صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فمنيسم اسلامي!!!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    15
    حضور
    2 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    41

    اشاره فمنيسم اسلامي!!!




    سلام
    نهضت برابري طلبي زنان به صورت منسجم و نام و نشان دار سابقه اي بيش از 150 ساله دارد، اما از اواخر قرن نوزدهم بود كه انديشه هاي زن گرايانه غربي در قالب آثار مكتوب، توسط نويسندگان مسلمان آشنا به غرب، به كشورهاي اسلامي راه يافت. در ايران انديشه دفاع از حقوق زنان تقريباً همزمان با مشروطه و آشنايي فرهيختگان ايران با جهان غرب مطرح شد. در اين تاپیک نوسنده سعي مي كند به پرسش هايي نظير: آيا فمينيسم اسلامي پديده اي نوظهور و مختص به كشور ماست يا آن كه سابقه اي مديد دارد و در تمام كشورهاي اسلامي پي گيري مي شود؟ آن ها چه آرماني را پي مي گيرند و چه راهكارهايي پيشنهاد مي كنند؟ وجه افتراق و تشابه اين گروه با گروه هاي ديگر فمينيستي چيست و بالاخره فمينيزم اسلامي با چه چالش هايي روبه رو است؟ در سه بخش سابقه تاريخى، ديدگاه ها و چالش ها پاسخ دهد.

    پیش از شروع لازم است توضیحی راجع به این گروه ارائه نماییم که این فرقه معتقدند احکام اسلامی یا فقه که با مفاهیم و رفتارهای مردسالارانه زمان خود ترکیب شده‌است و این تعبیر مردسالارانه از احکام، شریعت‌های متفاوت معاصر را شکل داده‌است. همچنین، حدیث (گفته‌ها و اعمال نقل شده از پیامبر اسلام) نیز اغلب در خدمت توجیه ایده‌ها و اعمال مردسالارانه قرار گرفته‌است. گاهی منشاء یا قابل اعتماد بودن احادیث مورد اعتراض هستند و کم نیستند مواردی که این حدیث‌ها در خارج از بافت خود استفاده شده‌اند و يا به طور کلی منکر احادیث بوده و به طور دلخواه از روایات استفاده می شود بنابراین یکی از اولویت‌های فمینیسم اسلامی رفتن مستقیم به سوی قرآن به عنوان قلب و ستون دین اسلام، برای فهمیدن پیام برابری خواهانه جنسیتی اسلام است و در جایی که قرآن هم به مخالفت با عقاید آنها می پردازد روی به تاویل ظاهر و توجیه آیات می آورند که در موقع خود بررسی خواهد شد.

    لازم به ذکر است که فمنیست های اسلامی برخی از آنها به شدت از نام فمنیست گریزان بوده و با توجه به تطابق کامل با این نام حاضر به پذیرش این نام نمی شوند و خود را یک فمنیست نمی دانند در حالی که تمام عقاید آنها همان عقاید فمنیست اسلامی است و برخی از آنها هم ابایی از این ندارند که به نام فمنیسم خوانده شوند.

    نکته دیگر هم لازم است که گفته شود لفظ فمنیست در تضاد کامل با محکمات اسلام است و این اسم دروغی فمنیسم اسلامی شبیه کفر اسلامی یا سکولار اسلامی می باشد که این دو لفظ هیچ تشابهی با یکدیگر ندارند هیچ بلکه کاملا با هم در تضاد می باشند اما این گروه از فمنیست بر خلاف سایر گروه فمنیست حاضر نیستند به طور مستقیم دین را منکر شوند و دین را هم ظلمی به حقوق زن بدانند بلکه می خواهند با آموزه های تاویل یافته دینی به مقابله با آموزه های واقعی و اصیل دینی بپردازند و بعضا در بین افراد مذهبی که تعصبات جنسیتی دارند نفوذ داشته باشند.

    ادامه دارد ...

    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۹۳/۱۰/۳۰ در ساعت ۰۵:۴۸

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    15
    حضور
    2 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    41



    مقدمه
    جنبش هاي دفاع از حقوق زنان چه در جهان غرب و چه در كشورهاي اسلامى، در بدو تولد خود در اعتراض به برخي نابرابري هاي اجتماعي شكل گرفتند، اما با گذشت زمان به جرياني فرهنگي تبديل شدند كه براساس انگاره هاي مشخص اعتقادي به تحليل نابرابري زنان و آرمان هاي زنانه پرداخته و راهبردهاي خاصي را مطرح مي كردند. واژه فرانسوي «فمينيزم» امروزه به «دفاع از حقوق زنان بر اساس آرمان برابري طلبي» اطلاق مي شود. گرايش هاي مختلف فمينيستي هم در تحليل علل فروتري زنان و هم در راهبردها، اختلافات كم و بيش مهمي با يكديگر دارند. «فمينيزم اسلامي» اصطلاحي است كه در چند سال اخير به ادبيات دفاع از حقوق زنان راه يافته و در برخي كشورهاي اسلامي نگاه قشري از زنان را به خود معطوف داشته است. اغلب چنين گفته مي شود كه فمينيست هاي اسلامي گروهي از زنان مسلمان اند كه دفاع از حقوق زنان را با توجه به آموزه هاي اسلامي پي مي گيرند. چنين معنايي تا چه حد با واقعيت مقرون است؟
    اصولاً فمينيزم اسلامي چيست؟ آيا پديده اي نوظهور و مختص به كشور ماست يا آن كه سابقه اي مديد دارد و در تمام كشورهاي اسلامي پي گيري مي شود؟ آن ها چه آرماني را پي مي گيرند و چه راهكارهايي پيشنهاد مي كنند؟ وجه افتراق و تشابه اين گروه با گروه هاي ديگر فمينيستي چيست و بالاخره فمينيزم اسلامي با چه چالش هايي روبه رو است؟
    در اين نوشتار اشاره وار به پرسش هاي فوق در سه بخش سابقه تاريخى، ديدگاه ها و چالش ها پاسخ خواهيم داد.




    مقام معظم رهبری:
    ما در مسئله زن از غرب طلبکاریم؛ما مدعی غربیم.آنها هستند که دارند به زن ظلم می کنند،زن را تحقیقر می کنند،جایگاه زن را پایین می آورند.به اسم آزادی،به اسم اشتغال،به اسم مسئولیت دادن،آنها را مورد فشارهای روحی،روانی،عاطفی و اهانت شخصیتی و شأنی قرار می دهند؛آنها باید جواب بدهند.



  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    15
    حضور
    2 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    41



    سابقه تاريخي
    نهضت برابري طلبي زنان به صورت منسجم و نام و نشان دار سابقه اي بيش از 150 ساله دارد، اما از اواخر قرن نوزدهم بود كه انديشه هاي زن گرايانه غربي در قالب آثار مكتوب، توسط نويسندگان مسلمان آشنا به غرب، به كشورهاي اسلامي راه يافت. شايد كشور مصر از اولين كشورهاي اسلامي باشد كه انديشه هاي فمينيستي به آن راه يافته است. مهم ترين آثار زن پژوهي اين دوران تحرير المرأة و المرأة الجديدة بود كه در واپسين روزهاي قرن نوزدهم و طليعه قرن بيستم توسط قاسم امين نويسنده مصري منتشر گرديد. اين نويسنده به ويژه در كتاب دوم سعي كرده است كه بر اساس ديدگاه تجددگرايانه به تفسير و تأويل آموزه هاي ديني بپردازد. امروزه نيز فمينيست هاي زيادي در كشورهاي اسلامي بخش مهمي از تلاش خود را صرف مبارزه درون ديني براي حاكميت نگاه زن گرايانه مي كنند كه معروف ترين آن ها فاطمه مرنيسي (مراكش) رفعت حسن (پاكستان)، عزيزه الحبري (لبنان)، فاطمه احمد ابراهيم (سودان) و نوال السعداوي (مصر)اند. نيره توحيدي از فمينيست هاي خارج كشور معتقد است كه آنان از موضعي دين باورانه و يا به مثابه يك تصميم سياسي و تاكتيكي درصدد بازخواني و بازنگري در متون مقدس برآمده اند[1]در ايران انديشه دفاع از حقوق زنان تقريباً همزمان با مشروطه و آشنايي فرهيختگان ايران با جهان غرب مطرح شد. در ابتدا نويسندگان مقالات و اشعار، ضرورت تحصيلات و بهداشت زنان را به عنوان اولويت اول و حقوق زنان را دررتبه بعد مطرح مي كردند. در ضمن مقالات اين دوره مي توان به نوشته هايي از زنان مسلمان و برخي زنان متمايل به بهائيت [2]دست يافت كه با بينشي تجددگرايانه به تفسيري جديد از آيات قرآن به ويژه در بحث تعدد زوجات پرداخته اند.
    هرچند عمليات تفسير و تأويل متون ديني بر اساس ديدگاه هاي زن گرايانه سابقه اي در حدود يك قرن دارد اما پديده اي به نام فمينيزم اسلامي كه خود را داراي مباني تئوريك خاصي مي داند و بر اساس يك جهان بيني تعريف شده به تحليل دين و آموزه هاي آن مي پردازد، داراي سابقه اي در حدود دو دهه است.

    براي شناسايي فمينيست هاي اسلامي نيازمند دو تقسيم بندي هستيم. تقسيم بندي اول نمايانگر تركيب سياسي فمينيست هاي اسلامي و تقسيم بندي دوم نشان گر چارچوب انديشه اي آنان است:
    1. پس از انقلاب اسلامي گروهي از ايرانيان مخالف انقلاب، به كشورهاي ديگر مهاجرت كردند. برخي از اين مهاجران، از طرفداران سلطنت و برخي ديگر از مخالفان حكومت ديني بودند. در اوايل دهه شصت تعداد ديگري از گروه هاي چپ و ماركسيست هم به آنان پيوستند. در ابتدا مقابله سياسي با انقلاب، سهم عمده اي از فعاليت آنان را تشكيل مي داد اما رفته رفته به تبع تحليل گران جهان غرب، به اين بينش رسيدند كه مقابله با انقلاب در كوتاه مدت و از روش هاي سياسي ممكن نيست و بايد راهكارهاي فرهنگى، ميان مدت و درازمدت را برگزينند. محور دفاع از حقوق زنان از چند جهت حائز اهميت بود. از يك سو بسياري از زنان در خارج از كشور كه سابقه ناكامي در گروه هاي سياسي چپ را تجربه كرده بودند، حوزه مطالعات زنان را جذاب تر و مؤثرتر تشخيص مي دادند. از سوي ديگر، جهان غرب به اين نتيجه رسيده بود كه يكي از مهم ترين محورهاي مقابله با بنيادگرايي اسلامي متزلزل كردن نظام خانواده و طرح الگويي جديد از روابط زن و مرد است. خانواده مهم ترين پايگاه حفظ ارزش ها و محكم ترين سنگر در مقابل فرهنگ نظام سرمايه داري است. اصولاً نظام سرمايه داري نظامي است كه ارزش هاي ثابت را بر نمي تابد و به همين دليل خانواده سنتي را تحمل نمي كند. بنابراين در دو دهه اخير گروهي از زنان ايرانى، به ويژه كساني كه سابقه فعاليت هاي سياسي داشتند، به رشته مطالعات زنان روي آوردند. گروهي از آنان به اين نتيجه رسيدند كه در بافت مذهبي جامعه ايران تنها در پوشش دفاع از دين مي توان به طرح نظريات جديد پرداخت و به جاي حربه زنگ زده دين ستيزي بايد به قرائت هاي جديد از دين دل خوش داشت. بنابراين در ميان فمينيست هاي ايراني خارج از كشور دو گروه را مي توان يافت كه با وجود سابقه سياسي مشترك، به طرح ديدگاه هايي متفاوت از فمينيزم پرداخته اند. هايده مغيثى، روحي شفيعي و رفعت دانش در طيف فمينيست هاي غيرمذهبي جاي دارند و نيره توحيدى، هاله افشار و افسانه نجم آبادي [3]معتقد به امكان برقراري سازش ميان اسلام و فمينيزم اند.
    گروهي ديگر از فمينيست هاي اسلامي را نيروهاي داخل كشور تشكيل مي دهند. گرچه در ميان اين گروه مي توان افرادي را با سابقه حمايت از رژيم پهلوي يا مخالفت سياسي با نظام جديد ديد اما بيشتر طرفداران فمينيزم اسلامي در داخل كشور را زنان يا مرداني تشكيل مي دهند كه مخالفت با رژيم گذشته و حمايت از نظام جديد را تجربه كرده و در طيف زنان متدين و مذهبي جاي مي گيرند. برخي از آن ها هنوز هم جزء طرفداران و حتي مسئولان مياني نظام اند امّا حاكميت را به دليل توجه ناكافي به نوگرايى، ناكارآمد مي دانند.


    ویرایش توسط آنتی فمنیست : ۱۳۹۳/۰۹/۲۲ در ساعت ۱۸:۲۲


    مقام معظم رهبری:
    ما در مسئله زن از غرب طلبکاریم؛ما مدعی غربیم.آنها هستند که دارند به زن ظلم می کنند،زن را تحقیقر می کنند،جایگاه زن را پایین می آورند.به اسم آزادی،به اسم اشتغال،به اسم مسئولیت دادن،آنها را مورد فشارهای روحی،روانی،عاطفی و اهانت شخصیتی و شأنی قرار می دهند؛آنها باید جواب بدهند.



  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    15
    حضور
    2 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    41





    2. در دهه هاي اخير انديشمندان با يك پرسش مهم مواجه شدند و آن نسبت ميان دين و تجدد بود. در نگاه اول دين بيان گر ارزش هاي ثابت و سنت هايي است كه با تجدد و نو به نو شدن در تمامي عرصه ها، سازگاري چنداني ندارد. پس بايد ميان دين و تجدد، يك گزينه را برگزيد يا يكي را بر اساس ديگري تحليل و تفسير كرد. در پاسخ به پرسش نسبت ميان دين و تجدد، سه گروه از يكديگر متمايز شدند: گروه اول سنت گرايان بودند. سنت گرايان با انكار فرهنگ و تمدن جديد در تمامي عرصها تنها راه اصلاح را بازگشت به شكل گذشته حيات بشري مي دانند و هر جريان جديدي را نفي مي كنند. آنان بر اين باورند كه پيچيدگي تمدن بشري خود از خطاهاي بزرگ بشر است و تنها راه نجات انسان يعني بازگشت به جامعه ساده گذشته، از قدرت اختيار انسان ها خارج است و تنها يك ابرمرد مي تواند انسان را به گذشته خود باز گرداند.
    گروه دوم انديشمندان اسلام گرا بودند. ويژگي اسلام گرايان آن است كه اسلام را به عنوان منبع و معيار صحت تحليل خود پذيرفته و بر اين اساس به تحليل تمدن جديد پرداخته اند. در ميان اسلام گرايان دو طيف سنت انديش و روشن انديش از يكديگر متمايز مي شوند كه البته نبايد سنت انديشي اسلام گرايان را با سنت گرايي گروه نخست يكي دانست. اسلام گرايان سنتي اسلام را مبناي تحليل خود قرار داده اند و تمدن جديد را در تمام مظاهر آن نفي نكرده اند بلكه معتقدند با حفظ احكام ثابت شرع مي توان با تمدن جديد تعامل نمود؛ اما در نحوه تعامل خود با فرهنگ جديد تا حدودي از اسلام گرايان روشن بين متمايز شده اند. روشن بيني اسلامي معتقد است كه بر اساس مباني ديني مي توان با تحولات جديد رابطه برقرار نمود و دين ابزار لازم را ب پويايي را در اختيار دارد اما هيچ گاه پويايي ديني را به معناي مبنا و معيار قرار دادن تحولات جديد و تجدد نمي دانند. اشكالاتي كه روشن بينان در مكانيزم پيشنهادي سنت گرايان براي تعامل ميان دين و پديده هاي نوين ارائه كرده اند، سبب تمايز اين دو طيف از يكديگر شده است. آنان كوشيده اند تا به معادله اي دست يابند كه بر اساس آن بتوان به يك مدل برنامه ريزي ديني دست يافت. به عبارت ديگر، برخلاف گروه اول كه به طور موردي و جزئي ميان پديده هاي جديد و احكام شرعي موازنه ايجاد مي كنند و بيان احكام را وظيفه شرع و موضوع شناسي را حوزه اي عرفي و يا كارشناسي اما غيرجهت دار مي دانند، مي كوشند تا به معادله الگوي مديريت ديني و تأسيس نظام و تمدني بر اساس اسلام دست يابند. به عبارت سوم، با نگاه نظام وار به دين در پي دست يابي به يك الگوي هدايت اجتماعي دين محورند كه اجزاي تمدن جديد را در خود تحليل كند؛ [4]گروه سوم را نوگرايان تشكيل مي دهند. نوگرايي مي كوشد تا با مبنا و معيار قرار دادن فرهنگ جديد غرب، دين را مورد تحليل قرار دهد. نوگرايان نيز خود به دو طيف مهم تقسيم شده اند. طيف اول نوگرايان سكولارند كه دين را منحصر به حوزه حيات فردي بشر مي دانند و معتقدند كه نهاد دين از نهاد اجتماع جداست و اديان تنها براي اصلاح آخرت مردم آمده اند و انسان ها خود به مصالح اجتماعي خود دست مي يابند. بر اساس اين تفسير، احكام اجتماعي اسلام نمايان گر اجتماعي بودن دين نيست بلكه پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم به دليل آن كه علاوه بر منصب نبوت از منصب حكومت اجتماعي هم برخوردار بود به صدور احكام اجتماعي پرداخته است. پس احكام اجتماعي در زمان پيامبر از زمره قوانين بشر ساخته است.
    طيف دوم از نوگرايان را نوگرايان ديني مي ناميم. آنان به جدايي حوزه دين و اجتماع تصريح نمي كنند اما معتقدند كه دين قرائت پذير است و قرائتي از دين ارائه مي دهند كه با فرهنگ و تمدن جديد همگرايي داشته باشد. آنان مفاهيمي چون عدالت و تساوي را از اهداف كلي دين مي دانند كه احكام شرعي براي دستيابي به آن وضع شده اند اما در همين موارد هم تفسيري از اين مفاهيم ارائه مي دهند كه برگرفته از فرهنگ جديد غرب است. مجله هاي زنان و فرزانه بيشتر ديدگاه هاي اين طيف را مطرح كرده اند.



    مقام معظم رهبری:
    ما در مسئله زن از غرب طلبکاریم؛ما مدعی غربیم.آنها هستند که دارند به زن ظلم می کنند،زن را تحقیقر می کنند،جایگاه زن را پایین می آورند.به اسم آزادی،به اسم اشتغال،به اسم مسئولیت دادن،آنها را مورد فشارهای روحی،روانی،عاطفی و اهانت شخصیتی و شأنی قرار می دهند؛آنها باید جواب بدهند.



  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    15
    حضور
    2 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    41



    آنان (طیف دوم از نورایان دینی) در برخورد با احكام اسلامي معتقدند كه احكام اسلامي عنوان شده در كتاب و سنت در شرايطي جعل شده است كه تأمين كننده اهداف ذكرشده يعني عدالت و تساوي باشد و يا دست كم جامعه را به سمت تساوي و عدالت هدايت نمايد. پس در جامعه كنوني كه عرف عقلا برخي از اين احكام را در راستاي تحقق عدالت و تساوي نمي دانند، اين احكام، ديني و قابل التزام نيست و بايد تفسيري نو از احكام ارائه كرد. در اين ديدگاه دين نيامده است تا در امور اجتماعي بشر، نظام ارائه كند بلكه گاه تابلوهاي راهنما نصب كرده است و همين تابلوهاي راهنما بر اساس عقل جمعي در هر زمان قابل تفسير است.
    فمينيزم اسلامي از ميان اين دو طيف سر بر آورد. گروهي از فمينيست هاي اسلامي كه جمعي از ايرانيان خارج كشور و گروهي از زنان داخلي را تشكيل مي دهند معتقد به جدايي حوزه دين از سياست اند و گروهي ديگر كه بعضاً داراي سابقه انقلابي و در زندگي فردي خود متدين اند، بر اساس گرايش هاي نوانديشانه ديني به دفاع از زنان پرداخته اند. برخي تحليل گران به گروه سومي هم اشاره كرده اند. اين گروه را طيفي از زنان متدين و انقلابى، روشنفكر، دانشگاهيان و حتي عناصري از حوزه هاي علميه تشكيل مي دهند كه بيشتر آن ها در حوزه عمل و اجرا با مسائل زنان آشنا شده اند و كمتر از پايگاه تئوريك به تحليل پرداخته اند. بسياري از آنان خود را فمينيست نمي دانند و از اين كه در شمار فمينيست ها قرار گيرند، واهمه دارند. آنان دلسوزانه معتقدند كه بايد براي تضمين و ادامه نقش رهبري اسلام آن را با پيشرفت هاي زمانه هماهنگ ساخت. در مورد آنان تنها از تحليل هاي موردي شان پيرامون مسائلي از جمله سن ازدواج، اشتغال، سرپرستى، حضانت، حضور اجتماعي و موارد ديگر مي توان قضاوت كرد. آنان گرچه در موضع نظر بر تفاوت هاي زن و مرد پاي مي فشارند اما نگاه آنان به تك تك مسائل نشان از گرايش به نظريه تشابه زن و مرد دارد؛ به عنوان مثال، زنان متدين اين طيف كه خود را مقيد به چارچوب شرع و تكليف گرا مي دانند، در بسياري از مسائل به دنبال حكم فقهي فقيهي مي روند كه با ديدگاه تشابه سازگارتر باشد. در آموزش كودكان و نوجوانان به دنبال اصلاح نگرش هاي جنسيتي بر اساس استانداردهاي شناخته شده بين المللي بر اساس نگاه تشابه محورند و اصلاحات حقوقي را بيشتر با همين نگاه پي مي گيرند و كنوانسيون محو كليه اشكال تبعيض عليه زنان را كه از مهم ترين دستاوردهاي فمينيستي قرن بيستم به شمار مي رود، در كليت خود سندي مترقيانه مي دانند كه تنها در موارد جزئي نيازمند اصلاح است.
    اين گروه گرچه اعتقاد راسخي به اسلام اجتماعي به معناي حضور دين در صحنه هدايت اجتماعي بشر دارند اما اين اعتقاد، از مرحله ذهنيت، به يك برنامه راهبردي تبديل نشده است و به همين دليل در حوزه انديشه و عمل به يك تعارض مبتلا هستند.
    از آن جا كه اين گروه پشتوانه هاي تئوريك خود را بيان نكرده و از پايگاه نظري مشخصي به تحليل مسائل زنان نپرداخته اند، آنان را در زمره فمينيست هاي اسلامي مورد بحث قرار نمي دهيم.




    مقام معظم رهبری:
    ما در مسئله زن از غرب طلبکاریم؛ما مدعی غربیم.آنها هستند که دارند به زن ظلم می کنند،زن را تحقیقر می کنند،جایگاه زن را پایین می آورند.به اسم آزادی،به اسم اشتغال،به اسم مسئولیت دادن،آنها را مورد فشارهای روحی،روانی،عاطفی و اهانت شخصیتی و شأنی قرار می دهند؛آنها باید جواب بدهند.



  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    15
    حضور
    2 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    41



    ديدگاه ها
    فمينيزم اسلامي به عنوان يك گرايش خاص، در معرفي خود بايد برداشت خود از فمينيزم و دين را به منظور معرفي بهتر پايگاه انديشه اى، و وجه تشابه و افتراق خود را با فمينيزم غربي براي معرفي خود به عنوان يك گرايش متمايز مطرح و راهبردهاي خود را ارائه نمايد:
    1. برداشت از فمينيزم
    فمينيست هاي اسلامى بر اين نكته اصرار مي ورزند كه فمينيزم يك نهضت اجتماعي برابري طلبانه براي زنان است نه يك جريان ايدئولوژيك. به عبارت روشن تر، فمينيزم به دليل آن كه در ذات خود داراي گرايش هاي ايدئولوژيك نيست مي توان از مزاياي آن بهره مند شد؛ مي توان با حفظ هويت اسلامي فمينيست بود و از حقوق و آزادي هاي زنان و كسب موقعيت هاي برابري آنان دفاع كرد. بانيان اوليه اين نهضت هم نگاهي سياسي - اجتماعي به آن داشتند نه نگاهي ايدئولوژيك. از سوي ديگر - وجود گرايش هاي مختلف در نهضت فمينيزم نشان از امكان سازگاري انديشه هاي فمينيستي با گرايش هاي مختلف حتي گرايش هاي متضادي چون ليبراليسم و ماركسيسم دارد. «وجود و ظهور مكاتب مختلف فمنيستي نشان گر اين است كه فمينيزم اساساً نه يك ايدئولوژي و مكتب كه يك شخصيت تاريخي و اجتماعي است[1]برخي انديشمندان از جمله ريك ويلفورد هم به اين نكته تصريح كرده اند كه بهتر است به جاي واژه «فمينيزم» از واژه «فمينيزم ها» استفاده كرد، چون گرايش هاي فمينيستي به قدري مختلف اند كه نمي توان آن ها را در يك مفهوم واحد جمع كرد[2]
    به نظر نمي رسد ادعاي غير ايدئولوژيك بودن «فمينيزم» قابل دفاع باشد. چون بحث طرفداري از حقوق زنان در دو مرحله مهم پي گيري مي شود. مرحله اول، تبيين جايگاه و حقوق زنان و پاسخ به اين پرسش است كه نقش و جايگاه زن چيست و مرزبندي هاي زنانه و مردانه كدام است؟ و مرحله دوم بحث از اين است كه براي استيفاي حقوق شناخته شده زنان چه بايد كرد؟ طرفداران حقوق زنان بيشتر در مرحله اول به بحث پرداخته اند پس جاي طرح اين پرسش است كه بحث اصلي فمينيست ها كه بحث از محدوده حقوق زنان است، با چه پيش فرض هايي دنبال مي شود؟ آيا مي توان بدون هيچ اصل موضوعه اي به اثبات حقوق زنان پرداخت؟ اين اصول موضوعه چيست و آيا ممكن است مبتني بر يك جهان بيني مادي يا الهي باشد؟ سخن از اين مهم را كه اصول موضوعه ما در تحليل مسائل زنان و علل فروتري آنان مبتني بر يك جهان بيني خاص، الهي و يا مادى، شكل مي گيرد، بايد در مقالات مبسوطتري پي گرفت.
    نكته ديگر اين كه فمينيزم به عنوان يك جريان اجتماعي در غرب در بستر خاص خود شكل گرفت. اين جريان تنها در جامعه اي مي توانست شكل بگيرد كه مفاد حقوق بشر فرانسه و آرمان تساوي به مفهوم غربي آن را پذيرفته باشد. از اين رو پس از انقلاب كبير فرانسه و رواج انديشه فلسفي خاصي كه تمام ابناي بشر را در قوانين و برخوردها برابرمي دانست اين سؤال مطرح شد كه مگر زن ها انسان نيستند؟ پس چرا داراي حقوقي متفاوت از مردان باشند؟
    و نكته سوم آن كه برخلاف نظريه پردازاني كه معتقدند بايد به جاي «فمينيزم» از واژه «فمينيزم ها» استفاده كنيم، نگاهي دوباره به تمام گرايش هاي فمينيستي مي تواند ما را به نقاط مشتركي رهنمون سازد. تمامي گروه هاي فمينيستي معتقد به آرمان برابري اند. نيره توحيدي كه خود بر غيرايدئولوژيك بودن فمينيزم اصرار مي ورزد، معتقد است كه مي توان اصول و حداقل هايي را يافت كه مورد توافق همه بوده و هست. بنابراين فمينيزم را اين گونه تعريف مي كند: «اعتقاد به برابري حقوق، فرصت ها، امكانات و منزلت اجتماعي زن و مرد و تلاش درجهت از بين بردن سلطه جويي جنسي (مردسالاري) و پايان بخشيدن به ستم، تبعيض و خشونت عليه زنان». [3]از سوي ديگر، همه فمينيست ها انديشه هاي بشري را داور نهايي در حل مسائل زنان مي دانند. حتي فمينيست هاي اسلامى چاره اي جز اين ندارند كه در حوزه امور اجتماعي از دايره تعبد و التزام به شريعت خارج شوند؛ گرچه در همين حركت خود دستاويزي ديني از جمله تحول در شريعت را بهانه كنند. اتفاقاً آرمان برابري و انديشه مبتني بر جدايي حوزه اجتماعي از دين (سكولاريسم) ديدگاهي كاملاً ايدئولوژيك و مبتني بر فلسفه حاكم بر فرهنگ غرب است و كساني كه معتقدند هيچ تفسيري از فمينيزم را نمي توان يافت كه در چارچوب ديدگاه هاي ديني قابل تحليل باشد، به اين مهم اشاره مي كنند.
    فمينيست هاي اسلامى، فمينيزم غربي را از پايگاه انتقادي مورد مطالعه قرار مي دهند. انتقاد عمده فمينيست هاي مسلمان را مي توان در تأكيد بر خانواده، انتقاد از فردگرايي افراطي فمينيست هاي غربي و لزوم توجه به شرايط فرهنگي و منطقه اي زنان هر كشور و در نتيجه عدم امكان ارائه راهبردهاي واحد براي تمامي زنان، پي گيري كرد. در مورد اخير فمينيست هاي مسلمان تا حدودي متأثر از ديدگاه هاي پست مدرنيستي اند. بنابراين فمينيست هاي مسلمان بيش از آن كه به تحولي در مفهوم فمينيزم دست زده باشند به تحولاتي اساسي در روش ها و برخي راهبردها چشم دوخته اند. به گفته برخي از فمينيست هاي مسلمان، بايد با استفاده از تجربيات گذشته سعي در تلفيق و تطبيق خلاق و نقادانه تئوري ها و ايده ها بر واقعيات جامعه داشته باشيم. [4]

    ادامه دارد ...



    مقام معظم رهبری:
    ما در مسئله زن از غرب طلبکاریم؛ما مدعی غربیم.آنها هستند که دارند به زن ظلم می کنند،زن را تحقیقر می کنند،جایگاه زن را پایین می آورند.به اسم آزادی،به اسم اشتغال،به اسم مسئولیت دادن،آنها را مورد فشارهای روحی،روانی،عاطفی و اهانت شخصیتی و شأنی قرار می دهند؛آنها باید جواب بدهند.



  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    684
    حضور
    48 روز 9 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    18
    صلوات
    1995



    با نام و یاد دوست



    فمنيسم اسلامي!!!









    کارشناس بحث: استاد صادق


  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    15
    حضور
    2 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    41



    . برداشت از دين
    برخي فمينيزم اسلامي را به «روش ها و رفتارهايي در زمينه مساوات و عدالت جنسي در قالب ارزش هاي اسلامي» تفسير كرده اند؛ [1]يعني فمينيزم اسلامي مي كوشد تا در چارچوب آموزه هاي ديني به دفاع از حقوق زنان و ارزش هاي موردنظر دست يابد. بسياري از فمينيست هاي اسلامي نيز در مقام اظهارنظر خود را متدين و مقيد به شرع مي دانند و در عمل هم سعي بر اجراي احكام ديني دارند. با وجود اين مي توان در صحت اين تفسير از فمينيزم اسلامي ترديد كرد و آن را تفسيري نارسا دانست. نگاه فمينيست هاي اسلامي به دين و تفسيري كه از جايگاه دين ارائه مي دهند مي تواند در اين زمينه ما را ياري كند. در ميان آنان، فمينيست هاي مسلمان خارج از كشور به شكل صريح تري به بيان ديدگاه هاي خود پرداخته اند. نيره توحيدى، از صاحب نظران اين گروه، معتقد است كه بايد ميان دين سالاري و دين داري [2]تفكيك نمود. دين پديده اي قابل احترام است و مي تواند در ترسيم رابطه خالق و مخلوق نقش آفرين باشد؛ اما اعتقاد به دين ضرورتاً به معناي حاكميت دين در شئون اجتماعي بشر نيست. سكولاريسم، يعني جدايي حوزه دخالت دين از حوزه امور اجتماعي بشر، جانشين مناسبي براي دين مداري است پس بايد از دخالت دادن گرايش هاي مذهبي در حوزه مسائل سياسي پرهيز كرد.
    اين برداشت از دين تنها برداشتي است كه فمينيزم اسلامي مي تواند با اتكا به آن به معرفي واقعي خود بپردازد. فمينيست هاي گروه دوم (نوگرايان ديني) هم كه به جدايي حوزه دين و سياست تصريح نكرده اند، به قرائتي نوانديشانه از دين مي انديشند كه هم سويي دين با فرهنگ جديد را تا حدود زيادي تضمين نمايد و آن قرائتي از دين است كه امور اجتماعي را جايگاه جولان عقلا و امري عرفي بداند. [3]



    مقام معظم رهبری:
    ما در مسئله زن از غرب طلبکاریم؛ما مدعی غربیم.آنها هستند که دارند به زن ظلم می کنند،زن را تحقیقر می کنند،جایگاه زن را پایین می آورند.به اسم آزادی،به اسم اشتغال،به اسم مسئولیت دادن،آنها را مورد فشارهای روحی،روانی،عاطفی و اهانت شخصیتی و شأنی قرار می دهند؛آنها باید جواب بدهند.



  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    15
    حضور
    2 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    41



    از اين جا مي توان نتيجه گرفت كه پسوند «اسلامي» پس از نام «فمينيزم» قيدي چندان محدود كننده در محتوا نيست؛ يعني اسلامي بودن فمينيزم به معناي آن نيست كه اين نحله فمينيستي همه آرمان ها و راهكارهاي خود را از اسلام گرفته است، بلكه اين قيد نشان گر پي گيري اهداف فمينيستي در يك قالب و شكل خاص است. به عبارت ديگر، مي توان فمينيزم اسلامي را به شاخه اي از فمينيزم تفسير كرد كه آرمان هاي فمينيستي و راهكارهاي موردنظر خود را با ادبياتي كم و بيش ديني پي مي گيرد نه آن كه دين را پالايشگاه انديشه بشري بداند. فمينيست هاي اسلامي به ويژه گروه دوم كه به سكولاريسم تصريح نمي كنند، تحول در احكام شريعت را لازمه پويايي و پيشرفت مي دانند و معتقدند كه بايد نگاه خود را از احكام شرعي به اهداف ديني معطوف بداريم و بر آن اساس به تفسير مجدد آموزه ها و احكام ديني پرداخته و به تغييراتي وسيع در احكام تن دهيم. از سخنان و نوشته هاي صاحب نظراني كه در تبيين و ترويج ديدگاه فمينيزم اسلامي سخن گفته اند، چنين به دست مي آيد كه مي توان به مفاهيم ثابتي كه دين براي برقراري آن آمده است دست يافت. اين مفاهيم عبارت اند از: عدالت، تساوى، آزادي و خانواده. اما در هر يك از اين مفاهيم توضيحاتي را لازم مي دانند:


    مقام معظم رهبری:
    ما در مسئله زن از غرب طلبکاریم؛ما مدعی غربیم.آنها هستند که دارند به زن ظلم می کنند،زن را تحقیقر می کنند،جایگاه زن را پایین می آورند.به اسم آزادی،به اسم اشتغال،به اسم مسئولیت دادن،آنها را مورد فشارهای روحی،روانی،عاطفی و اهانت شخصیتی و شأنی قرار می دهند؛آنها باید جواب بدهند.



  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    15
    حضور
    2 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    41



    2 _ 1. عدالت
    عدالت موردنظر آنان عدالت عرفي است نه عقلى. توضيح آن كه در اعتقادات شيعه عدالت يك اصل محوري است كه بر تمام دايره تكوين و تشريع حاكم است. خداوند عادل است و در خلقت و قانون گذاري ظالمانه عمل نكرده و ظلم را از بندگان نيز نمي پذيرد. مفهوم عدالت در اين ديدگاه عدالت عقلي است؛ يعني معنايي از عدالت كه در بستر زمان و مكان تغييرپذير نيست و تمام عقلاي عالم در تمام زمان ها و فرهنگ ها بر آن اتفاق نظر دارند. عدالت به اين معنا از مستقلات عقليه است؛ يعني عقل بدون كمك گرفتن از شرع به حسن آن حكم مي نمايد و شرع هم قطعاً آن را لازم مي داند. در مقابل، به مفهومي از عدالت بر مي خوريم كه عدالت عرفي نام دارد؛ تعبيري از عدالت كه جامعه علمي هر زمان [4]بر آن صحه بگذارد گرچه در زمان هاي ديگر مورد تأييد نبوده باشد. بنابراين عدالت عرفي مفهومي تغييرپذير است. از اين جا معلوم مي شود كه عدالت از نگاه روشنفكران و فمينيست هاي اسلامي گرچه از اهداف موردنظر دين است اما اين مفهوم در ذات خود پذيراي تغيير است و با اين تعبير از عدالت مي توان بسياري از احكام زنان را كه در ذهنيت كنوني جامعه ما عادلانه تلقي نمي شود، ملغا اعلام كرد. در اين جا جاي طرح اين پرسش است كه در جوامع جديد مكانيسم شكل گيري ذهنيت نخبگان يك جامعه چيست؟ اگر شكل گيري ارتكاز اجتماعي امري طبيعي است كه بدون هيچ گونه برنامه ريزي و سازماندهي خاصي صورت مي پذيرد، مي توان به چنين بنائات عقلايي ارج گذارد. در سده اخير، تشكيل آكادمي هاي علوم، دانشگاه ها و مراكز پژوهشي حكايت از واقعيتي ديگر دارد. مفهوم سازي و توليد اطلاعات جديد غالباً در مراكز غربي انجام مي شود و جريان يك طرفه اطلاعات چه در دانشگاه ها و مراكز علمي و چه در سطح لايه هاي اجتماعي ديگر، به انتقال اين محصولات به كشورهاي ديگر و شكل گيري مفاهيم، اصول موضوعه و ارزش هاي مشتركي در تمامي كره خاكي مي انجامد.
    سيري در كتب علوم انساني موجود چه كتاب هاي درسي دانشگاهي و چه كتاب هاي مرجع و هم چنين نگاهي به مقالات علمي و نشريات تخصصي نشان از اين واقعيت دارد كه ارزش هاي توليدشده بر اساس مباني فرهنگ غرب در طي مراحلي به نظريه هاي مختلف در علوم انساني تبديل و به اشكال مختلف در تمام جهان منتشر شده اند. در چنين فضايي بسياري از انديشمندان كه متأثر از جريان يك طرفه فرهنگ سازي اند، اصولاً احتمال ترديد و تشكيك در اين اصل را به ذهن خود راه نمي دهند، به گونه اي كه مباحثي چون حقوق بشر (به تفسير رايج آن)، برابرى، آزادي و... از ضروريات عقلي هم بديهي تر به حساب مي آيند؛ حال آن كه در يك تحليل دقيق مي توان مباني فلسفي فرهنگ غرب را در وادي اين مفاهيم يافت. در چنين شرايطي چگونه مي توان برداشت نخبگان از عدالت را مبناي تحليل مفاهيم و آموزه هاي ديني قرار داد؟ آيا چنين تفسيري از عدالت به معناي آن نيست كه آموزه هاي ديني را تابع ديدگاه هاي فلسفه مادي غرب قرار داده و تفسيري از دين را كه متناسب با اومانيسم، سكولاريسم، فردگرايي و نسبيت گرايي است، پذيرفته ايم؟
    از سوي ديگر، طرح كنندگان عدالت عرفي به اين سؤال مهم پاسخ مفيدي نداده اند كه دليل اعتبار عدالت عرفي چيست و چگونه مي توان آن را به دين نسبت داد؟ سخنان مطرح شده از طرف آنان بيشتر تصوير صورت مسئله است تا بيان دليل انتساب آن به دين.



    مقام معظم رهبری:
    ما در مسئله زن از غرب طلبکاریم؛ما مدعی غربیم.آنها هستند که دارند به زن ظلم می کنند،زن را تحقیقر می کنند،جایگاه زن را پایین می آورند.به اسم آزادی،به اسم اشتغال،به اسم مسئولیت دادن،آنها را مورد فشارهای روحی،روانی،عاطفی و اهانت شخصیتی و شأنی قرار می دهند؛آنها باید جواب بدهند.



  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 6

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود