صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوال در مورد حدیثی درباره علما و برتری ایشان بر انبیاء الهی ! و صحت و اعتبار آن

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    318
    حضور
    6 روز 14 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    637

    سوال در مورد حدیثی درباره علما و برتری ایشان بر انبیاء الهی ! و صحت و اعتبار آن




    با سلام

    حدیثی شنیدم از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که علما امت اسلام از پیامبران الهی ( فکر کنم پیامبران بنی اسرائیل ) برترند !!

    این حدیث صحیح است ؟؟؟

    اصل حدیث چیست ؟

    لطفا توضیحاتی در این مورد ارائه نمایید .


    با تشکر و سپاس فراوان از شما ...

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,554
    حضور
    175 روز 11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58344



    با نام و یاد دوست





    سوال در مورد حدیثی درباره علما و برتری ایشان بر انبیاء الهی ! و صحت و اعتبار آن








    کارشناس بحث: استاد مجید


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    علاقه
    تحقیقات در زمینه ی معارف اسلامی
    نوشته
    2,166
    حضور
    29 روز 7 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9019



    نقل قول نوشته اصلی توسط IVI.@.H.D.I نمایش پست ها
    با سلام

    حدیثی شنیدم از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که علما امت اسلام از پیامبران الهی ( فکر کنم پیامبران بنی اسرائیل ) برترند !!

    این حدیث صحیح است ؟؟؟

    اصل حدیث چیست ؟

    لطفا توضیحاتی در این مورد ارائه نمایید .
    با صلوات بر محمد وآل محمد
    وسلام ودعای خیر

    کاربر گرامی در اغلب منابع روايي اين حديث اين گونه آمده است كه «علماء امتي كانبياء بني اسرائيل؛ علماي امت من به مانند انبياي بني اسرائيل مي باشند» (بحار، ج 2، ص 22 - غوالي

    الئالي، ج 4 ، ص 77).
    گرچه به اين گونه نيز در برخي موارد نقل شده است كه «علماء امتي افضل من انبياء بني اسرائيل؛ علماي امت من افضل از انبياي بني اسرائيل اند». در هر صورت

    اين روايت به صورت مسند نقل نشده و در هر جا نقل شده است به صورت مرسل مي باشد؛ يعني سلسله راويان آن تا معصوم ذكر نشده گرچه اين گونه روايات از نظر سندي ضعيف

    محسوب مي شوند ولي برخي از فقها اين روايت را نقل كرده اند و آن را پذيرفته اند.

    اینک به بررسی این روایت در کتب وارده می پردازیم:

    1ـ در کتاب «بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏2 ؛ ص22،ح67»از کتاب «غوالي اللئالي» قَالَ النَّبِيُّ ص‏ :‏ عُلَمَاءُ أُمَّتِي كَأَنْبِيَاءِ بَنِي إِسْرَائِيل»

    2ـ ودرکتاب « مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ؛ ج‏17 ؛ ص320، ح21468- الْعَلَّامَةُ الْحِلِّيُّ فِي التَّحْرِيرِ، عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ: عُلَمَاءُ أُمَّتِي كَأَنْبِيَاءِ بَنِي‏ إِسْرَائِيلَ»که ایشان از کتاب‏«تحرير الأحكام ج 1 ص 3»نقل کرده است.

    3ـ در کتاب « الآداب الدينية للخزانة المعينية / ترجمه عابدى ؛ ؛ ص33» آمده است:
    الثانية:
    قال العلّامة الأفندي أيضا: «ثمّ انّ من جملة مقاماته بعض مناماته الطريفة ما حكاه نفسه في كتاب مجمع البيان في تفسير سورة طه أو سورة أخرى في تفسير قوله تعالى: وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى‏ « سورة طه/ 17» الآية من رؤيته رضوان اللَّه عليه موسى كليم اللَّه تعالى و مباحثته صلوات اللَّه عليه بحضرة النبي صلّى اللَّه عليه و آله في المنام و كان معه موسى كليم اللَّه، فسأل موسى رسول اللَّه عن معنى قوله «علماء أمّتي كأنبياء بني اسرائيل» و قال: كيف قلت: إنّ علماء امّتك مثل أنبياء بني اسرائيل مع علوّهم و كثرة علومهم، و أيّ العلماء أردت من قولك؟ فدخلت في تلك الحالة على رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله فأشار إلى جانبي و قال: هذا واحد منهم.
    فلما سمع موسى عليه السلام ذلك من رسول اللَّه توجه إليّ و سأل عني ...
    فقال موسى: أنا سألتك عن فلان و أجبت بفلان و أطلت في الكلام.
    فقلت في جواب موسى عليه السلام: إنّ اللَّه تعالى قد سألك عن عصاك بقوله: وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى‏ فلأيّ سبب أطلت في جوابه تعالى و قلت: هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى‏ غَنَمِي وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى‏ « سورة طه/ 18» و كان أن يكفيك أن تقول في جوابه عزّ من قائل: هي عصاي. فقال موسى عليه السلام في جوابه: نعم ما قلت، ثم تلطّف بي و قال: صدق رسول اللَّه في قوله: «علماء أمتي كانبياء بني‏ إسرائيل‏»وایشان از کتاب «رياض العلماء، ج 4، ص 358» نقل قول می نمایند.

    4ـ اما شهیدثانی درکتاب «منية المريد ؛ ؛ ص182» می فرمایند:
    [4-] زيادة حسن الخلق فيه‏
    و التواضع على‏ «2» الأمر المشترك و تمام الرفق و بذل الوسع في تكميل النفس فإن العالم الصالح في هذا الزمان بمنزلة نبي من الأنبياء
    كَمَا قَالَ النَّبِيُّ ص‏ عُلَمَاءُ أُمَّتِي كَأَنْبِيَاءِ بَنِي‏ إِسْرَائِيلَ‏ . بل هم في هذا الزمان أعظم لأن أنبياء بني إسرائيل كان يجتمع منهم في العصر الواحد ألوف و الآن لا يوجد من العلماء إلا الواحد بعد الواحد و متى كان كذلك فليعلم أنه قد علق في عنقه أمانة عظيمة و حمل أعباء من الدين ثقيلة فليجتهد في الدين جهده و ليبذل في التعليم جده عسى أن يكون من الفائزين.

    ودر ادامه منابعی که این روایت را نقل نموده است را مطرح می نمایند و به بررسی آن ها می پردازد: «تحرير الأحكام الشرعية» ج 1/ 3؛ «تذكرة الأولياء»/ 9؛ «عوالي اللآلي» ج 4/ 77، الحديث 67؛ «بحار الأنوار» ج 2/ 22، الحديث 67، نقلا عن «عوالي اللآلي». قال في «مصابيح الأنوار» ج 1/ 434- في شرح هذا الحديث-: «و هذا الحديث لم نقف عليه في أصولنا و أخبارنا بعد الفحص و التتبّع، و الظاهر أنّه من موضوعات العامّة و ممّن صرّح بوضعه من علمائنا المحدّث الحرّ العامليّ في «الفوائد الطوسية» و المحدّث الشريف الجزائريّ. و كيف كان فيمكن توجيهه بوجهين؛ الأوّل: أنّ المراد بالعلماء الأئمّة، و وجه الشبه العصمة أو الحجيّة على الخلق أو الفضل عند اللّه، و ذلك لا ينافي ما ثبت من كون كلّ من الأئمّة أفضل من كلّ واحد من أنبياء بني إسرائيل، لأنّ المراد التشبيه بالمجموع، و لو سلّم يكون من عكس التشبيه و هو شائع، و يؤيّد هذا الوجه ما تضافر من الأخبار الواردة عن الأئمّة الأطهار عليهم السّلام، و من قولهم (ع): نحن العلماء و شيعتنا المتعلّمون، و سائر النّاس غثاء. الثاني ...».
    و قال الشهيد آية اللّه القاضي الطباطبائي في تعاليقه على «الأنوار النعمانية» ج 3/ 347: «هذا الحديث مذكور في كثير من الكتب المتداولة و مذكور في الألسنة و لكن لم يوجد في الجوامع الحديثية للإمامية من روايته و سنده عين و لا أثر، بل صرّح جمع من مهرة المحدّثين و أساتذتهم أنّه من موضوعات العامّة». و قال في «كشف الخفاء» ج 2/ 83: «قال السيوطي: لا أصل له».

    5ـ و شيخ حر عاملى درکتاب « الإيقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة ؛ النص ؛ ص109»آمده است:
    الثانى و العشرون ما رواه العامة و الخاصة من قوله عليه السّلام: علماء امتى كانبياء بنى‏ اسرائيل‏،
    و الاستدلال به لا يخفى على المتأمل.
    بيست و دوم: سنى و شيعه روايت ميكنند كه پيغمبر (ص) فرمود: علماى امت من مانند پيمبران بنى اسرائيل‏اند. وجه استدلال باين حديث بر اهل دقت پوشيده نيست (چون لازمه اين حرف اين است كه هر كارى كه بدست آنان انجام گرفته اينان هم قدرت انجامش را داشته باشند، و از جمله زنده كردن مردگان است)



    سوال در مورد حدیثی درباره علما و برتری ایشان بر انبیاء الهی ! و صحت و اعتبار آن

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق , موسیقی آرامش بخش, مناظر زمستانی, ترنم باران
    نوشته
    187
    حضور
    14 روز 12 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    354



    اگر علما برتر از انبیا بودن که خداوند با علم نا محدود خود این رو میدانست و انان رو پیامبران بنی اسرائل میکرد.
    پیامبران معصوم و عاری از گناه و اشتباه بودن انان سختی ها و مشکلات بسیار طاقت فرساییی رو برای هدایت بشر تحمل کرده ان و در محیطی مبعوث شده اند که مردم از علم و اگاهی هیچ نمیدانسته ان و ولی علما معصوم و عاری از گناه و اشتباه نیستن و در محیطی هستند که دیگر محیط جاهلیت و کمبود فرهنگ نیست و بلکه دوران رشد علم و فرهنگ هست
    البته این رو هم منکر نیستیم که همه انبیا امر علم و معرفت در یه حد نبود ه اند

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    علاقه
    تحقیقات در زمینه ی معارف اسلامی
    نوشته
    2,166
    حضور
    29 روز 7 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9019



    با صلوات بر محمد وآل محمد
    وسلام ودعای خیر
    پرسشگر گرامی درباره روایت« علماء أمّتي أفضل‏ من‏ أنبياء بني‏ إسرائيل‏»فقط در نرم افزار نور3 سه منبع آمده است که هیچ کدام به سند روایت اشاره نکرده اند، که ذیلا به آن اشاره می گردد:
    1ـ شیخ مفید دركتاب« المزار- مناسك المزار(للمفيد) ؛ المقدمة ؛ ص6»این روایت را بدون ذکر سندنقل کرده است:« قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: علماء أمّتي أفضل‏ من‏ أنبياء بني‏ إسرائيل‏»

    2ـ علامه مجلسی در « بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏35 ؛ ص304» در پاورقی شماره6 آورده است:« و يناسب المقام قوله صلّى اللّه عليه و آله: «علماء امتى أفضل‏ من‏ انبياء بني‏ إسرائيل‏» و قد عبر عن الأئمّة عليهم السلام بالعلماء كثيرا في الروايات.

    3ـ و نعمت الله جزائرى در کتاب« رياض الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار ؛ ج‏2 ؛ ص465» بدون ذکر سند آورده است:« و أمّا ما جاء في الخبر من قوله صلّى اللّه عليه و اله: «علماء أمّتي أفضل‏ من‏ أنبياء بني‏ إسرائيل‏»، فالظاهر أنّ المراد من العلماء في الحديث الأئمّة المعصومين (صلوات اللّه عليهم)، و في ذلك الكتاب أيضا عن يحيى بن هرثمة قال: دعاني المتوكّل قال اختر ثلاثمائة رجل ممن تريد و أخرجوا على طريق المدينة فاحضروا علي بن محمد بن الرضا إلى عندي مكرما معظّما.»






    سوال در مورد حدیثی درباره علما و برتری ایشان بر انبیاء الهی ! و صحت و اعتبار آن

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    318
    حضور
    6 روز 14 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    637



    نقل قول نوشته اصلی توسط مجید نمایش پست ها
    با صلوات بر محمد وآل محمد
    وسلام ودعای خیر

    کاربر گرامی در اغلب منابع روايي اين حديث اين گونه آمده است كه «علماء امتي كانبياء بني اسرائيل؛ علماي امت من به مانند انبياي بني اسرائيل مي باشند» (بحار، ج 2، ص 22 - غوالي

    الئالي، ج 4 ، ص 77). گرچه به اين گونه نيز در برخي موارد نقل شده است كه «علماء امتي افضل من انبياء بني اسرائيل؛ علماي امت من افضل از انبياي بني اسرائيل اند». در هر صورت

    اين روايت به صورت مسند نقل نشده و در هر جا نقل شده است به صورت مرسل مي باشد؛ يعني سلسله راويان آن تا معصوم ذكر نشده گرچه اين گونه روايات از نظر سندي ضعيف

    محسوب مي شوند ولي برخي از فقها اين روايت را نقل كرده اند و آن را پذيرفته اند.

    اینک به بررسی این روایت در کتب وارده می پردازیم:

    1ـ در کتاب «بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏2 ؛ ص22،ح67»از کتاب «غوالي اللئالي» قَالَ النَّبِيُّ ص‏ :‏ عُلَمَاءُ أُمَّتِي كَأَنْبِيَاءِ بَنِي إِسْرَائِيل»

    2ـ ودرکتاب « مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ؛ ج‏17 ؛ ص320، ح21468- الْعَلَّامَةُ الْحِلِّيُّ فِي التَّحْرِيرِ، عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ: عُلَمَاءُ أُمَّتِي كَأَنْبِيَاءِ بَنِي‏ إِسْرَائِيلَ»که ایشان از کتاب‏«تحرير الأحكام ج 1 ص 3»نقل کرده است.

    3ـ در کتاب « الآداب الدينية للخزانة المعينية / ترجمه عابدى ؛ ؛ ص33» آمده است:
    الثانية:
    قال العلّامة الأفندي أيضا: «ثمّ انّ من جملة مقاماته بعض مناماته الطريفة ما حكاه نفسه في كتاب مجمع البيان في تفسير سورة طه أو سورة أخرى في تفسير قوله تعالى: وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى‏ « سورة طه/ 17» الآية من رؤيته رضوان اللَّه عليه موسى كليم اللَّه تعالى و مباحثته صلوات اللَّه عليه بحضرة النبي صلّى اللَّه عليه و آله في المنام و كان معه موسى كليم اللَّه، فسأل موسى رسول اللَّه عن معنى قوله «علماء أمّتي كأنبياء بني اسرائيل» و قال: كيف قلت: إنّ علماء امّتك مثل أنبياء بني اسرائيل مع علوّهم و كثرة علومهم، و أيّ العلماء أردت من قولك؟ فدخلت في تلك الحالة على رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله فأشار إلى جانبي و قال: هذا واحد منهم.
    فلما سمع موسى عليه السلام ذلك من رسول اللَّه توجه إليّ و سأل عني ...
    فقال موسى: أنا سألتك عن فلان و أجبت بفلان و أطلت في الكلام.
    فقلت في جواب موسى عليه السلام: إنّ اللَّه تعالى قد سألك عن عصاك بقوله: وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى‏ فلأيّ سبب أطلت في جوابه تعالى و قلت: هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى‏ غَنَمِي وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى‏ « سورة طه/ 18» و كان أن يكفيك أن تقول في جوابه عزّ من قائل: هي عصاي. فقال موسى عليه السلام في جوابه: نعم ما قلت، ثم تلطّف بي و قال: صدق رسول اللَّه في قوله: «علماء أمتي كانبياء بني‏ إسرائيل‏»وایشان از کتاب «رياض العلماء، ج 4، ص 358» نقل قول می نمایند.

    4ـ اما شهیدثانی درکتاب «منية المريد ؛ ؛ ص182» می فرمایند:
    [4-] زيادة حسن الخلق فيه‏
    و التواضع على‏ «2» الأمر المشترك و تمام الرفق و بذل الوسع في تكميل النفس فإن العالم الصالح في هذا الزمان بمنزلة نبي من الأنبياء
    كَمَا قَالَ النَّبِيُّ ص‏ عُلَمَاءُ أُمَّتِي كَأَنْبِيَاءِ بَنِي‏ إِسْرَائِيلَ‏ . بل هم في هذا الزمان أعظم لأن أنبياء بني إسرائيل كان يجتمع منهم في العصر الواحد ألوف و الآن لا يوجد من العلماء إلا الواحد بعد الواحد و متى كان كذلك فليعلم أنه قد علق في عنقه أمانة عظيمة و حمل أعباء من الدين ثقيلة فليجتهد في الدين جهده و ليبذل في التعليم جده عسى أن يكون من الفائزين.

    ودر ادامه منابعی که این روایت را نقل نموده است را مطرح می نمایند و به بررسی آن ها می پردازد: «تحرير الأحكام الشرعية» ج 1/ 3؛ «تذكرة الأولياء»/ 9؛ «عوالي اللآلي» ج 4/ 77، الحديث 67؛ «بحار الأنوار» ج 2/ 22، الحديث 67، نقلا عن «عوالي اللآلي». قال في «مصابيح الأنوار» ج 1/ 434- في شرح هذا الحديث-: «و هذا الحديث لم نقف عليه في أصولنا و أخبارنا بعد الفحص و التتبّع، و الظاهر أنّه من موضوعات العامّة و ممّن صرّح بوضعه من علمائنا المحدّث الحرّ العامليّ في «الفوائد الطوسية» و المحدّث الشريف الجزائريّ. و كيف كان فيمكن توجيهه بوجهين؛ الأوّل: أنّ المراد بالعلماء الأئمّة، و وجه الشبه العصمة أو الحجيّة على الخلق أو الفضل عند اللّه، و ذلك لا ينافي ما ثبت من كون كلّ من الأئمّة أفضل من كلّ واحد من أنبياء بني إسرائيل، لأنّ المراد التشبيه بالمجموع، و لو سلّم يكون من عكس التشبيه و هو شائع، و يؤيّد هذا الوجه ما تضافر من الأخبار الواردة عن الأئمّة الأطهار عليهم السّلام، و من قولهم (ع): نحن العلماء و شيعتنا المتعلّمون، و سائر النّاس غثاء. الثاني ...».
    و قال الشهيد آية اللّه القاضي الطباطبائي في تعاليقه على «الأنوار النعمانية» ج 3/ 347: «هذا الحديث مذكور في كثير من الكتب المتداولة و مذكور في الألسنة و لكن لم يوجد في الجوامع الحديثية للإمامية من روايته و سنده عين و لا أثر، بل صرّح جمع من مهرة المحدّثين و أساتذتهم أنّه من موضوعات العامّة». و قال في «كشف الخفاء» ج 2/ 83: «قال السيوطي: لا أصل له».

    5ـ و شيخ حر عاملى درکتاب « الإيقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة ؛ النص ؛ ص109»آمده است:
    الثانى و العشرون ما رواه العامة و الخاصة من قوله عليه السّلام: علماء امتى كانبياء بنى‏ اسرائيل‏،
    و الاستدلال به لا يخفى على المتأمل.
    بيست و دوم: سنى و شيعه روايت ميكنند كه پيغمبر (ص) فرمود: علماى امت من مانند پيمبران بنى اسرائيل‏اند. وجه استدلال باين حديث بر اهل دقت پوشيده نيست (چون لازمه اين حرف اين است كه هر كارى كه بدست آنان انجام گرفته اينان هم قدرت انجامش را داشته باشند، و از جمله زنده كردن مردگان است)
    اگر لطف میکردین معنای عبارات عربی رو میگذاشتین خیلی خوب بود !

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    سلام

    علماء أمتي كأنبياء بني إسرائيل.
    قال السيوطي في الدرر لا أصل له، وقال في المقاصد قال شيخنا يعني ابن حجر لا أصل له، وقبله الدميري والزركشي وزاد بعضهم ولا يعرف في كتاب معتبر، وقد مضى في أكرموا حملة القرآن، كاد حملة القرآن أن يكون أنبياء إلا أنهم لا يوحى إليهم ولأبي نعيم بسند ضعيف عن ابن عباس رفعه: أقرب الناس من الدرجة النبوة أهل العلم والجهاد، انتهى.

    الكتاب: كشف الخفاء ومزيل الإلباس
    المؤلف: إسماعيل بن محمد بن عبد الهادي الجراحي العجلوني الدمشقي، أبو الفداء (المتوفى: 1162هـ)


    ویرایش توسط خیر البریه : ۱۳۹۳/۱۰/۲۷ در ساعت ۰۶:۳۵

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    318
    حضور
    6 روز 14 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    637



    نقل قول نوشته اصلی توسط خیر البریه نمایش پست ها
    سلام

    علماء أمتي كأنبياء بني إسرائيل.
    قال السيوطي في الدرر لا أصل له، وقال في المقاصد قال شيخنا يعني ابن حجر لا أصل له، وقبله الدميري والزركشي وزاد بعضهم ولا يعرف في كتاب معتبر، وقد مضى في أكرموا حملة القرآن، كاد حملة القرآن أن يكون أنبياء إلا أنهم لا يوحى إليهم ولأبي نعيم بسند ضعيف عن ابن عباس رفعه: أقرب الناس من الدرجة النبوة أهل العلم والجهاد، انتهى.



    اگر لطف کنید ترجمه شو هم بگذارید ممنون میشم !

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    خلاصه اینکه این حدیث حدیث نیست !

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    168
    حضور
    5 روز 13 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    435



    نقل قول نوشته اصلی توسط مجید نمایش پست ها

    پيغمبر (ص) فرمود: علماى امت من مانند پيمبران بنى اسرائيل‏ اند.
    وجه استدلال باين حديث بر اهل دقت پوشيده نيست

    چون لازمه اين حرف اين است كه هر كارى كه بدست آنان انجام گرفته اينان هم قدرت انجامش را داشته باشند، و از جمله زنده كردن مردگان است

    با سلام

    این سخن کاملا صحیح است و همین نکته، این مطلب را که فقهای شیعه برتر از یا مثل انبیاء الهی هستند را نقض میکند!

    دلیل آن هم اینست که منظور پیامبر نازنین از علمای امّت،
    عرفای الهی هستند که
    هم
    مانند انبیاء، معجزه (کرامت)، وحی (الهام)، بشارات در خواب و.... دارند
    و هم
    علومی که انبیاء، عالم به آن هستند را به آن آگاهی یافته اند و حتی بالاتر از آن!!!
    و هم اینکه مثل بعضی فقهاء و مراجع تقلید در طول زمان تغییر مسیر نمیدهند و
    همچون انبیاء الهی همیشه بر صراط مستقیم هستند! و......

    البته خود پیامبر و ائمه نازنین علیهم السلام در سخنان زیر نیز همین برتری شیعیان حقیقی و خالص که اولیای الهی هستند را بر انبیاء ذکر میکنند :

    أبو بصير نقل ميكند كه خدمت حضرت امام‌صادق عليه‌السّلام عرض كردم: «آيا شيعيان شما همراه و هم درجه با شما مى‌باشند؟»
    حضرت فرمودند: آرى، اگر شيعيان از خداوند بترسند و او را در نظر گيرند و تقواى إلهى پيشه نموده و خداوند را اطاعت كنند و از گناهان بپرهيزند؛ اگر چنين كنند با ما و در درجه و مرتبه ما خواهند بود.»

    در بحار از رسول‌خدا صلّى‌اللـه‌عليه‌وآله‌وس لّم روايت كرده است كه فرمودند: «در روز قيامت گروهى مى‌آيند كه لباسى از نور بر ايشان است و بر صورتهايشان نورانى است، آثار و نشانه‌هاى سجده در ايشان آشكار است و با آن شناخته مى‌گردند و صفوف را يكى پس از ديگرى پشت سر مى‌گذارند تا در مقابل پروردگار عالميان قرار مى‌گيرند. پيامبران و ملائكه و شهداء و صالحين به ايشان غبطه مى‌خورند.
    سپس حضرت فرمودند: ايشان شيعيان ما مى‌باشند و على امام و پيشواى ايشان است

    از امام صادق عليه‌السّلام روايت مى‌نمايد: «شيعيان ما در روز قيامت نزديكترين خلق به عرش خداوند پس از ما مى‌باشند.»

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 9

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود