صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: من باید دانشگاه را ترک کنم؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    نوشته
    1
    حضور
    2 ساعت نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10

    اشاره من باید دانشگاه را ترک کنم؟




    با سلام پسری 21 ساله هستم
    ترم 5 دانشگاه همیشه به خاطر قیافه نه چندان جذاب و اعتماد به نفس پایین همیشه از ارتباط با دختران فراری بودم از وقتی وارد دانشگاه شدم و و ارتباط دختران با پسران را دیدم این نیاز برای منم به وجود اومده که باید با دختری دوست بشم
    چند وقتی هست که در دانشگاه به دختری علاقه مند شدم البته من نمیسناسمش و هم کلاسی من نیست و
    به خاطر همون مواردی که بالا گفتم نمیتونم علاقمو بهش بگم و مطمئنم منو رد میکنه (البته مطمئنم به خاطر مسائل بالا و عدم اعتماد به نفسم کار به ابراز علاقه هم نمیرسه )
    همین ها و احتیاج من به یک همسر باعث شده من از راه خودارضایی نیازم را به ظاهر برطرف کنم البته متاسفانه من از دوران راهنمایی به خودارضایی مبتلا بودم ولی چون نمازم میخوانم تعداد تکرار این عمل در ماه کم بوده ولی از وقتی به دانشگاه اومدمو این مسائل برام پیش اومده بسیار زیادتر شده و باعث شده از خدا ناامید بشم و نمازم راترک کنم و به شدت چشم چران بشم و نمیتونم نگاهامو کنترل کنم خودم فکر میکنم اگه دانشگاهو ترک کنم و مشغول به کارشوم برایم بهتره ولی پدرم با این مسئله مخالفه چون پول زیادی رو برای دانشگام خرج کرده البته من این مسائل و به پدرم نگفتمو گفتم به خاطر این که به درس علاقه ندارم میخوام ترکش کنم اصولا فضای خانواده ما طوریکه نمیتونم در مورد این مسائل با پدر مادرم صحبت کنم چون اونا فکر میکنن من یه بچه مثبت نمار خوان هستم که به این مسائل فکر نمیکنم حالا به نظر شما چی کار کنم که باعث سعادت آخرتم شه و بتونم دوباره بنده خداشم این رو هم بگم اگه این ترم نمراتم پایین شه میتونم پدرمو قانع کنم که درس نخونمو تو درس استعداد ندارم ولی چون پدرم زحمت زیادی برای درسم کشیده و خیلی علاقه داره من درسمو ادامه بدم و پول زیادی رو هم خرج کرده از این کار شرم دارم
    ممنون میشم راهنماییم کنید
    ویرایش توسط یا عالی : ۱۳۹۴/۰۸/۱۹ در ساعت ۲۳:۵۴

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58343



    با نام و یاد دوست





    من باید دانشگاه را ترک کنم؟








    کارشناس بحث: استاد امین


  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    روانشناسی؛ قرآن ؛فلسفه؛ کلام
    نوشته
    892
    حضور
    31 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    4653

    جمع‌بندی




    پرسش:
    آیا باید بخاطر نداشتن قیافه خوب و ابتلا به خود ارضایی و عدم اعتماد به نفس دانشگاه را ترک کرد؟

    پاسخ:
    با توجه به شرایطی که مطرح کردید، فرار از دانشگاه دردی از شما دوا نمی کند؛ چون:
    اولا نیاز شما با این کار رفع نخواهد شد و
    ثانیا در بیرون از دانشگاه هم اوضاع خیلی بهتر از داخل دانشگاه نیست.
    بعلاوه اینکه زحمات خودتان و خانواده را هم در این مدتی که تحصیل کرده اید هدر خواهید داد و با ترک تحصیل، آینده شغلی شما بلاتکلیف خواهد ماند. بله اگر شما به درس یا رشته ای که می خوانید علاقه ندارید یا فکر می کنید آینده خوبی ندارد حرف دیگری است که باید جداگانه بررسی شود.

    منتها بر فرض که از این جهت مشکلی نیست و قصد ترک دانشگاه صرفا به خاطر مشکلی است که مطرح کردید، در این صورت بهتر است از روش های دیگری برای جلوگیری از ارتکاب گناه و انحراف جنسی و حل مشکلتان استفاده کنید.

    اولین و منطقی ترین راه این است که شما به جای فکر کردن به برقراری رابطه دوستی با دخترها، به ازدواج فکر کنید و برای رسیدن به آن تلاش کنید. احتمالا می گویید شرایط لازم برای ازدواج را در حال حاضر ندارم که در پاسخ باید عرض کنم اقدام اولیه برای ازدواج نیاز به شرایط خاصی ندارد. شما می توانید بعد از جلب رضایت خانواده (اگر راضی هستند که هیچ اما اگر نیستند بگویید تا روش راضی کردن آنها را عرض کنم) برای این کار اقدام کنید و بعد از پیدا کردن مورد مناسب، مدتی در عقد بمانید تا شرایط فراهم شود و بعد عروسی کنید.

    نگویید که کسی شرایط من را برای ازدواج قبول نمی کند و جواب رد می دهند؛ چون بسیاری از افرادی که شرایط شما را داشتند ازدواج کرده اند و موفق هم هستند؛ لذا باید در این مورد همت به خرج دهید و با سماجت پیگیری کنید.

    در مورد قیافه هم خیلی نگران نباشید؛ چون هر چند ممکن است عده ای از دخترها قیافه برایشان خیلی اهمیت داشته باشد ولی همه اینطور نیستند. بعلاوه اینکه زیبایی نسبی است. ممکن است شما از نگاه برخی زیبا نباشید ولی از نگاه افراد دیگری مورد پسند باشید. از طرفی زیبایی منحصر در زیبایی ظاهر نیست. وقتی شما زیبایی های باطن زیادی مثل اخلاق خوب، ایمان قوی، تلاش و پشتکار زیاد و جدیت در کار و تحصیل را داشته باشد، قطعا نقش زیبایی ظاهر در انتخاب شما به حداقل خواهد رسید و موردهایی که شما را با این قیافه قبول می کنند زیاد خواهند شد.

    در مورد دختری که به او علاقه مند شده اید هم می توانید بعد از راضی کردن خانواده در مورد اصل ازدواجتان، او را به خانواده معرفی کرده تا در موردش تحقیق کنند و بعد اگر مناسب بود، از طریق خانواده از او خواستگاری کنید و ... ولی سعی کنید این علاقه بیش از حد تشدید نشود چون اگر به هر دلیلی ایشان قبول نکند کار شما سخت خواهد شد.

    تا زمان فراهم شدن شرایط ازدواج نیز برای جلوگیری از ارتکاب گناه و دور نشدن از خدا، بهترین کار این است که اسباب گناه را از بین ببرید. هر چه گناهانِ به ظاهر کوچک تکرار شود، راه برای ارتکاب گناهان بزرگتر بازتر شده و مقاومت شما در مقابله با آنها کمتر می شود. لذا از همین فرصتی که الان دارید یعنی تلنگری که به شما وارد شده و از کار خود پشیمان هستید و برای اصلاح اقدام کرده اید بهترین استفاده را ببرید. نگاه به فیلم و عکس و داستان های مستهجن؛ همچنین نگاه به نامحرم و رعایت نکردن حدشرعی در روابط با جنس مخالف همگی اسباب تحریک را فراهم کرده و در نتیجه منجر به گناهانی مثل خودارضایی می شود.

    لذا باید از آنها اجتناب کنید. راه اجتباب هم این است که تا می توانید سر خود را شلوغ کرده و اوقات فراغتی برای خود باقی نگذارید. به نظرم اگر بتوانید در کنار درس به کار پاره وقتی مشغول شوید، هم به ترک معصیت خود کمک کرده اید و هم اینکه راه برای ازدواج شما بازتر خواهد شد چون وقتی شاغل باشید قطعا ازدواج شما با مشکل کمتری مواجه خواهد بود.


    ویرایش توسط همکار تدوین : ۱۳۹۵/۱۱/۰۸ در ساعت ۱۱:۰۰ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491



    بسم الله الرحمن الرحیم

    قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ

    به مردان با ايمان بگو: ديده [از نامحرم‏] فرونهند و پاكدامنى خود را حفظ كنند، كه اين براى آنها پاكيزه ‏تر است. همانا خدا به آنچه مى ‏كنند آگاه است


    وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ


    و از صبر (روزه) و نماز يارى طلبيد، و
    اين دو کاری دشوارند جز برای اهل خشوع

    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    موسیقی
    نوشته
    161
    حضور
    2 روز 15 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    327



    نقل قول نوشته اصلی توسط mardetanha2 نمایش پست ها
    با سلام پسری 21 ساله هستم ترم 5 دانشگاه همیشه به خاطر قیافه نه چندان جذاب و اعتماد به نفس پایین همیشه از ارتباط با دختران فراری بودم از وقتی وارد دانشگاه شدمو و ارتباط دختران با پسرانو دیدم این نیاز برای منم به وجود اومده که باید با دختری دوست بشم چند وقتی هست که در دانشگاه به دختری علاقه مند شدم البته من نمیسناسمش و هم کلاسی من نیست و به خاطر همون مواردی که بالا گفتم نمیتونم علاقمو بهش بگم و مطمئنم منو رد میکنه (البته مطمئنم به خاطر مسائل بالا و عدم اعتماد به نفسم کار به ابراز علاقه هم نمیرسه )همین ها و احتیاج من به یک همسر باعث شده من از راه خودارضایی نیازمو به ظاهر برطرف کنم البته متاسفانه من از دوران راهنمایی به خودارضایی مبتلا بودم ولی چون نمازم میخوانم تعداد تکرار این عمل در ماه کم بوده ولی از وقتی به دانشگاه اومدمو این مسائل برام پیش اومده بسیار زیادتر شده و باعث شده از خدا ناامید بشمو و نمازمو ترک کنم و به شدت چشم چران بشم و نمیتونم نگاهامو کنترل کنم خودم فکر میکنم اگه دانشگاهو ترک کنم و مشغول به کارشوم برایم بهتره ولی پدرم با این مسئله مخالفه چون پول زیادی رو برای دانشگام خرج کرده البته من این مسائل و به پدرم نگفتمو گفتم به خاطر این که به درس علاقه ندارم میخوام ترکش کنم اصولا فضای خانواده ما طوریکه نمیتونم در مورد این مسائل با پدر مادرم صحبت کنم چون اونا فکر میکنن من یه بچه مثبت نمار خوان هستم که به این مسائل فکر نمیکنم حالا به نظر شما چی کار کنم که باعث سعادت آخرتم شه و بتونم دوباره بنده خداشم این رو هم بگم اگه این ترم نمراتم پایین شه میتونم پدرمو قانع کنم که درس نخونمو تو درس استعداد ندارم ولی چون پدرم زحمت زیادی برای درسم کشیده و خیلی علاقه داره من درسمو ادامه بدم و پول زیادی رو هم خرج کرده از این کار شرم دارم ممنون میشم راهنماییم کنید
    از وقتی اومدم تو این سایت میبینم که حاضرید چیکارهایی انجام بدید در راه خدا واقعا باورم نمیشه همچین ادمایی هستن
    اگه واقعا دوسش داری برو بهش بگو البته باید فکر اینم بکنی که ممکنه نه بگه و تا اخر دانشگاه باید همو ببنید و باید در خودت اینو ببینی که با دیدنش اعتماد به نفس داشته باشی و خودتو نبازی
    من تجربه کردم نگفتن خیلی پشیمونیش بیشتره ولی عوضش غرورت نمیشکنه
    دیگه با خودته
    ولی دانگاه رو که اصلا ول نکن حالا چه گفتی چه نگفتی چون دیگه خیلی پشیمون میشی بعدا هیچی ارزششو نداره که ترک کنی دانشگاتو

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    عشقم شهداست و هرچی ک بهشون نزدیکم کنه...
    نوشته
    407
    حضور
    8 روز 21 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1459



    سلام.پسر خوب اینکه نشد راهکار ک چون غض بصر نداری پس دانشگاه رو ول کنی برادر من جامعه رو میخوای چیکار کنی پس فردا کوچه خیابونو میخوای چیکار کنی خب گیریم ک اصلا چشم چران بودی چرا نمازت رو ول کردی این دوتا چ ربطی دارن ب نظرم تویه دانشگاه بمون و با خودت مبارزه کن ب جای اینکه ب نفس ات پا بدی پاشو بشکن ... کار خیلی راحتی هم هست فقط کافیه خودتو از دخترا دور نگه داری راسته برو کلاس راسته بیا خونه یه کم بگذره میبینی ک اصلا دخترا ب چشمت نمیان و اینکه اگه مقدوره از مامانت بخواه ک ازدواج کنی خب شما ک اینقد حساسی حتما اگه خانوم داشته باشی دیگه کلی قربون صدقه اش میری پس فرار نکن ازدواج کن الان ازدواج واسه شما مثه نماز واجب میشه دیگه ... موفق باشی ...
    حالا تمام دغدغه ام این شده حسین
    این اربعین کرب و بلا میبری مرا

  13. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    علاقه
    عرفان واخلاق
    نوشته
    46
    حضور
    1 روز 21 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    183



    نقل قول نوشته اصلی توسط mardetanha2 نمایش پست ها
    با سلام پسری 21 ساله هستم ترم 5 دانشگاه همیشه به خاطر قیافه نه چندان جذاب و اعتماد به نفس پایین همیشه از ارتباط با دختران فراری بودم از وقتی وارد دانشگاه شدمو و ارتباط دختران با پسرانو دیدم این نیاز برای منم به وجود اومده که باید با دختری دوست بشم چند وقتی هست که در دانشگاه به دختری علاقه مند شدم البته من نمیسناسمش و هم کلاسی من نیست و به خاطر همون مواردی که بالا گفتم نمیتونم علاقمو بهش بگم و مطمئنم منو رد میکنه (البته مطمئنم به خاطر مسائل بالا و عدم اعتماد به نفسم کار به ابراز علاقه هم نمیرسه )همین ها و احتیاج من به یک همسر باعث شده من از راه خودارضایی نیازمو به ظاهر برطرف کنم البته متاسفانه من از دوران راهنمایی به خودارضایی مبتلا بودم ولی چون نمازم میخوانم تعداد تکرار این عمل در ماه کم بوده ولی از وقتی به دانشگاه اومدمو این مسائل برام پیش اومده بسیار زیادتر شده و باعث شده از خدا ناامید بشمو و نمازمو ترک کنم و به شدت چشم چران بشم و نمیتونم نگاهامو کنترل کنم خودم فکر میکنم اگه دانشگاهو ترک کنم و مشغول به کارشوم برایم بهتره ولی پدرم با این مسئله مخالفه چون پول زیادی رو برای دانشگام خرج کرده البته من این مسائل و به پدرم نگفتمو گفتم به خاطر این که به درس علاقه ندارم میخوام ترکش کنم اصولا فضای خانواده ما طوریکه نمیتونم در مورد این مسائل با پدر مادرم صحبت کنم چون اونا فکر میکنن من یه بچه مثبت نمار خوان هستم که به این مسائل فکر نمیکنم حالا به نظر شما چی کار کنم که باعث سعادت آخرتم شه و بتونم دوباره بنده خداشم این رو هم بگم اگه این ترم نمراتم پایین شه میتونم پدرمو قانع کنم که درس نخونمو تو درس استعداد ندارم ولی چون پدرم زحمت زیادی برای درسم کشیده و خیلی علاقه داره من درسمو ادامه بدم و پول زیادی رو هم خرج کرده از این کار شرم دارم ممنون میشم راهنماییم کنید
    سلام دوست عزیز,اینکه بخواین بخاطر چنین مسائلی درس و آینده خودتون به مخاطره بندازید کاملا" کاری غیر معقوله واینکه این مسئله ممکنه تو هر برهه ای از زندگیتون اتفاق بیفته پس با این حال باید همش از همه چیز گریزان باشید که مبادا گرفتار اون قضیه نشید ؟؟افکار منفی از خودتون دور کنید وهرگز اعتماد به نفس خود را زیر سوال نبرید این مسائل حاشیه ای همیشه در طول زندگی برای یک فرد اتفاق می افتد واینها همه امتحاناتیست که شما با پیداکردن راهکار درست میتونید حلش کنید پس از اون فرار نکنید چون چیزی درست نمیشه....با اون مقابله کنید ونزارید این مسائل بر شما چیره بشود مطمعنا" شما هم برای خود توانایی هایی دارید که خیلی افراد را به خود جذب میکنید همه چیز را بسپارید بخدا خدا خودش بهترین راه رو جلوتو ن قرارمیده


    گاهی شاپرکی را میگیری تا خیلی آرام رهایش کنی....شاپرک میان دستانت له میشود.....نیت توکجا!!!سرنوشت اوکجا؟؟!

  14. صلوات


  15. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تفکر
    نوشته
    1,131
    حضور
    58 روز 23 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    2211



    1- رشته دانشگاهیتون چی هست ؟
    2- اعتماد به نفس از همینجا میاد ...از اینکه از شکست خوردن و جواب نه شنیدن نترسی ... دخترا وقتی کسی ازشون خواستگاری میکنن ناخودآگاه مهرشون به دلشون میشینه ... حتی اگر اون طرف زشت هم باشه ... بازم ازش خوششون میاد ...
    3- مهمترین فاکتوری که یه دختر دنبالش هست همون اعتماد به نفس هست ... پس محکم باش ... تندی نخند ... تندی شاد نشو ... تندی مهربان نشو ... تندی اخم نکن ... احساساتت رو دیر به دیر بروز بده ... فکر کن آدم آهنی هستی ... ادعای عخش و دوست دارم و میمیرم برات و ... هم نکتن ....
    4- اگر میخوای ترس جواب " نه" شنیدن از ذهنت بپره ... برو با یکی از دوستات شرط ببند که همون دختره رو تا 1 ماه دیگه ازش خواستگاری میکنی و بدستش میاری ... و اگر نتونستی بدستش بیاری 100 هزار تومن بهش میدی ... اونوقت نوع حرکت کردنت درست میشه ... ترست میریزه ... و هر کاری حاضری بکنی تا بدستش بیاری .
    5- تو رابطه بری ... وحتی اگر جواب "نه" هم ازش بگیری برای آینده ات بهتر هست ... اعتماد به نفست هم تقویت میشه ...

    این خاطره رو هم براتون تعریف میکنم شاید شنیدنش براتون جالب باشه ...

    قبلا شرکتی کار میکردم ... بعد از اینکه غذا تموم میشد نیم ساعتی دسته خودمون بود ... معمولا کارمندان شرکت در مورد مسائل مختلف صحبت میکردند ... دختری در درون شرکت بود که دختره زیبایی بود ... ایشون ادعا کردند که آقایون جایگاه بعضی از چیزها رو نمیدونن ... بعدش عنوان کرد یک بار در درون اتوبوس نشسته بودند ( اتوبوس بین شهری ) و پسری از پشت اتوبوس اومده جلویه ایشون ... زانو زده ... از تو جیبش یه انگشتر درآورده ... و جلویه همه ازش خواستگاری کرده ... بعدشم ایشون در درون شرکت اخم کردند و گفتند آخه این چه وضعشه ...

    بعدشم یکی دیگه از کارمندان آقا شرکت نتندی از فرصت استفاده کردند و گفت ... اگر شما دقت میکردین ... میفهمیدین اون آقا پسر پشت اتوبوس با دوستاش شرط بندی کرده که میتونه از شما خواستگاری کنه ...

    بعدا فهمیدیم که همین آقا پسری که کارمند شرکت بودند از این دختره خواستگاری کرده بود ... و ...

    پر رو باش ... این جور چیزا با پررویی بدست میاد .
    ویرایش توسط لی لی ت : ۱۳۹۳/۱۰/۱۶ در ساعت ۰۶:۳۷

  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    حقوق.رمان. مسافرت هندوانه رنگ آبی
    نوشته
    698
    حضور
    11 روز 9 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3515



    سراسیمه سلام هنگام انتظار سلام هنگام رسیدن سلام

    میشه بپرسم چه خبره چرا اکثرا خودشون رو درگیر این مشکلات میبینن
    مگه زندگی رمانه که همه توش خوشتیپ و پولدار باشن یا به اصطلاح زشت
    مگه تلوزیونه که هر چی خوش تیپ و مانکن توش جمع بشن
    سرتون رو بلند کنید
    این زندگی اونی نیست که شما تصور میکنید

    و
    لا من ندیدم این آقایون از ورزشی از هنری حرف بزننن
    همه اش زن همه اش ازداج
    بسه دیگه وقتی این همه راه برای خهوشبختی هست چسبیدن به زن که چی بشه

    من به شخصه اگر مرد بودم
    اول یه رشته رو دانشگاهی تا فوق لیسانس ادامه میدادم
    بعد هم سربازی میرفتم بعد هم یه حرفه یاد میگرفتم و میزدم به دله سفر
    انقدر خدا جاهای قشنگ و چیزای قشنگ خدا آفریده که خیلی از ما ها تا آخر عمرنمیبینیم
    من ندیدم یکی از آقایون یه موضوع باز کنه با عنوان مکان هایی که من سفر کردم

    یا خاطراتش رو بزار
    از این مردم افسرده و از این جوون هایی که فقط ازدواج و زن رو میبین یا فقط حرفشون نداشتن امکانات نمیشه فردای روشن رو انتظار داشت
    نمیدونم قراره با پستم و خودم چیکارکنین
    چون اصلا جواب سوال یا نظرم رو ندادم چون دیدم تکرار مکررات هستش

    کاربران گرامی چه خانوم و چه آقا لطفا کمی از این لاک افسردگی بیاین بیرون
    بخدا هنوز دلخوشی ها کم نیست مثلا این خورشید


    شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد
    خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
    باید این طور نوشت هر گلی هم باشی
    چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجباری است
    زندگی در گرو خاطره هاست خاطره در گرو فاصله هاست
    فاصله تلخ ترین خاطره هاست

  18. صلوات ها 3


  19. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    619
    حضور
    12 روز 16 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3035



    نقل قول نوشته اصلی توسط mardetanha2 نمایش پست ها
    ا سلام پسری 21 ساله هستم ترم 5 دانشگاه همیشه به خاطر قیافه نه چندان جذاب و اعتماد به نفس پایین همیشه از ارتباط با دختران فراری بودم از وقتی وارد دانشگاه شدمو و ارتباط دختران با پسرانو دیدم این نیاز برای منم به وجود اومده که باید با دختری دوست بشم چند وقتی هست که در دانشگاه به دختری علاقه مند شدم البته من نمیسناسمش و هم کلاسی من نیست و به خاطر همون مواردی که بالا گفتم نمیتونم علاقمو بهش بگم و مطمئنم منو رد میکنه (البته مطمئنم به خاطر مسائل بالا و عدم اعتماد به نفسم کار به ابراز علاقه هم نمیرسه )همین ها و احتیاج من به یک همسر باعث شده من از راه خودارضایی نیازمو به ظاهر برطرف کنم البته متاسفانه من از دوران راهنمایی به خودارضایی مبتلا بودم ولی چون نمازم میخوانم تعداد تکرار این عمل در ماه کم بوده ولی از وقتی به دانشگاه اومدمو این مسائل برام پیش اومده بسیار زیادتر شده و باعث شده از خدا ناامید بشمو و نمازمو ترک کنم و به شدت چشم چران بشم و نمیتونم نگاهامو کنترل کنم خودم فکر میکنم اگه دانشگاهو ترک کنم و مشغول به کارشوم برایم بهتره ولی پدرم با این مسئله مخالفه چون پول زیادی رو برای دانشگام خرج کرده البته من این مسائل و به پدرم نگفتمو گفتم به خاطر این که به درس علاقه ندارم میخوام ترکش کنم اصولا فضای خانواده ما طوریکه نمیتونم در مورد این مسائل با پدر مادرم صحبت کنم چون اونا فکر میکنن من یه بچه مثبت نمار خوان هستم که به این مسائل فکر نمیکنم حالا به نظر شما چی کار کنم که باعث سعادت آخرتم شه و بتونم دوباره بنده خداشم این رو هم بگم اگه این ترم نمراتم پایین شه میتونم پدرمو قانع کنم که درس نخونمو تو درس استعداد ندارم ولی چون پدرم زحمت زیادی برای درسم کشیده و خیلی علاقه داره من درسمو ادامه بدم و پول زیادی رو هم خرج کرده از این کار شرم دارم ممنون میشم راهنماییم کنید

    ارسال پاسخ سریع به این پیام پاسخ نقل قول نقل قول نقل قول چندگانه این پیام صلوات
    سلام
    نمی دونم این عزیز مراجعه بعدی هم داشتند یا نه
    و چه مقدار از حرف های کارشناس محترم ایشون رو قانع کرده
    حالا شاید اومدن
    اولین اشتباه شما اینه که نه خودتون رو شناختید و نه جنس مخالف رو
    خودتون رو از این رو نشناختید که همه برانداز کردن خودتون با معیار تیپ و پوله
    درسته فراوانی زیادی تو جامعه ایرانی داره
    متاسفانه یکی از آسیب های خانواده های مذهبی تا حدودی همین نتوانستن ایجاد یک اعتدال در برخورد اجتماعی با بقیه هست...(حالا باز نمی کنم)
    پسر خوب
    این واقعا قیمت خیلی کمیه که برای خودت گذاشتی
    نمی گم برو به خدا بگو که خلقت کرده
    نه!
    برو به مامانت بگو
    من کل قیمتم به همین قیافه چلغوز و چغندره
    ببین چطوری می خوابونه تو صورتت
    میگه من اون همه سختی نکشیدم برا پسرم که بیاد وقتی رشید شده بگه من =چغندر
    می دونی اگه می گفتی به مامانت چقدر می رفتی تو احساسش
    یا به بابات
    کمر بابات می شکست
    اون وقتی میبینه اصلا به قیافت نگاه نمی کنه
    اون زحمت تحمل مخارج دانشگاه ت رو کشیده
    چون دیده در تو یک آدم موفقی که بعدا بهش افتخار کنه
    عصای دست
    می فهمی این ها رو
    حالا خدا به کنار
    ...
    اصلا دور زن نگرد
    حالا حالا ها زوده
    و خلی خوب شد نرفتی با این طرز فکر و سطح فهم ابراز محبت نکردی
    حالا اگر نگیم ازدواج
    می زدی تو روح خودت و اون دختر فاتحه می خوندی
    زبانم تنده
    چون می دونم باید تند باشه
    اینجا اشکالی نداره
    چون کسی نمیشناستت
    ولی خدا کنه زود رنج نباشی
    بشین روی حرف های کارشناس و دوستان فکر کن
    این ظلم بزرگیه که به مامان و بابات میکنی
    درست رو ادامه بده
    ازدواج برای تو یعنی طناب اعدام
    اون خود ارضایی هم
    به ذات اقدس الاهی یک اراده و یک خواستن می خواد
    بقیه ش رو بسپار به خدا
    .......
    اگه نشد
    جهنم و ضرر
    برو ازدواج کن ولی اینو خوب گوش کن
    زن
    ی مرد با مسئولیت, مقتدر و جدی می خواد
    که تو نقدا هیچ کدوم اینها رو نداری
    هنوز در گیر احساسات و ضعف اراده هستی



  20. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 4

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود