جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خشم ونفرت

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    663
    حضور
    14 روز 13 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    809

    خشم ونفرت




    باسلام
    ایامطلقاودرهرشرایطی خشم وکینه ونفرت ازجنودجهل است یانه?
    وایادربهشت که سرچشمه نیکی هاست این سه صفت وجودداردیانه؟
    یاحق

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۳/۰۹/۲۵ در ساعت ۰۸:۲۸

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    684
    حضور
    48 روز 10 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    18
    صلوات
    1995



    با نام و یاد دوست





    خشم ونفرت








    کارشناس بحث: استاد سینا


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    663
    حضور
    14 روز 13 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    809



    نقل قول نوشته اصلی توسط سینا نمایش پست ها
    خداوند در قرآن سوره حجر آیه 47 می فرماید:

    وَ نَزَعْنا ما في‏ صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى‏ سُرُرٍ مُتَقابِلينَ

    هر گونه غلِّ [ حسد و کینه و دشمنی ] را از سینه آنها برمی کنیم ( و روحشان را پاک می سازیم ) در حالی که همه برابرند ، و بر تختها رو به روی یکدیگر قرار دارند.

    علامه در تفسیر المیزان ذیل این آیه چنین می فرمایند:كلمه (غل ) به معناى كينه است و بعضى گفته اند به معناى كينه و حسد است كه آدمى را وادار مى كند به ديگران آزار برساند. و كلمه (سرر) جمع (سرير) است كه به معناى تخت (مبل ) است. و كلمه (نصب ) به معناى تعب و خستگى است كه از خارج به آدمى روى دهد.
    خداى تعالى در اين دو آيه حال متقين را در وارد شدنشان به بهشت بيان مى فرمايد. و اگر از ميان نعمتهاى بهشت با آن همه زيادى تنها اين چند چيز را شمرد بخاطر عنايتى بود كه به اقتضاى مقام داشت، چون مقام، مقام بيان اين جهت است كه اهل بهشت به گرفتارى و بدبختى گمراهان مبتلا نيستند، چون آنان سعادت و سيادتشان و كرامت و حرمتشان را از دست نداده اند، و چون زمينه كلام اين بود، مناسب بود امنيت اهل بهشت را نام ببرد، لذا فرمود:
    اهل بهشت از ناحيه نفسشان و درونشان در امنيت اند، چون خداوند كينه و حسد را از دلهايشان كنده، ديگر احدى از آنان قصد سويى نسبت به ديگرى ندارد، بلكه همه برادرانى هستند در برابر هم كه بر تختها تكيه زده اندو همچنين از ناحيه اسباب و عوامل بيرونى نيز در امنيت اند، ديگر دچار نصب ( خستگى ) نمى گردند. و نيز از ناحيه پروردگارشان هم ايمن هستند، و از بهشت هرگز اخراج نمى شوند، پس اهل بهشت از هر جهت در سعادت و كرامتند، و از هيچ جهتى دچار شقاوت و خوارى نمى شوند، نه از ناحيه درونشان و نه از بيرونشان و نه از خدايشان.
    باسلام
    دراین کامنت کینه وحسد راذکرفرمودید اماخشم چه ایاان هم به کلی ازدرونشان ازبین میرود
    یاحق

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    2,182
    حضور
    17 روز 13 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15131



    نقل قول نوشته اصلی توسط احمد نمایش پست ها
    باسلام
    ایامطلقاودرهرشرایطی خشم وکینه ونفرت ازجنودجهل است یانه?
    در حدیث شریف جنود عقل و جهل ، خشم به عنوان یکی از جنود جهل معرفی شده است اما لازم است توجه کنید که این ویژگی به طور مطلق بد نیست و افراط و تفریط در آن مورد مذمت قرار می گیرد نه خود آن ویژگی.در واقع گاهی خشم مذموم است و گاهی ممدوح.

    توجه کنید که قوه ی غضبیه در انسان یکی از نعمتهای الهی است که انسان به واسطه ی وجود این قوه می تواند به دنبال حفظ بقای شخصی و نوعی باشد چرا که خواه ناخواه نظام زندگی دنیا مملو از تزاحمات می باشدو برای رفع همین امور لازم است که انسان ازقوه ی غضبیه بهره ببرد.
    بنابراین قوه غضبيه اگر تحت تصرف عقل و شرع تربيت شود ، يكى از بزرگترين نعمتهاى الهى است و اگر اين قوه در انسان نبود ، از بسيارى از كمالات باز مى ماند.
    البته چنانچه این قوه به سمت افراط یا تفریط پیش رود برای انسان مشکل ساز است.خطر اين قوه از ساير قوا بيشتر است ؛ زيرا كه اين قوه با سرعت برق گاهى كارهاى بسيار بزرگ خانمان سوز می كند ، و در يك دقيقه انسان را از از تمام هستى و سعادت دنيا و آخرت ساقط می كند.

    خشم مذموم حالت نفسانی هست که چنانچه این حالت برای انسان ایجاد شود انسان توانایی فکر ندارد و در این حالت موعظه و نصیحت و صحبت نیز برای او لطفی ندارد.
    حكما گفته اند :
    مثل انسان در اين حال ، مثل غارى است كه در او آتش فراوان افروخته شود ، و به طورى كه از شعله و دود پر گردد ، و در آن هوا و دود و اشتعال محتقن و محتبس گردد ، و نفيرها و صداهاى سخت از آن بيرون آيد ، و شعله هاى آتش درهم پيچد ، و نائره آن روزافزون گردد. در اين حال ، علاج آن بسيار مشكل شود ، و خاموش ‍ نمودن آن ممكن نگردد ، زيرا كه هر چه در او افكنند از براى علاج شعله هاى فروزان و برافروخته ، آن را بخورد و بلع كند و جزو خود كند و بر ماده آن افزايش پيدا شود. از اين جهة انسان در حال نائره آتش غضب ، كور شود از رشد و هدايت ، و كر شود از موعظه و نصيحت ، بلكه موعظه در اين حال سبب ازدياد غضب او شود و مايه شعله نائره آن گردد. و از براى اين شخص راه چاره (اى) در اين حال نيست . (1)

    حتی اجراى حدود و تعزيرات و سياسات الهيه كه موجب حفظ نظام و زندگی دنیایی انسان ها می شود همه در سایه ی وجود خشم است. و چنانچه در این امر تفریط شود خیلی از رذائل اخلاقی همچون خوف و جبن و ضعف و تنبلى و خود پرورى و كم صبرى و راحت طلبى و خمودى و انظلام و رضايت به فواحش و رذائل و تن دادن به فضايح و بى غيرتى سراغ انسان می آید.

    خداى تعالى در وصف مؤمنين فرمايد : اشداد على الكفار رحماء بينهم . اين حال اعتدال است كه در موقع خود ، رحمت و شفقت و در موقع خود ، شدت و غضب نمايد.
    در روايات نیز غضب ننمودن در موقع خود ، مورد مذمت قرار گرفته است.
    محمد بن يعقوب به اسناد خود از حضرت باقر العلوم ـ عليه السلام ـ نقل نموده كه فرمود : خداوند و حى فرمود به شعيب نبى ـ عليه السلام ـ : همانا من عذاب كنم از قوم تو صد هزار نفر را كه چهل هزار نفر از اشرار آنها و شصت هزار نفر از خوبان آنها است . عرض كرد : خداوند! اشرار به جاى خود ، اخيار و خوبان براى چه ؟ وحى آمد : براى اينكه مداهنه كردند با اهل معصيت و سهل انگارى كردند و غضب ننمودند براى غضب من . (2)


    1 تهذيب الاخلاق ، ابن مسكويه ، ص 165، باب التهور و الجبن .
    2 فروغ كافى ، ج 5 ص 55 باب امر به معروف و نهى از منكر ح 1.


  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    2,182
    حضور
    17 روز 13 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15131



    نقل قول نوشته اصلی توسط احمد نمایش پست ها
    باسلام
    ایامطلقاودرهرشرایطی خشم وکینه ونفرت ازجنودجهل است یانه?
    وایادربهشت که سرچشمه نیکی هاست این سه صفت وجودداردیانه؟
    یاحق
    خداوند در قرآن سوره حجر آیه 47 می فرماید:

    وَ نَزَعْنا ما في‏ صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى‏ سُرُرٍ مُتَقابِلينَ

    هر گونه غلِّ [ حسد و کینه و دشمنی ] را از سینه آنها برمی کنیم ( و روحشان را پاک می سازیم ) در حالی که همه برابرند ، و بر تختها رو به روی یکدیگر قرار دارند.

    علامه در تفسیر المیزان ذیل این آیه چنین می فرمایند:كلمه (غل ) به معناى كينه است و بعضى گفته اند به معناى كينه و حسد است كه آدمى را وادار مى كند به ديگران آزار برساند. و كلمه (سرر) جمع (سرير) است كه به معناى تخت (مبل ) است. و كلمه (نصب ) به معناى تعب و خستگى است كه از خارج به آدمى روى دهد.
    خداى تعالى در اين دو آيه حال متقين را در وارد شدنشان به بهشت بيان مى فرمايد. و اگر از ميان نعمتهاى بهشت با آن همه زيادى تنها اين چند چيز را شمرد بخاطر عنايتى بود كه به اقتضاى مقام داشت، چون مقام، مقام بيان اين جهت است كه اهل بهشت به گرفتارى و بدبختى گمراهان مبتلا نيستند، چون آنان سعادت و سيادتشان و كرامت و حرمتشان را از دست نداده اند، و چون زمينه كلام اين بود، مناسب بود امنيت اهل بهشت را نام ببرد، لذا فرمود:
    اهل بهشت از ناحيه نفسشان و درونشان در امنيت اند، چون خداوند كينه و حسد را از دلهايشان كنده، ديگر احدى از آنان قصد سويى نسبت به ديگرى ندارد، بلكه همه برادرانى هستند در برابر هم كه بر تختها تكيه زده اندو همچنين از ناحيه اسباب و عوامل بيرونى نيز در امنيت اند، ديگر دچار نصب ( خستگى ) نمى گردند. و نيز از ناحيه پروردگارشان هم ايمن هستند، و از بهشت هرگز اخراج نمى شوند، پس اهل بهشت از هر جهت در سعادت و كرامتند، و از هيچ جهتى دچار شقاوت و خوارى نمى شوند، نه از ناحيه درونشان و نه از بيرونشان و نه از خدايشان.


  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    663
    حضور
    14 روز 13 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    809



    نقل قول نوشته اصلی توسط سینا نمایش پست ها
    خداوند در قرآن سوره حجر آیه 47 می فرماید:

    وَ نَزَعْنا ما في‏ صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى‏ سُرُرٍ مُتَقابِلينَ

    هر گونه غلِّ [ حسد و کینه و دشمنی ] را از سینه آنها برمی کنیم ( و روحشان را پاک می سازیم ) در حالی که همه برابرند ، و بر تختها رو به روی یکدیگر قرار دارند.

    علامه در تفسیر المیزان ذیل این آیه چنین می فرمایند:كلمه (غل ) به معناى كينه است و بعضى گفته اند به معناى كينه و حسد است كه آدمى را وادار مى كند به ديگران آزار برساند. و كلمه (سرر) جمع (سرير) است كه به معناى تخت (مبل ) است. و كلمه (نصب ) به معناى تعب و خستگى است كه از خارج به آدمى روى دهد.
    خداى تعالى در اين دو آيه حال متقين را در وارد شدنشان به بهشت بيان مى فرمايد. و اگر از ميان نعمتهاى بهشت با آن همه زيادى تنها اين چند چيز را شمرد بخاطر عنايتى بود كه به اقتضاى مقام داشت، چون مقام، مقام بيان اين جهت است كه اهل بهشت به گرفتارى و بدبختى گمراهان مبتلا نيستند، چون آنان سعادت و سيادتشان و كرامت و حرمتشان را از دست نداده اند، و چون زمينه كلام اين بود، مناسب بود امنيت اهل بهشت را نام ببرد، لذا فرمود:
    اهل بهشت از ناحيه نفسشان و درونشان در امنيت اند، چون خداوند كينه و حسد را از دلهايشان كنده، ديگر احدى از آنان قصد سويى نسبت به ديگرى ندارد، بلكه همه برادرانى هستند در برابر هم كه بر تختها تكيه زده اندو همچنين از ناحيه اسباب و عوامل بيرونى نيز در امنيت اند، ديگر دچار نصب ( خستگى ) نمى گردند. و نيز از ناحيه پروردگارشان هم ايمن هستند، و از بهشت هرگز اخراج نمى شوند، پس اهل بهشت از هر جهت در سعادت و كرامتند، و از هيچ جهتى دچار شقاوت و خوارى نمى شوند، نه از ناحيه درونشان و نه از بيرونشان و نه از خدايشان.
    باسلام
    زمانی بهرمندی وخوردن وتناول نعمت دربهشت زیباست که انسان احساس گرسنگی کندحال سوال حقیراین است دربهشت گرسنگی وجودداردیانه
    یاحق

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    عاشق مطالعه و کسب دانش
    نوشته
    443
    حضور
    6 روز 3 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1400



    خشمگین نشو و کینه نکن!! نه بخاطر اینکه طرفت ارزش بخشش داره نه !!! بخاطر اینکه خودت اروم باشی

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    2,182
    حضور
    17 روز 13 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15131



    نقل قول نوشته اصلی توسط احمد نمایش پست ها
    باسلام
    دراین کامنت کینه وحسد راذکرفرمودید اماخشم چه ایاان هم به کلی ازدرونشان ازبین میرود
    یاحق
    نکته ای که باید توجه شود این است که بهشتیان هنگام ورود به بهشت وجودشان از کینه و عداوت و دشمنی ها پاک می شود بنابراین آنچه که باعث ایجاد کینه و دشمنی می شود نیز از وجود بهشتیان رخت بر می بندد لذاخشم و حسادت و چشم و هم چشمی ها که از عوامل کینه می باشد برای بهشتیان وجود ندارد.
    عالم آخرت با دنیا متفاوت است . عالم آخرت عالم كشف حقايق و واقعيت هاست و محرمات و زشتى ها و گناهان در حقيقت هم چون غذايى نامناسب و متعفن براى انسان است كه روح و بدن سالم، هرگز به چنين غذايى اشتها ندارد; به همين جهت، بهشتيان كه داراى روح و بدنى سالمند، هرگز به چنان اعمالى تمايل پيدا نمى كنند .


  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    2,182
    حضور
    17 روز 13 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15131



    نقل قول نوشته اصلی توسط احمد نمایش پست ها
    باسلام
    زمانی بهرمندی وخوردن وتناول نعمت دربهشت زیباست که انسان احساس گرسنگی کندحال سوال حقیراین است دربهشت گرسنگی وجودداردیانه
    یاحق

    سلام و عرض ادب
    سوال شما مربوط به انجمن کلام می باشد لطفا در انجمن مربوطه پیگیری بفرمایید.

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    2,182
    حضور
    17 روز 13 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15131



    پست جمعبندی:

    سوال:

    ایامطلقاودرهرشرایطی خشم وکینه ونفرت ازجنودجهل است یانه?وایادربهشت که سرچشمه نیکی هاست این سه صفت وجودداردیانه؟

    پاسخ:

    در حدیث شریف جنود عقل و جهل ، خشم به عنوان یکی از جنود جهل معرفی شده است اما لازم است توجه کنید که این ویژگی به طور مطلق بد نیست و افراط و تفریط در آن مورد مذمت قرار می گیرد نه خود آن ویژگی.در واقع گاهی خشم مذموم است و گاهی ممدوح.
    توجه کنید که قوه ی غضبیه در انسان یکی از نعمتهای الهی است که انسان به واسطه ی وجود این قوه می تواند به دنبال حفظ بقای شخصی و نوعی باشد چرا که خواه ناخواه نظام زندگی دنیا مملو از تزاحمات می باشدو برای رفع همین امور لازم است که انسان ازقوه ی غضبیه بهره ببرد.
    بنابراین قوه غضبيه اگر تحت تصرف عقل و شرع تربيت شود ، يكى از بزرگترين نعمتهاى الهى است و اگر اين قوه در انسان نبود ، از بسيارى از كمالات باز مى ماند.
    البته چنانچه این قوه به سمت افراط یا تفریط پیش رود برای انسان مشکل ساز است.خطر اين قوه از ساير قوا بيشتر است ؛ زيرا كه اين قوه با سرعت برق گاهى كارهاى بسيار بزرگ خانمان سوز می كند ، و در يك دقيقه انسان را از از تمام هستى و سعادت دنيا و آخرت ساقط می كند
    خشم مذموم حالت نفسانی هست که چنانچه این حالت برای انسان ایجاد شود انسان توانایی فکر ندارد و در این حالت موعظه و نصیحت و صحبت نیز برای او لطفی ندارد.
    حكما گفته اند :
    مثل انسان در اين حال ، مثل غارى است كه در او آتش فراوان افروخته شود ، و به طورى كه از شعله و دود پر گردد ، و در آن هوا و دود و اشتعال محتقن و محتبس گردد ، و نفيرها و صداهاى سخت از آن بيرون آيد ، و شعله هاى آتش درهم پيچد ، و نائره آن روزافزون گردد. در اين حال ، علاج آن بسيار مشكل شود ، و خاموش ‍ نمودن آن ممكن نگردد ، زيرا كه هر چه در او افكنند از براى علاج شعله هاى فروزان و برافروخته ، آن را بخورد و بلع كند و جزو خود كند و بر ماده آن افزايش پيدا شود. از اين جهة انسان در حال نائره آتش غضب ، كور شود از رشد و هدايت ، و كر شود از موعظه و نصيحت ، بلكه موعظه در اين حال سبب ازدياد غضب او شود و مايه شعله نائره آن گردد. و از براى اين شخص راه چاره (اى) در اين حال نيست . (1)
    حتی اجراى حدود و تعزيرات و سياسات الهيه كه موجب حفظ نظام و زندگی دنیایی انسان ها می شود همه در سایه ی وجود خشم است. و چنانچه در این امر تفریط شود خیلی از رذائل اخلاقی همچون خوف و جبن و ضعف و تنبلى و خود پرورى و كم صبرى و راحت طلبى و خمودى و انظلام و رضايت به فواحش و رذائل و تن دادن به فضايح و بى غيرتى سراغ انسان می آید.
    خداى تعالى در وصف مؤمنين فرمايد : اشداد على الكفار رحماء بينهم . اين حال اعتدال است كه در موقع خود ، رحمت و شفقت و در موقع خود ، شدت و غضب نمايد.
    در روايات نیز غضب ننمودن در موقع خود ، مورد مذمت قرار گرفته است.
    محمد بن يعقوب به اسناد خود از حضرت باقر العلوم ـ عليه السلام ـ نقل نموده كه فرمود : خداوند و حى فرمود به شعيب نبى ـ عليه السلام ـ : همانا من عذاب كنم از قوم تو صد هزار نفر را كه چهل هزار نفر از اشرار آنها و شصت هزار نفر از خوبان آنها است . عرض كرد : خداوند! اشرار به جاى خود ، اخيار و خوبان براى چه ؟ وحى آمد : براى اينكه مداهنه كردند با اهل معصيت و سهل انگارى كردند و غضب ننمودند براى غضب من . (2)
    خداوند در قرآن سوره حجر آیه 47 می فرماید:

    وَ نَزَعْنا ما في‏ صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى‏ سُرُرٍ مُتَقابِلينَ

    هر گونه غلِّ [ حسد و کینه و دشمنی ] را از سینه آنها برمی کنیم ( و روحشان را پاک می سازیم ) در حالی که همه برابرند ، و بر تختها رو به روی یکدیگر قرار دارند.
    علامه در تفسیر المیزان ذیل این آیه چنین می فرمایند:كلمه (غل ) به معناى كينه است و بعضى گفته اند به معناى كينه و حسد است كه آدمى را وادار مى كند به ديگران آزار برساند. و كلمه (سرر) جمع (سرير) است كه به معناى تخت (مبل ) است. و كلمه (نصب ) به معناى تعب و خستگى است كه از خارج به آدمى روى دهد.
    خداى تعالى در اين دو آيه حال متقين را در وارد شدنشان به بهشت بيان مى فرمايد. و اگر از ميان نعمتهاى بهشت با آن همه زيادى تنها اين چند چيز را شمرد بخاطر عنايتى بود كه به اقتضاى مقام داشت، چون مقام، مقام بيان اين جهت است كه اهل بهشت به گرفتارى و بدبختى گمراهان مبتلا نيستند، چون آنان سعادت و سيادتشان و كرامت و حرمتشان را از دست نداده اند، و چون زمينه كلام اين بود، مناسب بود امنيت اهل بهشت را نام ببرد، لذا فرمود: اهل بهشت از ناحيه نفسشان و درونشان در امنيت اند، چون خداوند كينه و حسد را از دلهايشان كنده، ديگر احدى از آنان قصد سويى نسبت به ديگرى ندارد، بلكه همه برادرانى هستند در برابر هم كه بر تختها تكيه زده اندو همچنين از ناحيه اسباب و عوامل بيرونى نيز در امنيت اند، ديگر دچار نصب ( خستگى ) نمى گردند. و نيز از ناحيه پروردگارشان هم ايمن هستند، و از بهشت هرگز اخراج نمى شوند، پس اهل بهشت از هر جهت در سعادت و كرامتند، و از هيچ جهتى دچار شقاوت و خوارى نمى شوند، نه از ناحيه درونشان و نه از بيرونشان و نه از خدايشان.
    نکته ای که باید توجه شود این است که بهشتیان هنگام ورود به بهشت وجودشان از کینه و عداوت و دشمنی ها پاک می شود بنابراین آنچه که باعث ایجاد کینه و دشمنی می شود نیز از وجود بهشتیان رخت بر می بندد لذاخشم و حسادت و چشم و هم چشمی ها که از عوامل کینه می باشد برای بهشتیان وجود ندارد.
    عالم آخرت با دنیا متفاوت است . عالم آخرت عالم كشف حقايق و واقعيت هاست و محرمات و زشتى ها و گناهان در حقيقت هم چون غذايى نامناسب و متعفن براى انسان است كه روح و بدن سالم، هرگز به چنين غذايى اشتها ندارد; به همين جهت، بهشتيان كه داراى روح و بدنى سالمند، هرگز به چنان اعمالى تمايل پيدا نمى كنند .


    1 تهذيب الاخلاق ، ابن مسكويه ، ص 165، باب التهور و الجبن .
    2 فروغ كافى ، ج 5 ص 55 باب امر به معروف و نهى از منكر ح 1.

  21. صلوات ها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود