صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تصور وجود بدون مختصات زمانی و مکانی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    54
    حضور
    3 روز 7 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    57

    اشاره تصور وجود بدون مختصات زمانی و مکانی




    ذهن من تصوری مطمئن از وجودی بدون بعد زمان و مکان ندارد.

    چگونه می توان وجودی را بدون بعد و نیاز به فضا در نظر گرفت که هست(حال هر چیز).

    چگونه می توان خدایی را با تمام عظمتش قبول داشت که در هیچ فضای مکانی نمی گنجد چرا که خود خالق زمان و فضاست.
    این وضعیت فکری من عادی است ؟

    این قضیه جزء محالات عقلی است؟ (تصور وجودی بدون مختصات مکانی)

    یا نه برای روشن شدن مسئله نیاز به آگاهی و آشنایی با مقدمات و موضوعات خاصی هست تا جواب بدست آید؟

    اگر هم جواب بدست آمد و عقل قانع شد دل نیز آرام می گیرد؟

    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۴/۰۱/۱۰ در ساعت ۲۰:۵۴

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,556
    حضور
    175 روز 12 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58348



    با نام و یاد دوست





    تصور وجود بدون مختصات زمانی و مکانی








    کارشناس بحث: استاد صادق


  4. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,049
    حضور
    192 روز 18 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28785



    نقل قول نوشته اصلی توسط abbas_hamedi نمایش پست ها
    ذهن من تصوری مطمئن از وجودی بدون بعد زمان و مکان ندارد.

    چگونه می توان وجودی را بدون بعد و نیاز به فضا در نظر گرفت که هست(حال هر چیز).

    چگونه می توان خدایی را با تمام عظمتش قبول داشت که در هیچ فضای مکانی نمی گنجد چرا که خود خالق زمان و فضاست.
    این وضعیت فکری من عادی است ؟

    این قضیه جزء محالات عقلی است؟ (تصور وجودی بدون مختصات مکانی)

    یا نه برای روشن شدن مسئله نیاز به آگاهی و آشنایی با مقدمات و موضوعات خاصی هست تا جواب بدست آید؟

    اگر هم جواب بدست آمد و عقل قانع شد دل نیز آرام می گیرد؟
    باسلام وتشکر .
    گرچه سوال کمی مبهم است ومعلوم نیست که پرسشگر محترم در پی طرح چه مسله ی است
    ولی اجمالا باید اشاره شود زمانمندی ومکان مندی از لوازم موجودات مادی وجسمانی است مجودات مجرد منزه از مکان است چه رسد به وجود حق تعالی که فوق تجرد است . تبیین مسله به بیان ساده تر این که :
    چون جسم، مرکّب از اجزا است و هر مرکبّی نیاز به اجزایش دارد و هر چیزی که نیازمند باشد، ممکن الوجود است و نیاز به علت دارد، در صورتی که خداوند واجب الوجود و ازلی و ابدی است.
    هم چنین اگر خداوند جسم باشد، نیاز به مکان و زمان دارد.
    اگر خداوند مکان داشته باشد، محدود می‌شود و محدودیت هم از خواص ممکن است و خداوند غیرمحدود و غیر متناهی است، زیرا اگر محدود و متناهی باشد، مرکّب و محتاج خواهد شد. پس خداوند مکان ندارد و محال است که مکان داشته باشد. او فوق زمان و مکان است و محیط بر این دو می‌باشد. پس جسم هم نمی‌تواند باشد.
    در هر حال جسم بودن خداوند (چه به تعریف تجربی و چه به تعریف فلسفی) نشانه نیاز خداوند، هم به اجزا و هم به زمان و مکان است، در حالی که خداوند موجود بی نیاز است. یعنی اگر نیازمند باشد، باید علتی نیاز او را برطرف کند، پس واجب الوجود نخواهد بود.
    هم چنین فرض جسم بودن خداوند، به این معنا خواهد بود که قبل از وجود الهی، اجزائی باشند که خداوند از آنها ترکیب یافته باشد، در حالی که هر چیزی آفریده خداوند است، همین طور مکان و زمان (که از اجسام انتزاع می­شوند) آفریده الهی می‌باشند و خداوند برتر از زمان و مکان است.
    جسم بودن خداوند، به معنای محدودیت ذات او به آن مکان و غیبت او از مکان های دیگر و از عالم مجردات خواهد بود، در حالی که خداوند موجود نامحدود است. بنابراین به دلائل متعدد خداوند نمی‌تواند جسم باشد.


  5. صلوات ها 2


  6. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    201
    حضور
    5 روز 5 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    701



    امام صادق علیه السلام می فرمایند:شیطان قدرت ندارد در قلب ادمی وسوسه کند. مگر موقعی که وی از یاد خدا روی گرداند. امر الهی را خوار شمارد.در گناه مستقر گرددو فراموش کند که خداوند از سرش اگاهی دارد. "
    "انکار افریدگار از نادانی است. نه از دانایی. انسان عاقل اگر برای چند دقیقه نظام بدن خود را مورد مطالعه قرار دهد.می فهمد که این نظام بی کم و کاست یک ناظم دارد .و کسی که ان را بوجود اورده ناظم ان است. "
    خداوند متعال انسان را به این خاطر خلق کرد که خود و جهان پیرامون خود را به درستی مورد شناسایی قرار دهد. زیرا بعد از شناخت خود شناخت
    قوانین حاکم بر جهان دارای اهمیت ویژه ای است. یا حق.

  7. صلوات


  8. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,571
    حضور
    38 روز 9 ساعت نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4383



    نقل قول نوشته اصلی توسط abbas_hamedi نمایش پست ها
    ذهن من تصوری مطمئن از وجودی بدون بعد زمان و مکان ندارد.

    چگونه می توان وجودی را بدون بعد و نیاز به فضا در نظر گرفت که هست(حال هر چیز).

    چگونه می توان خدایی را با تمام عظمتش قبول داشت که در هیچ فضای مکانی نمی گنجد چرا که خود خالق زمان و فضاست.
    این وضعیت فکری من عادی است ؟

    این قضیه جزء محالات عقلی است؟ (تصور وجودی بدون مختصات مکانی)

    یا نه برای روشن شدن مسئله نیاز به آگاهی و آشنایی با مقدمات و موضوعات خاصی هست تا جواب بدست آید؟

    اگر هم جواب بدست آمد و عقل قانع شد دل نیز آرام می گیرد؟
    سلام
    ذهن ما نمی تواند حقیقت موجود فرا زمانی را تا وقتی که به عالم ماورای زمان سفر نکرده درک کند
    برای این کار باید تجربه تجرد و انصراف از عالم ماده داشت
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  9. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    54
    حضور
    3 روز 7 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    57



    اجازه بدهید سوال اصلی را اینگونه بپرسم؟

    تصور ذهن ما از وجود چیزی که شخصی آنرا معرفی می کند (حال هر چیز) وجودی با مشخصات و ویژگی های خاص و دارای ابعاد فضایی است.

    حال اگر کسی بگویید چیزی هست ولی بعدی ندارد ( به فضا نیازمند نیست) این یعنی چه؟

    آیا با مثالی می توان تقریب به ذهن انجام داد؟

    با تشکر از آقای صادق


  10. صلوات


  11. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    علاقمه
    نوشته
    269
    حضور
    8 روز 15 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    74
    صلوات
    825



    من بازم یه چیزی بگم همینطوری ببین برادر اولا چطوره که یه عکس برای تو همه چیزش مشخصه ؟؟ ولی شاید اگه تو عضو اون عکس بودی اینطور نبود توی اون عکس تو همه جارو با یه نظر میبینی و همه زمان هاشو حالا فرض کن ما نقاشی هستم و چشم خدا از هر چشمی بهتره برای بیننده عکس هیچ زمان و مکانی نیست ولی شاید عضو عکس باشه خدا خداوند تو یه رباط نمیفهمه اربابش ( سازنده اش ) چیه کیه چجوریه میفهمه ؟ پس چرا میخوای بفهمی ؟
    تصور وجود بدون مختصات زمانی و مکانی
    دعای سلامتی
    http://icva.host56.com/up/564618b1a0f9.png
    اونایی که میتونند دعای فرج رو بخونند همونو بخونن بهتره ولی دعای سلامتی هم میخونیم هرکی خواست ساعت ده دعای فرج و سلامتی میخونیم هرکی خواست هر دوتاش یا یکی شو برداره
    و زیارت عاشورا هم میخوانیم
    http://graphic.ir/pictures/__2/___28...1699889872.jpgاینم دعای فرجhttps://sp.yimg.com/ib/th?id=HN.6080...7&pid=15.1&P=0من آواتارمو عوض کردم این آواتار سابغمه

  12. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق , موسیقی آرامش بخش, مناظر زمستانی, ترنم باران
    نوشته
    187
    حضور
    14 روز 12 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    354



    نقل قول نوشته اصلی توسط abbas_hamedi نمایش پست ها
    اجازه بدهید سوال اصلی را اینگونه بپرسم؟

    تصور ذهن ما از وجود چیزی که شخصی آنرا معرفی می کند (حال هر چیز) وجودی با مشخصات و ویژگی های خاص و دارای ابعاد فضایی است.

    حال اگر کسی بگویید چیزی هست ولی بعدی ندارد ( به فضا نیازمند نیست) این یعنی چه؟

    آیا با مثالی می توان تقریب به ذهن انجام داد؟

    با تشکر از آقای صادق
    سلام
    مثالهای متعددی متوان زد .البته باید توجه داشت که این مثالها تنها جهت تقریب این مفهوم به ذهن هستند
    من از مثالهای انتزاعی و ذهنی استفاده میکنم .
    یه مثال میتونه حقایق ریاضی باشه
    مثلا همه ما میدانیم که حقیقتی بنام مجموع زوایای هر مثلثی 180 درجه هست وجود دارد.
    اما این حقیقت که مجموع زوایای هر مثلث 180 درجه باشد در همه جا ساری و قابل فهم هست .اما آیا جا و مکانی رو اشغال میکند؟
    و یا آیا زمان بر آن میگذرد؟
    پاسخ هر دو سوال منفی هست.
    ذات خدای تبارک و تعالی نیز فوق زمان و مکان هست و اصولا حقیقتی که مجرد تام باشد زمان و مکان نمیتواند بر آن عارض باشد.
    البته برای ما که در انحصار زمان و مکان هستیم تصور اینکه چگونه موجود مجرد عاری از مکان و زمان هست مشکل هست

    ویرایش توسط امن : ۱۳۹۳/۱۰/۲۱ در ساعت ۰۸:۴۱


  13. صلوات


  14. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    علاقه
    نقاشی و نویسندگی
    نوشته
    696
    حضور
    62 روز 3 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1608



    نقل قول نوشته اصلی توسط abbas_hamedi نمایش پست ها
    اجازه بدهید سوال اصلی را اینگونه بپرسم؟

    تصور ذهن ما از وجود چیزی که شخصی آنرا معرفی می کند (حال هر چیز) وجودی با مشخصات و ویژگی های خاص و دارای ابعاد فضایی است.

    حال اگر کسی بگویید چیزی هست ولی بعدی ندارد ( به فضا نیازمند نیست) این یعنی چه؟

    آیا با مثالی می توان تقریب به ذهن انجام داد؟

    با تشکر از آقای صادق
    به نام خداوند بخشایشگر و مهربان

    سلام به شما و همگی

    ببینید. یک مثالی میزنم برای شما: شما یک تصویر تکرار شونده از رد شدن یک ماشین رو جلوی خودتون بذارین. بعد بذارینش روی دور تند و اینطوری هی تند و تند تر تصویر تکرار میشه تا جایی که دیگه اثری از ماشین وجود نداره.

    بنابراین سرعت در اینجا، وقتی از محدوده ی توان چشم انسان بالاتر بره، جسم رو ناپدید میکنه و در این صورت آیا ما باید بگیم که ماشینی در اونجا نیست؟ در صورتی که ماشین هستش اما ما نمیتونیم ببینیم.

    شما فرض کن خداوندی که به این حالته: هست اما نیست(یک جورایی بر نیستی تسلط داره). در زمان نمیگنجه ولی در اون هست(بر زمان تسلط داره). وقتی یک چیز اونقدر تکرار و سرعتش زیاد بشه که به یک واحد برسه، آیا دراون لحظه چیزی به نام مرگ و تولد براش معنایی پیدا میکنه؟

    ( در واقع شما فرض کن از ثانیه اول عمر تا ثانیه ی آخر عمر رو در یک واحد تجربه میکنی در این حالت شما باید از حالت ماده خارج شده باشی چون این ماده نیازمند سرعت برای رشد (فرسودگی) هست و همین ایجاد کننده ی زمان محدود میشه. وقتی کل عمر در یک واحد تجربه بشه اونم در حالت خارج از ماده بنابراین تولد و مرگ هیچ معنایی پیدا نمیکنه و ما به یک سکون ابدی میرسیم. )

    به نوعی دیگر بگم: دقیقا در موقعیت هستی-نیستی قرار میگیره(اون وجود) و اینطوری به جاودانگی میرسه. وقتی هم یک چیز از اول تا آخر رو میدونه و بر اون تسلط داره، به چه معناست؟ به معنای ساکن بودن بر مبنای تکرار با سرعت بیش از حد اول تا آخر هست، این رو میشه چیزی شبیه به خداوند دونست که هرچند من این رو برای انسان مثال میزنم ، انسانِ پس از مرگ، اما خداوند موقعیتی فراتر داره.

    از آنجا هم که همه چیز از خداوند هست(از نظر وجودی و فطری به سمت خدا میره) بنابراین یه جورایی ما از اجزای اون هستیم و اینطوری او در چنین حالتی که گفتم هم قرار میگیره. به نظرم اگر قرار نمیگرفت ما به همین اندازه ی خیلی کم هم قادر به درک و حضور و ارتباط با او نبودیم.


  15. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    Atheism
    نوشته
    696
    حضور
    7 روز 16 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1519



    وجود داشتن یعنی چیزی در فلان جا در فلان زمان است، اگه بگیم چیزی وجود دارد در هیچ جا و هیچ زمانی، عملا می گوییم وجود ندارد. بعضی از دوستان معتقد هستند وجود داشتن از نوع دیگری هم هست که در زمان و مکان ما نیست. از کجا فهمیدند اصلا همچین نوع وجود داشتنی هم هست؟ ما نمی دانیم و خودشان هم نمی دانند.
    گویند بهشت و حور و عین خواهد بود آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود
    گر ما می و مـعشوق گزیدیم چه باک چـون عـاقبت کـار چـنین خواهد بود
    آیا در مدینه فاضله باران می بارد؟

  16. صلوات


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 37

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود