صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دلیل بر صحیح نبودن تخصیصها

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    שאלה
    نوشته
    514
    حضور
    6 روز 6 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    589

    دلیل بر صحیح نبودن تخصیصها




    سلام. در زندگی انبیاء می بینیم که گاهی پیامبری امری کلی را مطرح می کند و بعدها آنرا تخصیص می دهد. حکمی را می آورد و بعد حکم را نسخ می کند. توضیح متکلمین اسلامی این است که از ابتدا نیز وضعیت نهایی مدّ نظر بوده است، ولی خدا ابتدا حالت اولیه را مطرح فرموده تا شرایط برای بیان صورت نهایی آن آماده شود.

    خب مسئله ای که هست، این است که از یک سو احتمال فوق مطرح است، و از طرف دیگر این احتمال مطرح است که پیامبر(یا مدعی پیامبری) ابتدا سخنی گفته و بعد به اشتباه بودنش پی برده و آنرا تخصیص داده است.

    از کجا بدانیم که کدامیک از این دو احتمال در یک تخصیص یا نسخ، رخ داده است؟
    אני אוהב את מוחמד

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58300



    با نام و یاد دوست





    دلیل بر صحیح نبودن تخصیصها








    کارشناس بحث: استاد شعیب


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    از آنجا که ما شارع را خدا می دانیم و احکام دین ما از سوی اوست اگر نسخ یا تخصیصی در موردی رخ دهد نظر به این که ما خدا را عالم به حال گذشته و آینده می دانیم از این رو حتم داریم که خدا وضعیتی را که در آینده حکم رخ داده می داند برای همین می گوییم که در نسخ و تخصیص حالت ثانویه حکم مد نظر بوده ولی به خاطر مصالحی به صورت ناسخ و منسوخ یا مطلق و مقید بیان کرده است.
    حتی در موردی که ما قایل به مشرع بودن پیامبر و ائمه هم باشیم همین سخن جا خواهد داشت به خاطر این که آنها از خطا مصون هستند.


  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    علاقه
    تبلیغ دین
    نوشته
    381
    حضور
    13 روز 10 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    23
    آپلود
    3
    گالری
    27
    صلوات
    1486



    نقل قول نوشته اصلی توسط חסר משמעות نمایش پست ها
    از طرف دیگر این احتمال مطرح است که پیامبر(یا مدعی پیامبری) ابتدا سخنی گفته و بعد به اشتباه بودنش پی برده و آنرا تخصیص داده است.
    سلام علیکم

    به نظرم اگر چنین احتمالی را درست بدانیم کلا همه ی دستورات و سخنان و احکامی که توسط انبیا مطرح شده دچار تردید می شود.چرا که در همه ی موارد (چه آن هایی که تخصیص خورده چه آن هایی که تخصیص نخورده) این احتمال وجود دارد که نعوذ بالله پیامبر اشتباه کرده باشد و در بعضی موارد به اشتباه خود پی برده و نعوذ بالله در مورد بقیه شاید به اشتباه خود پی نبرده!!!
    لذا اعتقاد به حکیم بودن خدای متعال و نیز عصمت انبیاء در این مسئله راه گشاست والا سنگ روی سنگ بند نمی شود.

    والله اعلم

    سایتی برای علاقه مندان به مباحث اصولی، فقهی و رجالی:

    www.mobahathah.ir








  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    שאלה
    نوشته
    514
    حضور
    6 روز 6 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    589



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    از آنجا که ما شارع را خدا می دانیم و احکام دین ما از سوی اوست اگر نسخ یا تخصیصی در موردی رخ دهد نظر به این که ما خدا را عالم به حال گذشته و آینده می دانیم از این رو حتم داریم که خدا وضعیتی را که در آینده حکم رخ داده می داند برای همین می گوییم که در نسخ و تخصیص حالت ثانویه حکم مد نظر بوده ولی به خاطر مصالحی به صورت ناسخ و منسوخ یا مطلق و مقید بیان کرده است.
    حتی در موردی که ما قایل به مشرع بودن پیامبر و ائمه هم باشیم همین سخن جا خواهد داشت به خاطر این که آنها از خطا مصون هستند.
    سلام. این پاسخ با فرض پذیرش الهی بودن قرآن است. فرض کنیم می خواهیم پاسخ این مسئله را به یک نامسلمان بدهیم. در این صورت چه جوابی خواهیم داد؟
    אני אוהב את מוחמד

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط חסר משמעות نمایش پست ها
    سلام. این پاسخ با فرض پذیرش الهی بودن قرآن است. فرض کنیم می خواهیم پاسخ این مسئله را به یک نامسلمان بدهیم. در این صورت چه جوابی خواهیم داد؟
    با سلام
    در این صورت اول باید الهی بودن قرآن را ثابت کنیم بعد به مسائل داخلی آن مثل نسخ و تخصیص پاسخ دهیم.



  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    שאלה
    نوشته
    514
    حضور
    6 روز 6 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    589



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها

    با سلام
    در این صورت اول باید الهی بودن قرآن را ثابت کنیم بعد به مسائل داخلی آن مثل نسخ و تخصیص پاسخ دهیم.

    با سلام. گرامی این روش که منطقی نیست. به جای حل یک مسئله، دهها مسئلۀ جدید برای خودمان طرح کنیم که کارمان دشوارتر می شود. کسی که این شبهه را از خارج از دین مطرح کند، قصدش این است که ثابت کند قرآن کلام خدا نیست، ما به جای اینکه سنگینی اثبات ادعا را به دوش خودش باقی بگذاریم، خودمان مدعی شویم و سنگینی اثبات را قبول کنیم؟

    آیا به نظرتان بهتر نیست، با استناد به اصل «اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال» بگوییم همین که احتمال دیگر نیز هست که اشتباه نباشد، استدلال شما علیه قرآن باطل است؟
    אני אוהב את מוחמד

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط חסר משמעות نمایش پست ها
    با سلام. گرامی این روش که منطقی نیست. به جای حل یک مسئله، دهها مسئلۀ جدید برای خودمان طرح کنیم که کارمان دشوارتر می شود. کسی که این شبهه را از خارج از دین مطرح کند، قصدش این است که ثابت کند قرآن کلام خدا نیست، ما به جای اینکه سنگینی اثبات ادعا را به دوش خودش باقی بگذاریم، خودمان مدعی شویم و سنگینی اثبات را قبول کنیم؟

    آیا به نظرتان بهتر نیست، با استناد به اصل «اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال» بگوییم همین که احتمال دیگر نیز هست که اشتباه نباشد، استدلال شما علیه قرآن باطل است؟
    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    کلید حل مساله مطرح شده همان است که عرض کردم
    طرف مقابل می خواهد بگوید که این نسخ ها و تخصیص ها بر اثر تکامل علم پیامبر شما از موضوعات و مسایل بوده است که در قرآن ثبت شده
    شما باید بگویید این قرآن معجزه است و بشری نیست که نسخ در آن منشاش علم پیامبر باشد اثبات حکیم بودن خدا نیز در این میان خیلی راهگشاست و الا طرف با هیچ استدلالی کوتاه نمی آید چرا که پیامبر را با انسان های عادی مقایسه می کند و قرآن را با کتب متداول که بعد از تحقیق و تدبر به مساله ای جدید می رسند مقایسه می کند شما باید ریشه این سوال را بشناسید و آن را پاسخ دهید که همان الهی بودن قرآن است.


  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    שאלה
    نوشته
    514
    حضور
    6 روز 6 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    589



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها

    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    کلید حل مساله مطرح شده همان است که عرض کردم
    طرف مقابل می خواهد بگوید که این نسخ ها و تخصیص ها بر اثر تکامل علم پیامبر شما از موضوعات و مسایل بوده است که در قرآن ثبت شده
    شما باید بگویید این قرآن معجزه است و بشری نیست که نسخ در آن منشاش علم پیامبر باشد اثبات حکیم بودن خدا نیز در این میان خیلی راهگشاست و الا طرف با هیچ استدلالی کوتاه نمی آید چرا که پیامبر را با انسان های عادی مقایسه می کند و قرآن را با کتب متداول که بعد از تحقیق و تدبر به مساله ای جدید می رسند مقایسه می کند شما باید ریشه این سوال را بشناسید و آن را پاسخ دهید که همان الهی بودن قرآن است.
    سلام. کارشناس گرامی، فرض بفرمایید می خواهیم برای کسی حقانیت قرآن را ثابت کنیم و یکی از ابعاد اعجاز که عدم اختلاف است را مطرح می کنیم و آن فرد همین شبهه را مطرح می کند.
    یعنی وقتی ما می گوییم عدم اختلاف قرآن نشانگر الهی بودن آن است، او می گوید: «در قرآن می بینیم که گاهی امری کلی را مطرح می کند و بعدها آنرا تخصیص می دهد. حکمی را می آورد و بعد حکم را نسخ می کند. چرا باید به فکر کنیم که این یک اختلاف و تغییر در نظر آورنده نیست؟»

    مسلماً اگر اینجا استدلال به عدم اختلاف یا الهی بودن قرآن کنیم، مرتکب دور شده ایم و باید به شبهه به نحوی دیگر پاسخ داده شود.

    با تشکر
    אני אוהב את מוחמד

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    1,843
    حضور
    51 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4099



    نقل قول نوشته اصلی توسط חסר משמעות نمایش پست ها
    خب مسئله ای که هست، این است که از یک سو احتمال فوق مطرح است، و از طرف دیگر این احتمال مطرح است که پیامبر(یا مدعی پیامبری) ابتدا سخنی گفته و بعد به اشتباه بودنش پی برده و آنرا تخصیص داده است.
    سلام
    " نسخ" از نظر لغت به معنى از بين بردن و زائل نمودن است، و در منطق شرع، تغيير دادن حكمى و جانشين ساختن حكمى ديگر بجاى آن است، به عنوان مثال:
    1- مسلمانان بعد از هجرت به مدينه مدت شانزده ماه به سوى بيت المقدس نماز مى‏خواندند، پس از آن دستور تغيير قبله صادر شد، و موظف شدند هنگام نماز رو به سوى كعبه كنند.
    2- در سوره نساء آيه 15 در باره مجازات زنان زناكار دستور داده شده كه در صورت شهادت چهار شاهد، آنها را در خانه حبس كنند تا زمانى كه مرگشان فرا رسد، يا خداوند راه ديگرى براى آنان مقرر دارد.
    اين آيه بوسيله آيه 2 سوره نور نسخ شد (طبق قولی) و در آن آيه مجازاتشان تبديل به يكصد تازيانه شده است.
    در اينجا ايراد معروفى است كه به اين صورت مطرح مى‏شود: اگر حكم اول داراى مصلحتى بوده پس چرا نسخ شده؟ و اگر نبوده چرا از آغاز تشريع گرديده؟ و به تعبير ديگر: چه مى‏ شد از آغاز حكم چنان تشريع مى‏ گشت كه احتياجى به نسخ و تغيير نداشت؟
    پاسخ اين سؤال را دانشمندان اسلام از قديم در كتب خود آورده ‏اند و حاصل آن با توضيحى از ما چنين است:
    مى‏ دانيم نيازهاى انسان گاه با تغيير زمان و شرائط محيط دگرگون مى‏ شود و گاه ثابت و بر قرار است، يك روز برنامه ‏اى ضامن سعادت او است ولى روز ديگر ممكن است بر اثر دگرگونى شرائط همان برنامه سنگ راه او باشد.
    يك روز دارويى براى بيمار فوق العاده مفيد است و طبيب به آن دستور مى‏دهد، اما روز ديگر به خاطر بهبودى نسبى بيمار ممكن است اين دارو حتى زيانبار باشد، لذا دستور قطع آن و جانشين ساختن داروى ديگر را مى‏ دهد.
    ممكن است درسى امسال براى دانش ‏آموزى سازنده باشد، اما همين درس براى سال آينده بى فايده باشد، معلم آگاه بايد برنامه را آن چنان تنظيم كند كه سال به سال دروس مورد نياز شاگردان تدريس شود.
    اين مساله مخصوصا با توجه به قانون تكامل انسان و جامعه‏ ها روشنتر مى‏ گردد كه در روند تكاملى انسانها گاه برنامه‏ اى مفيد و سازنده است و گاه زيانبار و لازم التغيير، به خصوص در هنگام شروع انقلابهاى اجتماعى و عقيدتى، لزوم دگرگونى برنامه‏ ها در مقطع هاى مختلف زمانى روشنتر به نظر مى‏رسد.
    البته نبايد فراموش كرد كه اصول احكام الهى كه پايه‏ هاى اساسى را تشكيل مى‏دهد در همه جا يكسان است، هرگز اصل توحيد يا عدالت اجتماعى و صدها حكم مانند آن دگرگون نمى‏ شود، تغيير در مسائل كوچكتر و دست دوم است.
    اين نكته را نيز نبايد فراموش كرد كه ممكن است تكامل مذاهب به جايى برسد كه آخرين مذهب به عنوان خاتم اديان نازل گردد به طورى كه دگرگونى در احكام آن بعدا راه نيابد.
    گر چه معروف است كه يهود نسخ را به كلى منكرند و به همين دليل دگرگونى قبله را به مسلمانان ايراد مى‏ گرفتند ولى طبق منابع مذهبيشان ناچارند نسخ را بپذيرند.
    چرا كه طبق گفته تورات هنگامى كه نوح ع از كشتى پياده شد خداوند همه حيوانات را بر او حلال كرد، ولى اين حكم در شريعت موسى ع نسخ شد و قسمتى از حيوانات تحريم گشت.
    در تورات سفر تكوين فصل 9 شماره 3 مى‏خوانيم:" و هر جنبنده‏ اى كه زندگى نمايد براى تو طعام خواهد بود و همه را چون علف سبزه به شما دادم" ولى عموميت اين حكم بعدا نسخ گرديد.


  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 4

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود