صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: به خواستگاری کدام دختر بروم؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    48
    حضور
    2 روز 2 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    120

    به خواستگاری کدام دختر بروم؟




    سلام
    این اولین باره که در مورد ازدواج دارم در انجمن مشاوره تاپیک می زنم. از کارشناس محترم ارجاع سوالات خواهش می کنم موضوع رو از اول باز بگذارند تا زمانی که مشاور محترم جواب بدن بتونم از نظر دوستان اسک دینی هم مطلع بشم.

    من 27 سالمه، لیسانس دارم و کارمند بخش دولتی هستم. از چند سال پیش احساس نیاز به ازدواج می کردم و اما بالاخره از سال گذشته پدر و مادرم حاضر شدن به طور جدی پیگیر این موضوع بشن. که تا امروز فعلاً موفق به پیدا کردن همسر مناسب برای بنده نشده ایم.
    در روزهای اخیر با دخترخانمی آشنا شده ام که تحت نظارت خانواده ها چند جلسه حضوری و تلفنی با هم در مورد ازدواج صحبت کرده ایم و ایشان الآن جدی ترین مورد برای بنده هستند. به نظر می رسه ایشان و خانواده شون دارن من و خونواده م رو دارن قبول می کنند. اما از این طرف خانواده بنده و مخصوصاً مادرم به دلایلی می خواهند در کنار پیگیری این مورد، سراغ موارد دیگری بریم و اون ها رو هم بررسی کنیم. عمده دلایلشون هم دو تاست: یکی این که این خانم شاغل نیست! (که برای شخص من این مسأله مهم نیست). و دیگه اینکه با توجه به وضعیت اقتصادیشون که می شه گفت از ما پایین تر هستند، ممکنه و احتمالاً از بنده به عنوان داماد چند قلم از جهیزیه دخترشون رو درخواست کنند. (برای خونوادم عدم توانایی مالی کافی بنده برای اجابت این امر مسأله است و برای خودم نفس این نوع درخواست از جانب خانواده دختر که درخواست عزتمندانه ای نیست، مسأله شده.) البته بگم هنوز گفتگوی رسمی ما بین خونواده ها اتفاق نیفتاده و من حتی هنوز پدر ایشون رو زیارت نکرده ام و ایشون و خونواده شون هم فقط من و مادرم و دو -سه خانم از بستگان بنده رو دیدن و میشناسند.
    به هر حال من هم بنا به توصیه خانواده همزمان پیگیر موردی شدم که چند ماه پیش برایمان مطرح بود (با اینکه کاملاً از نظر اخلاقی مجاب به این همزمانی نشده ام). البته هنوز مستقیماً به خواستگاری آن خانم نرفته ام (حتی ندیدمشون!) اما از یکی از آشنایان نزدیک به ایشان یک سری اطلاعات درباره شون گرفتم.
    می دونم به احتمال زیاد مقایسه در امر خواستگاری و ازدواج کار چندان صحیحی نیست. با این حال در مقایسه خانمی که الآن با ایشان در ارتباطم (خانم الف) و خانم دومی که می خواهم مجدد پیگیرشون بشم (خانم ب) موارد مهم اینها هستند:
    1. از نظر اعتقادی با هر دو خانم اشتراکات زیادی دارم اما مدل دین داری خانم الف و ب با هم فرق می کنه (خانم ب معتقدتر به نظر میرسه). مدل دین داری در خانواده و فامیل ما به هر دو خانواده الف و ب شبیهه. جالب اینه که خود خانم ب نسبت به خواهر بزرگترشون اعتقادات دینی محکم تری دارند.
    2. از نظر سطح ایمان فکر می کنم با خانم الف هم سطح هستیم (و این من رو نگران می کنه، فکر می کنم شاید بهتر بود همسرم از من مؤمن تر باشه تا هم من اشکالات اخلاقیم برطرف بشه و هم از نظر تربیت دینی بچه ها. در مقابل با توجه به چیزهایی که درباره خانم ب شنیدم ایشون احتمالاً از بنده ایمان و التزام و تقیدشون به احکام دینی بیشتره. (طوری که من دوست دارم باشم ولی تا حالا نشدم).
    3. نکته بعدی مسأله حیا و حجاب و ایناست. هر دو خانم چادری هستند. خانم الف بهم گفتن که بیرون از خونه چادر ملی می پوشند و در جمع های فامیلی در منزل بدون چادر خونه و البته با حفظ حجاب. اون دو جلسه ای هم که ما رفتیم منزلشون سطح پوششون 100% کامل نبود (کمی از موهاشون و پا و ...) که من با توجه به موضوع و خاصیت جلسه پیش خودم توجیه کردم مسأله رو؛ اما زمانی که بعداً از من درباره پوشش خودشون پرسیدن من گفتم سلیقه من اینه که در جمع های فامیلی چادر خونه باشه و البته هیچ اجباری هم نیست. در مقابل ایشون با یک حالت گربه کشی به صراحت بهم گفتن که من توی خونه چادر سر نمی کنم. در مقابل خانم ب مطابق تعریفی که ازش شنیدم مقیدترند و حجاب و حیاشون در همون حد ایده آل منه. در همین رابطه لازمه بگم زمانی که به منزل خانم الف رفته بودم خواهرهای بزرگترشون حجابشون در مقابل بنده 100% کامل نبود و الآن این دغدغه در من هست که در رفت و آمدهای بعد از ازدواج اذیت بشم.
    4. اخلاق خانم الف تا این جا به نظرم خوب و سازگار اومده. خانم ب رو البته ندیدم و طبق تعریفی که ازشون شنیدم به نظر میاد نسبتاً درونگرا باشه. در حالی که من در حد وسط درونگرایی و برونگرایی هستم تقریباً.
    5. از نظر روحیه هنرمندی و طنازی برای شوهر و ...، خانم الف به نظرم بهتر از خانم ب هستند. شخصی که داشتم ازش درباره خانم ب اطلاعات می گرفتم می گفت که این دختر رو تا حالا هر وقت دیده ساده بوده و خیلی خوش سلیقه نیست؛ البته مطمئن نبود بعد از ازدواج هم برای شوهرش نتونه دلبری کنه.
    6. از نظر خانواده، خانواده خانم ب تقریباً شبیه به خانوده ما هستند (هم ما و هم اونا 3 فرزندی هستیم). ایشون فرزند دوم خانواده هستند (من فرزند اولم). در مقابل خانواده خانم الف از ما شلوغ ترند: 7 فرزند که 4 تاشون ازدواج کردند و این خانم فرزند ششم هستند. به علاوه 11 نوه تا به الآن! معدل سنی در خانواده خانم الف نسبت به خانواده ما اقل کم فکر میکنم 15 -20 سالی بیشتر باشه. (این از حیث ارتباط با والدین همسرم برام اهمیت داره). ضمن اینکه من برای خانواده الف (اگه با دخترشون ازدواج کنم) داماد چهارم محسوب می شم و احتمالاً جایگاه کمتری خواهم داشت نسبت به زمانی که داماد خانواده خانم ب بشم (داماد دومشون میشم در حالی که پسری هم ندارند).

    معیارهای اصلی بنده 4 مورد اول فوق بود اما موارد با اهمیت کمتر:
    • سن خانم الف از بنده 6 ماه بیشتره و خانم ب 4 سال از بنده کوچکتر هستند. البته الآن فاصله سنی زیاد برای من مهم نیست اما در صورت ازدواج با خانم ب امکان مانور بیشتری خواهم داشت.
    • سطح اقتصادی خانواده خانم الف از ما پایین تر و خانواده خانم ب از ما بالاتره.
    • دیدگاه مشترکی در خانم الف و ب در خصوص ازدواج وجود داره که با دیدگاه بنده متفاوته. خانم الف این طور که می گفتن تا دو سال پیش خواستگار راه نمیدادن چون می خواستن به بلوغ فکری برسند و خانم ب هم تا به الآن مهم ترین بهانه شون برای ازدواج نکردن و رد کردن خواستگاراشون ادامه تحصیل و این حرفا بوده (که تا الآن هم در رشته دلخواهشون قبول نشدن). نکته قابل توجه اینه که در حال حاضر خانم الف شاید به خاطر شرایط من (نسبت به خواستگارهای دیگه شون) یا شرایط سنی خودشون یا شاید هم فشاری که از بودن در خانواده احساس می کنند (اینو مطمئن نیستم) تا اینجا به نظر میرسه که در مورد من نظر مثبت دارند؛ در مقابل خانم ب به خاطر آرزوهایی که در زمینه تحصیل دارند و یا ایده آل گرایی مذهبی یا نگرانی ناشی از یک بار تجربه ازدواج ناموفق خواهرشون، در خصوص پذیرش خواستگار محتاط ترند. یعنی میخوام بگم الآن خانم الف یک مورد تقریباً نقد محسوب می شه و خانم ب (و بعضی دخترهای دیگه ای که مطرحند) مورد نسیه که معلوم نیست اولاً قبول کنه یا من خوشم بیاد یا ... .


    لازمه اشاره کنم در کنار مسائل بالا پدر و مادرم اصرار دارند که پیگیر برخی موارد دیگر هم بشویم. مادرم هر روز 1 شماره گیر میاره و میخواد من برم دخترهای دیگه رو ببینم. اما بنده فعلاً می خوام این گزینه مطرح رو به یک نتیجه ای برسونم بعد ببینم چه میشه کرد.
    حالا به نظر مشاوران محترم و دوستان اسک دینی چه کار می توانم کنم و وضعیت رو چه جوری مدیریت کنم تا بعداً پشیمون نشم که کاش قبل از ازدواج طور دیگری عمل می کردم؟
    با تشکر

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,517
    حضور
    175 روز 1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58315



    با نام و یاد دوست





    به خواستگاری کدام دختر بروم؟








    کارشناس بحث: استاد امین


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    روانشناسی؛ قرآن ؛فلسفه؛ کلام
    نوشته
    892
    حضور
    31 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    4651



    نقل قول نوشته اصلی توسط م.مهدی نمایش پست ها
    خانواده بنده و مخصوصاً مادرم به دلایلی می خواهند در کنار پیگیری این مورد، سراغ موارد دیگری بریم و اون ها رو هم بررسی کنیم. عمده دلایلشون هم دو تاست: یکی این که این خانم شاغل نیست! (که برای شخص من این مسأله مهم نیست). و دیگه اینکه با توجه به وضعیت اقتصادیشون که می شه گفت از ما پایین تر هستند، ممکنه و احتمالاً از بنده به عنوان داماد چند قلم از جهیزیه دخترشون رو درخواست کنند. (برای خونوادم عدم توانایی مالی کافی بنده برای اجابت این امر مسأله است و برای خودم نفس این نوع درخواست از جانب خانواده دختر که درخواست عزتمندانه ای نیست، مسأله شده.) البته بگم هنوز گفتگوی رسمی ما بین خونواده ها اتفاق نیفتاده و من حتی هنوز پدر ایشون رو زیارت نکرده ام و ایشون و خونواده شون هم فقط من و مادرم و دو -سه خانم از بستگان بنده رو دیدن و میشناسند.
    به هر حال من هم بنا به توصیه خانواده همزمان پیگیر موردی شدم که چند ماه پیش برایمان مطرح بود (با اینکه کاملاً از نظر اخلاقی مجاب به این همزمانی نشده ام). البته هنوز مستقیماً به خواستگاری آن خانم نرفته ام (حتی ندیدمشون!) اما از یکی از آشنایان نزدیک به ایشان یک سری اطلاعات درباره شون گرفتم.
    می دونم به احتمال زیاد مقایسه در امر خواستگاری و ازدواج کار چندان صحیحی نیست.
    سلام

    در مورد پیگیری همزمان چند مورد باهم، باید عرض کنم این کار از چند جهت مناسب نیست:

    1- هر چه تعداد افرادی که همزمان به خواستگاری آن ها می روید بیشتر باشند، تصمیم گیری برای شما سخت تر خواهد شد؛ به خصوص در مورد مواردی که شباهت های زیادی با هم دارند. این مسئله باعث تردید بیشتر شما شده و ممکن است شما به امید پیدا کردن مورد بهتر، سالها عمر خود را در خواستگاری گذرانده و در آخر هم به هر دلیلی مثل خسته شدن از این اوضاع، تن به ازدواج با فردی بدهید که حداقل خوبی های فرد اول را هم نداشته باشد. البته این به معنای عجله کردن در ازدواج نیست بلکه به این معناست که شما به جای خواستگاری های همزمان، ابتدا معیارهای خود را با نظم بیشتری برای خود ترسیم کنید و بعد مطابق با آن دنبال فرد مورد نظر بگردید. قبل از خواستگاری، با همان شناخت اندکی که از آنها دارید آن ها را مقایسه کرده و اولویت بندی کنید. سپس به ترتیب به خواستگاری افراد مورد نظر رفته و آنها را بررسی کنید. اگر به هر دلیلی به نتیجه مثبت نرسیدید به سراغ فرد بعدی بروید.

    2- این کار برای افرادی که به خواستگاری آنها می روید هم مشکل ایجاد می کند چون وقتی شما به خواستگاری فردی می روید، او و خانواده اش روی شما حساب باز می کنند و می خواهند تصمیمی سرنوشت ساز بگیرند. لذا عقب نشینی شما بعد از نهایی شدن مسئله از لحاظ اخلاقی کار درستی نیست.

    3- در بعضی موارد ممکن است به خاطر لو رفتن این مسئله، مورد خوبی را از دست بدهید؛ چون طبیعی است که اگر دختری که به خواستگاری او رفته اید متوجه شود همزمان جای دیگری هم می روید، قطعا روی خوشی نشان نخواهد داد!

    4- این کار زحمات خانواده را هم زیاد خواهد کرد.

    در مورد شاغل نبودن و پایین بودن سطح مالی هم به نظرم شما باید ابتدا با خانواده خود به توافق برسید یعنی اول باید ملاک های شما با هم یکی شود و بعد به خواستگاری بروید تا بتوانید تصمیم بگیرید. اگر نظر شما این است که شاغل بودن همسرتان اهمیت ندارد، آنها را قانع کنید تا مطابق سلیقه شما عمل کنند چون کسی که قرار است یک عمر با دختر مورد نظر زندگی کند شما هستی. در مورد پایین بودن سطح مالی هم بستگی به شرایط شما دارد. اگر توانایی کمک به خانواده طرف را داشته باشید، مشکلی ایجاد نخواهد شد. بعلاوه اینکه خرید چند کالا توسط داماد در خیلی از شهرها مرسوم است و آن را به عنوان شیربهاء به حساب می آورند. البته از لحاظ شرعی هم خانواده دختر وظیفه ای در تهییه جهیزیه ندارند و اگر این کار را می کنند از باب لطف است. لذا این را همیشه به خاطر داشته باشید که نباید از آنها توقع بیجا داشته باشید و گله و شکایت کنید؛ چون به قول معروف دندان های اسب پیشکش را نمی شمارند!

    ویرایش توسط امین : ۱۳۹۳/۰۹/۰۶ در ساعت ۲۰:۲۸

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    روانشناسی؛ قرآن ؛فلسفه؛ کلام
    نوشته
    892
    حضور
    31 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    4651



    نقل قول نوشته اصلی توسط م.مهدی نمایش پست ها

    از نظر اعتقادی با هر دو خانم اشتراکات زیادی دارم اما مدل دین داری خانم الف و ب با هم فرق می کنه (خانم ب معتقدتر به نظر میرسه). مدل دین داری در خانواده و فامیل ما به هر دو خانواده الف و ب شبیهه. جالب اینه که خود خانم ب نسبت به خواهر بزرگترشون اعتقادات دینی محکم تری دارند.
    از نظر سطح ایمان فکر می کنم با خانم الف هم سطح هستیم (و این من رو نگران می کنه، فکر می کنم شاید بهتر بود همسرم از من مؤمن تر باشه تا هم من اشکالات اخلاقیم برطرف بشه و هم از نظر تربیت دینی بچه ها. در مقابل با توجه به چیزهایی که درباره خانم ب شنیدم ایشون احتمالاً از بنده ایمان و التزام و تقیدشون به احکام دینی بیشتره. (طوری که من دوست دارم باشم ولی تا حالا نشدم).
    نکته بعدی مسأله حیا و حجاب و ایناست. هر دو خانم چادری هستند. خانم الف بهم گفتن که بیرون از خونه چادر ملی می پوشند و در جمع های فامیلی در منزل بدون چادر خونه و البته با حفظ حجاب. اون دو جلسه ای هم که ما رفتیم منزلشون سطح پوششون 100% کامل نبود (کمی از موهاشون و پا و ...) که من با توجه به موضوع و خاصیت جلسه پیش خودم توجیه کردم مسأله رو؛ اما زمانی که بعداً از من درباره پوشش خودشون پرسیدن من گفتم سلیقه من اینه که در جمع های فامیلی چادر خونه باشه و البته هیچ اجباری هم نیست. در مقابل ایشون با یک حالت گربه کشی به صراحت بهم گفتن که من توی خونه چادر سر نمی کنم. در مقابل خانم ب مطابق تعریفی که ازش شنیدم مقیدترند و حجاب و حیاشون در همون حد ایده آل منه. در همین رابطه لازمه بگم زمانی که به منزل خانم الف رفته بودم خواهرهای بزرگترشون حجابشون در مقابل بنده 100% کامل نبود و الآن این دغدغه در من هست که در رفت و آمدهای بعد از ازدواج اذیت بشم.
    اخلاق خانم الف تا این جا به نظرم خوب و سازگار اومده. خانم ب رو البته ندیدم و طبق تعریفی که ازشون شنیدم به نظر میاد نسبتاً درونگرا باشه. در حالی که من در حد وسط درونگرایی و برونگرایی هستم تقریباً.
    از نظر روحیه هنرمندی و طنازی برای شوهر و ...، خانم الف به نظرم بهتر از خانم ب هستند. شخصی که داشتم ازش درباره خانم ب اطلاعات می گرفتم می گفت که این دختر رو تا حالا هر وقت دیده ساده بوده و خیلی خوش سلیقه نیست؛ البته مطمئن نبود بعد از ازدواج هم برای شوهرش نتونه دلبری کنه.
    از نظر خانواده، خانواده خانم ب تقریباً شبیه به خانوده ما هستند (هم ما و هم اونا 3 فرزندی هستیم). ایشون فرزند دوم خانواده هستند (من فرزند اولم). در مقابل خانواده خانم الف از ما شلوغ ترند: 7 فرزند که 4 تاشون ازدواج کردند و این خانم فرزند ششم هستند. به علاوه 11 نوه تا به الآن! معدل سنی در خانواده خانم الف نسبت به خانواده ما اقل کم فکر میکنم 15 -20 سالی بیشتر باشه. (این از حیث ارتباط با والدین همسرم برام اهمیت داره). ضمن اینکه من برای خانواده الف (اگه با دخترشون ازدواج کنم) داماد چهارم محسوب می شم و احتمالاً جایگاه کمتری خواهم داشت نسبت به زمانی که داماد خانواده خانم ب بشم (داماد دومشون میشم در حالی که پسری هم ندارند).




    این مواردی که عرض کردید هیچ کدام قطعی نیست و صرفا از روی حدس است. لذا نمی شود روی آنها حساب کرد و مطابق آن تصمیم گرفت. ممکن است بعد از اشنایی بیشتر با خانم ب به این نتیجه برسید که در مورد او اشتباه می کردید یا ...

    لذا شما قبل از تصمیم گیری باید به این نکات توجه داشته باشید:

    1- قبل از ازدواج امکان شناخت صد در صد وجود ندارد و قطعا بعد از ازدواج با مواردی برخورد خواهید کرد که انتظارش را نداشتید. لذا این فکر که شما میتوانی فرد مقابل را صد در صد بشناسی را باید از سر خود بیرون کنید.

    2- تقریبا هیچ فردی خالی از نقص نیست بلکه معمولا افراد در کنار خوبی هایی که دارند نقص هایی هم خواهند داشت. بنابراین دنبال فرد ایده آل نباشید.

    3- فردی را که صد در صد با معیارهای شما تطابق داشته باشد پیدا نخواهید کرد. لذا باید دنبال فردی باشید که بیشترین تناسب را با شما داشته باشد نه تناسب صد در صد.

    بنابراین شما کلیت مورد های مذکور را در نظر بگیرید و به جزئیات حساس نشوید. ابتدا خانم الف را مورد بررسی قرار دهید بدون اینکه به خانم ب فکر کنید. اگر ایشان معیارهای شما را تا حدود زیادی داشت و فقط در بعضی جزئیات با هم اختلاف داشتید که قابل توافق یا گذشت بود، سخت گیری نکنید و در صورت موافق آنها ازدواج کنید؛ چون سراغ هر فرد دیگری هم بروید باز آن فرد بعضی از ملاک های شما را نخواهد داشت. با این حال اگر به این نتیجه رسیدید که ایشان مورد مناسبی برای شما نیست و با معیارهای شما فاصله زیادی دارد، تکلیف ایشان را روشن کنید و به سراغ خانم ب بروید. بعد با بررسی ایشان ببینید مورد مناسبی برای شما هست یا نه. اگر نبود به سراغ فرد دیگری بروید.


  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    روانشناسی؛ قرآن ؛فلسفه؛ کلام
    نوشته
    892
    حضور
    31 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    4651



    نقل قول نوشته اصلی توسط م.مهدی نمایش پست ها
    معیارهای اصلی بنده 4 مورد اول فوق بود اما موارد با اهمیت کمتر:
    سن خانم الف از بنده 6 ماه بیشتره و خانم ب 4 سال از بنده کوچکتر هستند. البته الآن فاصله سنی زیاد برای من مهم نیست اما در صورت ازدواج با خانم ب امکان مانور بیشتری خواهم داشت.
    سطح اقتصادی خانواده خانم الف از ما پایین تر و خانواده خانم ب از ما بالاتره.
    دیدگاه مشترکی در خانم الف و ب در خصوص ازدواج وجود داره که با دیدگاه بنده متفاوته. خانم الف این طور که می گفتن تا دو سال پیش خواستگار راه نمیدادن چون می خواستن به بلوغ فکری برسند و خانم ب هم تا به الآن مهم ترین بهانه شون برای ازدواج نکردن و رد کردن خواستگاراشون ادامه تحصیل و این حرفا بوده (که تا الآن هم در رشته دلخواهشون قبول نشدن). نکته قابل توجه اینه که در حال حاضر خانم الف شاید به خاطر شرایط من (نسبت به خواستگارهای دیگه شون) یا شرایط سنی خودشون یا شاید هم فشاری که از بودن در خانواده احساس می کنند (اینو مطمئن نیستم) تا اینجا به نظر میرسه که در مورد من نظر مثبت دارند؛ در مقابل خانم ب به خاطر آرزوهایی که در زمینه تحصیل دارند و یا ایده آل گرایی مذهبی یا نگرانی ناشی از یک بار تجربه ازدواج ناموفق خواهرشون، در خصوص پذیرش خواستگار محتاط ترند. یعنی میخوام بگم الآن خانم الف یک مورد تقریباً نقد محسوب می شه و خانم ب (و بعضی دخترهای دیگه ای که مطرحند) مورد نسیه که معلوم نیست اولاً قبول کنه یا من خوشم بیاد یا ... .
    شما تقریبا در همه ملاک های خود به نوعی تردید دارید و این کار شما را در تصمیم گیری سخت می کند. بعلاوه بررسی تک تک آنها در پاسخ اولیه خسته کننده است لذا به نظرم شما ابتدا یک بررسی دقیق در مورد ملاک های خود داشته باشید. مواردی که برای شما یقینی بود که جای بحث ندارد اما اگر در مواردی شک داشتید که آیا چنین ملاکی درست است یا خیر، در مورد آن تحقیق کنید و بعد که به یک نتیجه ثابت رسیدید از آن در ازدواج خود استفاده کنید. مثلا در مورد اینکه بهتر است دختر از شما مذهبی تر باشد یا در حد شما باشد؟ در مورد اینکه با توجه به شرایط شما دختر تا چه حد حجاب داشته باشد راضی کننده است؟ اینکه در ازدواج تناسب خانوادگی اهمیت بیشتری دارد یا فردی؟تناسب سنی شما به چه شکلی باشد بهتر است؟ و ...

    اگر بعد از بررسی و مطالعه در هر موردی به نتیجه نرسیدید، می توانید ذیل همین تاپیک یا در تاپیکی جدا مطرح کنید تا در مورد آن بحث شود.

    پیروز و سربلند


  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    48
    حضور
    2 روز 2 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    120



    سلام
    با تشکر از لطف و توجه شما

    نقل قول نوشته اصلی توسط امین نمایش پست ها


    1- هر چه تعداد افرادی که همزمان به خواستگاری آن ها می روید بیشتر باشند، تصمیم گیری برای شما سخت تر خواهد شد؛ به خصوص در مورد مواردی که شباهت های زیادی با هم دارند. این مسئله باعث تردید بیشتر شما شده و ممکن است شما به امید پیدا کردن مورد بهتر، سالها عمر خود را در خواستگاری گذرانده و در آخر هم به هر دلیلی مثل خسته شدن از این اوضاع، تن به ازدواج با فردی بدهید که حداقل خوبی های فرد اول را هم نداشته باشد. البته این به معنای عجله کردن در ازدواج نیست بلکه به این معناست که شما به جای خواستگاری های همزمان، ابتدا معیارهای خود را با نظم بیشتری برای خود ترسیم کنید و بعد مطابق با آن دنبال فرد مورد نظر بگردید. قبل از خواستگاری، با همان شناخت اندکی که از آنها دارید آن ها را مقایسه کرده و اولویت بندی کنید. سپس به ترتیب به خواستگاری افراد مورد نظر رفته و آنها را بررسی کنید. اگر به هر دلیلی به نتیجه مثبت نرسیدید به سراغ فرد بعدی بروید.


    من خودم هم زیاد راضی به این کار نیستم. در پست اول هم اشاره کردم، که من از چند سال پیش می خواهم ازدواج کنم، اما پدر و مادرم با بهانه هایی (از نظر من غیر موجه) به آینده موکول می کردند. بعد از خواستگاری هایی هم که در این یک سال اخیر رفتیم و هر کدام به دلیلی به نتیجه نرسید، وقتی مورد خانم الف مطرح شد تقریباً هیچ اطلاعاتی از ایشان و خانواده شان واقعا نداشتیم و من با اصرار شدید خانواده به منزل ایشان رفتم. در حالی که اگر قبلش می دانستم مثلاً ایشون همسن من و حتی بزرگتر از بنده هستند همون اول ردش می کردم. اما بعد از جلسه اول آشنایی احساس کردم که می شه با این خانم ادامه داد و مسأله فاصله سنی برام کم رنگ تر شد.
    مشکل اینه که والدینم بعد از اینکه اطلاعاتمون از خونواده این خانم بیشتر شد افتادند در وادی مقایسه که خب شاید بهتر بود می رفتیم فلان دختر که شاغله یا وضعیت مالیشون بهتره رو هم می دیدیم و ... نظرشون این بود از فرصت ماه محرم و صفر هم استفاده می کنیم برای بررسی مورد خانم الف و کش دادنش برای بررسی موارد دیگر. من هم مخالفتی نکردم و دوباره پیگیر خانم ب شدم. که می دونم اشتباهه. (اگر چه از نظر شرعی حرام نیست).

    2- این کار برای افرادی که به خواستگاری آنها می روید هم مشکل ایجاد می کند چون وقتی شما به خواستگاری فردی می روید، او و خانواده اش روی شما حساب باز می کنند و می خواهند تصمیمی سرنوشت ساز بگیرند. لذا عقب نشینی شما بعد از نهایی شدن مسئله از لحاظ اخلاقی کار درستی نیست.
    من با توجه به اینکه برای خودم هنوز هیچ چیز قطعی نشده مکرر به این خانم این پیام را رسانده ام هنوز به جمع بندی در مورد ایشان نرسیده ام.
    من به کسی قول ازدواج نداده ام.

    3- در بعضی موارد ممکن است به خاطر لو رفتن این مسئله، مورد خوبی را از دست بدهید؛ چون طبیعی است که اگر دختری که به خواستگاری او رفته اید متوجه شود همزمان جای دیگری هم می روید، قطعا روی خوشی نشان نخواهد داد!
    کلاً حواسم هست که متوجه نشوند.
    4- این کار زحمات خانواده را هم زیاد خواهد کرد.
    متوجه این نکته نشدم.
    در مورد شاغل نبودن و پایین بودن سطح مالی هم به نظرم شما باید ابتدا با خانواده خود به توافق برسید یعنی اول باید ملاک های شما با هم یکی شود و بعد به خواستگاری بروید تا بتوانید تصمیم بگیرید. اگر نظر شما این است که شاغل بودن همسرتان اهمیت ندارد، آنها را قانع کنید تا مطابق سلیقه شما عمل کنند چون کسی که قرار است یک عمر با دختر مورد نظر زندگی کند شما هستی. در مورد پایین بودن سطح مالی هم بستگی به شرایط شما دارد. اگر توانایی کمک به خانواده طرف را داشته باشید، مشکلی ایجاد نخواهد شد. بعلاوه اینکه خرید چند کالا توسط داماد در خیلی از شهرها مرسوم است و آن را به عنوان شیربهاء به حساب می آورند. البته از لحاظ شرعی هم خانواده دختر وظیفه ای در تهییه جهیزیه ندارند و اگر این کار را می کنند از باب لطف است. لذا این را همیشه به خاطر داشته باشید که نباید از آنها توقع بیجا داشته باشید و گله و شکایت کنید؛ چون به قول معروف دندان های اسب پیشکش را نمی شمارند!
    در مورد ملاک های خودم بعداً عرض خواهم کرد. در مورد شاغل بودن من مخالفتی با این شاغل بودن همسرم ندارم. موافقتی هم ندارم. در واقع موافق یا مخالف بودن بنده بستگی داره به اینکه بدونم انگیزه و هدف ایشون چیه. به هر حال اشتغال همسر جزو هیچ کدام از ملاک های بنده نیست و این طور نیست که من دنبال کسی باشم که حتماً شاغل باشه یا حتماً غیرشاغل.
    در مورد جهیزیه هم می دانم که لطف خانواده همسره و من هم هیچ توقعی ندارم. اما از طرفی مطالبه این مسأله رو هم نمی پسندم. چون نشون میده مناعت طبع طرف مقابل ضعیفه. البته گفتم که هنوز هیچ بحثی در این مورد نشده و فقط احتمالاتی هست که پدر و مادرم بهش حساسند!

  13. صلوات


  14. #7
    لبیک یا علی النقی آنلاین نیست. همکار اجرایی دانستنیهای قران و اقوام و اشخاص

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    1,673
    حضور
    72 روز 15 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    60
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7565



    السلام علیکم و رحمة الله

    من اگه بودم درمورد خانم "ب" بیشتر پیگیر می شدم.
    چرا که مهم ترین ملاک ازدواج، "ایمان" است.
    السلام علیک یا علی بن محمد - السلام علیک یا علی النقی الهادی
    اگر به سامره ام اوفتد گذر، سر و جان را -- کنم نثار به گنبدنمای حضرت هادی
    ز دست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم -- شود زیارت صحن و سرای حضرت هادی
    ز خاک، عِطر بهشتی، پراکند اگر آید -- نسیمی از طرف سامرای حضرت هادی
    مرا رضایت ابن الرضا خوش است که دانم -- بُود رضای خدا در رضای حضرت هادی
    ----------------

    ...سریال ازدواج مرا در ""اینجا"" بخوانید...
    التماس دعا


  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    130
    حضور
    2 روز 21 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    426



    سلام
    ببینید اینکه شما همزمان به دنبال بررسی چند نفر باشید و اینکه به طور رسمی رفتید خواستگاری یکی از گزینه ها به نظرم کار کاملا اشتباهی هستش
    ببینید من اگه خودم چه زمان اشنایی چه حتی بعد از ازدواج بفهمم همسرم همزمان با من رفته خواستگاری یه نفر دیگه کلی ناراحت میشم و عصبانی و اصلا این رو توهین به خودم میدونم(یادتون نره به احساسات ما خانم ها توجه کنید)
    شما باید یه گزینه رو بررسی کنید بعد برین سراغ یه نفر دیگه
    اگه میخواین میتونید گزینه ها رو قبل از اینکه به مرحله خواستگاری رسمی برسه بررسی کنید و با هم مقایسه کنید و اونی که بیشتر به خواسته های شما نزدیک تر بود برین خواستگاری.
    اگه بخوام در مورد اون دو نفر نظر بدم خیلی طولانی میشه حرفیدنم و فکر کنم همین کافی باشه

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    48
    حضور
    2 روز 2 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    120



    نقل قول نوشته اصلی توسط امین نمایش پست ها
    شما تقریبا در همه ملاک های خود به نوعی تردید دارید و این کار شما را در تصمیم گیری سخت می کند. بعلاوه بررسی تک تک آنها در پاسخ اولیه خسته کننده است لذا به نظرم شما ابتدا یک بررسی دقیق در مورد ملاک های خود داشته باشید. مواردی که برای شما یقینی بود که جای بحث ندارد اما اگر در مواردی شک داشتید که آیا چنین ملاکی درست است یا خیر، در مورد آن تحقیق کنید و بعد که به یک نتیجه ثابت رسیدید از آن در ازدواج خود استفاده کنید. مثلا در مورد اینکه بهتر است دختر از شما مذهبی تر باشد یا در حد شما باشد؟ در مورد اینکه با توجه به شرایط شما دختر تا چه حد حجاب داشته باشد راضی کننده است؟ اینکه در ازدواج تناسب خانوادگی اهمیت بیشتری دارد یا فردی؟تناسب سنی شما به چه شکلی باشد بهتر است؟ و ...

    مهم ترین ملاک و معیارای بنده این ها هستند:
    • ایمان (میخواهم از خودم حتماً مؤمن تر باشه. مظاهر بیرونی ایمان که من می تونم بسنجم حیا و عفاف و حجاب هست. و سبک زندگی خانوادگی ایشون)
    • اخلاق (که البته همان طور که شما گفتید اخلاق طرف رو نمیشه اصلاً فهمید)
    • همسانی اعتقادی و فکری و شخصیتی (بخشی از این رو میشه با گفتگو فهمید. بخشی رو از طریق مشاوره قبل ازدواج. بقیه ش هم دست خداست)
    • کفویت فرهنگی و خانوادگی (اگر بالاتر از ما نباشند پایین تر هم نباشند. و اینکه بتونم رابطه خوبی مخصوصاً با پدر و مادر همسرم برقرار کنم و همسرم هم همین طور)

    تناسب سنی هم زمانی پیش خودم حساب وکتاب می کردم اگر همسرم از من چند سال کوچکتر باشد فرصت بیشتری برای برنامه ریزی خواهم داشت. البته الآن کمتر این مسأله برام مهمه.

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    48
    حضور
    2 روز 2 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    120



    نقل قول نوشته اصلی توسط لبیک یا علی النقی نمایش پست ها
    السلام علیکم و رحمة الله

    من اگه بودم درمورد خانم "ب" بیشتر پیگیر می شدم.
    چرا که مهم ترین ملاک ازدواج، "ایمان" است.
    سلام . ممنون از نظرتون.
    اتفاقاً در مورد این خانم ب و اینکه چه قدر مومن هستند برای من مسأله ای مطرحه: این طور که اطرافیان و این دوست مشترک ما به من گفتند ایشون خیلی مذهبی و مذهبی تر از خواهرهای دیگرشون هستند. همچنین معتقد به ولایت فقیه هستند تا حدی که عکس رهبر رو در اتاقشون دارن ظاهراً. همین جا برای من این سواله که اگر اعتقاد و ایمان ایشون به دین و ولایت این قدره پس چرا مدتی خواستگارها رو به بهانه ادامه تحصیل (که چند ساله پشت کنکور ارشد درجا میزنند) رد می کنند؟ این تناقض رو اتفاقاً این دوست مشترک هم نتونست جواب بده که چرا اینجوریه.

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود