صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: غیبت می کنیم چون طرف مومن نیست!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    علاقه
    زیارت قبور متبرکه اهل بیت سلام الله
    نوشته
    117
    حضور
    13 روز 23 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    717

    غیبت می کنیم چون طرف مومن نیست!




    با سلام
    احادیثی زیادی درباره رذیلت غیبت داریم و حتی در احادیث غیبت را بالاتر از گناه زنا میداند
    عده ای که هستند که برای توجیه غیبت می گویند فردی که ما داریم غیبتش را می کنیم که مومن نیست به این دلیل که واجبات دینی خود را انجام نمی دهند و خداوند گفته پشت سر برادر مومن خود حرف نزنید اما کسی که مومن نیست که پیش خدا ابروی ندارد این ابروی مومن است که از کعبه هم با ارزش تر است نه ابروی افراد گنهکار
    از طرفی در احادیث داریم افرادی که اشکارا گناه میکنند غیبت انها اشکال ندارد
    سوال من اینه که این که مجازات ها و عواقبی که برای غیبت در نظر گرفته شده برای غیبت پشت سر مومن است یا فرقی ندارد ؟
    سوال بعدیم کسی که واجبات دینو انجام نمی ده اما مسلمان است مومن محسوب نمی شود؟
    پیش من و دلم تا روز قیامت عهدی است
    فرماندهی کل قوایم مهدی عج است

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 23 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58313



    با نام و یاد دوست





    غیبت می کنیم چون طرف مومن نیست!








    کارشناس بحث: استاد سینا


  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    2,182
    حضور
    17 روز 13 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15131



    در رابطه با غیبت لازم است توجه شود که غیبت یکی از انحرافات زبان است بدین معنا که انسان پشت سر کسی عیوبش را فاش نماید به گونه ای که وقتی آن شخص می شنود ناراحت شود.

    در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که غیبت آن است که درباره برادر مسلمانت چیزى بگویى که خداوند آن را بر او مستور داشته است.(1)

    بنابراین غیبت ارکانى دارد، اول این که سخنى را پشت سر کسى بگوییم، دوم این که آن سخن باید از قبیل ذکر عیوب باشد، و دیگر این که هنگامى که غیبت شونده آن را بشنود غمگین و ناراحت شود.

    بنابراین غیبت پشت سر مسلمان حرام است خواه مومن باشد یا نباشد . البته برای غیبت مستثنیاتی وجود دارد مثلا کسی که مسلمان است اما گناه می کند ودر عین حال متجاهر به فسق است یعنی به طور علنی گناه می کند و از گناه کردن خود ابایی ندارد در اینجا غیبت او حرمت ندارد اما اگر مسلمان است و برخی گناهان را انجام می دهد اما در عین حال متجاهر به فسق هم نیست یعنی گناهش علنی نیست در این حالت غیبت او حرام است.

    امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «اِذا جاهَرَ الْفاسِقُ بِفِسْقِهِ فَلا حُرْمَةَ لَهُ عَلى غَیْبَة; هنگامى که فاسق تظاهر به فسق کند، نه احترامى دارد و نه غیبتى».(2)

    بنابراین اگر شخصى گناهى کند و مستور باشد، غیبت او جایز نیست و البته غیبت شخص متجاهر به فسق نیز در خصوص آن عملى که تظاهر به آن مى کند جایز است، نه نسبت به تمام اعمالش.

    از نظر علمای اخلاق متجاهر به فسق نیز بر دو گونه است: نخست آنها که در یک عمل تجاهر دارند که تنها در همان عمل غیبت آنها جایز است، و دیگر کسانى که پرده حیا را دریده و جسورانه دست به هر گناهى مى زنند، این گونه اشخاص در هیچ چیز احترامى ندارند .

    توجه کنید که گنهکار بودن دیگران مجوزی برای غیبت نیست چرا که همه ی افراد خواه ناخواه کم یا زیاد گناه می کنند و اگر چنین جوازی وجود داشته باشد آبرویی برای کسی نمی ماند و سراسر اجتماع کینه و نفرت پدید می آید. گناهکار بودن به شرطی که شخص گنهکار گناهش را علنی انجام دهد مجوزی برای غیبت می باشد.



    1. وسائل الشّیعه، جلد 8، ابواب احکام العشره، صفحه 602.
    2. بحارالانوار، جلد 72، صفحه 253.
    ویرایش توسط سینا : ۱۳۹۳/۱۰/۱۳ در ساعت ۱۶:۵۵

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    2,182
    حضور
    17 روز 13 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15131



    خداوند متعال در قرآن، برخی از مسلمانان را شایسته مقام ایمان ندانسته، نام مسلمان را مناسب آنان معرفی نموده می‌فرماید:

    (قالَتِ الأْعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا).(1) اعراب مدعی ایمان شدند، ای پیامبر، به آنان بگو که لیاقت ایمان ندارید، ولی بگویید که ما اسلام آوردیم.


    این آیه مشخص می کند که بین مومن و مسلمان تفاوت وجود دارد با رجوع به تفاسیر به این مطلب می رسیم که اسلام همان اقرار لفظی و زبانی است که انسان با گفتن شهادتین در این دایره قرار می گیرد و حقوقی را به دلیل مسلمان بودن شامل حال خود می کند اما ایمان گامی بلند تر است بدین معنا که همان اقرار لفظی و زبانی باید از طرف قلب تایید شود و انسان قلبا معتقد باشد و در عمل نیز اعتقادش را پیاده کند بنابراین هر مومنی مسلمان است اما هر مسلمانی مومن نیست.

    در اصطلاح ايمان عبارت است از:اعتقاد قلبي، اقرار زباني و عمل كردن اعضاء به اركان دين و قبول شريعت.

    ایمان چیزی زاید بر تصدیق و اقرار زبانی است.«اسلام» ممكن است انگيزه ‏هاى مختلفى داشته باشد، حتى انگيزه‏ هاى مادى و منافع شخصى، ولى «ايمان» حتماً از انگيزه ‏هاى معنوى ، سرچشمه مى ‏گيرد، و نتیجه ی آن به صورت تقوا ظاهر می شود.

    در سخنان حضرت آیت الله مصباح یزدی در رابطه با تاثیر متقابل ایمان و عمل چنین آمده است:
    مذهب شيعه معتقد است که عمل اگر عملي صالح باشد ايمان را تقويت مي‌کند و اگر عملي فاسد باشد ايمان را تضعيف مي‌کند. اگر ايمان تقويت شود کم‌کم مراتب ايمان مؤمن بالاتر مي‌رود.
    آيات قرآن شاهد بر اين است که ايمان مراتب دارد: «وَ إِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا؛2
    هرگاه مؤمنين آيات قرآن را مي‌شنوند بر ايمان آن‌ها افزوده مي‌شود.»


    پس معلوم مي‌شود ايمان قابل افزايش است. اعتقاد شيعه اين است که اصل ايمان اعتقادي قلبي است همراه با حالت رواني انقياد و پذيرش و بنا گذاشتن به التزام به اين عقايد. اگر اين بناي عملي که امري اختياري و ارادي است به آن تصديق ضميمه شود - چون تصديق به معناي منطقي، اختياري نيست – ايمان شکل مي‌گيرد و اگر عمل صالح هم به دنبال آن بيايد ايمان رشد مي‌کند. ايمان مثل نهالي است که غرس کرده‌ايم. اگر آن را آبياري کنيم و غذاي مناسب به آن برسانيم رشد مي‌کند. و اگر انسان به لوازم ايمان، در عمل موفق نشد و مرتکب گناه شد مثل اين است که آب مسمومي پاي اين نهال ريخته شود. کم‌کم درخت ايمان لاغر مي‌شود، از سبزي و طراوت مي‌افتد، ديگر ميوه نمي‌دهد و تدريجا خشک مي‌شود و اصلا ريشه‌اش مي‌پوسد
    ايمان از يک طرف قابل افزايش، رشد، بالندگي و شکوفايي است و از طرف ديگر قابل پژمردگي، ضعف، لاغر شدن و کم کم سوختن و خشکيدن.



    (1) سوره حجرات: 14
    (2) . انفال، 2.

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    علاقه
    کامپیوتر و...
    نوشته
    24
    حضور
    1 روز 2 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    59



    با سلام و خسته نباشید بر شما کارشناسی گرامی:
    با توجه به موضوع غیبت :چند سئوال برام پیش امده!
    1.غیبت بر سر کسانیکه علنا گناه می کنند و فاسق هستند عیبی ندارد: لطفا چند مثال بزنید:منظور شما از علنا گناه کردن چی هست؟
    مثلا کسی که حسود هست و خیلی دروغ می گوید ایا میشه در مورد اش غیبت کرد؟؟؟ اگر بشه غیبت کرد فقط در مورد گناه دروغ اش فقط میشه غیبت کرد یا سایر گناه ها؟؟؟
    2. ایا واقعا 40 روز نماز باطل میشه؟؟ اگر اینجوری باشه همه نماز شان مشکل داره!!! الان مردم خوراک شان غیبت کردن هست!!!!
    چطور میشه کنترل کرد غیبت را؟
    در نتیجه خوش به حال انهایی که لال افریده شدند!!!
    سپاس

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    سینه زنی
    نوشته
    85
    حضور
    8 روز 22 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    302



    سلام
    در این موارد چگونه هست؟
    مثلا فردی از ما برای ازدواج داره تحقیق میکنه در این مورد غیبت محسوب میشه؟
    یا فردی یک اخلاق یا کار بدی داره و ما برای اینکه کسی اسیب نبینه به بقیه میگیم

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,126
    حضور
    136 روز 11 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19222



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدجعفر نمایش پست ها
    با توجه به موضوع غیبت :چند سئوال برام پیش امده!

    سلام. اگر اجازه بديد منم نظر خودم رو بگم تا نظر كارشناس رو هم بشنويم


    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدجعفر نمایش پست ها
    1.غیبت بر سر کسانیکه علنا گناه می کنند و فاسق هستند عیبی ندارد: لطفا چند مثال بزنید:منظور شما از علنا گناه کردن چی هست؟
    مثلا کسی که حسود هست و خیلی دروغ می گوید ایا میشه در مورد اش غیبت کرد؟؟؟ اگر بشه غیبت کرد فقط در مورد گناه دروغ اش فقط میشه غیبت کرد یا سایر گناه ها؟؟؟
    اصل غيبت مشكل داره و اينطور نيست كه اگر كسي گناه علني انجام داد ، مجاز باشيم براي دل خودمون غيبتش رو كنيم

    معصوم(ع) ميفرمايند:
    چيزي رو كه نميدوني نگو ، چيزي رو هم كه ميدوني همشو نگو

    ما بايد لزوم اون غيبت رو در نظر بگيريم. مثلاً يه نفر علني بي حجابه. خب چه لزومي هست كه ما به هر كسي رسيديم بگيم:
    اگه نميدوني بدون ، فلاني بي حجابه!

    حتي اون غيبتي كه مجاز هست هم چهارچوبي داره كه بايد رعايت بشه. آيا اون غيبت ضرورتي داره؟ آيا مشكلي رو حل ميكنه؟ آيا باعث اصلاح ميشه؟ آيا از خطري جلوگيري ميكنه؟

    مثال - 1:
    شخصي براي ازدواج درمورد دختري از ما نظر ميخواد و مثلاً اون دختر رو فقط در دانشگاه ديده. ما بهش ميگيم: اين خانم بيرون از دانشگاه بي حجابه

    مثال - 2:
    شخصي داره مواد مخدر جابجا ميكنه. ما هم به نيروهاي مربوطه اطلاع ميديم و هم به همسايه ها ميگيم كه هوشيار باشن




    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدجعفر نمایش پست ها
    2. ایا واقعا 40 روز نماز باطل میشه؟؟ اگر اینجوری باشه همه نماز شان مشکل داره!!! الان مردم خوراک شان غیبت کردن هست!!!!
    باطل شدن 40 روز نماز رو نميدونم ولي ميدونم كه غيبت از زنا بدتره. عجيب اينكه اگر تو كشور ما با يه نامحرم حرف بزني هزارتا حرف بهت ميزنن ، ولي 24 ساعت غيبت كني تقريباً كسي چيزي بهت نميگه!

    بله اكثر نمازها مشكل دارن. نه فقط بخاطر غيبت ، براي خيلي دلايل ديگه


    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,126
    حضور
    136 روز 11 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19222



    نقل قول نوشته اصلی توسط zaker_eshg نمایش پست ها
    مثلا فردی از ما برای ازدواج داره تحقیق میکنه در این مورد غیبت محسوب میشه؟
    سلام برادر
    همونطور كه تو پست قبلي هم گفتم ، بايد شرايط رو سنجيد

    مثلاً خانوادهء دختر ميان و از شما درمورد دوست شما كه از دخترشون خواستگاري كرده ميپرسن. شما هم ميدونيد مثلاً دوستتون دو تا اشكال داره
    يكي از اين اشكال ها به اون خانم و زندگي مشترك مربوط ميشه و يه اشكال مربوط نميشه


    اولي رو بايد بگيد ، ولي دومي نيازي به گفتنش نيست. همون اولي رو هم در حدي كه نيازه بايد گفته بشه. مثلاً اگر گفتن 60 درصد از اون اشكال نيازه ، 40 درصد ديگه رو نيازي نيست عنوان بشه


    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    2,182
    حضور
    17 روز 13 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15131



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدجعفر نمایش پست ها
    با سلام و خسته نباشید بر شما کارشناسی گرامی:
    با توجه به موضوع غیبت :چند سئوال برام پیش امده!
    1.غیبت بر سر کسانیکه علنا گناه می کنند و فاسق هستند عیبی ندارد: لطفا چند مثال بزنید:منظور شما از علنا گناه کردن چی هست؟
    یکی از مواردی که غیبت در آن حرام نیست بحث تجاهر به فسق است. متجاهر به فسق هم که توضیح دادیم بدین معنا که کسی گناهی را آشکارا انجام می دهد و ازمرتکب شدن به این گناه هیچ باکی ندارد.البته در رابطه با متجاهر به گناه و مصر به گناه تفاوت وجود دارد و علمای اخلاق ما را به دقت و ظرافت این مساله توجه داده اند.گاهی کسی متجاهر به گناه هست یعنی آشکارا گناه می کند اما اصرار بر گناه ندارد یعنی تعداد دفعات گناه در اینجا مطرح نیست پس شخص متجاهر می تواند مصر باشد و می تواند مصر نباشد یعنی پی در پی گناه کند یا چند وقت یک بارگناه کند. اما مصر در گناه اصرار بر گناه دارد به طور پی در پی و او هم می تواند متجاهر باشد و آشکارا گناه کند و می تواند مخفیانه گناه کند . جایی که جواز غیبت وجود دارد تجاهر به فسق است یعنی آشکارا گناه کردن پس ممکن است کسی مصر بر گناه باشد و اصرار هم دارد اما مخفیانه گناه انجام می دهد توجه کنید که در این حالت غیبت جایز نیست.نکته ی دیگر این که وقتی می گوییم متجاهر به فسق مقابل دیگران گناه انجام می دهد منظور همه ی مردم شهر یا منطقه نیست بلکه منظور از تجاهر علنی بودن در آن جمع هست به طوری که باکی از آشکار شدن گناه جلوی دیگران ندارد.نکته ی مهم دیگر این که جواز غیبت فقط مربوط به همان گناهی است که علنا انجام می گیرد نه گناهان دیگر شخص و نکته ی مهم دیگر این که گاهی شخص جلوی جمعی متجاهر هست و جلوی برخی دیگر متجاهر نیست مثلا گناهی را در جمع دوستان انجام می دهد ولی در حضور سایر مردم انجام نمی دهد در اینجا غیبت این شخص مقابل سایر مردم جایز نیست چون در برابر آنها متجاهر نیست.
    همانطور که گفتیم مومن حرمت دارد اما چنانچه شخصی با عمل حرمت خود را زیر سوال ببرد دیگر جایی برای حرمت او باقی نمی ماند و جواز غیبت متجاهر هم به همین دلیل است که خودش با گناه آشکار خود حرمت خود را شکسته و در این حالت دیگران وظیفه ای برای رعایت حرمت او ندارند.بد حجاب ،رباخوار و تارک نماز نمونه هایی از متجاهرین به فسق هستند البته با همان شرایطی که گفته شد غیبتشان جایز است.



  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    2,182
    حضور
    17 روز 13 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15131



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدجعفر نمایش پست ها
    با سلام و خسته نباشید بر شما کارشناسی گرامی:
    با توجه به موضوع غیبت :چند سئوال برام پیش امده!

    مثلا کسی که حسود هست و خیلی دروغ می گوید ایا میشه در مورد اش غیبت کرد؟؟؟ اگر بشه غیبت کرد فقط در مورد گناه دروغ اش فقط میشه غیبت کرد یا سایر گناه ها؟؟؟
    کسی که گناه را علنا انجام می دهد و از انجام گناه ابایی ندارد متجاهر به فسق است حسادت و دروغ نیز از گناهان بزرگی است که چنانچه شخص شرایط تجاهر را داشته باشد مشمول جواز غیبت می شود.و غیبت فقط در مورد گناهی که در آن تجاهر می کند مجاز است نه سایر گناهان


  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 14

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود