صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مکاشفه؛ شیطانی یا رحمانی؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    26
    حضور
    15 ساعت نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    46

    مکاشفه؛ شیطانی یا رحمانی؟




    یا هو ...
    با سلام
    به نظر شما تا چه حد میشه به مکاشفات اطمینان کرد؟
    البته با توجه به اینکه مکاشفات در طبقاتی از آسمان اتفاق میافته که شیاطین هم در آنجا هستند...
    ممنون میشم نظرات دوستان رو در این باره بدونم...
    عیب از ماست اگردوست زما مستور است...

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,495
    حضور
    174 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58273



    با نام و یاد دوست





    مکاشفه؛ شیطانی یا رحمانی؟








    کارشناس بحث: استاد سمیع


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط راهی آسمان نمایش پست ها
    یا هو ...
    با سلام
    به نظر شما تا چه حد میشه به مکاشفات اطمینان کرد؟
    البته با توجه به اینکه مکاشفات در طبقاتی از آسمان اتفاق میافته که شیاطین هم در آنجا هستند...
    ممنون میشم نظرات دوستان رو در این باره بدونم...
    باسمه تعالی
    با عرض سلام و تشکر از سوالی که مطرح فرمودید

    در جواب سوال شما باید عرض کنم:
    در باب اطمینان به مکاشفه باید بدانیم که یکی از بحث های مهم هر علمی که از روش معرفتی خاص برای شناخت حقایق خارجی سود می جوید ، ملاک های لازم برای ارزیابی ادعاهای مطرح شده بر اساس آن روش ، و میزان قابل اعتماد بودن آن در دست یابی به دانشی مطابق با واقع است . علوم تجربی و عقلی برای رسیدن به واقع از حس و عقل سود می برند اما عرفان نظری ، از روش کشف و شهود قلبی برای مواجهه با حقایق هستی سود می برد. مسئله میزان و ملاک درباره این روش نیز به جد مطرح است.

    عارف بر چه اساسی می تواند به شهودهای خویش اعتماد کند ؟ آیا امکان خطا ، همان گونه که برای دیگر منابع شناخت انسان وجود دارد، در مورد روش شهودی نیز هست؟ اگر چنین است ، چه ملاکی برای تشخیص شهودهای صادق از شهودهای کاذب وجود دارد؟
    در بیان عارفان می توان سه میزان برای علم عرفان به دست آورد:

    الف:میزان عام یا شریعت
    ب:میزان خاص مبتنی بر تجربه های استاد و پیر سلوک
    این دو میزان مورد اتفاق همه محققان عرفان است
    ج:عقل ، که تنها در منابع متاخر عرفانی آمده است. برای روشن شدن چگونگی میزان قرار گرفتن این سه در مکاشفه های عرفانی توضیحی درباره هرکدام ارائه می دهیم

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۱۰/۰۱ در ساعت ۱۹:۲۲

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    شریعت یا میزان عام:

    عارفان در طول تاریخ عرفان، همواره بر این مسئله تاکید داشته اند که مشاهده های عرفانی، برای هرکسی که رخ بدهد و در هر مرتبه ای که باشد اگر مطابق با شریعت نباشد، کاذب است و قابل اعتماد نمی باشد. بنابراین، شهودهای عرفانی همواره باید از ناسازگاری با حقایق دینی به دور باشند تا بتوان به عنوان حقایق بر آنها تکیه کرد. از این رو نباید هیچ گونه تعارضی میان معارف شریعت و حقایق مشهود عارف وجود داشته باشد .

    شریعت را نیز بدان سبب میزان«عام» نامیده اند که برای همه اشخاص و در تمام حالت ها و شرایط معیار تلقی می شود. بر خلاف میزان خاص که با توجه به حالت ها و استعدادهای افراد، معیارهای خاصی را برای محک زددن تجربه ارائه می دهد که لزوما بر تجربه های مشابه، در حالت ‌ها و اوقات متفاوت و افراد دیگر قابل انطباق نیست.

    آنچه عرفا را وا می دارد که شریعت را چونان میزانی عام برای ارزیابی شهودهای عرفانی مطرح کنند ، این قاعده کلی است که همواره باید کشف‌هایی را که در مراتب و مراحل سلوکی نازل تر رخ می دهند با محک تجربه ‌های عرفانی عالی تر سنجید. حال باید دید عالی ترین کشف ها و مشاهد ه های عرفانی از نظر عارفان ، از آن چه کسانی است؟

    از نظر عارفان ،بالاترین مقام های کشفی که با بالاترین مقامات سلوکی متناظر است و از آن به «کشف تام» یا «کشف اتم» تعبیر می شود، به رسول مکرم اسلام ، خاتم رسل صلی الله علیه و آله و سلم اختصاص دارد، زیرا پیوند وثیقی میان مراتب «طهارت » و مراتب و درجات «کشف» وجود دارد. هر چه جان انسان پاک تر و دورتر از کدورت های دنیوی و ظلمانی باشد ، کشف او منزه تر از انحراف ها خواهد بود. تعبیری که عارفان به ویژه در اشاره به طهارت معنوی انسان به کار می برند، «مزاج روحانی اعدل» است


  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    همان گونه که در بحث های طب سنتی ، بدن دارای مزاجی دانسته می شود که مرکب از تمامی عناصر فعال در آن است، عارفان درباره ساحت معنوی انسان نیز معتقدند که ساختار روحانی وی ترکیبی دارد که از آن به مزاج معنوی و روحانی تعبیر می شود. روح انسان بنا بر ترکیب ویژگی های فطری و اکتسابی خود، این مزاج را می یتبد. هر اندازه اعتدال و استقامت در ترکیب این مزاج بیشتر باشد ، مکاشفه ها و شهود های انسان شفاف تر خواهد بود. اینکه در احادیث ما وارد شده است که در هر انسان ترکیبی از جنود عقل و جهل، یعنی ملکات روحانی و ملکات نفسلنی ، وجود دارند، شاید تفسیری بر همین عنوان «مزاج روحانی» باشد .
    در روایت معروفی نقل می شود که عقل و جهل، هر کدام هفتاد و پنج جند(سپاه) دارند[1] در این میان، در برخی از انسان های برگزیده، تنها جنود عقل هستند که ترکیب مزاجی را تشکیل می دهند و در جان آنها از جنود جهل خبری نیست.

    این چنین مزاجی ، مزاج اعدل خواهد بود . اهل معرفت بر این باورند که با تشکیل مزاج اعدل ، هر شهودی که برای این جان پاک رخ می دهد ، حق صُراح و کشف تام خواهد بود؛ به دلیل آنکه طهارت نوعی نیروی فرقان در انسان ایجاد می کند که می توان با بهره مندی از نور آن، از ورطه توهم ها و خیال های صرف در امان ماند، هر چه مزاج روحانی انسان به مزاج اعتدالی نزدیک تر باشد ، مکاشفه های وی صحیح تر می گردد. مقام «مزاج اعدل» تعبیر دیگری از مقام «عصمت» است:

    [اصح‏المكاشفات‏ و أتمها انما يحصل لمن يكون مزاجه الروحاني أقرب إلى الاعتدال التام كارواح الأنبياء و الكمل من الأولياء، صلوات اللَّه عليهم، ثم لم يكون أقرب إليهم نسبة][2]



    [صحیح ترین و بی نقص ترین مکاشفه ها برای کسی پیش می آید که مزاج روحانی اش به اعتدال تام نزدیک تر باشد ؛ مثل ارواح انبیا و اولیای کامل و سپس کسانی که در نسبت(مزاج روحانی)بدان ها نزدیک ترند.]


    از همین رو ،«کشف تام محمدی» باید معیاری برای سنجش تمام مکاشفه های عرفانی قرار گیرد.
    پی‌نوشت:
    1-اصول کافی ، ج1، کتاب عقل و جهل،ح 14
    2-قیصری ، شرح فصوص، تصحیح آشتیانی، ص111


  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    این کشف تام، از نظر عرفا، چیزی نیست جز مجموعه حقایقی که در قالب دین مبین اسلام از سوی حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، ابلاغ گردیده است.
    لازمه چنین برداشتی ارائه تفسیری عرفانی از فرایند نزول وحی است. در واقع ، عارفان وحی را پدیده ای از سنخ مکاشفه عرفانی و علم حضوری می دانند و معتقدند فرایند نزول وحی به واسطه جبرئیل علیه السلام به قلب ایشان، فرایندی در بردارنده انتقال گزاره ها به روش حصولی از راه سمع یا بصر نیست.

    آنها معتقدند همین نزول جبرئیل و تلقی وحی از سوی حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم باید به نحو کشفی و حضوری تفسیر شود .

    در معارف دینی نیز با استناد به برخی آیات قرآنی همچون « ما کذب الفواد ما رای» النجم 11، چنین تفسیری تایید شده است. همچنین مسئله «علم لدنی» که در آیات و روایات آمده است نیز، از دیدگاه اهل معرفت از مقوله کشف و حضور است و نه ذهنی و حصولی.



    معراج حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و اله و سلم نیز در نظر دقیق باید در ذیل مقوله کشف بررسی گردد .


    بنابراین با میزان عام یعنی شریعت ختمی می توان مشاهدات عرفانی را سنجید : «...وازنین له بمیزان ربهم العام[1](آنها شهودهای خویش را با میزان عام خداوندشان می سنجند)

    پی‌نوشت:
    1-قونوی ، اعجاز البیان، ص
    19

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    جناب قیصری هم ضمن توضیحی پیرامون سنجش شهودات عرفانی، قرآن و حدیث را میزان عام معرفی می کند:
    [للفرق بينها و بين الخيالية الصرفة موازين يعرفهاارباب‏الذوق‏ و الشهود بحسب مكاشفاتهم كما ان‏ للحكماء ميزاناً يفرق بين الصواب و الخطاء و هو المنطق. منها ما هو ميزان عام و هو القرآن و الحديث المنبئ كل منهما عن الكشف التام المحمدي، صلى اللَّه عليه و آله‏][1]

    [برای تمایز نهادن میان کشف های صریح و کشف هایی که چیزی جز خیال نیستند، میزان هایی هستند که جز صاحبان ذوق و شهود به حسب مکاشفه هایشان، آنها را می دانند. همان گونه که حکیمان برای تمایز نهادن میان درست و نادرست(در علوم عقلی)میزانی دارند و آن منطق است. از جمله این میزان ها ، میزان عام است که همان قرآن و حدیث است که از کشف تام محمدی صلی الله علیه و آله و سلم خبر می دهند.]



    البته طرح چنین میزانی برای عرفان، چنان که برخی گفته اند ، آن را به یک علم نقلی تبدیل نمی کند، بلکه بر عکس ، عارفان با تکیه بر روش شهودی به عنوان روش مستقل عرفان، به حقایق دست می یابند و سپس برای اطمینان ، این معارف را با معیارهای دینی محک می زنند.


    از همین رو، بیشترین حجم شرح های عمیق آیات و روایات را عارفان ارائه داده اند . آنها با تکیه بر روش خود ، اسرار و رموز شریعت را می گشایند و آنها را در اختیار دیگران قرار می دهند . آری ، عارفان با توجه به منزلتی که برای معارف وحیانی به عنوان کشف تام قائلند، از آن ذوق می گیرند و با شنیدن آیات الهی به مکاشفه های بدیعی می رسند که از باطن عمیق آیات پرده بر می اندازد ، باطنی که بدون این مکاشفه ها راهی بدان نبود.

    پی‌نوشت:
    1-قیصری،شرح فصوص،ص100-101


  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    استاد سلوک یا میزان خاص



    در آثار عرفانی بر این نکته تاکید می شود که پیمودن طریق دشوار سلوک، بدون راهنمایی پیر راه، پی آمدهایی وخیمی برای سالک دارد. اصولا پیمودن این راهف بدون استاد در فضای عرفان امری نا پسند و گاهی خطرناک و کم نتیجه تلقی می شود.

    یکی از کار کردهای استاد، راهنمایی سالک درباره ویژگی شهودات و تشخیص القائات شیطانی از شهودها و القائات رحمانی است. استاد که منازل سلوکی را پیش تر زیر نظر استادی دیگر ، پیموده است، با پیچ و خم های راه آشناست و می تواند سالک را در دریافتن علت رخداد برخی شهودها یا تجربه کردن برخی حالت ها یاری دهد.

    پیر راه بنا به تجربه های نیرومند خود و قدرت نفوذ در دل سالک ، می داند در هر مرحله ای چه حالی و چه شهودی درست است. البته باید خاطر نشان ساخت آنچه استاد در اختیار شاگرد قرار می دهد نیز برگرفته از شریعت است و بی ارتباط با آن نیست. از این رو، این میزان نیز به نوعی بر میزان نخست استوار است

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    صائن الدین ، شارح قواعد التوحید ،در شرح عبارت جد بزرگوار خویش، ص 406 پس از آوردن میزان عقل، اینگونه به میزان خاص اشاره می کند:
    [هذا كلّه إذا لم يكن له شيخ‏ مسلك‏ يرشده‏، و امام مكمِّل يقتدى به، و بيده مقاليد أقفاله و أحواله (إقباله و أحواله، أفعاله و أحواله- خ) و امّا إذا كان له ذلك، فلكل منزل و مقام بحسب كلَّ وقت و استعداد، علوم و ميزان يخصُّه، ينبّه السالك بحسب تفرُّسه مراقى استعداده على تلك العلوم بموازينها،]

    [تمام این سخنان(درباره میزان عقل)در موردی بود که سالک، شیخ راهی نداشت تا ارشادش کند و امام مکملی نداشت که به او اقتدا نماید تا کلید اعمال و احوال وی در دستان او باشد ، برای هر منزل و مقامی بنابر هر وقت و استعدادی، علوم ویژه و معیاری خاص دارد که استاد، سالک را به تناسب میزان استعدادی که در وی می یابد، بر آن علوم با موازینش راهنمایی می کند.]


  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    اهل معرفت درباره استاد واقعی معتقدند او بر تمام جنبه های جان سالک احاطه دارد و به نیت های آشکار و پنهان وی علم دارد . جایگاه استاد در رفع امراض معنوی همانند جایگاه پزشک در درمان بیماری های جسمانی است او نیاز مندی ها وویژگی های روحانی شاگرد را می شناسد وبا توجه به احاطه ای که به پی آمد ذکرها و اعمال ومراقبات عرفانی مختلف دارد با توجه به وقت ،استعداد،وویژگی های وی دستورهای لازم را به وی تجویز می کند از همین رواز برخی عارفان نقل شده است که اگر سالک نیمی از عمر خوش را در طلب استادی کامل مکمل سپری کند چیزی از دست نداده است

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی هویت اسلامی؟ایرانی؟ غربی؟ نسبت این ها با هم چه می تواند باشد؟
    توسط شهید علی اصغر پازوکی در انجمن حیات دنیوی انسان
    پاسخ: 60
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۲/۱۲, ۰۷:۱۵
  2. من و افسردگی؟
    توسط ali100 در انجمن افسردگي
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۱/۲۷, ۱۱:۳۵
  3. اسم فارسی بهتره یا عربی؟ لطفاً نظر بدید!
    توسط علی.ا در انجمن مهارت های فرزند پروری
    پاسخ: 198
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۱/۲۱, ۰۸:۱۶
  4. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۸/۲۸, ۲۲:۲۷
  5. نمی دونم به این میگن افسردگی یا دنیا گریزی؟ (كمال‌زدگي)
    توسط میم مثل مطهره در انجمن ساير موارد
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۵/۰۷, ۰۸:۰۰

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 7

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود