جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نفی خواطر در عرفان اسلامی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    29
    حضور
    4 روز 11 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    93

    اشاره نفی خواطر در عرفان اسلامی




    به نام خدا

    با سلام

    به ذهنم رسید که تو این بخش از تالار مسئله مهمی را بپرسم و خواهشم اینه که گرچه طولانیه اما با توجه بخوانید .

    جوانان گذشته که یکیش من بودم و جوانان حال حاضر , با وجود هجمه رسانه ای و زندگی صنعتی امروزه دنبال چند موضوع هستند .

    1- موفقیت در زندگی
    2- تحصیلات بالا و شغل مناسب
    3- زندگی مرفه

    وقتی ریشه یابی میکنم میبینم که دنبال همه چیز هستیم الا خدا !

    از اینجاست که جوان امروزی دنبال بهینه کردن ذهن و جسم خودش برمیاد . شاید فکر کنه که چطور ارامش بدست بیاره و چطور رو اهدافش متمرکز بشه !

    پس به مقوله ذهن میرسه و به دام عرفانهای کاذب میافته که همه ادعای اینو دارن که آرامش میدن و زندگیو بهینه میکنند وو ....

    حالا جایگاه اسلام چیه ؟ اگه به زحمت بتونید کسی رو گیر بیارید که بتونه چیزی یادتون بده ( حتی در بین مشاوران این تالار )
    یا وقت نداره !
    یا خیلی فروتنه و خودشو گنهکار میدونه و میگه برید فلانی رو پیدا کنید
    یا اصلا قابل نمیدونه که جواب بده ! ( این یکی رو خودم کاملا تجربه کردم )

    با توجه به مسائل بالا من سوالم اینه که :

    مسائلی مثل نفی خواطر در عرفان اسلامی هست . مثل ارامش پیدا کردن با ذکر خدا و ....

    این نفی خواطر در اسلامه که اولا در عبادات اسلامی و اذکار هم بسیار موثره و البته ذکر بدون نفی خواطر شاید فقط لقلقه زبان باشه . همین نفی خواطر به شکل دیگه ای در عرفانهای کاذب طوری بیان میشه که رهرو از خدا دور تر و دورتر بشه و مشکلات زیادی براش پیش بیاد .




    میخوام به زبان ساده امروزی نفی خواطر رو توضیح بدید . یه فردگنهکار مثل من که با وجود مشغله بسیار کار روزانه نمیتونه آن مراحل سخت سیر و سلوک رو طی کنه و از طرفی میخواد همان ذکر اندک هم با توجه باشه و ضمنا این نفی خواطر در زندگی عادی روزانه هم کمکش کنه و نماز و عباداتش با توجه باشه , باید چه کنه ؟

    میخوام نفی خواطر رو توضیح بدید ؟ راه جلو پام بزارید . آیا من نمیتونم تا حدودی در این راه باشم و از لذت عبادت و نماز بهره مند ؟
    ویرایش توسط یا عالی : ۱۳۹۴/۰۹/۱۱ در ساعت ۱۸:۰۳

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58284



    با نام و یاد دوست





    نفی خواطر در عرفان اسلامی








    کارشناس بحث: استاد سمیع


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط joseffist نمایش پست ها
    به نام خدا

    با سلام

    به ذهنم رسید که تو این بخش از تالار مسئله مهمی را بپرسم و خواهشم اینه که گرچه طولانیه اما با توجه بخوانید .

    جوانان گذشته که یکیش من بودم و جوانان حال حاضر , با وجود هجمه رسانه ای و زندگی صنعتی امروزه دنبال چند موضوع هستند .

    1- موفقیت در زندگی
    2- تحصیلات بالا و شغل مناسب
    3- زندگی مرفه

    وقتی ریشه یابی میکنم میبینم که دنبال همه چیز هستیم الا خدا !

    از اینجاست که جوان امروزی دنبال بهینه کردن ذهن و جسم خودش برمیاد . شاید فکر کنه که چطور ارامش بدست بیاره و چطور رو اهدافش متمرکز بشه !

    پس به مقوله ذهن میرسه و به دام عرفانهای کاذب میافته که همه ادعای اینو دارن که آرامش میدن و زندگیو بهینه میکنند وو ....

    حالا جایگاه اسلام چیه ؟ اگه به زحمت بتونید کسی رو گیر بیارید که بتونه چیزی یادتون بده ( حتی در بین مشاوران این تالار )
    یا وقت نداره !
    یا خیلی فروتنه و خودشو گنهکار میدونه و میگه برید فلانی رو پیدا کنید
    یا اصلا قابل نمیدونه که جواب بده ! ( این یکی رو خودم کاملا تجربه کردم )

    با توجه به مسائل بالا من سوالم اینه که :

    مسائلی مثل نفی خواطر در عرفان اسلامی هست . مثل ارامش پیدا کردن با ذکر خدا و ....

    این نفی خواطر در اسلامه که اولا در عبادات اسلامی و اذکار هم بسیار موثره و البته ذکر بدون نفی خواطر شاید فقط لقلقه زبان باشه . همین نفی خواطر به شکل دیگه ای در عرفانهای کاذب طوری بیان میشه که رهرو از خدا دور تر و دورتر بشه و مشکلات زیادی براش پیش بیاد .




    میخوام به زبان ساده امروزی نفی خواطر رو توضیح بدید . یه فردگنهکار مثل من که با وجود مشغله بسیار کار روزانه نمیتونه آن مراحل سخت سیر و سلوک رو طی کنه و از طرفی میخواد همان ذکر اندک هم با توجه باشه و ضمنا این نفی خواطر در زندگی عادی روزانه هم کمکش کنه و نماز و عباداتش با توجه باشه , باید چه کنه ؟

    میخوام نفی خواطر رو توضیح بدید ؟ راه جلو پام بزارید . آیا من نمیتونم تا حدودی در این راه باشم و از لذت عبادت و نماز بهره مند ؟

    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید

    با تشکر از سوالی که مطرح فرمودید:

    بنده یک فرمول ساده را برای کنترل ذهن و نفی خواطر عرض می کنم:

    انسان هنگامی می‌تواند بر ذهن خود تسلط یابد که در تصمیم خود سست اراده نباشد و جدیت ورزد. گاهی اوقات انسان‌دوست دارد کاری را انجام دهد، اما آن را به‌تاخیر می‌اندازد. برای مثال، نیمه‌شب برای نماز بیدار می‌شود، اما با خود می‌گوید: می‌خوابم و چند دقیقه دیگر بیدار می‌شوم و نماز شب می‌خوانم. بارها بیدار می‌شود و می‌خوابد و نماز شب را به‌تاخیر می‌اندازد تا سرانجام زمانی از خواب برمی‌خیزد که زمان خواندن
    نماز شب گذشته و چه‌بسا نماز صبحش نیز قضا شده است. این مسامحه و به‌تاخیر انداختن کار، ازآن‌روست که انسان مالک اراده خود نیست و در تصمیم و اراده‌اش جدیت به خرج نمی‌دهد.

    «اگر انسان بخواهد مالک اراده خود باشد، باید مالک ذهن خویش باشد. آدمی وقتی می‌تواند بر ذهنش چیره شود که چشم و گوش خود را مهار کند؛ و آسان‌ترین و عمومی‌ترین راه برای کنترل ذهن و یافتن حضور قلب و تمرکز فکر در نماز و عبادت، مهار چشم و گوش است.»[1]



    امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام درباره اوصاف متقین می‌فرمایند:

    «غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ‏ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِع‏ لَهُم»، [2]؛

    «ازآنچه خداوند حرام کرده، دیده بر هم می‌نهند و گوش‌های خود را برای شنیدن علم سودمند می‌گشایند.»



    درواقع اگر انسان هر عکس، فیلم و یا منظره‌ای را ببیند و یا به هر صدایی و سخنی گوش بدهد و از آن‌طرف توقع داشته باشد که حضور قلب در نماز داشته باشد، این امر، یک توقع بی‌جا و بی‌موردی است. چون این شخص، مقدمات حضور قلب که همان حفظ چشم و گوش از امور حرام بود را، فراهم نکرده است و لذا نباید انتظار حضور قلب در نماز را هم داشته باشد.
    بنابراین هنگامی‌که انسان چشم و گوش خود را کنترل کند، بر ذهن خود چیره می‌شود و خالصانه و صادقانه و با حضور قلب، خدا را عبادت می‌کند؛ اما اگر چشم و گوش انسان یله و رها باشد و به هر چه خواست، بنگرد و به هر چه خواست، اعم از موسیقی حرام، غیبت و تهمت و دیگر سخنان حرام، گوش کند، نه بر ذهن خویش چیره خواهد شد و نه مالک اراده و تصمیم خود خواهد بود و درنتیجه، هنگام عبادت و نماز، فکرش آشفته می‌شود و حضور قلب و خضوع نخواهد داشت.


    پی‌نوشت:
    [1]. محمدتقی مصباح، سیمای سرافرازان، ص 260-261
    [2]. نهج‌البلاغه، صبحی صالح، خطبه متقین، ص 303


  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    29
    حضور
    4 روز 11 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    93



    سلام
    ممنونم استاد

    بهرحال فرمایش شما درسته ، اگر مالک چشم و گوش و زبان باشیم به خیلی چیزا میرسیم .

    اما قطعا ابزارهای کمکی برای این کنترل هست ، نردبان پله پله ،
    اون ابزار کمکی چیه ؟

    ذکره ؟ دعاست ؟

    ما تو اجتماع هستیم ، کوچه خیابان دانشگاه و حتی تلوزیون خودمون !
    سینماو غیره !

    چطور همه اینا رو کنترل کنیم ؟ چه ابزار کمکی هست ؟

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط joseffist نمایش پست ها
    سلام
    ممنونم استاد

    بهرحال فرمایش شما درسته ، اگر مالک چشم و گوش و زبان باشیم به خیلی چیزا میرسیم .

    اما قطعا ابزارهای کمکی برای این کنترل هست ، نردبان پله پله ،
    اون ابزار کمکی چیه ؟

    ذکره ؟ دعاست ؟

    ما تو اجتماع هستیم ، کوچه خیابان دانشگاه و حتی تلوزیون خودمون !
    سینماو غیره !

    چطور همه اینا رو کنترل کنیم ؟ چه ابزار کمکی هست ؟
    باسمه تعالی
    قطعا برای اینکه در میدان عمل موفق باشیم باید معرفت و بینش توحیدی خود را تقویت کنیم و بدانیم که هر جا قدم می گذاریم، در آشکارا و نهان، در محضر حق تعالی هستیم، نه اینکه تصور عامیانه از خدا داشته باشیم که او در بالاست و خدایی می کند و جدای از ماست. حق تعالی در سراسر زندگی ما وجود دارد . چون او یک موجود نامتناهی و غیر محدود است و در همه جا وجود دارد و بدانیم که خداوند از رگ گردن به ما نزدیک تر است. «نحن اقرب الیکم من حبل الورید» به قول سعدی:
    یار نزدیک تر از من به من است/وین عجب تر که من از وی دورم
    چه کنم با که توان گفت که دوست/در کنار من و من مهجورم
    وقتی به این مطلب علم و یقین پیدا کنیم، مالک چشم و گوش خود خواهیم بود


  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    29
    حضور
    4 روز 11 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    93



    فرمایش شما صحیح استاد ،
    اما اگه بدست آوردن این نسخه هایی که شما میفرمایید ، با همین چند جمله و راحت بود ، الان همه عارف بودیم .

    ببینید ، احساس میکنم میدونید من دنبال چی هستم اما ظاهرا صلاح نیست که بهم بگید .

    توجه شما را جلب میکنم به کتابهای
    لب الباب علامه تهرانی
    هزارو یک نکته علامه حسن زاده
    نامه ها و برنامه های علامه حسن زاده
    سیر و سلوک بحرالعلوم
    غم عشق آقا سید علی قاضی
    و ....

    بهرحال از آقایانی که ذکر شد ، مطالبی در باب مراقبه و تفکر هست ، یا اذکار و یا روش و ....

    من بیشتر دنبال این هستم که بدانم به جای مطالب کذبی که عارفانهای کاذب در اختیار جوانان قرار میده ، اسلام چه میکنه و چه کمکی داره ، تا کسی مثل من با وجود گنه کار بودنش ، بتونه قدمی برداره !

    اینکه میفرمایید زبان و گوش کنترل کن و خدا را بشناس واقعا راه حله ، اما گنگه .

  13. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط joseffist نمایش پست ها
    فرمایش شما صحیح استاد ،
    اما اگه بدست آوردن این نسخه هایی که شما میفرمایید ، با همین چند جمله و راحت بود ، الان همه عارف بودیم .

    ببینید ، احساس میکنم میدونید من دنبال چی هستم اما ظاهرا صلاح نیست که بهم بگید .

    توجه شما را جلب میکنم به کتابهای
    لب الباب علامه تهرانی
    هزارو یک نکته علامه حسن زاده
    نامه ها و برنامه های علامه حسن زاده
    سیر و سلوک بحرالعلوم
    غم عشق آقا سید علی قاضی
    و ....

    بهرحال از آقایانی که ذکر شد ، مطالبی در باب مراقبه و تفکر هست ، یا اذکار و یا روش و ....

    من بیشتر دنبال این هستم که بدانم به جای مطالب کذبی که عارفانهای کاذب در اختیار جوانان قرار میده ، اسلام چه میکنه و چه کمکی داره ، تا کسی مثل من با وجود گنه کار بودنش ، بتونه قدمی برداره !

    اینکه میفرمایید زبان و گوش کنترل کن و خدا را بشناس واقعا راه حله ، اما گنگه .
    باسمه تعالی
    به نظر نمی رسد مطلب گنگ باشه
    اتفاقا مطلب خیلی ساده و روشن است. منتها عمل کردن به این دستورالعمل ها که برگرفته از آیات و روایات است سخت است . و لازمه آن اینست که انسان مراقبه دائمی داشته باشد.


  14. صلوات ها 4


  15. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    در روایات،برای نفی خواطر، در کنار مراقبت دائمی از اعضاء و جوارح خودمان، به خواندن آیه سخره(70 بار) نیز توصیه شده.

    «قرائت آيه سخره به نصّ معصوم كه در حديث اول باب «ما يفصل به بين دعوى المحقّ و المبطل في أمر الامامة» از كتاب حجّت «اصول كافى» (ج 1 ص 279 معرب) روايت شده است موجب صفاى نفس و اطمينان آن بر اسلام و ايمان، و تنوّر قلب به يقين، و دفع شرّ شياطين، و نفى‏ خواطر است‏

    [1]

    «إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِين*ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ *وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ )




    پی‌نوشت:
    1-منبع: نور علي نور،
    ص18


  16. صلوات ها 3


  17. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428

    جمع‌بندی




    سؤال:
    برای نفی خواطر چه باید کرد؟

    پاسخ:
    بنده یک فرمول ساده را برای کنترل ذهن و نفی خواطر عرض می کنم:
    انسان هنگامی می‌تواند بر ذهن خود تسلط یابد که در تصمیم خود سست اراده نباشد و جدیت ورزد. گاهی اوقات انسان‌دوست دارد کاری را انجام دهد، اما آن را به‌تاخیر می‌اندازد. برای مثال، نیمه‌شب برای نماز بیدار می‌شود، اما با خود می‌گوید: می‌خوابم و چند دقیقه دیگر بیدار می‌شوم و نماز شب می‌خوانم. بارها بیدار می‌شود و می‌خوابد و نماز شب را به‌تاخیر می‌اندازد تا سرانجام زمانی از خواب برمی‌خیزد که زمان خواندن
    نماز شب گذشته و چه‌بسا نماز صبحش نیز قضا شده است. این مسامحه و به‌تاخیر انداختن کار، ازآن‌روست که انسان مالک اراده خود نیست و در تصمیم و اراده‌اش جدیت به خرج نمی‌دهد.

    «اگر انسان بخواهد مالک اراده خود باشد، باید مالک ذهن خویش باشد. آدمی وقتی می‌تواند بر ذهنش چیره شود که چشم و گوش خود را مهار کند؛ و آسان‌ترین و عمومی‌ترین راه برای کنترل ذهن و یافتن حضور قلب و تمرکز فکر در نماز و عبادت، مهار چشم و گوش است.» [1]
    امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام درباره اوصاف متقین می‌فرمایند:
    «غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ‏ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِع‏ لَهُم»، [2]؛
    «ازآنچه خداوند حرام کرده، دیده بر هم می‌نهند و گوش‌های خود را برای شنیدن علم سودمند می‌گشایند.»

    درواقع اگر انسان هر عکس، فیلم و یا منظره‌ای را ببیند و یا به هر صدایی و سخنی گوش بدهد و از آن‌طرف توقع داشته باشد که حضور قلب در نماز داشته باشد، این امر، یک توقع بی‌جا و بی‌موردی است. چون این شخص، مقدمات حضور قلب که همان حفظ چشم و گوش از امور حرام بود را، فراهم نکرده است و لذا نباید انتظار حضور قلب در نماز را هم داشته باشد.
    بنابراین هنگامی‌که انسان چشم و گوش خود را کنترل کند، بر ذهن خود چیره می‌شود و خالصانه و صادقانه و با حضور قلب، خدا را عبادت می‌کند؛ اما اگر چشم و گوش انسان یله و رها باشد و به هر چه خواست، بنگرد و به هر چه خواست، اعم از موسیقی حرام، غیبت و تهمت و دیگر سخنان حرام، گوش کند، نه بر ذهن خویش چیره خواهد شد و نه مالک اراده و تصمیم خود خواهد بود و درنتیجه، هنگام عبادت و نماز، فکرش آشفته می‌شود و حضور قلب و خضوع نخواهد داشت.
    در روایات،برای نفی خواطر، در کنار مراقبت دائمی از اعضاء و جوارح خودمان، به خواندن آیه سخره (70 بار) نیز توصیه شده.
    «قرائت آيه سخره به نصّ معصوم كه در حديث اول باب «ما يفصل به بين دعوى المحقّ و المبطل في أمر الامامة» از كتاب حجّت «اصول كافى» (ج 1 ص 279 معرب) روايت شده است موجب صفاى نفس و اطمينان آن بر اسلام و ايمان، و تنوّر قلب به يقين، و دفع شرّ شياطين، و نفى‏ خواطر است‏. [3]
    «إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِين*ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ *وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ )

    منابع:
    [1]. مصباح، محمدتقی ، سیمای سرافرازان، ص 260-261.
    [2]. نهج‌البلاغه، صبحی صالح، خطبه متقین، ص 303.

    [3].-منبع: نور علی نور، ص 18.
    ویرایش توسط یا عالی : ۱۳۹۴/۰۹/۱۱ در ساعت ۱۸:۰۷ دلیل: ویرایش ویراستار جمع‌بندی‌ها

  18. صلوات ها 5


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 7

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود