صفحه 1 از 20 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اشعار شهادت:: در مدح مادر هستی بانوی آب و آئینه ::

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    سیاسی اعتقادی اجتماعی
    نوشته
    275
    حضور
    2 روز 4 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    62
    صلوات
    1492

    اشعار شهادت:: در مدح مادر هستی بانوی آب و آئینه ::




    دوستان سلام
    فرارسيدن سالروز شهادت بانوي اسلام فاطمه زهرا س تسليت عرض مي كنم.
    دوستان عزيز اشعاري كه مناسب اين ايام هستند در اين تايپك به همه دوستاران آن بانوي بزرگ هديه كنيد.


    اشعار شهادت:: در مدح مادر هستی بانوی آب و آئینه ::
    ویرایش توسط narenj : ۱۳۸۹/۰۲/۰۷ در ساعت ۲۱:۱۶

  2. صلوات ها 23


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    سیاسی اعتقادی اجتماعی
    نوشته
    275
    حضور
    2 روز 4 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    62
    صلوات
    1492




    بود ذيل وي از آلايش دور
    پاک دامان وي از لوث گناه

    روز و شب تا به جهان داشت مقام
    بود آن رشک خور و خجلت ماه

    خرم از چهره‌اش اين هفت اقليم
    روشن از عارضش اين نه خرگاه

    چون شد آن سرو قد لاله عذار
    از سموم اجلش حال تباه

    سرو ازين غصه به بر جامه دريد
    لاله زين غم ز سرافکنده کلاه

    ريخت در فرقتش آن خاک بسر
    کرد در ماتمش اين جامه سياه

    چون شد از دار فنا سوي بهشت
    جانش از شوق ملاقات الله

    رخت بربست از اين غمخانه
    بار بگشاد در آن عشرتگاه

    کلک هاتف پي تاريخ نوشت
    رفت از دار فنا فاطمه آه

    حيف از فاطمه آن نخل جوان
    که خم از باد اجل شد ناگاه

    حيف از آن گوهر ارزنده که بود
    در جهان خيل نکويان را شاه

    حيف از آن شمع فروزنده که بود
    پرتو آن طرب‌افزا غم‌گاه

    بود از پاکي طينت تا بود
    عفتش همدم و عصمت همراه


    شاعر : هاتف اصفهاني

    ویرایش توسط narenj : ۱۳۸۹/۰۲/۰۷ در ساعت ۲۱:۲۲

  5. صلوات ها 17


  6. #3

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,197
    حضور
    143 روز 16 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93051



    تا زخمهای کهنه دل را دوا کنم
    با ذکر نام پاک تو ذکر خدا کنم
    يافاطمه به سجده بگويم به صد نفس
    مولای من تويی و به حاجت صدا کنم
    تا پا نهم به خاک مدينه به ياد تو
    خاکش ز بهر چشم ترم توتيا کنم
    چون آن ضريح گمشده پيدا نمی کنم
    اندر کنار قبر نبی عقده وا کنم
    من عهد بسته ام که بميرم ز داغ تو
    عهدی دگر کنم که به عهدم وفا کنم
    غمهای آسمان که هجوم آورد به دل
    رفع غم گران به حديث کساء‌ کنم
    مهدی کجاست تا که به امر ولايتش
    سرهای دشمنان تو از تن جدا کنم

    حميد رضا فاطمی


  7. صلوات ها 15


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,197
    حضور
    143 روز 16 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93051



    حضرت زهرا دلش از ياس بود
    طره هاي اشكش از الماس بود

    داغ عطر ياس زهرا زير ماه
    مي چکانيد اشک حيدر را به چاه ...

    گريه آري، گريه چون ابر چمن
    بر کبود ياس و سرخ نسترن ...

    اين دل ياس است و روح ياسمين
    اين امانت را امين باش اي زمين

    نيمه شب دزدانه بايد زير خاک
    ريخت بر روي گل خورشيد، خاک

    مدفن اين ناله غير از چاه نيست
    جز تو کس از قبر او آگاه نيست


    احمد عزيزي

  9. صلوات ها 15


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,197
    حضور
    143 روز 16 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93051





    کس نمي داند

    صاحب عزا

    بانوي ما

    در بين ماست

    بانوي زخم ديده

    زخم دل رسول

    زخم دل امام

    زخم شهادت فرزندان

    زخم زمانه ي حق ناشناس ...

    بانو به صدر مصطبه ي عشق آمده

    در بين ماست

    آن عطر را دوباره مي شنوم
    سرم به عاطفه ي رؤيا بر مي گردد
    سرم به دامن بانو بر مي گردد ...



    طاهره صفارزاده

  11. صلوات ها 12


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,197
    حضور
    143 روز 16 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93051



    عشق یعنی دل سپردن در الست

    از می وصل الهی مستِ مست


    عشق یعنی ذكر ناموس خدا

    یا علی گفتن به زیر دست و پا


    عشق یعنی جلوه صبر خدا

    شرم ایوب نبی از مرتضی


    عشق بر دلداده فرمان می‌دهد

    عاشق جان داده را جان می‌دهد


    عشق باعث شد كه دل سامان گرفت

    پشت درب خانه زهرا جان گرفت


    عشق یعنی انقلاب فاطمه

    از كبودی چشم تار فاطمه


    عشق یعنی عشق ناب فاطمه

    بیت الاحزان خراب فاطمه


  13. صلوات ها 15


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    خدا و حضرت زهرا (س) و امام زمان(عج)
    نوشته
    6,241
    حضور
    60 روز 3 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    66
    آپلود
    42
    گالری
    3111
    صلوات
    55734



    زبان حال حضرت زهرا(س) با حضرت مهدی(عج)


    گل باغ امیدم، کجایی کجایی
    دعایم همه این است بیایی بیایی
    بود یاد تو هر شب، دعای سحر من
    بیا ای پسر من، بیا ای پسر من
    میان در و دیوار فقط یاد تو بودم
    بیا ای گل نرگس ببین روی کبودم
    به یک ضربه جدا شد، ز شاخه ثمر من
    بیا ای پسر من، بیا ای پسر من

    غریبی علی را در خانه چو دیدم
    به مسجد بدویدم، ز دل آه کشیدم
    نبودی که ببینی، چه آمد به سر من
    بیا ای پسر من، بیا ای پسر من

    من آن یاس کبودم که در سینه ی قبرم
    فقط اشک تو ریزد شبانه روی قبرم
    ز اشک شب تارت، شده خون جگر من
    بیا ای پسر من، بیا ای پسر من

    بیا تا که ببینی، علی خانه نشین شد
    شرر ریخت به باغش، گلش نقش زمین شد
    سیه گشت از این غم، جهان در نظر من
    بیا ای پسر من، بیا ای پسر من

    دل ما چو چراغی به کاشانه ی ما سوخت
    ندیدی که چگونه، در خانه ی ما سوخت
    روان خون دل آنجا، شد از چشم تر من
    بیا ای پسر من، بیا ای پسر من

    علی بود علی بود در آن جمع گرفتار
    مرا کشت، مرا کشت، فشار در و دیوار
    به جز محسنم آنجا، نشد کس سپر من
    بیا ای پسر من، بیا ای پسر من


    منبع: مدایح

    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...


    شـــادی
    روح شـــهـــدا صـــلـــوات


  15. صلوات ها 11


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,081
    حضور
    6 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    2222
    آپلود
    429
    گالری
    114
    صلوات
    5729

    غمگین دود بود




    دود بود و دود بود و دودبود
    گل ميان آتش نمرود بود
    شعله مي پيچيد برگرد بهار
    خون دل مي خورد تيغ ذوالفقار
    يك طرف گلبرگ اما بي سپر
    يك طرف ديوار بود و ميخ در
    ميخ ياد صحبت جبريل بود
    شاهد هر رخصت جبريل بود
    قلب آهن را محبت نرم كرد
    ميخ از چشمان زينب شرم كرد
    شعله تا از داغ غربت سرخ شد
    ميخ كم كم از خجالت سرخ شد
    گفت با در رحم كن سويش مرو
    غنچه دارد سوي پهلويش مرو
    حمله طوفان سوي دود شمع كرد
    هرچه قوت داشت دشمن جمع كرد
    روز رنگ تيره ي شب را گرفت
    مجتبي چشمان زينب را گرفت
    پاي ليلي چشم مجنون مي گريست
    ميخ بر سر مي زد و خون مي گريست
    جوي خون نه تا به مسجد رود بود
    دود بود ودود بود و دود بود

    سروده حسن لطفي
    ویرایش توسط سوگند : ۱۳۸۹/۰۲/۰۹ در ساعت ۱۶:۱۹

  17. صلوات ها 12


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,197
    حضور
    143 روز 16 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93051



    در سوگ صديقه طاهره ، فاطمه سلام الله عليها (هفت بند)
    گرفته از دیوان اشعارمرحوم حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى معروف به (كمپانى )

    بند اول
    تا در بيت الحرام از آتش بيگانه سوخت
    كعبه ويران شد حرم از سوز صاحبخانه سوخت
    شع بزم آفرينش با هزاران اشك و آه
    شد چنان كز دود آهش سنه كاشانه سوخت
    آتشى در بيت معمور ولايت شعله زد
    تا ابد زانشعله هر معمور هر ويرانه سوخت
    آه از آن پيمان شكن كز كينه خم غدير
    آتشى افروخت تا هم خم و هم پيمانه سوخت
    ليلى حسن قدم چون سوخت از سر تا قدم
    همچو مجنون عقل رهبر را دل ديوانه سوخت
    گلشن فرخ فر توحيد آندم شد تباه
    كز سموم شرك آنشاخ گل فرزانه سوخت
    گنج علم و معرفت شد طمعه افعى صفت
    تا كه از بيداد دو نان گوهر يكدانه سوخت
    حاصل باغ نبوت رفت بر باد فنا
    خرمنى در آرزوى خام آب و دانه سوخت
    كركس دون پنجه زد بر روى طاوس ازل
    عالمى از حسرت آنجلوه مستانه سوخت
    آتشى آتش پرستى در جهان افروخته
    خرمن اسلام و دين را تا قيامت سوخته


  19. صلوات ها 10


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,197
    حضور
    143 روز 16 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93051




    بند دوم تا ششم
    سينه اى كز معرفت گنجينه اسرار بود
    كى سزاوار فشار آندر و ديوار بود؟

    طور سيناى تجلى مشعلى از نور شد
    سينه سيناى وحدت مشتعل از نار بود
    ناله بانو زد اندر خرمن هستى شرر
    گوئى اندر طور غم چون نخل آتشبار بود
    آنكه كردى ماه تابان پيش او پهلو تهى
    از كجا پهلوى او را تاب آن آزار بود؟
    گردش گردون دنن بين كز جفاى سامرى
    نقطه پروردگار وحدت مركز مسمار بود
    صورتش نيلى شد از سيلى كه چو نسيل سياه
    روى گيتى زين مصيبت تا قيامت تار بود
    شهريارى شد به بند بنده اى از بندگان
    آنكه جبريل امينش بنده دربار بود
    از قفاى شاه ، بانو با نواى جانگداز
    تا توانائى بتن ، تاقوت رفتار بود
    گرچه بازو خسته شد، وز كار دستش بسته شد
    ليك پاى همتش برگنبد دوار بود
    دست بانو گرچه از دامان شه كوتاه شد
    ليك بر گردون بلند از دست آنگمراه شد
    گوهرى سنگين بها از ابر گوهر بار ريخت
    كز غم جانسوز او خون از در و ديوار ريخت
    تا ز گلزار حقايق نو گلى بر باد رفت
    يك چمن گل صرصر بيداد ز آنگلزار ريخت
    شاخه طوبى مثالى را ز آسيب خسان
    آفتى آمد كه يكسر هم برو هم بار ريخت
    غنچه نشگفته اى از لاله زار معرفت
    از فراز شاخسارى از جفاى خار ريخت
    اختر فرخ فرى افتاد از برج شرف
    كاسمان خوناب غم از ديده خونبار ريخت
    طوطى اى زينخا كدان برواز كرد و خاك غم
    بر سراسر طوطيان عالم اسرار ريخت
    بسملى در خون طپيد از جور جبار عنيد
    يا كه عنقاء ازل خون دل از منقار ريخت
    زهره زهرا چه از آسيب پهلو در گذشت
    چشمه هاى خون ز چشم ثابت و سيار ريخت
    مهسط روح الامين تا پايمال ديو شد
    شورشى سر زد كه سقف گنبد دوار ريخت
    از هجوم عام بر ناموس خاص لايزال
    عقل حيران سر گردان زبان لالست لال
    شد بپا شور و نوا تا از دل بانوى شاه
    رفت از كف صبرو طاقت فوت از زانوى شاه
    حسته شد پهلوى خاتون رفت از او تاب و توان
    آنچنان كز پيچ و تابش بسته شد بازوى شاه
    تا حقيقت را بنا حق دست و گردن بسته شد
    دست بيدار دعيت باز شد بر روى شاه
    روى بانوى دو گيتى شد ز سيلى نيلگون
    سيل غم يكباره از هر سوروان شد سوى شاه
    سامرى گوساله اى را كرد مير كاروان
    تا قيامت خلق را گمراه كرداز كوى شاه
    هر كه با آواز: گوساله آمد آشنا
    تا ابد بيگانه ماند از صحبت دلجوى شاه
    نغمه ((انى انا الله )) نشنود گوساله خواه
    غره دينا نه بيند غره نيكوى شاه
    خاتم دين را بجادو برد دست اهرمن
    شرمى از يزدان نكرد و بيمى از نيروى شاه
    گرچه دست بندگى داد از نحست اندر غدير
    ليك آن بد عاقبت لب تر نكرد از جوى شاه
    خضر ميبايد كه تا توشد ز آب زندگى
    نيست آب زندگى شايان هر خوك و سگى
    طمعه زاغ و زغن شد ميوه باغ فدك
    ناله طاوس فردوس برين شد بر فلك
    زهره چرخ ولايت نغمه جانسوز داشت
    تا سماك آن ناله حانسوز ميرفت از سمك
    چشم گريان و دل بريان بانو اى عجب
    نقش هستى را نگرد از صفحه ايجاد حك
    شاهد بزم حقيقت شمع ايوان يقين
    اشكريزان رفت در ظلمت سراى ريب و شك
    كى روا بودى رودسر گرد كوى اين و آن
    انكه بودى خاك راهش سرمه چشم ملك ؟
    مستجار هر دو گيتى قبله حاجات ، برد
    دست حاجت پيش انصار و مهاجر يك بيك
    بيوفا قومى ، دل آنان ز آهن سخت تر
    وعده هاى سست آنان چون هوائى در شبك
    پاس حق هرگز مجو از مردم حق ناشناس
    هركه حق را ننگرد كورش كند حق نمك
    مفتقرگر جانسپارى در ره بانوسزااست
    راه حق است ((ان تكن لله كان الله لك ))
    همچو قمرى با غمش عمرى بسر بايد كنى
    چاره دل را هم از اين رهگذر بايد كنى
    نور حق در ظلمت شب رفت در خاك اى دريغ
    بادلى از خون لبالب رفت در خاك ايدريغ
    طلعت بيت الشرف را زهده تا بنده بود
    آه كان تابنده كوكب رفت در خاك ايدريغ
    آفتاب چرخ عصمت با دلى از غم كباب
    با نتى بيتاب و پرتب رفت در حاك ايدريغ
    پيگرى آزرده از آزار افعى سيرتان
    چون قمر در برج عقرب رفت در خاك ايدريغ
    كعبه كرو بيان و قبله روحانيان
    مستجار دين و مذهب رفت در خاك ايدريغ
    ليلى حسن قدم با عقل اقدم هم قدم
    اولين محبوبه زب رفت رفت در خاك ايدريغ
    حامل انوار و اسرار رسالت آنكه بود
    جبرئيلش طفل مكتب ، رفت در خاك ايدريغ
    آن مهين بانو كه بانوئى از آن بانو نبود
    در بساط قرب اقرب ، رفت در خاك ايدريغ
    آنكه بودى از محيط فيض وجودش كامياب
    هر بسيط و هر مركب رفت در خاك ايدريغ
    شد ظهور غيب مكنون باز غيب مستتر
    تربتش از خلق پنهان همچو سر مستسر


  21. صلوات ها 9


صفحه 1 از 20 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود