جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زبان قوم چيست ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    علاقه
    تدریس
    نوشته
    115
    حضور
    1 روز 1 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    120

    اشاره زبان قوم چيست ؟




    فناوری‌های نوین، ضرورت آموزش حوزه علمیه است

    وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ بِلِسانِ قَوْمِ

    زبان قوم چيست ؟
    آيا مي دانيد مقصود از لسان قوم در آيه فوق چيست؟ فرمايشات حضرت آيت الله العظمي جوادي آملي ادام الله ظله « امروز لسان قوم همين دوربين است و فيلم و هنر و فناوري هاي جديد ، اگر كسي امروز بخواهد با جوان و نسل جوان سخن بگويد بايد به زبان دوربين و فيلم حرف بزند منتها اين بايد عاقلانه مطلب را بفهمد و هنرمندان هم بايد كه از مرحله خيال و توهم بگذرند به فهم و عقل برسند اين همكاري حوزه و دانشگاه همكاري حوزه و هنر يعني همين ! آن وقت است كه شما مي‌توانيد يك مجلسي تشكيل بدهيد كه يك ميليارد مستمع داشته باشد دفعتاً واحدةً اين آيه شريفه كه فرمود « و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه » معنايش همين است بايد بدانيم تنها اين‌چنين نيست كه انسان با كتاب حرف بزند الآن اگر كسي بخواهد فقط با كتاب حرف بزند حوزه نفوذ و بُردش بسيار كم است يا بخواهد با سخنراني يا با كتاب نوشتن يا با مقاله‌نوشتن بخواهد حرف بزند حوزه نفوذش بسيار ضعيف است ولي با زبان هنر بخواهد حرف بزند مي‌بينيد يك ميليارد مستمع مي تواند پيدا كند »
    زبان قوم چيست ؟ زبان قوم چيست ؟ زبان قوم چيست ؟ زبان قوم چيست ؟ زبان قوم چيست ؟


  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,022
    حضور
    192 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28749



    زبان قوم وجهانی بودن قران ؟

    در قرآن كريم آياتي مشتمل بر این حقيقت نازل شده است که زبان هر پیامبری با زبان قوم خودش همسان است :
    « وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ بِلِسانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ فَیُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدی مَنْ یَشاءُ وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ ؛ (1) و ما هیچ پیامبرى را جز به زبان قومش نفرستادیم، تا [حقایق را] براى آنان بیان کند. پس خدا هر که را بخواهد بى‏راه مى‏گذارد و هر که را بخواهد هدایت مى‏کند، و اوست ارجمند حکیم» .
    ما معتقديم اين حقيقت کاملا درست و قابل قبول و منطقي است و اتفاقا شواهد تاريخي هم منطبق بر همين امر است ، زیرا یقینا پیامبری که در میان اقوام آریایی مبعوث شد ،یعنی حضرت زرتشت به زبان همین اقوام سخن می گفت ، چنان که پیامبران سایر ادیان به زبان قوم خود ، عبری ، عربی ، سریانی و... سخن می گفتند ، اما آیا این بدان معنا است که لزوما باید بین پیامبری یک پیامبر و مردمی که در تحت رسالت و شریعت او محسوب می شوند، اشتراک زبانی وجود داشته باشد .
    طرح این ادعا بر اساس این فرضیه است که یقینا در هر زمان همه پیامبران تنها برای قوم خود مبعوث می شوند و بس . رسالت و شریعت آن ها ربطی به مردم سایر اقوام و گویش ها ندارد ، هرچند فاصله جغرافیایی بسیار کمی داشته باشند یا حتی در همان سرزمین زندگی کنند ، امری که به هیچ وجه قابل قبول نیست .
    از زمان های قدیم تا کنون همواره دیده شده که در یک سرزمین مردمی از اقوام و زبان های مختلف وجود داشته اند ،مثلا در تاریخ ثبت است که در مصر باستان علاوه بر قبطیان که به زبان سریانی سخن می گفتند ، اقوام عبرانی زبان نیز سکونت داشتند . آیا می توان پذیرفت که پیامبری که بر این منطقه مبعوث شده ،تنها برای یکی از این اقوام باشد و دیگری پیامبری نداشته باشد ، یا دو پیامبر همزمان در یک منطقه مبعوث شوند ؟
    به عبارت روشن تر می توان گفت اصولا تصور لزوم اشتراک زبانی بین توده مردم و پیامبرشان امری نامعقول و غیر ممکن است ، زیرا تنها در کشوری مانند ایران در گذشت های نه چندان دور بیش از ده ها زبان و گویش متفاوت وجود داشت که امکان برقراری ارتباط زبانی بین این اقوام مانند ترک و کرد در یک منطقه محدود جغرافیایی ، یا بین ترکمن و مازنی و گیلک در نوار شمالی ایران چندان ممکن نبود و بر اساس قانون مورد توجه نگارنده لازم بود در کشوری مانند ایران ده ها پیامبر مبعوث گردد.
    مشکل کار این جاست که این تنوع زبانی در کشوری مانند هند به صدها زبان می رسید . در نتیجه داستان بعثت انبیا چیزی شبیه فرستادن معلم برای مناطق مختلف روستایی در کشور ما می شد که با اهداف بلند وحدت ملت ها و امت ها همخوانی نداشت .
    البته در مراحل اولیه ارسال رسولان که امکان ارتباط زمینی یا فکری و فرهنگی بین مناطق گوناگون و ابزار گسترش افکار و عقاید بسیار محدود و دشوار بود ، محدوده جغرافیایی فعالیت انبیا در اکثر موارد بسیار محدود بود ، اما در عین حال پیامبرانی اولوا العزم در هر برهه زمانی ظهور می یافتند که شریعتی کامل و جامع را ارائه داده ،همه اقوام و امم را به تبعیت از آن فرا می خواندند تا فرایند تکامل فکری و عملی بشر در حرکتی هماهنگی رشد یافته ، رو به کمال نهد و توده های گسترده بشری به یک وحدت رویه فکری و عملی برسند . در این مسیر تا سال ها همه انبیایی که درمناطق محدود به بعثت می رسیدند، مبلغ و مروج شریعت آنان بودند .
    در عین حال چه این انبیای اولوا العزم و چه دیگر پیامبرانی که قلمرو رسالت شان محدود بود ، در میان قوم خود و در یک منطقه مشخص رسالت خود را آغاز می نمودند . در همه پیامبران این اصل رعایت می شد که بین این بزرگواران و مخاطبان اولیه شان اشتراک زبانی و قبیله ای وجود داشته باشد تا زمینه پذیرش ادعای نبوت آن ها و ایمان به ارتباط این افراد شناخته شده با عالم غیب آسان تر و راحت تر باشد .
    اما این به این معنا نبود پیامبری که دارای رسالت و شریعتی فرا منطقه ای بود، بعد از ابلاغ فرامین الهی در منطقه خود به گسترش و ترویج رسالت خود در مناطق دیگر اقدام نکرده ،به توسعه این معارف الهی نپردازد . شواهد گوناگون تاریخی از سفرهای انبیا به مناطق مختلف یا نامه نگاری های آنان به سلاطین و پادشاهان مناطق دیگر بهترین گواه بر این حقیقت است .به علاوه اصولا تشابه زبان يك پيامبر با همه افراد منطقه بعثت وي امری ناممکن و غیر معقول نیز به حساب می آید ، زیرا یقینا در هر برهه زمانی تعداد محدودی پیامبر در مناطق مختلف مبعوث می شدند و تا سالیان سال در آن منطقه پیامبر دیگری مبعوث نمی شد ، حال آن که در بسیاری از مناطق ترکیب جمعیتی و گویش عمومی مردم در برهه های تاریخی معین تغییرمی یافت . در این صورت با تغییر تدریجی زبان منطقه وسیعی از خاورمیانه از عبری به عربی باید گفت دیگر دین و آیین قبلی آنان که بر اساس زبان پیامبرشان بود ،برای آن ها اعتباری ندارد و پیامبر پیشین دیگر پیامبر آنان محسوب نمی شود .
    بنابراین درست است که هر پیامبری به زبان قومی که بین آنان مبعوث شده، سخن می گفته؛ ولی بدین معنا نیست که باید فقط تابع پیامبرانی باشیم که به زبان خودمان سخن گفته و نه پیامبرانی که به زبان دیگر سخن گفته اند .
    اسلام نيز در سرزمين حجاز و منطبق بر همان زبان نازل شد و تعاليم خود را در همان منطقه گسترش داد اما به مرور زمان اين دين و آيين به همه مناطق ديگر گسترش يافت و عربي بودن قران دليلي بر محدود بودن آن نمي شود چنان كه خود قرآن به صراحت به اين امر اشاره مي فرمايد و پيامبر خود را فرستاده اي براي همه مردم مي خواند :
    « وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ کَافَّةً لِلنَّاسِ بَشیراً وَ نَذیرا ؛ (2) تو را جز براى اینکه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و (از عذابش) بترسانى نفرستادیم‏»
    يا مي فرمايد :
    «تَبارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى‏ عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعالَمِینَ نَذِیراً؛جاوید و پر برکت است خداوندى که قرآن را بر بنده‏اش نازل کرد تا همه جهانیان را انذار کند»


    پي نوشت ها:
    1. ابراهيم (14) آيه 4
    2. سبأ(34) آيه 28
    3. فرقان (25) آيه

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود