صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حقیقت محمدیه از دید ابن عربی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    650
    حضور
    12 روز 21 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    2
    گالری
    12
    صلوات
    1149

    حقیقت محمدیه از دید ابن عربی




    سلام. از دید ابن عربی، حقیقت محمدیه چه نسبتی با وجود دارد؟ واجب است یا ممکن؟ خالق است یا مخلوق؟ (لطفاً مستند به سخنان ابن عربی پاسخ بفرمایید)

    با تشکر

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58299



    با نام و یاد دوست





    حقیقت محمدیه از دید ابن عربی








    کارشناس بحث: استاد سمیع


  4. صلوات


  5. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها
    سلام. از دید ابن عربی، حقیقت محمدیه چه نسبتی با وجود دارد؟ واجب است یا ممکن؟ خالق است یا مخلوق؟ (لطفاً مستند به سخنان ابن عربی پاسخ بفرمایید)

    با تشکر


    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید

    با توجه به این‌که حقیقت محمدیه همان نفس رحمانی و صادر نخستین است. حصه ای از نفس رحمانی که تعین اول و ثانی را شامل می شود، جهت وجوبی دارد و حصه ای که تعینات خلقی را در بر می گیرد جهت امکانی دارد. بنابراین نفس رحمانی هم واجب است و هم ممکن؛ نیز هم حادث است و هم قدیم. به بیان دیگر چون نَفَس رحمانی در همه مواطن حضور دارد در هر موطنی در حقیقت حکم آن را می پذیرد. پس در تعین اول و ثانی احکام آن را (که وجوب یکی از آنهاست) و در تعینات خلقی نیز احکام آنها را (که امکان یکی از آنهاست)خواهد داشت.

    از سوی دیگر نمی توان گفت نَفَس رحمانی دارای اجزائی است و در هر موطنی، جزئی از آن حضور دارد بلکه حقیقتی وحدانی است که در هر موطنی به تمامی حضور دارد ؛ یعنی حقیقت نفس در عالم عقل به اندازه ای که عالم عقل قابلیت آن را داردبه تمامی حضور دارد. در عالم ماده نیز به اندازه ای که عالم ماده قابلیت آن را دارد در تمامی حقیقت ان حضور دارد. این نکته برای مثال به چوبی می ماند که در ساختن میز و صندلی و.. به کار می برند. حقیقت چوب در همه آنها به تمامی حضور دارد و چنین نیست که حقیقت چوب میان این اجزا تقسیم شده باشد و در هر کدام قسمی از آن حقیقت موجود باشد. تقسیم ان حقیقت به معنای از میان رفتن آن خواهد بود. به همین ترتیب در بحث تشکیک خاصی در فلسفه صدرایی نیز گفته می شود حقیقت واحد وجود در هر موجودی به حسب آن وجود دارد و آن موجود به واقع مصداق حقیقت تجربه ناپذیر وجود است به همین ترتیب نفس رحمانی نیز در هر موطنی البته به حسب خود آن موطن به تمامی حضور دارد.
    نکته اصلی این مطلب در تشکیک پذیر بودن نفس رحمانی است بدین معنا که عین همان نَفَس در تعین اول و ثانی است که به مراتب پایین تر هم می آید و آنها را در بر می گیرد:


    «و هو الحقيقة الكلية التي هي للحق و للعالم لا تتصف بالوجود و لا بالعدم‏ و لا بالحدوث و لا بالقدم هي في القديم إذا وصف بها قديمة و في المحدث إذا وصف بها محدثة لا تعلم المعلومات قديمها و حديثها حتى تعلم هذه الحقيقة و لا توجد هذه الحقيقة حتى توجد الأشياء الموصوفة بها فإن وجد شي‏ء عن غير عدم متقدم كوجود الحق و صفاته قيل فيها موجود قديم لإنصاف الحق بها و إن وجد شي‏ء عن عدم كوجود ما سوى اللَّه و هو المحدث الموجود بغيره قيل فيها محدثة و هي في كل موجود بحقيقتها فإنها لا تقبل التجزي فما فيها كل و لا بعض و لا يتوصل إلى معرفتها مجردة عن الصورة بدليل و لا ببرهان فمن هذه الحقيقة وجد العالم بوساطة الحق تعالى و ليست بموجودة فيكون الحق قد أوجدنا من موجود قديم فيثبت لنا القدم و كذلك لتعلم أيضا أن هذه الحقيقة لا تتصف بالتقدم على العالم و لا العالم بالتأخر عنها و لكنها أصل الموجودات عموما و هي أصل الجوهر و فلك الحياة و الحق المخلوق به و غير ذلك و هي الفلك المحيط المعقول فإن قلت إنها العالم صدقت أو إنها ليست العالم صدقت أو إنها الحق أو ليست الحق صدقت تقبل هذا كله و تتعدد بتعدد أشخاص العالم و تتنزه بتنزيه الحق و إن أردت مثالها حتى يقرب إلى فهمك فانظر في العودية في الخشبة و الكرسي و المحبرة و المنبر و التابوت و كذلك التربيع و أمثاله في الأشكال في كل مربع مثلا من بيت و تابوت و ورقة و التربيع و العودية بحقيقتها في كل شخص من هذه الأشخاص »[1]؛

    «نفس رحمانی همان حقیقت کلی (کلی سعی ) است که هم برای حق (نه ذات حق بلکه تعینات داخل صقع ربوبی) است و هم برای عالم؛ به وجود و عدم یا به حدوث و قدم متصف نمی شود در قدیم قدیم استو در محدث، محدث یعنی به حقیقتش در هر موجودی است و تجزیه نمی پذیرد پس کل و جزء ندارد و به معرفت آن به صورتی که مجرد از صورت باشد با دلیل و برهان نمی توان راه یافت. عالم به واسطه خداوند از این حقیقت موجود شد و این گونه نبود که [در خارج] موجود بوده باشد و سپس حق تعالی ما را از آن موجود قدیم ایجاد کندو به این ترتیب صفت قدیم بر ما ثابت شود. این چنین گفتم تا بدانی که این حقیقت را نمی توان به تقدم بر عالم یا عالم را به تاخر از آن متصف کردبلکه آن اصل همه موجودات به طور عمومی است و اصل جوهر و فلک حیات و حق مخلوق به و غیره است و ان همان فلک محیط معقول است پس اگر بگویی که آن عالم است، راست گفته ای و اگر بگویی آن عالَم نیست راست گفته ای و اگر بگویی آن حق است یا حق نیست راست گفته ای زیرا تمام این اوصاف را می پذیرد و به تعدد اشخاص عالم متعدد می شود و به تنزیه حق متنزه می گردد. اگر مثالی بخواهی که آن را به حوزه فهم تو نزدیک کند به ویژگی عود بودن در چوب خشک و صندلی و دوات و تابوت و... بنگر .نیز به ویژگی چهار ضلعی بودن در شکل تمام چهار ضلعی ها همچون خانه و تابوت و کاغذ نگاه کن. خواهی دید عود بودن و چهار ضلعی بودن به حقیقتشان در هر شخصی از این اشخاص حضور دارد.

    پی‌نوشت:
    1-ابن عربی، الفتوحات(دوره 4 جلدی)ج1،ص119



  6. صلوات ها 2


  7. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    650
    حضور
    12 روز 21 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    2
    گالری
    12
    صلوات
    1149



    بسم الله الرّحمن الرّحیم

    با سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست ها

    با توجه به این‌که حقیقت محمدیه همان نفس رحمانی و صادر نخستین است. حصه ای از نفس رحمانی که تعین اول و ثانی را شامل می شود، جهت وجوبی دارد و حصه ای که تعینات خلقی را در بر می گیرد جهت امکانی دارد. بنابراین نفس رحمانی
    هم واجب است و هم ممکن؛ نیز هم حادث است و هم قدیم. به بیان دیگر چون نَفَس رحمانی در همه مواطن حضور دارد در هر موطنی در حقیقت حکم آن را می پذیرد. پس در تعین اول و ثانی احکام آن را (که وجوب یکی از آنهاست) و در تعینات خلقی نیز احکام آنها را (که امکان یکی از آنهاست)خواهد داشت.


    از این کلام شما، قدری ابهام به نظر می رسد. آیا خود نفس رحمانی که واجب است، ممکن هم هست؟ اگر اینطور باشد، از این سخن نوعی اجتماع نقضین برداشت می شود. مثل این است که ادعا کنیم موجودی، هم خدای کامل است و هم انسان کامل. چگونه امری واحد، در همان حالی که نبودن برایش محال است، نبودن برایش ممکن است؟

    آیا منظورتان این است که در تعینات خلقی، یک تجلی از نفس رحمانی حاضر است که ممکن است و نه خود او؟ یا اگر اینطور نیست، باید بگوییم تعینات بر نفس رحمانی مؤثر هستند و آنرا از واجب به ممکن بدل می کنند؟


    بعلاوه روشن بفرمایید که نسبت «حقیقت محمّدیه» با حضرت محمّد، چیست؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست ها

    از سوی دیگر نمی توان گفت نَفَس رحمانی دارای اجزائی است و در هر موطنی، جزئی از آن حضور دارد بلکه حقیقتی وحدانی است که در هر موطنی به تمامی حضور دارد ؛ یعنی حقیقت نفس در عالم عقل به اندازه ای که عالم عقل قابلیت آن را داردبه تمامی حضور دارد. در عالم ماده نیز به اندازه ای که عالم ماده قابلیت آن را دارد در تمامی حقیقت ان حضور دارد. این نکته برای مثال به چوبی می ماند که در ساختن میز و صندلی و.. به کار می برند. حقیقت چوب در همه آنها به تمامی حضور دارد و چنین نیست که حقیقت چوب میان این اجزا تقسیم شده باشد و در هر کدام قسمی از آن حقیقت موجود باشد. تقسیم ان حقیقت به معنای از میان رفتن آن خواهد بود. به همین ترتیب در بحث تشکیک خاصی در فلسفه صدرایی نیز گفته می شود حقیقت واحد وجود در هر موجودی به حسب آن وجود دارد و آن موجود به واقع مصداق حقیقت تجربه ناپذیر وجود است به همین ترتیب نفس رحمانی نیز در هر موطنی البته به حسب خود آن موطن به تمامی حضور دارد.


    خب با این توصیف به نظر می رسد که نفس رحمانی، همواره واجب است، ولی تجلیات و ظهوراتش در مراتب پایینتر، به دلیل محدودیتهای آن مراتب، محدود و ممکن هستند، در غیر این صورت باید بگوییم که تعینات بر حق مؤثر هستند.

    این تمثیل چوب، از جهت محدود نبودن چوب به صندلی و میز، مفید است، ولی ابهام بر سر محدودیت نیست، بلکه بر سر نسبت با وجود است. شاید در مفهوم ماهیت نزدیکتر باشد، که چوب به صورت صندلی متجلی شده است، ولی ماهیت چوب، صندلی نشده است.

    با تشکر


  8. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    باسمه تعالی
    وجه مناسبت پیامبراسلام با حقیقت محمدیه آن است که شخص رسول خدا، حضرت محمد بن عبدا...(صلی الله علیه و آله و سلم) در مقام عروج و ارتقا در قوس صعود با آن حقیقت، یگانه شده و اتحاد برقرار کرده است. همچنین می‌توان چنین گفت که مظهر تام و کامل آن حقیقت در نشئه دنیا، شخص حضرت محمد بن عبدا... صلی الله علیه و آله و سلم است
    وجه وجوب بودن و امکان او را توضیح دادم . چون با دو حصه متفاوت در نظر گرفته شد لذا مشکل پیش نمی اید
    اما برای روشن شدن اینکه اصلا نفس رحمانی چیست باید بدانیم که:
    حقیقت نفس رحمانی چیزی جز شمول بر تمام تعینات و سریان در آنها نیست. نفس رحمانی ، حقیقتی گسترده است که از تعین اول آغاز می‌شود و تا عالم ماده ادامه می یابد.
    البته باید دانست که اهل الله در تفسیر نفس رحمانی اقوال متعددی دارند . برخی از متون تصرح دارند که نفس رحمانی همان تعین اول است[1]
    برخی دیگر نیز، نفس رحمانی را تعین ثانی می دانند
    (اینکه تعین اول و ثانی چیست ، اموری مربوط به صقع ربوبی و علم حق تعالی است )

    پی‌نوشت:
    1-قونوی، یکی از اسمای تعین اول را نفس رحمانی بر می شمارد: اعجاز البیان،ص120-121. نیز فناری، مصباح الانس، انتشارات مولی، ص371 و چاپ سنگی، ص1155

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۱۰/۱۰ در ساعت ۱۶:۳۲

  9. صلوات ها 2


  10. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    در تفسیر دیدگاه نخست، برخی از آن رو این دیدگاه را برگزیده اند که تنها حالت پیش از امتداد نفس، را حقیقت اصلی نفس رحمانی می دانند . کسانی که قول دوم را برمی گزینند ف مرادشان ایناست که علت اصلی اینکه نفس رحمانی، می تواند با سریان در تمام ساحت ها و مراتب، حقایق متعدد و متکثر را ایجاد کند، همان تعین ثانی است.
    بنابراین نباید پنداشت که این اختلاف نظرها بیانگر اختلاف اساسی در دیدگاه عرفا درباره این واقعیت مهم در عرفان نظری است.
    در بسیاری از آثار عرفانی،به لحاظ های گوناگونی بر می خوریم که عارف آن را در بحث از نفس رحمانی، به دلیلی اولویت داده است.قول دیگری نیز میان متاخرین شهرت یافته است که نفس رحمانی را حقیقت واحدی می دانند که تنها در ساحت تعینات خلقی سریان دارد، یعنی از عالم عقل تا عالم ماده.
    در کنار این تفسیرهای مختلف،بررسی آثار دست اول عرفان نظری نشان می دهد که بزرگانی همچون قونوی، جندی، فرغانی، صائن الدین ترکه و دیگران تحلیل دیگری ارائه داده اند. از نظر آنها ، تمام مراتبی که به عنوان تجلی حق حق مطرح هستند- از تعین اول تا عالم ماده- همگی در حیطه فراگیری و گسترش نفس رحمانی قرار می گیرند. این دیدگاه بر این مبنا استوار است که حق تعالی آن هنگام که قصد جلوه گیری می کند، به حکم وحدت اطلاقی خویش و راه نیافتن هر گونه کثرتی به ذات مقدس وی، جلوه‌ای واحد دارد. نه جلوه های گوناگون
    همان یک جلوه است که در مراحل مختلف، به صورت های گونانگون در می آید و مراتب و مراحل گوناگون را تشکیل می دهد . نخست به صورت تعین اول، سپس تعین ثانی، و همین طور تا عالم ماده .
    در مقام مثال، نفس رحمانی، را از آن روی«نَفَس» خوانده‌اند که همان نفس انسان است که با صفت وحدت از عمق سینه(قلب) آغاز می شود و سر انجام نیز همان نفس واحد است که با گذار از تارهای صوتی در حلق و مخارج حروف در دهان ، به اشکال و اصوات گوناگون در می آید


  11. صلوات


  12. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    «وللنفس ‏الرحمانى‏، السراية في هذه المراتب الخمس، و الظهور بحسبها، و امّهات مخارج الحروف الانسانيَّة خمسة ايضاً، باطن القلب، ثم الصدر، ثم الحلق، ثم الحنك، ثم الأسنان (الشفتان- خ)، و هي نظاير المراتب في النفس الرحمانى‏»[1]

    «نفس رحمانی در این مرتبه های پنج گانه(یعنی حضرات خمس) سرایت و به حسب هر مرتبه ای ظهور دارد و مخارج اصلی حروف انسانی نیز پنج‌اند: باطن قلب، سپس سینه، سپس حلق، سپس درون دهان، سپس دو لب و اینها، با مراتب در نفس رحمانی متناظرند.»


    گویا نفس انسان در درون و عمق سینه اش، به حالت اندماجی، وجود دارد؛ در ناحیه حلق، آماده پذیرش کثرت صوتی شده است و سرانجام در مخارج حروف ، این کثرت به طور بالفعل بر آن عارض می شود.

    به همین ترتیب ، نفس رحمانی در تحلیل این بزرگان ، نخست در مقام تعین اول، حالت اندماجی دارد و سپس حالت ایجادی به خود می گیرد. تا زمانی که ایجاد صورت نگرفته است، مرتبه ایجادی و تعین مبدئیت در او موج می زند و بنابراین در مقام کثرت نسبی قرار دارد. مقامی که در آن هنوز از کثرت وجودی خبری نیست. ا زاین مقام، به «نفس امتدادی» تعبیر می شود که در واقع همان تعین ثانی یا اسم جامع الله است. سپس نَفَس، خود را از همین مقام کثرت نسبی، به صورت کلمات وجودی در صحنه هستی به تفصیل می رساند و تعینات خلقی را به وجود می آورد. بنابراین ،در نهایت نیز همان یک نفس است که به صورت های گوناگون در می آید.
    پی نوشت:
    1-تمهید القواعد ص293



  13. صلوات


  14. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    پس می توان گفت نفس رحمانی سه حالت دارد
    الف: پیش از امتداد
    ب:امتداد ایجادی(نَفَس بسط یافته برای ایجاد)
    ج: صورت ممتد
    حالت اول نفس، در مرتبه تعین اول؛ و حالت دوم نفس؛ در مرتبه تعین ثانی، و حالت سوم نفس، در مرتبه تعینات خلقی است.
    عارفان برای تبیین حقیقت نفس، از مثال هایی چند سود جسته اند . گاه با عدد یکف نفس رحمانی را ملموس تر کرده اند. عدد یک، در دیدگاه فلسفی مشا در شمار اعداد نیست، ولی همه عددها از او پدید آمده اند. در واقع عدد یک ، عدد ساز است. برای مثال، عدد سه، از سه تا یک تشکیل یافته است. عارفان می گویند همان گونه که عدد یک خود را د رهمه اعداد بسط می دهد و هر عددی همان عدد یک با تعین ترکیبی خاص است. نفس رحمانی نیز در همه مراحل تجلی و تعینات خود را بسط داده است و هر کدام تعینی ویژه از نفس است. عدد یک،پیش از آنکه به صورت اعداد دو و سه و...در آید، همه اعداد را در خود به نحو اندماج دارد. نفس رحمانی نیز پیش از امتداد به حالت عدد یک می ماند و هرگاه به صورت اعداد در آمد، حالت نفس رحمانی در صورت ممتد بدان می‌ماند:


  15. صلوات


  16. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    « التعین صورة المتعین فما له وجود بدون المتعین و هو النفس الرحمانی الذی هو مادة لصور الموجودات الکونیة کما ان النفس الانسان ینبعث من القلب و له تعین فی القلب غیر متمیز عن المتعین فللانف الذی هو الواحد او النفس الانسانی او النفس الرحمانی او الوجود الساری ثلاث مراتب . احداها قبل امتداده و هو مرتبة اجماله و احدیته و استهلاکک اعداده بحیث لا یظهر اعیانها و لا یتمیز و هو اعتبار النفس الانسانی فی غیب قلبه و النفس الرحمانی فی غیب عین التعین الاول و هو مقام کان الله و لا شیء معه و مقام کون النفس فی قبضة المتنفس و استهلاک الکثرة الاسمائیة فی الاحدیة الذانیة و به یندرج الالف فی النقطة اندراج سائر الحروف فی الالف و ثانیتها اعتبار امتداد النفس الی اعیان الحروف بالایجاد حال تعینها فی مخارجها و رجوعها الی الباطن فی مراجع معارجها و به تحقق وجود عین الالف من حیث امتداده ... و هذا الاعتبار واحدیة الواحد کما قال تعالی: « و الهکم اله واحد » و به یکون الواحد مبدء للعدد و لا یتنزه عن الکثرة النسبیة و یستلزم الرب المربوب و الاله المالوه و ینشء الواحد من نسب ذاته تعینات تجلیاته فهذه المرتبة سابقة علی مرتبة التعین العددی مسبوق بالاطلاق الذاتی الاحدی و هو اعتبار الالوهیة و ثالثها اعتبار تعین النفس فی المخارج بصور الحروف و تجلیات الواحد فی اعیان الاحاد و تسمیتها باسماء
    لا تحصی و هی ایضا مراتب تعینات التجلی النفس الرحمانی الالهی الوجودی و الفیض الذاتی الجودی المنبعث من غیب باطن القلب الذی هو التعین الاول الی حضرة احدیة جمع الجمع علی ظاهریة الاسم الظاهر المشهود المعهود فما ثمة الا هو الاول الاحد و الاخر الابد و الظاهر بالعدد و الباطن عما تعدد

    پی نوشت:
    1-[فناری، مصباح الانس، ص370-371]


  17. صلوات


  18. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428





    «تعین [به طور کلی] صورت متعین است. پس وجودی بدون وجود متعین ندارد؛ متعین همان نفس رحمانی است که ماده صورت های موجودات کونی است؛همان گونه که نفس انسان نیز از قلب بر می خیزد و در قلب تعینی دارد که با متعین قابل تمایز نیست، پس، الف که همان واحد است، یا نفس انسانی،یا نفس رحمانی و یا وجود ساری حق، سه مرتبه دارد؛ یکی پیش از امتدادش که همان مرتبه اجمال و احدیت آن(الف) و استهلاک اعداد آن است بدان گونه که اعیانشان ظاهر نباشد و تمایز نیافته باشد و این،همان اعتبار نفس انسانی، در مرحله غیب اوست. نیز اعتبار نفس رحمانی در باطن تعین اول است.

    یعنی همان مقام «کان الله و لا شیء معه» و نیز مقام گرفتار بودن نفس در قبضه متنفس و نیز استهلاک کثرت اسمایی در احدیت ذاتی است و به واسطه این اعتبار، الف در نقطه مندرج می شود،همان گونه که دیگر حروف در الف مندرج می شوند.


    اعتبار دوم ، اعتبار امتداد و بسط نفَس به ایجاد حروف است؛ در حالی که در مخارج حروف تعین دارد و اعتبار بازگشت آن به باطن در هنگام رجوع و عروج حروف. و به واسطه این اعتبار است که عین الف از جهت امتدادش موجود می شود... و این اعتبار ، اعتبار واحدیت واحد است؛ همان گونه که فرمود «اله شما الهی واحد است» و به واسطه آن است که «یک»مبدا اعداد می گردد و این اعتبار، از کثرت نسبی تنزه ندارد. در این مرتبه رب مستلزم مربوب و اله مسلزم مالوه است و واحد از میان نسب ذات، تعینات تجلی اش را انشا می کند. پس این مرتبه پیش از مرتبه تعین عددی است و مرتبه اطلاق ذاتی احدی(یعنی تعین اول) پیش از آن قرار می گیرد. و آن همان اعتبار الوهیت است(اسم جامع الله د رتعین ثانی)؛


    سومین اعتبار، اعتبار تعین نفس در مخارج حروف به شکل صورت های حروف و یا جلوه گری های واحد در اعداد و درست شدن بی شمار اعداد است . نیز عبارت است از مرتبه تعینات تجلی نفس رحمانی الهی وجودی و فیض ذاتی جودی که از غیب باطن قلب که همان تعین اول است، سرچشمه می گیرد و به سوی حضرت احدیت جمع الجمع( اسم جامع الله) بر ظاهریت اسم ظاهر مشهود معهود سرازیر می گردد.


    پس در وجود چیزی جز او نیست؛او، اول احد و آخر ابد و ظاهر به صورت عدد و باطن از هر چیزی است که تعدد پذیرد .
    به بیان دیگر ، نفس رحمانی ، تمامی تجلیات و تعینات است. برخی از اهل معرفت از آن به « رق منشور» تعبیر می کنند؛ یعنی پرده آویخته ای که دارای نقوش متعدد است. نقش اول آن ، تعین اول، نقش دیگرش تعین ثانی و نقش های بعدی،تعینات خلقی هستند. بنابراین، نفس رحمانی حقیقت گسترده ای است که از تعین اول تا عالم ماده را فرا گرفته است، در این میان ، اگر تعینات را مورد نظر قرار دهیم، به کثرت بر می خوریم، ولی اگر آن حقیقت ساری را در نظر گیریم، یک حقیقت وحدانی بیش نخواهد بود.


  19. صلوات


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 8

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود