جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فلسفه عزاداری امام حسین (ع)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    125
    حضور
    3 روز 12 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    479

    فلسفه عزاداری امام حسین (ع)




    سلام
    من یه سوال خیلی بزرگ تو ذهنمه و خیلی با خودم درگیرم مخصوصا در آستانه ی محرم
    میخام بدونم علت عزاداری برای امام حسین ع چیه؟ تو عزاداریا مرتب از تشنه شهید شدن سر بریدن اسیری خانواده از اینها میگن. میخام بدونم ما باید عزاداری بکنیم چون اماممون تشنه بوده؟
    میخام بگم شاید خیلیا در طول تاریخ اصلا تو همین جنگ تحمیلی خودمون چه بسا شرایط خیلی بدتری داشتن.چه بسا جانبازایی هستن که 30 ساله قطع نخاع شدن ولی حضرت ابولفضل فقط چند ساعت جانباز بودن.(خواهشا از حرفای من برداشت بد نکنین. من فقط میخام چالش ذهنیم برطرف بشه)خب انتظار ما از پیامبر زاده و امام خیلی بیشتره. که خیلی بیشتر سختی کشیده باشن. میدونم ایشون امام معصوم بودن ولی انتظار ما اینه که همیشه آدمای بزرگ بیشتر سختی کشیده باشن.بعدشم این فقط سختی دنیا بوده و همه ی ما میدونم که اینها چه مقام رفیعی دارند. ذهن من اینو نمیپذیره که عزاداری فقط برای این باشه که امام منو تشنه نگه داشتن.فکر میکنم مساله باید چیزی فراتر از اینها باشه. همونطور که دکتر شریعتی میگن حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود. و خیلی صحبتای دیگه از دکتر شریعتی در مورد عزاداری و روضه که الان حضور ذهن ندارم. خیلی خوشحال میشم اگه منو راهنمایی کنین تا اگه این فکر شیطانیه برطرف بشه
    ممنون

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58293



    با نام و یاد دوست





    فلسفه عزاداری امام حسین (ع)








    کارشناس بحث: استاد سعید


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    فلسفه - فقه استدلالی
    نوشته
    885
    حضور
    13 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3130



    نقل قول نوشته اصلی توسط sara72 نمایش پست ها
    سلام
    من یه سوال خیلی بزرگ تو ذهنمه و خیلی با خودم درگیرم مخصوصا در آستانه ی محرم
    میخام بدونم علت عزاداری برای امام حسین ع چیه؟ تو عزاداریا مرتب از تشنه شهید شدن سر بریدن اسیری خانواده از اینها میگن. میخام بدونم ما باید عزاداری بکنیم چون اماممون تشنه بوده؟
    میخام بگم شاید خیلیا در طول تاریخ اصلا تو همین جنگ تحمیلی خودمون چه بسا شرایط خیلی بدتری داشتن.چه بسا جانبازایی هستن که 30 ساله قطع نخاع شدن ولی حضرت ابولفضل فقط چند ساعت جانباز بودن.(خواهشا از حرفای من برداشت بد نکنین. من فقط میخام چالش ذهنیم برطرف بشه)خب انتظار ما از پیامبر زاده و امام خیلی بیشتره. که خیلی بیشتر سختی کشیده باشن. میدونم ایشون امام معصوم بودن ولی انتظار ما اینه که همیشه آدمای بزرگ بیشتر سختی کشیده باشن.بعدشم این فقط سختی دنیا بوده و همه ی ما میدونم که اینها چه مقام رفیعی دارند. ذهن من اینو نمیپذیره که عزاداری فقط برای این باشه که امام منو تشنه نگه داشتن.فکر میکنم مساله باید چیزی فراتر از اینها باشه. همونطور که دکتر شریعتی میگن حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود. و خیلی صحبتای دیگه از دکتر شریعتی در مورد عزاداری و روضه که الان حضور ذهن ندارم. خیلی خوشحال میشم اگه منو راهنمایی کنین تا اگه این فکر شیطانیه برطرف بشه
    ممنون
    سلام علیکم
    عزداری و ماتم برای امام حسین، فلسفه و آثار فراوانی دارد که به برخی از مهم ترین آنها اشاره می شود.
    عزاداری حسینی، سرمشق بیداری اسلامی
    به اعتراف دوست و دشمن، مجالس عزای امام حسین (علیه السلام) عامل فوق العاده نیرومندی برای بیداری مردم است و راه و رسمی است كه آن حضرت آن را به پیروان خود آموخته تا ضامن تداوم و بقای اسلام باشد.
    اهمیت برپایی این مجالس و رمز تاكید ائمه اطهار (علیهم السلام) بر حفظ آن، آن گاه روشن تر می شود كه ملاحظه كنیم شیعیان در عصر صدور این روایات به شدت در انزوا به سر می بردند و تحت فشارهای گوناگون حكومت امویان و عباسیان چنان گرفتار بودند كه قدرت بر انجام كوچكترین فعالیت و حركت سیاسی واجتماعی نداشتند و چیزی نمانده بود كه به كلی منقرض شوند ولی مجالس عزای امام حسین (علیه السلام) آنان را نجات داد و در پناه آن، تشكل و انسجام تازه ای یافتند و به صورت قدرتی چشمگیر در صحنه جامعه اسلامی ظاهر شده و باقی ماندند.
    به همین دلیل، برپایی این مجالس در روایات به عنوان «احیای امر اهل بیت (علیهم السلام)» تعبیر شده است. امام صادق (علیه السلام) در مورد این گونه مجالس فرمود:«ان تلْك الْمـجالس احبها فاحْیوا امْرنا; این گونه مجالس (شما) را دوست دارم، از این طریق مكتب ما را زنده بدارید!» 1
    امام خمینی (قدس سره) بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی در تعبیر جامعی می فرماید:«همه ما باید بدانیم كه آنچه موجب وحدت بین مسلمین است، این مراسم سیاسی، مراسم عزاداری ائمه اطهار به ویژه سید مظلومان و سرور شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) است كه حافظ ملیت مسلمین به ویژه شیعیان ائمه اثنی عشر می باشد» 2
    حتی غیر مسلمانان هم به این امر اعتراف دارند. به چند مورد اشاره می شود.
    «ژوزف فرانسوی» در كتاب «اسلام و مسلمانان» ضمن اشاره به اندك بودن شمار شیعیان در قرون اولیه اسلام، به خاطر عدم دسترسی آنان به حكومت و ظلم و ستم حاكمان بر آنان و قتل و غارت اموالشان در تحلیل جالبی می نویسد: «یكی از امامان شیعه، آنان را دستور تقیه داد تا جانشان از گزند بیگانگان محفوظ باشد و همین امر باعث شد كه شیعیان كم كم قدرت پیدا كنند و این بار دشمن بهانه ای نیافت تا به واسطه آن شیعیان را بكشد و اموالشان را غارت نماید. شیعیان مجالس و محافل مخفیانه ای را تشكیل دادند و بر مصایب حسین (علیه السلام) گریه می كردند. این عاطفه و توجه قلبی در دل های شیعیان استحكام یافت و كم كم زیاد شد و پیشرفت كردند... بزرگترین عامل این پیشرفت برپا كردن عزاداری حسین(ع)می باشد كه دیگران را به سوی مذهب شیعه دعوت می كند... هر یك از شیعیان در حقیقت مردم را به سوی مذهب خود می خوانند بی آن كه مسلمانان دیگر متوجه بشوند. بلكه خود شیعیان هم (شاید) به فایده ای كه در این كارهایشان وجود دارد متوجه نیستند و گمان می كنند تنها ثواب اخروی كسب می كنند.» 3
    «ماربین» مورخ آلمانی نیز در كتاب «سیاست اسلامی» می گوید: «من معتقدم رمز بقا و پیشرفت اسلام و تكامل مسلمانان به سبب شهید شدن حسین (علیه السلام) و آن رویدادهای غم انگیز می باشد و یقین دارم كه سیاست عاقلانه مسلمانان و اجرای برنامه های زندگی ساز آنان به واسطه عزاداری حسین (علیه السلام) بوده است.» 4
    عزاداری حسینی محور وحدت و انسجام
    ائمه اطهار (علیهم السلام) با تاكید بر برگزاری مراسم عزاداری حسینی، برنامه آن حضرت را «محوری» برای وحدت مردم قرار دادند. به گونه ای كه امروزه در ایام شهادتش میلیون ها انسان با اختلاف طبقات و نژاد و مذهب در هر كوی و برزن به عزاداری آن حضرت به پاخاسته و گرد بیرق حسینی اجتماع می كنند.
    هر ملتی برای بقا و موفقیت خویش محتاج به عامل وحدت و اجتماع است. بدون شك بهترین عامل وحدت پیروان اهل بیت (علیهم السلام) كه با كمترین زحمت و كمترین هزینه می تواند توده های میلیونی را حول یك محور جمع كند، همین مراسم عزاداری حسینی است. به یقین اگر ملتی از چنین قدرتی برخوردار باشد كه بتواند در كوتاه ترین فرصت و با كمترین تبلیغات، نیروهای متفرق خویش را گردآوری كرده و سازماندهی كند، می تواند هر مانعی را از سر راه پیشرفت خود بردارد.
    در واقع ائمه اطهار (علیهم السلام) با ترغیب مردم به اقامه مجالس حسینی از پراكندگی نیروها جلوگیری به عمل آوردند و توده های متفرق را بسیج كردند و با ایجاد وحدت و یكپارچگی در میان آنها قدرت عظیمی را به وجود آوردند.
    ترس مستکبران از عزاداری حسینی
    حركت خودجوش میلیونی مردم مسلمان ایران در نهضت شكوهمند انقلاب اسلامی در ماه محرم و صفر به ویژه روزهای تاسوعا و عاشورا كه لرزه بر اندام طاغوتیان می انداخت سر تاكید ائمه اطهار بر محور قراردادن امام حسین (علیه السلام) را روشن تر می كند.
    چه بسا اگر ما شاهد آزادسازی چنین انرژی های ذخیره شده در این مجالس در انقلاب نبودیم، شاید ما هم راز تاكید ائمه اطهار (علیه السلام) بر اقامه این مجالس را كمتر درك می كردیم.
    «ماربین آلمانی» در اثر خود می نویسد: «بی اطلاعی بعضی از تاریخ نویسان ما موجب شد كه عزاداری شیعه را به جنون و دیوانگی نسبت دهند; ولی اینان گزافه گفته و به شیعه تهمت زده اند. ما در میان ملل و اقوام، مردمی مانند شیعه پرشور و زنده ندیده ایم، زیرا شیعیان به واسطه بپا كردن عزاداری حسینی سیاست های عاقلانه ای را انجام داده و نهضت های مذهبی ثمر بخشی را بوجود آورده اند.» 5
    همین نویسنده آلمانی می گوید: «هیچ چیز مانند عزاداری حسینی نتوانست بیداری سیاسی در مسلمانان ایجاد كند.» 6
    مخالفت دشمنان اسلام با اقامه این مجالس و تلاش آنها در جهت به تعطیلی كشاندن آن، حتی اقدام آنان بر انهدام قبر امام حسین (علیه السلام) و مانع شدن از زیارت قبر آن حضرت 7، خود شاهد دیگری است كه حكومت ها تا چه اندازه از این نیروی عظیم وحشت داشته و دارند.
    امروزه وحشتی كه در دل دشمنان دین از برپایی این مجالس افتاده است بر كسی پوشیده نیست، تا جایی كه گاه با وارد كردن اتهامات ناروا بر شیعیان از طریق وابستگان داخلی خویش و گاه با برانگیختن دیكتاتورهای دست نشانده خویش، امثال رضاخان، و گاه با بی محتوا ساختن چنین مجالسی، برای ریشه كن كردن شعایر حسینی تلاش كرده و می كنند.
    عزاداری حسینی، سرمشق قیام مجاهدان در راه خدا
    با نگاهی گذرا به تاریخ اسلام بعد از حادثه كربلا می بینیم این مجالس و پیام های عاشورایی تا چه اندازه سرمشق قیام های مجاهدان راه خداوند در مقابل گردنكشان و طاغوتیان بوده است.
    تحول روح و تزکیه نفس، پیامد عزاداری
    مجالس عزای امام حسین (علیه السلام)، مجالس تحول روحی و مركز تربیت و تزكیه نفس است. در این مجالس مردمی كه با گریه بر مظلومیت امام حسین (علیه السلام) آن حضرت را الگو قرار می دهند، در واقع زمینه تطبیق اعمال و كردار خویش و همرنگی و سنخیت خود را با سیره عملی آن حضرت فراهم می سازند.
    تاثیر عمیق این مجالس به قدری است كه افراد زیادی در این مجالس، دگرگونی عمیقی یافته و تصمیم بر ترك گناه و معصیت می گیرند، و چه بسا اشخاص گمراهی كه با شركت در این مجالس تنبه حاصل كرده و راه نجات را پیدا می كنند.
    این مجالس به آدمی درس عزت، آزادگی، ایثار، فداكاری و درس تقوی و اخلاق می آموزد. این مجالس مهد پرورش انسان های حق طلب و عدالت گستر و شجاع است.
    دانشگاه حسینی، کلاس درس معارف اسلامی
    در طول تاریخ، جلسات عزاداری، به مثابه كلاس های درس برای توده های مردم بوده است و آنان را با معارف و حقایق دینی، تاریخ، رجال، احكام و موضوعات گوناگون دیگر آشنا می كرده است، و یكی از موثرترین پایگاه های خودسازی و تهذیب نفوس و تربیت اخلاق بوده است.
    «ماربین» آلمانی در این زمینه می گوید: «مادامی كه این روش و خصلت (برپایی مجالس سوگواری) در میان مسلمانان وجود دارد هرگز تن به خواری نمی دهند و تحت اسارت كسی نمی روند... شیعیان در حقیقت از این راه به همدیگر درس جوانمردی و شجاعت تعلیم می دهند.» 8
    ائمه اطهار با گشودن این باب، و تشویق مردم به شركت در این محافل در واقع همه را به تحصیل و تربیت در این دانشگاه حسینی دعوت كردند.
    مجالس عزاداری حسینی، مکانی برای الگوپذیری
    شور و هیجان جوانان بسیجی در جبهه های نبرد در جنگ تحمیلی هشت ساله به ویژه در شبهای عملیات و لحظه شماری آنان برای فداكاری و ایثار و نیل به شهادت، گواه روشنی بر تاثیرعمیق مجالس حسینی ا ست.
    این است كه اگر این مجالس را «مجالس تاسی و الگوپذیری» بنامیم بیراهه نرفته ایم.
    مرحوم فیض كاشانی در كتاب «المحجة البیضاء» در توضیح حدیث پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله): «عنْد ذكْر الصالحین تنْزل الرحْمه; به هنگام یاد صالحان رحمت الهی نازل می شود»، با اشاره به مساله تأثیرپذیری انسان از محیط اجتماعی و الگوهای شایسته، در بیان علت نزول رحمت به هنگام یاد صالحان، می نویسد:
    «چون ذكر صالحان و طرح صلاحیت های اخلاقی آنان باعث می شود كه انسان از آنها الگو بگیرد و با تحت تاثیر واقع شدن، به آنها تاسی و اقتدا كند و زمینه صلاحیت و برخورداری از رحمت پروردگار را برای خود فراهم سازد».9
    ثقه الاسلام كلینی و شیخ الطایفه شیخ طوسی در حدیث معتبر از امام صادق (علیه السلام) روایت كرده اند: «پدرم به من فرمود: ای جعفر! مقداری از مالم را (پس از وفاتم) برای برپایی مجلس سوگواری برایم در ایام حج در منی اختصاص بده.» 10
    صاحب جواهر، محمدحسن نجفی، در «كتاب طهارت» در بیان حكمت و فلسفه این وصیت امام باقر (علیه السلام) بیانی دارد كه مفادش چنین است: «چون برپایی مجالس عزاداری و سوگواری ائمه باعث شناخت فضائل اخلاقی آنان و در نتیجه «اقتداء و تاسی» مردم به آن بزرگان است.» 11
    به همین دلیل، احیای نام و بزرگداشت خاطره آنان حركتی پسندیده و عملی مطلوب است.

    سوگواری احترام به موقعیت و شخصیت افراد است
    اساسا سوگواری در مرگ اشخاص یك نوع تعظیم و احترام به آنان و رعایت موقعیت و شخصیت شان محسوب می شود; پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «میت لابواكی علیْه، لا اعْزاز له; مرده ای كه گریه كننده ای نداشته باشد عزتی ندارد!» 12
    سوگواری برای مردان الهی، تجلیل از عقیده آنان است
    سوگواری در مرگ مردان الهی، از مصادیق بارز تعظیم شعایر الهی بوده و تجلیل از عقیده و راه و رسم و مجاهدت و تلاش آنان محسوب می شود. از این رو، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هنگام بازگشت از جنگ احد وقتی كه مشاهده كرد خانواده های شهدای قبیله «بنی اشهل» و «بنی ظفر» برای شهیدان خود گریه می كنند، ولی عموی بزرگوارش حضرت حمزه (علیه الرحمه) گریه كننده ای ندارد، فرمود: «لكن حمْزه لابواكی له الْیوْم; اما امروز حمزه، گریه كننده ای ندارد!» 13
    زنان مدینه با شنیدن این سخن در خانه حضرت حمزه اجتماع كرده و به سوگواری پرداختند و بدین وسیله شخصیت عظیم حضرت حمزه مورد تجلیل و تكریم قرار گرفت.
    و نیز آنگاه كه خبر شهادت جعفر طیار در جنگ موته به مدینه می رسد، پیامبر (صلی الله علیه و آله)برای گفتن تسلیت نخست به خانه جعفر رفت، سپس به خانه فاطمه زهرا (علیها السلام) آمد، و آن بانوی بزرگ را در حال گریه و سوگواری دید، فرمود: «به راستی برای شخصیتی چون جعفر باید گریه كنندگان گریه كنند!» 14
    قرآن كریم در مورد گروهی از قوم موسی كه راه تباهی و فساد را در پیش گرفتند و سرانجام در اثر نفرین آن حضرت به هلاكت رسیدند، آنان را لایق تجلیل و گریه ندانسته و می فرماید: نه (اهل) آسمان بر آنان گریستند و نه (اهل) زمین! 15
    از این تعبیر به خوبی استفاده می شود كه لیاقت گریه دیگران را نداشتن نوعی حقارت و بی ارزشی است.
    از این رو، در سفارش های ائمه اطهار (علیهم السلام) می بینیم كه می فرمودند: چنان در میان مردم منشا آثار خیر و بركت باشید كه بر مرگتان بگریند و از شما تجلیل كنند!.
    امیرمومنان (علیه السلام) فرمود: « با مردم آنچنان معاشرت كنید كه اگر بمیرید بر مرگ شما اشك بریزند و اگر زنده بمانید به شما عشق بورزند.» 16
    بنابراین، اقامه عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) آن شخصیت ممتاز و بی نظیری كه خود از خاندان عصمت و طهارت بود و از اولیای الهی و امامان معصوم است، علاوه بر تجلیل از مقام شامخ آن امام همام، از مصادیق روشن تعظیم شعایر الهی است كه:
    (و منْ یعظمْ شعایر الله فانها منْ تقْوی الْقلوب); هر كس شعایرالهی را بزرگ دارد، این كار نشانه تقوای دلهاست. 17
    چگونه چنین نباشد و حال آن كه صفا و مروه با این كه مكانی بیش نیستند، تنها چون یاد و ذكر الهی در آنجا زنده می شود، از شعایر الهی شمرده است؟
    (ان الصفا و الْمرْوه منْ شعایر الله); صفا و مروه از شعایر (و نشانه های) خداست. 18
    به یقین، امام حسین(ع) كه تمام هستی خویش را یكجا با خداوند معامله كرد و با تمام اهل بیت (علیهم السلام) و فرزندان در قربانگاه عشق قدم نهاد و مخلصانه از همه چیزش در راه خدا گذشت، از عظیم ترین شعایر الهی است و برپایی مجالس عزا برای آن حضرت، تعظیم یكی از بزرگترین شعایر الهی محسوب می شود.
    بنابراین اصل عزاداری و سوگواری بر امام حسین(ع) و یاران باوفایش مورد سفارش و تاكید اولیای دین بوده است. شیعیان و علاقمندان به سرور آزادگان حسین بن علی (علیه السلام)نیز در طول تاریخ، از سوگواری و عزاداری برای آن حضرت غافل نبوده اند.
    امروز نیز در هر نقطه ای از جهان كه مسلمانان آگاه به ماجرای كربلا حضور دارند، حداقل در دهه نخست محرم و به ویژه روزهای تاسوعا و عاشورا به خیل عزاداران حسینی می پیوندند و به اندازه توان خود، ابراز ارادت می كنند.
    منابع و مآخذ
    1 . حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، ج 10، ص 391-392، ح 2.
    2 . وصیت نامه الهی ـ سیاسی امام خمینی (قدس سره) ـ صحیفه نور، ج 21، ص 173.
    3. به نقل از فلسفه شهادت و عزاداری حسین بن علی (علیه السلام)، علامه سید عبدالحسین شرف الدین، ترجمه علی صحت، ص 92.
    4 . عاملی، سید عبدالحسین شرف الدین، فلسفه شهادت و عزاداری حسین بن علی (علیه السلام)، ترجمه علی صحت، ص 109.
    5 . به نقل از فلسفه شهادت و عزاداری حسین بن علی(علیه السلام) ـ سید عبدالحسین شرف الدین عاملی، ص 109.
    6 . به نقل از طالقانی، سید محمود، السیاسة الحسینیه، ص 44. جالب است بدانیم كه اخیرا كتابی در آمریكا با نام «نقشه ای برای جدایی مكاتب الهی» منتشر شده است كه در آن گفتگوی مفصلی با دكتر «مایكل برانت» یكی از معاونان سابق سازمان اطلاعات مركزی آمریكا (سیا) انجام شده است; وی در این گفتگو به طرح هایی اشاره می كند كه علیه شیعیان و مذهب شیعه تدارك دیده شده است. در این گفتگو با اشاره به جلسات سری مقامات سازمان سیا و نماینده سرویس اطلاعاتی انگلیس آمده است: «ما به این نتیجه رسیدیم كه پیروزی انقلاب اسلامی ایران فقط نتیجه سیاست های اشتباه شاه در مقابله با این انقلاب نبوده است، بلكه عوامل دیگری مانند... استفاده از فرهنگ شهادت دخیل بوده; كه این فرهنگ از هزار و چهار صد سال پیش توسط نوه پیامبر اسلام (امام حسین (علیه السلام)) بوجود آمده و هر ساله با عزاداری در ایام محرم این فرهنگ ترویج و گسترش می یابد».
    سپس برای مقابله با این فرهنگ می گوید: «ما تصمیم گرفتیم با حمایت های مالی از برخی سخنرانان و مداحان و برگزار كنندگان اصلی این گونه مراسم، عقاید و بنیان های شیعه و فرهنگ شهادت را سست و متزلزل كنیم». (روزنامه جمهوری اسلامی، شماره 7203 ـ 5/3/83 ـ ص 16، با تلخیص).
    7 . رجوع شود به: قمی، شیخ عباس، تتمة المنتهی، ص 324-237.
    8 . به نقل از عاملی، سید عبدالحسین شرف الدین، فلسفه شهادت و عزاداری، ترجمه علی صحت، ص 109.
    9 . فیض کاشانی، محمدمحسن، المحجة البیضاء، ج 4، ص 17.
    10 . کلینی، محمد بن یعقوب، الكافی، ج 5، ص 117؛ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحكام، ج 6، ص 358.
    11 . نجفی، محمد حسن، جواهر الكلام، ج 4، ص 366: «و قدْ یسْتفاد منْه اسْتحْباب ذلك اذا كان الْمنْدوب ذا صفات تسْتحق النشْر لیقْتدی بها».
    12 . کاشی، عبدالوهاب، ماساه الحسین (علیه السلام)، ص 118.
    13 . قرطبی، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، ج 1، ص 275.
    14 . مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 22، ص 276.
    15 . سوره دخان، آیه 29.
    16 . موسوی، سید رضی، نهج البلاغه، كلمات قصار، كلمه 10.
    17 . سوره حج، آیه 32.
    18 . سوره بقره، آیه 158.

    و آخر دعوانا الحمد لله رب العالمین

    ویرایش توسط سعید : ۱۳۹۳/۰۸/۱۱ در ساعت ۱۸:۱۴

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    125
    حضور
    3 روز 12 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    479



    متشکرم بابت جواب جامع و کاملتون
    در خصوص فلسفه ی عزاداری تا حدودی قانع شدم
    اما یه سوال دیگه دارم
    معمولا تو روضه ها و عزاداریها کمتر درباره ی فلسفه ی قیام عاشورا و درس آزادگی و ظلم ستیزی صحبت میشه. چه بسا اصلا اشاره ای هم نشه. تنها چیزی ک مطرح میکنن تعداد تیرهایی بوده ک امام خوردن یا لب تشنه و ضربه های شمشیر. با چیزی که من از صحبت های شما برداشت کردم احساس میکنم این عزاداریها که بعضا ریتم های بسار تندی هم دارن خیلی از هدف اصلی دور شدن.شکلصحیح عزاداری واقعا چیه؟
    بازم ممنون

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    فلسفه - فقه استدلالی
    نوشته
    885
    حضور
    13 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3130



    نقل قول نوشته اصلی توسط sara72 نمایش پست ها
    متشکرم بابت جواب جامع و کاملتون
    در خصوص فلسفه ی عزاداری تا حدودی قانع شدم
    اما یه سوال دیگه دارم
    معمولا تو روضه ها و عزاداریها کمتر درباره ی فلسفه ی قیام عاشورا و درس آزادگی و ظلم ستیزی صحبت میشه. چه بسا اصلا اشاره ای هم نشه. تنها چیزی ک مطرح میکنن تعداد تیرهایی بوده ک امام خوردن یا لب تشنه و ضربه های شمشیر. با چیزی که من از صحبت های شما برداشت کردم احساس میکنم این عزاداریها که بعضا ریتم های بسار تندی هم دارن خیلی از هدف اصلی دور شدن.شکلصحیح عزاداری واقعا چیه؟
    بازم ممنون
    سلام علیکم
    اسلام (قرآن و روایات) به عزاداری معصومین (علیهم السلام) به ویژه عزاداری امام حسین (علیه السلام) و شکل درست آن توجه ویژه داشته و هر گونه عزاداری را تأیید نمی کنند. در عزاداری باید به چند نکته توجه شود.
    1. بايد توجه كرد كه شيوه هاي عزاداري غير از ماهيت عزاداري است. در واقع عزاداري يك اصلي است كه به گونه هاي متفاوت و در شكل هاي مختلف ظهور مي كند؛ بنابراين آنها صرفاً يك ابزارند نه بيشتر.
    2. ابزار و اظهار ماهيت بايد با محتواي عزاداري و مغز پيام متناسب باشد، به صورتي كه بتواند با بهترين شيوا ترين نافذ ترين وجهي پيام و درس و آموزه را به ديگران مننتقل سازد.
    3. مي توان براي ابلاغ محتوي پيام از ابزارهايي كه در فرهنگ و تمدن ملل گوناگون وجود دارد سود جست و آنها را به خدمت گرفت چنان كه اسلام زبان اردو را در هند به خدمت گرفت و آنرا ابزاري براي صدر اسلام به شبه قاره قرار دارد يا فلسفه را از يونان گرفت و آنرا در خدمت آموزه هاي وحياني گذاشت.
    4. اسلام به آداب و رسوم ملل تا زماني كه با آموزه هاي اصلي و گوهر اسلام در تضاد نباشد احترام گذاشته و هيچ منعي نسبت به آنها روا نمي دارد؛ به عنوان مثال، هيچ گاه براي زبان و رنگ لباس و كيفيت غذاي ملل مختلف، فنون ،صنايع وعلوم، مادامي كه با روح اسلام منافات نداشته باشد ، محدوديتي قائل نيست.
    با توجه به آنچه گفته شد از ديدگاه اسلام عزاداري و سوگواري اهل بيت (عليهم السلام) مي تواند در قالب ها، فرم ها و ابزاري كه در ميان ملل و اقوام مختلف مرسوم بوده محقق شود و به شيوه هاي گوناگوني تجلي يابد اين تازماني است كه قالب ها شكل ها، شيوه ها و گونه ها به اصل پيام و محتوا لطمه وارد نسازد بلكه بهترين نحو پيام رادر ذهن و جام مخاطب جاي دهد. از اين رو استفاده از شيوه هاي عزاداري مي تواند در حد خود شعارهاي عاشورا و اهل بيت (عليهم السلام) را به گوش انسان معاصر رساند و قلب او را به سمت باور بدان ها سوق دهد. پس سوال كننده محترم نحوه عزاداري مي تواند به شيوه هاي گوناگون تجلي پيدا كند، در صدر اسلام طوري بوده، ولي حالا طوري ديگر اين ها همه ابزار مي باشند تا انسان را متوجه به اصل پيام و محتوا كند.
    بدين جهت در روايات در مورد عزاداري تاكيد شده، ولي چون مساله جزئي مي باشد در قرآن تاكيد نشده است امام رضا (عليه السلام) فرمود : كسي كه متذكر مصايب ما شود وبه جهت ستم هايي كه بر ما وارد شده گريه كند در روز قيامت با ما خواهد بود ومقام و درجه ما را خواهد داشت و كسي كه مصيبت هاي ما را بيان كند و خودبگريد ديگران را بگرياند در روزي كه همه چشم ها گريان است چشم او نگريد و هر كسي در مجلس بنشيند كه در آن مجلس امر ما را زنده كنند، روزي كه قلب ها مي ميرند قلب او نخواهد مرد. (1) مثل اين روايات زياد است در كتب روائي . خلاصه اين كه شيوه عزاداري در طول تاريخ به صورت هاي گوناگون بيان شده و هر كسي با فرهنگ و ملت خودش به نحوي عزاداري به پا كرده نمي توان به صورت دقيق يك شيوه خاصي را بيان نمود منتهي اين حرف را مي توان زد كه اين ها همه ابزار مي باشند تا به اصل پيام و محتوا برسيم بايد بگونه اي باشند كه به آن اصل ومحتوا لطمه اي وارد نشود. (2)
    منابع و مآخذ:
    1. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج43 ،ص 278.
    2. گروه مؤلفان، پرسش ها و پاسخ ها، ج13 ؛ص 176.
    والسلام


  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اسک دین و اسک دینی ها!
    نوشته
    2,191
    حضور
    300 روز 21 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    12
    صلوات
    5858



    نقل قول نوشته اصلی توسط sara72 نمایش پست ها
    معمولا تو روضه ها و عزاداریها کمتر درباره ی فلسفه ی قیام عاشورا و درس آزادگی و ظلم ستیزی صحبت میشه. چه بسا اصلا اشاره ای هم نشه. تنها چیزی ک مطرح میکنن تعداد تیرهایی بوده ک امام خوردن یا لب تشنه و ضربه های شمشیر. با چیزی که من از صحبت های شما برداشت کردم احساس میکنم این عزاداریها که بعضا ریتم های بسار تندی هم دارن خیلی از هدف اصلی دور شدن.شکلصحیح عزاداری واقعا چیه؟
    بازم ممنون
    سلام علیکم و رحمه الله
    بنده نمیدانم شما در کدام شهر تشریف دارید؛ولی حقیر که امسال سعادت داشتم در تهران در دهه اول محرم در چندین مسجد شرکت داشتم,انصافا سخنرانیهای خیلی خوبی بعد از نماز مغرب و عشاء و قبل از عزاداری و روضه خوانیها ایراد گردید که بسیار بار علمی ,تاریخی؛ فلسفی و معنوی بالائی داشت.
    ولی در خصوص روضه خوانی درستش هم همینه که مداح وارد مسائل تاریخی و فلسفی و کلامی نشه زیرا تخصص این کار را ندارد.
    از نظر حقیر بهترین نوع عزاداری و تعظیم شعائر الهی و بهترین راه مستفیض شدن از سفره معنوی حضرت سیدالشهدا ع به شرح زیر هستش:
    1-تحقیق در مورد سخنرانهای مدعو مساجد محل و انتخاب بهترین سخنران با توجه به سوابق یا بار علمی خطیب و در اولویت دوم انتخاب بر اساس مداح
    2-شرکت در نماز جماعت همان مسجد و استفاده از مراسم سخنرانی و عزا داری.
    ------------
    در این خصوص یه خاطره ای هم یادم آمد که بد نیست عرض کنم:
    سالها پیش یک دوستی داشتم که خیلی باحال بود.ابتدا نماز را در یک مسجد میخوند و تا نماز تمام می شد مثل برق دوان دوان به یک مسجدی دیگر می رفت و از سخنرانی اونجا استفاده می کرد و می گفت انصافا سخنرانی حاج آقا .... را جائی نداره. تا سخنرانی تمام می شد مثل قرقی دوان دوان می رفت یک مسجد دیگر برای عزاداری و می گفت انصافا سینه زنی و روضه یعنی این.
    بعد از عزاداری هم مثل برق می رفت یکی از مسجدهائی که غذاش از بقیه جاها بهتر بود.
    موفق باشید و التماس دعا

    اللهم ارزقنا توفیق الشهاده الجمیلة فی سبیلک و فی لیله القدر المبارک
    و
    احشرنا مع مولانا و سیدنا و حراره قلوبنا و سکینه انفسنا
    سید الشهداء و الاحرار ابا عبدلله
    الحسین علیه افضل الصلوات و السلام


  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    125
    حضور
    3 روز 12 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    479



    ممنون جناب سعید و عارف
    من تهران زندگی میکنم ولی راستش سرچ نکرده بودم که یه مجلس خوب پیدا کنم.
    ایشالا خدا منو هدایت بکنه
    یه سوال دیگه هم دارم. راستش نمیدونم چرا همچین فکری دارم. من به همه ی پیامبرا و ایمه عشق دارم به لطف خدا. واقعا بطور قلبی و عمیق دوستشون دارم عاشقشونم ولی وقتی بحث ظلم هایی که بهشون شده میشه نمیدونم چرا احساس میکنم این اتفاق ها تو زندگی اینجور افراد طبیعیه. انگار که مثلا باید به اماما ظلم میشده. باید انقد سختی میکشیدن. واسه همین با اینکه خیلی عشق دارم بهشون ولی نمیدونم چرا زیاد ناراحت نمیشم انگار که این اتفاقات جز جدانشدنی زندگیشون بوده.واقعا نمیدونم چرا این فکرا رو دارم با اینکه اصلا آدم قصی القلبی نیستم.مشابه این اتفاقات اگه برای آدمای معمولی باشه خیلی ناراحت میشم. نمیدونم منظورمو رسوندم ؟ میشه لطفا راهنمایی کنید؟

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    علاقه
    فلسفه - فقه استدلالی
    نوشته
    885
    حضور
    13 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3130

    جمع بندی




    پرسش:
    فلسفه عزادای برای امام حسین (علیه السلام) چیست و این عزاداری چگونه باید انجام شود؟


    پاسخ:

    عزداری و ماتم برای امام حسین (علیه السلام)، فلسفه و آثار فراوانی دارد که به برخی از مهم ترین آن ها اشاره می شود.

    _ عزاداری حسینی، سرمشق بیداری اسلامی:
    به اعتراف دوست و دشمن، مجالس عزای امام حسین (علیه السلام) عامل فوق العاده نیرومندی برای بیداری مردم است و راه و رسمی است كه آن حضرت آن را به پیروان خود آموخته تا ضامن تداوم و بقای اسلام باشد.
    اهمیت برپایی این مجالس و رمز تاكید ائمه اطهار (علیهم السلام) بر حفظ آن، آن گاه روشن تر می شود كه ملاحظه كنیم شیعیان در عصر صدور این روایات به شدت در انزوا به سر می بردند و تحت فشارهای گوناگون حكومت امویان و عباسیان چنان گرفتار بودند كه قدرت بر انجام كوچك ترین فعالیت و حركت سیاسی و اجتماعی نداشتند و چیزی نمانده بود كه به كلی منقرض شوند ولی مجالس عزای امام حسین (علیه السلام) آنان را نجات داد و در پناه آن، تشكّل و انسجام تازه ای یافتند و به صورت قدرتی چشمگیر در صحنه جامعه اسلامی ظاهر شده و باقی ماندند.

    به همین دلیل، برپایی این مجالس در روایات به عنوان «احیای امر اهل بیت (علیهم السلام)» تعبیر شده است. امام صادق (علیه السلام) درباره این گونه مجالس فرمود: «ان تلک المـجالس احبها فاحْیوا امْرنا»؛ این گونه مجالس (شما) را دوست دارم، از این طریق مكتب ما را زنده بدارید!»(1)
    امام خمینی (قدس سره)، در تعبیر جامعی می فرماید:«همه ما باید بدانیم كه آنچه موجب وحدت بین مسلمین است، این مراسم سیاسی، مراسم عزاداری ائمه اطهار به ویژه سید مظلومان و سرور شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) است كه حافظ ملیت مسلمین به ویژه شیعیان ائمه اثنی عشر می باشد.»(2)

    حتی غیر مسلمانان هم به این امر اعتراف دارند. به چند مورد اشاره می شود.
    «ژوزف فرانسوی» در كتاب «اسلام و مسلمانان» ضمن اشاره به اندك بودن شمار شیعیان در قرون اولیه اسلام، به خاطر عدم دسترسی آنان به حكومت و ظلم و ستم حاكمان بر آنان و قتل و غارت اموالشان در تحلیل جالبی می نویسد: «یكی از امامان شیعه، آنان را دستور تقیه داد تا جانشان از گزند بیگانگان محفوظ باشد و همین امر باعث شد كه شیعیان كم كم قدرت پیدا كنند و این بار دشمن بهانه ای نیافت تا به واسطه آن شیعیان را بكشد و اموالشان را غارت نماید. شیعیان مجالس و محافل مخفیانه ای را تشكیل دادند و بر مصایب حسین (علیه السلام) گریه می كردند. این عاطفه و توجه قلبی در دل های شیعیان استحكام یافت و كم كم زیاد شد و پیشرفت كردند ... بزرگ ترین عامل این پیشرفت برپا كردن عزاداری حسین (علیه السلام) می باشد كه دیگران را به سوی مذهب شیعه دعوت می كند ... هر یک از شیعیان در حقیقت مردم را به سوی مذهب خود می خوانند بی آن كه مسلمانان دیگر متوجه بشوند. بلكه خود شیعیان هم (شاید) به فایده ای كه در این كارهایشان وجود دارد متوجه نیستند و گمان می كنند تنها ثواب اخروی كسب می كنند.»(3)
    «ماربین» مورخ آلمانی نیز در كتاب «سیاست اسلامی» می گوید: «من معتقدم رمز بقا و پیشرفت اسلام و تكامل مسلمانان به سبب شهید شدن حسین (علیه السلام) و آن رویدادهای غم انگیز می باشد و یقین دارم كه سیاست عاقلانه مسلمانان و اجرای برنامه های زندگی ساز آنان به واسطه عزاداری حسین (علیه السلام) بوده است.»(4)

    _ عزاداری حسینی محور وحدت و انسجام:
    ائمه اطهار (علیهم السلام) با تاكید بر برگزاری مراسم عزاداری حسینی، برنامه آن حضرت را «محوری» برای وحدت مردم قرار دادند. به گونه ای كه امروزه در ایام شهادتش میلیون ها انسان با اختلاف طبقات و نژاد و مذهب در هر كوی و برزن به عزاداری آن حضرت به پاخاسته و گرد بیرق حسینی اجتماع می كنند.
    هر ملتی برای بقا و موفقیت خویش محتاج به عامل وحدت و اجتماع است. بدون شك بهترین عامل وحدت پیروان اهل بیت (علیهم السلام) كه با كمترین زحمت و كمترین هزینه می تواند توده های میلیونی را حول یك محور جمع كند، همین مراسم عزاداری حسینی است. به یقین اگر ملتی از چنین قدرتی برخوردار باشد كه بتواند در كوتاه ترین فرصت و با كمترین تبلیغات، نیروهای متفرق خویش را گردآوری كرده و سازماندهی كند، می تواند هر مانعی را از سر راه پیشرفت خود بردارد.
    در واقع ائمه اطهار (علیهم السلام) با ترغیب مردم به اقامه مجالس حسینی از پراكندگی نیروها جلوگیری به عمل آوردند و توده های متفرق را بسیج كردند و با ایجاد وحدت و یكپارچگی در میان آنها قدرت عظیمی را به وجود آوردند.

    _ ترس مستکبران از عزاداری حسینی:
    حركت خودجوش میلیونی مردم مسلمان ایران در نهضت شكوهمند انقلاب اسلامی در ماه محرم و صفر به ویژه روزهای تاسوعا و عاشورا كه لرزه بر اندام طاغوتیان می انداخت سر تأكید ائمه اطهار (علیهم السلام) بر محور قرار دادن امام حسین (علیه السلام) را روشن تر می كند.
    چه بسا اگر ما شاهد آزاد سازی چنین انرژی های ذخیره شده در این مجالس در انقلاب نبودیم، شاید ما هم راز تاكید ائمه اطهار (علیهم السلام) بر اقامه این مجالس را كمتر درك می كردیم.
    «ماربین آلمانی» در اثر خود می نویسد: «بی اطلاعی بعضی از تاریخ نویسان ما موجب شد كه عزاداری شیعه را به جنون و دیوانگی نسبت دهند؛ ولی اینان گزافه گفته و به شیعه تهمت زده اند. ما در میان ملل و اقوام، مردمی مانند شیعه پرشور و زنده ندیده ایم؛ زیرا شیعیان به واسطه بپا كردن عزاداری حسینی سیاست های عاقلانه ای را انجام داده و نهضت های مذهبی ثمر بخشی را بوجود آورده اند.»(5)
    همین نویسنده آلمانی می گوید: «هیچ چیز مانند عزاداری حسینی نتوانست بیداری سیاسی در مسلمانان ایجاد كند.»(6)

    مخالفت دشمنان اسلام با اقامه این مجالس و تلاش آن ها در جهت به تعطیلی كشاندن آن، حتی اقدام آنان بر انهدام قبر امام حسین (علیه السلام) و مانع شدن از زیارت قبر آن حضرت(7)، خود شاهد دیگری است كه حكومت ها تا چه اندازه از این نیروی عظیم وحشت داشته و دارند.
    امروزه وحشتی كه در دل دشمنان دین از برپایی این مجالس افتاده است بر كسی پوشیده نیست، تا جایی كه گاه با وارد كردن اتهامات ناروا بر شیعیان از طریق وابستگان داخلی خویش و گاه با برانگیختن دیكتاتورهای دست نشانده خویش، امثال رضاخان، و گاه با بی محتوا ساختن چنین مجالسی، برای ریشه كن كردن شعایر حسینی تلاش كرده و می كنند.

    _ عزاداری حسینی، سرمشق قیام مجاهدان در راه خدا:
    با نگاهی گذرا به تاریخ اسلام بعد از حادثه كربلا می بینیم این مجالس و پیام های عاشورایی تا چه اندازه سرمشق قیام های مجاهدان راه خداوند در مقابل گردنكشان و طاغوتیان بوده است.

    _ تحول روح و تزکیه نفس، پیامد عزاداری:
    مجالس عزای امام حسین (علیه السلام)، مجالس تحول روحی و مركز تربیت و تزكیه نفس است. در این مجالس مردمی كه با گریه بر مظلومیت امام حسین (علیه السلام) آن حضرت را الگو قرار می دهند، در واقع زمینه تطبیق اعمال و كردار خویش و همرنگی و سنخیت خود را با سیره عملی آن حضرت فراهم می سازند.
    تاثیر عمیق این مجالس به قدری است كه افراد زیادی در این مجالس، دگرگونی عمیقی یافته و تصمیم بر ترك گناه و معصیت می گیرند، و چه بسا اشخاص گمراهی كه با شركت در این مجالس تنبه حاصل كرده و راه نجات را پیدا می كنند.
    این مجالس به آدمی درس عزت، آزادگی، ایثار، فداكاری و درس تقوی و اخلاق می آموزد. این مجالس مهد پرورش انسان های حق طلب و عدالت گستر و شجاع است.

    _ دانشگاه حسینی، کلاس درس معارف اسلامی:
    در طول تاریخ، جلسات عزاداری، به مثابه كلاس های درس برای توده های مردم بوده است و آنان را با معارف و حقایق دینی، تاریخ، رجال، احكام و موضوعات گوناگون دیگر آشنا می كرده است، و یكی از موثرترین پایگاه های خودسازی و تهذیب نفوس و تربیت اخلاق بوده است.
    «ماربین» آلمانی در این زمینه می گوید: «مادامی كه این روش و خصلت (برپایی مجالس سوگواری) در میان مسلمانان وجود دارد هرگز تن به خواری نمی دهند و تحت اسارت كسی نمی روند ... شیعیان در حقیقت از این راه به همدیگر درس جوانمردی و شجاعت تعلیم می دهند.»(8)
    ائمه اطهار (علیهم السلام) با گشودن این باب، و تشویق مردم به شركت در این محافل در واقع همه را به تحصیل و تربیت در این دانشگاه حسینی دعوت كردند.

    _ مجالس عزاداری حسینی، مکانی برای الگوپذیری:
    شور و هیجان جوانان بسیجی در جبهه های نبرد در جنگ تحمیلی هشت ساله به ویژه در شبهای عملیات و لحظه شماری آنان برای فداكاری و ایثار و نیل به شهادت، گواه روشنی بر تاثیر عمیق مجالس حسینی است.
    این است كه اگر این مجالس را «مجالس تأسی و الگوپذیری» بنامیم بیراهه نرفته ایم.

    مرحوم فیض كاشانی در كتاب «المحجة البیضاء» در توضیح حدیث پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله): «عنْد ذكْر الصالحین تنْزل الرحْمه»; به هنگام یاد صالحان رحمت الهی نازل می شود، با اشاره به مساله تأثیرپذیری انسان از محیط اجتماعی و الگوهای شایسته، در بیان علت نزول رحمت به هنگام یاد صالحان، می نویسد: «چون ذكر صالحان و طرح صلاحیت های اخلاقی آنان باعث می شود كه انسان از آن ها الگو بگیرد و با تحت تاثیر واقع شدن، به آن ها تأسی و اقتدا كند و زمینه صلاحیت و برخورداری از رحمت پروردگار را برای خود فراهم سازد.»(9)

    امام صادق (علیه السلام) فرمود: «پدرم به من فرمود: ای جعفر! مقداری از مالم را (پس از وفاتم) برای برپایی مجلس سوگواری برایم در ایام حج در منی اختصاص بده.»(10)
    صاحب جواهر، محمدحسن نجفی، در «كتاب طهارت» در بیان حكمت و فلسفه این وصیت امام باقر (علیه السلام) بیانی دارد كه مفادش چنین است: «چون برپایی مجالس عزاداری و سوگواری ائمه باعث شناخت فضائل اخلاقی آنان و در نتیجه «اقتداء و تأسی» مردم به آن بزرگان است.»(11)
    به همین دلیل، احیای نام و بزرگداشت خاطره آنان حركتی پسندیده و عملی مطلوب است.

    _ سوگواری احترام به موقعیت و شخصیت افراد است:
    سوگواری در مرگ اشخاص، یک نوع تعظیم و احترام به آنان و رعایت موقعیت و شخصیت شان محسوب می شود. پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «میت لا بواكی علیه، لا اعزاز له»؛ مرده ای كه گریه كننده ای نداشته باشد عزتی ندارد.(12)

    _ سوگواری برای مردان الهی، تجلیل از عقیده آنان است:
    سوگواری در مرگ مردان الهی، از مصادیق بارز تعظیم شعائر الهی بوده و تجلیل از عقیده و راه و رسم و مجاهدت و تلاش آنان محسوب می شود. از این رو، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هنگام بازگشت از جنگ احد وقتی كه مشاهده كرد خانواده های شهدای قبیله «بنی اشهل» و «بنی ظفر» برای شهیدان خود گریه می كنند، ولی عموی بزرگوارش حضرت حمزه (علیه الرحمه) گریه كننده ای ندارد، فرمود: «لكن حمزه لا بواكی له الیوم»؛ اما امروز حمزه، گریه كننده ای ندارد.!»
    (13)
    زنان مدینه با شنیدن این سخن در خانه حضرت حمزه اجتماع كرده و به سوگواری پرداختند و بدین وسیله شخصیت عظیم حضرت حمزه مورد تجلیل و تكریم قرار گرفت.
    و نیز آن گاه كه خبر شهادت جعفر طیار در جنگ موته به مدینه می رسد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای گفتن تسلیت نخست به خانه جعفر رفت، سپس به خانه فاطمه زهرا (علیها السلام) آمد، و آن بانوی بزرگ را در حال گریه و سوگواری دید، فرمود: «به راستی برای شخصیتی چون جعفر باید گریه كنندگان گریه كنند!»(14)

    قرآن كریم در مورد گروهی از قوم موسی كه راه تباهی و فساد را در پیش گرفتند و سرانجام در اثر نفرین آن حضرت به هلاكت رسیدند، آنان را لایق تجلیل و گریه ندانسته و می فرماید: نه (اهل) آسمان بر آنان گریستند و نه (اهل) زمین!(15)؛ از این تعبیر به خوبی استفاده می شود كه لیاقت گریه دیگران را نداشتن نوعی حقارت و بی ارزشی است.
    از این رو، در سفارش های ائمه اطهار (علیهم السلام) می بینیم كه می فرمودند: چنان در میان مردم منشأ آثار خیر و بركت باشید كه بر مرگتان بگریند و از شما تجلیل كنند!.
    امیر مؤمنان (علیه السلام) فرمود: «با مردم آنچنان معاشرت كنید كه اگر بمیرید بر مرگ شما اشک بریزند و اگر زنده بمانید به شما عشق بورزند.»(16)
    بنا بر این، اقامه عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) آن شخصیت ممتاز و بی نظیری كه خود از خاندان عصمت و طهارت بود و از اولیای الهی و امامان معصوم است، علاوه بر تجلیل از مقام شامخ آن امام همام، از مصادیق روشن تعظیم شعایر الهی است كه: «و منْ یعظم شعائر الله فإنها من تقْوی الْقلوب»؛ هر كس شعایر الهی را بزرگ دارد، این كار نشانه تقوای دل هاست.(17)
    چگونه چنین نباشد و حال آن كه صفا و مروه با این كه مكانی بیش نیستند، تنها چون یاد و ذكر الهی در آنجا زنده می شود، از شعایر الهی شمرده است؟، «ان الصفا و المروة من شعایر الله»؛ صفا و مروه از شعائر (و نشانه های) خداست. (18)

    به یقین، امام حسین (علیه السلام) كه تمام هستی خویش را یكجا با خداوند معامله كرد و با تمام اهل بیت (علیهم السلام) و فرزندان در قربانگاه عشق قدم نهاد و مخلصانه از همه چیزش در راه خدا گذشت، از عظیم ترین شعایر الهی است و برپایی مجالس عزا برای آن حضرت، تعظیم یكی از بزرگ ترین شعایر الهی محسوب می شود.
    بنا بر این اصل عزاداری و سوگواری بر امام حسین (علیه السلام) و یاران با وفایش مورد سفارش و تاكید اولیای دین بوده است. شیعیان و علاقمندان به سرور آزادگان حسین بن علی (علیه السلام) نیز در طول تاریخ، از سوگواری و عزاداری برای آن حضرت غافل نبوده اند.
    امروز نیز در هر نقطه ای از جهان كه مسلمانان آگاه به ماجرای كربلا حضور دارند، حداقل در دهه نخست محرم و به ویژه روزهای تاسوعا و عاشورا به خیل عزاداران حسینی می پیوندند و به اندازه توان خود، ابراز ارادت می كنند.
    اسلام (قرآن و روایات) به عزاداری معصومین (علیهم السلام) به ویژه عزاداری امام حسین (علیه السلام) و شکل درست آن توجه ویژه داشته و هر گونه عزاداری را تأیید نمی کنند.

    در عزاداری باید به چند نکته توجه شود:
    1. بايد توجه كرد كه شيوه های عزاداري غير از ماهيت عزاداري است. در واقع عزاداري يك اصلی است كه به گونه های متفاوت و در شكل های مختلف ظهور می كند؛ بنا بر اين آن ها تنها يك ابزار هستند نه بيشتر.

    2. ابزار و اظهار ماهيت بايد با محتوای عزاداری و مغز پيام متناسب باشد، به صورتی كه بتواند با بهترين، شيوا ترين و نافذ ترين وجهی پيام و درس و آموزه را به ديگران مننتقل سازد.

    3. مي توان برای ابلاغ محتوی پيام از ابزارهايي كه در فرهنگ و تمدن ملل گوناگون وجود دارد سود جست و آن ها را به خدمت گرفت چنان كه اسلام زبان اردو را در هند به خدمت گرفت و آنرا ابزاری برای صدر اسلام به شبه قاره قرار دارد يا فلسفه را از يونان گرفت و آنرا در خدمت آموزه های وحيانی گذاشت.

    4. اسلام به آداب و رسوم ملل تا زمانی كه با آموزه های اصلی و گوهر اسلام در تضاد نباشد احترام گذاشته و هيچ منعی نسبت به آن ها روا نمی دارد؛ به عنوان مثال، هيچ گاه برای زبان و رنگ لباس و كيفيت غذای ملل مختلف، فنون ،صنايع وعلوم، مادامی كه با روح اسلام منافات نداشته باشد، محدوديتی قائل نيست.

    با توجه به آنچه گفته شد از ديدگاه اسلام عزاداری و سوگواری اهل بيت (عليهم السلام) مي تواند در قالب ها، فرم ها و ابزاري كه در ميان ملل و اقوام مختلف مرسوم بوده محقق شود و به شيوه های گوناگونی تجلی يابد اين تا زمانی است كه قالب ها شكل ها، شيوه ها و گونه ها به اصل پيام و محتوا لطمه وارد نسازد؛ بلكه بهترين نحو پيام را در ذهن و جام مخاطب جای دهد. از اين رو استفاده از شيوه های عزاداری می تواند در حد خود شعارهای عاشورا و اهل بيت (عليهم السلام) را به گوش انسان معاصر رساند و قلب او را به سمت باور بدان ها سوق دهد. بنا بر این نحوه عزاداری می تواند به شيوه های گوناگون تجلی پيدا كند، در صدر اسلام طوری بوده، ولی حالا طوری ديگر، اين ها همه ابزار هستند تا انسان را متوجه به اصل پيام و محتوا كند.

    بدين جهت در روايات در مورد عزاداری تاكيد شده، ولي چون مساله جزئی می باشد در قرآن تاكيد نشده است. امام رضا (عليه السلام) فرمود: كسي كه متذكر مصايب ما شود و به جهت ستم هايی كه بر ما وارد شده گريه كند در روز قيامت با ما خواهد بود و مقام و درجه ما را خواهد داشت و كسی كه مصيبت هاي ما را بيان كند و خود بگريد و ديگران را بگرياند در روزی كه همه چشم ها گريان است چشم او نگريد و هر كسی در مجلس بنشيند كه در آن مجلس امر ما را زنده كنند، روزی كه قلب ها می ميرند قلب او نخواهد مرد.(19) و مثل اين روايات، در کتاب های روائی زیاد است.

    خلاصه اين كه شيوه عزاداری در طول تاريخ به صورت های گوناگون بيان شده و هر كسی با فرهنگ و ملت خودش به نحوی عزاداری به پا كرده نمی توان به صورت دقيق، يك شيوه خاصي را بيان نمود منتهی اين حرف را می توان زد كه اين ها همه ابزار هستند تا به اصل پيام و محتوا برسيم بايد به گونه ای باشند كه به آن اصل و محتوا لطمه ای وارد نشود.(20)

    _____________
    (1) حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، ج 10، ص 391-392، ح 2.
    (2) وصیت نامه الهی ـ سیاسی امام خمینی (قدس سره) در صحیفه نور، ج 21، ص 173.
    (3) به نقل از فلسفه شهادت و عزاداری حسین بن علی (علیه السلام)، علامه سید عبدالحسین شرف الدین، ترجمه علی صحت، ص 92.
    (4) عاملی، سید عبدالحسین شرف الدین، فلسفه شهادت و عزاداری حسین بن علی (علیه السلام)، ترجمه علی صحت، ص 109.
    (5) به نقل از فلسفه شهادت و عزاداری حسین بن علی(علیه السلام) ـ سید عبدالحسین شرف الدین عاملی، ص 109.
    (6) به نقل از طالقانی، سید محمود، السیاسة الحسینیه، ص 44. جالب است بدانیم كه اخیرا كتابی در آمریكا با نام «نقشه ای برای جدایی مكاتب الهی» منتشر شده است كه در آن گفتگوی مفصلی با دكتر «مایكل برانت» یكی از معاونان سابق سازمان اطلاعات مركزی آمریكا (سیا) انجام شده است؛ وی در این گفتگو به طرح هایی اشاره می كند كه علیه شیعیان و مذهب شیعه تدارك دیده شده است. در این گفتگو با اشاره به جلسات سری مقامات سازمان سیا و نماینده سرویس اطلاعاتی انگلیس آمده است: «ما به این نتیجه رسیدیم كه پیروزی انقلاب اسلامی ایران فقط نتیجه سیاست های اشتباه شاه در مقابله با این انقلاب نبوده است، بلكه عوامل دیگری مانند... استفاده از فرهنگ شهادت دخیل بوده; كه این فرهنگ از هزار و چهار صد سال پیش توسط نوه پیامبر اسلام (امام حسین (علیه السلام)) بوجود آمده و هر ساله با عزاداری در ایام محرم این فرهنگ ترویج و گسترش می یابد».
    سپس برای مقابله با این فرهنگ می گوید: «ما تصمیم گرفتیم با حمایت های مالی از برخی سخنرانان و مداحان و برگزار كنندگان اصلی این گونه مراسم، عقاید و بنیان های شیعه و فرهنگ شهادت را سست و متزلزل كنیم». (روزنامه جمهوری اسلامی، شماره 7203 ـ 5/3/83 ـ ص 16، با تلخیص).
    (7) قمی، شیخ عباس، تتمة المنتهی، ص 324 ـ 237.
    (8) به نقل از عاملی، سید عبدالحسین شرف الدین، فلسفه شهادت و عزاداری، ترجمه علی صحت، ص 109.
    (9) فیض کاشانی، محمدمحسن، المحجة البیضاء، ج 4، ص 17.
    (10) کلینی، محمد بن یعقوب، الكافی، ج 5، ص 117؛ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحكام، ج 6، ص 358.
    (11) نجفی، محمد حسن، جواهر الكلام، ج 4، ص 366: «و قد یستفاد منه استحباب ذلک اذا كان المندوب ذا صفات تستحق النشر لیقتدی بها».
    (12) کاشی، عبدالوهاب، ماساه الحسین (علیه السلام)، ص 118.
    (13) قرطبی، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، ج 1، ص 275.
    (14) مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 22، ص 276.
    (15) سوره دخان، آیه 29.
    (16) موسوی، سید رضی، نهج البلاغه، كلمات قصار، كلمه 10.
    (17) سوره حج، آیه 32.
    (18) سوره بقره، آیه 158.
    (19) مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج 43، ص 278.
    (20) گروه مؤلفان، پرسش ها و پاسخ ها، ج 13، ص 176.

    ویرایش توسط همکار تدوین : ۱۳۹۵/۰۳/۰۱ در ساعت ۱۵:۱۲ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  17. صلوات ها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود