صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا در برخی از آیات قرآن، خداوند متعال خود را با ضمیر جمع یاد می کند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    4
    حضور
    12 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19

    اشاره چرا در برخی از آیات قرآن، خداوند متعال خود را با ضمیر جمع یاد می کند؟




    به نام حق
    با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز...

    نمیدونم عنوان رو درست مطرح کردم و جای درستی تاپیک رو یا نه...
    در کل اگه اشتباهی شده ، معذرت میخوام
    خواهشا جواب من رو بدید با دلیل و مدرک ، خیلی کنجکاو شدم بدونم

    چرا گفته شده
    وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
    معنی:و ما از رگ قلب و شاهرگ انسان به او نزديكـتريم



    نحن مگه معنی ما نمیده؟
    چرا گفته شده ما؟
    کسی میدونه اون ما منظور چی کیا هستن؟ و فلسفش؟
    چرا به صورتی گفته نشده که
    من(همون خداوند) از رگ گردن به انسان نزدیک ترم؟
    یا اینکه(اگه معنی ما منظور ملاعک و فرشته ها هست برای همین جمع بسته شده...)

    چرا
    به صورتی گفته نشده که این معنی رو بده؟ => من و فرشتگانم و ملاعک از رگ گردن به شما نزدیک تریم!

    چرا خداوند گفته ما ؟
    مگه خداوند احد ُ واحد ، (1) نیست
    چرا جمع بسته...؟؟



    یه سری میگن به خاطر ملاعک هست و فرشته ها
    ولی هنوز جواب قانع کننده نگرفتم
    خداوند باید خودش را جدا میکرد در آن گفته از نظر من ، اگه منظور جمع بسته شده ما
    فرشتگان و ملاعک هست....

    خداوند جسم یا شی و یا از جنس فرشتگان و ملاعک که نیست؟ درسته؟!!!

    از نظر من خداوند بحثش جداست و خودش هم یک
    و از نوع ملاعک و فرشتگان نیست پس نباید جمع بسته میشد

    هرکسی میتونه با دلیل و مدرک و درست میتونه بنده رو قانع کنه بسم الله...

    ویرایش توسط رایحهٔ بهشت : ۱۳۹۴/۰۴/۱۵ در ساعت ۲۱:۳۱

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58289



    با نام و یاد دوست





    چرا در برخی از آیات قرآن، خداوند متعال خود را با ضمیر جمع یاد می کند؟








    کارشناس بحث: استاد صدیقین


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572



    سلام به شما پرسشگر گرامی

    خدای متعال یگانه است بنابراین هر گاه از خود یا کارهای خود خبر می دهد، طبیعتا باید ضمیر مفرد بکار ببرد و بگوید: من چنین هستم و من چنان کردم. برای همین است که در موارد زیادی از آیات قرآن می بینیم که خداوند متعال با همین ضمیر مفرد، خودش را به ما معرفی می کند؛ مثلا آنجا که می خواهد خود را به موسای کلیم معرفی کند، می فرماید:

    إِنَّني‏ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْني‏ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري (طه/14)
    من «اللَّه» هستم معبودى جز من نيست! مرا بپرست، و نماز را براى ياد من بپادار

    یا مثلا آنجا که می خواهد به ما بگوید دعایتان را می بینم و می شنوم و اجابت می کنم، می فرماید:

    وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي‏ وَ لْيُؤْمِنُوا بي‏ لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ (بقره/186)
    و هنگامى كه بندگان من، از تو در باره من سؤال كنند، (بگو:) من نزديكم! دعاى دعا كننده را، به هنگامى كه مرا مى‏ خواند، پاسخ مى‏ گويم! پس بايد دعوت مرا بپذيرند، و به من ايمان بياورند، تا راه يابند (و به مقصد برسند)

    این حالت عادی کلام است، اما به دلایلی، شخصِ مفرد برای معرفی خود یا برای بیان کارهای خود، می تواند به جای ضمیر مفرد، از ضمیر جمع هم استفاده کند؛ در فارسی خودمان گاهی چنین کاری می کنیم، مثلا: حسن‌آقا خطاب به رئیس اداره می گوید: «دیروز اومدیم اداره، گفتیم خدمتتون برسیم و عرض سلام و ادبی داشته باشیم، اما تشریف نداشتید و برای کاری بیرون رفته بودید»! با اینکه حسن‌آقا یک نفر است اما در کلامش از ضمیر جمع استفاده کرد، و رئیس اداره را هم با اینکه یک نفر است، با ضمیر جمع خطاب کرد! این استفاده ضمیر جمع برای شخص مفرد، از باب رعایت ادب گفتار و احترام به مخاطب بود. از آنجا که این قرینه ذهنی وجود دارد، بنابراین کسی در اینجا نسبت به کاربرد ضمیر جمع به جای مفرد، به حسن‌آقا ایراد نمی گیرد.

    قرآن کریم هم به زبان محاوره ای عربی نازل شده و به طور طبیعی، در بیاناتش از قواعد زبان عربی استفاده می کند و گاهی برای بیان بزرگی و شرافت و عظمت گوینده، یا برای بیان شرافت و عظمت کاری که انجام داده، یا برای توجه دادن به اسبابی که در انجام کاری دخالت داشته است، ضمیر جمع را به جای ضمیر مفرد استفاده می کند. به مثالی که در پست بعدی ذکر کرده ام، توجه فرمایید:
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۳/۰۸/۲۶ در ساعت ۱۸:۴۲

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572

    توضیح پاسخ، با ذکر یک مثال قرآنی




    مثلا خدای متعال می خواهد به ما بگوید «من شاهد کارهای شما هستم». می فرماید:

    وَ ما تَكُونُ في‏ شَأْنٍ وَ ما تَتْلُوا مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَ لا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُوداً إِذْ تُفيضُونَ فيهِ وَ ما يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ وَ لا أَصْغَرَ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرَ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مُبينٍ (یونس/61)
    در هيچ حال (و انديشه ‏اى) نيستى، و هيچ قسمتى از قرآن را تلاوت نمى ‏كنى، و هيچ عملى را انجام نمى‏ دهيد، مگر اينكه ما گواه بر شما هستيم در آن هنگام كه وارد آن مى شويد! و هيچ چيز در زمين و آسمان، از پروردگار تو مخفى نمى‏ ماند حتّى به اندازه سنگينى ذرّه ‏اى، و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر، مگر اينكه (همه آنها) در كتاب آشكار (و لوح محفوظ علم خداوند) ثبت است

    خدای متعال در این آیه کریمه، به جای ضمیر مفرد از ضمیر جمع استفاده کرده است! نفرمود: «من شاهد شما هستم»، بلکه فرمود: «إِلاَّ كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُوداً» (ما شاهد بر شما هستيم). این استفاده ضمیر جمع به جای مفرد، می تواند دو دلیل داشته باشد:

    1- شرافت و عظمت شاهد

    شاهد شما خداست! خیلی شاهد بزرگی دارید! قدری زیادی مواظب گفتار و کردارتان باشید و جلوی این شاهد بزرگ، آبروی‌داری کنید؛ شاهدی که به نهان و آشکار دل‌هایتان آگاه است:

    يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ (غافر/19)
    او چشمهايى را كه به خيانت مى‏ گردد و آنچه را سينه‏ ها پنهان مى‏ دارند، مى‏ داند

    و حتی وسوسه و خطورات قلبی همه را به طور کامل می داند:

    وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ (ق/16)
    ما انسان را آفريديم و وسوسه‏ هاى نفس او را مى‏ دانيم، و ما به او از رگ قلبش نزديكتريم

    ما جلوی یک بچه _که خیلی قدرت تمیز و تشخیص هم ندارد_ هر کاری نمی کنیم و خجالت می کشیم. چطور در برابر کسی که علم مطلق است و همه چیز، حتی خطورات قلبی ما را می داند، خجالت نمی کشیم و هر حرفی می زنیم و هر کاری می کنیم؟! شاهد خیلی بزرگ و داناست! بیشتر مواظب گفتار و رفتارمان باشیم.

    2- تعدد شهود

    نه تنها خدای بزرگ شاهد شماست، بلکه عده دیگری که خداوند متعال به آنها اجازه و قدرت داده، شاهد گفتار و رفتار شمایند؛ شاهدان قيامت بسيارند: خود خداوند متعال (1)، پيامبران (2)، امامان معصوم (3)، فرشتگان (4)، زمين (5)، زمان (6)، اعضاى بدن (7).*

    پس خیلی ها دارند کارهای ما را نگاه می کنند! برای کارهای بدمان فقط از خدا خجالت نمی کشیم، از چند گروه دیگر هم شرمنده و خجالت زده خواهیم شد! (جسارت نمی کنم؛ همه این کلمات را درباره خودم و خطاب به خودم می گویم)

    خلاصه اینکه، اگر در جایی دیدیم که به طور عادی و طبیعی، باید از ضمیر مفرد استفاده می شد اما ضمیر جمع آمده بود، حتما به خاطر یکی از دلایلی که عرض کردم و یا دلایل دیگر، بوده است که آن دلیل را با تحلیل آن گفتار می توانیم بدست آوریم.


    پی نوشت
    --------------------
    1- «إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهِيدٌ». حج/ 17.
    2- «جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ». نساء، 41.
    3- «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ. بقره، 143.
    4- «وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ». ق، 21.
    5- «يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها». زلزال، 4.
    6- در حديث است: هر «روز» جديد، به انسان خطاب مى‏ كند: «انا يوم جديد و انا عليك لشهيد، اشهد به يوم القيامة». تفسير نور الثقلين، ج 5، ص 112.
    7- «تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ». نور، 24.
    * تفسير نور، ج‏2، ص 29
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۳/۰۸/۲۶ در ساعت ۱۸:۴۶

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    שאלה
    نوشته
    514
    حضور
    6 روز 6 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    589

    ضمیر جمع برای خدا




    سلام. گفته می شود ضمیر جمع برای خدا برای تعظیم به خداست، ولی از کجا بدانیم، به عنوان محققی که قرار است ابتدا حقانیت قرآن را بپذیرد و بعد به آن ایمان پیدا کند، که اینجا قرآن دچار محیط زدگی نشده و مثل افرادی که برای اشاره به خودشان از ضمیر جمع استفاده می کردند، برای خدا نیز از ضمیر جمع استفاده نکرده است؟
    אני אוהב את מוחמד

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572



    نقل قول نوشته اصلی توسط חסר משמעות نمایش پست ها
    سلام. گفته می شود ضمیر جمع برای خدا برای تعظیم به خداست، ولی از کجا بدانیم، به عنوان محققی که قرار است ابتدا حقانیت قرآن را بپذیرد و بعد به آن ایمان پیدا کند، که اینجا قرآن دچار محیط زدگی نشده و مثل افرادی که برای اشاره به خودشان از ضمیر جمع استفاده می کردند، برای خدا نیز از ضمیر جمع استفاده نکرده است؟
    سلام دوست عزیز

    همانطور که عرض کردم قرآن کریم به زبان عربی نازل شده و به طور طبیعی، در بیاناتش از قواعد زبان عربی استفاده می کند و گاهی برای بیان بزرگی و شرافت و عظمت گوینده، یا برای بیان شرافت و عظمت کاری که انجام داده، یا برای توجه دادن به اسبابی که در انجام کاری دخالت داشته است، ضمیر جمع را به جای ضمیر مفرد استفاده می کند.

    برای اینکه بدون پیش داوری به این موضوع بپردازید، لازم است ابتدا قواعد صرف و نحو عربی را خوب بیاموزید و سپس با علم معانی و بیان آشنا شوید. این دو ابزار علمی، به شما کمک می کند تا بدون پیش داوری، مساله مورد اشاره را بررسی نمایید. بدون آشنایی با این دو علم، ممکن است در تشخیص خود دچار اشتباه شوید.

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    گفتگوی دینی
    نوشته
    958
    حضور
    31 روز 6 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    37
    آپلود
    3
    گالری
    54
    صلوات
    3166



    1- به كار بردن ضمير مفرد و جمع نسبت به افعال الهى در قرآن ، اشاره دو نحوه انتساب فعل به پروردگار است.
    مواردى كه صيغه جمع به كار برده شده نشانگر نقش و كاركرد وسايط فيض الهى مانند ملايك در تحقق فعل است و در مواردى كه صيغه مفرد به كار رفته لزوما به معناى نفى نقش آنها نيست.
    بلكه مى‏تواند اعم از فعل مباشرو بی واسطه خداوند يا كارى باشد كه به اراده او از طريق وسايط فيض انجام گرفته است.
    بنابراين اين آيات مى‏رسانند كه برخى از افعال الهى دو گونه انتساب پذيرى به ذات اقدس حق دارند: مستقيم و غير مستقيم.
    2- در اين عالم همه چيز بر اساس قانون عليت است و هر پديده‏اى و هر موجودى علتى دارد. خداوند رزاق است امّا رزق دادن او از طريق اسباب و علل است. او شافى است امّا شفا دادنش از طريق اسباب و علل است. بخشى از اين علل، علل طبيعى و مادى‏اند و بخشى علل غيرمادى.درباره بهشت و جهنم هم چنين است.
    خداوند مى‏خواهد در بهشت پاداش و كيفر دهد از طريق ملائكه مى‏دهد.
    شفاعت هم چنين است. خداوند مى‏خواهد ببخشد از طريق شفيعان مى‏بخشد. پس دخالت فرشتگان در پاداش و كيفر، مانند دخالت هر علت ديگرى در جهان آفرينش است واين از سنن الهى است.
    مثلا خداوند در اسناد فعل به فاعل گاه فعل را به خودش نسبت مى‏دهد مثلاً درباره مرگ مى‏فرمايد: اللّه يتوفى الانفس حين موتها ؛ خدا است كه جان هاى انسان ها را هنگام مرگ مى‏گيرد . (زمر/42). و يا آيات(انعام/60)، (يونس/104)، (نحل/70) و گاه آن را به ملائكه نسبت مى‏دهد مانند: قل يتوفّاكم ملك الموت الذى وكّل بكم (سجده/11)و يا آيات (نحل/ 28 و 32)، (محمد/27)، (انعام/61)، (نساء/97) .
    اين دو دسته از آيات نشان مى‏دهد كه فاعليت ملائكه در طول فاعليت خداوند است يعنى فاعل حقيقى خداوند است و ملائكه مجرا و وسائط اين فاعليت هستند.
    3ـ همه افعال خداوند از طریق به کار گرفتن اسباب است. خداوند رازق است ولى رزق او از طريق اسباب است. او شافى است امّا شفاى او از طريق اسباب است. او بخشنده است امّا بخشندگى او از طريق اسباب است و هيچ يك از اين اسباب قدرت او را محدود نمى‏كند، چرا كه همه اين اسباب مخلوق اويند و فاعليت خود را از او گرفته‏اند. درباره عذاب و پاداش نيز چنين است. گاه عذاب را به خودش نسبت مى‏دهد، ثم يردّ الى ربه فيعذبه عذابا نكرا (كهف/87) گاه نقش ملائكه را در عذاب متذكر مى‏شود : عليها ملائكة غلاظ شداد (تحريم/6) . و گاه به صيغه جمع مى‏فرمايد: سنعذبهم مرتين(توبه/101) بهشت و نعمت‏هاى آن را گاه به خود نسبت مى‏دهد: انّ اللّه يدخل الذين آمنو و عملوا الصالحات جنات تجرى من تحتها الانهار خداوند آنان را كه ايمان آوردند ونيكوكار شدند در بهشت‏هايى داخل گرداند كه زير درختانش نهرها جارى است .(حج/23) و گاه نقش فرشتگان را در اداره بهشت متذكر مى‏شود و قال لهم خزنتها سلام علكيم طبتم فادخلوها خالدین و نگهبانان آن (=فرشتگان رحمت) به آنها مى‏گويند سلام بر شما گوارايتان باد ايننعمت‏ها داخل بهشت شويد و جاودانه بمانيد(زمر/73) و گاه به صيغه جمع مى‏گويد: و الذين آمنوا و عملوا الصالحات لنبوّءنّهم من الجنة غرفا ؛ و كسانى كه ايمانآوردند و عمل صالح انجام دادند آنها را در غرفه‏هايى از بهشت جاى مى‏دهيم (عنكبوت/58)
    4- اشخاص بزرگ، گاهى به هنگام سخن گفتن از خويشتن ضمير «جمع» به كار مى‏برند تا مخاطب به قدرت و عظمت متكلم پى ببرد و بفهمد كه موضوع سخن و گوينده آن اهميت زيادى دارد؛ يعنى، سزاوار نيست كه از جانب مخاطب توجهى به آن نشود بلكه شايسته است او به طوردقيق موضوع را بررسى و تحليل بكند تا به حقيقت موضوع و اهداف آن نايل آيد. چنان كه تعبير به «قلنا» در جريان خلقت و خلافتى آدم(ع) چنين است؛ چرا كه اين امر يكى از موضوعات اساسى در جهان خلقت مى‏باشد، بنابراين لازم است از تمام وسايل پيام‏رسانى براى جلب ذهن شنونده به حساسيت موضوع استفاده گردد. تعبير به جمع هم يكى از آن ابزار پيام‏ رسانى به شمار مى‏رود.
    براى آگاهى بيش‏تر در اين زمينه ر.ك:
    1- هستى‏ شناسى، مؤسسه آموزشى پژوهشى امام خمينى.
    2- جهان‏بينى توحيدى، شهيد مطهرى، بحث از نظام طولى و عرضى عالم.
    3- عدل الهى ، شهيد مطهرى.
    4- معارف قرآن، استاد مصباح يزدى، بحث كليات افعال الهى ص 106.
    5- آموزش فلسفه، استاد مصباح يزدى، ج 2، بحث از قاعده عليت


  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8431



    سلام

    ضمیر جمع در قرآن، نشان از عوامل متعدد در انجام کار دارد مثلا در آیه شریفه :


    فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَاءَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُواْ يُسَرِعُونَ فِى الْخَيْرَتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَباً وَرَهَباً وَكَانُواْ لَنَا خَشِعِينَ
    ترجمه :
    پس (دعاى ) او را مستجاب كرديم و يحيى را به او بخشيديم ، و همسرش را (كه نازا بود) براى او شايسته قرار داديم (و اين بخاطر آن بود كه ) همانا آنان در كارهاى نيك ، شتاب داشتند و مارا از روى اميد و بيم مى خواندند و در برابر ما فروتن بودند.


    خواندن غير خدا عين توحيداست اگر هنگام خواندن فقط توجه به اصل يعنی الله باشد .


    این است کلام الله و توحید انبیاء و رسولان حق .... حال وهابیون پاسخ دهند .


    میفرماید انبیاء الهی ما را میخواندند نه مرا ... نکته در کلمه : یدعوننا : است ... چرا نفرمود : یدعوننی

    و بصورت جمع آورد


    آیا خدای متعال هم مشرک شده ودعوت به شرک میکند که افرادی را کنار خودش امر به خواندن کرده است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    اگر بگویی منظور از ضمیر نا فقط الله است من میگویم چرا بلافاصله در آیه بعد فرمود :

    وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَةً لِّلْعَالَمِينَ (91)

    وهمه میدانیم که با توجه به آیات دیگر این جناب جبرئیل بود که در مریم دمید و گفت من آمده ام تا ببخشم به تو غلاما زکیا ....پس واسطه قرار دادن مقربان درگاه الهی بنص قرآن مشکلی ندارد.


    قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيًّا {مريم/19}


    بحث مفصل در :

    Download


  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,552
    حضور
    38 روز 3 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4365



    نقل قول نوشته اصلی توسط Edison0111 نمایش پست ها
    ه نام حق
    با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز...

    نمیدونم عنوان رو درست مطرح کردم و جای درستی تاپیک رو یا نه...
    در کل اگه اشتباهی شده ، معذرت میخوام
    خواهشا جواب من رو بدید با دلیل و مدرک ، خیلی کنجکاو شدم بدونم

    چرا گفته شده
    وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
    معنی:و ما از رگ قلب و شاهرگ انسان به او نزديكـتريم


    نحن مگه معنی ما نمیده؟
    چرا گفته شده ما؟
    کسی میدونه اون ما منظور چی کیا هستن؟ و فلسفش؟
    چرا به صورتی گفته نشده که
    من(همون خداوند) از رگ گردن به انسان نزدیک ترم؟
    یا اینکه(اگه معنی ما منظور ملاعک و فرشته ها هست برای همین جمع بسته شده...)
    چرا
    به صورتی گفته نشده که این معنی رو بده؟ => من و فرشتگانم و ملاعک از رگ گردن به شما نزدیک تریم!

    چرا خداوند گفته ما ؟
    مگه خداوند احد ُ واحد ، (1) نیست
    چرا جمع بسته...؟؟


    یه سری میگن به خاطر ملاعک هست و فرشته ها
    ولی هنوز جواب قانع کننده نگرفتم
    خداوند باید خودش را جدا میکرد در آن گفته از نظر من ، اگه منظور جمع بسته شده ما
    فرشتگان و ملاعک هست....

    خداوند جسم یا شی و یا از جنس فرشتگان و ملاعک که نیست؟ درسته؟!!!

    از نظر من خداوند بحثش جداست و خودش هم یک
    و از نوع ملاعک و فرشتگان نیست پس نباید جمع بسته میشد

    هرکسی میتونه با دلیل و مدرک و درست میتونه بنده رو قانع کنه بسم الله...
    سلام
    خداوند متعال بواسطه اسباب فیض خود را می رساند لذا در عموم مباحث مربوط به این مساله وسائط فیض را نیز لحاظ می فرماید لذا می گوید "ما" اما در برخی موارد یا وسائط دخیل نیستند ( که مواردش کم است ) یا لحاظ نمی شوند (به جهت عدم استقلال وجودیشان و مستهلک بودن اثرشان در فعل خدای متعال ) لذا می فرماید "من"
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    ثقلین : ذوالقرنین
    نوشته
    1,610
    حضور
    25 روز 16 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    36
    صلوات
    3100



    سلام

    خداوند در عین کثرت در وحدت است به این ایه دقت کنید.

    وَلَقَدْ آتَینَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلًا یا جِبَالُ أَوِّبِی مَعَهُ وَالطَّیرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِیدَ«سبأ/10»
    و به راستی داوود را از جانب خویش مزیتی عطا کردیم [و گفتیم] ای کوهها با او [در تسبیح خدا] همصدا شوید و ای پرندگان [هماهنگی کنید] و آهن را برای او نرم گردانیدیم

    وقتی حضرت داوود میخواند کوها و پرندگان نیز با او همصدا میشوند حال اگر از او بپرسی که دارد میخواند میگوید ما ولی در واقع این اوست که بانی صداست و چون خاموش شود دیگر صدائی نخواهد بود .
    خدایا مرا آن ده که آن به

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود