْ وَ لِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَ فَلَا تَعْقِلُون‏»(2)؛ آيا جز خدا چيزى را مى‏پرستيد كه نه كمترين سودى براى شما دارد، و نه زيانى به شما مى‏رساند!* اف بر شما و بر آنچه جز خدا مى‏پرستيد! آيا انديشه نمى‏كنيد؟

    یا می‌فرماید:
    «إِنَّ الَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوب‏» (3)؛ كسانى را كه غير از خدا مى‏خوانيد، هرگز نمى‏توانند مگسى بيافرينند، هر چند براى اين كار دست به دست هم دهند! و هر گاه مگس چيزى از آنها بربايد، نمى‏توانند آن را باز پس گيرند! هم اين طلب‏كنندگان ناتوانند، و هم آن مطلوبان‏.

    اما اگر کسی تعصب داشته باشد، این تعصب ممکن است موجب شود که بین دو برخورد فوق تفاوت قائل نشده، و نقد طرف مقابل را ناسزا بپندارد.
    این که انبیاء بت ها را سنگ و چوبی فاقد قوای شنیدن و دیدن و فاقد قدرت بر رفع حوائج آنها معرفی می کرده اند بر خلاف اعتقاد مشرکین بوده که برای آنها نقش ربوبی قائل بوده‌اند، لذا گفتار انبیاء را سزاوار بت‌ها ندانسته و ناسزا می‌‌شمرده‌اند.
    امیرالمومنین(ع) در یک فرمایش جامع تفاوت توهین و نقد را بیان نموده‌اند، در جنگ صفین هنگامی که باخبر شدند که یارانشان به لشگریان معاویه دشنام می‌دهند فرمودند:
    «إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِينَ وَ لَكِنَّكُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَكَرْتُمْ حَالَهُمْ كَانَ أَصْوَبَ فِي الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِي الْعُذْرِ‏» (4)
    من دوست ندارم که شما از دشنام دهندگان باشید، ولى اگر در گفتارتان كردار آنان را وصف كنيد و حالشان را بيان نماييد به گفتار صواب نزديك‏تر و در مرتبه عذر رساتر است.

    نکته دوم:
    حتی اگر نقل تاریخی بر این امر صراحت داشت که انبیاء یا ائمه(ع) به بت های مشرکین اهانت نموده و ناسزا گفته باشند، آن نقل پذیرفتنی نیست، زیرا آنچه که از قرآن کریم به عنوان معتبرترین منبع نقلی مسلمانان استفاده می‌شود این است که خداوند از ناسزا و فحش به بت ها نهی فرموده است:

    «وَ لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّه‏» (5)
    (به معبود) كسانى كه غير خدا را مى‏خوانند دشنام ندهيد.

    و روشن است که یکی از ملاکات سنجش روایات و سیره نقل شده از انبیاء و اهل بیت(ع) نیز عدم مخالفت قطعی با قرآن کریم است، همان‌طور که پیامبر(ص) فرموده‌اند:
    «فَمَا جَاءَكُمْ عَنِّي مِنْ حَدِيثٍ وَافَقَ كِتَابَ اللَّهِ فَهُوَ حَدِيثِي، وَ مَا خَالَفَ كِتَابَ اللَّهِ فَلَيْسَ مِنْ حَدِيثِي‏» (6)
    پس آنچه که از احادیث من به شما می‌رسد اگر موافق کتاب خداوند باشد از من است، و آنچه که مخالف کتاب خداست گفته من نیست.

    لذا به خاطر تعارض آن نقل های تاریخی فرضی با نص رآن کریم نمی‌توان آنها را پذیرفت، علاوه بر این که مخالف فرمایشات فراوان خود اهل بیت(ع) نیز هست، همان طورکه فرموده اند:

    «الْفُحْشُ وَ التَّفَحُّشُ لَيْسَا مِنَ الْإِسْلَام‏» (7)

    ناسزا گفتن و هرزه گويى در هيچ موردى از اسلام نيست

    امام صادق(ع) نیز وقتی شنید که سماعة به خاطر ظلمی که در حق او شده است به ظالم دشنام داده است فرمود:

    «إِنَّ هَذَا لَيْسَ مِنْ فِعَالِي وَ لَا آمُرُ بِهِ شِيعَتِي‏» (8)
    همانا اين فحش از رفتار من نيست و پيروان خود را نيز به آن امر نمى كنم.

    ____________________________

    1) انعام-108.
    2) انبیاء-66و67.
    3) حج-73.
    4) نهج البلاغه(صبحی صالح)، خطبه 206، ص323.
    5) انعام-108.
    6) قرب الاسناد، حمیری، ص92.
    7) غررالحکم، تمیمی آمدی،ص81، ش1545.
    8) الکافی(ط.الاسلامیة)، ج2، ص326.
    دشنام دادن پیامبران به بت های دیگران ، آیا این اهانت محسوب نمی شود؟!

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  9. صلوات ها 12


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    500
    حضور
    16 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1648



    درود
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    همان طور که از نقل‌های تاریخی مذکور هویداست، و کارشناس محترم تاریخ نیز فرمودند، جملات انبیاء در خصوص بت ها، از زبان مشرکین و بت پرست‌ها ناسزا تلقی شده است، و این قرینه ای است بر این که برداشت مشرکین چنینی چیزی بوده است، نه آنکه در واقع انبیاء به بت‌ها اهانت کرده باشند.
    معمولا انسان‌های بددهن، بددهنی خود را نمی‌پذیرند. یعنی اگر کسی به آن‌ها بگوید: «توهین نکن و مودب باش» در پاسخ می‌گویند: «مگر من چه گفته‌ام؟» این بدین معناست: همه آدم‌های بددهن، نه‌تنها سخن خود را بددهنی نمی‌دانند؛ بلکه انتظار دارند دیگران سخن وی را سخنی بسیار منطقی و درست بدانند.
    پیامبران نیز گویا چنین بوده‌اند که شما می‌فرمایید: «توهین‌های پیامبران از دید دیگران بددهنی بوده است؛ وگرنه در واقع سخن راست و درستی بوده است».
    هنگامی که به مقدسات اسلام توهین می‌شود، توهین‌ کنندگان همانند پیامبران، سخن خود را توهین نمی‌دانند؛ ولی مسلمانان می‌گویند: آن سخن توهین است. پس آن سخن توهین است چون مسلمانان می‌گویند!
    اما چرا هنگامی که مسلمان به مقدسات بت‌پرستان توهین کنند و بت پرستان نیز می‌گویند: «این سخن شما توهین است» مسلمانان می‌گویند: «نه این توهین نیست؛ بلکه عین حقیقت است و شما الاغ هستید، یا بت‌هایتان باید شکسته شود، چون نیرویی از خود ندارند» ؟!

    *****
    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد نمایش پست ها
    تحقیر و بیان ناتوانى بت ها و معبودان دروغین در برابر قدرت خداوند باعث کاستن ارزش و قداست بت ها در نظر بت پرستان مى گشت. طرح سؤالاتى از این قبیل که: آیا بت هاى شما شعور درک مسائلى را که در اطرافشان مى گذرد، دارند؟ آیا توانایى بر پاسخ به سؤالهاى شما دارند؟ آیا قادر به حلّ مشکلات شما هستند؟
    اگر این نوع تحقیرها آزاد است، چرا نمی‌گذارید داعش کربلا را خراب کند؟
    مگر نمی‌گویید که امام حسین زنده است و توانایی شفا دادن (از سوی خدا) را دارد؟
    پس حتما این توانایی را نیز خواهد داشت که از خودش دفاع کند؛ وگرنه چرا باید برای امامانی که حتی قدرت دفاع از خود را ندارند، ارزشی ویژه قایل بود؟

    مکه بارها و بارها خراب شده است؛ چرا خدای مکه (همچون داستان ابرهه) در برابر خراب شدن مکه نایستاد؟
    آیا سنت خدا تغییر کرده است که دیگر کاری با ویران‌گران مکه نداشت؟

    این چه خدایی است که توانایی دفاع از مقدسات خودش را ندارد؟
    این چه امامی است که برترینِ آفریدگان جهان است؛ هزاران نفر به درگاهش گریه و زاری می‌کنند، اما برای دفاع از خود، محتاج ارتش و توپ و تفنگ است که آرام‌گاهش خراب نشود؟

    اگر به صرف بی‌دفاع بودن بت‌ها، آن‌ها را می‌شود زیر سوال برد؛ پس می‌شود از بی‌دفاعی مکه و حرم امامان نیز، برای بی‌ارزش بودن آن‌ها استفاده کرد و آن‌ها را زیر سوال برد و خراب کننده‌گانش را، مردمانی آزادی بخش خواند.
    آیا مسلمان این اجازه را به من می‌دهند که برای به خود آوردن آنان، بروم و این مکان‌هایی که برایشان مقدس است را ویران کنم؟
    آیا اجازه می‌دهند که با ویران کردن مقدساتشان بگویم: هیچ مکانی مقدس نیست و امامان مرده‌اشان، کوچک‌ترین توانایی ندارند؟

    بدون شک نه!

    فـــارغ ز امـیـد رحمـت و بــــیم امـــیـد
    آزاد ز خـاک و بــــــــاد و از آتـــش و آب

  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,048
    حضور
    57 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4563



    نقل قول نوشته اصلی توسط آبـرنـگـ نمایش پست ها
    معمولا انسان‌های بددهن، بددهنی خود را نمی‌پذیرند. یعنی اگر کسی به آن‌ها بگوید: «توهین نکن و مودب باش» در پاسخ می‌گویند: «مگر من چه گفته‌ام؟» این بدین معناست: همه آدم‌های بددهن، نه‌تنها سخن خود را بددهنی نمی‌دانند؛ بلکه انتظار دارند دیگران سخن وی را سخنی بسیار منطقی و درست بدانند.
    این که شخصی بد دهنی خویش را نپذیرد، با این که واقعا بد دهن باشد تفاوت دارد، ما هم منکر این نیستیم که ممکن است اشخاصی بد دهنی کنند، و آن را نپذیرند، ولی این دلیل نمی شود که هر کسی بد دهنی خویش رانپذیرفت کذاب است و دروغ میگوید. شما اگر مصداق بددهنی از انبیاء و ائمه(ع) دارید بفرمایید.


    نقل قول نوشته اصلی توسط آبـرنـگـ نمایش پست ها
    اگر این نوع تحقیرها آزاد است، چرا نمی‌گذارید داعش کربلا را خراب کند؟
    مگر نمی‌گویید که امام حسین زنده است و توانایی شفا دادن (از سوی خدا) را دارد؟
    پس حتما این توانایی را نیز خواهد داشت که از خودش دفاع کند؛ وگرنه چرا باید برای امامانی که حتی قدرت دفاع از خود را ندارند، ارزشی ویژه قایل بود؟

    مکه بارها و بارها خراب شده است؛ چرا خدای مکه (همچون داستان ابرهه) در برابر خراب شدن مکه نایستاد؟
    آیا سنت خدا تغییر کرده است که دیگر کاری با ویران‌گران مکه نداشت؟

    این چه خدایی است که توانایی دفاع از مقدسات خودش را ندارد؟
    این چه امامی است که برترینِ آفریدگان جهان است؛ هزاران نفر به درگاهش گریه و زاری می‌کنند، اما برای دفاع از خود، محتاج ارتش و توپ و تفنگ است که آرام‌گاهش خراب نشود؟

    اگر به صرف بی‌دفاع بودن بت‌ها، آن‌ها را می‌شود زیر سوال برد؛ پس می‌شود از بی‌دفاعی مکه و حرم امامان نیز، برای بی‌ارزش بودن آن‌ها استفاده کرد و آن‌ها را زیر سوال برد و خراب کننده‌گانش را، مردمانی آزادی بخش خواند.
    آیا مسلمان این اجازه را به من می‌دهند که برای به خود آوردن آنان، بروم و این مکان‌هایی که برایشان مقدس است را ویران کنم؟
    آیا اجازه می‌دهند که با ویران کردن مقدساتشان بگویم: هیچ مکانی مقدس نیست و امامان مرده‌اشان، کوچک‌ترین توانایی ندارند؟
    ما هرگز قائل نیستیم که اگر کسی بخواهد کربلا را تخریب کند توسط امام حسین(ع) مثلا دو نیم می شود!! روشن است که دنیا محل امتحان است و انسان ها باید در رفتارشان آزاد باشند تا فضای این امتحان تحقق یابد، آن کسی که خود امام حسین(ع) را کشت، هرگز او را سیل نبرد و صاعقه بر او نزد، حالا شما توقع دارید که کسی که حرم آن حضرت(ع) را تخریب کند، از آسمان بر او عذاب نازل شود؟!!
    شما در این خصوص باید توقعتان را اصلاح کنید، واقعا از خداوند توقع دارید که هر کس به اماکن اسلامی نزدیک شد فوری نابود شود؟!!
    منش قرآن کریم،و انبیاء و ائمه(ع) هرگز فحش و ناسزا و اهانت نبوده بلکه استدلالی بوده است، بر خلاف کسانی که به دنبال تخریب کربلا و مکه بوده و هستند، راهنمایان الهی همواره بر عدم قدرت بت ها تاکید ورزیده اند، امری که فطرت هر کسی بر آن گواهی می دهد، شما غیر از این را باور دارید؟
    بنده عرض کردم که تفات نقد و اهانت در استدلالی بودن اولی و احساسی بودن دومی است، تخریب بت ها هرگز از روی اهانت به بت ها نبوده است، بلکه یک استدلال بوده است، والا حضرت ابراهیم(ع) همه بت ها را تخریب می کرد اما بزرگ ترین و مقدس ترین بت آنها را باقی گذاشت و تبر را به دست او داد و تقصیر ها را به گردن او انداخت، و جالب است که خود بت پرستان هم می دانستند بتشان از انجام چنین کاری ناتوان است.
    در هر صورت نباید به صورت گزینشی به روایات و تاریخ نگاه کرد، خواهشمندم دوباره به آیات، و روایاتی که ذکر شد در مورد سیره و روش مقابله انبیاء و ائمه(ع) با بت پرستی توجه بفرمایید.
    دشنام دادن پیامبران به بت های دیگران ، آیا این اهانت محسوب نمی شود؟!

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  13. صلوات ها 14


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    نقد
    نوشته
    509
    حضور
    11 روز 17 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1035



    سلام

    در پاسخ به این موضوع من از شما و دیگر خوانندگان محترم تقاضا دارم که حق و ناحق بودن رو محور پاسخگوئی قرار ندید ، همونطور که کارشناس هم گفتند :

    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم
    در ورای قسم اول فقط ابراز احساسات و انزجار هست،
    بنابراین تشخیص طرف مقابل هم مهمه ، اینکه به خودش و عقایدش توهین شده یا نه . در حقیقت قضاوت در مورد اینکه آیا " فلان سخن ، یا فلان عمل " جزء اهانت به شمار میان یا نه ، نیازمند اینه که نظر خود طرف رو هم در نظر بگیریم .


    به عبارت ساده تر بیشتر افراد راه و روش خودشون رو حق و صحیح میدونن ، به همین دلیل یه سری مسائل رو از دید خودشون قطعی میدونن . نظر من اینه که باید تا اونجا که امکان داره ، سعی کنیم مستقیما به عقاید دیگران حمله نکنیم .

    با این مقدمه هایی که فکر میکنم لازمه بیان شه ، میرم سراغ صحبت های کارشناسان محترم :

    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد
    در این نقل ها سب و ناسزایی از زبان پیامبران الهی بیان نشده است،بلکه بت پرستان مبارزات پیامبران الهی با بت پرستی را اینگونه بازگو کرده اند که آنها به بت ها ناسزا می گویند.
    اصولا تاریخ خیلی کم جزئیاتی در این حد ( نقل عین ناسزاهای افراد ) رو نقل میکنه ، پس نمیشه انتظار داشت که عین حرف های پیامبر اسلام رو بازگو کرد و بعد راجع به اونا بحث کرد . فقط میشه از روی بعضی شواهد نتیجه گرفت که ناسزاگوئی رخ داده یا نه .

    نکته دوم اینه که نظر طرف مقابل هم در این مورد مهمه . ( برای پی بردن به اهمیتش کافیه خودمون رو جای اونا بذاریم ) .

    جزئی ترین موردی که در این مورد من تونستم پیدا کنم اینه ( ترجمه تاریخ طبری ج 3 ص 868 ) :

    گروهى از اشراف قريش و از جمله عتبة بن ربيعه و شيبة بن ربيعه و أبو البختري ابن هشام و اسود بن مطلب و وليد بن مغيره و ابو جهل بن هشام و عاص بن وائل و نبيه و منبه پسران حجاج پيش ابو طالب رفتند و گفتند: «اى ابو طالب برادرزاده ات ناسزاى خدايان ما مى گويد و بر دين ما عيب مى گيرد و عقول ما را سبك مى شمارد و پدرانمان را گمراه مى داند، يا وى را از ما بدار يا او را به ما واگذار كه تو نيز مانند ما مخالف اويى.» و ابو طالب سخنى ملايم با آنها گفت كه برفتند .

    پس طبق اون چیزی که قریشیان گفتند ، پیامبر این موارد رو انجام داده :

    1) ناسزا به خدایان قریش ( منظور بت هاست )

    2) عیب گرفتن به دین اونها

    3) سبک شمردن عقل قریشی ها ( حالت ملایم " بی عقل " خطاب کردن افراده )

    4) گمراه دانستن آباء و اجداد قریشیان

    به جز مورد دوم که مصداق نقد و بررسی هست ، به نظر میاد که بقیه موارد به نوعی اهانت و ناسزاگوئی به شمار میان .

    اما مطلبی که باعث میشه ادعای قریشیان درست بنظر میاد ، واکنش ابوطالب ، عموی پیامبر و بزرگترین حامی ایشان ، هست . اگر به واکنش ابوطالب دقت کنید حالتی تدافعی نداره . مثلا ابوطالب میتونست بگه : اینطور نیست و اینها همش دروغه . برادرزاده من به خدایان شما ناسزا نگفته ، به پدران شما اهانت نکرده و یا هرمورد دیگه ای که اتهامات قریشیان رو برطرف کنه . و مسلما اگر چنین اتهام زدایی ! از سوی ابوطالب انجام می گرفت قاعدتا باید در تاریخ ثبت میشد . اما از عبارت منقول " ابو طالب سخنى ملايم با آنها گفت كه برفتند " میشه این نتیجه رو گرفت که احتمالا یه وعده وعیدی به اونها داده شده که مثلا من تضمین میکنم دیگه این اتفاقات ( ناسزا گوئی به بت ها و اهانت به شما و آباء و اجدادتان ) رخ نده .

    نکته دومی که باید توجه کرد اینه که قریشیان بین " ناسزاگوئی به بت ها " و " عیب گرفتن به دینشون " تفاوت قائل شدن . پس میشه نتیجه گرفت که اونها فرق " ناسزاگوئی " و " عیب و ایراد گرفتن " رو متوجه میشدن . به همین دلیل میبینیم تو چند جلسه ای که در اواخر عمر ابوطالب ، بین اونها از یک طرف و پیامبر و عموش از طرف دیگه برگزار میشده ، همیشه " ناسزاگوئی " و " عیب و ایراد گرفتن به دین " رو از هم جدا کردن . با این استدلال مشخص میشه که بر خلاف گفته کارشناس :

    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد
    بت پرستان مبارزات پیامبران الهی با بت پرستی را اینگونه بازگو کرده اند که آنها به بت ها ناسزا می گویند
    اونها هم مبارزات پیامبر ( که شامل همین عیب و ایراد گرفتن و نقد دین بوده ) و هم ناسزاگوئی به بت ها رو بازگو کردن و چون فرق این دو موضوع رو میفهمیدن ، یکی رو به جای دیگری بازگو نکردن .

    نظر شما در این قسمت چیه ؟!

    ****

    اما در مورد مبارزات پیامبران هم نقدهایی وارد هست . بخش هایی از این مبارزات میتونه نوعی اهانت به شمار بیاد :

    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد
    بنابراین یکى از راه هاى مبارزه بابت پرستى، تحقیر و بیان ناتوانى بتهاست.
    " بت " برای " بت " پرست ، " بت " شده !!

    کارشناس عزیز ! همونطوری که " الله " در دین اسلام " مقدسه " ، " بت " هم برای کسانی که اون رو میپرستن " مقدسه " . اگر یک " الله پرست " انتظار داره که به " الله " اهانت نشه ، " الله " تحقیر نشه ، متقابلا یک " بت پرست " هم انتظار داره که به " بت " اهانت نشه ، " بت " تحقیر نشه !

    " بیان ناتوانی " جزئی از نقد و انتقاده ، مسلما هیچ انسان منطقی از این قسمت هراسان نیست ، اما اگر این " بیان ناتوانی " با " تحقیر و تمسخر و شکستن " همراه بشه ، نوعی اهانت به شمار میاد .

    شما همین مورد رو برای اسلام درنظر بگیرید . یه محقق میخواد " اسلام " رو نقد کنه ، شما به عنوان یک مسلمان تا چه حدی از انتقاد رو تحمل می کنید ؟ اگر اون انتقاد با " تحقیر " همراه بشه ، واکنش شما چه خواهد بود؟!

    لذا در مراحل اصلی دعوت پیامبران نیز این انتقاد وارد است که در بعضی قسمت ها مصداقی از اهانت به شمار میاد .

    *****

    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم
    همان طور که از نقل‌های تاریخی مذکور هویداست، و کارشناس محترم تاریخ نیز فرمودند، جملات انبیاء در خصوص بت ها، از زبان مشرکین و بت پرست‌ها ناسزا تلقی شده است، و این قرینه ای است بر این که برداشت مشرکین چنینی چیزی بوده است، نه آنکه در واقع انبیاء به بت‌ها اهانت کرده باشند.
    با تشکر از شما به خاطر وقتی که گذاشتید ،

    همانطور که در بالا از شما نقل کردم ، برداشت طرف مقابل در این موارد مهم است .

    مشابه همین مورد رو برای اسلام در نظر بگیرید ، یه کسی بیاد راجع به یه موضوع مهم اسلامی مثل خدا یا پیامبر یه نظراتی رو ارائه کنه که از نظر " بعضی مسلمانان " اهانت به شمار بیاد . آیا شما اینجا هم میگید که : « برداشت " مسلمانان " چنینی چیزی بوده است، نه آنکه در واقع " آن شخص " به " اسلام " اهانت کرده باشد. »

    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم
    آيا جز خدا چيزى را مى‏پرستيد كه نه كمترين سودى براى شما دارد، و نه زيانى به شما مى‏رساند!* اف بر شما و بر آنچه جز خدا مى‏پرستيد! آيا انديشه نمى‏كنيد؟
    قسمت اول آیه یه استدلاله ، بله من هم این رو قبول دارم . اما قسمت " اف بر شما و آنچه می پرستید " فکر نمیکنید نوعی اهانت محسوب بشه ؟!

    آقای مکارم شیرازی " اُف " رو " سبكترين تعبير نامؤدبانه " معنا کردند . ( تفسیر نمونه ج 12 ص 75 )

    به نظر من به کار بردن تعابیر نامودبانه ( به قول آقای مکارم ) ، نه تنها استدلال نیست ، بلکه به نوعی استدلال قبلی رو تحت الشعاع قرار میده و نوعی اهانت محسوب میشه ( چون نامودبانه ست ) .


    با تشکر و عذر خواهی از اینکه پست طولانی شد .


  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    علاقه
    همسر عزیزم وپسر گلم
    نوشته
    556
    حضور
    11 روز 19 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2338



    نقل قول نوشته اصلی توسط Dahim Darni نمایش پست ها
    اما در مورد مبارزات پیامبران هم نقدهایی وارد هست . بخش هایی از این مبارزات میتونه نوعی اهانت به شمار بیاد
    دوستان سلام
    خداوند در قران می فرماید:(لاتسبو الذین یدعون من دون الله)یعنی به کسانی که غیر از خدا رامی خوانند دشنام ندهید
    بنابراین شما بر چه اساسی می گویید پیامبر به بت های قریش توهین کرده اند این گفته از سه حالت خارج نیست
    1-دستور قران عملی نیست و اشتباه است
    2-پیامبراز دستور خداوند سرپیچی می کند
    3-روایت شما مبنی بر فحاشی پیامبر اکرم صل الله علیه وآله جعلی است
    ضمنا خداوندپیامبر اکرم را صاحب خلق عظیم معرفی می کند(انک لعلی خلق عظیم)و خود ایشان می فرمایند انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق بااین اوصاف این نسبت ها به این بزرگوار رواست؟
    شما می گویید ناتوان خواندن بت ها نوعی توهین است!!
    به نظر من نوعی استدلال است یکی از راه های اثبات نا حق بودن راه آنها بود
    اگر بگویید که ناحق دانستن راه آنها هم توهین است که .......


  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,958
    حضور
    95 روز 23 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    126
    آپلود
    6
    گالری
    8
    صلوات
    5459



    نقل قول نوشته اصلی توسط Dahim Darni نمایش پست ها
    اصولا تاریخ خیلی کم جزئیاتی در این حد ( نقل عین ناسزاهای افراد ) رو نقل میکنه ، پس نمیشه انتظار داشت که عین حرف های پیامبر اسلام رو بازگو کرد و بعد راجع به اونا بحث کرد .
    اگر بقول شما در تاریخ جزئیات نقل نشده پس شما هم تنها بنا بر زعم و گفتار کفار و مشرکینی که با پیامبر عناد هم داشته اند نمیتوانید استناد بر اتفاقش کنید.

    همینطور از جمله نواقضی که بر این فکر وارد است این است که انبیاء الهی کامل کننده اخلاق در بشریت اند . بخشی از این اخلاق در موضوع اخلاق فردی و حیا و عفت در کلام و رفتار است و همچنین در موضوع رعایت اخلاق در مناظره و بحث با مخالفین .
    قال الله سبحانه و تعالي : اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى ( مائده / 8 )

    قال النبي : بالعدل قامت السموات و الارض (تفسير صافي ذيل آيه 7 سوره الرحمن)
    و قال :
    اياكم و الظلم فان الظلم عند الله هو الظلمات يوم القيامة ( سفينة البحار ماده "ظلم" )

    مسئوليت قرآني مردم در قبل عدل

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    علاقه
    همسر عزیزم وپسر گلم
    نوشته
    556
    حضور
    11 روز 19 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2338



    نقل قول نوشته اصلی توسط آبـرنـگـ نمایش پست ها
    درود
    معمولا انسان‌های بددهن، بددهنی خود را نمی‌پذیرند. یعنی اگر کسی به آن‌ها بگوید: «توهین نکن و مودب باش» در پاسخ می‌گویند: «مگر من چه گفته‌ام؟» این بدین معناست: همه آدم‌های بددهن، نه‌تنها سخن خود را بددهنی نمی‌دانند؛ بلکه انتظار دارند دیگران سخن وی را سخنی بسیار منطقی و درست بدانند.
    پیامبران نیز گویا چنین بوده‌اند که شما می‌فرمایید: «توهین‌های پیامبران از دید دیگران بددهنی بوده است؛ وگرنه در واقع سخن راست و درستی بوده است».
    هنگامی که به مقدسات اسلام توهین می‌شود، توهین‌ کنندگان همانند پیامبران، سخن خود را توهین نمی‌دانند؛ ولی مسلمانان می‌گویند: آن سخن توهین است. پس آن سخن توهین است چون مسلمانان می‌گویند!
    اما چرا هنگامی که مسلمان به مقدسات بت‌پرستان توهین کنند و بت پرستان نیز می‌گویند: «این سخن شما توهین است» مسلمانان می‌گویند: «نه این توهین نیست؛ بلکه عین حقیقت است و شما الاغ هستید، یا بت‌هایتان باید شکسته شود، چون نیرویی از خود ندارند» ؟!

    *****
    اگر این نوع تحقیرها آزاد است، چرا نمی‌گذارید داعش کربلا را خراب کند؟
    مگر نمی‌گویید که امام حسین زنده است و توانایی شفا دادن (از سوی خدا) را دارد؟
    پس حتما این توانایی را نیز خواهد داشت که از خودش دفاع کند؛ وگرنه چرا باید برای امامانی که حتی قدرت دفاع از خود را ندارند، ارزشی ویژه قایل بود؟

    مکه بارها و بارها خراب شده است؛ چرا خدای مکه (همچون داستان ابرهه) در برابر خراب شدن مکه نایستاد؟
    آیا سنت خدا تغییر کرده است که دیگر کاری با ویران‌گران مکه نداشت؟

    این چه خدایی است که توانایی دفاع از مقدسات خودش را ندارد؟
    این چه امامی است که برترینِ آفریدگان جهان است؛ هزاران نفر به درگاهش گریه و زاری می‌کنند، اما برای دفاع از خود، محتاج ارتش و توپ و تفنگ است که آرام‌گاهش خراب نشود؟

    اگر به صرف بی‌دفاع بودن بت‌ها، آن‌ها را می‌شود زیر سوال برد؛ پس می‌شود از بی‌دفاعی مکه و حرم امامان نیز، برای بی‌ارزش بودن آن‌ها استفاده کرد و آن‌ها را زیر سوال برد و خراب کننده‌گانش را، مردمانی آزادی بخش خواند.
    آیا مسلمان این اجازه را به من می‌دهند که برای به خود آوردن آنان، بروم و این مکان‌هایی که برایشان مقدس است را ویران کنم؟
    آیا اجازه می‌دهند که با ویران کردن مقدساتشان بگویم: هیچ مکانی مقدس نیست و امامان مرده‌اشان، کوچک‌ترین توانایی ندارند؟

    بدون شک نه!
    سلام
    شما بر چه اساسی نسبت توهین به پیامبران می دهید؟متوجه نمی شوم منظورتان این است که پیامبران بد دهنی می کردند وبددهنی خودرا نمی پذیرفتند؟آیابد دهنی گناه نیست؟
    آیا پیامبران عصمت نداشتند؟اگر این طور است که بقیه فرمایشاتشان زیر سوال می رود
    در پست قبلی هم گفتم از کسی که می فرماید:من برای کامل کردن مکارم اخلاق مبعوث شدم توهین وبددهنی قابل قبول است؟
    ممنون می شوم اگر یک مورد از به قول خودتان بددهنی های پیامبران را باذکر منبع برایم بنویسید
    درمورد قسمت دوم:دراین صورت اختیار انسان چه می شود؟بدون شک اگر خداوند بخواهد کوچکترین آزاری متوجه مکه و حرم امامان نخواهد شدولی اگر قرارباشدخداوند جلوی هر گناهی رابگیرد که اختیار از انسان سلب می شود
    عقیده اشاعره این است که انسان هر کاری می کند خواست خداست .خدا می خواهد که من به شما ظلم کنم وگرنه جلوی من را می گرفت و.. که بحثش مفصل است
    البته در جایی که لازم بوده خداوند قدرتش را به مشرکین نمایان می کند مثل قضییه سپاه ابرهه وچندین مورد دیگر
    اما آیابت ها کوچکترین توانایی دارند؟ اگر ازنظر شما این مسئله توهین است پس پیامبر چه دلیلی برای شرک آنها باید می آوردند؟
    آیا مشرک پنداشتن آنها هم توهین است؟
    اگر خداوند بخواهد آنی داعش رااز روی زمین محو می کند در این صورت چگونه مسلمان ارادت خویش را به ائمه نشان دهند؟
    از کجا می شود فهمید که کسانی که می گویندیا لیتنا کنت معک در عقیده خود استوارند؟



  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 16 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۱۰/۲۹, ۰۳:۲۵ : 66

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود