صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: منصور حلاج در روایات

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    596
    حضور
    9 روز 17 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    1754

    اشاره منصور حلاج در روایات




    سلام

    حسین بن منصور حلاج در روایات چگونه معرفی شده است؟

    ویرایش توسط رایحهٔ بهشت : ۱۳۹۴/۰۶/۰۵ در ساعت ۱۸:۰۳
    (اللَّهُمَّ وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى، وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى، وَ وَفِّقْنِي لِلَّتِي هِيَ أَزْكَى، وَ اسْتَعْمِلْنِي بِمَا هُوَ أَرْضَى)‏ صحیفه سجادیه-دعای بیستم

    امام خامنه ای (حفظه الله): ​[پروردگارا!] برای این حقیر و هرکسی که علاقه­‌مند است، شهادت را به‌عنوان آخرین پلّه­‌ی زندگی ما قرار بده (۱۳۹۶/۰۱/۰۱)

    شهادت محسن حججی؛ "کل یوم عاشورا و کل أرض کربلا"

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    684
    حضور
    48 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    18
    صلوات
    1995



    با نام و یاد دوست






    منصور حلاج در روایات







    کارشناس بحث: استاد پیام

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۳/۰۹/۱۷ در ساعت ۱۱:۴۴

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8530



    ابوالمغیث عبدالله بن احمد بن ابی طاهر مشهور به حسین بن منصور حلاج (کنیه: ابوالمغیث) از معروف‌ترین عرفاً و شاعران سده سوم هـ. ق. بوده‌است. او در ۲۴۴ هجری به دنیا آمد.
    در رابطه با حلاج، نظرات مختلفي مطرح مي باشد که به برخي از آنها اشاره مي نماييم:
    ابن نديم در الفهرست، درباره حسين بن منصور حلاج مي گويد: وي مردي محتال و شعبده باز بوده است که افکار خود را به لباس صوفيه آراسته و جسورانه مدعي دانستن همه علوم شد؛ ولي بي بهره بوده و چيزي از صناعت کيميا به طور سطحي مي دانسته و در دسائس سياسي خطرناک و گستاخ بوده است. دعوي الوهيت کرده و خود را مظهر حق خوانده... . (الفهرست، ابن نديم، ص 284) ابوريحان بيروني درباره او مي نويسد: « مردي متصوف از اهل فارس به نام حسين بن منصور حلاج ظهور کرد و در آغاز کار مردم را به مهدي دعوت نمود و گفت او از طالقان ظهور خواهد کرد و از اينرو حلاج را گرفته و به مدينةالسلام بردند و در زندانش بيفکندند، ولي حيله اي کرد و چون مرغي که از قفس بگريزد از زندان گريخت.
    و اين شخص مرد شعبده باز بود و با هر کسي که روبرو مي شد موافق اعتقاد او سخن مي راند و خود را به لطائف حيل بدو مي چسبانيد. سپس ادعايش اين شد که روح القدس در او حلول کرده و خود را خدا دانست و به اصحاب و پيروان خويش نامه هايي که معنون بدين عنوان بود بنگاشت و پيروان او نامه هايي را که به او مي نوشتند چنين افتتاح مي کردند: خداوندا از هر عيبي پاک و منزه هستي، اي ذات هر ذات و منتهاي آخرين لذات يا عظيم يا کبير گواهي مي دهيم که آفريدگار قديم و منير هستي و در هر زمان و اواني بصورتي جلوه کرده اي و در زمان ما به صورت حسين بن منصور جلوه گر شده اي... ؛ و طايفه اي از پيروان او باقي ماندند که بدو منسوبند و مردم را به مهدي مي خواندند و ميگفتند که از طالقان ظهور خواهد کرد و اين مهدي همان است که در کتاب ملاحم ذکر شد که زمين را پر از عدل و داد خواهد کرد.(ابو ريحان بيروني، آثار الباقيه، ص 275)،
    قاضي نور الله شوشتري كه از معتقدان به حلاج است، ناگزير از آن شد كه در «مجالس المؤمنين» اعتراف كند: «مخفي نماند که علماي شيعه، حسين بن منصور حلاج را شيعي مذهب مي دانند ولي به واسطه غلو و مانند آن که از او سر زده، او را از مذمومين مي شمارند» (ص 38)، شاعراني مانند حافظ و اقبال لاهوري، نام وي را با ستايش و عطار نيشابوري او را با مبالغه توصيف مي كند. درباره اوست که حافظ مي گويد: گفت آن يار کزو گشت سر دار بلند / جرمش اين بود که اسرار هويدا مي کرد و يا محمد اقبال لاهوري درباره بردار کشيدن حلاج سروده است: کم نگاهان فتنه ها انگيختند/ بنده حق را به دار آويختند اقبال در «جاويد نامه»، حلاج را نمونه انسان كامل مي شمارد. (قوس زندگي حلاج، لويي ماسينيون، ص 87)


  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8530



    سلام منظور شما ازروایات یعنی اقوال عالمان بود؟


  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8530



    شيخ فريدالدين عطار نيشابوري در کتاب تذکرةالاولياء، در ضمن مدح و ستايش مبالغه آميز حلاج، مي نويسد: «آن قتيل الله في سبيل الله، آن شير بيشه تحقيق، آن شجاع صفدر صديق، آن غرقه درياي مواج، حسين منصور حلاج رحمةالله عليه، کار او کاري عجب بود، واقعاً غرايب که خاص او را بود ...» اما عطار در ادامه ناخواسته زبان به افشاي ترد و نفي حلاج حتي از طرف صوفيه معتدل گشوده و چنين نوشته است: « ... و اغلب مشايخ کبار در کار او ابا کردند و گفتند او را در تصوف قدمي نيست... ». (تذكره الاولياء، عطار نيشابوري، ج 2).

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8530



    دكتر لوئي ماسينيون در كتاب خود آورده است كه خواجه نصير طوسي و صدرالمتألهين، حلاج را تأييد كردند. (مصائب الحلاج، لوئي ماسينيون، ص 356) كساني كه قاطعانه حسين حلاج را ملعون شمرده اند، سند آن را توقيعي مي دانند كه در جلد 2 «الاحتجاج» طبرسي و نيز ص 246 از «كتاب الغيبه» شيخ طوسي آمده است، مي دانند. البته برخي در مقابل اين انتساب، موضع گرفته و گفته اند: اولاً اگر از سوي حضرت امام عصر (عج) دربارة حلاج،‌ لعن و نفريني ثابت مي شد، شهيد قاضي نور اله شوشتري به بزرگي از او ياد نمي كرد و او را حلاج اسرار و كشاف استار» (مجالس المؤمنين، ج 2، ص 36) نمي خواند و يا صدر المتألهين شيرازي از او تمجيد نمي كرد. (مصائب الحلاج، ص 356)؛


  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8530



    بعضي گويند حسين منصور حلاج ديگريست و حسين منصور ملحدي ديگرست و استاد محمد زکريا و رفيق ابو سعيد قرمطي بود و آن حسين ساحر بوده است. اما حسين منصور از بيضاء فارس بود و در واسط پرورده شد. (تذكره الاولياء، عطار نيشابوري، ج 1، ص 100).
    اما تعبيراتي که حضرت امام در مورد اشخاصي چون حلاج دارند ؛ظاهري دو گانه دارد .از طرفي حلاج در برخي از اشعار امام ،نماد انسان کامل و رسيده ،معرفي ميگردد همانگونه که در مطلع آغازين ديوان اشعار امام آمده است :من به خال لبت اي دوست گرفتار شدم چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم همچومنصور خريدار سر دار شدم و از سويي ،از برخي سخنان ايشان بر مي ايد که «اناالحق» حلاج نشان از نقصان وي در فناي الهي و نرسيدن وي به تمکين و طمانينه در اين سير مي باشد.(سر الصلوة، امام خميني)


  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    596
    حضور
    9 روز 17 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    1754



    نقل قول نوشته اصلی توسط پیام نمایش پست ها
    سلام منظور شما ازروایات یعنی اقوال عالمان بود؟
    سلام

    لطفا چنانچه مقدور است نظرات مشایخ حدیثی شیعه و متکلمان شیعه را بیان بفرمایید.

    نظر علامه طباطبایی (رحمه الله) در این مورد چیست؟ آیا علامه طباطبایی در شعر "کیش مهر" از حلاج بخوبی یاد می کنند یا خیر؟

    ضمناً توقیعی که از امام عصر (علیه السلام) در مذمت حلاج است، درست می باشد؟

    (اللَّهُمَّ وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى، وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى، وَ وَفِّقْنِي لِلَّتِي هِيَ أَزْكَى، وَ اسْتَعْمِلْنِي بِمَا هُوَ أَرْضَى)‏ صحیفه سجادیه-دعای بیستم

    امام خامنه ای (حفظه الله): ​[پروردگارا!] برای این حقیر و هرکسی که علاقه­‌مند است، شهادت را به‌عنوان آخرین پلّه­‌ی زندگی ما قرار بده (۱۳۹۶/۰۱/۰۱)

    شهادت محسن حججی؛ "کل یوم عاشورا و کل أرض کربلا"

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8530



    سلام سوال شما آن بخشی که حدیثی بود و حتی نظریه توقیع بیان شد ادامه سوأل شما ونظر اندیشمندان را از بخش اخلاق ادادمه دهید گرچه نظریات مختلفی هم بیان شد .
    ویرایش توسط پیام : ۱۳۹۴/۰۵/۱۵ در ساعت ۰۷:۴۰

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    168
    حضور
    5 روز 13 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    435



    نقل قول نوشته اصلی توسط مترصد نمایش پست ها

    سلام
    لطفا چنانچه مقدور است نظرات مشایخ حدیثی شیعه و متکلمان شیعه را بیان بفرمایید.
    نظر علامه طباطبایی (رحمه الله) در این مورد چیست؟ آیا علامه طباطبایی در شعر "کیش مهر" از حلاج بخوبی یاد می کنند یا خیر؟
    ضمناً توقیعی که از امام عصر (علیه السلام) در مذمت حلاج است، درست می باشد؟
    با سلام

    بعضی فقهای شیعه حتی معروفترین آنها که کلا با عرفان و فلسفه مخالف بودند و هستند همیشه با هر عارف و فیلسوف معاندت کردند و تا توانستند بدگویی کردند بدون اینکه به عرفان و فلسفه علم داشته باشند!! خصوصا اگر کسی از تصوف بود بیشتر بر وی می تاختند!

    تصوف روشی صحیح برای تهذیب نفس وسیر و سلوک بوده اما به مرور عده ای منحرف از این تصوف چنان سوء استفاده کردند که بدنامی از تصوف ماند! مثلا اینکه بعضی ترک ظواهر دین یعنی نماز و روزه کردند و... در حالیکه هیچکدام از بزرگان تصوف حقیقی اصلا تارک نماز و فروع دین نبودند!

    حلاج هم از تصوف بوده اما بدلیل حالاتی که بر وی پدید آمده و تجلیات و مکاشفاتی داشته بخیال خود فکر کرده که به مقام فنای کامل رسیده
    (در این مقام سالک بصورت پنهانی مثلا در اشعار و کلماتش انا الحق میگوید) در حالیکه هنوز تا آن مقام فاصله داشته و هنوز نفسانیت شیطانی در وی باقی بوده! در نتیجه این نفسانیت باقیمانده باعث میشود که وی مطالبی غیبی را باز گوید و حرفهایی عرفانی که مردم عادی توان درک آنرا ندارند بزند که همین موجب شد وی را حلولی و کافر و... بگویند و حکم به اعدام و قتل وی بگیرند! و بعد از وی هم کسانی با فهم ناصحیح از حرفهای وی و اضافه کردن کفریات دیگری از خود، خودشان را حلاجی و مدعی ادامه دهنده راه وی نامیدند و این گروهها بر بدنامی حلاج بیشتر افزود که تا امروز ادامه داشته!

    بنظر بنده حلاج هم گناهکار بوده هم بیگناه! و چه بسا علت اصلی چنین حالتی که همیشه در بین صوفیان اتفاق افتاده نه عارفان، استفاده صرف از اذکار در سیر و سلوک و نداشتن استاد واصل کامل بوده!

    در شرح حال وی هم آمده که وی چند استاد داشته ولی همه را ترک کرده و سلوکش را بدون استاد کامل ادامه داده در نتیجه چنین در ورطه گمراهی افتاده!


    امام خمینی (ره) خطاب به سالکانی ناقص مثل منصور حلاج می فرمایند : « ای مدعی معرفت و جبه و سلوک و محبت و فنا، تو اگر به راستی اهل الله و از اصحاب قلب و اهل سابقه حسنایی ، هنئاًلک ، ولی اینقدر شطحیات و تلوینات و دعوی های گزاف که از حب نفس و وسوسه شیطان کشف می کند ، مخالفت با محبت جذبه است ؛« ان اولیایی تحت قبایی لایعرفهم غیر » ... این قدر قلوب ضعیفه بندگان خدا را از خالق به مخلوق متوجه مکن و خانه خدای را غصب مکن . بدان که این بندگان خدا عزیزند و قلوب آن ها پرقیمت است باید صرف محبت خدا شود . اینقدر با خانه خدا بازی مکن و به ناموس او دست درازی نکن ... پس اگر در دعوی خود صادق نیستی در زمره ی دورویان و اهل نفاقی . ( چهل حدیث حدیث 9 )

    و در جای دیگر می فرمایند : « همه شطحیات از نقض سالک و خودی و خود خواهی است .» ( مصباح الهدایه ص 207 )

    ایشان در آخر کتاب مصباح الهدایه که به تحلیل اسفار اربعه در سیرو سلوک اهل طریقت پرداخته اند ، در بحث مربوط به سفر اول و دوم ، بر این باورند که برای سالک در پایان سفر اول و در طی سفر دوم که استهلاک تعینات خلقیه و اضمحلال هویات وجودیه است و حق تعالی برای سالک با تمام وحدانیتش تجلی کرده و بنابراین سالک هیچ چیز و هیچ کس را غیر از یار نمی بیند، مع الوصف، این امکان وجود دارد که هنوز از انانیّت چیزی باقی مانده باشد. این جاست که در سلوک و سالک نقصانی وجود دارد و همین نقصان منشأ صدور شطح می شود .

    ندیدم علامه طباطبائی و حافظ و دیگران در اشعار مذمت وی کنند اما اکثرا وی را به کشف اسرار متهم میکنند! و در شعر کیش مهر هم منصور حلاج نماد عاشق خداوند است که بر دار زده و شهید راه عشق است!

    کشیدند در کوی دلدادگان
    میان دل و کام دیوارها
    چه فرهادها مرده در کوه‌ها
    چه حلاج‌ها رفته بر دارها


    چه دارد جهان جز دل و مهر یار
    مگر توده‌هایی ز پندارها
    ولی رادمردان و وارستگان
    نبازند هرگز به مردارها

    توقیع امام زمان هم ربطی به منصور حلاج ندارد. برخی فقهاء که مخالف عرفان و فلسفه هستند با استناد به برخی مطالب این توقیع، آنرا برای حلاج هم صادق دانستند در حالیکه اینطور نیست!

    ترجمة توقيع مذکور كه خطاب به حسين بن روح صادر شده:

    به آن دسته از برادرانمان كه به ديانت آن‌ها اعتماد داري و به نيّت آن‌ها اطمينان قلبي يافته‌اي ـ كه خداوند همة شما را سعادت‌ مند گرداند ـ خبر ده كه محمّد بن علي معروف به «شلمغاني»، از اسلام برگشته و از آن جدا شده و در دين خدا الحاد ورزيده و آنچه را موجب كفر به خالق - جل و تعالي - مي‌شود مدعي شده و دروغ و باطل به خدا بسته است.
    «برگشتگان از خدا دروغ گفته‌اند، به گمراهي سختي گرفتار آمده و زياني آشكار متحمل شده‌اند.» ما به فضل پروردگار از او به سوي خداوند متعال و رسولش و خاندان او ـ كه صلوات و سلام و رحمت و بركات خداوند بر ايشان باد ـ برائت مي‌جوييم و لعنت‌هاي پروردگار را در باطن و ظاهرمان، در پنهان و آشكار، در هر وقت و هر حال بر او و بر هر كه از او پي‌روي كند، يا سخن ما به او برسد و باز هم بر دوستي او بماند، مي‌فرستيم. (اي حسين بن روح) ايشان را آگاه ساز كه ما از او بر حذريم؛ همچنان‌كه پيش‌تر، از امثال او، از شريعي و نميري و هلالي و بلالي و غير ايشان، بر حذر بوده‌ايم. با اين حال، سنّت خداوند پيش از شلمغاني و پس از او نزد ما زيباست. به خداوند اعتماد داريم و از او كمك مي‌جوييم و او در همة كارها ما را كفايت مي‌كند و او بهترين وكيل است.

    به لینک زیر هم مراجعه کنید

    حلّاج از منظر توقيع امام عصر
    http://erfani.nashriyat.ir/node/32

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود