صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: امام خمینی و عزاداری امام حسین(ع)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,200
    حضور
    144 روز 18 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3160
    صلوات
    44223

    امام خمینی و عزاداری امام حسین(ع)




    بسم الله الرحمن الرحیم

    امام به طرز نشستن در مجالس سوگواری اهل بیت و گوش دادن به وعظ واعظ یا روضه روضه خوان، و گریستن به هنگام شنیدن مصایب شهدای کربلا به همه نشان دادند

    که «فرهنگ عاشورا» را باید پاس داشت و حریم آن را نگاه داشت.


    ارائه شده در دومین کنگره بین المللی امام خمینی و فرهنگ عاشورا -

    امام خمینی و عزاداری امام حسین(ع)

    * علی دوانی
    در سال 1328 شمسی که برای ادامه تحصیل به شهر مقدس قم آمدم، و آیت الله العظمی امام خمینی ـ رضوان الله علیه ـ را در
    مجالس عزاداری می دیدم، به تعبیر امروز، «فرهنگ عاشورا» در نظرم مجسم می شد. امام در بعضی از مجالس سوگواری ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ که در مسجد بالاسر حضرت معصومه ـ سلام الله علیها ـ یا منزل مرحوم آیت الله العظمی بروجردی برگزار می شد، چنان با وقار و آرام می نشستند
    و گوش به سخنان واعظ یا روضه خوان داشتند که نظر هر بیننده ای را به خود جلب می کرد.

    امام در آن زمان، استاد سرشناس حوزه و مدرس علوم عقلی بودند. قامت رسا و قیافه جالب و آرامش خاص ایشان طوری بود که چه در راه رفتن و چه در نشستن در مجالس نظر بینندگان را جلب می کرد، و کسی را در میان جمع علمای حوزه مانند ایشان نمی دیدیم.
    هنگامی که واعظ به «گریز» می رسید، یا روضه خوان شروع به خواندن روضه می کرد، حاج آقا روح الله خمینی نخستین کسی بود که
    دستمال سفید و تمیز خود را از جیب درمی آورد و به صورت می گرفت و گریه را سر می داد.
    اگر تکیه بر دیوار داده بودند، بدون حرکت و تکانی می گریستند، و چنانچه خم می شدند، می دیدی که چطور می لرزند
    و اشک می ریزند، و همین که دستمال از صورت برمی گرفتند، صورتی پراشک و چشمانی اشک ریخته را می دیدی که همان
    نیز دیگران را به گریستن و اشک ریختن در عزای شهیدان کربلا یا ائمه اطهار(ع) ترغیب می کرد.

    ادامه دارد ...

    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,042
    حضور
    192 روز 16 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28781



    ماه محرم وصفر- به عنوان ظرف زمان- نمی تواند عامل زنده نگهداشتن اسلام باشد، بلکه مسایل دراین دو ماه اتفاق افتاده اند، که باز خوا نی آنها عامل زنده نگه داشتن اسلام است.وآن قیام امام حسین (ع) است که در حقیقت باز خوانی و باز شناسی حادثه کربلا سبب حفظ اسلام می گردد. این باز خوانی بیشتر در قالب عزاداری نمودپیدا می کنند ، البته این عزاداری اختصاص به ماه محرم ندارد، در ماه صفر نیز وجود دارد ، یعنی اینکه درماه صفر نیز- به دلیل اینکه درآن اربعین دارد و هنوز برخی مصیبت ها ی کربلا ، مانند ادامه اسارت اهلبیت امام حسین (ع) ، در این ماه ادامه می یابد - عزاداری در این ماه صفر نیز استمرار می یابد حرف امام خمینی (ره) مبنی نقش ماه صفر ومحرم در زنده نگداشتن اسلام ناظر بر این مطالب است که ماه محرم وصفر= به دلیل اینکه درآن دو ماه - عزاداری صورت می گیرد، لذا این دو ما موجب حفظ اسلام می شوند، زیرا امام بار ها از عزاداری امام حسین (ع) به عنوان عامل زنده نگداشتن اسلام یاد کرده است. در این جا لازم است به فواید عزاداری از دیدگاه امام را حل اشاره شود.
    از منظر امام خمینی عزاداری برای امام حسین (ع) موجب می گردد که مردم با اهداف قیام امام (ع) آشناشوند، زیرا دراین عزداری ها این سوال برای مردم مطرح می گردد که چرا امام در یک جنگ نابرابر شرکت نمود؟ مگرچه حادثه اتفاق افتاده بود که امام حاضر شد به شهادت برسد و اهل بیت وی را به اسارت بردند؟ در عزادرای ها این سوا ل جواب داده می شود و مردم وظیفه خود را درباره را دین دانسته ومتوجه می شوند که در هر زمانی از دین پاسداری و بدان عمل کنند، از سوی دیگر در عزاداری ها مردم به مسایل دینی آشنا می شوند ، یعنی در این عزاداری ها سخنرانان و مداحان به بیان احکام اسلامی می پردازند ، از همه مهم تر اینکه درعزاداری امام حسین مردم بافرهنگ عزت مندی ومبارزه باظلم آشنا می گردندکه از آموزه های مهم اسلام می باشد . بر این اساس امام خمینی عقیده دارد: يكي از خصلت هاي ذاتي تشيع از آغاز تاكنون مقاومت و قيام در برابر ديكتاتوري و ظلم است كه در تمامي تاريخ شيعه به چشم مي خورد هرچند كه اوج اين مبارزات در بعضي از مقطع هاي زماني بوده است (1 ) شهادت اميرالمومنين (ع)و نيز حسين (ع) و حبس و شكنجه و تبعيد و مسموميت هاي ائمه (ع) همه در جهت مبارزات سياسي شيعيان عليه ستمگري ها بوده است. (2)
    در نگاه حضرت امام خميني ائمه اطهار(ع ) براي زنده ماندن نهضت مقدس كربلا و اهداف و آرمان ها و ارزشهاي راهگشا و تحرك زاي آن عزاداري سياسي را بنيان گذاشتند تا به اين وسيله عواطف و احساسات مردم با بينش و شناخت ناشي از فلسفه هاي اصلي اين انقلاب عظيم وسترگ پيوند يابد و در مسير تحقق مبارزات سياسي اسلام در همه اعصار و زمان ها با حكومت هاي ظلم گستر و معاند با دين به جوشش و خروش درآيد. امام خميني درباره فلسفه و انگيزه عزاداري و گريه بر مظلوميت حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) و اين كه ائمه دين (ع ) به منظور حفظ اقتدار و عظمت اسلام و مسلمانان در برابر دشمنان دين بزرگداشت حركت مقدس كربلا و تداوم حضور در صحنه هاي فعاليت هاي اجتماعي و سياسي را ضروري مي دانستند و به همين دليل عزاداري سياسي را در تحقق اين هدف وضع نمودند اينگونه آگاهي بخشي مي نمايد : « شما انگيزه اين گريه و اين اجتماع در مجالس روضه را خيال نكنيد كه فقط اين است كه ما گريه كنيم براي سيدالشهدا نه سيدالشهدا احتياج به اين گريه دارد و نه اين گريه خودش في النفسه يك كاري از آن مي آيد لكن اين مجلس ها مردم را همچو مجتمع مي كنند و يك وجهه مي دهند ... . مساله مساله گريه نيست مساله مساله تباكي نيست مساله مساله سياسي است كه ائمه ما با همان ديد الهي كه داشتند مي خواستند كه اين ملت ها را با هم بسيج كنند و يكپارچه كنند از راه هاي مختلف اين را يكپارچه كنند تا آسيب پذير نباشند. مسائل اسلام مسائل سياسي است و سياستش غلبه دارد بر چيزهاي ديگرش . اجتماعاتي كه اسلام بعضي اش را فرض كرده است واجب كرده است و بعضي اش را به طور استحباب و مبالغه در استحبابش كرده است اين ها يك مسائل سياسي است . » (3) امام در جای دیگر نیز به مساله ی تاثیر عزاداری در بسیج مردم علیه ظلم و پاسداری از دین فرمود:اين خون سيدالشهدا است كه خون هاي همه ملت هاي اسلامي را به جوش مي آورد و اين دسته جات عزيز عاشوراست كه مردم را به هيجان مي آورد و براي اسلام و حفظ مقاصد اسلامي مهيا مي كند. (4)

    پی نوشت ها :
    1 . كلمات قصار امام خميني، موسسه تنظيم و نشر آثار امام ، ص ۴۶.
    2 . آئين انقلاب اسلامي آرا و انديشه هاي امام خميني، موسسه تنظيم و نشر آثار امام ، ص ۱۲۱.
    3. صحيفه نور، ج ۱۳ ، ص ۱۵۳ و ۱۵۴ .
    4 . صحيفه امام، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، ج 5 ، ص 331.

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,200
    حضور
    144 روز 18 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3160
    صلوات
    44223



    اصولاً نشستن امام در مجالس عزاداری و گوش دادن به وعظ واعظ یا روضه روضه خوان حال و هوای خاصی داشت؛
    آرام، ساکت، مؤثر و تمام گوش و چشم بودند؛ گوش به مطالب و چشم به گوینده داشتند. این طرز نشستن در مجالس سوگواری و آمادگی برای گریستن
    در عزای امام حسین ـ علیه السلام ـ و شهیدان کربلا را در کمتر عالمی دیده ام: «وَ ذٰلِکَ فضل الله یُؤتیه مَنْ یَشاء». حتی در یک مورد هم دیده نشد
    که امام در پای منبر و هنگام سخنرانی واعظ ـ هر که بود ـ با ذکر مصیبت ذاکر، با اشخاص پهلو دست خودشان صحبت کنند؛ زیرا بی احترامی به منبر و منبری بود، بعکس آنچه میان بسیاری از علما مرسوم است، بخصوص علمای نجف که آن را شأنی برای خود می دانستند.

    امام به طرز نشستن در مجالس سوگواری اهل بیت و گوش دادن به وعظ واعظ یا روضه روضه خوان، و گریستن به هنگام شنیدن مصایب شهدای
    کربلا به همه نشان دادند که «فرهنگ عاشورا» را باید پاس داشت و حریم آن را نگاه داشت.

    نظرات انحرافی نسبت به فرهنگ عاشورا

    در ایام انقلاب و پس از واقعه 15 خرداد 1342 و بخصوص بعد از تبعید امام خمینی به ترکیه، و سالها پس از آن که
    در نجف اشرف اقامت اجباری داشتند، گروههای غیراسلامی در صف انقلابیون مسلمان رخنه کرده بودند، و به عنوان اینکه همگی در مبارزه و ضدیت با رژیم شاه وحدت نظر داریم و مشترک هستیم، کم کم صحبت از این بود که: باید به فکر «خلق» بود، و نباید خیلی پایبند روضه و گریه و زاری باشیم.
    گریه چه دردی را درمان می کند، و روضه با نگاهداری خشم نسبت به دستگاه جبار منافات دارد!».

    گاهی جوانهایی ـ حتی مذهبی با قیافه های مذهبی ـ پای منبرها حضور می یافتند و به وعاظ و سخنگویان دینی رهنمود می دادند
    که باید اینطور صحبت بکنید، تا جوانها پای منبرتان حاضر شوند، کمتر روضه بخوانید و سعی نداشته باشید که مردم را بگریانید، بگذارید
    عقده شان خالی نشود و دست از مبارزه برندارند!

    با کمال تأسف، بسیاری از اهل منبر هم فریب آنها را می خوردند و تصور می کردند روضه و گریستن در سوگ شهدای کربلا با مبارزه منافات دارد، و به طور ناخود آگاه در دام آن نااهلان افتاده بودند، و همانها نیز کار وعاظ و روضه خوانان دلسوز را مشکل می کرد.

    ادامه دارد ...

    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,200
    حضور
    144 روز 18 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3160
    صلوات
    44223



    از یک طرف رسم بود و مردم انتظار داشتند مخصوصاً در ماه محرم و صفر و شبها و روزهای وفیات ائمه اطهار(ع) که منبری ها در پایین منبر ذکر مصیبت کنند
    و روضه بخوانند، و از طرفی جوانان انقلابی سعی داشتند گوش به روضه ندهند و هنگام ذکر مصیبت گریه نکنند. سخنرانان
    دینی غیرروحانی هم که در گوشه و کنار در مساجد یا مجالس سخنرانی می کردند، این آتش را دامن می زدند، و خود آنها و فریب خوردگانشان روضه خوانی
    و گریه کردن را استهزا می کردند.

    مشکل کار بیشتر در این بود که بعضی از منبری های انقلابی یا انقلابی نما طوری وانمود می کردند که گریه کردن
    و روضه خوانی مورد نظر امام نیست و با هدف ایشان منافات دارد. این مطلب هم طوری جا افتاده بود که هرچه ما می گفتیم، اینطور نیست، امام خمینی را ما دیده ایم، ایشان علاقه خاصی به روضه دارند، و در مجالس بیش از دیگران گریه می کنند، ولی حرف ما خریدار نداشت، و کار امثال ما
    را حرکت انحرافی در جهت پیش بردن انقلاب می دانستند!

    دراین باره گاهی از امام استفتا می شد، امام هم طوری جواب می دادند که هم جوانان منحرف نشوند، و هم بی احترامی به مجالس عزاداری امام حسین ـ علیه السلام ـ نشود. ولی اشخاص مرموزی تردید در دست خط امام می کردند، و اذهان را مشوب می ساختند.
    محرم سال 1354 در شهر ایلام دعوت بودم. یکی دوبار جوانان باایمانی از کرمانشاه به آنجا می آمدند و می گفتند یک روحانی سیّد آمده و در کرمانشاه منبر می رود و سعی می کند که در منبر روضه نخواند. نوار یک سخنرانی او را هم آورده بودند و برای من گذاشتند. او می گفت،
    از این همه گریه چه نتیجه ای گرفتیم، گریه یعنی چه، و از این قبیل سخنان.

    ادامه دارد ...

    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,200
    حضور
    144 روز 18 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3160
    صلوات
    44223



    اوج ضدّیت با فرهنگ عاشورا

    به طوری که در چاپ دوم «خاطرات من از استاد شهید مطهری» در یک خاطره تحت عنوان «برخوردهای تند جوانان» نوشته ام، این جوانان تندرو، به استاد شهید مطهری هم اعتراض داشتند
    که چرا روضه می خواند و خود هم گریه می کند! چون من به این قبیل جوانهای تندرو گوش نمی دادم،
    شبی در دهه دوم محرم، متصدی مسجد جامع نارمک ـ که آنجا منبر می رفتم ـ گفت: آقای دوانی! با این جوانها مدارا کنید، اینها دارند خطرناک می شوند. چند شب پیش، شب عاشورا، آقای مطهری اینجا منبر بود. روضه حضرت علی اصغر خواند. هم خودش به شدت گریه کرد،
    و هم اهل مجلس را گریانید. [1] بعد از منبر، همین جوانها جمع شدند و با تشدّد و بی ادبی خاصی گفتند: «آقای مطهری!
    گریه چه بود که کردید، و چه اصراری دارید که ما هم گریه کنیم؟ اگر امام حسین برای مبارزه با ظلم و ظالم قیام کرده و کشته شده که در راه هدف بوده و کشته شدنش گریه ندارد، و اگر گیرافتاده و کشته شده، که معلوم می شود درست نقشه نکشیده بو
    د و ضعیف بوده و باز هم نباید گریه کرد!».

    آری کار به این جا کشیده بود که جوانها، شخصی مانند شهید مطهری را نصیحت می کردند، یا اعتراض داشتند که چرا وقایع کربلا را با گریه کردن و گریانیدن مردم بیان می کند.
    حتی این معنی در شهری مانند اصفهان هم اعمال می شد. به یاد دارم مرحوم آیت الله شمس آبادی به من سفارش می کرد و می گفت: آقای دوانی!
    سرِ جدّم در منبر روضه بخوان که این روزها اصفهان وضع خاصی پیدا کرده، و اگر روضه نخوانی پیش خدا مسئولی.

    این عده از جوانان تندرو و کم مایه و پرمدعا صغری و کبری می چیدند، و نتیجه می گرفتند که: «ما طرفدار آیةالله خمینی هستیم و با دستگاه جبار شاه
    سر ستیز داریم، مبارزه با گریه منافات دارد، تاریخ گفتن و گریه کردن حالت انحرافی دارد، و باعث می شود
    که مبارزه از مسیری که دارد منحرف گردد».

    بسیاری از علمای واقع بین و دلسوز در فکر چاره اندیشی بودند، ولی از سعی خود نتیجه نمی گرفتند. منبری های معتدل دل خون بودن
    د که عاقبت این کار به کجا می کشد.
    می شنیدیم که پیوسته اینگونه وقایع در نجف اشرف به اطلاع امام می رسد، و ایشان را در جریان امر قرار می دهند، و اعلام خطر می کنند، و امام هم ـ چنانکه گفتیم ـ ناچار بودند تمام جهات را درنظر بگیرد، و از این رو وضع خاصی به وجود آمده بود.
    ادامه دارد ...





    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,200
    حضور
    144 روز 18 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3160
    صلوات
    44223



    نمونه اعلای توجه امام خمینی به فرهنگ عاشورا

    آقای حاج سیدمحمد کوثری ذاکر معروف اهل بیت در قم، از سالها پیش روضه خوان مخصوص امام بود؛ هم خودش و هم مرحوم پدرش آقا سیدعلی اکبر کوثری.
    پدر و پسر که هر دو از ذاکرین باسابقه قم بودند، آهنگی پرسوز داشتند و روضه باحالی می خواندند.
    قبلاً پدر روضه خوان خاص امام بود، و بعد هم پسر، یعنی آقای سید محمد کوثری این افتخار را داشت که تا آخر حیات امام،
    حتی در تهران هم از این توفیق بهره مند بود. هر ساله در ایام عاشورا همه مردم از تلویزیون می دیدند که آقای کوثری در حسینیه جماران
    در مقابل امام ایستاده و روضه می خواند، و امام چگونه دستمال سفید به دست گریه می کنند.

    آقای کوثری برای اینجانب نقل می کرد ـ ولابد برای بسیاری دیگر هم نقل کرده است ـ
    می گفت: «وقتی امام در نجف اشرف بودند، من سفری برای زیارت به کربلا رفتم. در کربلا عده ای از فضلای شاگردان امام که
    در قم با هم آشنایی داشتیم مرا دیدند و گفتند، آقای کوثری، به داد امام برس! گفتم موضوع چیست؟
    گفتند: می دانی که آقای حاج آقا مصطفی فرزند دانشمند امام به طرز مرموزی جان داده است. کسی گریه امام را در مرگ او ندیده است.
    یکی دوبار که طلاب در منزل امام یا در سر تربت حاج آقا مصطفی روضه ایشان را خوانده اند، نه تنها امام گریه نکرده، بلکه طلاب را هم منع کرده و گفته اند
    بروید مشغول کارتان شوید. و به خانم، همسرشان نیز فقط گفته اند: «مصطفی از الطاف خفیه الهی بود.
    خدا او را از ما گرفت». می گفت: «آنها گفتند، شما زودتر به نجف بروید و خدمت امام برسید و طبق معمول که اجازه می گرفتید
    و در حضورشان روضه می خواندید، روضه ای بخوانید و اسم حاج آقا مصطفی را ببرید، بلکه بتوانید
    امام را در مصیبت فرزندشان بگریانید که عقده ایشان خالی شود، و خدای نکرده صدمه ای نبینند. می گفتند، مرگ حاج آقا مصطفی حوزه نجف را عزادار کرده است، لابد ایران و قم نیز همینطور است، ولی خود امام را کسی ندیده که متأثر باشد و گریه کند».

    آقای کوثری افزود: «وارد نجف شدم و پس از زیارت، خدمت امام رسیدم، و بعد از تسلیت و مختصر احوالپرسی
    عرض کردم اجازه می دهید طبق معمولم در حضورتان روضه ای بخوانم؟ فرمودند: بفرمایید!».

    ادامه دارد ...

    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,200
    حضور
    144 روز 18 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3160
    صلوات
    44223



    پس از مقدمه کوتاهی، هرچه راجع به حاج آقا مصطفی می دانستم که چقدر مورد علاقه امام بود و شخصیتی ممتاز داشت، بیان کردم، و با تکیه به صوت گفتم، حضرت آیت الله! آجرک الله در مرگ فرزند عزیزی همچون حاج آقا مصطفی، چه فرزندی، فرزند دانشمند لایقی...
    در تمام این مدت، این امام بدون تغییر حال گوش می دادند و کوچک ترین اثری برای گریستن در ایشان پیدا نشد.
    هرچه به این در و آن در زدم بلکه امام در مرگ فرزند اشکی بریزند نتیجه نداشت. ناچار گریز زدم به کربلا و آمدن امام حسین ـ علیه السلام ـ به بالین حضرت علی اکبر. همین که گفتم، قربان غریبیت یا اباعبدالله! وقتی آمدی به بالین فرزند رشیدت علی اکبر، امام دستمال از جیب درآوردند
    و به قدری گریستند که تا آن موقع کمتر دیده بودم. هنگامه ای شد، و از این طرف به فکر افتادم که نکند حال امام دگرگون شود، و من از کارم پشیمان شوم.
    ناچار روضه را طول ندادم و ختم کردم. گریه امام را در ذکر مصیبت امام حسین ـ علیه السلام ـ و شهدای کربلا دیده بودم، اما نه آنطور که آن روز دیدم.


    نمونه دیگر


    یکی از نزدیکان امام خمینی که در پاریس در خدمت امام بوده و تمام لحظه های شبانه روز معظم له را زیرنظر داشته، نقل می کرد که وقتی در پاریس بودیم
    من مراقب بودم، هر بار که اخبار تلفنی را به امام می دادند، و می گفتند در تهران و فلان شهر چه شده، مردم را کشته اند،
    به فلان جا حمله کرده اند، کجا را گرفته اند، عده ای را بازداشت کرده اند، مسجد کرمان را سوزانده اند، به قم حمله کرده اند، و طلاب را دستگیر کرده
    و به زندان انداخته ، یا انقلابیون را در زندان به سختی شکنجه داده اند، و از این قبیل اخبار وحشتناک،
    هر بار حاضران به سختی می گریستند، ولی امام فقط گوش می دادند و چنانکه شأن یک رهبر انقلابی است، صبر انقلابی می نمودند.
    اما همین که یکی از حاضران به مناسبت ماه محرم شروع به خواندن روضه می کرد، امام آناً چنان منقلب می شدند
    و شروع به گریستن می نمودند که می دیدیم اشک مهلت نمی دهد. از هر دو چشم امام چنان اشک می ریخت
    که پهنای صورتشان را می گرفت. و در یک کلام به پهنای صورتشان اشک می ریختند.

    ادامه دارد ...

    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,200
    حضور
    144 روز 18 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3160
    صلوات
    44223



    راستی این چه حالتی بود که در امام می دیدیم و می دیدند؟ این حالت ما را به یاد جد بزرگوارش حضرت امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ می اندازد
    که شاعر می گوید:


    هوالبکّاء فی المحراب لیلاً .... هوالضحاک اذا اشتدّ الظراب


    یعنی: علی ـ علیه السلام ـ دارای دو جنبه متضاد بود: شبانه در محراب صدای گریه اش بلند است، ولی در میدان جنگ لبخند بر لب داشت.
    توسل به امام فقید برای احیای فرهنگ عاشورا

    پس از بازگشت امام خمینی به وطن و تعیین دولت موقت، چنانکه همه می دانیم، امام از تهران به قم رفتند و ماندگار شدند،
    ولی چون دولت موقت نتوانست انجام وظیفه کند، در حوادث کردستان امام خود به تهران بازگشتند و تا پایان عمر هم در تهران بودند.

    در ایامی که امام در قم اقامت داشتند، دو سه هفته مانده به ماه رمضان 1399 خطیب نامی عصر، جناب آقای فلسفی تلفن کردند و فرمودند،
    ماه رمضان نزدیک می شود، من و عده ای از وعاظ مشهور تهران عازم قم هستیم که خدمت امام برسیم، و از ایشان رهنمودی
    برای ماه مبارک رمضان بگیریم، چون کار چنان حاد است که فقط با اعلام رسمی امام می توان منبر را به صورت اول برگردانید. گفتم، من که منبری رسمی نیستم. فرمودند، باید بیایی، چند اتومبیل جلو خانه ما آماده است، فردا فلان ساعت حرکت می کنیم، حتماً باید بیایی. به خانه جناب آقای فلسفی رفتیم
    و عازم قم شدیم. به امام اطلاع دادند که آقای فلسفی با وعاظ مشهور تهران آمده اند که برای ماه رمضان رهنمود بگیرند.

    امام تشریف آوردند و در جمع ما نشستند. جناب آقای فلسفی در سخنان کوتاهی گفتند: آقا، اطلاع دارید
    که در سنوات اخیر منبر و مسئله گریستن و عزاداری امام حسین چه وضعی پیدا کرده است. به مردم القا کرده اند
    که عزاداری یعنی چه، و روضه و گریه کردن چه چیزی را حل می کند، و از این قبیل مطالب. اهل منبر سخت در فشارند،
    مردم همه کم و بیش بی تفاوت شده اند. آمده ایم از حضرتعالی رهنمود بگیریم. واقعاً تکلیف ما چیست.
    در منبر بخصوص ماه مبارک رمضان و محرم و صفر اکتفا کنیم به سخنرانی خشک، یا چنان که سابقه داشته، ذکر مصیبت هم بکنیم و روضه بخوانیم؟
    (قریب به این مضمون).

    ادامه دارد ...

    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,200
    حضور
    144 روز 18 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3160
    صلوات
    44223



    پاسخ قاطع امام خمینی:

    امام فقید در پاسخ جناب آقای فلسفی مطالب بسیار جالبی بیان داشتند که همان نیز نقطه عطفی در احیای فرهنگ عاشورا بود.
    اگر آن بیانات قاطع و صریح امام نبود، وضع حاکم بر افکار جوانان آن روز رفته رفته «فرهنگ عاشورا» را به دست فراموشی می سپرد و معلوم نبود کار به کجا بکشد.

    درست به یاد ندارم که رادیو و تلویزیون و جراید چه مقدار از بیانات امام را منعکس کردند، ولی هرچه بود، قضیه
    در اندک زمانی در همه جا انعکاس یافت و به اصطلاح سد شکسته شد و راه را برای اشاعه فرهنگ عاشورا گشود.

    جالب است که اوج انقلاب اسلامی ملت ایران به رهبری امام خمینی از بیانات آن حضرت در روز عاشورای سال 1383 و 12 محرم آن سال، مطابق 15 خرداد 1342 آغاز شد و به ثمر رسیدن آن هم با راهپیماییهای میلیونها نفری مردم تهران و شهرستانها در روزهای تاسوعا و عاشورا و اربعین سال 1399 قمری بود،
    که به دنبال آن، شاه از کشور خارج شد و امام فقید در 12 بهمن 1357 پس از چهارده سال دوری از وطن به کشور بازگشتند
    و انقلاب اسلامی را در 22 بهمن همان سال به ثمر رساندند، و در 12 فروردین 1358
    جمهوری اسلامی ایران را تأسیس نمودند.

    ادامه دارد ...

    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,200
    حضور
    144 روز 18 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3160
    صلوات
    44223



    روضه و گریه، اسلام را حفظ کرده است

    در آن جلسه امام خمینی ـ قدس سره ـ در پاسخ آقای فلسفی سرآمد وعاظ و خطبای ایران، ضمن بیانات مفصلی تصریح کردند که اگر روضه و گریه و نوحه سرایی و عزاداری امام حسین(ع) و شهدای کربلا نبود، اسلام با اعمال بنی امیه از بین رفته بود. کربلا و فرهنگ عاشورا، اسلام را حفظ کرد، و باید این مکتب به همان سبک سنتی آن حفظ شود. سرآغاز و قسمتی از بیانات امام بدین گونه است:


    بسم الله الرحمن الرحیم


    من چند جمله راجع به تکالیف کلى روحانیون و اهل محراب و منبر باید عرض بکنم و بعد مشکلاتى که هست. آقایان روحانیون، و خصوص اهل منبر، خطبا، اینها سخنگوى اسلام هستند. اگر حکومتى سخنگو مى خواهد، سخنگوى اسلام، آقایان خطبا هستند.... سید الشهدا به داد اسلام رسید، سید الشهدا اسلام را نجات داد.
    روضه سید الشهدا براى حفظ مکتب سید الشهدا است. آن کسانى که مى گویند روضه سید الشهدا را نخوانید اصلًا نمى فهمند مکتب سید الشهدا چه بوده و نمى دانند یعنى چه؛ نمى دانند این گریه ها و این روضه ها حفظ کرده این مکتب را. الآن هزار و چهار صد سال است که با این منبرها و
    با این روضه ها و با این مصیبتها و با این سینه زنیها ما را حفظ کرده اند؛ تا حالا آورده اند اسلام را. این عده از جوانهایى که این طور نیستند که سوء نیت داشته باشند خیال مى کنند حالا باید ما حرف روز بزنیم! حرف سید الشهدا حرف روز است، همیشه حرف روز است، همیشه حرف روز را سید الشهدا آورده است
    دست ماها داده و سید الشهدا را این گریه ها حفظ کرده است و مکتبش را، این مصیبتها و داد و قالها حفظ کرده؛ این سینه زنیها و این دستجات، و عرض مى کنم اینها حفظ کرده. اگر فقط مقدّسى بود و توى اتاق و توى خانه مى نشست براى خودش و هى زیارت عاشورا مى خواند و تسبیح مى گرداند، نمانده بود چیزى، هیاهو مى خواهد.

    هر مکتبى هیاهو مى خواهد، باید پایش سینه بزنند، هر مکتبى تا پایش سینه زن نباشد، تا پایش گریه کن نباشد، تا پایش توى سر و سینه زدن نباشد، حفظ نمى شود. اینها اشتباه مى کنند، بچه اند اینها! نمى دانند که این نقش روحانیت و نقش اهل منبر چى هست در اسلام، خودتان هم شاید خیلى ندانید!
    این نقش یک نقشى است که اسلام را همیشه زنده نگه داشته، آن گُلى است که هى آب به آن مى دهند زنده نگه داشته، این گریه ها زنده نگه داشته مکتب سید الشهدا را؛ این ذکر مصیبتها زنده نگه داشته مکتب سید الشهدا را. ما باید براى یک شهیدى که از دستمان مى رود عَلَم بپا کنیم،
    نوحه خوانى کنیم، گریه کنیم؛ فریاد کنیم. دیگران مى کنند، دیگران فریاد مى زنند وقتى یکى از آنها کشته بشود. فرض کنید که از یک حزبى یکى کشته بشود، میتینگها مى دهند؛ فریادها مى کنند. این یک میتینگ و فریادى است براى احیاى مکتب سید الشهدا. و اینها ملتفت نیستند. توجه ندارند به مسائل.

    ادامه دارد ...

    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود