صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فکر کردن توسط قلب!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    269
    حضور
    5 روز 11 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    466

    اشاره فکر کردن توسط قلب!




    در زمانی که قرآن نازل شد علم آن زمان فکر کردن را به قلب نسبت میداد و بعدها مشخص شد که فکر کردن توسط مغز صورت میگیرد و این اشتباه در قرآن هم هست و با توجه به اینکه قرآن قرار است کتابی برای همه زمانها باشد این نشان میدهد که نویسنده قرآن واقعیت را نمیداند و این نویسنده مطمئنا خدا نیست چرا که خدا در صورت وجود بر همه چیز آگاه است. این اشتباه را چگونه توجیه میکنید؟!:

    سوره حج آیه 46:

    آيا در زمين گردش نكرده‏ اند تا دلهايى داشته باشند كه با آن بينديشند يا گوشهايى كه با آن بشنوند در حقيقت چشمها كور نيست ليكن دلهايى كه در سينه‏ هاست كور است.


    متن عربی:

    أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ

    ویرایش توسط یا عالی : ۱۳۹۴/۰۳/۰۸ در ساعت ۱۱:۵۱
    آب من تو یه جوب نمیره با راه راست!

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58289



    با نام و یاد دوست






    فکر کردن توسط قلب!







    کارشناس بحث: استاد محسن


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    پژوهش هاي ديني قرآن، روايي و كلامي
    نوشته
    564
    حضور
    16 روز 1 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1521



    نقل قول نوشته اصلی توسط m@hdi نمایش پست ها
    در زمانی که قرآن نازل شد علم آن زمان فکر کردن را به قلب نسبت میداد و بعدها مشخص شد که فکر کردن توسط مغز صورت میگیرد و این اشتباه در قرآن هم هست و با توجه به اینکه قرآن قرار است کتابی برای همه زمانها باشد این نشان میدهد که نویسنده قرآن واقعیت را نمیداند و این نویسنده مطمئنا خدا نیست چرا که خدا در صورت وجود بر همه چیز آگاه است. این اشتباه را چگونه توجیه میکنید؟!:
    سوره حج آیه 46:

    آيا در زمين گردش نكرده‏ اند تا دلهايى داشته باشند كه با آن بينديشند يا گوشهايى كه با آن بشنوند در حقيقت چشمها كور نيست ليكن دلهايى كه در سينه‏ هاست كور است.


    متن عربی:

    أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ
    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و تشکر از پرسشگر محترم
    باید گفته شود کاملا بر عکس نظر شما قرآن کلام الهی است که از مسیر وحی بر قلب پیامبر نازل شده است و نیازی به توضیح یا اثبات آن نیست. زیرا این موضوع در جای خود هم با دلایل عقلی و هم نقلی تبیین شده است.
    در نتیجه این کلام خدای متعال است که توسط فرشته وحی بر قلب و جان پیامبر فرود آمد و بر هر فطرت پاکی نشست.
    اما در باره پرسش مذکور بیان این مقدمات لازم است.
    ابتدا باید گفت:مقصود از قلب لزوما آن چه ما از آن می فهمیم نیست که فقط مرکز توجهات عاطفی انسان باشد، بلکه قلب در بعضی از آیات قرآن به معنای عقل ترجمه شده است. مثل آیه شریفه "إِنَّ في‏ ذلِكَ لَذِكْرى‏ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهيد"(1)
    در اين تذكّرى است براى آن كسی كه عقل دارد، يا گوش دل فرا دهد در حالى كه حاضر باشد..
    در تایید این مطلب بیان امام کاظم سلام الله علیه است که قلب را در آیه شریفه مذکور به معنای عقل بر شمرده است.(2)
    علاوه ، در کتاب های لغت نیز یکی از معانی قلب، فکر و عقل ترجمه شده است .(3)
    آورده اند:‏
    منظور از" قلب" در آیه شریفه" إِنَّ في‏ ذلِكَ لَذِكْرى‏ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهيد" و در ديگر آيات قرآن كه بحث از درك مسائل مى‏كند، همان" عقل" و شعور و ادراك است.(4)
    ثانیا در پاسخ به پرسش شما باید گفت خدای متعال در برخی از آیاتش فهم و تعقل را به قلب نسبت می دهد مثل آیه شریفه ای که به آن اشکال کرده اید:
    "أَ فَلَمْ يَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتي‏ فِي الصُّدُور"(5)
    آيا آنان در زمين سير نكردند، تا دل هايى داشته باشند كه حقيقت را با آن درك كنند يا گوش هاى شنوايى كه با آن (نداى حق را) بشنوند؟! چرا كه چشم هاى ظاهر نابينا نمى‏شود، بلكه دل هايى كه در سينه‏ ها است كور مى ‏شود.
    درنگاه اول این نکته به ذهن می رسد که چگونه قلب این عضو صنوبری و حیاتی بدن مرکز تعقل و فهم قرار می گیرد! در حالی که مغز محل ادراک و شعور آ دمی است و قلب "دل" جای احساس و عواطف است.
    بنا بر این، مقصود از شعور و فکری که به قلب نسبت داده شده است، این عضو مخصوص نیست، بلکه مقصود از قلب یعنی مرکزی در نفس آدمی که بیدار و آگاه و صاحب ادراک است.این شعور و درک به مغز منتسب نیست و قلب در این جا مرکز توجه نفس آدمی است.
    و اما چگونه باید این انتساب قرآنی را تفسیر کرد؟
    پاسخ پرسش را می توان در بعضی از تفاسیر دید که البته بیان یکی از آن ها جهت پاسخ کافی است.
    نوشته اند:
    مقصود از" قلب" در قرآن چیست و چرا درک حقایق در قرآن به قلب نسبت داده شده است؟ در حالی که می دانیم قلب مرکز ادراکات نیست، بلکه تلمبه ای است برای گردش خون در بدن!
    در پاسخ چنين مى‏گویيم:
    "قلب" در قرآن به معانى گوناگونى آمده است، از جمله- به معنى عقل و درك چنان كه در آيه 37 سوره" ق" مى‏خوانيم" إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى‏ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ" در اين مطالب تذكر و يادآورى است براىآنان كه نيروى عقل و درك داشته باشند.به معنى روح و جان، چنان كه در سوره احزاب آيه 10 آمده است:"وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ" هنگامى كه چشم ها از وحشت فرو مانده و جان ها به لب رسيده بود.به معنى مركز عواطف، آيه 12 سوره انفال شاهد اين معنى است::
    "سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ" به زودى در دل كافران ترس ايجاد مى‏كنم. و در جاى ديگر در سوره آل عمران آيه 159 مى‏خوانيم:" فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ" اگر سنگ دل بودى از اطرافت پراكنده مى‏شدند.
    توضيح اينكه:
    در وجود انسان دو مركز نيرومند به چشم مى‏خورد
    مركز ادراكات كه همان" مغز و دستگاه اعصاب است" و بنا بر این، هنگامى كه مطلب فكرى براى ما پيش مى‏آيد، احساس مى‏كنيم با مغز خويش آن را مورد تجزيه و تحليل قرار مى‏دهيم. (اگر چه مغز و سلسله اعصاب در واقع وسيله و ابزارى هستند براى روح
    .
    مركز عواطف كه عبارت است از همان قلب صنوبرى كه در بخش چپ سينه قرار دارد و مسائل عاطفى در مرحله اول روى همين مركز اثر مى‏گذارد، اولين جرقه از قلب شروع مى‏شود.
    ما بالوجدان هنگامى كه با مصيبتى روبرو مى‏شويم، فشار آن را روى همين قلب صنوبرى احساس مى‏كنيم، و هم چنان وقتى كه به مطلب سرورانگيزى بر مى‏خوريم، فرح و انبساط را در همين مركز احساس مى‏كنيم (دقت كنيد)
    درست است كه مركز اصلى" ادراكات" و" عواطف" همگى روان و روح آدمى است ولى تظاهرات و عكس العمل ‏هاى جسمى آن ها متفاوت است، عكس العمل
    درك و فهم نخستين بار در دستگاه مغز آشكار مى‏شود، ولى عكس العمل مسایل عاطفى از قبيل محبت، عداوت، ترس، آرامش، شادى و غم در قلب انسان ظاهر مى‏گردد، به طورى كه هنگام ايجاد اين امور به روشنى اثر آن ها را در قلب خود احساس مى‏كنيم.
    نتيجه اينكه اگر در قرآن مسائل عاطفى به قلب (همين عضو مخصوص) مسائل عقلى به قلب (به معنى عقل يا مغز) نسبت داده شده، دليل آن همان است كه گفته شد، و سخنى به گزاف نرفته است.
    از همه اين ها گذشته، قلب به معنى عضو مخصوص نقش مهمى در حيات و بقاى انسان دارد، به طورى كه يك لحظه توقف آن با نابودى همراه است. بنا بر اين چه مانعى دارد كه فعليت‏ هاى فكرى و عاطفى به آن نسبت داده شود.(6).

    پی نوشت ها:
    1. سوره ق آیه 37
    2. ر ک،برادران حکیمی و احمد آرام،ترجمه الحياة،تهران،دفتر نشر فرهنگ اسلامی،سال 1380 خورشیدی، چاپ مکرر،ج‏1، ص 159
    3. ر ک، لسان العرب، واژه قلب و مفردات راغب، ماده قلب.
    4.آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه،تهران،انتشارات اسلامیه،سال 1374 خورشیدی،چاپ اول،جلد 22 ص 284
    5.سوره حج،آیه 46
    6.تفسير نمونه پیشین، ج‏1، ص 89

    ویرایش توسط محسن : ۱۳۹۳/۰۹/۱۲ در ساعت ۱۹:۳۷

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    352
    حضور
    11 روز 20 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    817



    نقل قول نوشته اصلی توسط m@hdi نمایش پست ها
    در زمانی که قرآن نازل شد علم آن زمان فکر کردن را به قلب نسبت میداد و بعدها مشخص شد که فکر کردن توسط مغز صورت میگیرد و این اشتباه در قرآن هم هست و با توجه به اینکه قرآن قرار است کتابی برای همه زمانها باشد این نشان میدهد که نویسنده قرآن واقعیت را نمیداند و این نویسنده مطمئنا خدا نیست چرا که خدا در صورت وجود بر همه چیز آگاه است. این اشتباه را چگونه توجیه میکنید؟!:
    سلام والا درکش یه کم سخته. مردم قدیم چطوری اینطوری فکر میکردند؟ انسان وقتی فکر میکنه سرش درد میگیره و به وضوح و علم وجدانی درک و حس میکنه که با سرش داره تفکر میکنه نه قلبش

    یعنی چیزی نیست که علم امروز، بخواد بهش برسه طبیعت انسان هرچند انسان اولیه درک میکنه

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,116
    حضور
    136 روز 3 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19208



    نقل قول نوشته اصلی توسط m@hdi نمایش پست ها
    آيا در زمين گردش نكرده‏ اند تا دلهايى داشته باشند كه با آن بينديشند يا گوشهايى كه با آن بشنوند در حقيقت چشمها كور نيست ليكن دلهايى كه در سينه‏ هاست كور است
    وقتی شما به نامزدت میگی جای تو توی قلب منه ، یعنی نامزدت میره یه چاقو میاره و سینهء شما رو میشکافه بعد یه دریچه تو قلب شما ایجاد میکنه.... اون وقت یه تخت خواب میاره و به خونوادش میگه:
    مامان ، بابا ، من دیگه از امروز تو قلب مهدی زندگی میکنم!!!

    چشم دل باز کن که جان بینی
    آنچه نادیدنی ست ، آن بینی

    آیا جناب هاتف اصفهانی فکر میکرده که انسانها با قلب می بینند؟! (منتظر هستم که بفرمایید در شعر تمثیل می آید و فرق میکند)


    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  11. صلوات ها 11


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    17
    حضور
    1 روز 11 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    59



    نقل قول نوشته اصلی توسط [RIGHT
    [/RIGHT]m@hdi;605119]این نویسنده مطمئنا خدا نیست
    پس نویسنده کیه؟ نکنه قرآنم مث تورات و انجیل تحریف شده؟؟!
    نقل قول نوشته اصلی توسط [RIGHT
    [/RIGHT]m@hdi;605119]والا درکش یه کم سخته.
    آره درک خیلی چیزا هنوز هم برای بشر سخته. وگرنه خدا از همون اول قرآن رو با حضرت آدم می فرستاد و خودشو راحت می کرد. الآنم که می بینیم هرچند وقت یکبار دانشمندان چیزی رو کشف می کنن که 1400 سال پیش قرآن گفته بوده(!).
    ویرایش توسط مدیر اجرایی : ۱۳۹۳/۰۹/۱۲ در ساعت ۲۲:۰۱ دلیل: جزئی-تصحیح نقل قول
    نامه از امام عصر ع به ما: "بسمه تعالی. قرارمان این نبود... والسلام"

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,168
    حضور
    21 روز 3 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1582



    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و تشکر از پرسشگر محترم
    باید گفته شود کاملا بر عکس نظر شما قرآن کلام الهی است که از مسیر وحی بر قلب پیامبر نازل شده است و نیازی به توضیح یا اثبات آن نیست. زیرا این موضوع در جای خود هم با دلایل عقلی و هم نقلی تبیین شده است.
    در نتیجه این کلام خدای متعال است که توسط فرشته وحی بر قلب و جان پیامبر فرود آمد و بر هر فطرت پاکی نشست.
    اما در باره پرسش مذکور بیان این مقدمات لازم است.
    ابتدا باید گفت:مقصود از قلب لزوما آن چه ما از آن می فهمیم نیست که فقط مرکز توجهات عاطفی انسان باشد، بلکه قلب در بعضی از آیات قرآن به معنای عقل ترجمه شده است. مثل آیه شریفه "إِنَّ في‏ ذلِكَ لَذِكْرى‏ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهيد"(1)
    در اين تذكّرى است براى آن كسی كه عقل دارد، يا گوش دل فرا دهد در حالى كه حاضر باشد..
    در تایید این مطلب بیان امام کاظم سلام الله علیه است که قلب را در آیه شریفه مذکور به معنای عقل بر شمرده است.(2)
    علاوه ، در کتاب های لغت نیز یکی از معانی قلب، فکر و عقل ترجمه شده است .(3)
    آورده اند:‏
    منظور از" قلب" در آیه شریفه" إِنَّ في‏ ذلِكَ لَذِكْرى‏ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهيد" و در ديگر آيات قرآن كه بحث از درك مسائل مى‏كند، همان" عقل" و شعور و ادراك است.(4)
    ثانیا در پاسخ به پرسش شما باید گفت خدای متعال در برخی از آیاتش فهم و تعقل را به قلب نسبت می دهد مثل آیه شریفه ای که به آن اشکال کرده اید:
    "أَ فَلَمْ يَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتي‏ فِي الصُّدُور"(5)
    آيا آنان در زمين سير نكردند، تا دل هايى داشته باشند كه حقيقت را با آن درك كنند يا گوش هاى شنوايى كه با آن (نداى حق را) بشنوند؟! چرا كه چشم هاى ظاهر نابينا نمى‏شود، بلكه دل هايى كه در سينه‏ ها است كور مى ‏شود.
    درنگاه اول این نکته به ذهن می رسد که چگونه قلب این عضو صنوبری و حیاتی بدن مرکز تعقل و فهم قرار می گیرد! در حالی که مغز محل ادراک و شعور آ دمی است و قلب "دل" جای احساس و عواطف است.
    بنا بر این، مقصود از شعور و فکری که به قلب نسبت داده شده است، این عضو مخصوص نیست، بلکه مقصود از قلب یعنی مرکزی در نفس آدمی که بیدار و آگاه و صاحب ادراک است.این شعور و درک به مغز منتسب نیست و قلب در این جا مرکز توجه نفس آدمی است.
    و اما چگونه باید این انتساب قرآنی را تفسیر کرد؟
    پاسخ پرسش را می توان در بعضی از تفاسیر دید که البته بیان یکی از آن ها جهت پاسخ کافی است.
    نوشته اند:
    مقصود از" قلب" در قرآن چیست و چرا درک حقایق در قرآن به قلب نسبت داده شده است؟ در حالی که می دانیم قلب مرکز ادراکات نیست، بلکه تلمبه ای است برای گردش خون در بدن!
    در پاسخ چنين مى‏گویيم:
    "قلب" در قرآن به معانى گوناگونى آمده است، از جمله- به معنى عقل و درك چنان كه در آيه 37 سوره" ق" مى‏خوانيم" إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى‏ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ" در اين مطالب تذكر و يادآورى است براىآنان كه نيروى عقل و درك داشته باشند.به معنى روح و جان، چنان كه در سوره احزاب آيه 10 آمده است:"وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ" هنگامى كه چشم ها از وحشت فرو مانده و جان ها به لب رسيده بود.به معنى مركز عواطف، آيه 12 سوره انفال شاهد اين معنى است::
    "سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ" به زودى در دل كافران ترس ايجاد مى‏كنم. و در جاى ديگر در سوره آل عمران آيه 159 مى‏خوانيم:" فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ" اگر سنگ دل بودى از اطرافت پراكنده مى‏شدند.
    توضيح اينكه:
    در وجود انسان دو مركز نيرومند به چشم مى‏خورد
    مركز ادراكات كه همان" مغز و دستگاه اعصاب است" و بنا بر این، هنگامى كه مطلب فكرى براى ما پيش مى‏آيد، احساس مى‏كنيم با مغز خويش آن را مورد تجزيه و تحليل قرار مى‏دهيم. (اگر چه مغز و سلسله اعصاب در واقع وسيله و ابزارى هستند براى روح
    .
    مركز عواطف كه عبارت است از همان قلب صنوبرى كه در بخش چپ سينه قرار دارد و مسائل عاطفى در مرحله اول روى همين مركز اثر مى‏گذارد، اولين جرقه از قلب شروع مى‏شود.
    ما بالوجدان هنگامى كه با مصيبتى روبرو مى‏شويم، فشار آن را روى همين قلب صنوبرى احساس مى‏كنيم، و هم چنان وقتى كه به مطلب سرورانگيزى بر مى‏خوريم، فرح و انبساط را در همين مركز احساس مى‏كنيم (دقت كنيد)
    درست است كه مركز اصلى" ادراكات" و" عواطف" همگى روان و روح آدمى است ولى تظاهرات و عكس العمل ‏هاى جسمى آن ها متفاوت است، عكس العمل
    درك و فهم نخستين بار در دستگاه مغز آشكار مى‏شود، ولى عكس العمل مسایل عاطفى از قبيل محبت، عداوت، ترس، آرامش، شادى و غم در قلب انسان ظاهر مى‏گردد، به طورى كه هنگام ايجاد اين امور به روشنى اثر آن ها را در قلب خود احساس مى‏كنيم.
    نتيجه اينكه اگر در قرآن مسائل عاطفى به قلب (همين عضو مخصوص) مسائل عقلى به قلب (به معنى عقل يا مغز) نسبت داده شده، دليل آن همان است كه گفته شد، و سخنى به گزاف نرفته است.
    از همه اين ها گذشته، قلب به معنى عضو مخصوص نقش مهمى در حيات و بقاى انسان دارد، به طورى كه يك لحظه توقف آن با نابودى همراه است. بنا بر اين چه مانعى دارد كه فعليت‏ هاى فكرى و عاطفى به آن نسبت داده شود.(6).

    پی نوشت ها:
    1. سوره ق آیه 37
    2. ر ک،برادران حکیمی و احمد آرام،ترجمه الحياة،تهران،دفتر نشر فرهنگ اسلامی،سال 1380 خورشیدی، چاپ مکرر،ج‏1، ص 159
    3. ر ک، لسان العرب، واژه قلب و مفردات راغب، ماده قلب.
    4.آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه،تهران،انتشارات اسلامیه،سال 1374 خورشیدی،چاپ اول،جلد 22 ص 284
    5.سوره حج،آیه 46
    6.تفسير نمونه پیشین، ج‏1، ص 89
    سلام
    در مورد اینکه میفرمایید قلب مرکز احساسات و...ـه، تا اونجا که میدونم احساسات و... توسط هیپوتالاموس(شایدم تالاموس!)(اگه اشتباه نکنم) مغز کنترل میشه و قلب فقط پیرو وضعیت موجود(تحت تاثیر اعصاب پاراسمپاتیک و سمپاتیک!) واکنش نشون میده!

    و از طرفی ایرادی که از این توضیحات میشه گرفت اینه که کوچکترین کلمه های این آیه رو بررسی کرده به جز اونجایی که گفته "در سینه"!! با قبول اینکه منظور از قلب مغز بوده، باز حفره ای درمورد جای اون میمونه!!
    ممنون میشم توضیح بدین!

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491



    نقل قول نوشته اصلی توسط Masood11 نمایش پست ها
    سلام
    در مورد اینکه میفرمایید قلب مرکز احساسات و...ـه، تا اونجا که میدونم احساسات و... توسط هیپوتالاموس(شایدم تالاموس!)(اگه اشتباه نکنم) مغز کنترل میشه و قلب فقط پیرو وضعیت موجود(تحت تاثیر اعصاب پاراسمپاتیک و سمپاتیک!) واکنش نشون میده!

    و از طرفی ایرادی که از این توضیحات میشه گرفت اینه که کوچکترین کلمه های این آیه رو بررسی کرده به جز اونجایی که گفته "در سینه"!! با قبول اینکه منظور از قلب مغز بوده، باز حفره ای درمورد جای اون میمونه!!
    ممنون میشم توضیح بدین!
    سلام بر شما

    شاید ارتباطش به این باشد که قلب با روح انسان در ارتباط استو زمانیکه از کار بیفتد ارتباط انسان هم با روح که مرکز تعقل است قطع خواهد شد
    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    پژوهش هاي ديني قرآن، روايي و كلامي
    نوشته
    564
    حضور
    16 روز 1 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1521



    نقل قول نوشته اصلی توسط Masood11 نمایش پست ها
    سلام
    در مورد اینکه میفرمایید قلب مرکز احساسات و...ـه، تا اونجا که میدونم احساسات و... توسط هیپوتالاموس(شایدم تالاموس!)(اگه اشتباه نکنم) مغز کنترل میشه و قلب فقط پیرو وضعیت موجود(تحت تاثیر اعصاب پاراسمپاتیک و سمپاتیک!) واکنش نشون میده!

    و از طرفی ایرادی که از این توضیحات میشه گرفت اینه که کوچکترین کلمه های این آیه رو بررسی کرده به جز اونجایی که گفته "در سینه"!! با قبول اینکه منظور از قلب مغز بوده، باز حفره ای درمورد جای اون میمونه!!
    ممنون میشم توضیح بدین!
    بسم الله الرحمن الرحیم
    با توضیحی که در ابتدا به صورت مقدمه و نیز لا به لای پاسخ در باره مقام و موقعیت قلب و نیز معانی متفاوت آن داده شد،جایی برای ابهام باقی نمی ماند.زیرا مقصود اصلی از این همه توضیح این است که اصل بحث در باره وظایف اعضای فیزیکی بدن مثل مغز و قلب فیزیکی و مادی نیست.بلکه بحث در باره قلب به عنوان یک هویت متعالی و جایگاهی رفیع نزد خدای متعال است، می باشد.با این حال دو عضو مهم بدن یعنی مغز و قلب، مرکز تاثیر و تاثر در بدن است.مثلا قلب این عضو صنوبری هر انسانی مرکز توجه احساسات است، اگر چه اطاق فرمان آن مغز باشد و کسی منکر آن نیست ولی کسی نمی تواند در ظاهر واکنش خاصی از آن مشاهده کند .اما انسان وقتی خبری شادی آور یا ناراحت کننده می شنود،اولین جایی که واکنش نشان می دهد، قلب آدم است. خصوصا اگر خبری اندوه بار بشنود قلبش درد می گیرد و انسان نا خود آگاه دست روی سینه اش می گذارد.البته این هم می تواند خود توجیه خاص خود را داشته باشد. به این معنا که شاید از تراکم یا فشار خون به دلیل تاثر خاص باشد که در قلب جمع می شود و آن احساس خاص به انسان دست می دهد، که این جا جای بحث آن نیست و کارشناسی آن از حوزه مسئولیت و اطلاعات ما خارج و به علم پزشکی مربوط است. اما به هر دلیل این عضو صنوبری به نام "قلب" به شادی یا غم واکنش جدی نشان می دهد و مغز فرمان مسئولیت فرمان در این حوزه را دارد که درک علمی هر انسانی بر عهده مغز است اما بیان کردیم مقصود از قلب همان هویت متعالی است که تمام فکر و شعور و علم هر انسانی تابع آن است.

    ویرایش توسط محسن : ۱۳۹۳/۰۹/۱۴ در ساعت ۱۵:۳۸

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,168
    حضور
    21 روز 3 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1582



    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم
    با توضیحی که در ابتدا به صورت مقدمه و نیز لا به لای پاسخ در باره مقام و موقعیت قلب و نیز معانی متفاوت آن داده شد،جایی برای ابهام باقی نمی ماند.زیرا مقصود اصلی از این همه توضیح این است که اصل بحث در باره وظایف اعضای فیزیکی بدن مثل مغز و قلب فیزیکی و مادی نیست.بلکه بحث در باره قلب به عنوان یک هویت متعالی و جایگاهی رفیع نزد خدای متعال است، می باشد.با این حال دو عضو مهم بدن یعنی مغز و قلب، مرکز تاثیر و تاثر در بدن است.مثلا قلب این عضو صنوبری هر انسانی مرکز توجه احساسات است، اگر چه اطاق فرمان آن مغز باشد و کسی منکر آن نیست ولی کسی نمی تواند در ظاهر واکنش خاصی از آن مشاهده کند .اما انسان وقتی خبری شادی آور یا ناراحت کننده می شنود،اولین جایی که واکنش نشان می دهد، قلب آدم است. خصوصا اگر خبری اندوه بار بشنود قلبش درد می گیرد و انسان نا خود آگاه دست روی سینه اش می گذارد.البته این هم می تواند خود توجیه خاص خود را داشته باشد. به این معنا که شاید از تراکم یا فشار خون به دلیل تاثر خاص باشد که در قلب جمع می شود و آن احساس خاص به انسان دست می دهد، که این جا جای بحث آن نیست و کارشناسی آن از حوزه مسئولیت و اطلاعات ما خارج و به علم پزشکی مربوط است. اما به هر دلیل این عضو صنوبری به نام "قلب" به شادی یا غم واکنش جدی نشان می دهد و مغز فرمان مسئولیت فرمان در این حوزه را دارد که درک علمی هر انسانی بر عهده مغز است اما بیان کردیم مقصود از قلب همان هویت متعالی است که تمام فکر و شعور و علم هر انسانی تابع آن است.
    در مورد ظاهر که میگید، خب قدیم ظاهرا زمین صاف بوده(بدلیل نبود امکانات بررسی)! ولی بخاطر ظاهر قضیه قرآن اینو نگفته! یا مثالای دیگه ای که خاطرم نیست!
    یه مثالی که سنایی زده تو بیت زیر منظور منو خوب رسونده!
    ز یزدان دان نه از ارکان که کوته دیدگی باشد


    که خطی کز خرد خیزد تو آن را از بنان بینی



    (کوته بینیه که چون بظاهر ما با قلبمون احساساتو احساس میکنیم بگیم مسئولش عقل نیست و قلبه! و این صفت در خدا نیست!)

    و این قسمتم در جواب شما و امین خان که توضیحتون تقریبا مشابهه:
    بگیم منظور از قلب وجود روحانی و نفسه درست، ولی نه وقتی که گفته جاش فلان جاست!! این یعنی اینکه میگن روح تو تمام بدنه اشتباهه و فقط یه جا داره!!

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود