صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دست قدرت خدا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    שאלה
    نوشته
    514
    حضور
    6 روز 6 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    589

    اشاره دست قدرت خدا




    سلام.
    در تفسیر آیه «وَالسَّمَاء بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ» گفته می شود که منظور از أید که در ظاهر به معنای دست است، قدرت می باشد. ولی چرا خود قرآن نفرموده است که با قدرت آسمانها را بنیان نهادیم و از تعبیر «با دست» استفاده کرده است؟ اگر منظور قرآن استفاده از قدرت است، چرا از واژۀ بقدرة استفاده نمی کند؟

    همچنین در تفسیر آیه 22 فجر، جَاء رَبُّکَ وَالْمَلَکُ صَفّاً صَفّاً، گفته می شود که منظور از جاء ربّک، آمدن امر خداست و نه آمدن خودِ خدا. اینکه منظور آمدن امر خداست و نه خود خدا، چگونه فهمیده می شود؟ آیه که فقط از آمدن خدا حرف می زند. خب چرا خود قرآن نمی فرماید جاء امر ربّک؟
    ویرایش توسط یا عالی : ۱۳۹۴/۰۳/۱۶ در ساعت ۱۱:۰۳ دلیل: ادغام پستها
    אני אוהב את מוחמד

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58289



    با نام و یاد دوست





    دست قدرت خدا








    کارشناس بحث: استاد میقات


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 18 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    با سلام و درود

    چند نکته خدمتتان عرض می شود:

    1. استفاده از کنایه و استعاره، علاوه بر این که عیب و ایرادی محسوب نمی شود، از جمله آرایه های ادبی است.

    2. قرآن بر عرب زبانان نازل شده است و طبق ادبیات آنان نیز گفتگو می کند. استفاده از کنایه و استعاره در ادبیات عرب، بسیار مرسوم و عادی است.

    3. خداوند متعال، حکیم است و قطعا استفاده او از تعابیر و کلمات، همراه با غرض و هدف است؛ اعم از مختصر گویی، زیبایی کلام، تاثیرگذاری بیشتر، و ... .(اغراضی که در کتب ادبیات برای استفاده از کنایه و استعاره بیان شده)

    4. قرآن کلام خداوند است و خداوند خالق و آفریدگار است، و کاملا طبیعی است که سنخ کلام خالق با سنخ کلام مخلوق، متفاوت باشد.

    5. در این بین، نیاز است تا فردی که آگاه و آشنا به کلام و مراد الهی است، در کنار قرآن، به تبیین آن بپردازد. لذا نمی توان معصومین ـ مفسران حقیقی قرآن ـ را جدای از قرآن دانست.

    چه بسا، حکمت وجود متشابهات و یا نیازمندی مراجعه به معصومین علیهم السلام، یکی از اغراضی است که خداوند خواسته تا به انسان نیازمندی و مراجعه او به اهلبیت را تذکر و آموزش بدهد.


    بنابر این:

    مواردی که اشاره فرموده اید، از نظر ادبیات عرب، کاملا صحیح و مطابق قوانین ادبی است. لذا به یک ادیب نمی توان اشکال کرد که چرا در گفتار یا نوشتارت از استعاره و کنایه استفاده می کنی؟ این ها از لوازم گفتار و نوشتار است و کاملا طبیعی است.

    بله، برای فهم کنایه و استعاره باید به اهل فن مراجعه نمود. در مورد قرآن، اهل فن و مفسران حقیقی آن، معصومین علیهم السلام هستند. البته برخی موارد مانند جسم نداشتن خداوند و ... را عقل هم درک می کند.

    دست قدرت خدا

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    شعر
    نوشته
    683
    حضور
    13 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2275



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    با سلام و درود

    چند نکته خدمتتان عرض می شود:

    1. استفاده از کنایه و استعاره، علاوه بر این که عیب و ایرادی محسوب نمی شود، از جمله آرایه های ادبی است.

    2. قرآن بر عرب زبانان نازل شده است و طبق ادبیات آنان نیز گفتگو می کند. استفاده از کنایه و استعاره در ادبیات عرب، بسیار مرسوم و عادی است.

    3. خداوند متعال، حکیم است و قطعا استفاده او از تعابیر و کلمات، همراه با غرض و هدف است؛ اعم از مختصر گویی، زیبایی کلام، تاثیرگذاری بیشتر، و ... .(اغراضی که در کتب ادبیات برای استفاده از کنایه و استعاره بیان شده)

    4. قرآن کلام خداوند است و خداوند خالق و آفریدگار است، و کاملا طبیعی است که سنخ کلام خالق با سنخ کلام مخلوق، متفاوت باشد.

    5. در این بین، نیاز است تا فردی که آگاه و آشنا به کلام و مراد الهی است، در کنار قرآن، به تبیین آن بپردازد. لذا نمی توان معصومین ـ مفسران حقیقی قرآن ـ را جدای از قرآن دانست.

    چه بسا، حکمت وجود متشابهات و یا نیازمندی مراجعه به معصومین علیهم السلام، یکی از اغراضی است که خداوند خواسته تا به انسان نیازمندی و مراجعه او به اهلبیت را تذکر و آموزش بدهد.


    بنابر این:

    مواردی که اشاره فرموده اید، از نظر ادبیات عرب، کاملا صحیح و مطابق قوانین ادبی است. لذا به یک ادیب نمی توان اشکال کرد که چرا در گفتار یا نوشتارت از استعاره و کنایه استفاده می کنی؟ این ها از لوازم گفتار و نوشتار است و کاملا طبیعی است.

    بله، برای فهم کنایه و استعاره باید به اهل فن مراجعه نمود. در مورد قرآن، اهل فن و مفسران حقیقی آن، معصومین علیهم السلام هستند. البته برخی موارد مانند جسم نداشتن خداوند و ... را عقل هم درک می کند.

    سلام

    چرا قران انقدر ساده نیست که احتیاج به تفسیر نداشته باشد ؟
    مگر خطاب قران به همه انسانها نیست ؟

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 18 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    نقل قول نوشته اصلی توسط دل ارام نمایش پست ها
    سلام

    چرا قران انقدر ساده نیست که احتیاج به تفسیر نداشته باشد ؟
    مگر خطاب قران به همه انسانها نیست ؟

    با سلام و درود

    قرآن کلام خالق برای فهم مخلوق است. این تفاوت افق وجود، طبعا تفاوت در سنخ کلام را موجب می شود و لذا فهم کامل از کلام خداوند، برای مخلوق، به مراجعه به عالمان و آگاهان از کلام الهی نیازمند است.

    به بیان دیگر؛ تفاوت افق علمی متکلم(خداوند) و مخاطب(انسان = مخلوق) و از طرفی گنجاندن مفاهیم عالیه در قالب الفاظی محدود و قابل فهم بشر، خود به خود، موجب تشابه، و به دنبال آن موجب نیازمندی به مفسر است.

    مطلب دیگر؛ بله مخاطب قرآن همه انسان ها هستند و هر انسانی نیز متناسب با ظرفیت خود، فهم حداقلی از قرآن دارد؛ لذا برای همه سودمند و قابل فهم است. ولی فهم کامل آن نیازمند مراجعه به مفسران حقیقی (معصومین) است.

    لذا نیازمندی قرآن به تفسیر، اولا از ناحیه محدودیت فهم مخاطب است، در ثانی به معنای مسدود بودن فهم مخاطبین نیست زیرا هر مخاطبی فهم حداقلی از قرآن دارد، بلکه برای فهم بیشتر و فهم کامل مراد الهی، به تفسیر نیازمند است.

    دست قدرت خدا

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    שאלה
    نوشته
    514
    حضور
    6 روز 6 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    589



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    با سلام و درود

    چند نکته خدمتتان عرض می شود:

    1. استفاده از کنایه و استعاره، علاوه بر این که عیب و ایرادی محسوب نمی شود، از جمله آرایه های ادبی است.

    2. قرآن بر عرب زبانان نازل شده است و طبق ادبیات آنان نیز گفتگو می کند. استفاده از کنایه و استعاره در ادبیات عرب، بسیار مرسوم و عادی است.

    3. خداوند متعال، حکیم است و قطعا استفاده او از تعابیر و کلمات، همراه با غرض و هدف است؛ اعم از مختصر گویی، زیبایی کلام، تاثیرگذاری بیشتر، و ... .(اغراضی که در کتب ادبیات برای استفاده از کنایه و استعاره بیان شده)

    4. قرآن کلام خداوند است و خداوند خالق و آفریدگار است، و کاملا طبیعی است که سنخ کلام خالق با سنخ کلام مخلوق، متفاوت باشد.

    5. در این بین، نیاز است تا فردی که آگاه و آشنا به کلام و مراد الهی است، در کنار قرآن، به تبیین آن بپردازد. لذا نمی توان معصومین ـ مفسران حقیقی قرآن ـ را جدای از قرآن دانست.

    چه بسا، حکمت وجود متشابهات و یا نیازمندی مراجعه به معصومین علیهم السلام، یکی از اغراضی است که خداوند خواسته تا به انسان نیازمندی و مراجعه او به اهلبیت را تذکر و آموزش بدهد.


    بنابر این:

    مواردی که اشاره فرموده اید، از نظر ادبیات عرب، کاملا صحیح و مطابق قوانین ادبی است. لذا به یک ادیب نمی توان اشکال کرد که چرا در گفتار یا نوشتارت از استعاره و کنایه استفاده می کنی؟ این ها از لوازم گفتار و نوشتار است و کاملا طبیعی است.

    بله، برای فهم کنایه و استعاره باید به اهل فن مراجعه نمود. در مورد قرآن، اهل فن و مفسران حقیقی آن، معصومین علیهم السلام هستند. البته برخی موارد مانند جسم نداشتن خداوند و ... را عقل هم درک می کند.
    سلام. از توضیحاتتان متشکرم.

    ولی نگاه سؤال من برون دینی است. می خواهم مطمئن باشم که قرآن در اینجا اشتباه نکرده و برای خدا دست قائل نشده است. پس اینجا مهمتر می شود که بدانیم چرا قرآن به گفتن قدرت خدا اکتفا نکرده است. اینجا ممکن است که دستور قرآن دست حقیقی باشد و یا قدرت خدا. چرا باید فکر کنیم منظور قرآن دستور حقیقی نیست؟

    اما پاسختان برای این سؤالم که «مچنین در تفسیر آیه 22 فجر، جَاء رَبُّکَ وَالْمَلَکُ صَفّاً صَفّاً، گفته می شود که منظور از جاء ربّک، آمدن امر خداست و نه آمدن خودِ خدا. اینکه منظور آمدن امر خداست و نه خود خدا، چگونه فهمیده می شود؟ آیه که فقط از آمدن خدا حرف می زند. خب چرا خود قرآن نمی فرماید جاء امر ربّک؟» کمکی نکرد. لطفاً به صورت مستقیم به این سؤال، جواب دقیق بدهید.

    با تشکر
    אני אוהב את מוחמד

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 18 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    نقل قول نوشته اصلی توسط חסר משמעות نمایش پست ها
    سلام. از توضیحاتتان متشکرم.

    ولی نگاه سؤال من برون دینی است. می خواهم مطمئن باشم که قرآن در اینجا اشتباه نکرده و برای خدا دست قائل نشده است. پس اینجا مهمتر می شود که بدانیم چرا قرآن به گفتن قدرت خدا اکتفا نکرده است. اینجا ممکن است که دستور قرآن دست حقیقی باشد و یا قدرت خدا. چرا باید فکر کنیم منظور قرآن دستور حقیقی نیست؟

    اما پاسختان برای این سؤالم که «مچنین در تفسیر آیه 22 فجر، جَاء رَبُّکَ وَالْمَلَکُ صَفّاً صَفّاً، گفته می شود که منظور از جاء ربّک، آمدن امر خداست و نه آمدن خودِ خدا. اینکه منظور آمدن امر خداست و نه خود خدا، چگونه فهمیده می شود؟ آیه که فقط از آمدن خدا حرف می زند. خب چرا خود قرآن نمی فرماید جاء امر ربّک؟» کمکی نکرد. لطفاً به صورت مستقیم به این سؤال، جواب دقیق بدهید.

    با تشکر


    با سلام و درود

    برای غرض و هدف به کار بردن استعاره و کنایه، در کتب آرایه های ادبی، مواردی بیان شده که می توانید مطالعه فرمایید. لذا اصل استفاده از استعاره و کنایه، صحیح و مطابق قوانین ادبیات عرب است. هم در ادبیات عرب و هم در قرآن، از این تعابیر زیاد است؛ زیرا این گونه سخن گفتن در ادبیات عرب، شایع و مرسوم و مطابق با معیارهای ادبی است.

    لذا در اصل استفاده از کنایه و استعاره، نمی توان اشکال و ایراد گرفت که چرا گوینده از صنعت استعاره استفاده کرده است؛ چرا اولا منع قانونی ندارد، در ثانی، مزایا و ویژگی هایی دارد که در کتب مربوطه به آن ها پرداخته شده است.

    مطلب دیگر؛ ادله عقلی خداوند را ترسیم می کنند. او موجودی است که محدودیت و نقصان و ... ندارد. جسم داشتن، دست داشتن، با جسم آمدن، و ... همه از مواردی است که عقل آن ها را از واجب الوجود و خداوند، نفی می کند، زیرا این ها صفات مخلوق هستند، نه خداوندی که خالق است.

    از طرفی روایات تفسیری متعددی داریم که استعاره و کنایه بودن این تعابیر را بیان می کنند.(از جمله: تفسير نور الثقلين، ج ‏1، ص 650؛ البرهان في تفسير القرآن، ج ‏2، ص 330)


    بنابر این:

    هم ادله لغوی و هم ادله عقلی و هم ادله روایی داریم بر این که این تعابیر، تعابیر کنایی و استعاره هستند، و با مراجعه به عقل و روایات، کسی به اشتباه نمی افتد و مراد صحیح را می یابد.

    دست قدرت خدا

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    שאלה
    نوشته
    514
    حضور
    6 روز 6 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    589



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها




    با سلام و درود

    برای غرض و هدف به کار بردن استعاره و کنایه، در کتب آرایه های ادبی، مواردی بیان شده که می توانید مطالعه فرمایید. لذا اصل استفاده از استعاره و کنایه، صحیح و مطابق قوانین ادبیات عرب است. هم در ادبیات عرب و هم در قرآن، از این تعابیر زیاد است؛ زیرا این گونه سخن گفتن در ادبیات عرب، شایع و مرسوم و مطابق با معیارهای ادبی است.

    لذا در اصل استفاده از کنایه و استعاره، نمی توان اشکال و ایراد گرفت که چرا گوینده از صنعت استعاره استفاده کرده است؛ چرا اولا منع قانونی ندارد، در ثانی، مزایا و ویژگی هایی دارد که در کتب مربوطه به آن ها پرداخته شده است.

    مطلب دیگر؛ ادله عقلی خداوند را ترسیم می کنند. او موجودی است که محدودیت و نقصان و ... ندارد. جسم داشتن، دست داشتن، با جسم آمدن، و ... همه از مواردی است که عقل آن ها را از واجب الوجود و خداوند، نفی می کند، زیرا این ها صفات مخلوق هستند، نه خداوندی که خالق است.

    از طرفی روایات تفسیری متعددی داریم که استعاره و کنایه بودن این تعابیر را بیان می کنند.(از جمله: تفسير نور الثقلين، ج ‏1، ص 650؛ البرهان في تفسير القرآن، ج ‏2، ص 330)


    بنابر این:

    هم ادله لغوی و هم ادله عقلی و هم ادله روایی داریم بر این که این تعابیر، تعابیر کنایی و استعاره هستند، و با مراجعه به عقل و روایات، کسی به اشتباه نمی افتد و مراد صحیح را می یابد.
    سلام. آیا در یک بحث درون دینی، که پیشفرض الهی بودنِ قرآن، در آن مطرح نیست، و دو احتمال پیدا می شود، یکی اینکه این تعابیر استعاری هستند و دیگری اینکه به راستی منظور اصل کلمه است، می توانیم با توجه به اینکه "اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال" بگوییم که به دلیل احتمال استعاره بودن، استدلال آنها به اینکه این دست، همان دست ظاهری است، باطل است؟

    אני אוהב את מוחמד

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,556
    حضور
    38 روز 4 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4365



    نقل قول نوشته اصلی توسط חסר משמעות نمایش پست ها
    سلام.
    در تفسیر آیه «وَالسَّمَاء بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ» گفته می شود که منظور از أید که در ظاهر به معنای دست است، قدرت می باشد. ولی چرا خود قرآن نفرموده است که با قدرت آسمانها را بنیان نهادیم و از تعبیر «با دست» استفاده کرده است؟ اگر منظور قرآن استفاده از قدرت است، چرا از واژۀ بقدرة استفاده نمی کند؟

    همچنین در تفسیر آیه 22 فجر، جَاء رَبُّکَ وَالْمَلَکُ صَفّاً صَفّاً، گفته می شود که منظور از جاء ربّک، آمدن امر خداست و نه آمدن خودِ خدا. اینکه منظور آمدن امر خداست و نه خود خدا، چگونه فهمیده می شود؟ آیه که فقط از آمدن خدا حرف می زند. خب چرا خود قرآن نمی فرماید جاء امر ربّک؟
    سلام
    پذیرفتن برخی اوصاف برای خدای متعال بعنوان اصول اوصاف الهی مستلزم تاویل و تفسیر آیاتی است که ظاهرا مخالف این اصول اند مثلا اصلا تغییر ناپذیری ذات خدای متعال مستلزم این است که بگوییم منظور از آمدن رب در جاء ربک آمدن امر الهی است و نه خود خدای متعال یا اقتضای پذیرش جسمانی نبودن این است که برای خداوند یک دست کذایی تصور نکنیم و لفظ ایدی را به معنای قدرتها بگیریم و البته در بکارگیری این الفاظ بجای مفاهیم مد نظر مبانی ادبی هم وجود دارد مثل اینکه آوردن ایدی بر شدت و قدرت دلالت کننده تر است و هکذا
    و البته بازهم حرف هست ....
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  19. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    شعر
    نوشته
    683
    حضور
    13 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2275



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    طلب دیگر؛ ادله عقلی خداوند را ترسیم می کنند. او موجودی است که محدودیت و نقصان و ... ندارد. جسم داشتن، دست داشتن، با جسم آمدن، و ... همه از مواردی است که عقل آن ها را از واجب الوجود و خداوند، نفی می کند، زیرا این ها صفات مخلوق هستند، نه خداوندی که خالق است.

    از طرفی روایات تفسیری متعددی داریم که استعاره و کنایه بودن این تعابیر را بیان می کنند.(از جمله: تفسير نور الثقلين، ج ‏1، ص 650؛ البرهان في تفسير القرآن، ج ‏2، ص 330)

    سلام
    ایا در خود قران ایاتی وجود دارد که نشان دهنده این باشد که خدا جسم نیست ؟

  20. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 22

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود