صفحه 1 از 25 1231121 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا تو بیمارستان این اتفاقا برام میفته؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    2,802
    حضور
    132 روز 8 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10765

    شاد چرا تو بیمارستان این اتفاقا برام میفته؟




    سلام.
    نمیدونم این تاپیک رو در انجمن درستی ایجاد کردم یا نه.اگه چاش اشتباه هست مسول محترم ارجاع لطفا تصحیحش کنه.
    در چند ماه اخیر در حین کار در بیمارستان اتفاقاتی برام افتاد که اصلا نمیفهمم یعنی چی، چرا باید اینطوری میشد، و...:
    1- یکی از چیزهایی که خیلی منو به فکر برد مربوط به همین آذرماه میشه.ما نیمه دوم آدر بخش گوارش بیمارستان نمازی شیراز بودیم.این بخش یکی از بدترین بخشهای بیمارستان مذکور هست، خیلی کارش زیاده، مریضهاش بدحالن، مرگ و میر بیماران در این بخش زیاده و...حالا مساله اینجاست که هرماه قرعه کشی میشه که کدوم بخش بیفتیم.کل تعداد بچه های کلاس ما حدود نود نفر هستیم که در شونزده تا بخش اصلی بیمارستان هستیم{ مثل جراحی، داخلی، اطفال }و هر بخش یه تعداد زیرمجموعه داره مقلا بخش داخلی زیرمجموعه هاش بخش گوارش،بخش ریه، بخش غدد و...هستن.اول هرماه درخواست هامون رو تحویل میدیم که ترجیح میدیم کدوم بخش بریم.بعد قرعه کشی میشه و اولین اسمی که دربیاد، اولین بخشی که نوشته در درخواستش میره.نفر بعدی اگه اولین درخواستش همون بخشی بوده که نفر اول نوشته، میره دومین بخشی که نوشته. و به همین ترتیب...حالا من که اصلا در درخواست هام گوارش رو ننوشته بودم و سه تا اولویت اولم چیز دیگری بود.اما افتادم گوارش.حالا همه اینها به کنار، مشکل اصلیم چیز دیگری هست:
    ما چهار نفر بودیم که باید این ماه میرفتیم این بخش.سه نفر دیگه در کشیکهاشون یک یا دو تخت خالی میشد و به جاش مریض جدید بستری میشد.اما من، در کشیکهام چهارتا تخت خالی میشد و چهار مریض جدید میومد.که کارم خیلی بیشتر میشد.همچنین در این مدت که این بخش بودیم، پنج تا بیمار مردند، که هر پنج تاش در کشیک من بودن...در حدی که دیگه کسی از بچه های سال پایینی مون و پرستارها میگفتن دلشون نمیخواد با من هم شیفت باشن چون در کشیک من مریض می میره...
    آخه چرا؟ چرا باید اینطور بشه که هر بیمار بدحال، در کشیک من بمیره؟
    2 - وقتی یه بیمار ایست قلبی میده، فورا ما بعنوان پزشک مسوول بخش به همراه چندتا از پرستارها میریم برای انجام اقدامات احیا.اینکه چکاری در عملیات احیا انجام بشه، چه دارویی و به چه مقدار تزریق بشه، شوک به بیمار داده بشه یا نه و چندبار و به چه میزان، و انجام عملیات احیا تا چند دقیقه ادامه پیدا کنه رو همه باید ما تصمیم بگیریم و پرستارها بدون دستور ما هیچگونه کاری نمیکنن.من همیشه از نظر علمی اون مراحلی که باید انجام بشه رو انجام دادم، اما خیلی وقتها بعد از مرگ بیمار در این فکر رفتم که نکنه میشد کار بیشتری برای بیمار کرد که زنده بمونه ولی من بلد نبودم و بیمار بخاطر تصمیم من مرده باشه. ..
    3- متنفرم از لحظه ای که بعد از اتمام اقدامات احیا، فایده ای نداشته و بیمار مرده، و باید به خانوادش خبر بدیم بیمارشون مرده...و با این وجود هیچکس از پرستارها و دوستان زیر بار خبر دادن نمیره، و مجبور میشم من خبر بدم...آخه چرا آدم از هر چیزی بدش بیاد سرش میاد؟
    4- چندتا سوال دیگه دارم که بعد از جواب دادن کارشناس محترم مطرح میکنم.
    ممنون از مدیر ارجاع و کارشناس تاپیک

  2. صلوات ها 28


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58293



    با نام و یاد دوست





    چرا تو بیمارستان این اتفاقا برام میفته؟








    کارشناس بحث: استاد حامی


  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    سلام خدمت شما برادر بزرگوار از نظر فلسفه اسلامي و معارف دين شانس و تصادف امري حقيقي و واقعي نيست.چون جهان براساس علل و اسباب و مسببات است. پديده ها علل مختلفي دارند. در رابطه با شغل تان تلاش كنيد اطلاعات تان را به روز كنيد و چيزي مجهول براي تان نباشد. وقتي شما در حد امكان تلاش خود را انجام داده باشيد شما تقصيري نداريد و نبايد خودتان را ملامت كنيد و يا نظر همكاران را جدي نگيريد. همكاران چند صباحي با شما نيستند ولي چيزي كه با ما است اعمال مان و فرشتگان خداوند و ما هر لحظه در محضر حضرت حق هستيم. به نظر من مي توان مسأله را طوري ديگر ديد: شايد در اين امر حكمتي باشد. به عنوان يك روان شناس بارها بارها اين سؤال ذهنم را درگير كرده كه چگونه كسي كه پزشكي قبول مي شود از مسائل روان شناختي غفلت مي كند و خبر بد را خيلي بد به بيمار يا اطرافيانش مي دهد. شما كه خدا رو شكر مؤمن با خداييد مي توانيد هرگاه چنين امري اتفاق افتاد اطرافيان را تسلي بدهيد. و با بيان نكاتي رفتاري آنها را آرام كنيد و روح آن ميت را شاد. همراهي و تقارن گفتيم كه در دنياي اسباب و مسببات زندگي مي كنيم. خرافات از در نظام احسن خلقت جاي ندارند. گاهي مردم همراهي و تقارن دو امر بي ارتباط را به هم ربط مي دهند و گويي يكي را علت ديگري مي دانند.در فلسفه ثابت شده كه تقارن و هم آيندي دو امر هميشه به معناي اين نيست كه يكي علت و ديگر معلول است. مثلا برخي مي گويند وقتي فلاني منزل را جارو بزند حتما مهمان مي آيد چون چند بار تكرار شده يا برخي مي گويند هر موقع من ماشين را بشويم باران مي آيد و كثيف مي شود. كتاب مسكن الفؤاد را مطالعه كنيد نكات خوبي جت تسلي دادن بازماندگان است. http://www.askdin.com/thread9114.html
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 14


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    بسياري از فلاسفهٔ غربي پنداشته‌اند كه مفهوم علت و معلول، از ملاحظهٔ تقارن يا تعاقب دو پديده به‌طور منظم به‌دست مي‌آيد؛ يعني هنگامي كه مي‌بينيم آتش و حرارت پيوسته با يكديگر يا پي‌در‌پي تحقق مي‌يابند، مفهوم علت و معلول را از آنها انتزاع مي‌كنيم و در حقيقت محتواي اين دو مفهوم، چيزي بيش از هم‌زماني يا پي‌در‌پي آمدن منظم دو پديده نيست. ولي اين پندار نادرستي است؛ زيرا در بسياري از موارد، دو پديده منظماً با هم يا پي‌در‌پي تحقق مي‌يابند، در حالي كه هيچ‌كدام از آنها را نمي‌توان علت ديگري به‌حساب آورد؛ چنان‌كه نور و حرارت در لامپ برق هميشه با هم پديد مي‌آيند و روز و شب همواره پي‌در‌پي به وجود مي‌آيند، ولي هيچ‌كدام از آنها علت پيدايش ديگري نيست.(1) ممكن است گفته شود هنگامي كه پديده‌‌اي را مورد آزمايش‌هاي مكرر قرار مي‌دهيم و مي‌بينيم كه بدون موجود ديگري تحقق نمي‌يابد، در اين صورت مفهوم علت و معلول را از آنها انتزاع مي‌كنيم. 1. دراين‌باره توضيح بيشترى در درس سى و پنجم خواهد آمد. ﴿ صفحه 32 ﴾ ولي مي‌دانيم كه آزمايشگران پيش از اقدام به انجام آزمايش، معتقدند كه ميان پديده‌‌ها رابطهٔ عليت برقرار است و هدفشان از آزمايش اين است كه علت‌ها و معلول‌هاي خاص را بشناسند و بفهمند چه چيزي علت پيدايش چه پديده‌اي است. پس سؤال به اين صورت مطرح مي‌شود كه ايشان قبل از انجام دادن آزمايش، از كجا به مفهوم علت و معلول پي‌برده‌اند؟ و از كجا دانسته‌اند كه در ميان موجودات چنين رابطه‌اي وجود دارد تا براساس آن درصدد كشف روابط خاص علّي و معلولي برآيند؟ به‌نظر مي‌رسد كه انسان نخستين‌بار، اين رابطه را در درون خود و با علم حضوري مي‌يابد و مثلاً ملاحظه مي‌كند كه فعاليت‌هاي رواني و تصميم‌گيري‌ها و تصرفاتي كه در مفاهيم و صورت‌هاي ذهني مي‌كند، كارهايي است كه از خودش سرمي‌زند و وجود آنها وابسته به وجود خودش مي‌باشد، در حالي كه وجود خودش وابسته به آنها نيست. با اين ملاحظه است كه مفهوم علت و معلول را انتزاع مي‌كند و سپس آنها را به ساير موجودات تعميم مي‌دهد. http://mesbahyazdi.ir/node/1887
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  9. صلوات ها 8


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    2,802
    حضور
    132 روز 8 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10765



    سلام استاد.
    ممنونم از جواب خوبی که دادید.
    یه مشکل اینجاست که خودم روحیه چندان مناسبی ندارم با توجه به مشکلات خودم که در تاپیک های دیگه بیان کردم، اون موقع به عنوان پزشک با این مسائل و مشکلات دیگه ای که در ادامه خواهم گفت هم روبرو هستم...

    مثلا یکی از چیزهایی که خیلی ها بهم گفتن مخصوصا پرستاران، و گاهی بعضی دوستان، میگن تو چقدر بد کشیکی!!!
    یا وقتی میگم در کشیک هام مریض میمیره، بهم میگن تو چیکار میکنی که مریض ها فقط در کشیک تو می میرن؟

    خیلی دلم پره و چندتا سوال دیگه دارم که بخوام مطرح کنم ولی فعلا استاد و کاربران نظرات شون رو درباره مواردی که مطرح کردم بگن بعدش بقیه سوالاتم رو میگم
    ویرایش توسط تا ساحل آرامش : ۱۳۹۳/۱۰/۰۷ در ساعت ۰۲:۵۹ دلیل: ترکیب پست ها

  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    فک
    نوشته
    529
    حضور
    14 روز 3 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1790



    برادر! شما خیلی زود از حرف اطرافیانت ثاتیر میگیری!
    بگن شما بد کشیکی یا هر چیز دیگه، مگه شما اون بنده خدا ها رو کشتی؟! یا مگه شما خواستی بمیرن؟! امواج منفی رو زود جذب می کنی!

    خوشحال و شاد و خندانم...

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    سلام ببنيد ما مي توانيم فرمان ماشين ذهن مان را به دست بگيريم شما قبل از تنظيمات كلمات يا نگرش ديگران ذهن خودتان را مديريت كنيد. اصلا تصور كنيد با افراد بدقلقي ارتباط داريد چه مي كنيد؟ با هر حرف آنها هر روز ذهن تان مشغول مي شود؟ اپيكتتوس فيلسوف يوناني سخني دارد كه شعار روان شناسان شناختي مانند اليس و بك و لازاروس و...شده است آنچه ما را مضطرب و آشفته مي كند حوادث نيستند بلكه تفسيري است كه ما از حوادث مي كنيم اين جمله بالا را در خلوت خودتان حسابي به ان فكر كنيد و با زندگي افراد تطبيق بدهيد چرا برخي آرامش دارند برخي زود رنج اند و..
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  15. صلوات ها 10


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    2,802
    حضور
    132 روز 8 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10765



    نقل قول نوشته اصلی توسط عاشق ریاضی نمایش پست ها
    برادر! شما خیلی زود از حرف اطرافیانت ثاتیر میگیری!
    بگن شما بد کشیکی یا هر چیز دیگه، مگه شما اون بنده خدا ها رو کشتی؟! یا مگه شما خواستی بمیرن؟! امواج منفی رو زود جذب می کنی!
    ولی خب فرض کنید همون موقع که دارن اینو میگن بطور اتفاقی همراه یکی از بیماران داره رد میشه اینو بشنوه...چی میشه؟ دید مردم همینجوریش نسبت به بیمارستان دولتی بد هست اینا هم بشنون که...
    و از طرف دیگه اون موقع کسی بشنوه هرموقع من کشیکم نگران میشن و ترس دارن که ...

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    فک
    نوشته
    529
    حضور
    14 روز 3 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1790



    نقل قول نوشته اصلی توسط mehrant نمایش پست ها
    ولی خب فرض کنید همون موقع که دارن اینو میگن بطور اتفاقی همراه یکی از بیماران داره رد میشه اینو بشنوه...چی میشه؟ دید مردم همینجوریش نسبت به بیمارستان دولتی بد هست اینا هم بشنون که...
    و از طرف دیگه اون موقع کسی بشنوه هرموقع من کشیکم نگران میشن و ترس دارن که ...
    بله متاسفانه دقيقا همینطوره که البته همکارای شما باید رعایت کنن! اونا که باید درک کنن هرچی باشه خودشون توی پزشکی دستی دارن!

    خوشحال و شاد و خندانم...

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    اون روزا كه جون بوديم ي اصطلاحي داشتيم مي گفتيم: بي خيالش بابا به دل نگير استپ سينه كن بله جدي نگيريد امور را بگوييد: توكلت علي الحي الذي لا يموت
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  21. صلوات ها 10


صفحه 1 از 25 1231121 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود