صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: به این سوال امام صادق (ع) چه پاسخی می دادید؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    هنر-مذهب-سیاست
    نوشته
    6
    حضور
    5 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19

    اشاره پاسخ سوال امام صادق(ع) را بدهید




    امام صادق علیه السلام در مناظره با یک زندیق سوالی می پرسند که آن فرد پاسخی برای آن ندارد
    سوال امام: تو مصنوع هستی یا نه؟
    آن شخص می گوید من مصنوع یا ساخته شده نیستم
    امام می پرسند: بگو بدانم اگر مصنوع بودی چگونه می بودی؟
    و آن شخص از پاسخ باز می ماند حتما خیلی از شما دوستان این مناظره را خوانده اید
    اگر شما جای آن شخص بودید چه پاسخی به این سوال می دادید؟
    آیا دست به دامان نظریه ی تکامل یا انتخاب طبیعی می شوید یا از فیزیک کوانتم و غیره یاری می جویید؟
    من این سوال را از چند نفر پرسیدم که بیشتر به نظریه ی تکامل روی آورده اند مثلا یکی از آنها به من گفت
    من مخلوق نیستم چون در اثر تکامل به وجود آمده ام و با یک مجسمه یا انسان مصنوعی تفاوت ماهوی دارم و مقایسه من با مصنوعات بشری عاقلانه و علمی نیست به هر حال خواستم این موضوع را مطرح کنم تا از نظرات دیگران آگاهی پیدا کنم
    درود...
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۳/۱۱/۲۶ در ساعت ۱۴:۱۷

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58304



    با نام و یاد دوست





    به این سوال امام صادق (ع) چه پاسخی می دادید؟








    کارشناس بحث: استاد مسلم


  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,033
    حضور
    57 روز 10 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4543



    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهاد60 نمایش پست ها
    امام صادق علیه السلام در مناظره با یک زندیق سوالی می پرسند که آن فرد پاسخی برای آن ندارد
    سوال امام: تو مصنوع هستی یا نه؟
    آن شخص می گوید من مصنوع یا ساخته شده نیستم
    امام می پرسند: بگو بدانم اگر مصنوع بودی چگونه می بودی؟
    و آن شخص از پاسخ باز می ماند حتما خیلی از شما دوستان این مناظره را خوانده اید
    اگر شما جای آن شخص بودید چه پاسخی به این سوال می دادید؟
    آیا دست به دامان نظریه ی تکامل یا انتخاب طبیعی می شوید یا از فیزیک کوانتم و غیره یاری می جویید؟
    من این سوال را از چند نفر پرسیدم که بیشتر به نظریه ی تکامل روی آورده اند مثلا یکی از آنها به من گفت
    من مخلوق نیستم چون در اثر تکامل به وجود آمده ام و با یک مجسمه یا انسان مصنوعی تفاوت ماهوی دارم و مقایسه من با مصنوعات بشری عاقلانه و علمی نیست به هر حال خواستم این موضوع را مطرح کنم تا از نظرات دیگران آگاهی پیدا کنم
    درود...
    با سلام و احترام

    موجود مصنوع، یعنی موجود حادث،یعنی پدید آمده، و چنین موجودی، وجودش از ذاتش نیست، بلکه دیگری او را به وجود آورده، و ویژگی های مختلفی دارد، مثل اینکه ازلی و قدیم نیست، وجودش ضروری نیست، بودن و نبودنش برابر بوده و هیچکدام بر دیگری ترجیحی ندارد، بلکه هر دو برای او ممکن است، اگر موجود باشد تناقضی پیش نمی‌آید، و اگر معدوم باشد به جایی بر نمی خورد. (اسرار الحکم، ملا هادی سبزواری، ص67؛ الالهیات، آیت الله سبحانی، ج1، ص61؛ ارشاد الطالبین، فاضل مقداد، ص22) محدود است، نیازمند است و...

    امام صادق(ع) با استناد به مصنوع، و مخلوق بودن آن زندیق، به دنبال اثبات صانع بود، پس استدلال مد نظر حضرت(ع) را میتوان اینگونه تقریر نمود:

    صغری: انسان مصنوع است.(به خاطر داشتن ویژگی های یک مصنوع)
    کبری: هر مصنوعی نیازمند صانع است.
    نتیجه: انسان نیازمند صانع است.

    آن شخص زندیق، مصنوع بودن خویش را انکار کرد تا مانع استدلال امام(ع) از طریق نیاز مصنوع به صانع شود، و امام(ع) در پاسخ، برای اثبات این که او مصنوع است، اوصاف مصنوع را از وی جویا شد، و او دید هر وصفی برای مصنوع بیاورد بر خودش تطبیق خواهد کرد و سخن اولش که گفته بود من مصنوع نیستم را زیر سوال خواهد برد، لذا از پاسخگویی ناتوان شد، امروزه نیز غالب منکرین خداوند مصنوع بودن خویش را قبول دارند اما خود را مصنوع طبیعت دانسته و ختم شدن این سلسله را به خالقی غیر مصنوع نمی‌پذیرد، لذا به نظریه تکامل و فیزیک کوانتوم و ... تمسک می‌جویند.
    پس مناظره امام صادق(ع) و آن زندیق مربوط به صغرای این استدلال می‌شود، اما سخن از فیزیک کوانتوم و نظریه تکامل مربوط به کبرای قیاس می‌شود و نمی‌تواند پاسخی برای سوال امام صادق(ع) از آن زندیق به شمار رود، اگرچه می تواند شبهه ای بر علیه کبرای استدلال به شمار رود.
    در هر صورت استناد به این امور نیز در برابر استدلال امام(ع) راهگشا نیست، چرا که:

    اولا نظریه تکامل با چشم پوشی از اشکالات متعددی که به آن وارد است، بر فرض پذیرش، صرفا تبیین کننده پیدایش کثرات است، نه اصل پیدایش اولیه، چرا که اول باید چیزی در خارج موجود باشد و سپس تکامل یابد، روشن است که خلأ هرگز قابل تکامل نیست، بلکه باید نقطه شروعی باشد و تکامل در ادامه تحقق یابد؛ با این اوصاف نظریه تکامل با وجود خداوند منافاتی ندارد. (کلام نوین اسلامی، عبدالحسین خسروپناه، ص92و93)

    ثانیا فیزیک کوانتوم نیز نمی‌تواند تبیین کننده این بی نیازی باشد، چرا که اولا در خصوص فیزیک کوانتوم دیدگاه های مختلفی وجود دارد که تنها دیدگاه هایزنبرگ با وجود خداوند ناسازگاری دارد و بقیه دیدگاه ها تعارضی با وجود خداوند ندارند،(همان، ص99) و ثانیا محدوده ماوراء الطبیعه، و مسائل عقلی و فلسفی چون نیاز معلول به علت، از حیطه و قلمرو علوم تجربی خارج است و علوم فیزیکی و طبیعی نفیا و اثباتا حق ابراز نظر در این خصوص را ندارند. هیچ علمی نمی تواند خارج از موضوع، و قلمرو خویش نظر بدهد.(همان، ص93و99)


    به این سوال امام صادق (ع) چه پاسخی می دادید؟

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  7. صلوات ها 11


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    هنر-مذهب-سیاست
    نوشته
    6
    حضور
    5 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19



    سلام

    با سپاس از پاسخ کارشناس محترم! من گمان می کنم این سوال حضرت صادق علیه السلام یکی از اساسی ترین و مهم ترین سوالاتیست که می شوددر بحث به آن تکیه کرد .این سوال بسیار زیرکانه و استادانه است حضرت در همان ابتدای بحث با این سوال آن فرد را به چالش می کشد و درمانده می سازد. من هم همین شیوه را به کار می برم و اولین سوالی که می پرسم همین سوال است. تا کنون از هر کس این سوال را پرسیده ام خود را در برابر سوالی مهم و جدی دیده و بلا فاصله به دنبال دست آویزی بوده تا پاسخ این سوال را بدهد حتی بعضی ها به هذیان گویی و شعر خوانی روی آورده اند که من به آنها گفته ام اگر قصد مشاعره دارید من هم شعر زیاد بلدم بسم ا...
    اما در مورد نظریه ی هایزنبرگ (اصل عدم قطعیت) من از شخصی که به آن معتقد بود پرسیدم آیا شما مطمئن هستید که در جهان هیچ قطعیتی وجود ندارد؟
    بی درنگ گفت بله بعد من به او گفتم این بله خودش یک قطعیت است!
    اما از کارشناس گرامی خواستارم تا بفرمایند که از نظر منطق اسلام نظریه ی اصل عدم قطعیت چگونه است؟ و رابطه ی آن با صانع و مصنوع چیست؟
    با سپاس!
    ویرایش توسط فرهاد60 : ۱۳۹۳/۱۰/۰۸ در ساعت ۰۳:۳۱

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,121
    حضور
    136 روز 8 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19217



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    ثانیا فیزیک کوانتوم نیز نمی‌تواند تبیین کننده این بی نیازی باشد، چرا که اولا در خصوص فیزیک کوانتوم دیدگاه های مختلفی وجود دارد که تنها دیدگاه هایزنبرگ با وجود خداوند ناسازگاری دارد و بقیه دیدگاه ها تعارضی با وجود خداوند ندارند،(همان، ص99) و ثانیا محدوده ماوراء الطبیعه، و مسائل عقلی و فلسفی چون نیاز معلول به علت، از حیطه و قلمرو علوم تجربی خارج است و علوم فیزیکی و طبیعی نفیا و اثباتا حق ابراز نظر در این خصوص را ندارند. هیچ علمی نمی تواند خارج از موضوع، و قلمرو خویش نظر بدهد
    عرض سلام به استاد عزيز و ساير دوستان
    لطفاً اين بخش رو بيشتر توضيح بفرماييد (و كمي هم ساده تر. فقط كمي )


    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,168
    حضور
    21 روز 3 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1582



    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهاد60 نمایش پست ها
    امام می پرسند: بگو بدانم اگر مصنوع بودی چگونه می بودی؟
    سوالش از اون سوالاست که بصورت سوالی میشه راحت جوابشو داد!!
    مثلا:
    فرد 1: اگر مصنوع بودی چطور بودی؟
    فرد 2: خودت اگر موجود دیگری بودی چطور بودی!؟

    البته این مثال خیلی ساده و ابتداییه!! ولی در کل اصل مطلبو میرسونه که در این موارد بی نهایت حالت وجود داره که هیچکدومو نمیشه رد یا تایید کرد!!

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    علاقه
    فلسفه و دانستن هر چه بیشتر
    نوشته
    795
    حضور
    20 روز 5 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    79
    صلوات
    2464



    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهاد60 نمایش پست ها
    امام می پرسند: بگو بدانم اگر مصنوع بودی چگونه می بودی؟
    سلام
    در یک نگاه عامیانه و اولیه هر فرد علت خودش رو پدر و مادر میدونه اونم در یک پروسه تدریجی و با موادی که از خارج مادرش تغذیه کرده
    اثبات مخلوق بودن ماده جهان(به معنی خلق در یک لحظه) خیلی راحت نیست و جدای از اینکه مسئله چیستی زمان خودش خیلی پیچیده هست و حادث و قدیم در ذهن عوام کلا اشتباه هست
    در کل مناظرات اهل بیت علیهم السلام تا اونجایی که بنده دیدم خیلی مشکلی رو حل نکرده
    میتونید به بحث بنده و کارشناس همین سایت در مورد مناظرات عجیب و غیر منطقی ای که به امام رضا علیه السلام نسبت میدن رجوع کنید
    یا حق

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهاد60 نمایش پست ها
    سلام
    ...
    اما در مورد نظریه ی هایزنبرگ (اصل عدم قطعیت) من از شخصی که به آن معتقد بود پرسیدم آیا شما مطمئن هستید که در جهان هیچ قطعیتی وجود ندارد؟
    بی درنگ گفت بله بعد من به او گفتم این بله خودش یک قطعیت است!
    اما از کارشناس گرامی خواستارم تا بفرمایند که از نظر منطق اسلام نظریه ی اصل عدم قطعیت چگونه است؟ و رابطه ی آن با صانع و مصنوع چیست؟
    سلام علیکم برادر عزیزم،
    اصل عدم قطعیت را باید در چهارچوب خودش بررسی کرد و برای این کار هم باید بین دو علم Ontic و Epistemic تفاوت قائل شد، اصل عدم قطعیتی که حقیر در فیزیک کوانتوم دیدم هیچ ارتباطی به اینکه حقیقت چیست نداشت و تنها بین ما و حقیقت وجود یک فاصله‌ را اثبات می‌کند که این فاصله هم به نقص واسط ما برای شناخت حقیقت برمی‌گردد، مثل اینکه ما اشیاء را یا باید ببینیم یا باید بو کنیم و یا لمس کنیم و یا چه و چه، هر کدام از این کارها هم یک سری خطا دارند که قابل کم کردن هستند ولی طبق اصل عدم قطعیت قابل حذف کردن نیستند، یعنی هر چقدر هم که خطا در مطالعه‌ی حقیقت کم شود ولی همیشه مقداری خطا وجود خواهد داشت و این یعنی آنچه ما می‌دانیم نسبت به حقیقت آنچنان که وجود دارد همیشه مثداری خطا دارد و دانسته‌های ما قطعی نیستند، پس اصل عدم قطعیت را خواهیم داشت ... حالا اینکه این اصل در نگاه‌های دیگر مکانیک کوانتومی هم همینطور بیان می‌شود یا نه را نمی‌دانم ولی بعید می‌دانم کسی بتواند ادعا کند که اصل عدم قطعیت معنای Ontic دارد و در ذات حقیقت ما عدم قطعیت داریم، اصلاً اگر کسی چنین ادعایی کند راهی برای اثباتش نخواهد داشت آن هم در حیطه‌ی علوم تجربی ...
    از دیدگاه اعتقادات اسلامی ولی ما این اصل عدم قطعیت را قبول نداریم، یعنی به عنوان بخشی از حقیقت قبول داریم و نه به عنوان تمام حقیقت. فرض کنید شیء A در جلوی شماست، هم این شیء یک حقیقتی دارد و هم شما یک عامل درک‌کننده هستید که به صورت نظری باید بتوانید کامل شیء A را درک کنید، ولی در عمل باید از راه‌های شناختی موجود استفاده کنید برای شناخت شیء A چون این شیء جزئی از وجود شما نیست که آنرا درک مستقیم و بلاواسطه کنید. با این حساب هر راهی که برای شناخت شیء A انتخاب کنید آن شناختی که برای شما حاصل می‌شود طعم و رنگ و بوی راهی که برای شناختنش استفاده کرده‌اید را به خود می‌گیرد و در نتیجه شما چیزی را شناخته‌اید که نزدیک به شیء A هست ولی همیشه نسبت به A کمی انحراف و خطا دارد، اگر این خطا پذیرفتنی باشد آن راه شناخت را راه مناسبی برای ایجاد شناخت معرفی می‌کنیم. مثلاً اگر در ۹۰٪ موارد که چشم می‌تواند ببیند ما خطای چشم مثل این عکس‌ها و فیلم‌هایی که چشم را به خطا می‌آندازند داشتیم دیگر اصلاً دیدن را نمی‌شد راه خوبی برای کسب شناخت به حساب آورد، اما وقتی در ۱٪ موارد خطای چشمی زیاد باشد و در باقی موارد قابل قبول باشد دیدن می‌شود یکی از راه‌های مناسب برای کسب شناخت و البته اصل عدم قطعیت هم می‌گوید که این شناخت هیچ وقت کامل نیست، قابل بهبود هست (مثلا با میکروسکوپ یا تلسکوپ) ولی کامل نیست. در عوض در دیدگاه اسلامی ما روشی برای شناخت سراغ داریم که خطای آن صفر باشد! یعنی اصل عدم قطعیت دیگر برایش درست نباشد! این راه مطمئنا یکی از راه‌های معمول نیست، در این روش باید شخص احاطه‌ی وجودی بر شیء مورد شناسایی،‌ یعنی شیء A، پیدا کند و با توجه به تشکیک مراتب وجود در فلسفه‌ی اسلامی این امر ممکن است. به طور خاص انسان به عنوان اشرف مخلوقات می‌تواند در مرتبه‌ی عقل بر تمام عالم ماده احاطه پیدا کند و همانطور که خود را به صورت شهودی و در نتیجه به طور مستقیم و بدون نیاز به واسطه (که منبع ایجاد خطاست) می‌شناسد هر چیز دیگری را هم همان‌قدر بدون واسطه و در نتیجه دقیق و کامل بشناسد.
    با این حساب اصل عدم قطعیت هایزنبرگ تنها یک اصل محدود به دنیاست و وقتی مراتب بالاتر وجود هم مطرح گردند دیگر کارایی خود به عنوان یک اصل را نخواهد داشت ... تا چه برسد اینکه چنین اصلی بخواهد تا بالاترین مراتب وجود که ذات خداوند باری‌تعالی است هم تعمیم داده شده و مثلاً کسی به اتکای آن خداوند را انکار نماید. چنین کاری تنها از یک جاهل ممکن است بر بیاید ... اگر علمای تجربی تنها پیرامون همان تجربه‌هایی که کرده‌اند نظریه می‌دادند وضعمان خیلی بهتر از این بود، ولی آنها به جای درون‌یابی کردن مشاهداتشان با نظریاتشان جسورانه دست به برون‌یابی‌هایی می‌زنند که گاهی بسیار جاهلانه و سبک‌سرانه است ...
    در مورد نظریه‌ی فرگشت هم ان شاء الله به زودی یک تاپیک می‌زنم که بگویم چرا این نظریه به کل و از ریشه غلط است ...
    یا علی علیه‌السلام

    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط הנביא מוחמד نمایش پست ها
    سلام
    ...
    در کل مناظرات اهل بیت علیهم السلام تا اونجایی که بنده دیدم خیلی مشکلی رو حل نکرده
    میتونید به بحث بنده و کارشناس همین سایت در مورد مناظرات عجیب و غیر منطقی ای که به امام رضا علیه السلام نسبت میدن رجوع کنید
    یا حق
    سلام علیکم برادر عزیزم و رحمة الله،
    مناظرات اهل بیت علیهم‌السلام سراسر علم است و نکات عمیقی دارند که می‌توان مدتها در بینشان گردش کرد و از ثمراتشان استفاده کرد ... نوری است که قلبها را روشن می‌سازد ...
    حقیر مباحث شما با کارشناس محترم را دنبال کردم و آنچه حقیر برداشت کردم به کل با آنچه شما برداشت کردید متفاوت است ...
    در پناه خداوند باشید ان شاء الله،
    یا علی علیه‌السلام

    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,168
    حضور
    21 روز 3 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1582



    نقل قول نوشته اصلی توسط باء نمایش پست ها

    سلام علیکم برادر عزیزم،
    اصل عدم قطعیت را باید در چهارچوب خودش بررسی کرد و برای این کار هم باید بین دو علم Ontic و Epistemic تفاوت قائل شد، اصل عدم قطعیتی که حقیر در فیزیک کوانتوم دیدم هیچ ارتباطی به اینکه حقیقت چیست نداشت و تنها بین ما و حقیقت وجود یک فاصله‌ را اثبات می‌کند که این فاصله هم به نقص واسط ما برای شناخت حقیقت برمی‌گردد، مثل اینکه ما اشیاء را یا باید ببینیم یا باید بو کنیم و یا لمس کنیم و یا چه و چه، هر کدام از این کارها هم یک سری خطا دارند که قابل کم کردن هستند ولی طبق اصل عدم قطعیت قابل حذف کردن نیستند، یعنی هر چقدر هم که خطا در مطالعه‌ی حقیقت کم شود ولی همیشه مقداری خطا وجود خواهد داشت و این یعنی آنچه ما می‌دانیم نسبت به حقیقت آنچنان که وجود دارد همیشه مثداری خطا دارد و دانسته‌های ما قطعی نیستند، پس اصل عدم قطعیت را خواهیم داشت ... حالا اینکه این اصل در نگاه‌های دیگر مکانیک کوانتومی هم همینطور بیان می‌شود یا نه را نمی‌دانم ولی بعید می‌دانم کسی بتواند ادعا کند که اصل عدم قطعیت معنای Ontic دارد و در ذات حقیقت ما عدم قطعیت داریم، اصلاً اگر کسی چنین ادعایی کند راهی برای اثباتش نخواهد داشت آن هم در حیطه‌ی علوم تجربی ...
    از دیدگاه اعتقادات اسلامی ولی ما این اصل عدم قطعیت را قبول نداریم، یعنی به عنوان بخشی از حقیقت قبول داریم و نه به عنوان تمام حقیقت. فرض کنید شیء A در جلوی شماست، هم این شیء یک حقیقتی دارد و هم شما یک عامل درک‌کننده هستید که به صورت نظری باید بتوانید کامل شیء A را درک کنید، ولی در عمل باید از راه‌های شناختی موجود استفاده کنید برای شناخت شیء A چون این شیء جزئی از وجود شما نیست که آنرا درک مستقیم و بلاواسطه کنید. با این حساب هر راهی که برای شناخت شیء A انتخاب کنید آن شناختی که برای شما حاصل می‌شود طعم و رنگ و بوی راهی که برای شناختنش استفاده کرده‌اید را به خود می‌گیرد و در نتیجه شما چیزی را شناخته‌اید که نزدیک به شیء A هست ولی همیشه نسبت به A کمی انحراف و خطا دارد، اگر این خطا پذیرفتنی باشد آن راه شناخت را راه مناسبی برای ایجاد شناخت معرفی می‌کنیم. مثلاً اگر در ۹۰٪ موارد که چشم می‌تواند ببیند ما خطای چشم مثل این عکس‌ها و فیلم‌هایی که چشم را به خطا می‌آندازند داشتیم دیگر اصلاً دیدن را نمی‌شد راه خوبی برای کسب شناخت به حساب آورد، اما وقتی در ۱٪ موارد خطای چشمی زیاد باشد و در باقی موارد قابل قبول باشد دیدن می‌شود یکی از راه‌های مناسب برای کسب شناخت و البته اصل عدم قطعیت هم می‌گوید که این شناخت هیچ وقت کامل نیست، قابل بهبود هست (مثلا با میکروسکوپ یا تلسکوپ) ولی کامل نیست. در عوض در دیدگاه اسلامی ما روشی برای شناخت سراغ داریم که خطای آن صفر باشد! یعنی اصل عدم قطعیت دیگر برایش درست نباشد! این راه مطمئنا یکی از راه‌های معمول نیست، در این روش باید شخص احاطه‌ی وجودی بر شیء مورد شناسایی،‌ یعنی شیء A، پیدا کند و با توجه به تشکیک مراتب وجود در فلسفه‌ی اسلامی این امر ممکن است. به طور خاص انسان به عنوان اشرف مخلوقات می‌تواند در مرتبه‌ی عقل بر تمام عالم ماده احاطه پیدا کند و همانطور که خود را به صورت شهودی و در نتیجه به طور مستقیم و بدون نیاز به واسطه (که منبع ایجاد خطاست) می‌شناسد هر چیز دیگری را هم همان‌قدر بدون واسطه و در نتیجه دقیق و کامل بشناسد.
    با این حساب اصل عدم قطعیت هایزنبرگ تنها یک اصل محدود به دنیاست و وقتی مراتب بالاتر وجود هم مطرح گردند دیگر کارایی خود به عنوان یک اصل را نخواهد داشت ... تا چه برسد اینکه چنین اصلی بخواهد تا بالاترین مراتب وجود که ذات خداوند باری‌تعالی است هم تعمیم داده شده و مثلاً کسی به اتکای آن خداوند را انکار نماید. چنین کاری تنها از یک جاهل ممکن است بر بیاید ... اگر علمای تجربی تنها پیرامون همان تجربه‌هایی که کرده‌اند نظریه می‌دادند وضعمان خیلی بهتر از این بود، ولی آنها به جای درون‌یابی کردن مشاهداتشان با نظریاتشان جسورانه دست به برون‌یابی‌هایی می‌زنند که گاهی بسیار جاهلانه و سبک‌سرانه است ...
    در مورد نظریه‌ی فرگشت هم ان شاء الله به زودی یک تاپیک می‌زنم که بگویم چرا این نظریه به کل و از ریشه غلط است ...
    یا علی علیه‌السلام
    سلام
    نه دیگه!! مثلا طبق روایاتی که شنیدیم، قرانی کاملتر پیش امام زمانه! پس نتیجه میگیریم که دین اسلام کنونی مطلقا کامل نیست! پس هیچ کس نمیتونه با قطعیت بگه دین اسلام کامله!! و موارد مشابه دیگه!! حتی این عدم قطعیتو نسبت به وجود خدا هم میشه بکار برد!! چونکه اغلب از استدلالایی واسه اثبات این مسئله استفاده میشه که برای انکارشم کاربرد داره!! و البته اینکه مثلا خصوصیات خاصی رو برای خدا در نظر بگیریم و بعد واقعا خدا جور دیگه ای باشه، اینجا نمیتونیم قطعیت وجود خدای ذهنیمونو ثابت کنیم!! چونکه خدا جور دیگه ایه و خدای ذهن ما وجود نداره!!
    حتی خود شما مثلا، وقتی میخواید کاری کنید اولش نمیگید ان شاء ا...!؟(تو همین پستتونم!) این همون باور به عدم قطعیته!!

    سریعتر خواهشا!! و اگه تونستید خبرم بدید که بتونم تو بحث شرکت کنم!(و سعی کنید از مدارک علمی استفاده کنید که نشه حرف روش آورد!)

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 16

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود