جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا می دانید ماجرای عطر سیب حرم امام حسین(علیه السلام) چیست؟

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940

    آیا می دانید ماجرای عطر سیب حرم امام حسین(علیه السلام) چیست؟




    آیا می دانید ماجرای عطر سیب حرم امام حسین(علیه السلام) چیست؟
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940



    استشمام بوی سیب از حرم امام حسین(علیه السلام)، ویژگی عجیبی است که چند کتاب معتبر به آن اشاره کرده اند.
    «بوی سیب و حرم حبیب و حسین غریب و کرب و بلا». این نوحه مشهور و محبوب را در سالهای اخیر بارها شنیده ایم. اما بوی سیب چه ارتباطی با حرم امام حسین(علیه السلام) دارد؟ آیا درست است که می گویند از قتلگاه و ضریح مطهر امام حسین(علیه السلام) می شود عطر سیب استشمام کرد؟
    نگاهی به منابع روایی و کتابهای معتبر شیعی، راز بوی سیب را این طور می گشاید:
    در کتاب شریف «بحارالانوار» جلد 43 ، صفحه 289 ماجرای عطر سیب به نقل از «حسن بصری» و «ام سلمه» این طور آمده است :«حسنین وارد شدند بر رسول خدا، و جبرئیل در نزد آن حضرت بود. پس ایشان در اطراف او گردیدند، به گمان این که دحیه‏ ی کلبی است. جبرئیل، دست خود را حرکت داد، مانند کسی که از کسی چیزی بگیرد. پس سیبی و بهی و اناری آورد و به ایشان داد. روی ایشان از خوشحالی برافروخت و دویدند به نزد جد خود. حضرت از ایشان گرفت و بویید و فرمود: بروید نزد پدر و مادر خود. پس رفتند و هیچ یک از آن نخوردند تا این که پیغمبر به نزد ایشان رفت و همه با هم خوردند، و هر چند از آن می‏خوردند، به حال خود عود می‏نمود (بازمی‏گشت) و به همین حالت بود، تا زمانی که حضرت فاطمه علیهاالسلام وفات نمود. حسین علیه‏السلام فرمود: که انار، مفقود شد، و چون امیرالمؤمنین علیه‏السلام شهید گشت، به، مفقود شد، و سیب به حال خود بود، تا وقتی که آب را به روی ما بستند. پس چون تشنگی بر ما غالب می‏شد، آن را بو می‏کردم، اندکی تشنگی من ساکن می‏شد. عاقبت، چون تشنگی من به نهایت رسید، دندان بر آن فشردم و یقین به هلاک نمودم. حضرت سجاد علیه‏السلام می‏فرماید که این سخن را از پدر بزرگوارم شنیدم یک ساعت قبل از شهادتش، و چون شهید گردید، بوی سیب از محل شهادتش استشمام می‏شد، ولی خودش را نیافتند، و این رایحه، در آن محل باقی است، و هر کس از زوار بخواهد استشمام رایحه‏ ی آن را نماید، در وقت سحر، به زیارت رود که اگر از مخلصین باشد، آن را استشمام خواهد نمود.»
    مشابه این داستان را هم «ابن شهر آشوب» در کتاب «مناقب» جلد 3 ، صفحه 391 .بیان کرده است. ماجرای عطر سیب در کتاب منتهی الآمال نیز آمده است.
    منبع : مهر

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  5. صلوات ها 11


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    314
    حضور
    2 روز 19 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    330



    وقتي ميشود در زمان حيات اين امام همام چهره مباركشون رو ديد بايد بشه متعلقات وجودي ايشون رو هم همه درك كنن ، وقتي چيزي اختصاصي معرفي ميشه ، يجاي كار داستانش اشكال داره

  7. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    175
    حضور
    6 روز 18 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    289



    البصري وام سلمة: ان الحسن والحسين دخلا على رسول الله وبين يديه جبرئيل فجعلا يدوران حوله يشبهانه بدحية الكلبى فجعل جبرئيل يومئ بيده كالمتناول شيئا فإذا يده تفاحة وسفر جلة ورمانة فناولهما وتهلل وجهاهما وسعيا إلى جدهما فأخذ منهما فشمهما ثم قال: صيرا إلى امكما بما معكما وابدءا بأبيكما، فصارا كما أمرهما فلم يأكلوا حتى صار النبي إليهم فأكلوا جميعا فلم يزل كلما أكل منه عاد إلى ما كان حتى قبض رسول الله صلى الله عليه وآله، قال الحسين (ع): فلم يلحقه التغيير والنقصان أيام فاطمة بنت رسول الله حتى توفيت، فلما توفيت فقدنا الرمان وبقى التفاح والسفرجل أيام أبي، فلما استشهد أمير المؤمنين فقد السفرجل وبقي التفاح على هيئته عند الحسن حتى مات في سمه، وبقيت التفاحة إلى الوقت الذي حوصرت عن الماء فكنت أشمها إذا عطشت فيسكن لهب عطشي فلما اشتد علي العطش عضضتها وأيقنت بالفناء. قال علي بن الحسين (ع) سمعته يقول ذلك قبل مقتله بساعة، فلما قضى نحبه وجد ريحها في مصرعه فالتمست ولم ير لها أثر، فبقى ريحها بعد الحسين، ولقد زرت قبره فوجدت ريحها تفوح من قبره، فمن أراد ذلك من شيعتنا الزائرين للقبر فليلتمس ذلك في أوقات السحر فانه يجده إذا كان مخلصا
    در کتاب مناقب آمده است،« جبرئيل از آسمان سيب، به و اناري را از بهشت مي آورد که پيامبر و حضرت فاطمه(س) و اميرمؤمنان(ع) و امام حسن و امام حسين(ع) از آن مي خورند و آن ميوه ها به حالت اول خود باز مي گردد، تا وقتي حضرت فاطمه زهرا(س) از دنيا مي روند ميوه انار از بين مي رود و پس از فوت اميرمؤمنان(ع) ميوه به ناپديد مي شود و ميوه سيب موجود بوده است و امام حسين(ع) مي فرمايد: «ميوه سيب نزد بردارم بود تا هنگامي که بر اثر سم از دنيا رفت، پس از آن نزد من بود تا هنگامي که در کربلا آب بر روي ما بسته شد و من هنگام عطش آن را مي بوئيدم و از شدت عطش من کاسته مي شد و هنگامي که عطش بر من شديد شد آن را خوردم و يقين به شهادت کردم، امام زين العابدين(ع) مي فرمايد من اين سخنان را ساعاتي قبل از شهادت آن حضرت شنيدم و هنگامي که آن حضرت شهيد شد بوي آن سيب را در محل شهادت آن حضرت استشمام نمودم. پس آن را جستجو نمودم و اثري از آن نيافتم و بوي آن همچنان پس از شهادت آن حضرت باقي بود و من قبر آن حضرت را زيارت مي نمودم و بوي‌ آن را مي يافتم، پس هر کس از شيعيان ما که زائر آن قبر است و مي خواهد بوي آن را استشمام کند، پس وقت سحر آن را جستجو کند، پس اگر از مخلصان باشد آن را وجدان خواهد نمود

    ابن شهرآشوب، المناقب، ج3، ص 391


  8. صلوات ها 2


  9. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    201
    حضور
    5 روز 5 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    701



    امام حسن علیه السلام در حدیثی فرموده اند : ایا دانستید به این که از ما امامان معصوم علیه السلام کسی نیست . مگر این که بیعت طا غی زمانش بر گردن اوست. مگر قا ئم ال محمد (ص) همان امامی که روح خدا .حضرت عیسی بن مریم علیه السلام در پشت سرش نماز می خواند. چه این که خداوند متعال ولا دتش را پنهان و وجودش را غایب نمود. تا در ان هنگامی که قیام می کند. بیعت هیچ کس بر عهده او نباشد.
    و امام حسن علیه السلام در باره صلح با معاویه فرمودند : همانا در این امری که من و معاویه در ان اختلاف داشتیم. یعنی حکومت و خلافت اسلامی حق من بود. ولی ان را ترک و به وی واگذاردم و این کار را به خاطر حفظ جان و خونتان و هم چنین حفظ مال و دارایی هایتان انجام دادم. و نمیدانم شاید این ازمایشی برای شماست. و مایه بهره گیری تا مدتی معین می باشد. "

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود