صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نقش جسم در روح و ايمان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اردیبهشت 1393
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,044
    صلوات
    2677
    حضور
    56 روز 22 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اشاره نقش جسم در روح و ايمان




    سلام
    چگونه مي توان ثابت كرد كه ويژه گي هاي روحي مثل ايمان،عناد،ترس و شجاعت نتيجه عمل كرد جبري جسم نيستند؟
    ویرایش توسط bina88 : 1393/10/30 در ساعت 06:06

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن 1391
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    20,382
    صلوات
    54812
    حضور
    152 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    36



    با نام و یاد دوست





    نقش جسم در روح و ايمان








    کارشناس بحث: استاد صادق


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تیر 1392
    نوشته
    7,313
    صلوات
    27050
    حضور
    178 روز 11 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    سلام
    چگونه مي توان ثابت كرد كه ويژه گي هاي روحي مثل ايمان،عناد،ترس و شجاعت نتيجه عمل كرد جبري جسم نيستند؟
    باسلام وتشکر.
    گرچه مراد ملا علی گرامی از عمل جبری جسم روشن ولی در جواب عجالتاباید گفت :
    نقش اصلی در عمل کرده آدمی روح اوست
    تمام بدن مرتبه ای از مراتب نفس است و شأنی از شون نفس ، اگر نفس نباشد انسانی نیست حقیقت انسان به نفس داشتن اوست وگرنه جمادی بیش نیست
    اگر از انسان اعمالی سر می زند بدن وهمه اعضای بدنی در واقع ابزار کار روح انسان است صفات یاد شده درپرسش همه از آن روح وعمل روح است ونیجه کار کرد روح است
    جسم در شکل گیری آن نقشی ندارد . اگر نقشی برای جسم در صدور عمل از انسان مطرح باشد نقش واسطه بودن است .

    تازه مسله جبر هم خودش نکته مبهم در کلام آن عزیز است ومعلوم نیست که مراد اوچیست ؟
    چون مسله جبر اساسا منتفی است انسان موجو مختار است بخصوص جسم کارش جبری نیست ، زیرا جسم تحت فرمان روح وارد عمل می شود وروح هم در کار مختار است ونه مجبور .


  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان 1392
    نوشته
    2,218
    صلوات
    3885
    حضور
    30 روز 18 ساعت 30 دقیقه
    وبلاگ
    21
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    سلام
    چگونه مي توان ثابت كرد كه ويژه گي هاي روحي مثل ايمان،عناد،ترس و شجاعت نتيجه عمل كرد جبري جسم نيستند؟
    سلام
    دو یا سه مرجع برای تحقیق این معنا هست
    1- علم : که دایره بررسی هایش جسم است و نمی تواند این مساله را بررسی کند چون یک طرف قضیه از دسترس او خارج است
    2- عقل : برهان عقلی توانسته بعد فرامادی را برای جهان و انسان ثابت کند بلکه توانسته به این واقعیت برسد که جسم ابزاری برای تابش صفات روح و تکامل آن است لذا از آنجا که جسم محل تابش صفات روح است قاعدتا ویژگیهایش نیز در تابش دخیل میشود لذا ویژگی های جسمانی در اوصاف روحانی اثر می گذارد اما هرچه روح قویتر شود این تاثیر کاهش می یابد تا جایی که روح در افعالش بی نیاز از جسم می شود . در این بیان مختصر اصل تاثیر جسم در روح و اوصافش مورد تایید قرار گرفت اما نه این تاثیر دائمی است و نه می توان این تاثیر را جبری دانست چون جبر به عامل خارجی بر می گردد در حالیکه اینجا عامل خارجی وجود ندارد و موجود در اوصاف و ویژگیهای خودش مقید است
    3- نقل دینی : دین هم تبعیت جسم از روح را تایید کرده و میزان این تبعیت را به قدرت روح مرتبط دانسته است در روایتی از امام صادق ع می خوانیم که جسم از انجام آنچه روح بدان توجه قوی داشته باشد عاجز نمی ماند در باب اختیار هم که موضع دین همان بحث امر بین الامرین است و قاعدتا می بایست جسم را بعنوان شانی از شوون وجودی انسان با تاثیرگذاریهای خاصش بپذیرد
    البته بحث تکون روح از جسم از نظر عقل و نقل هم بحث بسیار مهمی است که در صورت نیاز مطرح می شود
    یا علیم

    ویرایش توسط محی الدین : 1393/09/11 در ساعت 14:12
    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای

    داستانی "الهام" در
    www.larmoshaver.ir



  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اردیبهشت 1393
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,044
    صلوات
    2677
    حضور
    56 روز 22 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    اگر از انسان اعمالی سر می زند بدن وهمه اعضای بدنی در واقع ابزار کار روح انسان است صفات یاد شده درپرسش همه از آن روح وعمل روح است ونیجه کار کرد روح است
    جسم در شکل گیری آن نقشی ندارد
    سلام
    چه كسي گفته كه جسم بر روح تاثير گذار نيست؟؟؟؟؟؟
    پس تعديل مزاج براي چيست؟
    و اينكه چرا حضرت علي (ع) براي داشتن فرزند شجاع زن شجاع اختيار كرد؟؟
    تاثيرپذيري روح و روان از جسم امري روشن است

    حال سوال اينه كه چگونه ميتوان ثابت كرد كه ويژه گي هايي مثل ايمان و كفر هم منشاء جسماني ندارد؟؟

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان 1393
    علاقه
    عاشق مطالعه و کسب دانش
    نوشته
    444
    صلوات
    1398
    حضور
    6 روز 3 ساعت 34 دقیقه
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ایمان و روح نه جسم میخواد و نه چیزی امثال این...ایمان قوی عقل قوی میخواد...من کسایی رو میشناسم که بدنشون ضعیفه و مریضن اما ایمانشون زیاده

  13. #7

    عضویت
    جنسیت تیر 1392
    نوشته
    7,313
    صلوات
    27050
    حضور
    178 روز 11 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    سلام
    چه كسي گفته كه جسم بر روح تاثير گذار نيست؟؟؟؟؟؟
    پس تعديل مزاج براي چيست؟
    و اينكه چرا حضرت علي (ع) براي داشتن فرزند شجاع زن شجاع اختيار كرد؟؟
    تاثيرپذيري روح و روان از جسم امري روشن است

    حال سوال اينه كه چگونه ميتوان ثابت كرد كه ويژه گي هايي مثل ايمان و كفر هم منشاء جسماني ندارد؟؟
    باسلام وتشکر.
    اگر درخاطر تان باشد پرسش قبل شما مبهم بود لذا اجمالا نکته های تقدیم شد .
    در این نوبت گرچه منظور تان باز هم نیمه مبهم است ولی اگر مراد این مسله است باید گفت :
    رابطه بين روح و بدن رابطه قيومي و تدبيري است. يعني روح است که حيات و انسجام بدن را حفظ کرده است و آن را اداره مي کند و از اين راه کمالات خود را کسب مي کند. (1) ديدن و شنيدن و طي مسافت و اداره کردن و حرف زدن و ... همه کار روح است و اعضاء بدن تنها معد و زمنيه سازند يعني زمينه را براي فعاليت روح مهيا مي کنند. از همين روست که انسان مي تواند در خواب ( رؤيا ) ببيند و بشنود بدون اينکه از چشم و گوش استفاده کند. حال اگر در جسم نقصي حاصل شود و بدن قابليت خود را براي پذيرش تدبير روح از دست بدهد روح قادر به فعاليت از طريق بدن نخواهد بود مثلا اگر چشم کور شود، روح نخواهد توانست از طريق آن عالم را مشاهده کند.
    همين طور اگر مناطقي از مغز آسيب ببيند. ارتباط روح با بدن محدودتر خواهد شد اگر مراکز مربوط به سخن گفتن در مغز آسيب ببيند روح نخواهد توانست از طريق بدن تکلم کند و اگر بخشهاي مربوط به اعمال اراده آسيب ببيند روح از اعمال اراده خود عاجز خواهد شد. در کساني که دچار بيهوشي مي شوند، مراکزي از مغز که مربوط به هوشياري و آگاهي است موقتا از کار مي افتد. روح در چنين مواقعي تلاش خواهد کرد که آسيب وارده را برطرف کند اگر موفق شد، دوباره نقش تدبيري خود را از سر خواهد گرفت در حالت مرگ مغزي که شخص تنها حيات گياهي دارد تمام مغز از کار مي افتد الا مخچه که مسئول اعضاء حياتي بدن است.
    اگر در چنين انساني بتوان مغز را دوباره احياء کرد روح دوباره کار خود را از سر خواهد گرفت حتي اگر بتوان از راه علمي يا از راه اعجاز بدن شخص مرده اي را مثل زمان زنده بودنش تعمير کرد، باز روح نقش تدبيري خود را در آن بدن ايفاء خواهد کرد.
    البته در ارتباط با روح و ارتباط آن با بدن سوالات بسیاری وجود دارد که شاید هنوز پاسخ روشنی نه از طرف علم و نه از طرف فلسفه به آن ها داده نشده است و شاید در آینده با رشد علم و فلسفه پاسخ هائی در خور پیدا کنند.
    مانند این که: بعد از ارتباط روح با بدن ، مسلما روح از تأثيرات جسمى به شدت متأثر مى‌شود؛ مثلاً، سيستم عصبى و مغز و بعضى از اعضاى ديگر بدن هم ـ مثل قلب ـ در ايجاد رابطه بين جسم و روح نقش مهمى دارند، اما اينكه تا چه اندازه نقش دارند و كيفيت اين ارتباط چگونه است به درستى روشن نيست
    مساله دیگر این است که : آيا در زمانى كه روح به بدن تعلق دارد، مى‌تواند مستقل از بدن كارى را انجام دهد يا اين كه انجام هر كارى بايد توسط بدن و ارگان هاى جسمى، بخصوص سيستم مغز و اعصاب انجام شود؟ به تعبير ديگر، آيا مى‌توان كارى را به خود روح نسبت داد، به گونه‌اى كه به بدن و اعضاى بدن احتياج نداشته باشد؟
    مساله دیگر این که آيا قطع ارتباط روح با بدن، تنها در صورتى است كه اختلالى اساسى در بدن، مخصوصاً در مغز و سيستم عصبى بوجود بيايد؛ به تعبير ديگر، آيا روح مى‌تواند ارتباطش را با بدنى كه كاملا سالم است قطع كند؟ اين مسئله هم از لحاظ علمى حل نشده است، ولى شواهد خاصى وجود دارد كه تفكيك روح از بدن براى بعضى از افرادى - كه داراى قوت روح هستند - ممكن است. كسانى كه قدرت خلع دارند، مى‌توانند به طور كلى از بدن جدا شوند و زمان كم يا زيادى را بدون بدن به سر ببرند و مجدداً به بدن برگردند. به اين عمل اصطلاحاً «مرگ اختيارى» مى‌گويند. شايد الان هم كسانى باشند كه اين قدرت را داشته باشند، ولى امكان اين عمل، از لحاظ علمى ثابت نشده است، زيرا اولا: چنين مواردى كمياب است. ثانياً: اين عمل از نظر علمی تجربه پذير نيست. ثالثاً: كسانى كه از چنين قدرتى برخوردارند موضوع را اظهار نمى‌كنند و خود را در اختيار ديگران قرار نمى‌دهند كه بر روى آن ها تجربه شود و معلوم گردد كه سيستم عصبى آن ها در چه وضعى قرار دارد. به هر حال، چنين ادعاهايى شده است و ما به اين دليل كه از افراد مطمئن شنيده ايم، يقين داريم كه چنين چيزى ممكن است، گرچه از نظر علمى اثبات نشده باشد.


    کتاب :
    1. رابطه نفس و بدن، ( مجله حوزه و دانشگاه )، سيد محمد غروى.
    2. كيفيت ارتباط ساحت‏هاى وجود انسان، ( مجله حوزه و دانشگاه )، محمد بهشتى.

    پی نوشت :
    1. حسن حسن زاده آملی ، دروس معرفت نفس ، قم ، نشر الف لام میم ، 1383 هـ .ش ، درس 98 - 99.

  14. صلوات


  15. #8

    عضویت
    جنسیت آبان 1389
    نوشته
    2,599
    صلوات
    6485
    حضور
    54 روز 7 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    حال سوال اينه كه چگونه ميتوان ثابت كرد كه ويژه گي هايي مثل ايمان و كفر هم منشاء جسماني ندارد؟؟
    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم

    چگونه میتوانید ثابت کنید که ایمان یا کفر به ویژگی جسمانی ارتباط دارد؟

    ایمان و کفر یک عقیده است. اگر چنین بود باید کفار ویژگیهای جسمانی مشابه داشته باشند و مسلمانان ویژگیهای جسمانی مشابه خود.
    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت اردیبهشت 1393
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,044
    صلوات
    2677
    حضور
    56 روز 22 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط .امین. نمایش پست ها
    چگونه میتوانید ثابت کنید که ایمان یا کفر به ویژگی جسمانی ارتباط دارد؟
    سلام
    من نمي تونم ثابت كنم اما عكسش هم برام ثابت نيست
    نقل قول نوشته اصلی توسط .امین. نمایش پست ها
    ایمان و کفر یک عقیده است. اگر چنین بود باید کفار ویژگیهای جسمانی مشابه داشته باشند و مسلمانان ویژگیهای جسمانی مشابه خود.
    كفر و ايمان به عنوان نيست..به قول شهيد مطهري خيلي ها اسما كافرند اما در عمل مرتبه ايي از ايمان را دارند
    پس به اين را حتي ها نيست كه ما بتونيم يه خط بين آدما بكشيم و بگيم اين ور مومن و اون ور كافرند

  18. #10

    عضویت
    جنسیت آبان 1389
    نوشته
    2,599
    صلوات
    6485
    حضور
    54 روز 7 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملّاعلي نمایش پست ها
    كفر و ايمان به عنوان نيست..به قول شهيد مطهري خيلي ها اسما كافرند اما در عمل مرتبه ايي از ايمان را دارند
    پس به اين را حتي ها نيست كه ما بتونيم يه خط بين آدما بكشيم و بگيم اين ور مومن و اون ور كافرند
    سلام علیکم

    اگر نمیتونیم یک خط بکشیم و ادمها را جدا کنیم شما چرا بین این دو امتیاز قائل شدید؟
    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود