صفحه 1 از 45 12311213141 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: امکان تعدد همسر برای خانم ها با توجه به پیشرفت علم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    98
    حضور
    5 روز 7 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    310

    اشاره امکان تعدد همسر برای خانم ها با توجه به پیشرفت علم




    با سلام
    با توجه به اینکه با توجه به روایات دلیل چند همسری نشدن خانم ها ، ناتوانی تشخیص پدر فرزند اعلام شده ، آیا با وجود علم ژنتیک و توانایی تشخیص ، این حکم رد میشود ؟ یعنی خانم ها هم میتوانند همزمان با چند مرد ازدواج کنند ؟ لطفا از نظر دینی پاسخ بدهید ، نه روانشناسی و غیره با تشکر
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۱۰/۳۰ در ساعت ۰۵:۳۹
    وقتی نه "خود"ی مانده برایم نه "خدا"یی


    ای دوست مرا یاد کن امشب به دعایی

  2. صلوات ها 12


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست





    امکان تعدد همسر برای خانم ها با توجه به پیشرفت علم








    کارشناس بحث: استاد صادق


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,022
    حضور
    192 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28749



    نقل قول نوشته اصلی توسط anteaaaa نمایش پست ها
    با سلام
    با توجه به اینکه با توجه به روایات دلیل چند همسری نشدن خانم ها ، ناتوانی تشخیص پدر فرزند اعلام شده ، آیا با وجود علم ژنتیک و توانایی تشخیص ، این حکم رد میشود ؟ یعنی خانم ها هم میتوانند همزمان با چند مرد ازدواج کنند ؟ لطفا از نظر دینی پاسخ بدهید ، نه روانشناسی و غیره با تشکر
    باسلام وتشکر .
    آنچه در برخی روایات در باره علت حرمت تعدد شوهر همزمان آمده تنها یکی از علل مسله است ونه همه آن در این باره نکته های پیدا ونا پیدای بسیاری وجود دارد لذا در تحلیل جامع بحث باید گفت :

    مقوله ازدواج و تعدد همسر یکی از موضوعات مهم اجتماعی است که در همه ادیان به نوعی مطرح است. حتی در خرده فرهنگ های بشری هم نسبت به آن حساسیت نشان داده شده حتی در بدوی ترین قبایل بشری هم قوانینی در این خصوص وضع شده است ؛ این مسائل از ماهیتی عمیق و انسانی برخوردارند . نمی توان حقیقت درستی یا نادرستی و انطباق قوانین با فطرت و آمیزه های روحی انسان و ضرورت های عقلانی و اجتماعی او را در نگاهی سطحی و احساسی تبیین و تشریح نمود و بر درستی یا نادرستی آن اقامه دلیل نمود .
    طبیعی است که فرایند تشکیل خانواده به معنی ارتباط عمیق بین یک زوج از دو جنس است . شاکله هر خانواده ای بر اساس یک مرد و یک زن شکل می گیرد ؛ اما تقریبا در همه ادیان و فرهنگ های گذشته تعدد همسر برای مردان مورد تایید بوده و هرچند امروزه در برخی کشورها و ادیان نادرست تلقی می شود ، نمی توان سابقه رواج آن در مناطق گوناگون جهان را انکار نمود .
    در قرآن نیز ابتدا به مساله ازدواج زن و مرد پرداخته شده ، آن گاه و بر اساس برخی شروط جواز ازدواج با زنان دیگر و تشکیل خانواده های مستقل دیگری بیان شده است (1). در هر صورت این امر نوعی مساله خارج از اصل محسوب می شود . در واقع تک همسری امری طبیعی و اصل در تشکیل یک خانواده است . عدم جواز تعدد شوهر امری برخلاف عرف و طبیعت و اصل نیست بلکه تعدد همسر برای مرد این گونه است و نیازمند بررسی و دلایل قابل قبول .
    جواز چند همسری در مرد و حرمت چند شوهری دو مقوله مرتبط و در عرض یکدیگرند که باید به هر دو و با توجه به هم نگریست و آن ها را مورد بررسی قرار داد . از آن جا که ما معتقدیم قوانین اسلام بر اساس نیازهای واقعی بشر تنظیم شده است، نه احساسات و عواطف ، ضرورت های اجتماعی در آن مهم ترین نقش را ایفا می کند ، در نتیجه ابتدا باید دید که چه ضرورتی اجازه تعدد زوجات را برای مردان حاصل کرده ، در مقابل چه موانعی جلوی امکان تعدد شوهر را از زنان گرفته است ؟
    نمی‏توان انکار کرد که نیاز جنسی در مردان کاملا متفاوت از نیاز جنسی در زنان است ، به گونه ای که در اغلب مردان انگیزه اصلی در ازدواج و ارتباط با جنس مخالف خواسته یا نا خواسته، ارضای نیاز جنسی است ، در حالی که در اغلب زنان این انگیزه عاطفی و روحی است . حتی بخش نیاز جنسی در آن ها هم ماهیتی دوگانه یعنی عاطفی جنسی دارد ؛ یعنی در ماهیت و حقیقت این نیاز هم تفاوت آشکاری بین زنان و مردان وجود دارد . اکثر آنچه برخی از زنان در دوران تجرد به عنوان نیاز جنسی احساس می کنند، بیش تر ماهیت تجربه جنسی دارد که با ارتباط با همسر بر آورده می شود . پس از ازدواج کم رنگ می شود، در حالی که در مردان این نیاز ، امری مداوم و کاملا مستقل و قدرتمند باقی می ماند .
    در شدت و قدرت این نیاز بین زنان و مردان تفاوت آشکاری وجود دارد ، به گونه ای که حتی در جوامع غربی که بیش ترین تحریکات و بیداری های جنسی وجود دارد و عدم تمایلات جنسی عامل اجتماعی ندارد، تفاوت بین زنان و مردان در نیاز جنسی امری کاملا آشکار است تا حدی که در اکثر این کشورها میزان سرد مزاجی جنسی زنان 35 تا حدود 40 درصد جمعیت زنان را تشکیل می دهد ، در حالی که این امر در مردان شاید به 10 درصد هم نرسد ؛ البته در برخی جوامع میزان سرد مزاجی زنان تا 80 درصد هم تخمین زده شده است .
    همچنین نمی‏توان انکار کرد که بقای غریزه جنسی مردان از زنان طولانی‏تر است، زیرا غالب زنان در سن معینی، آمادگی جنسی خود را از دست می‏دهند، در حالی که در مردان چنین نیست ، هم چنین زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتی از دوران حاملگی، عملاً هم ممنوعیت آمیزش دارند و هم تمایل هورمونی به این امر ندارند ، در حالی که در مردان این ممنوعیت ها وجود ندارد.
    همه این موارد نشان می دهد که نمی توان شرایط زن و مرد را در خصوص نیازهای جنسی یکسان دید و برای هر دو جنس به یک گونه قضاوت کرد ، از طرف دیگر مردان در حوادث گوناگون زندگی، بیش از زنان در خطر مرگ قرار دارند . در جنگ‏ها و حوادث دیگر، قربانیان اصلی را آن‏ها تشکیل می‏دهند . در نتیجه همواره میزان زنان در جامعه بیش از مردان خواهد بود . زنان بسیاری در جامعه بدون همسر و سر پرست باقی می مانند .
    با در نظر گرفتن همه آنچه گفته شد ، به علاوه این واقعیت (که تعادل میان مرد و زن همواره به هم می‏خورد) ناچاریم یکی از سه راه ذیل را انتخاب کنیم :
    أ) مردان تنها به یک همسر در همه موارد قناعت کنند . زنان بیوه تا پایان عمر بدون همسر باقی بمانند . تمام نیازهای فطری و خواسته‏های درونی و احساسی خود را سرکوب کنند.
    ب) مردان فقط دارای یک همسر قانونی باشند، ولی روابط آزاد و نامشروع جنسی را با زنانی که بی شوهر مانده‏اند، به شکل های گوناگون برقرار سازند.
    ج) کسانی که قدرت دارند بیش از یک همسر را اداره کنند و از نظر جسمی و مالی و اخلاقی مشکلی برای آن‏ها ایجاد نمی‏شود، نیز قدرت بر اجرای کامل عدالت میان همسران و فرزندان دارند، به آن‏ها اجازه داده شود که بیش از یک همسر انتخاب کنند.
    حال اگر بخواهیم راه اول را انتخاب کنیم، باید گذشته از مشکلات اجتماعی که به وجود می‏آید، با فطرت و غرائز و نیازهای روحی و جسمی بشر به مبارزه برخیزیم. هم چنین عواطف و احساسات این گونه زنان را نادیده بگیریم. اما این مبارزه‏ای است که پیروزی در آن نیست. به فرض که این طرح عملی بشود، جنبه‏های غیر انسانی آن بر هیچ کس پوشیده نیست.
    اگر راه دوم را انتخاب کنیم، باید فحشا را به رسمیت بشناسیم . انواع مشکلات روحی و فرهنگی و اجتماعی که دامنگیر این گونه روابط آزاد می شود ، بر جامعه بپذیریم؛ تازه زنانی که به عنوان معشوقه مورد بهره برداری جنسی قرار می‏گیرند، نه تأمین مالی و اجتماعی و... دارند و نه آینده‏ای در خور و سرنوشتی معین. چنان که شخصیت آن‏ها در این فرایند پایمال شده است . وجدانی سرخورده و احساسی سرشار از ملامت خود دارند . این‏ها اموری نیست که انسان آگاه آن را تجویز کند.
    بنابراین تنها راه سوم می‏ماند که هم به خواسته‏های فطری و نیازهای غریزی زنان در موقعیت های خاص پاسخ مثبت داده شده ، هم از عواقب شوم فحشا و نابسامانی زندگی این دسته از زنان جلوگیری شود و جامعه نیز از گرداب گناه در امان بماند.
    در این میان دو ضرورت مهم اجتماعی وجود دارد :
    یکی آن که وجود زنان بی سرپرست و بیوه در جامعه به دلایل گوناگون اقتصادی و روحی و غریزی می تواند موجب مفاسد و مشکلات فردی و اجتماعی هم برای خودشان و هم برای مردان جامعه و هم فرزندان شان گردد ، در حالی که با یک ازدواج موقت یا دائم اما کمرنگ تر از ازدواج اول ، بخش عمده این نیازها برطرف شده و خطرات بسیاری در این زمینه برطرف می گردد .
    دیگر آن که انگیزه های موجه جنسی در مردان آن هم در شرایط خاصی که معمولا از طریق همسر خود توان برآورده ساختن آن را ندارند ، در پاره ای موارد تعدد زوجات را کاملا منطقی می‏کند . با ازدواجی مشروع از فشارهای ویرانگر روحی که ممکن است همه توان مفید اجتماعی یک مرد را گرفته و او را وادار به رفتارهای بسیار پر خطر و پر آسیب نماید، جلوگیری می شود .
    اگر واقع بینانه بنگریم می بینیم در وضعیت احساس نیاز ، با توجه به قدرت این نیرو در مردان و تاثیرگذاری آن در تصمیمات و رفتارهای فردی و اجتماعی شان و توانایی مردان در برآورده ساختن تمایلات خود از طریق ابزارهای مالی و اجتماعی که دارند، در بسیاری از موارد این نیاز اگر از طریق مشروع ارضا نشود، مردان را وادار به اقدام از طریق نامشروع می‏کند که تبعات منفی فردی و اجتماعی و خانوادگی آن بسیار بیش تر و خطرناک تر است .
    اما پرسش اصلی شما و این که چرا اسلام این حق را نسبت به زنان قائل نشده و چند شوهری را مجاز ندانسته است؟
    ما معتقدیم دلیل این امر ناشی از موانع و تبعات منفی بسیاری است که بر این امر مترتب است . به برخی از آن ها اشاره خواهیم نمود :
    بنا بر تحقیقات گوناگون روان شناسان و فیزیولوژیست ها ماهیت نیاز زنان به همسر و ازدواج برای آن ها در نگاهی کلی، برطرف کردن خلأ روحی و عاطفی است . یعنی این امر در نگاه کلان ماهیتی احساسی دارد ؛ در واقع هدف اصلی زنان برای ازدواج رسیدن به موقعیت مشخص و محترم اجتماعی و جلب حمایت فردی است که بتواند از هویت و استقلال آن ها حمایت کند . همچنین تمایل به مشارکت در ایجاد یک مجموعه عاطفی و اجتماعی و البته در کنار همه این ها پاسخی مناسب به نیاز جنسی هم به طور جدی مطرح است .
    با این وجود ماهیت اصلی نیاز زنان به همسر امری است که در تشکیل یک خانواده و ارتباط با یک همسر معنا پیدا می کند . چند همسری زن در تضاد آشکار با روح نیاز به جلب حمایت یک مرد و تشکیل یک مجموعه مستقل و دارای منزلت اجتماعی خواهد بود . به علاوه این مساله از زاویه مقابل یعنی از منظر نگاه مردان به هیچ وجه قابل قبول نخواهد بود . مانع ایجاد رابطه حمایتی و احساسی مورد نیاز زنان ، از طرف مردان خواهد شد . موجب تزلزل بیش تر مجموعه خانواده خواهد گردید .
    در واقع مردان در فرایند ازدواج در کنار نیاز جنسی ، نیاز عاطفی مهمی را نیز برآورده می کنند که مدیریت از یک مجموعه مستقل و در اختیار آن ها و همچنین احساس نیازمندی یک مجموعه یا لااقل یک زن به آن هاست . حفظ استقلال و هویت داخلی این مجموعه همانند حفظ قلمرو در بسیاری از حیوانات در روحیات مرد نهادینه شده است . ورود هر مرد دیگر به این مجموعه یا اظهار نیاز همسرشان به مرد دیگری را به مقتضای فطرت شان برنمی تابند .
    حتی بخشی از نیاز جنسی مردان در گرو انحصاری دانستن شریک جنسی و عامل ارضای آن برای خودشان است . ارتباط زن با هر مرد دیگری حتی تصور و احتمال این امر عاملی در عدم تمایل مرد به همسرش یا عدم ارضای درست این نیاز در او و در نتیجه سست شدن بنیان خانواده خواهد بود؛ بماند که تحقیقات روانشناسی ثابت کرده است که زنان بیش از مردان خواهان تک همسری و توجه کامل به یک همسر هستند .(1)
    هرچند نمی توان روحیه میل به تجربه های متفاوت در هر انسانی را نادیده گرفت . به خصوص در شرایط وسوسه انگیز تشویق انحرافات جنسی و تشویق زنان به تنوع طلبی های زشت جنسی که توسط رسانه های آلوده دامن زده می شود ، چه بسا این تمایلات به نوعی خود را به صورت یک امر طبیعی جلوه کند و زن احساس کند که از چند همسری بدش نمی آید ، اما حقیقت آن است که زن در چند شوهری هرگز نمی‌تواند حمایت و محبت و عواطف خالصانه و فداکاری یک مرد را نسبت به خود جلب کند، از این رو چند شوهری نظیر روسپی گری همواره مورد تنفر زن بوده است.
    این امری است که از فشارهای روحی و افسردگی ها و زجر های روانی زنانی که متاسفانه چنین تجربه ای داشته اند، به خوبی مشهود و ملموس است و به هیچ وجه قابل انکار نیست ؛ پس چند شوهر داشتن نه با تمایلات و خواسته‌های مرد موافقت داشته است و نه با خواسته‌ها و گرایش‌های زنان. (2)
    اما یکی دیگر از مشکلات مهمی که در صورت چند همسری برای زنان ایجاد می شود، مشخص نبودن پدر برای فرزندان و عدم تعلق عاطفی و گسست بین نسل ها می‌باشد. تعلق فرزند به یک پدر و معین شدن پدر فرزند، اگر چه با تحقیقات امروزی و آزمایش‌های dna و مانند آن ، مشخص می‌شود، اما از نظر روانی این امر همچنان مسئله ای حل نشدنی است؛ زیرا همان گونه که دانشمندان می‌گویند: نتایج آزمایش های تجربی صد در صد نیست و احتمال خطای انسانی یا اغراض و اهداف شخصی و دستبرد در نتایج وجود دارد .
    در واقع اقناع روحی و روانی پدر و مادر و فرزند چیزی نیست که با آزمایش قابل حل باشد. فرزند می‌خواهد اطمینان قلبی و درونی یابد که پدر و مادر او واقعی هستند . همین طور پدر و مادر . تا زمانی که اقناع و اطمینان قلبی و درونی از طریق باور به سلامت رفتار همسر صورت نگیرد ، چنین آرامشی به وجود نخواهد آمد . اگر این گونه نشد ، به همان نسبت رابطه و پیوند عاطفی بین پدر و مادر و فرزند متزلزل خواهد بود. مطمئناً در صورت تعدد شوهر برای زن، این اطمینان و رابطه عاطفی حاصل نمی‌شود.
    اما باید توجه داشت که این نکته فلسفه اصلی منع از تعدد شوهر نیست تا گمان شود که با حل این مساله اصل مشکل برطرف شده است ؛ حتی ماهیت عده نگه داشتن زن هم تنها مساله اطمینان از عدم وجود فرزند نیست ،چه این امررا بپذیریم یا نه، مشکل اصلی تعدد شوهری زنان آن است که بنیان خانواده که بر پایه توجه و تعلق روحی کامل زن به همسر خود و دیگر افراد خانواده شکل می گیرد ، به شدت متزازل می نماید . موجب کمرنگ شدن رابطه عاطفی و تعلق روحی مردان نسبت به همسران و خانواده خود می گردد . در نتیجه امنیت خاطر را در سطح بدنه فعال جامعه یعنی مردان به شدت کاهش می دهد که ضرر این امر به طور غیر مستقیم خود زنان را تهدید می کند .
    به علاوه موجب گسست عاطفی و قلبی بین نسل ها شده، ارتباط عمیق تربیتی بین والدین و فرزندان را مخدوش می نماید . احساس درونی مردان نسبت به فرزندان شان را که عامل اصلی تلاش و کوشش و حمایت های مالی و روحی و اجتماعی در مسیر رشد و تربیت و موفقیت آن هاست ، به شدت کاهش می دهد .
    در نتیجه از آن جا که نیاز جنسی زنان ماهیتی فرعی و غیر اصلی در ارتباط با مردها دارد ، نیز به عنوان اصلی ترین نیاز در این زمینه مطرح نیست . با توجه به این تبعات منفی تعدد شوهر برای زنان ، اسلام اجازه این امر را به زنان نداده است .
    با تاملی کوتاه روشن می شود که عمده این مشکلات و خطرات در هر دو نوع ازدواج دائم یا موقت وجود دارد . نمی توان ازدواج موقت زن را خالی از این مشکلات دانست و این پیامدها را تنها منحصر در ازدواج دائم تلقی نمود .
    البته ممکن است در برخی موارد و برای برخی از زنان به دلیل نیازهای جنسی و عدم ارضای آن توسط شوهران شان ارتباط با شوهر دیگری مفید به نظر برسد ، اما از آن جا که همواره قوانین اجتماعی و شرعی بر مبنای ضرورت های عمومی و نیازهای حداکثری شکل می گیرد، نمی توان به خاطر وضعیت بخش محدودی از افراد قوانین را دگرگون ساخت ، به شکلی کلی و مطلق اجازه این امر از زنان سلب شده است .
    در عین حال نباید فراموش کرد که اسلام اجازه توجه به نیازهای جنسی را در هیچ فردی به طور مطلق و بی قید و شرط نپذیرفته ، مثلا هر نوع رابطه جنسی همجنس را کاملا مردود و غیر قابل قبول دانسته ، هر چند فردی ادعا کند که تنها تمایل به همجنس خود دارد و در غیر این صورت زندگی طبیعی خود را از دست رفته می بیند .
    همچنین هر نوع رابطه با محارم یا زنان شوهر دار از نظر اسلام صد درصد و بدون هیچ ماده و تبصره ای مردود و غیر قابل قبول است ، در حالی که در مواردی دیده شده تمایل به این رفتارها در برخی افراد بسیار بسیار شدید و پرقدرت شکل می گیرد ؛ اما از آن جا که اسلام مصالح کلی و جمعی را بر منافع فردی مقدم می دارد ، این اجازه ها را به هیچ وجه نمی دهد . مورد ارتباطات جنسی زنان با مردان دیگر هم از همین قبیل است .
    البته در صورتی که زن واقعا نیازهای جنسی اش به وسیله شوهرش برآورده نشود ، می تواند از طریق راهکارهای قانونی برای طلاق و ازدواج با مردی دیگر اقدام نماید . طلاق هایی مانند "طلاق خلع" در شرع برای همین امور نهاده شده است . قانونگذار هم راهکارهای قانونی برای این امر را در نظر گرفته است تا فشاری فوق طاقت بر زنانی که دچار چنین وضعیتی هستند وارد نگردد . زنان می توانند با مراجعه به محاکم خانواده در جهت برطرف کردن این مشکل اقدام نمایند .
    ممکن است گفته شود همه آن چه در خصوص حساسیت های مردان و نابسامانی خانوادگی و... رخ می دهد، ناشی از فرهنگ های رایج و حساسیت های محیطی و امور متعارف اجتماعی است . اگر این امر رواج یابد ، حساسیت ها و ناراحتی ها هم منتفی می شود .
    در پاسخ باید گفت که توجه به وضعیت برخی کشورهای غربی که هیچ حساسیت و دغدغه دینی و عرفی خاصی در بسیاری از این امور نداشته و سال هاست که گروه هایی در این کشورها به طور رسمی و وسیع به روابط آزاد جنسی و سکس گروهی و مانند آن پرداخته، آن را تبلیغ می نمایند ، نشان می دهد که این گرایش ها هنوز هم نتوانسته موقعیت قابل قبولی در نهاد انسانی پیدا کند. حتی در این کشورها هم هنوز این امور در زمره امور غیر قانونی و نامتعارف شناخته می شود. حتی در کشورهایی که ازدواج همجنس رسمی شده، چند شوهری رسمیت نیافته است .


    پی‏نوشت‏ها:
    1 . مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج19، ص 302.
    2 . همان، ص 311.

  7. صلوات ها 13


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    351
    حضور
    19 روز 14 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1561



    همانطور که چند همسری برای مردان در دوره هایی رواج داشته چند شوهری هم وجود داشته و تنها دلیلی که چند شوهری را رد می کردند همان دلیلی است که استارتر ذکر کردند در حال حاضر هم با پیشرفت علم این دلیل خود به خود رد می شود در کل خانواده ی سالم و طبیعی همان یک مرد و یک زن است حالا اینکه درگذشته چند همسری وجود داشته دلیلی ندارد امروزه هم مثل گذشته عمل کرد خیلی از اعمالی که گذشتگان مرتکب میشدند اشتباه بوده به نظر بنده فرقی بین چند شوهری و چند زنی وجود ندارد همانقدر که چند شوهری زنان برای مردان غیرقابل پذیرش است چند همسری مردان برای زنان هم همینطور است و دوره این تعدد همسری گذشت


  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    352
    حضور
    11 روز 20 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    817



    تا جایی که دیدم اگه ضرورت هم پیش بیاد نمیتونه البته بازم باید بررسی بشه.

    پرسش:
    شوهرم به بيماري شديدي مبتلاست، سال هاست كه ارتباط اتاق خواب مان تعطيل شده است و بنا به گفته پزشكان تا آخر هم تعطيل خواهد بود. من او را دوست دارم و نمي خواهم تركش كنم چون وجدانم قبول نمي كند حالا كه بيمار شده او را رها كنم. اما من هم انسان هستم و نياز جنسي دارم. با مشاوري مشورت كردم گفت براي تخليه شدن انرژي جنسي ات برو بازار خريد و به بهانه هاي مختلف با مردان هم كلام شو در خريد اجناس و چك و چانه بزن يا با اقوام مرد سخنانت را طولاني كن. وقتي گفتم اينها با مسائل ديني مغايرت دارد گفت اسلام براي شما كه شوهرتان مشكل دارد: دو راه حل قرار داده يك طلاق و دوم ازدواج موقت. آيا سخنان او درست است؟ اگر نه من چه كنم كه به گناه آلوده نشوم اسلام براي امثال من چه تدبيري دارد؟
    2. آيا سخن گفتن اين خانم براي رفع نياز جنسي اش كه از شوهرش به هيچ وجه برآورده نمي شود «ضرورت فيزيولوژيكي و يا رواني» محسوب نمي شود؟
    3. - این مساله بالاتفاق مورد تائید مجتهدین است یا فقط از تحریر الوسیله این حکم استخراج شده؟
    4. آیا فتوائی مبنی بر امکان نکاح موقت یا دائم برای زن شوهردار در چنین شرایطی یا شرایط مشابه از مجتهدی صادر شده با خیر.
    پاسخ:
    با سلام و عرض ادب
    این مشاور آدم بسیار مزخرف و بی وجدانی بوده است.
    سخن گفتن ومعاشرت با نامحرم بایدبرای رفع ضرورت باشذ واضافه بر آن می تواند زمینه گناه را فراهم نماید .
    -اما برای آلوده نشدن به گناه :
    پرهیز از ارتباط غیر ضروری با نامحرم ویا درصورت لزوم جداشدن وازدواج مجدد است.
    اما ازدواج موقت در صورتی جایز است که پس از طلاق ونگه داشتن عده باشد. 1
    2. سخن گفتن این خانم با مردان بیگانه نه تنها باعث رفع نیاز جنسی اش نمی شود بلکه آنرا تشدید می کند و ممکن است موجب رفتارهای غیر منطقی و غیر عاقلانه گردد .
    این زن اگر می تواند باید خود را کنترل کند وگرنه باید از شوهرش جدا شده و با رعایت شرایط شرعی ازدواج مجدد نماید .
    3.مسائل 3و4 مورد اتفاق فقهاست ازدواج زن شوهر دار زناست و فتوایی مبنی بر اجازه ازدواج برای زن شوهر دار سراغ نداریم .
    نكته:
    با توجه به پاسخ‌هاي بالا بايد بگوييم كه وقتي مردي با خانم عقد بسته اند يعني تعهد بسته اند كه در زندگي در كنار هم باشند و به هم ديگر خيانت نكنندو خارج از شرع ارتباطي نداشته باشند. اگر به هر دليلي اين امور رعايت نشود غير از اين كه خارج از حدود الهي رفته اند بر تعهد خود با همسر هم پايبند نبوده اند.
    وقتي زني به دليل مشكلات زناشويي شوهر ارضا نمي شود بايد بررسي كند ببيند مشكل از كدام نوع است آيا با درمان هاي روان شناختي و دارويي قابل رفع هستند يا درمان ندارد.
    1- اگر از نوع اول بود بايد مرد را تشويق كند تا پيگير درمان باشد و اگر مرد حيايي دارد آگاه شود كه حياي او بي جا است. برخي خجالت مي كشند از متخصص كمك بگيرند اين به دليل آن است كه گمان مي كنند آنها تنها اين مشكل را دارند و يا پزشك او را مسخره مي كند و يا بيماريش را غير عادي تلقي مي كند در حالي كه مشاور و پزشك برايش اين مسائل عادي است.
    2- اگر از نوع دوم است. زن اگر مردش را دوست دارد و از سويي هم مي تواند خودش را كنترل كند و به گناه نيفتد اين كار به عهده او گذاشته شده كه خودش تصميم بگيرد ولي اگر نمي تواند خود را از گناه حفظ كند در واقع وفاي به شوهر و خدا را نگه نداشته است. بنابراين اين خانم در اين جا بايد از شوهر جدا شود و با نگه داشتن عده به ازدواج ديگري درآيد. اين آزادي انتخاب را خدا به زن داده و به او تكليف نكرده كه بايد به هر جان كندني است هم با شوهرت باشي و هم خودت را از گناه حفظ كني.
    پس اگر امر دائر مدار گناه و جدايي شود، جدايي مقدم است.
    1. مستفاد از تحریرالوسیله ،ج2،کتاب النکاح.
    سایت طلبه پاسخگو


  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    100
    حضور
    1 روز 17 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    183



    نقل قول نوشته اصلی توسط anteaaaa نمایش پست ها
    با توجه به اینکه با توجه به روایات دلیل چند همسری نشدن خانم ها ، ناتوانی تشخیص پدر فرزند اعلام شده
    فکر نکنم دلیل منع تعدد شوهر زنها این مسئله باشه چون در همون زمانی که در عربستان در دوران جاهلیت زنان چند شوهر داشته اند فرزندانی که به دنیا می آمده افراد متبحری بودند به اسم نسب شناس که با روش های مختلف تشخیص می دادند که این فرزند،فرزند کدام شوهر است و حتی این مشکل آن زمان هم وجود نداشته تا چه برسه به این دوره.

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    352
    حضور
    11 روز 20 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    817



    آیت الله مکارم -بحث متعه-

    درباره زنان چه میگویید؟ چرا که این ضرورتها درباره آنها هم هست مثلا شوهر بیمار است و یا زندانی است و یا مسافرت کرده است؟

    در مورد زنان حل این مشکل امکان ندارد، یعنی ضرورتی است که راه حلی ندارد. چون تداخل میاه و اشتباه فرزند حاصل میشود و به همین جهت اجازه نمیدهیم.

    ثانیا: شکی نیست که غریزه جنسی در مردان به طور مجموعی از مجموع زنان شدیدتر است و در کتب مسائل مربوط به زناشوئی غالبا دانشمندان میگویند که اکثریت زنان سردمزاج هستند، یعنی حتی نسبت به یک همسر هم علاقه چندانی ندارند و راه درمان هایی برای این سردمزاجی ذکر کرده اند ولی در مردان چنین نیست، پس زنان ضرورتشان کمتر از مردان است.

    (والا فکر میکنم هر دو مورد (اشتباه فرزند و سردمزاجی) در همه ضرورتها، وجود نداره. همونطور که ضرورت چندهمسری مرد در همه مواردی که به عنوان ضرورت بیان میشه وجود نداره
    و اگه به عرف برگردیم خب در خیلی ضرورتها جوامعی که عرفشون چند همسری رو نپذیرفته باشه مرد یا جامعه آسیب میبینه.
    در زن هم همینطور، عرف منفک از فهم طبیعیه. و از جامعه ای تا جامعه دیگه ای تغییر میکنه

    در مورد سردمزاجی زنان و مردان من دقیق متوجه نشدم چون گاهی کارشناس ها چیزهای دیگه میگن مثل اینجا:
    http://www.askdin.com/thread45376-5.html#post611108

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    98
    حضور
    5 روز 7 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    310



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    أ) مردان تنها به یک همسر در همه موارد قناعت کنند . زنان بیوه تا پایان عمر بدون همسر باقی بمانند . تمام نیازهای فطری و خواسته‏های درونی و احساسی خود را سرکوب کنند.
    شما تو این بخش از صحبتتون این گزینه رو اعلام نکردید که مردانی که همسرشان فوت کرده هم وجود دارند که با اون خانوم های بیوه ازدواج کنند !
    در ثانی کل صحببتاتون ریشه ی روانشناسی داشت !
    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    پس چند شوهر داشتن نه با تمایلات و خواسته‌های مرد موافقت داشته است و نه با خواسته‌ها و گرایش‌های زنان.
    در مورد تعدد همسر برای آقایون ، این امر هم برای خانم ها با خواسته ها و تمایلاتشون منافات داره ، همون طور که در کل صحبت هاتون به امر احساسی بودن خانوم ها تاکید کردید در مورد ازدواج ، چجوری میتونید نادیده گرفته شدن و سرکوب شدن احساسات یک خانوم رو در مقابل تعدد همسر آقایون تایید کنید ؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    البته در صورتی که زن واقعا نیازهای جنسی اش به وسیله شوهرش برآورده نشود ، می تواند از طریق راهکارهای قانونی برای طلاق و ازدواج با مردی دیگر اقدام نماید . طلاق هایی مانند "طلاق خلع" در شرع برای همین امور نهاده شده است . قانونگذار هم راهکارهای قانونی برای این امر را در نظر گرفته است تا فشاری فوق طاقت بر زنانی که دچار چنین وضعیتی هستند وارد نگردد . زنان می توانند با مراجعه به محاکم خانواده در جهت برطرف کردن این مشکل اقدام نمایند .
    چطوریه که برای تایید چند همسری آقایون امر طلاق به عنوان یه گزینه نامتعارف مطرح میشود ؟ ولی برای خانوم ها امر صحیح ؟
    وقتی نه "خود"ی مانده برایم نه "خدا"یی


    ای دوست مرا یاد کن امشب به دعایی

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    98
    حضور
    5 روز 7 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    310



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد رسول الله نمایش پست ها
    فکر نکنم دلیل منع تعدد شوهر زنها این مسئله باشه چون در همون زمانی که در عربستان در دوران جاهلیت زنان چند شوهر داشته اند فرزندانی که به دنیا می آمده افراد متبحری بودند به اسم نسب شناس که با روش های مختلف تشخیص می دادند که این فرزند،فرزند کدام شوهر است و حتی این مشکل آن زمان هم وجود نداشته تا چه برسه به این دوره.
    با سلام ، اگر روایت دیگری به غیر از روایت معروف امام علی که در مورد همون موضوعی هست که تو استارتر گفته شده و دلیل "منطقی" دیگه ای رو بیان میکنه ، سراغ دارید اینجا مطرح کنید ممنون میشم
    وقتی نه "خود"ی مانده برایم نه "خدا"یی


    ای دوست مرا یاد کن امشب به دعایی

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    351
    حضور
    19 روز 14 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1561



    نقل قول نوشته اصلی توسط anteaaaa نمایش پست ها
    در مورد تعدد همسر برای آقایون ، این امر هم برای خانم ها با خواسته ها و تمایلاتشون منافات داره ، همون طور که در کل صحبت هاتون به امر احساسی بودن خانوم ها تاکید کردید در مورد ازدواج ، چجوری میتونید نادیده گرفته شدن و سرکوب شدن احساسات یک خانوم رو در مقابل تعدد همسر آقایون تایید کنید ؟
    دقیقا اینم سوال بنده است
    واقعا چرا اسلامی که اینقدر برای زنان ارزش قائل بوده که چند شوهری را خلاف فطرت و روحش دانسته از طرفی چنین حقی را به مردان می دهد یعنی آنجا دیگر احساس و شکسته شدن دل زن مهم نیست ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    در جنگ‏ها و حوادث دیگر، قربانیان اصلی را آن‏ها تشکیل می‏دهند . در نتیجه همواره میزان زنان در جامعه بیش از مردان خواهد بود . زنان بسیاری در جامعه بدون همسر و سر پرست باقی می مانند .
    جناب صادق در دوره ای که جمعیت زنان و مردان برابر باشد این حکم چند همسری مردان خود به خود لغو نمی شود؟
    و اگر زمانی تعداد مردان چند برابر زنان شد باید چیکار کرد؟

    ضمنا تمام نقدی که بر چند شوهری زنان وارد است بر چند همسری مردان نیز صدق میکند همان روانشناسی که میگوید چند شوهری با فطرت زن مخالفت است چند همسری مردان را نیز باعث ناراحتی زنان می داند.


  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 45 12311213141 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 5

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود