صفحه 1 از 18 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا خدا اینقدر ترسناک است؟!!!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,113
    حضور
    136 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19165

    اشاره چرا خدا اینقدر ترسناک است؟!!!





    بنام خدا

    سلام و عرض ادب
    میدانم که بهترین حالت برای انسان ، حالتی بین خوف و رجا ست (بین ترس و امید)
    میدانم که اگر بیش از حد به بخشش خداوند امیدوار باشم ، گستاخ میشوم
    و اگر از رحمتش نا امید باشم ، ابلیسِ ثانی خواهم بود

    اما.....

    من اینطور تصور میکنم که خدا باید رحمان و رحیم باشد ، خدا باید سرشار از عشق باشد ، خدا باید شور و شوق در دلم ایجاد کند و....
    ولی نتیجهء آنچه که تا به حال از آموزه های دینم برداشت کردم ، اکثراً ترس بوده
    ترس که چه عرض کنم...؟! وحشت.... وحشت.... وحشت....


    از بهشت فقط سه جمله شنیده ام:

    1 - نهرهای شربت و درختان میوه
    2 - لباس های رنگارنگ
    3 - حوری های زیبا (همسران بهشتی)

    همین......


    اما از جناب جهنم!
    سیاه چالی بسیار بزرگ و ترسناک ، با آتشی کشنده و مامورانی بی رحم که تشنهء این هستند تا خطایی ولو کوچک از تو سر بزند تا تو را به میخ و زنجیر بکشند!!!

    آویزان شدن از زبان
    فرو رفتن میخ در چشم
    جوشیدن مغز سر
    سوختن پوست
    خوردن کثافات
    نوشیدن آب بدبوی سوزاننده
    زدن با پتک بر سر
    افتادن در آب جوش
    و.........
    تا دلتان بخواهد دربارهء جهنم مطلب هست
    در مقابل هر یک روایت که از بهشت شنیدم ، ده روایت ، بلکه بیشتر ، از جهنم شنیدم


    مخلص کلام ، قبلاً که اطلاعاتم کمتر بود خدا را با عشق عبادت میکردم. اما هر چه اطلاعات دینی من افزایش پیدا کرده ، بیشتر از خدا وحشت پیدا کرده ام ، تا عاشقش باشم!

    وقتی نام خدا را میشنوم ، اولین چیزی که به ذهنم میرسد جهنم و سوزاندن است


    صحنهء قیامت را تاریک ، درد آور ، بی رحم و همراه با اشک و ناله و خون تصور میکنم. نه رحم ، نه شادی ، نه لبخند..... حتی بهشتیان را نمیتوانم شاد تصور کنم. با آموزه هایی که تا کنون از دین داشتم ، احکام را شناختم ، تکالیف و وظایف برایم تبیین شد و انتظاراتی که از من هست را شناختم ، دیگر هیچ امیدی برای بهشت رفتن ندارم

    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۳/۱۲/۰۱ در ساعت ۰۹:۲۱

    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  2. صلوات ها 12


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    684
    حضور
    48 روز 9 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    18
    صلوات
    1995



    با نام و یاد دوست





    چرا خدا اینقدر ترسناک است؟!!!








    کارشناس بحث: استاد کریم

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۳/۰۹/۲۹ در ساعت ۰۸:۳۸

  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    مجلس امام حسین(ع)، مطالعه، ورزش، خانواده.
    نوشته
    2,695
    حضور
    41 روز 1 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7505



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    سلام و عرض ادب
    میدانم که بهترین حالت برای انسان ، حالتی بین خوف و رجا ست (بین ترس و امید)
    میدانم که اگر بیش از حد به بخشش خداوند امیدوار باشم ، گستاخ میشوم
    و اگر از رحمتش نا امید باشم ، ابلیسِ ثانی خواهم بود
    سلام علیکم
    آنقدر که در قرآن در مورد مهربانی ورحمت خداوند آیه نازل شده ویا در احادیث اهل بیت وسیره آن بزرگواران دیده می شود در مورد غضبش بیان نشده است.
    مثلا ما در احادیث خود داریم که رحمت خدا مقدم بر غضب اوست. از جمله امام صادق علیه السلام در دعایی که برای تعقیب نماز مغرب بیان داشته اند می فرمایند:
    َ سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحِ سَبَقَتْ‏ رَحْمَتُكَ‏ غَضَبَكَ‏ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي‏ وَ ارْحَمْنِي وَ تُبْ عَلَيَ‏ إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيم(اصول کافی، ج2، ص529)
    سبوح وقدوس هستی وپروردگار ملائکه وروح که رحمت تو مقدم بر غضبت هست...
    یا در سوره مبارکه حجر خداوند متعال می فرماید:
    نبئ عبادی اَنّي اَ نا الغفور الرحیم(حجر/49)، به بندگانم خبر بده که من آمرزنده مهربان هستم.
    د رعین حال که د رآیات زیادی از قرآن کریم به مهربانی خداوند وبخشش او اشاره شده است.
    اگر شما مقدمه واوایل رساله لقاء الله مرحوم میرزا جواد ملکی تبریزی استاد اخلاق امام خمینی (ره) مطالعه بفرمایید ایشان در آنجا احادیثی را در باب بخشش خداوند متعال بیان می فرمایند که قابل توجه است از جمله حدیثی نقل می کنند که اگر کسی هفتاد پیغمبر خدا را بکشد وتوبه کند خداوند توبه او را قبول می کند.
    بخشش ومهربانی خداوند خارج از فهم ودرک ماست. اما اینکه شما می فرمایید این شرایط پیش آمده است. به چند دلیل است:
    1- متاسفانه ما خودمان در مطالعه وشناخت معارف دینی کوتاهی می کنیم وزمانی که خطبا .وعاظ بر اساس سلایق خود به مباحث مربوط به انذار وجهنم بیشتر می پردازند اشکال می گیریم. بنده هم قبل دارم که باید هر دو طرف گفته شود نه جنبه انذار فقط بلکه به همان اندازه وبلکه بیشتر باید جنبه تبشیر هم اشاره شود. ولی مقصر اصل یدر اینجا به نظر بنده خود ما هستیم.
    2- تاثیر گرفتن ا زانذار بیشتر از تبشیر است. نوع مردم وقتی از جهنم گفته می شود بیشتر متاثر می شوند تا تبشیر، لذا اکثر خطبا به این قسمت بیشتر می پردازند.
    ولی به هر حال واقع این است که رحمت خدا مقدم بر غضب اوست. ودر یک کلام قیامت تبلور ونتیجه وحقیقت اعمال ماست. وجهنم یکه گفته می شود ویا بهشت از اعمال ما به وجود آمده اند.

    ویرایش توسط محمدی : ۱۳۹۳/۱۰/۰۸ در ساعت ۱۶:۰۲ دلیل: تعغیر فونت
    چرا خدا اینقدر ترسناک است؟!!!
    إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر
    جامعه ای که در آن فرهنگ نماز باشد. دچار یاس، افسردگی، فساد وروز مره گی نمی شود.


  7. صلوات ها 18


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    عاشق مطالعه و کسب دانش
    نوشته
    443
    حضور
    6 روز 3 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1400



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    بنام خدا

    سلام و عرض ادب
    میدانم که بهترین حالت برای انسان ، حالتی بین خوف و رجا ست (بین ترس و امید)
    میدانم که اگر بیش از حد به بخشش خداوند امیدوار باشم ، گستاخ میشوم
    و اگر از رحمتش نا امید باشم ، ابلیسِ ثانی خواهم بود

    اما.....

    من اینطور تصور میکنم که خدا باید رحمان و رحیم باشد ، خدا باید سرشار از عشق باشد ، خدا باید شور و شوق در دلم ایجاد کند و....
    ولی نتیجهء آنچه که تا به حال از آموزه های دینم برداشت کردم ، اکثراً ترس بوده
    ترس که چه عرض کنم...؟! وحشت.... وحشت.... وحشت....


    از بهشت فقط سه جمله شنیده ام:

    1 - نهرهای شربت و درختان میوه
    2 - لباس های رنگارنگ
    3 - حوری های زیبا (همسران بهشتی)
    همین......


    اما از جناب جهنم!
    سیاه چالی بسیار بزرگ و ترسناک ، با آتشی کشنده و مامورانی بی رحم که تشنهء این هستند تا خطایی ولو کوچک از تو سر بزند تا تو را به میخ و زنجیر بکشند!!!

    آویزان شدن از زبان
    فرو رفتن میخ در چشم
    جوشیدن مغز سر
    سوختن پوست
    خوردن کثافات
    نوشیدن آب بدبوی سوزاننده
    زدن با پتک بر سر
    افتادن در آب جوش
    و.........
    تا دلتان بخواهد دربارهء جهنم مطلب هست
    در مقابل هر یک روایت که از بهشت شنیدم ، ده روایت ، بلکه بیشتر ، از جهنم شنیدم


    مخلص کلام ، قبلاً که اطلاعاتم کمتر بود خدا را با عشق عبادت میکردم. اما هر چه اطلاعات دینی من افزایش پیدا کرده ، بیشتر از خدا وحشت پیدا کرده ام ، تا عاشقش باشم!

    وقتی نام خدا را میشنوم ، اولین چیزی که به ذهنم میرسد جهنم و سوزاندن است

    صحنهء قیامت را تاریک ، درد آور ، بی رحم و همراه با اشک و ناله و خون تصور میکنم. نه رحم ، نه شادی ، نه لبخند..... حتی بهشتیان را نمیتوانم شاد تصور کنم. با آموزه هایی که تا کنون از دین داشتم ، احکام را شناختم ، تکالیف و وظایف برایم تبیین شد و انتظاراتی که از من هست را شناختم ، دیگر هیچ امیدی برای بهشت رفتن ندارم

    سلام برادر..
    از رحمت خدا برامون نگفتن چون اگه بگه ما عشق به همسر و پدر مادرو بیخیال میشیم و میچسبیم به خدا...و یه عاشق نمیتونه به کارای روز مرش برسه.. به حرفم فک کن داش رضا

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    100
    حضور
    1 روز 17 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    183



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    ترس که چه عرض کنم...؟! وحشت.... وحشت.... وحشت....
    اینهمه ترس و وحشتی که از خداوند ارائه می شود (بر فرض که بشود) امثال بنده هنوز به راه نیامده ایم وای به روزی که بگویند نترس که هر کاری بکنی خداوند مهربان است و خداوند گناه کرده و ناکرده را می بخشد و وارد بهشت می شوی

    البته ما در آموزه های دینی خوف و رجاء را با هم داریم (البته با تقدم خوف بر رجا)


  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    100
    حضور
    1 روز 17 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    183



    نقل قول نوشته اصلی توسط کریم نمایش پست ها
    فقط بلکه به همان اندازه وبلکه بیشتر باید جنبه تبشیر هم اشاره شود.
    درست است که پیامبران هم نذیر هستند و هم بشیر اما به نذیر بودن بیشتر توجه شده و جنبه تربیتی هم دارد «انما انت منذر»

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    968
    حضور
    16 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1947



    95 درصد قران در مورد خوبی ها و رحمت خداست مابقی درمورد جهنم و عذابه بسبب بدیهامون ....شما چه جوری دیدی دیگه خدا می دونه....اگه با پتگ زدن تو سرت جا خالی بده مسئله ای نیست

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491



    بسم الله الرحمن الرحیم

    وقتی حضرت موسی عصایش را انداخت و آنرا مانند مار دید ، ترسید و به عقب برگشت.

    خداوند به او فرمود: ای موسی نترس که رسولان نزد من نمیترسند.

    یعنی مقام قرب، مقام امن است و هیچگونه ترسی در آن راه ندارد.

    در ادامه چنین میفرماید:

    إِلَّا مَن ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ
    ﴿۱۱﴾

    ليكن كسى كه ستم كرده سپس بعد از بدى نيكى را جايگزين [آن] گردانيده [بداند] كه من آمرزنده مهربانم (۱۱)
    اما غیر مرسلین از آنجاییکه مرتکب ظلم(گناه) میشوند باید از خدا بترسند، مگر آنهاییکه توبه کردند و بدینوسیله بدیهایشان را به نیکی تبدیل کرده اند.

    یعنی اهل توبه از آنجاییکه سیئاتشان تبدیل به حسنات میشود نباید ترسی داشته باشند چون من (خدا ) آمرزنده و مهربانم.

    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    197
    حضور
    9 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    2
    گالری
    2
    صلوات
    1042

    اشاره




    به نظر من اینا بیان کننده‌ی ترسناک بودن خدا نیست..
    نشان دهنده ی هیبت و عظمت اونه.
    جلال، شکوه، عظمت، زیبایی.. در عین هیبت!
    اینا جذابیت ایجاد میکنه.
    نه صرفا زیبایی و عشق و گل و بلبل و مخلفات..
    یه چیز خیلی شیرین باشه، دل آدم رو میزنه.
    بله.. اینا خیلی خوبه و به آدم احساس آرامش میده، اما صرف این چیزا ، به نظر من اصلا جالب نیست.
    که یه خدا ... فقط رحمت باشه و مهربونی و عشق و... دیگه هیچی.
    شاید مثال خوبی نباشه، اما شما واسه همین آدم ها تصور کنید.
    یکی که زیبایی و عشق و محبت و رحمت و عرفان و اصلا.. هرچی دلتون میخواد صفات آرامش بخش بهش نسبت بدید.. رو داشته باشه.
    نه جان من...
    اینطوری واستون جذابتره؟
    یا نه.. کسی که مطمئنید همه این ها رو در عین کمال داره.. اما خب.. هیبت و قدرت و خیلی چیزهای دیگه هم داره؟
    چون دخترم این مثال رو میزنم..
    من خودم شخصا از دخترهای لوس که فقط به این کارهای دخترونه و عروسک بازی و عشق و محبت و لاک و آرایشگاه و این چیزهای اهمیت میدن و به قول یه عده سرتا پا احساسن، خوشم نمیاد ( نظر شخصیم رو عرض میکنم )
    اما از دخترهایی که با تمام این صفاتی که گفتم، احساسات و دختر بودن و ظرافت ها و لطافت هاشون، مقتدر و محکم اند و غرور دارند ( در مقابل نامحرم و هرچیز نادرست ) برای شخصیت خودشون یه حدودی مشخص کردند و با هرچیزی راه نمیان، بیشتر خوشم میاد.
    دختری که محکم و مقتدر باشه و بتونه از پس مشکلات خودش بربیاد و بار یک زندگی رو بر دوش بکشه و مدیر باشه و یک مادر و یک همسر خوب باشه و در خیلی از کارها جدیت هم داشته باشه، بهتره؟ یا یه دختر که هر روز با دوستاش میره آرایشگاه و استخر و شعر عاشقانه میخونه و به همه محبت میکنه؟ ها؟
    نه فقط دخترها.. از نظر من پسرهایی که خیلی انعطاف پذیر باشن و همیشه خوب باشن، هم به درد نمی‌خورن.
    آدم باید هم جاذبه داشته باشه، هم دافعه!
    شما کتاب جاذبه دافعه‌ی حضرت علی (علیه السلام ) رو خوندید؟ از آیت الله مطهری؟
    همون صفحات اولش نوشته، آدم ها چهار دسته اند:
    یه عده فقط جاذبه دارن، با همه خوبن، به همه محبت میکنن، اینا به درد نمی‌خورن، چون هم با دشمن ها شما خوبن، هم با دوستاتون، که اکثرا این آدم ها منافق اند.
    دسته بعدی آدم هایی که فقط برای خودشون دشمن تراشی می‌کنن. با همه دعوا دارن، خیرشون به هیچ کس نمی‌رسه. خب این هم به درد نمی‌خوره، چون هیچ کس آدمی که یه نقطه مثبت نداشته باشه رو نمی‌خواد.
    یه دسته هم هستن نه جاذبه دارن، نه دافعه. توی جامعه عین سیب زمینی می‌مونن. به هیچ کس کار ندارن، می‌خورن می‌خوابن، هرکار بقیه بکنن، اینا هم می‌کنن، انگار نه انگار یه عضو از جامعه اند.
    اما دسته آخر که بهترین دسته هستند، کسانی اند که هم جاذبه دارند، هم دافعه. در یه جاهایی خوب اند و مهربون و با درستی و خوبی و پاکی خوب برخورد می‌کنن، اما با نامردی و بی عدالتی و دزدی و غارتگری و خیلی از صفات بد دیگه... بد برخورد می‌کنن.
    خب تلویحا این آدم ها یه عده دوستشون میشن، یه عده دشمنشون.
    بین خوب و بد راه رفتن، تعادل نیست، نفاقه.
    این فقط یه مثال بود.
    خدا هم اگه قرار باشه همیشه خوب باشه، که فرق بین خوب و بد تشخیص داده نمیشه. باید هم جاذبه باشه هم دافعه. خدا هم همینطوره. در همه جای دین و قرآن هم یا به مساوات از رحمت و عذاب های خداوند صحبت شده، یا رحمت در اول کلام اومده و اهمیتش بیشتر نشون داده شده.
    این که از جاذبه دافعه...

    اقتدار و هیبت هم برای هرکسی، برای هرچیزی لازمه و اون رو جذاب میکنه.
    چرا شما که بزرگ شدید مثل بچه ها به برنامه کودک علاقه ندارید؟
    چون هیچ هیجان و هیچ هیبتی نداره، همش ساده و روون و احساس و پاکیه.
    هدف من از این حرف ها این بود که بگم به نظر من خدا با همه صفاتش قابل ستایشه و حتی همین ها باعث جذابیتش میشه.
    اینکه دوسش داشته باشیم و بدونیم در رابطه با اون یه حد و حدودهایی رو باید رعایت کنیم. همه چیز همیشه ok نیست.
    کسی که همیشه با همه چی ok باشه بی مزه اس! یا هم منافقه و حقیقت رو از شما پنهون میکنه.
    قبول دارین؟
    حالا شما که ازدواج کردید... اما اگه برگردید به عقب و قرار باشه یه دختری رو به عنوان همسر انتخاب کنید، یه دختر سرتا پا احساس بدون هیبت رو انتخاب می‌کنید؟ که هیچ جاذبه ای نداره؟ یا دختری که بلد باشه در مقابل بدی ها و نامحرم ها محکم باشه و صفات ترسناک داشته باشه، اما با شما که همسرش هستید، مهربان و پر از رحمت و عطوفت باشه؟
    ها؟؟
    خب خدا هم نمیشه اینطوری نباشه دیگه..
    شما اگه تلاش کردید و جز بندگان و دوستان خدا هستید، نیازی نیست اونطوری از خدا وحشت داشته باشید. چون محبت و رحمت خدا اگه مال دوستاش نباشه، پس قراره مال کی باشه؟
    عذاب و چاله های جهنم و سختی ها و ترس ها و همه و همه... فقط برای کسانیه که دشمن خدا هستند و کارهای نادرست می‌کنند.
    پس شما به خودتون نگاه کنید..
    اگه دوست خدا هستید.. شاد باشید.. چون رحمت خداوند مال دوستانشه.
    اگر نعوذ باالله.. دشمن خدا بودید، اون وقته که باید بترسید...
    که البته با این همه گناه که این همه بنده انجام میدن.. باز هم خدا محبتش رو به همه بنده هاش میده.. روزی هیچ کس رو قطع نکرده، به زندگی خوب و بد رسیدگی میکنه اما ازشون میخواد که دوسش باشند.. چون میخواد به عذاب هاش گرفتار نشن.. و نمیشن.
    از خدا وحشت نداشته باشید..
    خدا عذاب هاش رو واسه شیعیان علی (ع)، اشک ریز های حسین (ع) ، هم اسم های آقا امام رضا (ع) ، و منتظران آقامون مهدی (ارواحنا فداه) قرار نمیده...
    هر طور باشه یا هدایتشون میکنه، یا خود ائمه شفاعتشون می‌کنن.
    اما این امید نباید مانع تلاش شما واسه بندگی خدا بشه.
    این یعنی خوف و رجا..
    مطمئن باشید که خدا باشماست... اما باز هم خلاف راه او نرید...

    خلاصه حرفم... همون جمله اولم بود!
    شما به این صفات خداوند به عنوان یک جذابیت نگاه کنید.. که اگر این ها نبود.. خدا (ببخشید) خیلی بی مزه و بدون جذابیت می‌شد. نظرتون؟؟

    آروم و عاقبت به خیر باشید.. یا علی

    ویرایش توسط 514 : ۱۳۹۳/۰۹/۳۰ در ساعت ۱۹:۳۱
    صلوات

  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    برنامه نویسی ، ایده پردازی ، خلاقیت و نوآوری
    نوشته
    2,390
    حضور
    378 روز 6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    128
    صلوات
    13844



    به نظرم باید به جای گفتن آسیب های یک رفتار ، بیشتر از خوبی های رفتار جایگزین بگیم..
    .
    چون معمولا این ذهنیت به وجود میاد که من نباید اینکارو انجام بدم و کلی خویشتن داری کنم و جلو خودمو بگیرم تا فقط آسیب نبینم و بتونم روی نقطه ی صفر بمونم..
    .
    مردم فکر می کنند اگر یک کار بدی رو انجام ندن تنها فایدش اینه که همون جایی که هستند می مونند..
    .
    اما اگر روی خوبی ها و فواید یک رفتار تمرکز بشه و به مردم بگیم که
    .
    با انجام یک عمل خوب چه چیزهایی رو به دست میاره بیشتر رغبت میکنه انجامش بده تا اینکه بهش بگیم در صورت انجام ندادنش چه چیزهایی رو از دست میده..
    .
    من معتقدم به قول پرویز پرستویی توی فیلم مارمولک "خود خدا هم اونقدرها که میگن سخت گیر نیست"

    ویرایش توسط Im_Masoud.Freeman : ۱۳۹۳/۰۹/۳۰ در ساعت ۲۰:۵۸ دلیل: سوتی..
    تولدی دوباره



  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 18 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 55

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود