صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دين و افسردگی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752

    دين و افسردگی




    سلام
    چرا بعضا دين و اخبار اون(مخصوصا اخبار مربوط به مرگ و قيامت) انسان را نسبت به همه چيز افسرده و نا اميد ميكند؟
    من اين حالتو در خيلي ها ديده ام
    چرا دين برخلاف خواسته هاي ماست؟ حتي بهشتي رو هم كه دين ميگه نامفهومه به خاطر همين بهشت نيست
    بهشت اونچيزي هست كه ميفهميم و مي خواهيم ، نه چيزي كه از توان درك ما بالاتره و نمي خواهيم!!

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,552
    حضور
    175 روز 11 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58344



    با نام و یاد دوست





    دين و افسردگی








    کارشناسان بحث: استاد امین و استاد شعیب

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۳/۱۰/۲۱ در ساعت ۰۶:۱۹ دلیل: درج نام کارشناس پاسخگوی دوم

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    روانشناسی؛ قرآن ؛فلسفه؛ کلام
    نوشته
    893
    حضور
    31 روز 13 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    4654



    سلام

    این سوال شما هم جنبه اعتقادی دارد و هم جنبه روانشناختی. نسبت به مسئله اعتقادی آن یعنی انتقاد به دین که چرا دین این همه روی انذار و ترساندن تاکید دارد و چرا بهشت و نعمت های آن قابل فهم نیست باید کارشناس اعتقادات پاسخگو باشند.

    اما از جنبه روانشناختی باید عرض کنم که یکی از روش های دین برای تربیت انسان استفاده از شیوه انذار و تبشیر است؛ یعنی هم بشر را از عواقب شوم کارهای بدش آگاه می کند و می ترساند و هم اینکه به اجر و پاداش های افعال نیک و خوب او اشاره می کند. البته نقش انذار در این بین پر رنگتر است و علت آن هم اثر تربیتی بیشتر آن است. در این باره این لینک را مطالعه نمایید: روش هاى تربيت و تزكيه نفس

    اما اینکه چه رابطه ای بین صحبت از انذارهای دینی مثل مرگ و عذاب اخروی و ... با افسردگی و ناامیدی وجود دارد، باید عرض کنم این مسئله ناشی از عمل ناقص به دین است؛ چون دین در کنار اینکه از عذاب آخرت صحبت می کند، از ثواب و پاداش های روز قیامت هم صحبت به میان آورده تا انگیزه افراد در عمل به دین و در نتیجه رسیدن به کمال تقویت شود. لذا اگر تمام آنچه دین می گوید عملی شود، نه تنها منجر به ناامیدی و افسردگی نخواهد شد بلکه موجبات کمال نفس و رضایت خاطر را فراهم خواهد کرد چون او دارد مسیر این انذار را برای شما مشخص می کند؛ مثل اینکه فردی به شما می گوید این مسیر با این خصوصیات شما را به تهران می برد؛ منتها گرگهای زیادی هم در بین راه هست که اگر احتیاط نکنی ممکن است منجر به نابودی شما شود. اگر شما فقط به گرگ ها فکر کنی طبیعی است که ناامید و افسرده شوی اما اگر به هدف فکر کنی و به خاطر جلوگیری از آسیب گرگ ها احتیاط کنی، نه تنها افسرده نمی شوی؛ بلکه با هر قدمی که برای رسیدن به هدف بر میداری لذت رسیدن به هدف را خواهی چشید.

    البته موارد گفته شده مستقیم مربوط به مرگ نیست؛ چون خود مرگ که ترس ندارد؛ بلکه ترس از اوضاع و شرایط بعد از مرگ است. لذا خود دین هم باز این توهم را از بین برده که مرگ صرفا انتقال از یک منزل به منزل دیگری است و آنچه مورد انذار است آثار و عواقب اعمالی است که در آن دنیا نمایان خواهند شد.

    در مورد بهشت و توصیفات آن هم سوال شما واضح نیست. اتفاقا قرآن بهشت را مطابق با امیال طبیعی انسان توصیف کرده است به طوری که برای همه قابل فهم باشد! با این حال این بخش از سوال شما را هم به کارشناس اعتقادات واگذار می کنم.

    پیروز و سربلند

    ویرایش توسط امین : ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ در ساعت ۱۱:۲۵

  7. صلوات ها 4


  8. #4

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    و با تشکر از کارشناس مشاوره و تربیت همکار گرامی جناب استاد"امین"

    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    سلام
    چرا بعضا دين و اخبار اون(مخصوصا اخبار مربوط به مرگ و قيامت) انسان را نسبت به همه چيز افسرده و نا اميد ميكند؟
    من اين حالتو در خيلي ها ديده ام
    چرا دين برخلاف خواسته هاي ماست؟ حتي بهشتي رو هم كه دين ميگه نامفهومه به خاطر همين بهشت نيست
    بهشت اونچيزي هست كه ميفهميم و مي خواهيم ، نه چيزي كه از توان درك ما بالاتره و نمي خواهيم!!

    دین اسلام دین فطرت است و آموزه های آن هماهنگ با درخواستهای فطری است . البته آنوقت انسان این فطری بودن دین اسلام را بیشتر و بهتر می فهمد که آن را درست و کامل بشناسد و بر طبق این شناخت صحیح بدان عمل کند. و الا نگاه یک سویه به دین و عمل دلبخواهی و گزینشی به آن جز افسردگی و خسران به بار نمی آورد.

    دین اسلام از سوی خدایی نازل شده که آفریدگار و مربی ما انسان هاست هموست که به تمامی زوایای وجودی ما انسان ها آگاه است از همه مصالح و مفاسد زندگی ما آگاه است و به خیر و شر ما از خود ما آگاه تر است چرا که او خالق و موجد ماست اوست که رب ماست س همو می تواند بهترین برنامه را برای زندگی ما طرح ریزی کند و چون او حکیم و علیم و قادر است برنامه او حکیمانه و طبق خواست وجودی ما و تنظیم کننده سعادت ماست.
    هر دستوری به ما می دهد عین فلاح و رستگاری و از هر چه که منع می کند نیست مگر این که فساد و تباهی ما در آن بوده است چون او خدایی عالم و قادر غنی و مهربان به خلق است.

    هر خبری که به ما از این بشارت ها و تحدید ها می دهد تنظیم کننده روح ما برای نیل به سعادت حقیقی ماست
    اوست که ما را می شناسد که تا چه اندازه باید تبشیرمان کند و تا چه اندازه باید انذارمان نماید تا نه در خیال خوش سعادت به سستی بگراییم و نه از شدت ترس آینده به اضطراب مخرب بیافتیم

    او راه را مشخص کرده انسان باید میان خوف و رجا حرکت کند از یک سو به رحمت الهی چشم طمع داشته باشد و از یک سو از غضب او بترسد .تا بتواند در این مسیر سعادت با سرعت مطمئنه راه بپیماید.

    دقیق مثل دانش آموزی که در روز های آتی امتحان دارد اگر آنقدر امیدوار باشد به راحتی امتحان و این که استاد در تصحیح راحت می گیرد و اصلا ورقه ها را برمی گرداند به خودمان که خودتان صحیح کنید در کل من قبولم و.... و یا اگر آنقدر نا امید باشد که من اصلا نمی توانم قبول شوم امتحان سخت است استاد به هیچ کس نمره نمی دهد همه تک می گیرند و... این دو دانش آموز هیچ گاه برای خواندن و تلاش علمی حرکتی نمی کنند آن یکی از شدت امید و این یکی از شدت نا امیدی. کدام دانش آموز درس می خواند آن کس که امید دارد به قبولی و ترس دارد از رد شدن و نمره نیاوردن.
    آری دین اسلام اینگونه است.
    البته یک شرط دارد و آن اینکه اسلام و آموزه های آن را کامل و منصفانه بنگری.
    برخی با دید منفی به آیات قرآن نگاه می کنند و فقط آیات عذاب را می بینند.

    در زیر آیاتی از بشارت های خدا به بندگانش را بیان می کنیم:
    «یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فیها نَعیمٌ مُقیمٌ» (توبه/21.)
    «پروردگارشان آنها را به رحمتى از ناحیه خود، و رضایت(خویش)، و باغهایى از بهشت بشارت مى‏دهد كه در آن، نعمتهاى جاودانه دارند.»

    «أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَاللَّهِ... الَّذِينَ ءَامَنُوا و کانوا یَتّقوُن؛ لَهُمُ الْبُشْرى‏ فِي­الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي­الْآخِرَةِ لاتَبْديلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ» (يونس /62 - 64 )
    «آگاه باشيد (دوستان و) اولياى خدا،... همان­ها كه ايمان آوردند و (از مخالفت فرمان خدا) پرهيز مى‏كردند؛ در زندگى دنيا و در آخرت، شاد (و مسرور)ند؛ وعده‏هاى الهى تخلّف ناپذير است. اين است آن رستگارى بزرگ»
    «الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ كَانُواْ يَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْرَى‏ فىِ­الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ فىِ­الاَخِرَةِ لَاتَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ»
    «همان­ها كه ايمان آوردند، و (از مخالفت فرمان خدا) پرهيز مى‏كردند، در زندگى دنيا و در آخرت، شاد (و مسرور)ند. وعده‏هاى الهى تخلّف ناپذير است! اين است آن رستگارى بزرگ!»(یونس/63- 64.)

    ادامه دارد.....



    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۳/۱۰/۲۱ در ساعت ۱۷:۳۴

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    ادامه...

    در کنار این بشارت ها انذار ها و وعده های عذابی هم مطرح شده است.
    اگر خوب نگاه کنیم این می بینیم که این انذار ها تبشیر ها محرک هایی برای حرکت در راه صحیح سعادت هستند که انسان را به سر منزل مقصود می رساند. و از طرفی این وعده عذاب و یا وعده بهشت و ثواب ها برای انسان ، برای خود انسان بدون عمل کرد او نیست بلکه انسان خوب را وعده ثواب و انسان بد را وعده عقاب می دهند نه این که انسان در مرگ فلان می شود یا در آخرت چنان . بلکه انسان خوب و بد مورد خطاب هستند و این اثر تربیتی دارد برای حرکت او به سوی خوبی ها و کناره گیری از بدی ها.چرا که انسان بالفطره از سختی ها گریزان است و به راحتی ها مایل است.
    برای همین خدا به راحتی های بهشت انسان را وعده می دهد و از سختی های دوزخ انذار می کند و این نقشه راه سعادتی است که خدا بنا بر فطرت انسان تنظیم کرده است.

    و آن کسانی که از مرگ می هراسند به خاطر عملکردشان است که از نتیجه عمل خود در آخرت و مواجهه آن در قبر می ترسند و الا مرگ برای مومن از بوییدن گل راحت تر و دوست داشتنی تر است.

    در زیر مقایسه ای بین حالات مرگ مومن و کافر در روایات بیان شده است که نشان دهنده این مضمون است:

    سألت أبا عبد الله عليه السلام عن المؤمن: أيستكره على قبض روحه ؟ قال: لا والله، قلت: وكيف ذاك ؟ قال: لانه إذا حضره ملك الموت جزع، فيقول له ملك الموت: لا تجزع فوالله لانا أبر بك وأشفق من والد رحيم لو حضرك، افتح عينيك وانظر، قال: ويتهلل له رسول الله وأمير المؤمنين علي بن أبي طالب والحسن و الحسين والائمة من بعدهم والزهراء عليهم الصلاة والسلام، قال: فينظر إليهم فيستبشر بهم،فما رأيت شخوصه ؟ قلت: بلى، قال: فإنما ينظر إليهم قال: قلت: جعلت فداك قد يشخص المؤمن الكافر، قال: ويحك إن الكافر يشخص منقلبا إلى خلفه لان ملك الموت إنما يأتيه ليحمله من خلفه، والمؤمن أمامه، وينادي روحه مناد من قبل رب العزة من بطنان العرش فوق الافق الاعلى ويقول: يا أيتها النفس المطمئنة إلى محمد وآله - صلوات الله عليهم - ارجعي إلى ربك راضية مرضية، فادخلي في عبادي وادخلي جنتي، فيقول ملك الموت: إني قد امرت أن اخيرك الرجوع إلى الدنيا والمضي، فليس شئ أحب إليه من إسلال روحه. (بحار الانوار ج6 ص164)

    یکی از اتفاقاتی که برای مؤمن، هنگام ترک دنیا می‌افتد این است که ملک الموت، هنگامی که برای گرفتن جانش نزد او می‌آید، به او دلداری داده و می‌گوید: «من از پدر مهربان هم نسبت به تو مهربان‌تر و دلسوزترم. چشم‌هایت را باز کن و ببین. وقتی او چشم‌هایش را باز می‌کند، می‌بیند که پیامبر صلوات‌الله‌علیه و امیر المومنین و امام حسن و امام حسین (علیهم‌السلام) و حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) نزد او آمده‌اند. او با دیدنشان خوشحال می‌شود. از جانب عرش ، ندایی مؤمن را خطاب قرار داده و می‌گوید: ای نفس مطمئنه به محمد (صلوات‌الله‌علیه) و آلش! به نزد پروردگارت برگرد که هم تو از او خوشنودی، هم او از تو خوشنود است. به جمع بندگانم بپیوند و وارد بهشتم شو».
    در مقابل با کافر آنچنان رفتار می کنند که توصیفش سخت است.

    امام صادق علیه‌السلام به یکی از اصحابش که از ایشان درخواست کرده بود مرگ را برایش توصیف کند، چنین فرمود:
    «مرگ برای مؤمن مانند بهترین بویی است که آن‌را استشمام می‌کند. به خاطر بوی خوشش به خواب می‌رود و همه سختی‌ها و دردها به پایان می‌رسد. اما برای کافر مانند نیش افعی و گزش عقرب یا شدیدتر از آن است. برای برخی از کافران و گناهکار ، از بریده شدن با ارّه و تکه شدن با قیچی و برخورد سنگ به او و چرخاندن سنگ آسیاب بر حدقه چشم است. آن مؤمنی که به آسانی جان خود را تسلیم می‌کند علتش آن است که خداوند خواسته هرچه سریع‌تر او به پاداش آن عالم نائل شود، و آن مؤمنی که سکرات مرگ را با دشواری پشت سر می‌گذارد، برای این است که گناهانی که در دنیا مرتکب شده جبران شود، تا پاک و پاکیزه وارد آن عالم شود و بدون هیچ مانعی استحقاق پاداش ابدی را پیدا کند و آن کافری که به آسانی جان می‌دهد، این راحتی، پاداش کارهای خیری است که در دنیا انجام داده تا وقتی که از دنیا می‌رود دیگر طلبی از خدا نداشته باشد و برایش کار نیکی باقی نماند مگر آن‌چه موجب عقاب است و جز گناهانش چیزی در نامه عملش وجود نداشته باشد و آن کافری که با سختی، سکرات‌ مرگ را می‌گذراند؛ از همان لحظه نخست، عذاب و شکنجه او شروع می‌شود و چون خدا عادل است، به هیچ‌کس ستم نمی‌کند (حتی نسبت به کافران نیز عدالتش را اجرا می‌کند و حقی از آن‌ها ضایع نمی‌کند)(معانی الاخبار ص287)


    ادامه دارد

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    چرا دين برخلاف خواسته هاي ماست؟ حتي بهشتي رو هم كه دين ميگه نامفهومه به خاطر همين بهشت نيست
    بهشت اونچيزي هست كه ميفهميم و مي خواهيم ، نه چيزي كه از توان درك ما بالاتره و نمي خواهيم!!
    اما آنچه درباره بهشت فرمودید به نظر درست نمی آید اتفاقا بر عکس فرمایش شما را خیلی سوال می کنند که چرا خدا این قدر دنیایی در قرآن بهشت را معرفی می کند!!

    آری اگر بار دیگری در قرآن به آیات معرفی شده بهشت بنگریم می یابیم که خدا به زیبایی بهشت را توصیف کرده و به قول بزرگان تشبیه معقول به محسوس کرده برای این که ما بهتر آن لذات را درک کنیم.

    در زیر نمونه هایی را می آوریم:
    قرآن کریم در مقام ترسیم چهره و ویژگی های بهشت و بهشتیان آیات فراوانی را اختصاص داده است؛ مانند:
    1ـ باغ های طرب انگیز که زیر درختان آن نهرها جاری است. این بیان حدود 70 بار در قرآن آمده است.
    2ـ درختان و سایه های آن مانند میوه هایش همیشگی است: «أکلها دائم و ظلها؛ ميوه و سايه ‏اش پايدار است.» (رعد/ 35) و مأکولاتش همیشگى و سایه آن برقرار است
    3ـفرشتگان بر بهشتیان وارد می شوند و سلام و تحیت می گویند.
    4ـ لباس های آنان از حریر و پرنیان است.
    5ـ بر تخت ها تکیه زده، نه آفتاب سوزان می بینند و نه سرما.
    6ـ سایه درختان بهشتی بر سر بهشتیان و میوه هایش در دسترس آنان است.
    7ـ ساقیان زیبارو و حوریان با جام های سیمین و بلورین بر آنان دور می زنند.
    8ـ شراب هایی می نوشند که طبعش چون زنجبیل و عطرآگین است.
    9ـ چشمه ی سلسبیل در آن جاست.
    10ـ جهانی است بزرگ و کشوری است پرنعمت.
    11ـ لباسشان از استبرق و دست بندهایشان نقره فام است.
    12ـ ساقی شرابشان پروردگار، و شرابشان طاهر و پاک است.
    13ـ در رخسارشان شادمانی نعمت های بهشتی پدیدار است.
    14ـ شرابشان ناب و سر به مهر و دست نخورده است.
    15ـ ترکیب طبع آن شراب این که به مشک مهر کرده اند و از عالم بالا است: «و مزاجه من تسنیم؛ تركيبش از [چشمه] تسنيم است.» (مطففین/ 27) و ترکیب طبع آن شراب ناب از (چشمه اى از) عالم بالاست.
    تذکر: برخی از چشمه های بهشتی خالص و ناب است، مانند چشمه تسنیم و برخی از چشمه ها مزیجی و امتزاجی از تسنیم دارد مانند چشمه ی رحیق.
    16ـ آب های بهشت هیچ گاه گندیده نمی شود و طعمش تغییر نمی کند. «مثل الجنة التى وعد المتقون فیها انهار من ماء غیر اسن و انهار من لبن لم یتغیر طعمه و انهار من خمر لذة للشاربین و انهار من عسل مصفى و لهم فیها من کل الثمرات و مغفرة من ربهم؛ صفت بهشتى که پرهیزکاران بدان وعده شده اند (این چنین است که) در آن نهرهایى است از آبى که طعم و بویش برنگشته، و نهرهایى از شیر که طعمش تغییر نکرده، و نهرهایى از شراب که سراپا لذت است براى نوشندگان، و نهرهایى از عسل تصفیه شده، و براى آنها در آنجا از هر گونه میوه هست و نیز آمرزشى از جانب پروردگارشان (آیا اینان) مانند کسانى اند که در آتش جاودانه اند و آبى جوشان به آنها خورانده مى شود که روده هایشان را پاره پاره مى کند.» (محمد/ 15) از این آیه به خوبى مى توان دریافت که موجودات بهشتى از گزند تغیر، فساد، عیب و نقص مصون اند.
    17ـ نهرهایی از شراب ناب که برای نوشندگان لذت بخش است و چشمه هایی از شیر که طعمش تغییر نیابد و چشمه هایی از عسل مصفا در آن جاست.
    18ـ جایگاه امن، امان و سلامتی است.
    19ـ در آن جا برای بهشتیان از همه ی میوه ها به اضافه لطف و بخشش پروردگارشان هست. و آنچه که انسان بخواهد و چشم ها را به شوق و لذت اندازد مهیاست و انسان در آن جاوید باشد: «و فیها ما تشتهیه الأنفس و تلذ الأعین و أنتم فیها خالدون؛ و در آنجا هر چه نفوس را بر آن میل و اشتهاست و چشمها را شوق و لذت، مهیا باشد و شما مؤمنان در آن بهشت جاویدان متنعم خواهید بود.» (زخرف/ 71)
    20- بهشت جایگاهى ابدى است که هیچ گونه فساد و تباهى در آن راه ندارد: «مثل الجنة التى وعد المتقون تجرى من تحتها الانهار اکلها دائم و ظلها؛ وصف بهشتى که به پرهیزگاران وعده داده شده این است که از زیر (ساختمان ها و درختان) آن همواره نهرها در جریان است میوه و خوراکى و روزى فراوان آن دائمى و سایه اش همیشگى است. این سرانجام کسانى است که تقوا ورزیده اند، و سرانجام کافران هم آتش است.» (رعد/ 35) پس هم بهشت مصون از زوال و نابودى است و هم اهل آن. چنانکه درسوره فرقان می فرماید: «قل اذلک خیر ام جنة الخلد التى وعد المتقون؛ بگو آيا اين [عقوبت] بهتر است‏ يا بهشت جاويدان كه به پرهيزگاران وعده داده شده است.» (فرقان/ 15) در جمله (ام جنة الخلد) اضافه جنت به خلد که به معناى جاودان است براى این است که دلالت کند بر اینکه بهشت مزبور فى نفسه و به خودى خود جاودانه و فنا ناپذیر است، همچنان که کلمه (خالدین) در آیه بعدى، براى این آمده که دلالت کند بر اینکه اهل این بهشت در آن جاودانند، و فنا به ایشان راه ندارد.
    21- بهشتیان هر چه بخواهند دارا می شوند «لهم فیها ما یشاون خالدین؛ جاودانه هر چه بخواهند در آنجا دارند.» (فرقان/ 16) یعنى متقین در بهشت از ناحیه خدا و تملیک او مالک و دارنده چنین چیزى هستند، که هر چه را بخواهند دارا شوند، و البته معلوم است که خواست ایشان جز به چیزى که دوست دارند تعلق نمى گیرد. به خلاف اهل آتش که به حکم آیه «و حیل بینهم و بین مایشتهون؛ میان آنان و آنچه دوست بدارند حائل و مانعى افکنده اند.» (سباء/ 54)
    22- مؤمنان پس از عبور از صراط و مواقف دیگر به سوى بهشتى سوق داده مى شوند که درهاى آن باز و گشوده است: «و سیق الذین اتقوا ربهم الى الجنة زمرا حتى اذا جاءوها و فتحت ابوابها و قال لهم خزنتها سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین؛ كسانى كه از پروردگارشان پروا داشته ‏اند گروه گروه به سوى بهشت ‏سوق داده شوند تا چون بدان رسند و درهاى آن [به رويشان] گشوده گردد و نگهبانان آن به ايشان گويند سلام بر شما خوش آمديد در آن درآييد [و] جاودانه بمانيد.» (زمر/ 73) در راه رسیدن به بهشت، ملائکه بهشتیان را همراهى مى کنند و نورى که مؤمنان در دنیا به واسطه ایمان و عمل صالح بدان منور شده اند راه آنان را روشن مى کند: «یوم ترى المؤمنین و المؤمنات یسعى نورهم بین ایدیهم و بایمانهم بشریکم الیوم جنات تجرى من تحتها الانهار خالدین فیها، ذلک هو الفوز العظیم؛ آن روز كه مردان و زنان مؤمن را مى‏ بينى كه نورشان پيشاپيششان و به جانب راستشان دوان است [به آنان گويند] امروز شما را مژده باد به باغهايى كه از زير [درختان] آن نهرها روان است در آنها جاودانيد اين است همان كاميابى بزرگ.» (حدید/ 12) اما قبل از ورود به بهشت هر ناپاکى از هستى آنان به عذاب موقت یا مغفرت و شفاعت زدوده مى شود. زیرا بهشت سراسر طهارت و پاکیزگى است و هیچ گونه پلیدى را بر نمى تابد.

    این ها گوشه ای از نعمت های بهشت است که خدا آنها رابه بیان دنیایی برای بهتر فهمیدن انسانها بیان کرده است.

    گفتنی است قرآن در اوصاف بهشت و همچنین در ویژگی های جهنم، به بیان آن دسته از مطالبی که برای همگان قابل ادراک است پرداخته، با بیان نمونه هایی که در این جهان وجود دارد مطلب را نزدیک ساخته است وگرنه، چنان که مکرر اشاره شد، نظام آخرت با نظام دنیایی تفاوت اساسی دارد و واژه دنیایی توان تفسیر کنه آن را ندارد؛ آن سان که جنین در رحم مادر توان درک واقعیت های خارج از رحم را ندارد. از این رو قرآن در موارد زیاد به مثال و نمونه اکتفا کرده، می فرماید: "مثل الجنة التی وعد المتقون تجری من تحتها الأنهار" و "مثل الجنة التی وعد المتقون فیها أنهار من ماء غیر اسن..." داستان بهشتى که به متقیان وعده دادند این است که در آن باغ بهشت نهرهایى از آب زلال دگرگون ناشدنى است. وگرنه نعمت هایی فراهم آورده است که از دسترس فهم و ادراک بشر خارج و خرد را توان تعقل آنها نیست، بلکه هیچ کس بر آنها آگاه نیست: «فلا تعلم نفس ما أخفی لهم من قرة أعین جزاء بما کانوا یعملون؛ هیچ کس نمی داند که پاداش نیکوکاریش چه نعمت ها و لذت های روشنی بخش دل و دیده است و در عالم غیب برای او چه ذخیره شده است.» (
    سجده/ 17) با این که می دانیم قرآن مقام و مرتبه رضا و خشنودی خداوند را نسبت به بسیاری از مقام ها برتر به شمار آورده است: «و رضوان من الله أکبر ذلک هو الفوز العظیم؛ و خشنودى خدا بزرگتر است اين است همان كاميابى بزرگ.» (توبه/ 72) و برتر و بزرگتر از هر نعمت، مقام رضا و خشنودى خداست و آن به حقیقت فیروزى بزرگ است بنابراین، نعمت ها و لذت های بی نهایت که روشنی بخش دل و دیده است به مراتب باید برتر از مقام رضا باشد.


  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    اما آنچه درباره بهشت فرمودید به نظر درست نمی آید اتفاقا بر عکس فرمایش شما را خیلی سوال می کنند که چرا خدا این قدر دنیایی در قرآن بهشت را معرفی می کند!!

    آری اگر بار دیگری در قرآن به آیات معرفی شده بهشت بنگریم می یابیم که خدا به زیبایی بهشت را توصیف کرده و به قول بزرگان تشبیه معقول به محسوس کرده برای این که ما بهتر آن لذات را درک کنیم.

    در زیر نمونه هایی را می آوریم
    بله اما در قرآن چند بار آمده كه ما براي شما مثال ميزنيم و جز راسخون در علم بطن كلام ما را نمي فهمند
    مي توان گفت آيات مربوط به پاداش تمثيل و تشبيه است و كاركرد آن صرفا تشويق به عمل صالح است

    درثاني آنچه كه عموم ما انسانها مي خواهيم همين خواسته هاي نفساني است در حالي كه نعمت آخرت و خود آخرت در مقابل دنيا خواهي و نفسانيات و مبارزه با آن است ، چه طور ميشود كه ترك لذت مادي براي رسيدن مجدد به همان لذت يا بهتر از آن باشد؟؟؟؟

    لذا اينجاست كه حكماي اسلامي هم آيات پاداش و غيره را از باب مجاز ، استعاره و تشبيه ميدانند و كاركرد آن را صرفا تشويق به عمل صالح ميدانند
    در همين سايت هم هستند از كارشناسان و كاربران كه معتقدند كه اگر قرآن آنگونه كه هست نازل ميشد كسي چيزي نمي فهميد و هدايتي صورت نمي گرفت

    اين در حالي است كه بهشت و فهم لذت آن متوقف بر ادراك است
    بهشت خارج از درك ما به چه كار دنياي ما آيد؟؟؟؟؟؟

    ویرایش توسط غریبه آشنا : ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ در ساعت ۰۷:۴۴

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752



    نقل قول نوشته اصلی توسط امین نمایش پست ها
    اما اینکه چه رابطه ای بین صحبت از انذارهای دینی مثل مرگ و عذاب اخروی و ... با افسردگی و ناامیدی وجود دارد، باید عرض کنم این مسئله ناشی از عمل ناقص به دین است؛ چون دین در کنار اینکه از عذاب آخرت صحبت می کند، از امید به خدا هم سخن به میان آورده و حتی بزرگترین گناه را ناامیدی از رحمت خدا می داند.
    سلام و تشكر
    چه اميدي؟؟؟
    وقتي قراره كه بميريم(به حكم قطعي) و همه از هم جداشوند ديگر به چه چيزي اميد داشته باشيم؟؟؟
    به زندگي در دنيايي كه هيچي ازش نميدانيم..!؟ به تخفيف در عذاب قبر و برزخ ؟ به اينكه شايد بعد از ميليونها سال به بهشت برويم؟
    آن هم چه بهشتي؟ بهشتي كه از درك ما خارج است؟ اين شد بهشت؟

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    روانشناسی؛ قرآن ؛فلسفه؛ کلام
    نوشته
    893
    حضور
    31 روز 13 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    4654



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    سلام و تشكر
    چه اميدي؟؟؟
    وقتي قراره كه بميريم(به حكم قطعي) و همه از هم جداشوند ديگر به چه چيزي اميد داشته باشيم؟؟؟
    به زندگي در دنيايي كه هيچي ازش نميدانيم..!؟ به تخفيف در عذاب قبر و برزخ ؟ به اينكه شايد بعد از ميليونها سال به بهشت برويم؟
    آن هم چه بهشتي؟ بهشتي كه از درك ما خارج است؟ اين شد بهشت؟
    سلام

    مسئله اساسی در همین نکته ای است که شما گفتید. ریشه اساسی مشکل ما این است که از دنیایی که قرار است بعد از مرگ در آن زندگی کنیم هیچ چیزی نمی دانیم. لذا یکی از مقدمات حل این مسئله کسب علم و آگاه در مورد آن است.
    علم و آگاهی مراتب مختلفی دارد. بله عقل انسان عادی توان درک آنچه را که در برزخ و قیامت قرار است بگذرد را ندارد و لذا خداوند در قرآن طوری آن را تفسیر می کند که برای ما ملموس و قابل فهم باشد. مثلا شما قرار است برادر کوچک 8 ساله خود را به باغی ببری که خیلی بزرگ و زیبا و خوش آب و هواست. برای اینکه آن فضا را برای او ترسیم کنید شما از معلمومات و تجربیات او استفاده می کنید. مثلا می گویید باغ لواسون رو که دیدی؟ صد برابر خوشگل تر و بزرگتر و بهتر. اما ایا این به این معناست که این دو کاملا شبیه به هم هستند؟! البته این مثال تشبیه دو مادی بود. در تشبیه یک امر غیر مادی با مادی هم همین مسئله صادق است؛ یعنی باید طوری آن را تفسیر کرد که به اندازه فهم و درک فرد مقابل باشد. همین مقدار برای ایجاد انگیزه در او کافی است. فهم دقیق آن برای زمانی است که خودش از نزدیک آن را درک کند.

    بنابراین آنچه که سعادت زندگی دنیوی و اخروی ما را ضمانت می کند عمل کامل به دین است وگرنه عمل ناقص به آن ممکن است عوارضی مثل ناامیدی و افسردگی را هم در پی داشته باشد. برای حل این نوع افسردگی هم دو راه بیشتر نیست. یا کلا دین را کنار بگذاریم که قطعا مشکلات زیاد دیگری برای ما ایجاد خواهد شد و یا اینکه سعی کنیم دین را به طور کامل عملی کنیم.

    پیروز و سربلند


  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 49

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود