صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عدل و عشق الهی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    663
    حضور
    14 روز 13 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    809

    اشاره عدل و عشق الهی




    باسلام
    عذاب انسان باتوجه به رحمانیت خداسازگارنیست چگونه ممکن است انسان هادرزجرودرد باشند درحالی که خداوند عاشق بنده هاشه پس عدالت خداونددراینجابگونه ای دیگرتفسیرمیشود کسانی که موردظلم ظالمان قرارگرفتند ازعنایت الهی بیش تربهره میبرد وکسی که ظلم کرده کم ترازنعمت های خدابهره مند میشودواین منافاتی باعدالت خداوند ندارد بلکه بیانگررحمانیت وعشق به بنده های خودش میباشد پس تفسیرجهنم همانگونه که دردیگرقسمت های قران مثال زده شده برای عبرت باکنایه تفسیرجهنم یعنی روح تنها وروحی که ازنعمت الهی کمتربهره مند است
    یاحق
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۳/۱۱/۲۶ در ساعت ۱۳:۲۵

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,556
    حضور
    175 روز 13 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58349



    با نام و یاد دوست





    عدل و عشق الهی








    کارشناس بحث: استاد طاها


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    آیا بهتر این نیست در این ناسازگاری ظاهری به قرآن مراجعه کنیم و ببینیم طبق آیات قرآنی آیا حقیقتا میان عذاب و عشق و عدالت، ناسازگاری است یا اینکه فهم ما از این صفات دچار افراط و تفریط است؟

    بر اساس معارف قرآن،

    عذاب و زجر و دردی که به انسان میرسد چیزی جز باطن اعمالی که خود انسان در این دنیا مرتکب شده نیست. فردی را در نظر بگیرید که او را بیهوش کرده اند تا عمل جراحی رویش انجام دهند. او تا وقتی بیهوش است هیچ درد و رنجی را بابت بریده شدن عضوی از اعضایش حس نمیکند اما پس از به هوش آمدن درد جانکاهش را با تمام وجود حس میکند در حالیکه برش بدن او لحظاتی قبل از این بوده است.

    انسانها تا در این دنیا هستند عمدتا در حال اغما و بیهوشی به سر میبرند و حس نمیکنند که با گناهی که مرتکب میشوند چه زخمی به روح خویش میزنند اما پس از مرگ که پرده های غفلت از پیش چشمانمان زدوده میشود و به هوش می آییم درد جانکاه آن اعمالی که خود مرتکب شده ایم را با تمام وجود احساس میکنیم.

    از اینرو عذاب، بروز باطن عمل خود انسان است و پس از مرگ، باطن همان عمل است که تبدیل به آتش و هیزم دوزخ میشود و ما را در خود میسوزاند:

    إِنَّ الَّذينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ في‏ بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعيراً (نساء/10)

    وَ أَمَّا الْقاسِطُونَ فَكانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً (جن/15)

    يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ.(تحریم/6)

    از اینرو آنچه خود بر سر خویشتن می آوریم را نباید به پای خداوند بگذاریم و عذاب را در تهافت و ناسازگاری با رحمت الهی قلمداد کنیم:

    وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْديكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثيرٍ (شوری/30)

    عشق و رحمت خدا در ارسال انبیای ظاهر و قرار دادن وجدان و عقلی رهنما در وجود انسانها و نشان دادن راه خیر وشر به اوست:

    لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ. (حدید/25)

    وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها (شمس/7و8)

    نیز در این است که راه توبه در این دنیا و شفاعت در آن دنیا را برای بنده قرار داده است:

    قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ (زمر/ 53)

    و عدالت خدا در این است که هر کس را مطابق زشتی خطایش مجازات کند و میان مجازات کسی که در برابر معاصی مقاومت نشان داده و مجازات کسی که بی محابا تن به فسق و فجور میدهد و مجازات کسی که گاه دچار گناه میشود تفاوت گذارد:

    وَ الَّذينَ كَسَبُوا السَّيِّئاتِ جَزاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِها وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ما لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عاصِمٍ كَأَنَّما أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعاً مِنَ اللَّيْلِ مُظْلِماً أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ (یونس/27)

    جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ ذلِكَ جَزاءُ مَنْ تَزَكَّى (طه/76)

    هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلاَّ الْإِحْسانُ (الرحمن/60)

    بنابر آنچه بیان شد منظور از عذاب ظالم «بهره مندی کمتر از نعمات الهی» نیست بلکه حقیقتا جناب ظالم در آتش دوزخ خواهد سوخت و طعم نعمتهای الهی را مادام که در دوزخ است نخواهد چشید:

    لَهُمْ مِنْ جَهَنَّمَ مِهادٌ وَ مِنْ فَوْقِهِمْ غَواشٍ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمينَ (اعراف/41)

    قُلْ لِلَّذينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَ تُحْشَرُونَ إِلى‏ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمِهادُ (آل عمران/12)

    مِنْ وَرائِهِ جَهَنَّمُ وَ يُسْقى‏ مِنْ ماءٍ صَديدٍ (ابراهیم/16)

    إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِنا سَوْفَ نُصْليهِمْ ناراً كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَزيزاً حَكيماً (نساء/56)

    و بسیاری از آیاتی که در توصیف عذابهای دوزخ آمده است.

    دست برداشتن ازاین تصریحات قرآنی بدون ارائه دلیلی موجه، کمتر از انکار وجود خورشید نیست. ضمن اینکه تفسیر به رای است و روایات مکرری ما را از این عمل نهی کرده اند:
    قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ: مَا آمَنَ بِي مَنْ فَسَّرَ بِرَأْيِهِ كَلَامِي؛ کسی کلام مرا تفسیر به رای خود نماید به من ایمان نیاورده است. (وسائل‏الشيعة ج : 27 ص : 45)


    در پناه حق




  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    663
    حضور
    14 روز 13 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    809



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    آیا بهتر این نیست در این ناسازگاری ظاهری به قرآن مراجعه کنیم و ببینیم طبق آیات قرآنی آیا حقیقتا میان عذاب و عشق و عدالت، ناسازگاری است یا اینکه فهم ما از این صفات دچار افراط و تفریط است؟

    بر اساس معارف قرآن،

    عذاب و زجر و دردی که به انسان میرسد چیزی جز باطن اعمالی که خود انسان در این دنیا مرتکب شده نیست. فردی را در نظر بگیرید که او را بیهوش کرده اند تا عمل جراحی رویش انجام دهند. او تا وقتی بیهوش است هیچ درد و رنجی را بابت بریده شدن عضوی از اعضایش حس نمیکند اما پس از به هوش آمدن درد جانکاهش را با تمام وجود حس میکند در حالیکه برش بدن او لحظاتی قبل از این بوده است.

    انسانها تا در این دنیا هستند عمدتا در حال اغما و بیهوشی به سر میبرند و حس نمیکنند که با گناهی که مرتکب میشوند چه زخمی به روح خویش میزنند اما پس از مرگ که پرده های غفلت از پیش چشمانمان زدوده میشود و به هوش می آییم درد جانکاه آن اعمالی که خود مرتکب شده ایم را با تمام وجود احساس میکنیم.

    از اینرو عذاب، بروز باطن عمل خود انسان است و پس از مرگ، باطن همان عمل است که تبدیل به آتش و هیزم دوزخ میشود و ما را در خود میسوزاند:

    إِنَّ الَّذينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ في‏ بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعيراً (نساء/10)

    وَ أَمَّا الْقاسِطُونَ فَكانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً (جن/15)

    يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ.(تحریم/6)

    از اینرو آنچه خود بر سر خویشتن می آوریم را نباید به پای خداوند بگذاریم و عذاب را در تهافت و ناسازگاری با رحمت الهی قلمداد کنیم:

    وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْديكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثيرٍ (شوری/30)

    عشق و رحمت خدا در ارسال انبیای ظاهر و قرار دادن وجدان و عقلی رهنما در وجود انسانها و نشان دادن راه خیر وشر به اوست:

    لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ. (حدید/25)

    وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها (شمس/7و8)

    نیز در این است که راه توبه در این دنیا و شفاعت در آن دنیا را برای بنده قرار داده است:

    قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ (زمر/ 53)

    و عدالت خدا در این است که هر کس را مطابق زشتی خطایش مجازات کند و میان مجازات کسی که در برابر معاصی مقاومت نشان داده و مجازات کسی که بی محابا تن به فسق و فجور میدهد و مجازات کسی که گاه دچار گناه میشود تفاوت گذارد:

    وَ الَّذينَ كَسَبُوا السَّيِّئاتِ جَزاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِها وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ما لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عاصِمٍ كَأَنَّما أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعاً مِنَ اللَّيْلِ مُظْلِماً أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ (یونس/27)

    جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ ذلِكَ جَزاءُ مَنْ تَزَكَّى (طه/76)

    هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلاَّ الْإِحْسانُ (الرحمن/60)

    بنابر آنچه بیان شد منظور از عذاب ظالم «بهره مندی کمتر از نعمات الهی» نیست بلکه حقیقتا جناب ظالم در آتش دوزخ خواهد سوخت و طعم نعمتهای الهی را مادام که در دوزخ است نخواهد چشید:

    لَهُمْ مِنْ جَهَنَّمَ مِهادٌ وَ مِنْ فَوْقِهِمْ غَواشٍ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمينَ (اعراف/41)

    قُلْ لِلَّذينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَ تُحْشَرُونَ إِلى‏ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمِهادُ (آل عمران/12)

    مِنْ وَرائِهِ جَهَنَّمُ وَ يُسْقى‏ مِنْ ماءٍ صَديدٍ (ابراهیم/16)

    إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِنا سَوْفَ نُصْليهِمْ ناراً كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَزيزاً حَكيماً (نساء/56)

    و بسیاری از آیاتی که در توصیف عذابهای دوزخ آمده است.

    دست برداشتن ازاین تصریحات قرآنی بدون ارائه دلیلی موجه، کمتر از انکار وجود خورشید نیست. ضمن اینکه تفسیر به رای است و روایات مکرری ما را از این عمل نهی کرده اند:
    قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ: مَا آمَنَ بِي مَنْ فَسَّرَ بِرَأْيِهِ كَلَامِي؛ کسی کلام مرا تفسیر به رای خود نماید به من ایمان نیاورده است. (وسائل‏الشيعة ج : 27 ص : 45)


    در پناه حق


    باسلام
    ماهرگزقصد تعریف به رای نداشتیم شاید دربعضی ازتایپیک هاصرفا درزمان بیکاری چرت وپرت نوشته باشم بدون اینکه مطلب شخص راکامل بخوانم امااپرازاین تایپیک دیدن میکنن همین جاازشون عذرمیخوام مثل جناب باءومحی الدین اماتایپیک هایی هم بوده که سعی شده باحداکثرعلم ازان شخن گوییم که کاملا مشهوداست
    دراین موردهم تفسیربه رای نمیکنیم بلکه میتوانیم ان رااثبات کنیم
    اولا مگرنه اینکه هرکه خلاف فرمان خداکند عذاب میشود مگرادم وهواچنین نکردند پس چرااتش دامن گیرانان نشد بلکه انچه دامن گیرانان شددوری,ازرحمت الهی بودکه نتیجه اش ازبهشت بیرون شدن وبه جایگاهی پست ترازبهشت رفتن که کاملا بارزاست
    ثانیا البته امیدوارم این تفسیربه رای نباشه اماشایدان اتشی که خداوندازان یادمیکندواقعا اتشی نیست که ماتصورمیکنیم
    خداونددرقران میفرمایدبه اتش امرکردیم سرد باش تااینجا یعنی اتش یانار میتواندهم چنان اتش باشد درعین حال پتانسیل سرما دروجودش باشددرادامه میفرمایند ,,وسلامت,,یعنی اتش میتواند اتش باشد امابه قدری سردباشد که حضرت ابراهیم ع ازسرماتلف شود به همین دلیل گفته میشود اتش سلامت باش پس مابه لفظ,اتش نمیتونیم استنادکنیم
    اتشی که میتوانداتش باشدوگرماازذاتیاتش نباشد میتواندهرچیزی باشد
    حقیرهم چنان گمان میبرم منظورازاتش وعذاب روح دورازرحمت الهی وروح تنهاست
    مطلب مهم دیگری هم هست که به دلیل طولانی شدن مطلب درکامنت بعدبیان میکنیم
    یاحق

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    نقل قول نوشته اصلی توسط احمد نمایش پست ها
    ما هرگز قصد تفسیر به رای نداشتیم
    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    در پاسخ به فرمایشات شما چند نکته عرض میشود:

    1. آنچه در پایان پست پیشین عرض شد صرفا تذکری دوستانه بود. لطفا بد برداشت نکنید.

    2. درست است که هر کس خلاف فرمان خدا عمل کند مستحق عذاب است اما عذاب الهی در «گرفتاری به آتش» خلاصه نمیشود بلکه مطابق با مخالفتی که صورت گرفته، عذاب الهی هم مصادیق متفاوتی خواهد داشت. آدم و حوا مرتکب ترک اولی شدند و نتیجه آن اخراج از جنتی بود که در آن سکنی داده شده بودند. عذاب قوم نوح، غرق شدن بود؛ عذاب قارون، فرو رفتن در زمین و... .

    همینجا عرض کنیم که «عذاب الهی» جدا از «دوری از رحمت خدا» نیست و از اینرو همان مطلبی که درباره عذاب بیان شد در این مورد هم صادق است یعنی «دوری از رحمت الهی» ضمن مصادیق مختلفی تحقق می یابد: آتش، زلزله، طوفان،... .

    3. گرچه ما به حقیقت آتش دوزخ آگاهی کامل نداریم اما این به خودی خود دلیل نمیشود که آنرا به «رحمت کمتر» تفسیر کنیم نه پدیده ای دردآور. ضمن اینکه قرآن اوصافی برای آتش دوزخ و در کل، توصیف جهنم بیان میکند که هر گونه تردید درباره درد آور بودن آن را برطرف میکند:

    در سوره آل عمران میفرماید:
    قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَ تُحْشَرُونَ إِلىٰ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ اَلْمِهٰادُ ﴿١٢﴾

    در سوره نبأ:
    إِنَّ جَهَنَّمَ كٰانَتْ مِرْصٰاداً ﴿٢١﴾ لِلطّٰاغِينَ مَآباً ﴿٢٢﴾ لاٰبِثِينَ فِيهٰا أَحْقٰاباً ﴿٢٣﴾ لاٰ يَذُوقُونَ فِيهٰا بَرْداً وَ لاٰ شَرٰاباً ﴿٢۴﴾ إِلاّٰ حَمِيماً وَ غَسّٰاقاً ﴿٢۵﴾ جَزٰاءً وِفٰاقاً ﴿٢۶﴾

    در سوره نساء:
    إِنَّ اَلَّذِينَ كَفَرُوا بِآيٰاتِنٰا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نٰاراً كُلَّمٰا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنٰاهُمْ جُلُوداً غَيْرَهٰا لِيَذُوقُوا اَلْعَذٰابَ إِنَّ اَللّٰهَ كٰانَ عَزِيزاً حَكِيماً ﴿نساء/۵۶﴾

    در سوره همزه:
    كَلاّٰ لَيُنْبَذَنَّ فِي اَلْحُطَمَةِ ﴿۴﴾ وَ مٰا أَدْرٰاكَ مَا اَلْحُطَمَةُ ﴿۵﴾ نٰارُ اَللّٰهِ اَلْمُوقَدَةُ ﴿۶﴾ اَلَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى اَلْأَفْئِدَةِ ﴿٧﴾ إِنَّهٰا عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ ﴿٨﴾ فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ ﴿٩﴾

    و در سوره ابراهیم:
    يَوْمَ تُبَدَّلُ اَلْأَرْضُ غَيْرَ اَلْأَرْضِ وَ اَلسَّمٰاوٰاتُ وَ بَرَزُوا لِلّٰهِ اَلْوٰاحِدِ اَلْقَهّٰارِ ﴿۴٨﴾ وَ تَرَى اَلْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُقَرَّنِينَ فِي اَلْأَصْفٰادِ ﴿۴٩﴾ سَرٰابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرٰانٍ وَ تَغْشىٰ وُجُوهَهُمُ اَلنّٰارُ ﴿۵٠﴾ لِيَجْزِيَ اَللّٰهُ كُلَّ نَفْسٍ مٰا كَسَبَتْ إِنَّ اَللّٰهَ سَرِيعُ اَلْحِسٰابِ ﴿۵١﴾

    و در سوره مُلک:
    وَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذٰابُ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ اَلْمَصِيرُ ﴿۶﴾ إِذٰا أُلْقُوا فِيهٰا سَمِعُوا لَهٰا شَهِيقاً وَ هِيَ تَفُورُ ﴿٧﴾ تَكٰادُ تَمَيَّزُ مِنَ اَلْغَيْظِ... (8)

    و در سوره هود:
    فَأَمَّا اَلَّذِينَ شَقُوا فَفِي اَلنّٰارِ لَهُمْ فِيهٰا زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ ﴿١٠۶﴾

    و در بسیاری دیگر از آیات.

    4. درباره آتشی که حضرت ابراهیم در آن افکنده شد نیز توجه به دو نکته ضروری است:

    اولا آتش ابراهیم آتش دنیوی بود

    و ثانیا آتش عذاب الهی نبود بلکه آتش بت پرستان بود.

    این دو امر باعث میشود در مقایسه آتش دوزخ و آتش دنیا با احتیاط بیشتری سخن بگوییم. ضمنا توصیفی که خداوند از آتش دوزخ دارد بگونه ای است که میفهمیم سوزندگی از لوازم انفکاک ناپذیر آن است. مشاهده آیات بالا و دیگر آیات در این باره به خوبی این برداشت را اثبات میکند.

    در پناه حق



  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    عاشق مطالعه و کسب دانش
    نوشته
    443
    حضور
    6 روز 3 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1400



    نقل قول نوشته اصلی توسط احمد نمایش پست ها
    باسلام
    عذاب انسان باتوجه به رحمانیت خداسازگارنیست چگونه ممکن است انسان هادرزجرودرد باشند درحالی که خداوند عاشق بنده هاشه پس عدالت خداونددراینجابگونه ای دیگرتفسیرمیشود کسانی که موردظلم ظالمان قرارگرفتند ازعنایت الهی بیش تربهره میبرد وکسی که ظلم کرده کم ترازنعمت های خدابهره مند میشودواین منافاتی باعدالت خداوند ندارد بلکه بیانگررحمانیت وعشق به بنده های خودش میباشد پس تفسیرجهنم همانگونه که دردیگرقسمت های قران مثال زده شده برای عبرت باکنایه تفسیرجهنم یعنی روح تنها وروحی که ازنعمت الهی کمتربهره مند است
    یاحق
    سلام.شما تفسیرتون از رحمان و رحمت بودن اشتباست...کاملا اشتباست

    ببین فکر کن مثلا خدا در واقع پدرته...ایاا بابات وقتی کاری میکنی گوشتو نمیپیچونه؟ ایا تشویقت نمیکنه؟

    خب خدا هم همینطوره رحمت خدا میچربه به غضبش... اتفاقا این عین عدالته


  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    663
    حضور
    14 روز 13 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    809



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها


    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    در پاسخ به فرمایشات شما چند نکته عرض میشود:

    1. آنچه در پایان پست پیشین عرض شد صرفا تذکری دوستانه بود. لطفا بد برداشت نکنید.

    2. درست است که هر کس خلاف فرمان خدا عمل کند مستحق عذاب است اما عذاب الهی در «گرفتاری به آتش» خلاصه نمیشود بلکه مطابق با مخالفتی که صورت گرفته، عذاب الهی هم مصادیق متفاوتی خواهد داشت. آدم و حوا مرتکب ترک اولی شدند و نتیجه آن اخراج از جنتی بود که در آن سکنی داده شده بودند. عذاب قوم نوح، غرق شدن بود؛ عذاب قارون، فرو رفتن در زمین و... .

    همینجا عرض کنیم که «عذاب الهی» جدا از «دوری از رحمت خدا» نیست و از اینرو همان مطلبی که درباره عذاب بیان شد در این مورد هم صادق است یعنی «دوری از رحمت الهی» ضمن مصادیق مختلفی تحقق می یابد: آتش، زلزله، طوفان،... .

    3. گرچه ما به حقیقت آتش دوزخ آگاهی کامل نداریم اما این به خودی خود دلیل نمیشود که آنرا به «رحمت کمتر» تفسیر کنیم نه پدیده ای دردآور. ضمن اینکه قرآن اوصافی برای آتش دوزخ و در کل، توصیف جهنم بیان میکند که هر گونه تردید درباره درد آور بودن آن را برطرف میکند:

    در سوره آل عمران میفرماید:
    قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَ تُحْشَرُونَ إِلىٰ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ اَلْمِهٰادُ ﴿١٢﴾

    در سوره نبأ:
    إِنَّ جَهَنَّمَ كٰانَتْ مِرْصٰاداً ﴿٢١﴾ لِلطّٰاغِينَ مَآباً ﴿٢٢﴾ لاٰبِثِينَ فِيهٰا أَحْقٰاباً ﴿٢٣﴾ لاٰ يَذُوقُونَ فِيهٰا بَرْداً وَ لاٰ شَرٰاباً ﴿٢۴﴾ إِلاّٰ حَمِيماً وَ غَسّٰاقاً ﴿٢۵﴾ جَزٰاءً وِفٰاقاً ﴿٢۶﴾

    در سوره نساء:
    إِنَّ اَلَّذِينَ كَفَرُوا بِآيٰاتِنٰا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نٰاراً كُلَّمٰا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنٰاهُمْ جُلُوداً غَيْرَهٰا لِيَذُوقُوا اَلْعَذٰابَ إِنَّ اَللّٰهَ كٰانَ عَزِيزاً حَكِيماً ﴿نساء/۵۶﴾

    در سوره همزه:
    كَلاّٰ لَيُنْبَذَنَّ فِي اَلْحُطَمَةِ ﴿۴﴾ وَ مٰا أَدْرٰاكَ مَا اَلْحُطَمَةُ ﴿۵﴾ نٰارُ اَللّٰهِ اَلْمُوقَدَةُ ﴿۶﴾ اَلَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى اَلْأَفْئِدَةِ ﴿٧﴾ إِنَّهٰا عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ ﴿٨﴾ فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ ﴿٩﴾

    و در سوره ابراهیم:
    يَوْمَ تُبَدَّلُ اَلْأَرْضُ غَيْرَ اَلْأَرْضِ وَ اَلسَّمٰاوٰاتُ وَ بَرَزُوا لِلّٰهِ اَلْوٰاحِدِ اَلْقَهّٰارِ ﴿۴٨﴾ وَ تَرَى اَلْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُقَرَّنِينَ فِي اَلْأَصْفٰادِ ﴿۴٩﴾ سَرٰابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرٰانٍ وَ تَغْشىٰ وُجُوهَهُمُ اَلنّٰارُ ﴿۵٠﴾ لِيَجْزِيَ اَللّٰهُ كُلَّ نَفْسٍ مٰا كَسَبَتْ إِنَّ اَللّٰهَ سَرِيعُ اَلْحِسٰابِ ﴿۵١﴾

    و در سوره مُلک:
    وَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذٰابُ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ اَلْمَصِيرُ ﴿۶﴾ إِذٰا أُلْقُوا فِيهٰا سَمِعُوا لَهٰا شَهِيقاً وَ هِيَ تَفُورُ ﴿٧﴾ تَكٰادُ تَمَيَّزُ مِنَ اَلْغَيْظِ... (8)

    و در سوره هود:
    فَأَمَّا اَلَّذِينَ شَقُوا فَفِي اَلنّٰارِ لَهُمْ فِيهٰا زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ ﴿١٠۶﴾

    و در بسیاری دیگر از آیات.

    4. درباره آتشی که حضرت ابراهیم در آن افکنده شد نیز توجه به دو نکته ضروری است:

    اولا آتش ابراهیم آتش دنیوی بود

    و ثانیا آتش عذاب الهی نبود بلکه آتش بت پرستان بود.

    این دو امر باعث میشود در مقایسه آتش دوزخ و آتش دنیا با احتیاط بیشتری سخن بگوییم. ضمنا توصیفی که خداوند از آتش دوزخ دارد بگونه ای است که میفهمیم سوزندگی از لوازم انفکاک ناپذیر آن است. مشاهده آیات بالا و دیگر آیات در این باره به خوبی این برداشت را اثبات میکند.

    در پناه حق

    دوست عزیزوگرانقدرسلام
    فرمودید عذاب الهی به اقتضای گناه متفاوت است ادم وهوادوری ازرحمت وقوم نوح غرق شدن
    کارشناس محترم قران بسیارمثال وکنایه زده اماماکه منظورپروردگاررونمیدونیم
    چرانپذیریم ادم وهواوقوم نوح صرفاکنایه وایجادبازدارنگی برای عدم گناه درانسان هابیان شده باشد
    واینکه فرمودیددوری ازرحمت موجب زلزله و...میشه این ممکن نیست دوری به معنای بهره مندی کم ترهست نه صرفا عذابی غیرازدردازدوری رحمت فرضا دوخانه برای دوانسان یکی مجلل دیگری پست تر

    وامااینکه فرمودیددرداور بایدبگم هم چنین اولاتفسیری ازدرددران دنیانداریم
    وثانیاروح تنهاهم دردناک است چه بساازدیدخداوندکه رحمان ورحیم است دردی کوچک تنهایی رابه دردی بزرگ وعلیم بیان کنند که البته دلایل زیادی میتواندداشته باشدمن جمله محبت ورحمت خداهم چنین بازدارنگی ازگناه
    واینکه فرمودید اتش برحضرت ابراهیم اتش دنیوی بودخب باپذیرش این سخن ازشماگفته حقیرغلط نمیباشد چراکه عذابش دردسوختن راندارد پس اتش اخرت متفاوت است بااتشی که مابیان میکنیم یعنی گفته قران اتش دنیوی نیست ,,,,,,,,دراخرت گوشت وپوست انسان برمیگردد واگرمنظوراتش دنیوی نباشدشما گفته حقیرمبنی برروح تنهاراتایید کرده اید
    وامادرموردقسمت اخربهتراست به شرح ومعنی دقیق ترایات بپردازیم
    یاحق

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    663
    حضور
    14 روز 13 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    809



    نقل قول نوشته اصلی توسط 40tobe نمایش پست ها


    سلام.شما تفسیرتون از رحمان و رحمت بودن اشتباست...کاملا اشتباست

    ببین فکر کن مثلا خدا در واقع پدرته...ایاا بابات وقتی کاری میکنی گوشتو نمیپیچونه؟ ایا تشویقت نمیکنه؟

    خب خدا هم همینطوره رحمت خدا میچربه به غضبش... اتفاقا این عین عدالته
    باسلام
    شایدهم حقیردرتفسیراشتباه میکنم
    وبه احتمال زیادنیزچنین است اماباید به تفسیردقیق ایات پی ببریم شایدهیچ کدام ازتفسیرهادرست نیست
    یاحق

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    عاشق مطالعه و کسب دانش
    نوشته
    443
    حضور
    6 روز 3 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1400



    نقل قول نوشته اصلی توسط احمد نمایش پست ها
    وبه احتمال زیادنیزچنین است اماباید به تفسیردقیق ایات پی ببریم شایدهیچ کدام ازتفسیرهادرست نیست
    سلام.کتاب به امید رحمت الهی بخون...تموم جواب سوالاتت درباره رحمان و رحمت خدا به نگارش فرحزاد توش هست


  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    نقل قول نوشته اصلی توسط احمد نمایش پست ها
    فرمودید عذاب الهی به اقتضای گناه متفاوت است ادم وهوادوری ازرحمت وقوم نوح غرق شدن
    کارشناس محترم قران بسیارمثال وکنایه زده اماماکه منظورپروردگاررونمیدونیم
    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    اگر منظورتان این است که قرآن مجموعه ای از گفتارهای مبهم با کنایه های نامفهوم است این ادعا مخالف با تصریح خود قرآن است که فرمود:

    وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ (قمر/17)

    جالب است این آیه چهار بار در همین سوره قمر تکرار شده است: آیات: 17 – 22 – 32 – 40.

    اگر ما منظور پروردگار را از آیاتی که در قرآن بیان فرموده نمیفهمیم پس چرا به تدبر در آیات امر میکند:

    أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها
    (محمد/24)

    و اگر قرار است ما کنایه ها و مثلهای قرآنی را درک نکنیم چرا امر به تذکر نموده است:

    وَ لَقَدْ ضَرَبْنا لِلنَّاسِ في‏ هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ (زمر/27)

    با توجه به آیات یاد شده نکته دیگری به صراحت (نه کنایه و مثال) از قرآن استفاده میشود و آن اینکه:

    اصل اولیه در فهم قرآن مراجعه به ظاهر آیات است.

    بله ، در قران هم آیات محکمات است و هم متشابهات. از همینروست که ما شیعیان معتقدیم فهم ما از قرآن باید به تایید پیامبر و پس از او به تایید امام معصوم برسد. مفسران بزرگ شیعه نیز از همین مسیر به فهم و ارائه معارف قرآن پرداخته اند و هیچیک نگفته اند ما از آیات قرآن و نیز کنایه های او هیچ نمیفهمیم و یا باید از ظاهر بسیاری از آیات دست کشید و نیز هیچیک داستانهای قرآنی از قبیل سرگذشت قوم نوح را کنایه و مثل صرف ندانسته اند.

    با دقت در آنچه بیان شد پاسخ مطالبی که در ادامه فرموده اید نیز روشن میشود:

    ـ دوری از رحمت خدا خود نوعی عذاب است که بستر ساز عذابهای دیگر میتواند باشد: برای یکی سلب حیات خوش و برای یکی سلب حیاط مجلل.

    ـ درست است که ممکن است کمیت و کیفیت حقیقت عذاب و درد آن دنیایی برای ما که در این دنیا هستیم قابل درک نباشد اما اصل وجود واقعیتی به نام عذاب و درد حداقل فهمی است که از آیات مربوط به جهنم و عذاب به دست می آید. آیا اگر چنین نبود وعید و ترساندن ظالمین معنایی میداشت:

    وَ كَذلِكَ أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا وَ صَرَّفْنا فيهِ مِنَ الْوَعيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْراً (طه/113)

    ـ نکته پایانی نیز اینکه ما هم نگفتیم آتش جهنم با آتش دنیا یکسان است بلکه عرض شد اگر آتش دنیا میتواند نسوزاند این را نمیتوان قرینه ای گرفت بر اینکه آتش دوزخ هم میتواند نسوزاند. به عبارت دیگر شاید سوزندگی در آتش دنیایی جزو لوازم آن نباشد اما توصیفی که خداوند از آتش دوزخ دارد جای تردیدی نمیگذارد که سوزندگی از لوازم انفکاک ناپذیر آتش دوزخ است.

    در پناه حق

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود