صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چیستی انسان ؟؟؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,030
    حضور
    192 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28764

    چیستی انسان ؟؟؟




    ؟؟

    شناخت کُنه انسان، بلکه شناخت کُنه هر چیزی دشوار بلکه ممتنع است . این نوع معرفت اختصاص به خداوند دارد، غیر از او کسی دیگر کُنه و حقیقت اشیا را به طور کامل نمی‌داند.(1)
    با توجه به این نکته حال باید دید که چیستی انسان در حد توان بشر چیست؟
    جای بحث بسیار است، ولی دقیق‌ترین سخن را در این باب استاد آیت الله جوادی آملی بیان داشته و در کتاب «تفسیر انسان به انسان» به تفصیل درباره آن بحث نموده که خلاصة آن در این جا طرح می‌شود:
    انسان در عرف عموم مردم، حیوان ناطق است و حیوانی است که می‌اندیشد و سخن می‌گوید، ولی در نگاه قرآنی این تعریف دقیق از انسان نیست،‌زیرا چه بسا انسان‌هایی که اهل اندیشه و سخن‌اند، ولی از حیوان بدترند، از این رو باید گفت: انسان در نگاه قرآن «حیّ متألّه» است.
    در این تعریف حیّ جنس و تألّه فصل انسان است، نطق در تعریف انسان لازم است ولی کافی نیست. از دید قرآن همه آدمیان به لحاظ فطرت «حیّ متأله» هستند، یعنی حیات الهی و تألّه ملکوتی در فطرت همه انسان‌ها نهادینه شده است، ولی با نظر به مسیر شکوفایی و تکاملی فطرت بسیاری متألّهانه فطری خویش را زیر خاک‌ها تیرة جهل و عصیان مدفون می‌کنند، این گونه افراد از نظر منطق وحی انسان تلقی نمی‌شود، چون در نگاه وحی انسان حقیقی کسی است که در محدودة حیات حیوانی و طبیعی نایستد، حتى انسانیت خویش را تنها در نطق یا تفکر محدود نکند، بلکه باید حیات الهی و جاودان و تألّه و خداخواهی فطری خویش را به فعلیت برساند و به مقام خلافت الهی برسد.(2)
    خلاصه مطلب این که در نگاه دقیق انسان «حیّ متألّه» است ،یعنی زنده‌ای خداخواه و ذوب شدة در معنویت.



    پی‌نوشت‌ها:
    1. آیت الله جوادی آملی، تفسیر انسان به انسان، ص 61.
    2. همان، ص 151.

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,563
    حضور
    38 روز 6 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4370



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    شناخت کُنه انسان، بلکه شناخت کُنه هر چیزی دشوار بلکه ممتنع است . این نوع معرفت اختصاص به خداوند دارد، غیر از او کسی دیگر کُنه و حقیقت اشیا را به طور کامل نمی‌داند.(1)
    با توجه به این نکته حال باید دید که چیستی انسان در حد توان بشر چیست؟
    جای بحث بسیار است، ولی دقیق‌ترین سخن را در این باب استاد آیت الله جوادی آملی بیان داشته و در کتاب «تفسیر انسان به انسان» به تفصیل درباره آن بحث نموده که خلاصة آن در این جا طرح می‌شود:
    انسان در عرف عموم مردم، حیوان ناطق است و حیوانی است که می‌اندیشد و سخن می‌گوید، ولی در نگاه قرآنی این تعریف دقیق از انسان نیست،‌زیرا چه بسا انسان‌هایی که اهل اندیشه و سخن‌اند، ولی از حیوان بدترند، از این رو باید گفت: انسان در نگاه قرآن «حیّ متألّه» است.
    در این تعریف حیّ جنس و تألّه فصل انسان است، نطق در تعریف انسان لازم است ولی کافی نیست. از دید قرآن همه آدمیان به لحاظ فطرت «حیّ متأله» هستند، یعنی حیات الهی و تألّه ملکوتی در فطرت همه انسان‌ها نهادینه شده است، ولی با نظر به مسیر شکوفایی و تکاملی فطرت بسیاری متألّهانه فطری خویش را زیر خاک‌ها تیرة جهل و عصیان مدفون می‌کنند، این گونه افراد از نظر منطق وحی انسان تلقی نمی‌شود، چون در نگاه وحی انسان حقیقی کسی است که در محدودة حیات حیوانی و طبیعی نایستد، حتى انسانیت خویش را تنها در نطق یا تفکر محدود نکند، بلکه باید حیات الهی و جاودان و تألّه و خداخواهی فطری خویش را به فعلیت برساند و به مقام خلافت الهی برسد.(2)
    خلاصه مطلب این که در نگاه دقیق انسان «حیّ متألّه» است ،یعنی زنده‌ای خداخواه و ذوب شدة در معنویت.
    سلام
    آیا ذات انسان محجوب به باورها و اعمال ناشایست می شود یا متحول بدان؟
    در صورت اول همه انسانها در هر حد از بدی باز انسانند اما انسان محجوب
    در صورت دوم تحول در ذات اتفاق افتاده . این چگونه ممکن است ؟ مگر اینکه بگوییم دایره ماهیت انسان آنقدر زیاد است که حتی انسانهای بد را هم شامل میشود
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,030
    حضور
    192 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28764



    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها

    سلام
    آیا ذات انسان محجوب به باورها و اعمال ناشایست می شود یا متحول بدان؟
    در صورت اول همه انسانها در هر حد از بدی باز انسانند اما انسان محجوب
    در صورت دوم تحول در ذات اتفاق افتاده . این چگونه ممکن است ؟ مگر اینکه بگوییم دایره ماهیت انسان آنقدر زیاد است که حتی انسانهای بد را هم شامل میشود
    یا علیم
    اسلام بر محی الدین فارسی
    پاسخ در چندمحور بیان می شود تا پاسخ جامع تقدیم گردد :
    الف ) در ابتدا باید اشاره شود که در نگاه فلسفی تغییر تدریجی و خروج تدریجی شیء از قوه به فعل را حرکت می گویند.(1)
    در اصطلاح فلسفی موجودات امکانی به طور کلی به دو دست ه یعنی جوهر و عَرَض تقسیم می شود که هر کدام اقسام و انواع متعددي دارد که به طور خلاصه مفهوم و اقسام یک اشاره می شود:
    1ـ جوهر به موجودی اطلاق می شود که هر گاه در خارج وجود پیدا کند نیاز به موضوع و محل ندارد، مانند جوهر جسمانی که دارای ابعاد مکانی و زمانی است ؛ جزئیات این بحث را در منبع ذیل جویا شوید.(2)
    2ـ عَرَض در اصطلاح فلسفی عبارت است از موجودی که هرگاه در خارج تحقق پیدا کند حتماً به موضوع و محلی نیازمند است و بدون محل و موضوع امکان تحقق عینی ندارد. مانند رنگ یک جسم یا کیفیت آن و ... ؛ عرض دارای انواعی است که برای اطلاع بیشتر از آن به منبع ذیل مراجعه شود.(3)
    ب ) با توجه به دو نکته ی یاد شده حال باید گفت براساس حکمت متعالیه موجودات مادی وجسمانی نه تنها در اعراض بلکه در جوهر وذات خود متغیر و همواره در حال تبدل وتغییر است ودر مجموع صدرا و پیروان او معتقدند که جهان یکپارچه حرکت است و ثبات وجود ندارد. در جهان یک کل وجود دارد و آن جریان علت و معلول است. یک شئ شئ نیست، جریان است. این تضاد است که از حرکت ناشی شده و نه حرکت از تضاد. پس تضاد نمی‌تواند علت حرکت باشد. زیرا جوانه زدن یک ضد درون ضد دیگر، خود نوعی حرکت است و بنابراین قانون حرکت شامل او نیز می‌شود. تضاد معلول حرکت است و به نوبه خود علت حرکت هاست، اما فقط به عنوان محرک. به همین دلیل، باید به جستجوی محرک برخاست و این محرک همان خداوند است.(4)
    قبل از ظهور حکمت متعالیه حکما تصور می کردند که یکی از لوازم بلکه مقوّمات هر حرکتی، وجود متحرّک و به اصطلاح موضوع حرکت است، چنان که وقتی می­گوییم کرة زمین به دور خودش و به دور خورشید می­چرخد، یا سیب از سبزی به زردی و سرخی،‌تحوّل می­یابد، این دگرگونی را به چه چیزی نسبت بدهیم؟ به دیگر سخن: حرکت در جوهر، حرکتی بی‌متحرک و صفتی بی‌موصوف خواهد بود و چنین چیزی معقول نیست.
    خاستگاه این شبهه، نارسایی تحلیل است که دربارة حرکت انجام داده‌اند، ولی باید توجه داشت که حرکت همان سیلان وجود جوهر و عَرَض است، نه عَرَضی در کنار سایر اعراض.
    به دیگر سخن: مفهوم حرکت از قبیل مفاهیم ماهوی نیست،‌بلکه از قبیل معقولات ثانیه فلسفی است و چنین مفهومی نیاز به موضوع به معنایی که برای اَعراض اثبات می­شود ندارد و تنها می­توان منشأ انتزاع آن را (که همان وجود سیّال جوهری یا عَرَضی است) موضوع آن به شمار آورد.
    حرکت و ثبات دو وصف تحلیلی برای وجود سیّال و ثابت هستند و چنین اوصافی نیاز به موصوف عینی مستقل از وصف ندارند.(5)
    بنابر این استدلال منکران حرکت جوهری این بود که وجود موضوع ثابت برای هر حرکتی لازم است، ولی برای حرکت در جوهر چنین موضوعی را نمی‌توان در نظر گرفت.
    پاسخ این است: موضوع به معنایی که در مورد اعراض به کار می­رود، مخصوص وجود اعراض است و چنین موضوعی برای حرکت، لازم نیست، زیرا حرکت از قبیل اعراض خارجی نیست، بلکه از قبیل عوارض تحلیلی وجود است و بالعرض به ماهیت جوهر یا اعراض نسبت داده می­شود.
    اگر بخواهیم مسله حرکت جوهری را در قالب یک بیان انسان شنا ختی ومسله تغییر وتحول در وجود آدمی بیان نمایم این تحلیل ملاصدرا زیبا وآموزنده است که می گوید : نفوس انسانی در فرایند تکاملی خود بر اساس حرکت جوهری و فطره ثانوی انواعی مختلف شده،تحت جنس‌های چهارگانه قرار می‌گیرند، زیرا انسان در دنیا بر سر چهار راهی قرار دارد و به ناچار باید یکی از چهار مسیر را بپیماید:
    اگر در مسیر درست و صراط مستقیم حرکت نمود و ملکه معرفت، تقوا، طهارت در وجود او ایجاد شد ،بالاخره در مسیر فرشته خوی تکامل می‌یابد و کامل می‌شود . صورت نفس و جان او فرشته خو می‌شود و نوعی از انواع فرشتگان می‌گردد.
    اگر در مسیر مکر، حیله، جهل مرکب سیر نمود، بالاخره ملکه شیطنت بر او غالب شده ، نفس او صورت شیطانی پیدا می‌کند . در همان جهت حرکت می‌کند و کامل می‌شود.
    اگر در مسیر شهوت و امور شهوانی و حیوانی رشد کرد و ملکه حیوانیت در او ایجاد شده، نفس او صورت بهیمیت پیدا نموده . در همین راه کامل می‌شود و یک حیوان تمام عیار می‌گردد.
    اگر در مسیر سبعیّت و درنده خویی حرکت کرد، یک درنده کامل می‌شود و صورت سبعیت پیدا می‌کند. چه بسا افرادی باشند هم در مسیر شهوت و هم در مسیر غضب حرکت نموده و در هر دو آن کامل گردد. در این صورت او یک حیوان درنده خواهد شد. چه بسا چندین ملکه شیطانی، بهیمی، سبعی با انواع صفات حیوانی و شیطانی در او ایجاد شود که موجود شگفت‌انگیز گردیده ، چندین صورت و ملکه در وجود او شکل می‌گردد و نوعی خاص می‌شود که حتى در میان حیوانات هم آن گونه حیوانی وجود ندارد.مثلاً خنزیر ،سگ صفت و یا الاغ ، گاو صفت می‌گردد.(6)
    بر اساس این رویکرد صدرالمتألهین معلوم می‌شود که انسان‌ها مدام در حال پیشرفت و حرکتند، ولی هر کسی در مسیر خاص حرکت نموده ، در کمال ویژه‌ای به فعلیت می‌رسد و کامل می‌شود. یکی فرشته‌منش، دیگری درنده‌خو و دیگر بهیمه‌ صفت و یا ابلیس‌ صفت بار می‌آید و در همان جهت کامل می‌شود.

    پی‌نوشت‌ها:
    1. ر،ک: آموزش فلسفه، ج 2، ص 266، نشر سازمان تبلیغات اسلامی، 1366ش.
    2. همان ص 152،
    3. همان، ص 184.
    4. محمدرضا فشاهی، ارسطوی بغداد، از عقل یونانی به وحی قرآنی، انتشارات کاروان، ۱۳۸۰، ش ، ص 125
    5. آموزش فلسفه ، ص 307.
    6. صدر المتألهین، العرشیه، نشر کتاب خانه مهدوی اصفهان بی تا ، با ترجمه غلام حسین آهنی ص 25 ـ 26.

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,563
    حضور
    38 روز 6 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4370



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    اگر در مسیر سبعیّت و درنده خویی حرکت کرد، یک درنده کامل می‌شود و صورت سبعیت پیدا می‌کند. چه بسا افرادی باشند هم در مسیر شهوت و هم در مسیر غضب حرکت نموده و در هر دو آن کامل گردد. در این صورت او یک حیوان درنده خواهد شد. چه بسا چندین ملکه شیطانی، بهیمی، سبعی با انواع صفات حیوانی و شیطانی در او ایجاد شود که موجود شگفت‌انگیز گردیده ، چندین صورت و ملکه در وجود او شکل می‌گردد و نوعی خاص می‌شود که حتى در میان حیوانات هم آن گونه حیوانی وجود ندارد.مثلاً خنزیر ،سگ صفت و یا الاغ ، گاو صفت می‌گردد.(6)
    بر اساس این رویکرد صدرالمتألهین معلوم می‌شود که انسان‌ها مدام در حال پیشرفت و حرکتند، ولی هر کسی در مسیر خاص حرکت نموده ، در کمال ویژه‌ای به فعلیت می‌رسد و کامل می‌شود. یکی فرشته‌منش، دیگری درنده‌خو و دیگر بهیمه‌ صفت و یا ابلیس‌ صفت بار می‌آید و در همان جهت کامل می‌شود.
    سلام
    با تشکر از پاسخ طولانی شما اما به نظر می رسد :
    اول اینکه تعبیر مدفوت شدن ذات در زیر خاک جهل و عصیان در کلام علامه جوادی بیانگر تحول ذات نیست مگر اینکه بگوییم این یک تعبیر استعاری از تحول ذات است که البته صناعات ادبی در بحث علمی جایی ندارند
    ثانیا حرکت جوهری دلیلی بر تحول ذات نیست . انقلاب ذات بالبداهه غیر ممکن است چون مفهومش این است که شی خودش نباشد و این تناقض است . حرکت جوهری بیانگر سیر تکاملی در صور نوعیه است نه تبدیل آنها به صور دیگر . آیا شنیده اید از یک هسته خرما یک درخت پرتقال دربیاید ؟ یا یک روباه شیر شود ؟
    تنها راه حل این مشکل آنستکه بگوییم :
    یا ذات انسان متعین نیست و استعداد تبدیل به هر نوعی را دارد
    یا اینکه هر نوع تکامل اورا تکامل نفس او بدانیم حال اگر این تکامل در همه صفات و بطور متوازن بود صورت انسانی اگر صفات روحی حاکم شد صورت ملکی و اگر صفات حیوانی حاکم شد صورت بهیمی خواهد داشت اما با توجه به جامعیت صفات انسان ( که همه صفات حیوانی و معنوی را شامل می شود ) این احتمال صحیحتر است
    به تعبیری ساده ذات انسان حامل همه استعدادهای مادی و معنوی است که اگر بطور جامع و متوازن پرورش یافت آنرا انسان نامند به جهت حفظ جامعیت صفات اما اگر در یک بعد بر بعد دیگر ترجیح یافت فرشته یا حیوانش خوانند به جهت غلبه صفت معنوی بر حیوانی یا بالعکس .
    یا علیم

    ویرایش توسط محی الدین : ۱۳۹۳/۰۹/۰۶ در ساعت ۱۳:۴۷
    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,030
    حضور
    192 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28764



    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها

    سلام
    با تشکر از پاسخ طولانی شما اما به نظر می رسد :
    اول اینکه تعبیر مدفوت شدن ذات در زیر خاک جهل و عصیان در کلام علامه جوادی بیانگر تحول ذات نیست مگر اینکه بگوییم این یک تعبیر استعاری از تحول ذات است که البته صناعات ادبی در بحث علمی جایی ندارند
    ثانیا حرکت جوهری دلیلی بر تحول ذات نیست . انقلاب ذات بالبداهه غیر ممکن است چون مفهومش این است که شی خودش نباشد و این تناقض است . حرکت جوهری بیانگر سیر تکاملی در صور نوعیه است نه تبدیل آنها به صور دیگر . آیا شنیده اید از یک هسته خرما یک درخت پرتقال دربیاید ؟ یا یک روباه شیر شود ؟
    تنها راه حل این مشکل آنستکه بگوییم :
    یا ذات انسان متعین نیست و استعداد تبدیل به هر نوعی را دارد
    یا اینکه هر نوع تکامل اورا تکامل نفس او بدانیم حال اگر این تکامل در همه صفات و بطور متوازن بود صورت انسانی اگر صفات روحی حاکم شد صورت ملکی و اگر صفات حیوانی حاکم شد صورت بهیمی خواهد داشت اما با توجه به جامعیت صفات انسان ( که همه صفات حیوانی و معنوی را شامل می شود ) این احتمال صحیحتر است
    به تعبیری ساده ذات انسان حامل همه استعدادهای مادی و معنوی است که اگر بطور جامع و متوازن پرورش یافت آنرا انسان نامند به جهت حفظ جامعیت صفات اما اگر در یک بعد بر بعد دیگر ترجیح یافت فرشته یا حیوانش خوانند به جهت غلبه صفت معنوی بر حیوانی یا بالعکس .
    یا علیم
    باسلام وتشکر .
    در ابتدا باید اشاره شود فرمایش علامه جوادی در پاسخ حقیر نیامده معلوم نشد که چرا جناب محی الدین فارسی متن پاسح حقیر را نقل قول نموده وکلامی از استاد را مورد نقد قرار داده که در جواب من مطرح نشده ؟؟!!!!
    ( البته نقد آن گرامی بر فرمابش استاد هم وارد نیست )
    اگر جناب محی الدین در فراز بسیار عمیق که از حکیم صدرالمتالین نقل شده دقت بشتر می نمود این فرمایش را نمی نمود چون حرکت جوهری به معنای انقلاب ماهیت (= ذات) نیست بلکه بر اثر حرکت جوهری انسان در عین حال که انسان است فصل اخر او فرشته ویا حیوان درنده ومانند آن است چون در حرکت جوهر لبوس بعد از لبوس مطرح است = یعنی در عین حفظ صورت انسانی درنده می شود نه این که صورت انسانی او نابود وصورت درندگی دریافت گردد .
    توجه داشته باشید که در حرکت جوهری بستر تکامل وجود است ونه ماهیت (ذات)
    توجه دارید که مسله وحدت صنع تغییر نا پذیر است :
    هیچ گندم کاشتی جو بر دهد
    دیده ای که اسب کره خر دهد ؟
    سخن بلند حکیم ملا صدرا که از العرشیه نقل شده مجددا مطالعه ودقت نماید .

    ویرایش توسط صادق : ۱۳۹۳/۰۹/۰۶ در ساعت ۱۵:۵۲

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,563
    حضور
    38 روز 6 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4370



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    باسلام وتشکر .
    در ابتدا باید اشاره شود فرمایش علامه جوادی در پاسخ حقیر نیامده معلوم نشد که چرا جناب محی الدین فارسی متن پاسح حقیر را نقل قول نموده وکلامی از استاد را مورد نقد قرار داده که در جواب من مطرح نشده ؟؟!!!!
    ( البته نقد آن گرامی بر فرمابش استاد هم وارد نیست )
    اگر جناب محی الدین در فراز بسیار عمیق که از حکیم صدرالمتالین نقل شده دقت بشتر می نمود این فرمایش را نمی نمود چون حرکت جوهری به معنای انقلاب ماهیت (= ذات) نیست بلکه بر اثر حرکت جوهری انسان در عین حال که انسان است فصل اخر او فرشته ویا حیوان درنده ومانند آن است چون در حرکت جوهر لبوس بعد از لبوس مطرح است = یعنی در عین حفظ صورت انسانی درنده می شود نه این که صورت انسانی او نابود وصورت درندگی دریافت گردد .
    توجه داشته باشید که در حرکت جوهری بستر تکامل وجود است ونه ماهیت (ذات)
    توجه دارید که مسله وحدت صنع تغییر نا پذیر است :
    هیچ گندم کاشتی جو بر دهد
    دیده ای که اسب کره خر دهد ؟
    سخن بلند حکیم ملا صدرا که از العرشیه نقل شده مجددا مطالعه ودقت نماید .
    سلام برادر
    اول اینکه مطالب شما بر مبنای کلام علامه جوادی بود لذا ما نقد را از آنجا آغاز کردیم
    در هر حال ما سوالات روشنی می پرسیم . شاید نگاههای متفاوت به موضوعات واحد موجب اختلاف باشد
    1- آیا از نظر علامه و شما انسان به حیوان تبدیل می شود ؟
    2- آیا این تبدیل به معنای تبدل ذات است ؟
    3- آیا حرکت جوهری تبدل ذات را توجیه می کند ؟
    4- آیا داشتن صورت حیوانی برای انسان به مفهوم تبدل ذات او یا تبدیلش به حیوان است ؟
    5- اساسا چرا انسان می تواند صورت حیوانی داشته باشد ؟
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,030
    حضور
    192 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28764



    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها

    سلام برادر
    اول اینکه مطالب شما بر مبنای کلام علامه جوادی بود لذا ما نقد را از آنجا آغاز کردیم
    در هر حال ما سوالات روشنی می پرسیم . شاید نگاههای متفاوت به موضوعات واحد موجب اختلاف باشد
    1- آیا از نظر علامه و شما انسان به حیوان تبدیل می شود ؟
    2- آیا این تبدیل به معنای تبدل ذات است ؟
    3- آیا حرکت جوهری تبدل ذات را توجیه می کند ؟
    4- آیا داشتن صورت حیوانی برای انسان به مفهوم تبدل ذات او یا تبدیلش به حیوان است ؟
    5- اساسا چرا انسان می تواند صورت حیوانی داشته باشد ؟
    یا علیم
    باسلام وسپاس از محی الدین فارسی
    طبعی است که جناب محی الدین سوال های روشن مطرح نماید چون اهل معرفت ودانشور است .
    یقین جام قلبت پر از دانش است
    سبوی شما هم پر از رامش است
    امید است احیا کنی رسم دین
    چو صندق جانت پر از خواهش است
    _ چنان که در نوبت قبل اشاره است بر اثر حرکت جوهری انسان به حیوان تبدیل نمی شود چون انقلاب ماهیت محال است .
    ولی اگر کسی خدای نخواسته در فرایند تکاملی خود به سوی حیوانیت سیر نماید صورت اخر او که فصل مقوم او ست صورتی حیوانی خواهد یعنی او در عین این که انسان است
    به صورت یک درنده فعلیت یافته است نه این که تبدیل به حیوان شده باشد .
    او : انسان سبع است= انسانی است که حیوان درنده شده است .
    _ این تبدل به معنای تبدل ذات وماهیت نیست بلکه به منعای این که است که بر صورت انسانی او صورت حیوانی آمده است .
    _ حرکت جوهری در صدد توجیه تبدل ذات نیست چون تبدل ذات محال است .
    با حرکت جوهری صور تهای مختلف بر او عارض می شود . او بر اثر عمل خود می تواند صورت فرشتگی دریافت کند
    ویا خدای نخواسته صورت حیوانی . یعنی در عین انسان بودن فرشته ویا بهیمه است .
    _ چون انسان موجود تغییر پذیر است یعنی بر اثر حرکت قهری جوهری می تواند صور گوناگون دریافت کند لذا اگر مسیر حیوانی را طی نمود صورت حوانی بخود می گیرد .


  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,563
    حضور
    38 روز 6 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4370



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    باسلام وسپاس از محی الدین فارسی
    طبعی است که جناب محی الدین سوال های روشن مطرح نماید چون اهل معرفت ودانشور است .
    یقین جام قلبت پر از دانش است
    سبوی شما هم پر از رامش است
    امید است احیا کنی رسم دین
    چو صندق جانت پر از خواهش است
    _ چنان که در نوبت قبل اشاره است بر اثر حرکت جوهری انسان به حیوان تبدیل نمی شود چون انقلاب ماهیت محال است .
    ولی اگر کسی خدای نخواسته در فرایند تکاملی خود به سوی حیوانیت سیر نماید صورت اخر او که فصل مقوم او ست صورتی حیوانی خواهد یعنی او در عین این که انسان است
    به صورت یک درنده فعلیت یافته است نه این که تبدیل به حیوان شده باشد .
    او : انسان سبع است= انسانی است که حیوان درنده شده است .
    _ این تبدل به معنای تبدل ذات وماهیت نیست بلکه به منعای این که است که بر صورت انسانی او صورت حیوانی آمده است .
    _ حرکت جوهری در صدد توجیه تبدل ذات نیست چون تبدل ذات محال است .
    با حرکت جوهری صور تهای مختلف بر او عارض می شود . او بر اثر عمل خود می تواند صورت فرشتگی دریافت کند
    ویا خدای نخواسته صورت حیوانی . یعنی در عین انسان بودن فرشته ویا بهیمه است .
    _ چون انسان موجود تغییر پذیر است یعنی بر اثر حرکت قهری جوهری می تواند صور گوناگون دریافت کند لذا اگر مسیر حیوانی را طی نمود صورت حوانی بخود می گیرد .
    سلام برادر
    متشکر از پاسخهای شما
    با این جوابهای روشن مشخص شد که نظر ما یکی است
    ولی به نظر حقیر در چرایی تبدیل صورت انسان به حیوان پاسخ دندان گیری داده نشد لذا بنده در بیانی ساده دوباره نظریه قبلی خودم را تکرار می کنم تا ببینم نظر شما چیست .
    اول اینکه انسانی که بصورت یک کودک متولد می شود هر چند مرتبه جسمانی او انسانی است اما به لحاظ مرتبه روحانی بالقوه است
    بعد روحانی انسان استعداد جامع دارد به این معنا که می تواند با افکار و افعال آسمانی فرشته خوی گردد و با افکار و افعال حیوانی بهیمه ای اما اگر رشد صفات در او متعادل و متوازن باشد انسانی بالفعل شود و این بخاطر آن است که او با توانایی های جسمی فکری و روحی که دارد قادر به داشتن انواع نگاهها و انواع افعال است
    لذاست که انسان را وجود جامع می دانند و می نامند
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,030
    حضور
    192 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28764



    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها

    سلام برادر
    متشکر از پاسخهای شما
    با این جوابهای روشن مشخص شد که نظر ما یکی است
    ولی به نظر حقیر در چرایی تبدیل صورت انسان به حیوان پاسخ دندان گیری داده نشد لذا بنده در بیانی ساده دوباره نظریه قبلی خودم را تکرار می کنم تا ببینم نظر شما چیست .
    اول اینکه انسانی که بصورت یک کودک متولد می شود هر چند مرتبه جسمانی او انسانی است اما به لحاظ مرتبه روحانی بالقوه است
    بعد روحانی انسان استعداد جامع دارد به این معنا که می تواند با افکار و افعال آسمانی فرشته خوی گردد و با افکار و افعال حیوانی بهیمه ای اما اگر رشد صفات در او متعادل و متوازن باشد انسانی بالفعل شود و این بخاطر آن است که او با توانایی های جسمی فکری و روحی که دارد قادر به داشتن انواع نگاهها و انواع افعال است
    لذاست که انسان را وجود جامع می دانند و می نامند
    یا علیم

    باسلام و سپاس .
    _ از این نظر شریف محی الدین فاسی عزیز با دید گاه حکمای بزرگ چون ملا صدرا همسو است موجب شادمانی است .
    _ محی الدین عزیز اینکه گفته اید :
    ((ولی به نظر حقیر در چرایی تبدیل صورت انسان به حیوان پاسخ دندان گیری داده نشد))
    حقیر اساسا مسله تبدیل صورت انسانی به صورت حیوانی را مطرح نکردم چون انقلاب ماهیت را حکما درست نمی دانند .
    آنچه بنده عرض نمودم این بودکه بر اساس حرکت جوهری انسان در فرایند وجودیش لبوس بعد لبوس دارد یعنی بدون این که صورت انسانی خود را از دست بدهد صورت حیوانی
    را دریافت می کند ومی شود مثلا حیوان درنده = انسانی که حیوان درنده است .
    از این رو برای او عذاب است وگرنه گرگ وببر وشیر وسایر درندگان که درندگی برای شان عذاب آور نیست .
    _ اینکه گفته اید : (( انسانی که بصورت یک کودک متولد می شود هر چند مرتبه جسمانی او انسانی است اما به لحاظ مرتبه روحانی بالقوه است ))
    توجه داشته باشید که کودک انسانی از هر دونظر جسمی و روحی انسان بالفعل است نه این که به لحاظ جسم انسان وبلحاظ روح عدم انسان باشد .
    کودک در دو ساحه جسم وروح انسان است گرچه به لحاظ تجرد کودک تجرد عقلی هنوز کسب نکرده است وبه به اصطلاح دارای عقل هیولانی است .
    _ این که گفته اید :
    (( لذاست که انسان را وجود جامع می دانند و می نامند .))

    مراد از این حرف آن نیست که جناب محی الدین تصور نموده بلکه مرا د این انسان کون جامع است
    انسان به دلیل جامعیت که در عرفان ا ز آن به کون جامع یعنی وجود جامع تعبیر شده ، شایسته مقام خلافت است ؛یعنی آدمی اگر درست عمل کند ،می‌تواند همه اسما و صفات خدا را در وجود خود تجلی کند و مظهر همه اسما شود، گرچه این امر عملاً تنها در وجود انسان کامل (انبیا و اولیای معصوم) تحقیق می‌یابد ولی به هر حال انسان از این جامعیت برخوردار است بر خلاف سایر موجودات و حتى فرشتگان که تنها می‌توانند مظهر برخی اسمای الهی باشند و نه همه اسما.

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    چون حرکت جوهری به معنای انقلاب ماهیت (= ذات) نیست بلکه بر اثر حرکت جوهری انسان در عین حال که انسان است فصل اخر او فرشته ویا حیوان درنده ومانند آن است چون در حرکت جوهر لبوس بعد از لبوس مطرح است = یعنی در عین حفظ صورت انسانی درنده می شود نه این که صورت انسانی او نابود وصورت درندگی دریافت گردد .
    توجه داشته باشید که در حرکت جوهری بستر تکامل وجود است ونه ماهیت (ذات)
    توجه دارید که مسله وحدت صنع تغییر نا پذیر است :
    هیچ گندم کاشتی جو بر دهد
    دیده ای که اسب کره خر دهد ؟
    سخن بلند حکیم ملا صدرا که از العرشیه نقل شده مجددا مطالعه ودقت نماید .
    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و عرض ادب

    یک سوال از محضر شریف شما

    اگر در جهان آخرت ، حیوان شدن چنین انسانی در عین حفظ صورت انسانی اوست و محال است که صورت انسانی انسان تغییر کند پس چرا در همین دنیا خداوند اقوامی را مسخ کرده است؟

    نمیفرمایید که در مسخ هم عین صورت انسانی حفظ میشود؟ یا اینکه چنین چیزی در دنیا محال نیست اما در آخرت محال است؟



    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آیا من با دیگران متفاوتم؟ چرا ؟؟؟
    توسط عنکبوت سرخ در انجمن ساير موارد
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۵/۳۰, ۲۲:۵۷
  2. آیا دنیا محل خوبی برای آزمایش انسانهاست ؟؟؟
    توسط FTMH_Mohammadi در انجمن عدل الهی
    پاسخ: 55
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۵/۲۵, ۲۲:۰۱
  3. آیا قائلین به وحدت وجود کافر و نجس هستند؟؟؟!!!!!!
    توسط ask در انجمن طهارت و نجاست
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۱۱, ۰۹:۵۱
  4. آیا قرآن مطالبی در مورد پزشکی هم دارد ؟؟؟
    توسط خاطــره در انجمن اعجاز
    پاسخ: 19
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۳/۰۲, ۱۱:۳۳
  5. سوال در مورد کیفیت حق الناس ؟؟؟
    توسط FTMH_Mohammadi در انجمن احکام حقوقی
    پاسخ: 14
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۲/۲۹, ۱۶:۲۶

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 24

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود