صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فکر کردن به حرف های دیگران !

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    علاقه
    ............
    نوشته
    19
    حضور
    9 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    77

    فکر کردن به حرف های دیگران !




    سلام خسته نباشید
    من 18 ساله هستم . و یک عادتی دارم اونم اینه که :وقتی با هرکسی صحبت می کنم و طرف مقابل یک پسخی به من میدهد، اگر پاسخش با پاسخ خودم برابر باشد که هیچی اما اگر پاسخش با پاسخی که من در ذهن دارم هماهنگ نباشد روزها می شینم فکر می کنم که چرا فلانی همچین برخوردی رو با من داشته؟! ... ایا می خواسته به من بی احترامی کنه ؟... خیلی زود نظرم به جنبه منفی موضوع جلب میشه یعنی اگر یک نفر به من بگوید چه جوان رعنایی هستی ! فکر می کنم که داره منو دست می ندازه یا سر به سرم می زاره هرچند که شاید طرف مقابل از روی نیت خیر و تعریف و تمجید این حرفو زده باشه اما من روز ها می شینم پای این مسئله و روش فکر می کنم از اساتید محترم این سایت درخواست کمک دارم که لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید که این عادت بد را بتوانم کنار بگذارم

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,531
    حضور
    175 روز 6 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58325



    با نام و یاد دوست





    فکر کردن به حرف های دیگران !








    کارشناسان بحث: استاد صابر


  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    140
    حضور
    3 روز 11 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    886



    با سلام و احترام خدمت شما پرسشگر گرامی
    بدبینی که برای شما به وجود آمده می تواند علل مختلفی داشته باشد. از جمله آنها می توان به عوامل ذیل اشاره کرد:
    رگه های افسردگی : که با بهبود افسردگی از بین می رود.
    تفکر خانوادگی :برخی والدین با گفتار و کردار خود این پندار غلط را به کودکان انتقال می دهند که جامعه گرگ است و اگر بهوش نباشی دریده می شوی!، این بدبینی مرضی به سالهای بعدی منتقل می شود و فرد با هم افزایی هایی که پیدا می کند، به خود، جهان و آینده بدبین و منفی نگر می شود.
    شکست های متعدد: شکست شخص در یک یا چند مورد مثلا آزمون کنکور منجر به پیدایش طرحواره ی من بیکفایت در او می شود و وی نسبت خود جهان و آینده دید منفی پیدا می کند.
    با توجه به این مقدمه در ادامه راهکارهایی خدمتتان عرض می نماییم:
    انسان موجودی اجتماعی است و بدون دیگران از جمله جنس مخالف قادر به زندگی نمی­باشد، به همین دلیل باید مناسبات خود را با انسانهای دیگر به صورتی تنظیم کند تا آرامش و آسایش وی بر هم نخورد. لذا شایسته است:
    1. نسبت به دیگران واقع­بین باشید؛ وجود نیت های خیر افراد حجت را بر شما تمام مي كند و خط بطلانی است بر تفكرات ناصحیح که در شما شکل گرفته است.
    2.كاستي ها و ضعف هاي خود به تنهایی را نيز ملاحظه كنيد تا قضاوتي شتابزده و دور از واقعيت نداشته باشيد.
    3. توجه داشته باشید که اولين ثمره بدبيني شما
    الف) به تيره و تار شدن افق زندگي براي خود شما منجر می­گردد. ب) اعتمادتان را به آنان کاهش می­دهد. ج)محبت شما را نسبت به آنان و بالعکس کاهش می­دهد. د) از شادي و نشاط شما در زندگی می­کاهد.
    4. سعی نمایید در همان مرحله فكر و ذهن، گمان بد را از خود دفع نمود و اجازه ريشه‏دار شدن به آن ندهید. برای این کار, با ورود افکار بدبینانه نسبت به جنس مخالف, سعی کنید تا حد امکان حواس خود را پرت کرده و از ادامه دادن به آن افکار, جلوگیری نمایید.
    5. خودتان را جای طرف مقابل بگذارید. توجه داشته باشيد همانطور که خودتان بدگماني ديگران را در مورد خود نمي‏پسنديد، آنان نیز چنین حقی را برای خود محفوظ می­دانند.
    6.با دعا و توسل به ائمه(علیه السلام)از خداوند بخواهيد دلِ شما را از بدبيني‏ها پاك كند تا به ديگران محبت بورزيد.
    موفق و سربلند باشید.


  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    افزایش اطلاعات عمومی!
    نوشته
    228
    حضور
    4 روز 20 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    594



    چون بیکاری عزیزم...اگه ذهنت مثل بقیه درگیر بود حرف دیگران که سهله ناهار امروزتم فراموش میکردی...


  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    13 آبان :)
    نوشته
    561
    حضور
    24 روز 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    2166



    نقل قول نوشته اصلی توسط صابر نمایش پست ها
    با سلام و احترام خدمت شما پرسشگر گرامی
    بدبینی که برای شما به وجود آمده می تواند علل مختلفی داشته باشد. از جمله آنها می توان به عوامل ذیل اشاره کرد:
    رگه های افسردگی : که با بهبود افسردگی از بین می رود.
    تفکر خانوادگی :برخی والدین با گفتار و کردار خود این پندار غلط را به کودکان انتقال می دهند که جامعه گرگ است و اگر بهوش نباشی دریده می شوی!، این بدبینی مرضی به سالهای بعدی منتقل می شود و فرد با هم افزایی هایی که پیدا می کند، به خود، جهان و آینده بدبین و منفی نگر می شود.
    شکست های متعدد: شکست شخص در یک یا چند مورد مثلا آزمون کنکور منجر به پیدایش طرحواره ی من بیکفایت در او می شود و وی نسبت خود جهان و آینده دید منفی پیدا می کند.
    با توجه به این مقدمه در ادامه راهکارهایی خدمتتان عرض می نماییم:
    انسان موجودی اجتماعی است و بدون دیگران از جمله جنس مخالف قادر به زندگی نمی­باشد، به همین دلیل باید مناسبات خود را با انسانهای دیگر به صورتی تنظیم کند تا آرامش و آسایش وی بر هم نخورد. لذا شایسته است:
    1. نسبت به دیگران واقع­بین باشید؛ وجود نیت های خیر افراد حجت را بر شما تمام مي كند و خط بطلانی است بر تفكرات ناصحیح که در شما شکل گرفته است.
    2.كاستي ها و ضعف هاي خود به تنهایی را نيز ملاحظه كنيد تا قضاوتي شتابزده و دور از واقعيت نداشته باشيد.
    3. توجه داشته باشید که اولين ثمره بدبيني شما
    الف) به تيره و تار شدن افق زندگي براي خود شما منجر می­گردد. ب) اعتمادتان را به آنان کاهش می­دهد. ج)محبت شما را نسبت به آنان و بالعکس کاهش می­دهد. د) از شادي و نشاط شما در زندگی می­کاهد.
    4. سعی نمایید در همان مرحله فكر و ذهن، گمان بد را از خود دفع نمود و اجازه ريشه‏دار شدن به آن ندهید. برای این کار, با ورود افکار بدبینانه نسبت به جنس مخالف, سعی کنید تا حد امکان حواس خود را پرت کرده و از ادامه دادن به آن افکار, جلوگیری نمایید.
    5. خودتان را جای طرف مقابل بگذارید. توجه داشته باشيد همانطور که خودتان بدگماني ديگران را در مورد خود نمي‏پسنديد، آنان نیز چنین حقی را برای خود محفوظ می­دانند.
    6.با دعا و توسل به ائمه(علیه السلام)از خداوند بخواهيد دلِ شما را از بدبيني‏ها پاك كند تا به ديگران محبت بورزيد.
    موفق و سربلند باشید.
    با سلام خدمت کارشناس محترم
    من هم چنین مشکلی رو دارم اما به گونه ای دیگه. من دچار بدبینی نیستم اما حساسم به برخورد شخص مخاطب نسبت به خودم. مثلا اگر با کسی گرم بگیرم و بعد طرف مقابل هنگام خداحافظی با من آروم و سرد خدافظی کنه، ناراحت می شم و یا اینکه یواش دست بده. اگه سه نفر پشت سر هم به من بگن مدل ریشات بی ریخته یا چرا موهاتو اینطوری زدی و ... موهام علاوه بر اینکه مورد پسنده خودمه دوست دارم عوضش کنم. وقتی به یکی پیامک می زنم جواب نمی ده یا دیر جواب بده ناراحت می شم(البته بگم منظور از ناراحتی قهر و کدورت نیست بلکه تو ذوق خوردنه! خودتون در جریان هستید). می دونم مردم دم دمی مزاج هستن و یا اینکه براساس خودشون و دانسته هاشون منو و یا دیگرانو نقد می کنن اما نمی تونم دل خودم رو در مقابل حرفا و رفتارشون بی تاثیر کنم. همین سایت خوندم نامه هایی که برای آیت الله طباطبایی می نوشتند برخی حاوی نیش زبان و یا حتی فحش بود اما در آن بزرگوار تغییری در اخلاق مهربانشان ایجاد نمی شد و ناراحت نمی شدند. چرا؟ چگونه می شه در مقابل گرم تحویل گرفتن من توسط دیگران و یا اینکه به من محل آنچنانی گذاشته نشه فرقی نذارم و مقاوم باشم. و براساس به به و چه چه مردم شاد و غمگین نشم. خودتونید می دونید که محیط پیرامون انسان چقد نقش داره در ساخته شدن ما.
    ممنون از کمکتون
    «عابدى هفتاد سال خدا را بندگى كرد، روزها را روزه و شبها را به نماز مى‌ايستاد، آنگاه حاجتى از خداوند متعال طلب نمود، ولى بر آورده نگرديد، رو به خود كرد و گفت: اشكال از خود تو است، چون اگر در تو خيرى مى‌بود، حاجتت روا مى‌شد، در اين هنگام خداوند متعال فرشته‌اى براى او فرستاد و گفت: اى فرزند آدم! اين يك لحظه‌اى كه خود را كوچك شمردى، از تمام عبادتهاى گذشته‌ات بهتر است»

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    13 آبان :)
    نوشته
    561
    حضور
    24 روز 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    2166



    نقل قول نوشته اصلی توسط techies نمایش پست ها
    چون بیکاری عزیزم...اگه ذهنت مثل بقیه درگیر بود حرف دیگران که سهله ناهار امروزتم فراموش میکردی...
    شما از آن جمله افرادی هستید که اگر در کلاس ، بقیه یک قسمت درس را متوجه نشده باشند و بپرسند سریع شروع به مسخره کردن و تیکه انداختن می کنید.
    «عابدى هفتاد سال خدا را بندگى كرد، روزها را روزه و شبها را به نماز مى‌ايستاد، آنگاه حاجتى از خداوند متعال طلب نمود، ولى بر آورده نگرديد، رو به خود كرد و گفت: اشكال از خود تو است، چون اگر در تو خيرى مى‌بود، حاجتت روا مى‌شد، در اين هنگام خداوند متعال فرشته‌اى براى او فرستاد و گفت: اى فرزند آدم! اين يك لحظه‌اى كه خود را كوچك شمردى، از تمام عبادتهاى گذشته‌ات بهتر است»

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    99
    حضور
    7 روز 13 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    414



    تایپیک خوبیه
    ذهن منم درگیر این هست که چطور خود رو بسازیم طوری که رفتارهای سرد و گرم بقیه هیچ تاثیری در ما نداشته باشه و ما رویه ثابت خود رو داشته باشیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه کنیم که این صفت رو در خود به وجود بیاریم؟؟؟؟؟؟؟؟
    و اینکه ایا در مقابل سردی دیگران ،گاهی نباید سرد شد؟؟

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    339
    حضور
    24 روز 12 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    59
    صلوات
    2009



    من خودم هم یه مدت درگیر این چیزا بودم، میخوام چیزایی که باعث بهتر شدنم شد رو بهتون بگم ان شاالله که مفید باشه:
    1.اولا اینکه شما هیچوقت نمیتونید همه رو نسبت به خودتون راضی نگه دارین. یعنی شما هرجوری که باشین بالاخره یه عده هستن که از شما خوششون نمیاد و ممکنه باهاتون سرد برخورد کنن. پس اینکه شما بخواین با هر حرف دیگران رفتارتون رو عوض کنین مجبور میشین هرروز یه جوری باشن، ثبات شخصیتتون از بین میره، شخصیت واقعی خودتون رو فراموش میکنین. شما نمیتونید خودتون رو با آدما تنظیم کنین چون یه چیز ثابتی نیست، حتی نظر یه فرد خاص ممکنه هردفعه عوض بشه یه روز با شما خوب باشه یه روز بد.باید خودتون رو با خدا تنظیم کنین تا همه چیز درست بشه، اگه خودتون رو با خدا تنظیم کردین و اون وقت کسی با شما مشکل داشت، همون بهتر که با شما مشکل داشته باشه چون اون وقت مشکل اصلیش با خداست.
    2. شما هرچقدر به این موضوع حساس بشین خودتون آسیب میبینین. پس سعی کنید بهش فکر نکنید. هروقت فکرتون منحرف شد بگید: آخه این آدم ارزشش رو داره که من وقتمو صرف فکر کردن به اون بکنم؟ قطعا نه.و ذهنتون رو مشغول کار دیگه ای کنید.
    3. مهمترین نکته: اگر شما پشت سر آدمای دور و اطرافتون، آفریدگارشون رو ببینین یعنی پشت همه ی آدما خدا رو ببینین خیلی بهتون کمک میکنه. یعنی اگه خدمتی به کسی کردین اون خدمت رو خدمت به خدا بدونین نه اون شخص. بذارید منظورم رو با این جملات بهتر بیان میکنم:
    "کسی میگفت:"من چیزهای زیادی بخشیدم و درعوض فقط یک نگاه توهین آمیز دریافت کردم". بیایید به فرد ندهیم . به شخص ندهیم.بلکه آن شخص را به عنوان تصویری از خدا بدانیم و آنچه که به او میدهیم به خدا بدهیم. آن شخص فقط مانند یک صندوق پست است.وقتی که نامه ای را پست میکنید مهم نیست که صندوق پست کهنه است یا نو. فقط نامه را در آن می اندازید و اطمینان دارید نامه به مقصد خواهد رسید . مقصد ما خداست.با چنین اعتقادی ببخشید و بدهید آن وقت متبرک خواهید شد."
    اینجوری اگه یه لبخند تحویل دیگران بدین ، یا یه اخلاق خوب تحویل دیگران بدین این لبخند و این اخلاق خوب رو برای خدا بدونید نه اون آدما. اینجوری حتی اگه اون ها سرد برخورد کنن هم براتون مهم نخواهد بود چون هدف یه چیز دیگست . اونا مثل همون صندوق پست کهنه و خراب میمونن که اهمیتی ندارن.

    این نکته ی آخری رو خیلی توجه کنید.
    امیدوارم کمکی کرده باشم.
    التماس دعا

    خدایا من چیزی نمیبینم آینده پنهان است ولی آسوده ام، چون تو را می بینم و تو همه چیز را . . .

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه - کلام - روانشناسی
    نوشته
    76
    حضور
    1 روز 9 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    165



    نقل قول نوشته اصلی توسط paye2 نمایش پست ها
    سلام خسته نباشید
    من 18 ساله هستم . و یک عادتی دارم اونم اینه که :وقتی با هرکسی صحبت می کنم و طرف مقابل یک پسخی به من میدهد، اگر پاسخش با پاسخ خودم برابر باشد که هیچی اما اگر پاسخش با پاسخی که من در ذهن دارم هماهنگ نباشد روزها می شینم فکر می کنم که چرا فلانی همچین برخوردی رو با من داشته؟! ... ایا می خواسته به من بی احترامی کنه ؟... خیلی زود نظرم به جنبه منفی موضوع جلب میشه یعنی اگر یک نفر به من بگوید چه جوان رعنایی هستی ! فکر می کنم که داره منو دست می ندازه یا سر به سرم می زاره هرچند که شاید طرف مقابل از روی نیت خیر و تعریف و تمجید این حرفو زده باشه اما من روز ها می شینم پای این مسئله و روش فکر می کنم از اساتید محترم این سایت درخواست کمک دارم که لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید که این عادت بد را بتوانم کنار بگذارم
    سلام
    رسیدن به آرامش نیاز به عمل کردن به یک الگوی مشخص و نسخه خاص دارد. لذا اگر شما میخواهی این دغدغه ها را نداشته باشی باید اولا در مقابل عکس العمل هایی که از دیگران میبینی و خوشایند شما نیست مطابق با گفته امیر المومنین علیه السلام عمل کنی. حضرت می فرماید وقتی رفتار ناشایستی از فردی دیدی آن را تا 70 مرتبه برای خود توجیه کن و از آن برداشت مثبت داشته باش. مثلا اگر شما از کسی تقاضای مقداری پول میکنی و میدانی طرف هم آن پول را دارد ولی در جواب شما میگوید ندارم، پیش خود بگو حتما به این پول نیاز دارد و چون روش نشده مستقیم این را بگوید مجبور شده دروغ بگوید یا ...
    ثانیا باید سعی کنی انتظار خود را از اطرافیان به حد اقل برسانی یعنی در مقابل کارهایی که برای دیگران میکنی انتظار پاسخ مثبت و جبران نداشته باشی بلکه از همان اول نیتت این باشد که این کار برای رضای خدا انجام میشود و پاداش را از او بخواهی.
    این دو راهکار در کنار هم به شما کمک میکند تا با مشکل فعلی مقابله کرده و خود را به آرامش برسانید.
    پیروز و سربلند

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    118
    حضور
    13 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    694



    نقل قول نوشته اصلی توسط paye2 نمایش پست ها
    اگر یک نفر به من بگوید چه جوان رعنایی هستی ! فکر می کنم که داره منو دست می ندازه یا سر به سرم می زاره هرچند که شاید طرف مقابل از روی نیت خیر و تعریف و تمجید این حرفو زده باشه اما من روز ها می شینم پای این مسئله و روش فکر می کنم

    سلام. یکی از دلایل خیلی مهمی که باعث میشه ما نسبت به انتقادها، یا تعریف و تمجید دیگران حساس باشیم به اعتماد به نفس مون برمیگرده.
    این کاملا طبیعیه که ما دوست داریم همیشه ازمون تعریف کنن، خوبیهامون رو پررنگ کنن، تأییدمون کنن. همه ی آدما این نیاز رو در خودشون دارن. اما مشکل از اونجا شروع میشه که ما رفتارهای بعدی خودمون رو بر اساس همین تعریف ها و انتقادها برنامه ریزی میکنیم.

    مثلا جناب
    paye2 نوشته بودن که وقتی کسی ازشون تعریف میکنه، احساس میکنن که دستشون انداختن. این دلیل اصلیش به اعتماد به نفس شون برمیگرده. اگر شما خودتون رو باور داشته باشین، هرکس که ازتون تعریف کنه خیلی راحت میتونین اونو بپذیرین. البته منظورم این نیست که آدم نسبت به خودش تکبر و غرور داشته باشه. منظورم اینه که خودمون، خودمون رو اونطوری که هستیم دوست داشته باشیم، خودمون رو باور داشته باشم.
    روی اعتماد به نفسمون خیلی کار کنیم. اما اینطوری هم نشیم که اگر کسی از ما انتقادی کرد، حتی انتقاد درست و سازنده، واسه حرفاش ارزشی قائل نشیم.

    درستش اینه که خودمون رو دوست داشته باشیم. اگر کسی انتقادی کرد در مورد حرفاش فکر کنیم، اگر چیزی که میگفت درست و منطقی بود بهش ترتیب اثر بدیم. ولی اگر انتقادش اشتباه بود، برخلاف خواست خدا بود یا دور از شأن یه آدم باشخصیت بود، کاملا بی تفاوت میتونیم از کنارش رد بشیم. بدون اینکه درگیری ذهنی برامون ایجاد کرده باشه. اینم فقط در صورتی امکان پذیره که اعتماد به نفسمون بالا باشه و خودمون رو باور داشته باشیم. تنها راهش فقط همینه.


    البته پایین بودن اعتماد به نفس هم یکی از دلایلش به این برمیگرده که یه نفر از زمان بچگی، تو خانواده مورد تأیید قرار نمی گرفته. فقط ازش انتقاد میشده، فقط بدی هاش گفته میشده، هیچوقت از خوبی هاش حرفی نمیزدن. نقاط ضعفش همیشه تو چشم بودن و خانواده و اطرافیان با همین ها سرزنشش میکردن. این طبیعیه که وقتی یه نفر از طرف خانواده همیشه مورد نقد قرار میگیره، بدون اینکه ذره ای از خوبی هاش تعریف بشه، اعتماد به نفسش پایین میاد. دیگه نمیتونه خودشو باور کنه. دیگه نمیتونه خودشو دوست داشه باشه.
    بخاطر همین وقتی یه نفر میاد و ازش تعریف میکنه، نمیتونه اونا رو بپذیره. چون سرزنش های خانواده و اطرافیان، این باور رو بهش القا کرده که تو این ویژگی خوب رو، تو خودت نداری. بخاطر همینم چند روز ذهنش درگیر میشه که این آدمی که ازم تعریف میکرد واقعا راست میگفت یا اینکه منو دست انداخته بود؟


    ویرایش توسط pariii : ۱۳۹۳/۰۸/۰۳ در ساعت ۱۱:۴۷

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود