جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اراده ی اداره ی زندگیمو ندارم .......................

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58289

    اشاره اراده ی اداره ی زندگیمو ندارم .......................




    با نام و یاد دوست


    سلام

    یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

    لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:



    سلام
    یه دختر25ساله م.والدینم چندسالیست فوت کردن و با برادرم در یک خانه ایم.
    مدت زیادیه تکالیفم رو درست انجام نمیدم.بیشتر روز رو خوابم.هرروز دارم از خدا دورتر میشم.
    حتی غذا هم در خانه درست نمیکنم.وبرادرم هم چیزی نمیگوید.
    عمرم داره به بطالت میگذره.میدونم راه حل ساده ای داره.اینکه برنامه بریزم و متعهد باشم.اما هیچ کششی برای اینکار ندارم.
    میدانم درقیامت بازخواست میشوم.اما خیلی بهش فکر نمیکنم.نه اینکه بی اهمیت بدونم،نه.اما...نمیدونم چم شده.
    سه سال عمرم با امکاناتش هدر رفته.ابتداش با این بود که از ازدواجم ناامید شدم.اما همه ش این نبود.
    من توجیهی برای تنبلی هام ندارم.ومیدانم خدا با این شرایط مرا دوست ندارد.اما باز هم تا ظهر میخوابم...
    فقط الان کلاس زبان میرم.میترسم اون رو هم ول کنم.تکالیفمم درست انجام نمیدم.
    امروز صحبت آقای ماندگاری را اتفاقی دیدم.گفتند ما به اندازه توانایی مون بازخواست میشیم.وتوانایی مون بیش از اونیه که فکر میکنیم.نگران شدم.اما نمیدونم چکار کنم.
    احساس میکنم. هرگز تغییر نمیکنم.



    با تشکر

    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید





    ویرایش توسط عارف : ۱۳۹۳/۱۲/۰۲ در ساعت ۱۶:۴۳

  2. صلوات ها 13


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58289



    با نام و یاد دوست





    اراده ی اداره ی زندگیمو ندارم .......................








    کارشناس بحث: استاد امیدوار


  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    سلام
    یه دختر25ساله م.والدینم چندسالیست فوت کردن و با برادرم در یک خانه ایم.
    مدت زیادیه تکالیفم رو درست انجام نمیدم.بیشتر روز رو خوابم.هرروز دارم از خدا دورتر میشم.
    حتی غذا هم در خانه درست نمیکنم.وبرادرم هم چیزی نمیگوید.
    عمرم داره به بطالت میگذره.میدونم راه حل ساده ای داره.اینکه برنامه بریزم و متعهد باشم.اما هیچ کششی برای اینکار ندارم.
    میدانم درقیامت بازخواست میشوم.اما خیلی بهش فکر نمیکنم.نه اینکه بی اهمیت بدونم،نه.اما...نمیدونم چم شده.
    سه سال عمرم با امکاناتش هدر رفته.ابتداش با این بود که از ازدواجم ناامید شدم.اما همه ش این نبود.
    من توجیهی برای تنبلی هام ندارم.ومیدانم خدا با این شرایط مرا دوست ندارد.اما باز هم تا ظهر میخوابم...
    فقط الان کلاس زبان میرم.میترسم اون رو هم ول کنم.تکالیفمم درست انجام نمیدم.
    امروز صحبت آقای ماندگاری را اتفاقی دیدم.گفتند ما به اندازه توانایی مون بازخواست میشیم.وتوانایی مون بیش از اونیه که فکر میکنیم.نگران شدم.اما نمیدونم چکار کنم.
    احساس میکنم. هرگز تغییر نمیکنم.
    بسمه تعالی
    با عرض سلام و تحیت خدمت شما خواهر محترم و تشکر از برادر گرامی طاهر

    شما را درک می کنم و از وضعیتی که با آن مواجهید متاسفم.
    با توجه به توضیحاتی که ارائه دادید مسئله ای که با آن مواجهید و چنین وضعیتی را برای شما رقم زده است، مسئله افسردگی است!
    بنابراین هم ضرورت دارد در اولین فرصت به یک متخصص اعصاب مراجعه نمائید و جهت تغییر در سطح داروهای تجویزی با وی مشورت نمائید و هم اینکه تا حد امکان از تنهایی و خانه نشینی فاصله بگیرید. سعی کنید خود را به انجام و دنبال نمودن علاقمندی ها وادار کنید، پیاده روی کنید و در جمع حضور بیشتری داشته باشید، بیشتر صحبت کنید و از سانسور احساسات و مخفی نگاه داشتن آنها خودداری کنید.
    لازم است با مراجعه به یک پزشک متخصص در طب سنتی تغذیه خود را اصلاح کنید و به مسافرت و ورزش اهتمام داشته باشید.
    ممکن است انجام برخی از امور فوق برای شما دشوار باشد و یا نخواهید آنها را عملی کنید، ایرادی ندارد! اما خود را از انجام بخشی که از عهده آن بر می آئید محروم نکنید.

    خوب دقت کنید که خودسرزنشگری و شماتت خود به خاطر گذشته و حال فعلا وظیفه شما نیست. وظیفه فعلی شما این است که خود را دوست بدارید و از خطاها فاجعه نسازید. وظیفه شما این است که از افکاری که شما را به هم می ریزد اجتناب کنید و امید و خوش بینی را جایگزین کنید. فرقی ندارد این افکار مربوط به مسائل مادی باشد یا معنوی!

    همانطور که اشاره کردید " لا یکلف الله نفسا الا وسعها " خداوند از هرکسی به اندازه توانش توقع دارد. پس همانگونه که خداوند از فردی که بیماری گوارشی ( مثلا زخم معده) دارد توقع روزه گرفتن ندارد از شما نیز که به افسردگی دچار هستید انتظار نماز اول وقت و... ندارد.
    پس نه خود را به خاطر از دست دادن فرصتها سرزنش کنید و نه به رحمت و لطف خدای متعال بدبین باشید. تاکید میکنم که خودسرزنشگری و یاس نتیجه ای جز تشدید افسردگی ندارد، پس بجای این رویه غلط کاریهایی که توصیه شد را در حد توان انجام دهید تا افسردگی شما برطرف شود.

    در پناه خدای متعال موفق باشید
    اراده ی اداره ی زندگیمو ندارم .......................
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    312
    حضور
    17 روز 10 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1181



    سلام عرض ادب. خواهر گرامی خودتون رو سرزنش نکنید این کمک نمیکنه تازه حالتون رو بدتر هم میکنه (تجربه ی شخصی) اصلا شما از کجا مطمئن شدید که توانتون بیش از اینه که الان هستید؟ انشا الله روحیه تون رو مجددا بدست میارید و توان تون هم افزایش پیدا میکنه. اما الان نباید از خودتون انتظار زیاد از حد داشته باشین که نهایتا خودتونو اذیت کنید.
    از خودسرزنشگری بپرهیزید.
    دنیا، سرنوشت، سرگذشت یا خلاصه هر چیزی که اسمش هست
    آنچه بر من گذشت مرا به اینجا رساند؛

  9. صلوات ها 4


  10. #5
    لبیک یا علی النقی آنلاین نیست. همکار اجرایی دانستنیهای قران و اقوام و اشخاص

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    1,673
    حضور
    72 روز 15 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    60
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7565



    السلام علیکم و رحمة الله

    به خواهرمان توصیه می کنم که سخنرانی های استاد علی اکبر رائفی پور را با موضوع "چگونه زمان خود را مدیریت کنیم؟" دانلود کنند و گوش دهند و عمل نمایند(شش ساعته).
    شیوه ی مدیریت زمان را کاملاً به صورت کاربردی و عملی توضیح داده است.
    مطمئن باشید با عمل کردن تدریجی به راهکارهایی که ایشون میگن بسیاری از مشکلات شما حل خواهد شد.
    السلام علیک یا علی بن محمد - السلام علیک یا علی النقی الهادی
    اگر به سامره ام اوفتد گذر، سر و جان را -- کنم نثار به گنبدنمای حضرت هادی
    ز دست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم -- شود زیارت صحن و سرای حضرت هادی
    ز خاک، عِطر بهشتی، پراکند اگر آید -- نسیمی از طرف سامرای حضرت هادی
    مرا رضایت ابن الرضا خوش است که دانم -- بُود رضای خدا در رضای حضرت هادی
    ----------------

    ...سریال ازدواج مرا در ""اینجا"" بخوانید...
    التماس دعا


  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    121
    حضور
    2 روز 14 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    340



    نقل قول نوشته اصلی توسط اميدوار نمایش پست ها
    بسمه تعالی
    با عرض سلام و تحیت خدمت شما خواهر محترم و تشکر از برادر گرامی طاهر
    لازم است با مراجعه به یک پزشک متخصص در طب سنتی تغذیه خود را اصلاح کنید و به مسافرت و ورزش اهتمام داشته باشید.
    ممکن است انجام برخی از امور فوق برای شما دشوار باشد و یا نخواهید آنها را عملی کنید، ایرادی ندارد! اما خود را از انجام بخشی که از عهده آن بر می آئید محروم نکنید.

    در پناه خدای متعال موفق باشید
    سلام در جواب دوستمون خواستم بگم من تک تک موردایی رو که استاد گفتن نتیجش رو دیدم و خودم که فکر میکنم افسردگی گرفتم به صورت کاملا اتفاقی که نه خواست خدا بود بدون اینکه کسی بهم بگه این رفتارا باعث شد خیلی بهتر بشم
    منم مثل شما بودم تقریبا تو خونه نشسته بودم چند ماه که پروژمو انجام بدم اصلا بیرون نمیرفتم انقدر تنبل شده بودم که از صبح تا شب فقط میشستم پای لپ تاب و ول میچرخیدم واقعا خودم فکر میکنم افسردگی گرفته بودم تک بچه هم هستم چند ماه تو یه اتاق سوت و کور خودم و لپ تابم
    اما اتفاقی که افتاد سر یه مساله دیگه ای رفتم دکتر فوق تخصص داخلی و اون دکتر متبحری بود مشکل یه چیز دیگه بوود ولی درجا تشخیص داد به خاطر مدتی که تو خونه بودم و آفتاب بهم نخورده کمبود ویتامین d3 پیدا کردم جالب اینکه چند روز بعد اخبار سراسری در مورد اینکه 85 درصد ایرانیا کمبود ویتامین D3 دارن و پزشک در اخبار گفت بدون نیاز به هیچ آزمایشی به همه میگیم هر ماه یک قرص ویتامین D3 بخورن و جالب اینکه کمبود این ویتامین افسردگی میاره برا همین خدا میگه روز برین سر کار شبا بگیرین بخوابین
    احتمالا شما کم خونی هم دارین اگه برین دکتر فکر کنم چهار هفته هر هفته سه تا آمپول تقویتی که یکیش برا خونسازیه یکیش برای ویتامین D3بهتون بدن
    حتماااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااا به یه دکتر فوق تخصص داخلی برو هر چی زودتر پشت گوش نندازین
    انقدر تاثیر داشته که خودم باور نمیکنم البته من تو حالت افسردگی و تنبلی شدید خیلی خدا رو صدا کردم که خدایا چرا آخه من مثل مرده هام نه انگیزه نفس کشیدن دارم بدتر از همه اینکه دقیقا مثل شما فکر میکردم و خودم رو داااااااائما سرزنش میکردم که این هم از علائم افسردگیه و واقعا تو این دوران افسردگی که خودم فکر میکنم افسردگی بوده زجر روحی زیادی کشیدم
    پس به قول استاد هیچ تکلیفی برا یه آدم افسرده نیست چون بیچاره آدم افسرده توانی نداره پس خودتو سرزنش نکن که بدتر میشی
    حتما برو دکتر حتما این ویتامین و خونتو چک کنه
    یه پیشنهاد دیگه اینکه با غذای داداشتون شوخی نکنید واسش غذا درست کنید طفلکی گناه داره خب

    من وقتی بیحال بودم حتی حوصله دکتر رفتنم نداشتم بابام به زور منو برد اگه میبینی حوصله ندارین حتی برین دکتر به داداشتون بگین هر جوری که شده ببردتون پیش دکتر به نظرم خیلی مهمه یه آزمایش خون که کاری نداره
    ان شاالله سالم و سلامت باشید و از این بی انگیزگی در بیاین
    ویرایش توسط arash68 : ۱۳۹۳/۱۰/۱۰ در ساعت ۰۴:۰۴

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    327
    حضور
    7 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    865



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    من توجیهی برای تنبلی هام ندارم.ومیدانم خدا با این شرایط مرا دوست ندارد.اما باز هم تا ظهر میخوابم...
    اگه به کسی نگین، منم اینطوری شدم
    ولی وقتی میرم قدم میزنم یه کم فکر می کنم، غر نمی زنم، بهتر میشم
    البته گاها پیش میاد
    ولی نهایتا چربشم به سمت تنبلی و هدردادن عمره. دوستان منم کمک می خوام

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    عشقم شهداست و هرچی ک بهشون نزدیکم کنه...
    نوشته
    407
    حضور
    8 روز 21 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1459



    سلام دوستان چقد اینجا جو افسردگی حاکمه نگران شدم نکنه منم افسرده باشم ب نظرم هیچ کس جز خودتون نمی تونین ب خودتون کمک کنین اول با افکارتون باید مبارزه کنین و بعد هم با تنبلی تون و البته نظر این دوست مونم خوب بود ک اصلا ممکنه مشکل جسمی باشه ... پس حتما یه روان پزشک و یه دکتر متخصص داخلی ب گفته دوست مون برین ... مام دعاتون میکنیم ... موفق باشین ...
    حالا تمام دغدغه ام این شده حسین
    این اربعین کرب و بلا میبری مرا

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    2,802
    حضور
    132 روز 8 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10765



    سلام.
    چند روز پیش یکی از کاربران بهم گفت بیام تو این تاپیک نظر بدم ولی یادم رفت
    ما دوست نداریم به هرکسی برچسب بیمار بزنیم....
    ولی اگه چندتا آزمایش خون مثل آزمایش تیروءید، آزمایش کارکرد کبد، آزمایش برای کم خونی و آزمایش ویتامین د که یکی از دوستان اشاره کردن بدید ضرری نداره.حداقل خیالتون راحت میشه که بیماری جسمی ندارید.چون اشاره کردید که مدت طولانی هست این مشکل رو دارید اگه از نظر بیماریهای جسمی خیالتون راحت بشه خوبه.
    بعد از اون میتونید به یه روانپزشک یا روانشناس مراجعه کنید. گاهی ممکنه افسردگی وجود داشته باشه که نیاز به درمان دارویی داشته باشه و با دارو خوردن بهتر بشه.پس این مسئله هم مد نظر داشته باشید

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    روانشناسی؛ قرآن ؛فلسفه؛ کلام
    نوشته
    890
    حضور
    31 روز 11 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    4646

    جمع بندی




    پرسش:
    یک دختر 25ساله ام. والدینم چند سالی است فوت کردن و با برادرم در یک خانه زندگی می کنیم. نسبت به زندگی ام بی تفاوت شده ام و اراده ام را از دست دادم


    پاسخ:
    مسئله ای که با آن مواجهید و چنین وضعیتی را برای شما رقم زده است، مسئله افسردگی است!
    بنابراین هم ضرورت دارد در اولین فرصت به یک متخصص اعصاب مراجعه نمائید و جهت تغییر در سطح داروهای تجویزی با وی مشورت نمائید و هم اینکه تا حد امکان از تنهایی و خانه نشینی فاصله بگیرید. سعی کنید خود را به انجام و دنبال نمودن علاقمندی ها وادار کنید، پیاده روی کنید و در جمع حضور بیشتری داشته باشید، بیشتر صحبت کنید و از سانسور احساسات و مخفی نگاه داشتن آنها خودداری کنید.
    لازم است با مراجعه به یک پزشک متخصص در طب سنتی تغذیه خود را اصلاح کنید و به مسافرت و ورزش اهتمام داشته باشید.
    ممکن است انجام برخی از امور فوق برای شما دشوار باشد و یا نخواهید آنها را عملی کنید، ایرادی ندارد! اما خود را از انجام بخشی که از عهده آن بر می آئید محروم نکنید.

    خوب دقت کنید که خودسرزنشگری و شماتت خود به خاطر گذشته و حال فعلا وظیفه شما نیست. وظیفه فعلی شما این است که خود را دوست بدارید و از خطاها فاجعه نسازید. وظیفه شما این است که از افکاری که شما را به هم می ریزد اجتناب کنید و امید و خوش بینی را جایگزین کنید. فرقی ندارد این افکار مربوط به مسائل مادی باشد یا معنوی!

    همانطور که اشاره کردید " لا یکلف الله نفسا الا وسعها " خداوند از هرکسی به اندازه توانش توقع دارد. پس همانگونه که خداوند از فردی که بیماری گوارشی (مثلا زخم معده) دارد توقع روزه گرفتن ندارد از شما نیز که به افسردگی دچار هستید انتظار نماز اول وقت و ... ندارد.
    پس نه خود را به خاطر از دست دادن فرصت ها سرزنش کنید و نه به رحمت و لطف خدای متعال بدبین باشید. تاکید می کنم که خودسرزنشگری و یأس نتیجه ای جز تشدید افسردگی ندارد، پس بجای این رویه غلط، کارهایی که توصیه شد را در حد توان انجام دهید تا افسردگی شما برطرف شود.

    ویرایش توسط همکار تدوین : ۱۳۹۶/۰۴/۲۴ در ساعت ۱۹:۳۳ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  21. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود