صفحه 1 از 20 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حداقل مادیات برای ازدواج چیه؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    2,802
    حضور
    132 روز 8 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10765

    حداقل مادیات برای ازدواج چیه؟




    سلام.
    پیرو چند تاپیکی که در روزهای اخیر ایجاد شده بود و در مورد امکاناتی که دخترها و خانواده هاشون انتظار دارن پسر برای ازدواج داشته باشه، خواستم از کارشناس محترم بپرسم که :
    حداقل میزان امکاناتی که یه پسر جوان باید داشته باشه که بتونه باهاش به خواستگاری و ازدواج اقدام کنه چی ها هست؟ خونه؟ کار؟ دارایی و پس انداز؟
    چقدر؟

  2. صلوات ها 13


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    684
    حضور
    48 روز 9 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    18
    صلوات
    1995



    با نام و یاد دوست





    حداقل مادیات برای ازدواج چیه؟








    کارشناس بحث: استاد حامی


  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    سلام و عرض ادب خدمت شما
    شكي نيست كه اسلام درباره ازدواج ما را تشويق به ازدواج آسان و مهريه سبك كرده است. از مؤمنان نيز خواسته تا با همياري هم سبب شوند اين توصيه ها محقق شود. الگوهاي ديني خود عملا اين دستورات دين را اجرا كردند. حضرت زهرا (سلام عليه عليها) با اين كه پدرشان حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم از خانواده مال دار بودند ازدواج شان آسان بود.
    در كتابمطلع عشق(گزيده‌اي از رهنمودهاي حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي به زوج‌هاي جوان)،انتشارات انقلاب اسلامي ، توصيه هايي را از زبان مقام معظم رهبري مي خوانيم. اين توصيه ها واقعا شنيدني است. چرا كه از زبان شخص اول مملكت است كه جايگاه اجتماعي، سياسي، مديريتي، ديني بالايي دارد با اين حال به اعتراف بزرگاني چون آيت اللهجوادي آملي و آيت الله مصباح يزدي و استاد قرائتي، دكتر حداد عادل و.... كه زندگي شخصي ايشان را از نزديك ديده اند زندگي شان بسيار ساده است و تجملات در زندگي ايشان راه ندارد. و فرزندان ايشان نيز همين سبك را براي زندگي برگزيده اند.

    روایت حداد عادل از ازدواج دخترش با مجتبی خامنه ای
    آقای حدادعادل تعریف می کردند؛ «سال 77، خانمی به خانه ما زنگ زده بود و گفته بود که می خواهیم برای خواستگاری خدمت برسیم. خانم ما گفته بود دختر ما در حال حاضر سال چهارم دبیرستان است و می خواهد ادامه تحصیل دهد. ایشان دوباره پرسیده بودند اگر امکان دارد ما بیاییم دخترخانم را ببینیم تا بعد. اما خانم ما قبول نکرده بودند.
    بعد خانم ما از ایشان پرسیده بودند اصلاً شما خودتان را معرفی کنید. و ایشان هم گفته بودند؛ من خانم مقام معظم رهبری هستم. خانم ما از هول و هراس دوباره سلام علیک کرده بود و گفته بود؛ «ما تا حالا به همه پاسخ رد داده ایم. اما شما صبر کنید با آقای دکتر صحبت کنم، بعد شما را خبر می کنم.» آن زمان خانم من مدیر دبیرستان هدایت بود .

    بعد از صحبت با من قرار بر این شد که آنها بیایند و دخترمان را در مدرسه ببینند که هم دخترمان متوجه نشود و هم اینکه اگر آنها نپسندیدند، لطمه یی به دختر ما نخورد. طبق هماهنگی قبلی، خانم آقا آمدند و در دفتر مدرسه او را دیدند و رفتند. چند روز گذشت و من برای کاری خدمت آقا رفتم. آقا فرمودند؛ «خانم استخاره کرده اند، جوابش خوب نبوده است .»
    یک سال از این قضیه گذشت. مجدداً خانواده آقا تماس گرفتند و گفتند ما می خواهیم برای خواستگاری بیاییم. خانم بنده پرسیده بودند چطور تصمیم تان عوض شده؟ آقا گفته بودند؛ «خانم ما به استخاره خیلی اعتقاد دارد و دفعه اول چون خوب نیامده بود، منصرف شدند.» و خانم آقا هم گفته بودند؛ «چون دخترتان دختر محجبه، فرهیخته و خوبی است، دوباره استخاره کردم که خوب آمد و اگر اجازه بدهید، بیاییم .»
    آن زمان دخترمان دیپلم گرفته بود و کنکور هم شرکت کرده بود. پس از مقدمات کار، یک روز پسر آقا و مادرش با یک قواره پارچه به عنوان هدیه برای عروس آمدند و صحبت کردیم و پس از رفتن آقا مجتبی، نظر دخترم را پرسیدم، ایشان موافق بودند .
    بعد از چند روز خدمت آقا رفتیم. آقا فرمودند؛ «آقای دکتر، داریم خویش و قوم می شویم.» گفتم؛ «چطور؟» گفتند؛ «خانواده آمدند و پسندیدند و در گفت وگو هم به نتیجه کامل رسیده اند، نظر شما چیست؟» گفتم؛ «آقا، اختیار ما دست شماست .»
    آقا فرمودند؛ «نه، شما، دکتر و استاد دانشگاهید و خانم تان هم همین طور. وضع زندگی شما مناسب است، اما زندگی من این طور نیست. اگر بخواهم تمام زندگی ام را بار کنم، غیر از کتاب هایم یک وانت بار می شود. اینجا هم دو اتاق اندرون و یک اتاق بیرونی است که آقایان و مسوولان در آنجا با من دیدار می کنند. من پول ندارم خانه بخرم. خانه یی اجاره کرده ایم که یک طبقه مصطفی و یک طبقه هم مجتبی زندگی می کنند. شما با دخترت صحبت کن که خیال نکند حالا که عروس رهبر می شود، چیزهایی در ذهنش باشد. ما این طور زندگی می کنیم. اما شما زندگی نسبتاً خوبی دارید. حالا اگر ایشان بخواهد وارد این زندگی شود، کمی مشکل است. مجتبی معمم هم نیست. می خواهد قم برود و درس بخواند و روحانی شود. همه اینها را به او بگو بداند .»
    من هم به دخترم گفتم و ایشان هم قبول کرد. آقا در زمان قبل از رئیس جمهوری شان، در جنوب تهران خانه یی داشتند که آن را اجاره داده اند و خرج زندگی شان را از آن درمی آورند؛ ایشان حقوق رهبری نمی گیرند و از وجوهات هم استفاده نمی کنند .
    هنگام صحبت در مورد مراسم عقد و مهریه و ... آقا فرمودند؛«در مورد مهریه، اختیار با دختر شماست. ولی من برای مردم خطبه عقد می خوانم، سنت من این بوده که بیشتر از 14 سکه عقد نخوانم و تا حالا هم نخوانده ام، اگر بخواهید، می توانید بیشتر از 14 سکه مهریه معین کنید، ولی شخص دیگری خطبه عقد را بخواند. از نظر من اشکالی ندارد. چون تا حالا بیش از 14 سکه برای مردم عقد نخوانده ام، برای عروسم هم نمی خوانم .»
    من گفتم؛ «آقا، این طور که نمی شود. من با مادرش صحبت می کنم، فکر نمی کنم مخالفتی داشته باشد.» در مورد مراسم عقد هم گفتند؛ «می توانید در تالار بگیرید، ولی من نمی توانم شرکت کنم.» گفتم؛« آقا هر طور شما صلاح بدانید.»
    فرمودند؛ «می خواهید این دو تا اتاق اندرونی و یک اتاق بیرونی را با هم حساب کنید. هر چند نفر جا می شوند، نصف می کنیم؛ نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما را دعوت می کنیم.» ما حساب کردیم و دیدیم بیشتر از 150 ، 200 نفر جا نمی شوند. ما حتی اقوام درجه اول مان را هم نمی توانستیم دعوت کنیم، اما قبول کردیم .
    آقا غیر از فامیل، آقای خاتمی، آقای هاشمی و آقای ناطق و روسای سه قوه و دکتر حبیبی را دعوت فرمودند. یک نوع غذا هم درست کردیم. قبل از اینها صحبت خرید بازار شد. پسر آقا گفت؛ «من نه انگشتر می خواهم و نه ساعت و نه چیز دیگری.» آقا گفتند؛ «خوب نیست.» من هم گفتم؛ «حداقل یک حلقه بگیرند.» اما آقا فرمودند؛ «من یک انگشتر عقیق دارم که یکی برای من هدیه آورده، اگر دخترتان قبول می کند، من آن را به ایشان هدیه می دهم و ایشان هم به عنوان حلقه، به مجتبی هدیه دهد.» قبول کردیم و انگشتر را گرفتیم و بعد به آقا مجتبی دادیم. کمی بزرگ بود. به یک انگشترسازی بردیم تا کوچکش کند و خرجش 600 تومان شد. خلاصه خرج حلقه داماد 600 تومان شد .
    به آقا گفتیم در همه این مسائل احتیاط کردیم، دیگر لباس عروس را به ما بسپارید و آقا هم فرمودند؛ «آن را طبق متعارف حساب کنید.» در همان ایام، ما خودمان برای پسرمان عروسی می گرفتیم و یک لباس عروس برای عروس مان سفارش داده بودیم بدوزند .
    خلاصه قبل از اینکه عروس مان استفاده کند، همان شب دخترمان استفاده کرد. بعد آقا گفتند؛ «من یک فرش ماشینی می دهم، شما هم یک فرش بدهید.» و به این ترتیب مراسم برگزار شد. برای عروسی هم دو پیکان از اقوام ما و دو پیکان هم از اقوام آقا آمده بودند. مراسم در خانه ما تا ساعت یک طول کشید. خانواده آقا آمده بودند که عروس را ببرند، البته آقا ظاهراً کاری داشتند و نیامده بودند. اما وقتی عروس را به خانه آوردیم، دیدیم آقا هنوز بیدار نشسته اند و منتظرند عروس را بیاورند .
    فرمودند؛ «من اخلاقاً وظیفه خود می دانم برای اولین بار که عروس مان قدم به خانه ما می گذارد، من هم بدرقه اش کنم و به اصطلاح خوشامد بگویم .»
    ما خیلی تعجب کرده بودیم و فکر نمی کردیم آقا تا آن ساعت شب بیدار باشند، حتی آقا آن شب هم غذا نخورده بودند. چون خانواده آقا سرشان شلوغ بود، به آقا غذا نداده بودند. آقا گفتند؛ «دکتر، امشب شام هم نداشتیم، من به یکی از پاسدارها گفتم شما چیزی خوردنی دارید؟ آنها گفتند که غیر از کمی نان چیز دیگری نداریم. گفتم؛ همان را بیاورید، می خوریم .»
    بعد هم که عروس وارد شد، آقا چند دقیقه یی برایشان در مورد تفاهم در زندگی و شرایط و اهمیت زندگی زناشویی صحبت کردند و تا پای در خانه، عروس را بدرقه کردند و خوشامد گفتند. رعایت آداب حتی تا چنین جایگاهی چقدر ارزش دارد. اینها از برکت انقلاب اسلامی و خون شهداست. ایشان دستور دادند حتی از ریزترین وسایل دفتر استفاده نشود، چون مال بیت المال است. حتی اگر مشکل وسیله نقلیه هم پیش آمد، اجازه ندارند از وسایل دفتر استفاده کنند .
    *خبرگزاري زنان ايران

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۳/۰۹/۲۶ در ساعت ۰۴:۵۹
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 20


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    حداقل ماديات
    چيزي كه من خودم شاهد هستم طلبه هايي هستند كه با 300-400 هزار تومان هم زندگي را شروع كرده اند. ايشان به دليل شرايط تحصيلي قادر به داشتن كار و شغل نيستند. ولي طبيعتا افراد ديگر كه زمينه كار برايشان هرچند نيمه وقت يا پاره وقت هست وضعيت بهتري خواهند داشت
    شايد نتوان به راحتي نسخه اي پيچيد كه براي همه كارايي داشته باشد.
    طبيعتا فردي كه با شناخت مسيري را انتخاب كرده است حاضر است با سختي هاي اين راه بسازد و سازگاري و تحمل خود را بالا ببرد. طبيعي است اغلب همسران طلاب نيز چون به اين مسير اعتقاد دارند توان سازگاري بالاتري نسبت به ديگران دارند.
    در كل در اين كه با چه حداقل مادياتي مي توان زندگي را شروع كرد عوامل مختلفي مؤثر است:
    1- نگرش عروس و داماد به ازدواج
    2- قدرت سازگاري آنها با شرايط(ويژگي شخصيتي)
    3- تجارب سختي گذشته
    4- دوستان و آشنايان و اطرافيان
    5- عمق باورهاي ديني و التزام افراد به زندگي ديني - اخلاقي.
    6- مشوقان و حاميان عاطفي و اقتصادي
    7- ثبات هيجاني خود عروس و داماد و دمدمي و دهان بين نبودن.
    8- همفكري و همراهي عروس و داماد با هم و خانواده ها و...
    9-شهر و منطقه اي كه زندگي مي كنند.
    10- رسومات و فرهنگ افراد.
    11- مقايسه گر بودن يا هدف گرا و متكي به خود بودن عروس و داماد
    12- روحيه قناعت و مقتصد بودن و اجتناب از چشم و هم چشمي، اسراف

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۳/۰۹/۲۶ در ساعت ۰۶:۰۰
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  9. صلوات ها 16


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    ولي در يك جمع بندي به نظرم مي توان با 700 -800 تومان يك زندگي را شروع كرد به شرطي كه توقعات عروس و داماد خيلي بالا نباشد. قدرت سازگاري داشته باشند.
    در يكي از برنامه هاي تلويزيوني با پزشكي مصاحبه كردند كه زندگي مشتركش را در منزل پدري خود شروع كرده بود يك اتاق مخصوص، ولي آشپزخانه و توالت حمام مشترك.
    طبيعتا چنين فردي مي تواند پس انداز كند و لازم نيست هزينه هنگفتي اجازه و رهن قرار دهد.
    حالا ممكن است كسي بگويد زندگي عروس و مادرشوهرها غالبا پر تنش است. ولي مي توان منزل اجاره كوچك در نظر گرفت آن هم در نقاط شهري كه ارزان تر است.
    آيا دقت كرده ايد اين طرف شهر و آن طرف شهر گاهي يك كيلو ميوه با همان مرغوبيت تفاوت زيادي دارد.
    به عنوان نمونه:
    از يك ميوه مثال مي زنم
    مي خواستم به عيادت يكي از فاميل بروم نزديك منزل ايشان قيمت ها ميوه ها بي داد مي كرد:
    يك طرف شهر يك كيلوگلابي را 7500 - 8000 مي فروختند و مردم خيلي راحت مي خريدند ولي طرف ديگر شهر همان گلابي را 4000 - 3500 مي فروختند و مردم دادشان بالا بود كه چه خبر است گرانفروشي بي داد مي كند.

    يا
    جايي كه خودم الان زندگي مي كنم با شهر كمي فاصله دارد. همان جا پزشكي جواني در مجتمع ما زندگي مي كند كه همكاران او اصلا آن مجتمع را قبول ندارند و كسر شأن خود مي دانند( بتي كه ما براي خود مي تارشيم). ولي ايشان اين مدت كه آنجا زندگي كرده است توانسته است پول پس انداز كند ماشينش را ال نود كند در حالي كه همكاران او در بهترين نقطه شهر منزل اجاره كرده اند و پول زيادي براي اجاره مي دهند.



    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  11. صلوات ها 12


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    آسان‌گیری

    مطلع عشق(گزيده‌اي از رهنمودهاي حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي به زوج‌هاي جوان)،

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  13. صلوات ها 10


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    2,802
    حضور
    132 روز 8 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10765



    سلام.
    از صبح تلاش میکردم وارد سایت بشم اما سایت برای من بالا نمیومد تا اینکه الان تونستم بیام. ممنونم از استاد حامی. چقدر داستان ازدواج پسر آیت الله خامنه ای جالب بود. .. وقتی خوندمش حسرت خوردم و منم دلم خواست!

  15. صلوات ها 11


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    2,802
    حضور
    132 روز 8 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10765



    خیلی جالبه برام که با این همه بحث و جدلی که در تاپیک " دختران و عدم ازدواج با پسر بی پول" صورت گرفت، این تاپیک که یه جورایی ادامه اونه بجز استاد حامی و خودم کس دیگری نظر نداده!

  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    194
    حضور
    7 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    863



    نقل قول نوشته اصلی توسط mehrant نمایش پست ها
    خیلی جالبه برام که با این همه بحث و جدلی که در تاپیک " دختران و عدم ازدواج با پسر بی پول" صورت گرفت، این تاپیک که یه جورایی ادامه اونه بجز استاد حامی و خودم کس دیگری نظر نداده!
    ﺑﻨﻆﺮ ﻣﻦ اﻳﻦ ﺑﺴﺘﮕﻲ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮﺗﺪﻩ ﺩﺧﺘﺮ ﺩاﺭﻩ و اﻳﻨﻜﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﺎﺩﻳﺎﺕ ﻭاﺳﺸﻮﻥ ﻣﻬﻢ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﺜﻼ ﺧﺎﻧﻮاﺩﻩ ﺧﻮﺩ ﻣﺎ ﺑﺎ اﻳﻨﻜﻪ اﻻﻥ ﻭﺿﻊ ﻣﺎﺩﻳﻤﻮﻥ ﺧﻮﺏ ﻫﺴﺖ ﺧﺪاﺭﻭﺷﻜﺮ ﻭﻟﻲ ﺯﻳﺎﺩ ﺭﻭ ﻭﺿﻊ ﻣﺎﻟﻲ ﺗﺎﻛﻴﺪ ﻧﻤﻴﻜﻨﻢ و اﻭﻝ اﻳﻤﺎﻥ و اﺧﻼﻕ ﻃﺮﻑ و ﺧﺎﻧﻮاﺩﺵ ﻭاﺳﻤﻮﻥ ﻣﻬﻤﻪ ﻣﺜﻼ اﺯ ﻧﻆﺮ ﻣﺎ اﻭﻧﺤﺪﻱ ﻣﻬﻤﻪ ﻣﺎﺩﻳﺎﺕ ﻛﻪ ﭘﺴﺮ ﺑﺘﻮﻧﻪ اﮔﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﻻاﻗﻞ ﻳﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﺭﻫﻦ و اﺟﺎﺭ ﻛﻨﻪ ﻳﺎ اﮔﻪ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﻛﻪ ﭼﻪ ﺑﻬﺘﺮ ﻳﺎ اﮔﻪ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﻛﻢ ﻛﻢ ﺩﺭﺣﺪ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﭘﻮﻟﺸﻮ ﺟﻤﻊ ﻛﻨﻪ و ﺑﺨﺮﻩ ﻧﻪ اﻳﻨﻜﻪ ﺑﮕﻴﻢ ﺣﺘﻤﺎ ﻫﻤﻮﻥ اﻭﻝ ﻛﻪ ﻣﻴﺎﺩ ﺧﻮاﺳﺘﮕﺎﺭﻱ ﺑﺎﻳﺪ ﻫﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﻫﻢ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻣﺜﻞ ﭼﻴﺰﻱ ﻛﻪ ﺧﻴﻠﻲ اﺯ ﺧﺎﻧﻮاﺩﻩ ﻫﺎ ﻣﻴﮕﻦ ﻣﻦ ﺑﺸﺨﺼﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩاﺭﻡ ﺯﻥ و ﺷﻮﻫﺮ ﺑﺎﻫﻢ ﺑﺘﻮﻧﻦ ﺑﺎ ﺷﺮاﻳﻄ ﻣﺎﻟﻲ ﻛﻨﺎﺭ ﺑﻴﺎﻥ و ﻛﻢ ﻛﻢ ﺑﺎﻫﻢ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻛﻨﻦ اﺯ اﻳﻦ ﻧﻆﺮ

  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    1,334
    حضور
    33 روز 6 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6239



    نقل قول نوشته اصلی توسط mehrant نمایش پست ها
    خیلی جالبه برام که با این همه بحث و جدلی که در تاپیک " دختران و عدم ازدواج با پسر بی پول" صورت گرفت، این تاپیک که یه جورایی ادامه اونه بجز استاد حامی و خودم کس دیگری نظر نداده!

    برادر mehrant

    دیگه با آقایونی که عقیدشون اینه که اجاره یه خونه معمولی هم.... جزئه موارد اضافی و چشم و همچشمی و تجملات.... حساب میشه دیگه واقعن چی میشه گفت؟؟؟؟؟






    من توی اون تاپیک هم گفتم

    یه سویئت 40 متری ... یچی در حد یه آشپزخونه و یه اتاق .... برای دو نفر کافیه + یه حقوق معمولی که کفاف اجاره خونه و خورد خوراکشونو بده ( خرجای اضافی رو اکثرا میشه چشم پوشی کرد تا حدی ولی این دو تا رو نمیشه به هر حال )


    قبل ازدواج و رفتن سر خونه زندگی هم هر کسی باید نگاه به جیب همسرش بکنه

    من خودم فامیلی دارم که متاسفانه اهل بزن و بکوب هستن توی عروسی ... که من به شخصه نمیپسندم ... شوهرم اگه پولدار باشه و بتونه هزینه کنه هم من عروسی و تالار باشکوه و اینا نمیخوام...من فقط یه عقد محضری + یه شام توی یه سفره خونه یا رستوران رو برای فقط بزرگای فامیل ترجیج میدم ... به نظرم خیلیم شیک و باکلاسه
    .
    یا رفیق من لا رفیق له



  21. صلوات ها 11


صفحه 1 از 20 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 6

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود