جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نسبت ناشکری به سایر گناهان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    650
    حضور
    12 روز 21 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    2
    گالری
    12
    صلوات
    1149

    نسبت ناشکری به سایر گناهان




    سلام. گفته می شود که پیامبر بر امتشان، بیشتر از سایر گناهان، از ناشکری نگران بودند و گفته می شود که ناشکری است که پیوند با خدا را قطع می کند و نه سایر گناهان و مانند اینها.

    اگر اینطور است، لطفاً دلایل عقلی و نقلی این مسئله را ذکر بفرمایید.

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    684
    حضور
    48 روز 15 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    18
    صلوات
    1995



    با نام و یاد دوست





    نسبت ناشکری به سایر گناهان








    کارشناس بحث: استاد سمیع


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها
    سلام. گفته می شود که پیامبر بر امتشان، بیشتر از سایر گناهان، از ناشکری نگران بودند و گفته می شود که ناشکری است که پیوند با خدا را قطع می کند و نه سایر گناهان و مانند اینها.

    اگر اینطور است، لطفاً دلایل عقلی و نقلی این مسئله را ذکر بفرمایید.
    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید
    1-بنده چنین نقلی را در مجامع روایی پیدا نکردم. اگر حضرتعالی منبع چنین بیانی را در اختیار دارید، مطرح بفرمایید تا بتوانیم آن را مورد بحث قرار دهیم
    2-به طور کل، گناه کردن ناشکری محسوب می‌شود . امام صادق علیه السلام در بیانی فرمودند: «شُکرُ النِّعمَةِ إجتِنابُ المَحارِمِ: «شکر نعمت آن است که از گناهان پرهیز شود».[1]

    پی‌نوشت:
    1-نورالثقلین، ج 2، ص 529.


  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    650
    حضور
    12 روز 21 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    2
    گالری
    12
    صلوات
    1149



    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست ها
    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید
    1-بنده چنین نقلی را در مجامع روایی پیدا نکردم. اگر حضرتعالی منبع چنین بیانی را در اختیار دارید، مطرح بفرمایید تا بتوانیم آن را مورد بحث قرار دهیم
    2-به طور کل، گناه کردن ناشکری محسوب می‌شود . امام صادق علیه السلام در بیانی فرمودند: «شُکرُ النِّعمَةِ إجتِنابُ المَحارِمِ: «شکر نعمت آن است که از گناهان پرهیز شود».[1]

    پی‌نوشت:
    1-نورالثقلین، ج 2، ص 529.
    با سلام. منبعش را باید از کارشناس حدیث بپرسم، ولی خب با تعبیر این روایت، آیا کسی جز معصوم می تواند شکر نعمت را به جا بیاورد؟

  9. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    650
    حضور
    12 روز 21 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    2
    گالری
    12
    صلوات
    1149



    بعلاوه، آیا شکر همین یک مصداق را دارد یا مصادیق دیگری نیز به آن نسبت داده شده است؟

  10. صلوات


  11. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    1,843
    حضور
    51 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4099



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها
    سلام. گفته می شود که پیامبر بر امتشان، بیشتر از سایر گناهان، از ناشکری نگران بودند و گفته می شود که ناشکری است که پیوند با خدا را قطع می کند و نه سایر گناهان و مانند اینها.
    اگر اینطور است، لطفاً دلایل عقلی و نقلی این مسئله را ذکر بفرمایید.
    سلام
    در آیات قرآن آمده
    مَّا يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذَابِكُمْ إِن شَكَرْتُمْ وَآمَنتُمْ وَكَانَ اللَّهُ شَاكِرًا عَلِيمًا ﴿النساء: ١٤٧﴾
    چرا خدا شما را عذاب كند اگر شکرگزار باشيد و ايمان آوريد؟ در حالى كه خدا شكرپذير و داناست

    در آيه فوق موضوع" شكرگزارى" مقدم بر" ايمان" داشته شده است و اين به خاطر آن است كه تا انسان نعمتها و مواهب او را نشناسد و به مقام شكرگزارى نرسد، نميتواند خود او را بشناسد چه اينكه نعمتهاى او وسيله ‏اى هستند براى شناسايى- در كتب عقائد اسلامى نيز در بحث لزوم شناسايى خدا (وجوب معرفة اللَّه) جمعى از محققان از طريق" وجوب شكر منعم" استدلال ميكنند و مساله وجوب فطرى شكرگزارى را در برابر" نعمت بخش" طريقى براى لزوم شناسايى او قرار ميدهند .

    اما در روایات هم آمده است
    وَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَمَاعَةٍ عَنْ أَبِي الْمُفَضَّلِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ رَاشِدٍ الطَّاهِرِيِ‏عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِيِّ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ ص‏ أَسْرَعُ الذُّنُوبِ عُقُوبَةً كُفْرَانُ النِّعْمَةِ.

    وسائل الشيعة، ج‏16، ص: 312



    و روایات دیگری که می توانید به باب الشکر در كافي ، ج‏2، ص: 94 مراجعه کنید.


  12. صلوات ها 4


  13. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها
    با سلام. منبعش را باید از کارشناس حدیث بپرسم، ولی خب با تعبیر این روایت، آیا کسی جز معصوم می تواند شکر نعمت را به جا بیاورد؟
    باسمه تعالی
    اگر اچتناب از محارم ممکن نبود که حق تعالی آن را از ما نمی خواست و تکلیف به ما لا یطاق بود[تکلیف به چیزی که در طاقت و توان انسان نیست]. حکمت الهی ایجاب می کند، اموری را از انسان بخواهد که در طاقت انسان باشد.

    پس معلوم است که انسان می تواند اجتناب از محارم داشته باشد و شکر نعم الهی را انجام دهد.


  14. صلوات


  15. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست ها
    بعلاوه، آیا شکر همین یک مصداق را دارد یا مصادیق دیگری نیز به آن نسبت داده شده است؟
    باسمه تعالی

    شكر نعمت مراحلى دارد:
    الف) شكر قلبى، كه انسان همه‏ نعمت‏ها را از خداوند بداند.(1)

    معتقد باشد كه همه نعمت ها از جانب حق و مستند به اوست. به اسباب ظاهري از مال و جاه، علم و قدرت، مقام و منصب، رئيس و مشترى و ساير وسائل مستند نداند . مثل اكثر مردم نباشد كه به زبان اظهار كنند كه همه نعمت‏ها مستند به حق است، ولى در باطن مستند به اين امور بدانند .(2)
    ب) شكر زبانى، نظير گفتن «الحمد لله»

    ج) شكر عملى، كه با انجام عبادات و صرف كردن عمر و اموال در مسير رضاى خدا و خدمت به مردم به دست مى ‏آيد.

    پی نوشت ها :
    1.‏مكارم شيرازى، تفسير نمونه،‏دار الكتب الإسلامية، تهران‏، 1374 ش‏، چاپ اول‏، ج 6، ص 264.
    2.طيب ‏، اطيب البيان في تفسير القرآن‏، انتشارات اسلام‏، تهران‏، 1378 ش‏، چاپ دوم‏، ج‏2 ، ص296.


  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    باسمه تعالی
    جمع بندی
    شکر
    پرسش:
    گفته می شود که پیامبر بر امتشان، بیشتر از سایر گناهان، از ناشکری نگران بودند و گفته می شود که ناشکری است که پیوند با خدا را قطع می کند و نه سایر گناهان و مانند اینها.

    اگر اینطور است، لطفاً دلایل عقلی و نقلی این مسئله را ذکر بفرمایید.


    پاسخ
    1-بنده چنین نقلی را در مجامع روایی پیدا نکردم. اگر حضرتعالی منبع چنین بیانی را در اختیار دارید، مطرح بفرمایید تا بتوانیم آن را مورد بحث قرار دهیم
    2-به طور کل، گناه کردن ناشکری محسوب می‌شود . امام صادق علیه السلام در بیانی فرمودند: «شُکرُ النِّعمَةِ إجتِنابُ المَحارِمِ: «شکر نعمت آن است که از گناهان پرهیز شود».[1]

    البته شكر نعمت مراحلى دارد:
    الف) شكر قلبى، كه انسان همه‏ نعمت‏ها را از خداوند بداند.[2]

    معتقد باشد كه همه نعمت ها از جانب حق و مستند به اوست. به اسباب ظاهري از مال و جاه، علم و قدرت، مقام و منصب، رئيس و مشترى و ساير وسائل مستند نداند . مثل اكثر مردم نباشد كه به زبان اظهار كنند كه همه نعمت‏ها مستند به حق است، ولى در باطن مستند به اين امور بدانند .[3]
    ب) شكر زبانى، نظير گفتن «الحمد لله»

    ج) شكر عملى، كه با انجام عبادات و صرف كردن عمر و اموال در مسير رضاى خدا و خدمت به مردم به دست مى ‏آيد.

    پی نوشت :
    1-نورالثقلین، ج 2، ص 529.
    2.‏مكارم شيرازى، تفسير نمونه،‏دار الكتب الإسلامية، تهران‏، 1374 ش‏، چاپ اول‏، ج 6، ص 264.
    3.طيب ‏، اطيب البيان في تفسير القرآن‏، انتشارات اسلام‏، تهران‏، 1378 ش‏، چاپ دوم‏، ج‏2 ، ص296.





  18. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود