صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مخالفت خانواده ام با ازدواج من

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    49
    حضور
    11 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    146

    مخالفت خانواده ام با ازدواج من




    من يه مشكلي دارم مشكلم اينه كه خانواده ام همش فكر ميكنن بچه هستم ، سر هر مساله اي همش جر و بحث داريم اما من مدام گذشت ميكنم ميگم چون بزرگترن احترامشون واجبه ولي سر مساله خواستگار هام ديگه عصبي شدم از دستشون هر كدوم رو به يه بهونه الكي رد ميكنن حتي اخرين خواستگارم همه ي شرايطش خوب بود ولي سر اينكه مادرش چادري نبود ردش كردن با اينكه مادرش محجبه بود!!! استدلال شونم اين هست كه من هنوز بچه هستم و بايد تمركزم روي كنكورم باشه نميدونم حرف شون درسته يا نه ولي من دوست دارم تو سن كم ازدواج كنم اين رو منافاتي با تحصيلم نميبينم ولي وقتي بهشون ميگم مخالفت ميكنن و ميگن دهنت بو شير ميده ! ديگه خيلي تحمل رفتارهاشون برام سخت شده من تك فرز ندم حساسيت شون رو درك ميكنم ولي اينها ديگه زيادي حساسن اگه ميخوان مخالفت كنن اصلا چرا خواستگار راه ميدن!؟ من با اين مورد اخر خيلي مشابهت ها داشتيم هم أون پسند يده بود هم من ولي وقتي داشت جدي ميشد خانواده ام يه بهونه الكي اوردن اون پسر هم بهش برخورد و من رو مقصر دونست
    چه جوري راضيشون كنم؟ حالا واقعا سنم مناسب ازدواج نيست ؟ يعني انقدر بچه ام و خودم خبر ندارم
    اگه دنبال کسی هستی که زندگیتو تغییر بده برو جلو آیینه...

  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58304



    با نام و یاد دوست





    مخالفت خانواده ام با ازدواج من








    کارشناس بحث: استاد راهنما


  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    764
    حضور
    25 روز 7 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    37
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3689



    نقل قول نوشته اصلی توسط غزاله نمایش پست ها
    من يه مشكلي دارم مشكلم اينه كه خانواده ام همش فكر ميكنن بچه هستم ، سر هر مساله اي همش جر و بحث داريم اما من مدام گذشت ميكنم ميگم چون بزرگترن احترامشون واجبه ولي سر مساله خواستگار هام ديگه عصبي شدم از دستشون هر كدوم رو به يه بهونه الكي رد ميكنن حتي اخرين خواستگارم همه ي شرايطش خوب بود ولي سر اينكه مادرش چادري نبود ردش كردن با اينكه مادرش محجبه بود!!! استدلال شونم اين هست كه من هنوز بچه هستم و بايد تمركزم روي كنكورم باشه نميدونم حرف شون درسته يا نه ولي من دوست دارم تو سن كم ازدواج كنم اين رو منافاتي با تحصيلم نميبينم ولي وقتي بهشون ميگم مخالفت ميكنن و ميگن دهنت بو شير ميده ! ديگه خيلي تحمل رفتارهاشون برام سخت شده من تك فرز ندم حساسيت شون رو درك ميكنم ولي اينها ديگه زيادي حساسن اگه ميخوان مخالفت كنن اصلا چرا خواستگار راه ميدن!؟ من با اين مورد اخر خيلي مشابهت ها داشتيم هم أون پسند يده بود هم من ولي وقتي داشت جدي ميشد خانواده ام يه بهونه الكي اوردن اون پسر هم بهش برخورد و من رو مقصر دونست
    چه جوري راضيشون كنم؟ حالا واقعا سنم مناسب ازدواج نيست ؟ يعني انقدر بچه ام و خودم خبر ندارم

    با عرض سلام و ادب خدمت شما خواهر گرامی
    ازدواج شرایط مختلفی را می طلبد و البته یکی از اون شرایط سن می باشد و سن شما ظاهرا باید حدود 18 سال باشد و این سن مناسب برای ازدواج می باشد
    اما در مورد پدرومادر شما دو شیوه جهت راضی کردن والدین خدمتتان عرض می کنم

    • استفاده از واسطه می باشد (البته با این شرط که واسطه مورد قبول والدین شما باشد و والدین شما سخن او و خود او را قبول د اشته باشند )
    • استفاده از مهارتهای تاثیر گذاری روی دیگران که عبارتند از:


    1 - محبت و صمیمیت
    2 - برخورد با نشاط
    3 - آغاز مثبت
    4 - شنونده خوب بودن
    5 - ارج گذاری
    6 - رفتار مطلوب
    7- هدیه دادن
    8 - گفتار زیبا
    9- تبلیغ عملی
    سعی نمایید با استفاده از روشهای گفته شده روی پدر ومادرتون تاثیر بگذارید(البته انتطار نداشته باشید که فوری و یک شبه این اتفاق بیافتد بلکه نیاز به حفظ آرامش و کار تدیجی دارد)
    دقت کنید که چه کسی بیشترین تاثیر را در میان پدر ومادر خود نسبت به این قضیه (ازدواج شما) دارد سعی نمایید او را راضی کنید و البته اگر مستقیم نمی توانید بگویید با واسطه این کار ار انجام دهید
    در پناه قران و عترت باشید
    یا علی

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۳/۰۸/۲۷ در ساعت ۱۰:۱۹ دلیل: غلط املائی

  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    خدا ، اهل بيت ، مطالعه به خصوص دين و فلسفه
    نوشته
    322
    حضور
    10 روز 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1538



    چه قدر ازدواج تاپيك داره تو اسك دين
    غزاله جان به نظر من كمي خانواده ات حق دارن نه به خاطر سنت به خاطر شرايط درسيت چون الان پشت كنكوري هستي به هر حال اگه الان وارد اينجور مسايل بشي تمركزت رو از دست ميدي ( البته اگه درس خوندن يكي از هدفهاي زندگيت باشه )
    مطمئن باش اگه كنكور قبول بشي اين حساسيت ها كمتر ميشه
    بعدم هنوز فرصت داري حداقل بذار براي بعد بيست سال ازدواج كني كمي محدود ميشي تو فعاليت هات به خاطر مسووليت هاي جديد. فعلا از مجرديت لذت ببر وقت زياده
    ولي اگه خيلي دغدغه ات شده ازدواج و به خصوص اينكه مورد هاي خوب هم داري بهتره بعد كنكورت بهشون فكر كني الان فقط كافيه چند ماه تحمل بياري
    سعي كن تو ساير مسايل نشون بدي كه بزرگ شدي و ميتوني رو پاي خودت وايستي شايد زيادي به خانواده ات وابسته اي كه فكر ميكنن بچه اي هنوز؟

  9. صلوات ها 8


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    1
    حضور
    27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9



    غزاله جان منم هم سن شما ازدواج كردم همون سال هم بچه دار شدم نميگم پشيمونم ولي خب خيلي مسايل رو گذاشتم كنار تا يه مدتي مثل درس خوندن بعد ازدواج شروع كردم دوباره ولي چون مسووليت بچه و خونه بود اونجور كه خواستم نشد خيلي از دوستهام رو از دست دادم وارد زندگي و شكل جديدي شدم كه الان پشيمون نيستم ولي اگه برگردم عقب حداقل چند سالي تأخير ميدم تا به يه سري أهدافم برسم چون خيلي مسايل پيش بيني نشده امكان داره بوجود بياد مثل بچه دار شدن هر زني هم بعد زايمان كلي افت ميكنه انرژي خيلي كارها رو از دست ميده اگه اهداف هاي خاصي داري بدون هنوز زوده براي ازدواجت

  11. صلوات ها 9


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    49
    حضور
    11 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    146



    نقل قول نوشته اصلی توسط نهال نمایش پست ها
    چه قدر ازدواج تاپيك داره تو اسك دين
    غزاله جان به نظر من كمي خانواده ات حق دارن نه به خاطر سنت به خاطر شرايط درسيت چون الان پشت كنكوري هستي به هر حال اگه الان وارد اينجور مسايل بشي تمركزت رو از دست ميدي ( البته اگه درس خوندن يكي از هدفهاي زندگيت باشه )
    مطمئن باش اگه كنكور قبول بشي اين حساسيت ها كمتر ميشه
    بعدم هنوز فرصت داري حداقل بذار براي بعد بيست سال ازدواج كني كمي محدود ميشي تو فعاليت هات به خاطر مسووليت هاي جديد. فعلا از مجرديت لذت ببر وقت زياده
    ولي اگه خيلي دغدغه ات شده ازدواج و به خصوص اينكه مورد هاي خوب هم داري بهتره بعد كنكورت بهشون فكر كني الان فقط كافيه چند ماه تحمل بياري
    سعي كن تو ساير مسايل نشون بدي كه بزرگ شدي و ميتوني رو پاي خودت وايستي شايد زيادي به خانواده ات وابسته اي كه فكر ميكنن بچه اي هنوز؟


    من وابسته نيستم اونها وابسته ان يعني تا سر كوچه ميرم مامانم صدبار بهم زنگ ميزنه
    اره درس برام مهمه من بيشتر از اين ناراحتم كه مورد اخر واقعا خوب بود يعني هم ظاهرش هم شرايطش دقيقا اون چيزي بود كه من ميخواستم هر دو پسند يده بوديم ولي سر يه دليل مسخره اونجور ردش كردن
    چه إيرادي داره ادم هم ازدواج كنه هم درس بخونه به نظر من كه اصلا مشكلي نداره

    اگه دنبال کسی هستی که زندگیتو تغییر بده برو جلو آیینه...

  13. صلوات ها 8


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    49
    حضور
    11 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    146



    نقل قول نوشته اصلی توسط زهرا( مامان محمد ) نمایش پست ها
    غزاله جان منم هم سن شما ازدواج كردم همون سال هم بچه دار شدم نميگم پشيمونم ولي خب خيلي مسايل رو گذاشتم كنار تا يه مدتي مثل درس خوندن بعد ازدواج شروع كردم دوباره ولي چون مسووليت بچه و خونه بود اونجور كه خواستم نشد خيلي از دوستهام رو از دست دادم وارد زندگي و شكل جديدي شدم كه الان پشيمون نيستم ولي اگه برگردم عقب حداقل چند سالي تأخير ميدم تا به يه سري أهدافم برسم چون خيلي مسايل پيش بيني نشده امكان داره بوجود بياد مثل بچه دار شدن هر زني هم بعد زايمان كلي افت ميكنه انرژي خيلي كارها رو از دست ميده اگه اهداف هاي خاصي داري بدون هنوز زوده براي ازدواجت

    خب ميشه به جاي دوستاي مجردي دوستاي متأهل رو جايگزين
    كرد يا براي بچه دار شدن اينهمه راه كه انجام نشه
    پس چرا تو روايات توصيه به ازدواج زود هست؟!

    اگه دنبال کسی هستی که زندگیتو تغییر بده برو جلو آیینه...

  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    1,334
    حضور
    33 روز 6 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6239



    اگه توی خودت این بلوغ فکری رو احساس میکنی که خب جق داری

    ولی بازم بیشتر فکر کن

    چیزیایی که با ازدواج تحت تاثیر قرار میگیرن رو در نظر بگیر و برای خودت الویت بندی کن

    نه فقط درس که خودتم گفتی ... همه جیز

    بعد جمع بندی کن و تصمیم بگیر


    ایشالا خوشبخت بشی دوستم
    .
    یا رفیق من لا رفیق له



  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    افزایش اطلاعات عمومی!
    نوشته
    228
    حضور
    4 روز 20 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    594



    دخترا تو سن شما حیلی احساساتین...بعد 3-4سال به این حرفات میخندی غزاله خانوم...اینو از رو اطرافیانم دارم بهتون میگم...
    درس با ازدواج جور در نمیاد, مگر اینکه نامزد کنین تا مثلا 2-3سال آره اون موقع مشکلی برا درستون به وجود نمیاد...باز این قسمت اولو از روی اطرافیانم خدمتتون گفتم...


  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    1,334
    حضور
    33 روز 6 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6239



    غزاله جان یچی بپرسم؟

    هدفت از ازدواج چیه؟
    .
    یا رفیق من لا رفیق له



  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود