صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا معرفت النفس همان معرفت الرب است ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    75
    حضور
    19 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    66

    اشاره آیا معرفت النفس همان معرفت الرب است ؟




    آیا انسان پس از شناخت خود به شناخت خدا میرسه یا همین که خود رو شناخت ، خداش رو شناخته ؟
    ویرایش توسط یا عالی : ۱۳۹۴/۰۹/۱۱ در ساعت ۱۸:۲۰

  2. صلوات ها 5




  3. انجمن گفتگوی دینی

    انجمن کفتگوی دینی

    لیست موضوعات جهت اطلاع رسانی

     

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    684
    حضور
    48 روز 10 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    18
    صلوات
    1995



    با نام و یاد دوست





    آیا معرفت النفس همان معرفت الرب است ؟








    کارشناس بحث: استاد سمیع


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط taaleb نمایش پست ها
    آیا انسان پس از شناخت خود به شناخت خدا میرسه یا همین که خود رو شناخت ، خداش رو شناخته ؟
    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید:

    کسی که خود را بشناسد، خدای خود را هم شناخته است. به تعبیری یکی از راه‌های خدا شناسی از طریق خود شناسی است که امیر المومنین علی علیه السلام دربیانی فرمودند:
    «من عرف نفسه فقد عرف ربه»[1]

    حضرت علامه حسن زاده آملی حفظه الله تعالی«
    رساله‏‌اى در بيان اين حديث كه از غرر احاديث است نوشته است كه تاكنون بيش از نود وجه معانى آن را در آن رساله گردآورده است؛ و آن را يكى از كلمات كتاب هزار و يك كلمه قرار داده است‏»[2]

    مثلا:
    1- همان طو رکه مدبر بدن واحد است، مدبر عالم هم واحد است.
    2-همان طور که نفس در یک مکان خاص، مثل جزئی خاص از اجزاء بدن قرار ندارد، بلکه با همه اجزاء است، حق تعالی هم مکان خاصی ندارد . بلکه با همه موجودات است[هو معکم اینما کنتم]
    3-همان طور که نفس در بدن لا تدرک بالابصار و لا تحس بالحواس، حق تعالی نیز با ابصار ظاهری و حواس ظاهری، ادراک نمی شود
    4-همان طور که این بدن در تحریک و تدبیرش نیاز به مقوم دارد که نفس باشد، این عالم عظیم نیز احتیاج به مقوم دارد که حق تعالی باشد
    5-همان طو ر که می شود کار یکی از قوای نفس را هم به نفس نسبت داد و هم به خود قوه، در مورد حق تعالی هم می شود کار مظاهر را هم به خود آن مظاهر نسبت داد و هم به حق تعالی







    پی نوشت:
    [1].غرر الحکم و درر الکلم،ص588
    [2].هزار و یک کلمه، کلمه 210

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۹/۱۶ در ساعت ۰۷:۱۱

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    «انسان راهى نزديك‏تر از خود براى رسيدن بمقامات معنوى ندارد.

    چرا از راه دريا و صحرا و آسمان و زمين در جستجوى حق باشد چرا «من عرف‏ نفسه‏ فقد عرف ربّه»، را ملاك كار خود قرار ندهد، خود كه عجيب‏ترين كتاب الهى است، چرا از خود شروع نكند، و كتاب وجود خود را فهميده ورق نزند، و كلمات وجودى خود را درست نخواند، و به اسرار اين كلمات دست نيابد.»

    پی نوشت:
    حضرت علامه حسن زاده آملی حفظه الله تعالی، مجموعه مقالات،ص75




  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    75
    حضور
    19 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    66



    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست ها
    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید:

    کسی که خود را بشناسد، خدای خود را هم شناخته است. به تعبیری یکی از راه‌های خدا شناسی از طریق خود شناسی است که امیر المونین علی علیه السلام دربیانی فرمودند:
    «من عرف نفسه فقد عرف ربه»[1]

    حضرت علامه حسن زاده آملی حفظه الله تعالی«
    رساله‏‌اى در بيان اين حديث كه از غرر احاديث است نوشته است كه تاكنون بيش از نود وجه معانى آن را در آن رساله گردآورده است؛ و آن را يكى از كلمات كتاب هزار و يك كلمه قرار داده است‏»[2]

    مثلا:
    1- همان طو رکه مدبر بدن واحد است، مدبر عالم هم واحد است.
    2-همان طور که نفس در یک مکان خاص، مثل جزئی خاص از اجزاء بدن قرار ندارد، بلکه با همه اجزاء است، حق تعالی هم مکان خاصی ندارد . بلکه با همه موجودات است[هو معکم اینما کنتم]
    3-همان طور که نفس در بدن لا تدرک بالابصار و لا تحس بالحواس، حق تعالی نیز با ابصار ظاهری و حواس ظاهری، ادراک نمی شود
    4-همان طور که این بدن در تحریک و تدبیرش نیاز به مقوم دارد که نفس باشد، این عالم عظیم نیز احتیاج به مقوم دارد که حق تعالی باشد
    5-همان طو ر که می شود کار یکی از قوای نفس را هم به نفس نسبت داد و هم به خود قوه، در مورد حق تعالی هم می شود کار مظاهر را هم به خود آن مظاهر نسبت داد و هم به حق تعالی







    پی نوشت:
    [1].غرر الحکم و درر الکلم،ص588
    [2].هزار و یک کلمه، کلمه 210
    علیک سلام
    تشکر از پاسختون
    آیا میتونیم بگیم معرفت النفس همان معرفت الرب است ؟

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط taaleb نمایش پست ها
    علیک سلام
    تشکر از پاسختون
    آیا میتونیم بگیم معرفت النفس همان معرفت الرب است ؟

    باسمه تعالی
    روایت در بیان عینیت نیست بلکه در حدیث «من عرف نفسه فقد عرف ربه» «فاء» در کلمه «فقد» فاء تفریع است و در جواب حرف شرط «من» آمده است. و اين بدان معناست كه شناخت خالق هستى از طريق معرفت نفس ؛ امكان پذير است ، بنابراين ثمره معرفت و شناخت نفس ، خداشناسى است .


  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    611
    حضور
    6 روز 17 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1951



    نقل قول نوشته اصلی توسط taaleb نمایش پست ها
    آیا انسان پس از شناخت خود به شناخت خدا میرسه یا همین که خود رو شناخت ، خداش رو شناخته ؟
    سلام علیکم و رحمه الله

    انسان همین که خودش رو شناخت به شناخت خداوند هم میرسه اما این نشان دهنده این است که خودشناسی هم کار مشکلی است

    اللهم عرفني نفسک فانک ان لم تعرفني نفسک لم اعرف نبيک.
    اللّهم عرفني نبيک فانک ان لم تعرفني نبيک لم اعرف حجتک.
    اللهم عرفني حجتک فانک ان لم تعرّفني حجتک ضللت عن ديني؛
    پروردگارا! خود را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناساني، نميتوانم پيغمبرت را بشناسم.
    پروردگارا! پيغمبرت را به من بشناسان که اگر پيغمبرت را به من نشناساني، نميتوانم حجت تو را بشناسم.
    پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان، که اگر حجت خود را به من نشناساني، دين خود را از دست ميدهم، و گمراه خواهم شد".

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    75
    حضور
    19 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    66



    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست ها

    باسمه تعالی
    روایت در بیان عینیت نیست بلکه در حدیث «من عرف نفسه فقد عرف ربه» «فاء» در کلمه «فقد» فاء تفریع است و در جواب حرف شرط «من» آمده است. و اين بدان معناست كه شناخت خالق هستى از طريق معرفت نفس ؛ امكان پذير است ، بنابراين ثمره معرفت و شناخت نفس ، خداشناسى است .
    برادر سوالم فقط در مورد روایت نبود .
    اگه بهره و حظّ عینی انسان از هستی ( خدا ) ، وجود خودشه ، پس معرفت نفس ، همون معرفت رب نخواهد بود ؟
    آیا هر نفسی ، خدای بدنش نیست ؟ در این صورت ، شناخت خود ، وسیله یا مقدّمه ی شناخت خداست یا عیناً خودش ؟
    آیا در وجود ذومراتب انسان ، هر شان عالی ، ربّ سطح دانی نیست ؟

  17. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    75
    حضور
    19 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    66



    نقل قول نوشته اصلی توسط عين الحيات نمایش پست ها
    سلام علیکم و رحمه الله

    انسان همین که خودش رو شناخت به شناخت خداوند هم میرسه اما این نشان دهنده این است که خودشناسی هم کار مشکلی است

    اللهم عرفني نفسک فانک ان لم تعرفني نفسک لم اعرف نبيک.
    اللّهم عرفني نبيک فانک ان لم تعرفني نبيک لم اعرف حجتک.
    اللهم عرفني حجتک فانک ان لم تعرّفني حجتک ضللت عن ديني؛
    پروردگارا! خود را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناساني، نميتوانم پيغمبرت را بشناسم.
    پروردگارا! پيغمبرت را به من بشناسان که اگر پيغمبرت را به من نشناساني، نميتوانم حجت تو را بشناسم.
    پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان، که اگر حجت خود را به من نشناساني، دين خود را از دست ميدهم، و گمراه خواهم شد".
    داداش همین که خودش رو شناخت ، به شناخت خداوند هم میرسه یعنی چی ؟
    بالاخره شناخت خود و خدا دو چیزن که یکی در پی دیگری میاد ، یا یک چیزن ، یا حالتی سوّم! ؟

  18. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط taaleb نمایش پست ها
    برادر سوالم فقط در مورد روایت نبود .
    اگه بهره و حظّ عینی انسان از هستی ( خدا ) ، وجود خودشه ، پس معرفت نفس ، همون معرفت رب نخواهد بود ؟
    آیا هر نفسی ، خدای بدنش نیست ؟ در این صورت ، شناخت خود ، وسیله یا مقدّمه ی شناخت خداست یا عیناً خودش ؟
    آیا در وجود ذومراتب انسان ، هر شان عالی ، ربّ سطح دانی نیست ؟
    باسمه تعالی
    با همین تعاریفی هم که شما از نفس داشتید که چه نقشی نسبت به بدن دارد ، در واقع گویای این مطلب هستید که خدا هم چنین نسبتی را با عالم دارد. پس شناخت نفس مقدمه می شود تا ما خدا را بشناسیم


  19. صلوات ها 2


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود