جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دلایل ضرورت ولایت فقیه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    علاقه
    کامپیوتر و...
    نوشته
    24
    حضور
    1 روز 2 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    59

    اشاره دلایل ضرورت ولایت فقیه




    با سلام بر اساتید
    دلایل ضرورت ولایت فقیه در حکومت اسلامی چی هست؟؟
    لطفا مختصرا و ساده و شیوا توضیح دهید!

    سپاس
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۱۰/۲۲ در ساعت ۱۰:۴۰

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58293



    با نام و یاد دوست





    دلایل ضرورت ولایت فقیه








    کارشناس بحث: استاد سعید


  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    فلسفه - فقه استدلالی
    نوشته
    885
    حضور
    13 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3130



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدجعفر نمایش پست ها
    با سلام بر اساتید
    دلایل ضرورت ولایت فقیه در حکومت اسلامی چی هست؟؟
    لطفا مختصرا و ساده و شیوا توضیح دهید!

    سپاس
    سلام علیکم
    دلایل ضرورت ولایت فقیه در زمان غیبت امام معصوم (عجل الله تعالی فی فرجه الشریف)، شامل دو قسم، ادله عقلی و ادله نقلی است. این ادله، بسیار فراوان هستند، ولی در این جا، به برخی از مهم ترین آنها به صورت کوتاه و شیوا اشاره می گردد.


    دلیل عقلی
    عقل بشری از تدوین قانون جامع و کامل برای رسیدن انسان به کمال واقعی ناتوان است؛ بنابراین زندگی اجتماعی انسان و نیز کمال فردی و معنوی او نیازمند قانونی است که مصون از خطا و نقصان باشد.از طرفی به دلیل ویژگیها و نارسائی های زبان و یا خطای در فهم و یا علل دیگر، امکان ابهام و اختلاف در قوانین وجود دارد؛ بنابراین همیشه قوانین نیازمند تبیین و تفسیر اند، از این رو قرآن کریم یکی از وظایف پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) را تبیین و تفسیر وحی معرفی می کند: «و أنزلنا إلیک الذکر لتبین للناس ما نزل إلیهم» (1) و چون احکام و قوانین اجتماعی اسلام همانند احکام عبادی ابدی و جاودانه اند و غرض خداوند از انزال این دستورات جامع و کامل، تحقق عملی این قوانین و اجرای احکام دینی در زندگی فردی و اجتماعی است تشکیل حکومت دینی امری ضروری است؛ زیرا اجرای بسیاری از این احکام فقط با وجود یک تشکیلات منسجم امکان پذیر است.
    پس از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نیز بیان و کلام امامان معصوم (علیهم السلام) در تفسیر وحی الهی معتبر و حجت است؛ زیرا ایشان نیز مطابق تصریح نصوص معتبر دینی جانشینان پیامبر بوده و از علم لدُنی بهره مند و به علم مکنون الهی متصل هستند.


    در عصر غیبت ولی عصر (عجل الله تعالی فی فرجه) نیز که مسلمانان و جامعه اسلامی از ادراک برکات خاص ظهور ایشان محرومند، جاودانگی اسلام اقتضا دارد که دو شأن تعلیم دین و اجرای احکام اسلام ـ که از شؤون امامت هستند ـ تداوم یابد که این دو وظیفه، بر عهده نائبان ولی عصر (عجل الله تعالی فی فرجه) می باشد که فقیهان عادل و اسلام شناس، از سویی با سعی بلیغ و اجتهاد مستمر، احکام کلی شریعت را نسبت به همه موضوعات و از جمله مسائل جدید و بی سابقه تبیین می نمایند و از سویی دیگر، با اجرای همان احکام استنباط شده، ولایت اجتماعی و اداره جامعه مسلمین را تداوم می بخشند. (2)
    اکنون با توجه به وجود احکام اجتماعی فراوان در اسلام و لزوم اجرای آنها و اینکه لازمه قطعی اجرای آنها، داشتن تشکیلات حکومتی و قدرت سیاسی و نظامی است. آیا در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فی فرجه)، خداوند متعال از این احکامی که برای کمال و سعادت انسانها قرار داده صرف نظر کرده و تنها به احکام فردی اسلام اکتفا می کند؟
    و به عبارت دیگر در زمانی که ما به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و امام معصوم (علیه السلام) دسترسی نداریم، بخشی از احکام خداوندی یعنی احکام اجتماعی تعطیل می شود و تنها به احکام فردی مانند نماز و روزه و طهارت و نجاست اکتفا می شود، لازمه چنین فرضی نقض غرض پروردگار متعال و خلاف حکمت اوست؛ چراکه غرض خداوند (تبارک و تعالی) در تشریع احکام به کمال رسیدن انسان است، و آن چه که سعادت انسان را تأمین می کند و او را به کمالی در خور و متناسب با ظرفیت وجودی او می رساند، مجموعه احکام اعم از فردی و اجتماعی است، نه فقط بخشی از آن. و به طور اصولی، اگر احکام اجتماعی هیچ نقشی در سعادت و کمال انسان نداشت، از ابتدا وضع نمی شد. بنابراین تأثیر این احکام در کمال و سعادت انسان قطعی و تعطیل آنها مخل به کمال و سعادت انسان و خلاف حکمت الهی است.



    دلیل نقلی
    ادله نقلی این مسأله، عبارت است از روایاتی که دلالت بر ارجاع مردم به فقهاء برای رفع نیازهای حکومتی به خصوص مسائل قضائی و اختلافات حقوقی دارد و یا فقهاء را به عنوان امناء یا خلفاء و وارثان پیامبران و کسانی که مجاری امور به دست ایشان است معرفی می کند که از میان این روایات، به سه روایت اشاره می شود:

    1. روایتی که در بین فقهاء، به توقیع شریف مشهور است و مرحوم شیخ صدوق در کتاب «اکمال الدین» آن را آورده که حضرت مهدی (عجل الله تعالی فی فرجه) در این روایت می فرماید: «أما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فإنهم حجتی علیکم و أنا حجة الله علیهم» (3)
    امام زمان (عجل الله تعالی فی فرجه) در پاسخ به سؤال اسحاق بن یعقوب که در نامه ای پرسید در حوادثی که در زمان غیبت واقع می شود وظیفه ما چیست؟ فرمود: «در وقایع و رخدادهایی که برای شما پیش می آید (و کار بر شما مشکل می شود) به کسانی که روایات ما را برای شما روایت می کنند (فقهاء و مجتهدان آگاه) مراجعه کنید؛ زیرا آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنان هستم.»
    منظور از حوادثی که مردم باید در آنها به عالمان دینی مراجعه کنند، بیان احکام و مسائل جزئی نیست؛ بلکه امور اجتماعی و رهبری جامعۀ مسلمین است؛ زیرا امام (عجل الله تعالی فی فرجه) مردم را در اصل حوادث به عالمان دینی ارجاع داده است نه در حکم حوادث.

    2. روایتی دیگر به مقبوله عمر بن حنظله مشهور است که چون درنزد عالمان وحدیث شناسان بزرگ پذیرفته شده به «مقبوله» شهرت یافته است. «من کان منکم قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف أحکامنا...» یعنی: هر کس از شما که راوی حدیث ما باشد و در حلال و حرام بنگرد و .... همانا من او را حاکم بر شما قرار دادم. (4)
    عبارت «نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف أحکامنا» می رساند که تنها کسانی صلاحیت مرجعیت و حاکمیت را دارند که قدرت استنباط احکام دینی را داشته باشند. یعنی در زمان غیبت، بر همه مردم واجب است که از فقهائی که حلال و حرام خداوند را اجتهاد می کنند، اطاعت نمایند.
    3. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اللهم ارحم خلفائی، قیل یا رسول الله! و من خلفاؤک؟ قال: الذین یأتون من بعدی و یروون حدیثی و سنتی»؛ (5) خدایا جانشینان مرا مورد رحمت خویش قرار ده. از آن حضرت پرسیدند جانشینان شما چه کسانی هستند؟ آن حضرت فرمود: آنانی که پس از من می آیند و حدیث و سنت مرا روایت می کنند.
    در کلمات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه (علیهم السلام) راویان حدیث معنای عمیق تر و عام تری نسبت به ناقلان حدیث دارد، و راوی کسی است که قدرت تعلیم، تفسیر و استنباط داشته باشد.

    از مجموع دلایل عقلی و نقلی مذکور به خوبی روشن می شود که وجود ولایت فقیه برای تداوم حاکمیت الهی و ایجاد یک نظام اسلامی و مبتنی براحکام و ارزش های الهی، امری ضروری و بدیهی است.

    منابع و مآخذ:
    1. نحل: 16/ 44.
    2. جوادی آملی، عبدالله، ولایت فقیه، ص237.
    3.
    صدوق قمی، محمد بن علی، اکمال الدین و اتمام النعمه، ج2، باب45، ح4؛ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج2، باب11، ح9.
    4. کلینی، ممحد بن یعقوب، الکافی، ج1، باب اختلاف حدیث، ح1.
    5. صدوق قمی، محمد بن علی، کتاب من لایحضره الفقیه، ج4، ح5919
    .


    در پناه خداوند و امام زمان (عجل الله تعالی فی فرجه) باشید.

    ویرایش توسط سعید : ۱۳۹۳/۱۰/۲۳ در ساعت ۱۳:۳۰

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    فلسفه - فقه استدلالی
    نوشته
    885
    حضور
    13 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3130

    جمع بندی




    پرسش:
    دلایل ضرورت ولایت فقیه در زمان غیبت امام معصوم
    (علیه السلام) چه هستند.؟

    پاسخ:
    دلایل ضرورت ولایت فقیه در زمان غیبت امام معصوم (عجل الله تعالی فی فرجه)، شامل دو قسم: ادله عقلی و ادله نقلی است. این ادله، بسیار فراوان هستند؛ ولی در این جا، به برخی از مهم‌ترین آن‌ها به صورت کوتاه و شیوا اشاره می‌گردد.

    ــ دلیل عقلی
    عقل بشر از تدوین قانون جامع و کامل برای رسیدن انسان به کمال واقعی ناتوان است؛ بنا بر این زندگی اجتماعی انسان و نیز کمال فردی و معنوی او نیازمند قانونی است که مصون از خطاء و نقصان باشد. از طرفی، به دلیل ویژگی‌ها و نارسائی‌های زبان و یا خطاء در فهم و یا علل دیگر، امکان ابهام و اختلاف در قوانین وجود دارد؛ بنا بر این همیشه قوانین، نیازمند تبیین و تفسیر هستند، از این رو، قرآن کریم، یکی از وظایف پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را تبیین و تفسیر وحی معرفی می‌کند: «و أنزلنا إلیک الذکر لتبین للناس ما نزل إلیهم»(1) و چون احکام و قوانین اجتماعی اسلام همانند احکام عبادی ابدی و جاودانه هستند و غرض خداوند از انزال این دستورات جامع و کامل، تحقق عملی این قوانین و اجرای احکام دینی در زندگی فردی و اجتماعی است، تشکیل حکومت دینی، امری ضروری است؛ زیرا اجرای بسیاری از این احکام، فقط با وجود یک تشکیلات منسجم امکان پذیر است.
    پس از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نیز بیان و کلام امامان معصوم (علیهم السلام) در تفسیر وحی الهی معتبر و حجت است؛ زیرا ایشان نیز مطابق تصریح نصوص معتبر دینی جانشینان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بوده و از علم لدُنی بهره‌مند و به علم مکنون الهی متصل هستند.

    در عصر غیبت ولی عصر (عجل الله تعالی فی فرجه) نیز که مسلمانان و جامعه اسلامی از ادراک برکات خاص ظهور ایشان محروم هستند، جاودانگی اسلام، اقتضاء دارد که دو شأن تعلیم دین و اجرای احکام اسلام ـ که از شؤون امامت هستند ـ تداوم یابد که این دو وظیفه، بر عهده نائبان ولی عصر (عجل الله تعالی فی فرجه) است که فقهاء عادل و اسلام‌شناس، از سویی با سعی بلیغ و اجتهاد مستمر، احکام کلی شریعت را نسبت به همه موضوعات و از جمله مسائل جدید و بی‌سابقه تبیین می‌نمایند و از سویی دیگر، با اجرای همان احکام استنباط شده، ولایت اجتماعی و اداره جامعه مسلمین را تداوم می‌بخشند.(2)
    اکنون با توجه به وجود احکام اجتماعی فراوان در اسلام و لزوم اجرای آن‌ها و این که لازمه قطعی اجرای آن‌ها، داشتن تشکیلات حکومتی و قدرت سیاسی و نظامی است. آیا در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فی فرجه)، خداوند متعال از این احکامی که برای کمال و سعادت انسان ها قرار داده صرف نظر کرده و تنها به احکام فردی اسلام اکتفا می کند.؟
    و به عبارت دیگر، در زمانی که ما به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و امام معصوم (علیه السلام) دسترسی نداریم، بخشی از احکام خداوندی یعنی احکام اجتماعی تعطیل می شود و تنها به احکام فردی مانند نماز و روزه و طهارت و نجاست اکتفا می‌شود، لازمه چنین فرضی نقض غرض پروردگار متعال و خلاف حکمت اوست؛ چراکه غرض خداوند (تبارک و تعالی) در تشریع احکام به کمال رسیدن انسان است و آن چه که سعادت انسان را تأمین می‌کند و او را به کمالی در خور و متناسب با ظرفیت وجودی او می‌رساند، مجموعه احکام اعم از فردی و اجتماعی است، نه فقط بخشی از آن. و به طور اصولی، اگر احکام اجتماعی هیچ نقشی در سعادت و کمال انسان نداشت، از ابتدا وضع نمی‌شد. بنابراین تأثیر این احکام در کمال و سعادت انسان، قطعی و تعطیل آن‌ها، مخلّ به کمال و سعادت انسان و خلاف حکمت الهی است.

    ــ دلیل نقلی
    ادله نقلی برای اثبات ضرورت ولایت فقیه در عصر غیبت، عبارت است از روایاتی که از میان آن‌ها به سه روایت اشاره می‌شود:
    1. توقیع شریف که حضرت مهدی (عجل الله تعالی فی فرجه) در آن می‌فرماید: «أما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فإنهم حجتی علیکم و أنا حجة الله علیهم»؛ امام زمان (عجل الله تعالی فی فرجه) در پاسخ به سؤال «اسحاق بن یعقوب» که در نامه‌ای پرسید در حوادثی که در زمان غیبت واقع می شود وظیفه ما چیست؟ فرمود: «در وقایع و رخدادهایی که برای شما پیش می‌آید (و کار بر شما مشکل می‌شود) به کسانی که روایات ما را برای شما روایت می‌کنند (فقهاء و مجتهدان آگاه) مراجعه کنید؛ زیرا آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنان هستم.
    (3)
    منظور از حوادثی که مردم باید در آن‌ها به عالمان دینی مراجعه کنند، بیان احکام و مسائل جزئی نیست؛ بلکه امور اجتماعی و رهبری جامعه مسلمین است؛ زیرا امام (عجل الله تعالی فی فرجه) مردم را در اصل حوادث به عالمان دینی ارجاع داده است نه در حکم حوادث.

    2. مقبوله عمر بن حنظله: «من کان منکم قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف أحکامنا...»؛ هر کس از شما که راوی حدیث ما باشد و در حلال و حرام بنگرد و ... همانا من او را حاکم بر شما قرار دادم.(4)
    عبارت «نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف أحکامنا» می رساند که تنها کسانی صلاحیت مرجعیت و حاکمیت را دارند که قدرت استنباط احکام دینی را داشته باشند. یعنی در زمان غیبت، بر همه مردم واجب است که از فقهائی که حلال و حرام خداوند را اجتهاد می‌کنند، اطاعت نمایند.

    3. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اللهم ارحم خلفائی، قیل یا رسول الله! و من خلفاؤک؟ قال: الذین یأتون من بعدی و یروون حدیثی و سنتی»؛ خدایا جانشینان مرا مورد رحمت خویش قرار ده. از آن حضرت پرسیدند جانشینان شما چه کسانی هستند؟ آن حضرت فرمود: آنانی که پس از من می‌آیند و حدیث و سنت من را روایت می‌کنند.
    (5)
    در کلمات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه (علیهم السلام)، راویان حدیث معنای عمیق‌تر و عام‌تری نسبت به ناقلان حدیث دارد، و راوی کسی است که قدرت تعلیم، تفسیر و استنباط داشته باشد.

    نتیجه:
    از مجموع دلایل عقلی و نقلی مذکور به خوبی روشن می‌شود که وجود ولایت فقیه برای تداوم حاکمیت الهی و ایجاد یک نظام اسلامی و مبتنی بر احکام و ارزش‌های الهی، امری ضروری و بدیهی است.

    ــــــــــــــ
    (1) نحل/ 44.
    (2) جوادی آملی، عبدالله، ولایت فقیه، ص 237.
    (3) صدوق، محمد، اکمال الدین و اتمام النعمه، ج 2، باب 45، ح 4؛ حر عاملی، محمد، وسائل الشیعه، ج 2، باب 11، ح 9.
    (4) کلینی، محمد، الکافی، ج 1، باب اختلاف حدیث، ح 1.
    (4) صدوق، محمد، کتاب من لایحضره الفقیه، ج 4، ح 5919.

    ویرایش توسط همکار تدوین : ۱۳۹۴/۱۱/۲۹ در ساعت ۲۱:۰۱ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  9. صلوات ها 4


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 8

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود